فاطمه حميدى
ايجاد ارتباط دوگانه از ويژگيهاى ذاتى بشر است كه بدون آن نميتوان تعريف روشنى از زندگى اجتماعى او ارائه كرد. سازگارى و همزيستى بر اساس «ارتباط ماندگار» يك باور زيرساختى در علم اجتماع است كه انديشمندان ايدههاى گوناگونى پيرامون آن را به حوزه علوم انسانى عرضه داشتهاند. برقرارى رابطه در فرهنگهاى سرزمينى مختلف و فراملى و نيز جوامع معتقد به اديان آسمانى نيازمند پيش زمينه و نوعى ايجاب بوده كه با وجود آنها نخستين حلقههاى زندگى جمعى شكل ميگيرد. اين ارتباط ممكن است با يك اشاره و نگاه زيرچشمى در سايه تصادف يا رخداد ناخودآگاه درخواست و طلب و يا با لفظى كوتاه آغاز ميشود. معمولاً در زندگى روزمره خود در موقعيتهاى متفاوت با وجود يكى از عوامل مذكور ميان ما و دهها فرد ديگر روابطى برقرار شده است. در رشته جامعهشناسى هر چقدر عامل ارتباط دهنده مبتنى بر مفاهيم ژرف، عاشقانه و محبتآميز و نيز برگرفته از باورهاى پايدار و متناسب با نظام خلقت و فطرت باشد در شكل دادن به روابط مستحكم ميان اعضاى يك مجموعه بشرى مؤثرتر و كارآمدتر خواهد بود. در جوامع گوناگون و با زيرساختهاى تمدنى مختلف جهت رسيدن به زندگى جمعى و ارتباط فعال و مستمر، مفاهيم و مبانى متفاوتى وجود دارد كه با مطالعه فرهنگها، آداب و رسوم حاكم در هر جامعهاى ميتوان به اين عناصر دست يافت. البته عامل رابطه در برخى محافل اجتماعى بشرى فاقد مفهوم و رسالت اجتماعى مترقى است. در اين نوشتار نويسنده در مقام تبيين آثار و كاركرد سلام در ابعاد مختلف روابط اجتماعى است كه با هم آن را از نظر ميگذرانيم.
اسلام دين رابطه
«عامل رابطه» از آغاز آفرينش و حضور انسان عاقل در عرصه گيتى و تشكيل زندگي جمعى تاكنون شكلهاى گوناگونى به خود ديده است. اما تا پيش از اسلام اين عامل يك واژه خشك، بيمعنا و صرفاً بهانه براى شروع گفتگوها و معاملات روزمره بشرى بود. ليك با آمدن اسلام به عنوان مكتب كامل الهى و مبتنى بر فطرت پاك انسانى كليه مفاهيم زندگى دگرگون و فرم نوينى يافت، زيرا كه اسلام: اولاً: آخرين و كاملترين دين آسمانى است كه به همه زواياى زندگى انسان پرداخته لذا به طور قطع اين دين براى ساماندهى حيات جمعى بشر بايد عنصر سازندهاي در جهت تقويت مبانى دوستى و& lt;/SPAN> عاطفى ميان افراد جامعه دينى به عنوان آلترناتيو كارآمد ارائه نمايد. ثانياً: اسلام به اجتماع، وحدت و يگانگى مردم بر محور واحد و يكسان با توجه به اصل اعتقادى توحيد اهميت ويژهاى قائل شد. پس براى تحقق اين مهم و رسيدن به وحدت و يگانگى و شكلگيرى جمعها و جماعتها با ملات اجتماعى چسبناكتر عرضه كرد تا جامعه دينى با روابط پايدارترى به حيات خود ادامه دهد. لذا عامل ارتباط با هدف شكلدهي به زندگى يكپارچه و همگرا و يگانگى بر محور توحيد عملى تحت عنوان «سلام» از سوي دين اسلام و پيامبر بزرگ آن تقديم جامعه بشرى شد.
سلام پيش از اسلام
پيش از اسلام واژه همانند يا با محتواى كامل «سلام» وجود نداشت. مثلاً در بين تبار عرب واژه تحيت رايج بود كه حتى در قرآن نيز به عنوان مفهوم ارتباط جمعي به آن اشاره شده است. البته الفاظ و عبارتهايى چون «حياك» «اهلا و سهلا» «صباح الخير» «مساءالخير» «نعيمه» براى برقرارى روابط روزمره و آغاز &l t;/SPAN>گفتگوها و نيز ابراز علاقه در قالب تحيت ميان اعراب جارى بود. در ميان ايرانيان نيز عبارتهايى چون «اغر بخير» «هي» و يا برخى از واژههاى ندايى براى ارتباط دوگانه معمول بود. اروپاييان بيشتر از واژه هلو (Hello) بهره ميگرفتند. اين عبارت تنبيهى بوده كه بيشتر شبيه اشاره است. متأسفانه مترجمان فارسى و عربى به اشتباه سلام را معادل آن قرار دادهاند در حالى كه ميتوان معادل «هي» در فارسي باشد. در فرهنگ عمومى بسيارى از اقوام و ملل عامل ارتباط اشاره و تحذيرى است گرچه در قالب الفاظ و واژگان ظاهرى رخ مينماياند.
سلام عامل ارتباط در اسلام& lt;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; TEXT-TRANSFORM: uppercase; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman'” dir=ltr>
سلام همان گونه كه اشاره شد علاوه بر واژه بودن در درون خود بيانگر فرهنگ، باور و نگرش عميق و كلى نسبت به جهان هستى و زندگى ميباشد. سلام در فلسفه يعني حركت از كثرت به سوى وحدت كه در جامعه دينى برخوردار از مفاهيم ذيل است. «سلام» يكى از نامهاى جلاله خداست. يعنى خدا عامل ارتباط انسانهاست و روابط را بايد بر مبناى اعتقاد و ابراز محبت به او
شكل داد و رابطهاى ارزشمند است كه با خداوند نسبت داشته باشد. در قرآن يكى از آيات كريمه به اين مفهوم اشاره دارد: هو الله الذى لا اله الا هو الملك القدوس السلام المؤمن المهيمن…( سوره حشر آيه 23). پس در جامعه توحيدى بايد كليه روابط بر مبناى يگانگى خدا باشد ما با سلام ارتباط برقرار ميكنيم و اين ارتباط كثرت جامعه توحيدى را به وحدت تبديل ميكند و نقطه اتصال كثرت خداوند متعال است. از دلايل مهم ديگر پيرامون جايگاه سلام در روابط اجتماعى اينست كه انسانها بايد گفتگوها و عواطف روزانه خويش را با نام و ياد خدا برقرار نمايند تا ضمن پايدارى استمرار يابد. زيرا هر رابطهاى كه براى خدا نباشد به تفرقه و جدايى منجر خواهد شد.
پيامهاى «سلام»
1– سلام يعنى پيام آرامش، صلح و امنيت در عصر معاصر بسيارى از قدرتمندان به ظاهر متمدن جهان سخن از صلح ميرانند و شعار آرامش و امنيت ميدهند اما در عمل به هيچ كدام از قواعد آن پايبند نبوده و نميباشند چون صلح و آرامش واقعى نيازمند باور پايدار و برگرفته از فطرت الهى و مبتنى بر نظام آفرينش و مشروعيت يافته از قانون آفريدگار ازلى ميباشد تا بتواند از درون افراد را ملزم به رعايت حدود و مرزهاى صلح و آرامش كند. اسلام جهت حاكم ساختن صلح و آرامش در جامعه انسانى و نفى كدورتها و كينهتوزيها و سالمسازى محيط زندگى انسانها يك شعار عملى و كاربردى را طراحى و به افراد بشريت هديه ميكند تا در روابط دوگانه و چندگانه خويش آن را مبادله كنند. پس سلام يعنى پيام افراد جامعه بشرى به يكديگر است و معنى آن اين است كه شما از دست من ايمن هستيد. حضرت امام على (ع) ميفرمايند: «و السلام أمانا من المخاوف» سلام براى امنيت از ترسها. (نهج البلاغه حكمت 252) در انديشه دينى سلام به مفهوم ارسال پيام صلح و آرامش است كه افراد را به هم مطمئن ميسازد تا به يكديگر ضرر و زيانى از بعد جاني، مالى و زبانى و غيره نرسانند. پيامبر گرامى اسلام (ص) در توضيح و تبيين زيرساخت اين باور ميفرمايد: المسلم من سلم الناس من يده و لسانه مسلمان كسى است كه مردم از دست و زبان او در امان باشند. لذا ميتوان اين گونه به نتيجه رسيد كه سلام نشانه مسلمانى است و مسلمان واقعى را به وسيله سلام و رابطه سالم و به دور از ضرر و زيان به ديگران ميتوان شناخت حال هر كس بر خلاف اين فرمول عمل كند بدون ترديد خارج از دايره مسلمانى است. امروز در عرصه سياسى جهان اسلام با پشتيبانى ابرقدرتها و نظام سلطه شاهد شكلگيري جريانهاى افراطى است كه با ارائه چهره توأم با خشونت از اسلام و نفى مظاهر مهرورزى و سلام قصد تخريب چهره دين و تزلزل پايههاى اعتقادى آن در حريم ذهن هواخواهان پاك سيرت جوامع بشرى و دينداران جوان را دارند كه بر مبناى روايت فوق الاشاره از رسول اكرم (ص) ميتوان به ادعاى مسلمانى آنان مشكوك بود.
2– سلام جزئى از حقوق مسلمانى
حضرت على (ع) در بخشنامهاى به تمامى فرمانداران و كارگزاران حكومت اسلامي در بيان منشور حقوقى مسلمانان و اشاره به عنصر مهرورزى در نظام دينى ميفرمايد: هرگاه به آبادى رسيدى در كنار آب فرود آى و وارد خانه كسى مشو با آرامش و وقار به سوى آنان حركت كن تا در ميانشان قرار گيرى به آنها سلام كن و در سلام و تعارف و مهربانى كوتاهى نكن. يعنى ما براى احترام به مسلمانان و حفظ حرمت آنها مكلف به اداى سلام هستيم تا كرامت آنها را ارج بنهيم. پيامبر مكرم (ص) ميفرمايد: مسلمان بر برادر مسلمان خود پنج حق دارد. تا او را ديدار نمايد به او سلام كند… (نهج الفصاحه ص250) حرمت و حريم انسان در قاموس الهى از آن چنان عظمت و اهميتى برخوردار است كه هيچ كس حق تنزل و يا تجاوز به آن را ندارد و بارها در & lt;/SPAN>تعاليم دينى تأكيد شده كه حرمت مسلمان از قداست كعبه نيز بيشتر است. لذا اسلام براى حفظ بزرگي، منزلت و كرامت انسانها مسلمانان را مكلف به اداى سلام با كليه جوانب و لوازم آن ميكند.
3– سلام اجازه ورود ب
ه حريمها با گفتن ايجاب و شنيدن قبول
بدون اداى سلام نميتوان اذن ورود به حريم خصوصى افراد به ويژه منازل و محلهاي استراحت ديگران را يافت. حضرت رسول گرامى اسلام در اين خصوص به مسلمانان سفارش ميفرمايند: فأذا دخلتم
بيوتا فسلموا اگر در حريم خانه كسى وارد شديد سلام كنيد. البته منظور اين حديث يك فرمان عام تكليفى در سيره نبوى است كه فرد مسلمان حتى در هنگام ورود به خانه خود نيز بايد به اهل بيت سلام كند. كما اينكه رسول معظم (ص) در هنگام ورود به منزل حضرت فاطمه زهرا (س)، ام سلمه و يا امام على (ع) خود را موظف به اداى سلام مينمود. در واقع در اينجا تحيت دو جنبه پيدا ميكند هم عاملي براى كسب اذن دخول و هم عبارتى جهت اداى احترام به صاحب خانه. مطابق روايت سلام به نوعى عقد رابطهاى دوجانبه اس
ت كه مستلزم ايجاب و قبول ميباشد يعنى بدون شنيدن پاسخ مثبت و قبول امكان ورود به حريم منزل كسى را نداريم و اين فرايند نشان از اهميت بالاى حريم و شأن افراد و محيط خانواده در فرهنگ عمومى اسلام دارد.
4– سلام آهنگ بهشتى در دنياى خاكى
سلام به عنوان مؤثرترين ابزار ارتباط نه فقط در اين دنيا داراى كارآيى است بلكه در جهان آخرت نيز خداوند مهربان براى آرامش بخشيدن به قلب بندگان مؤمن بهشتي و برگزيده خود «پيام سلام» را به آنان هديه ميكند. بهشتيان با شنيدن صلاى دلكش سلام طمأنينه و آرامش مييابند خداوند در قرآن چندين بار به اين امر اشاره نموده است كه نمونههاى آن عبارتند از: لايسمعون فيها لغوا الا سلاما و لهم رزقهم فيها بكره و عشيا در آن كلام بيهودهاى جز سلام را نميشنوند و براى آنها روزى است در صبح و شام (سوره مريم آيه 92) سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار به آنان ميگويند سلام خدا بر شما باد كه صبر پيشه كرديد و چه زيبا است عاقبت و جايگاه شما
5– سلام مهمترين عنصر احترام بزرگان به ويژه عالمان
در تعاليم اخلاقى اسلام بزرگداشت بزرگان و نخبگان شايسته همواره از بنياديترين سفارشها بوده و اين امر علاوه بر اينكه در راستاى نهادينه كردن ارزشگذارى به عنصر علم و دانش نيز قداستها و حرمتها از سويى عامل ارتباط جامعه با فرهيختگان و قلههاى رفيع علم و معنويت از رهگذر هنجارهاى محترمانه<SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'" dir=ltr lang=AR-SA&g t; است. نخستين كسى كه از اين رفتار و گفتار نيك در تكريم برگزيدگان بهره جست خداوند متعال بود كه نمونههاي فراوانى را براى آن ميتوان در قرآن يافت. در آيه 120 سوره صافات خداوند در ياد نيك حضرت موسى ميفرمايد: و سلام على موسى و هارون سلام بر موسى و هارون كه از بندگان بردبار بودند. همچنين در بزرگداشت منزلت حضرت عيسى (ع) در سوره مريم (س) ميفرمايد: سلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيا درود خدا بر او باد آن هنگامى كه زاده شد و روزى كه بميرد و روزى كه زنده برانگيخته خواهد شد. در فرهنگ شيعه به نسبت ساير مذاهب مساله سلام به بزرگان علم و دين از برجستگى خاصى برخوردار ميباشد كه ميتوان نمودهاى بارز آن را در زيارتنامهها و آداب ورود به اماكن و مضاجع مقدس جستجو كرد. السلام عليك يا ايها النبى و رحمه الله و بركاته (در نماز روزانه) و سلام على آل ياسين (زيارت آل ياسين) السلام عليك يا امينالله و يا وصى رسولالله (زيارت امينالله) السلام عليك يا فاطمه الزهراء يا سيده نساء العالمين (زيارت حضرت فاطمه) السلام عليكم يا اهل بيت النبوه و معدن الرساله و مهبط الوحى و مختلف الملائكه (زيارت جامعه) السلام عليك يا اباعبدالله و على الارواح التى حلت بفنائك (زيارت امام حسين) السلام عليك يا مولاى يا صاحب الزمان (زيارت امام زمان)
پيامدها و نتايج سلام
«سلام» به عنوان زيباترين، پرمحتواترين و موثرترين عامل ارتباط جمعى در ميان انسانها د
اراى پيامدها و ثمرات ارزشمند و بسيار گستردهاى در جامعه ميباشد. براى فهم و درك درست اين نتايج نگاهى گذرا به روايات نقل شده از رسول گرامى اسلام (ص) مياندازيم. ايشان كه اين گونه پيامدهاى سلام را برميشمرد: 1) ايجاد محبت و تقويت روابط عاطفى سه چيز محبت دوست را خالص ميكند سلامش كنى وقتى او را ديدى در مجلس جاى او را باز كنى و او را به بهترين نامهايش بخوانى (نهجالفصاحه ص 384) 2) ايجادكننده امنيت و آرامش سلام درود ملت و حافظ امنيت ذمه ماست (نهجالفصاحه ص 384) 3) تضمين بهشت براى سلام كننده واقعى سلام را فاش كنيد و اطعام كنيد با خويشاوندان الفت بگيريد و شب در حالى كه مردم در خوابند نماز شب بخوانيد تا به سلامتى وارد بهشت شويد. (نهجالفصاحه ص 383) 4) باعث آمرزش گناهان و بديها از جمله عوامل آمرزش گناهان اداى سلام و نيكو سخن گفتن است. (نهجالفصاحه ص 383) 5) نگهدارنده جمع امت اسلامى (عنصر اعتمادساز) سلام درود ملت و حافظ جمع ماست 6) سبب پاكيزگى از خصلت زشت تكبر آغازكننده سلام از تكبر به دور است (نهجالفصاحه ص 384) 7) عامل زدودن بيمارى حسادت و كينهتوزى در جامعه مرض امتهاى پيشين در شما نفوذ كرده است حسد و دشمنى كه سترنده است اما نه سترنده مو بلكه سترنده (تيغ زدن) دين است به خدايى كه جان محمد به كف اوست به بهشت نميرويد تا مومن شويد و مومن نشويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد آيا ميخواهيد شما را به چيزى خبر دهم كه اگر انجام دهيد يكديگر را دوست ميداريد. به همديگر سلام كنيد. (نهجالفصاحه ص 384) 8) كامل كننده ايمان فرد مسلمان تا سه صفت در بندهاى نباشد ايمان وى كامل نشود صدقه دادن در تنگدستى و انصاف دادن به ضرر خود و سلام بسيار كردن. (نهجالفصاحه ص384) 9) سبب صله ارحام و رابطه با خويشاوندان به خويشان نزديكى جوئيد اگرچه به وسيله سلام (نهجالفصاحه ص 383)
آداب و چگونگى سلام كردن
سلام به مثابه فرمول روابط جمعى و نيز عامل همگرايى جامعه اسلامى (در بعد روحى و اخلاقي) با داشتن آثار گسترده يقينا بدون توجه به لوازم و رسم آن نميتوان به نتايج مطلوب و دلخواه رسيد. بزرگان دين به ويژه پيامبر گرامى اسلام در خصوص آداب سلام كردن نكات مختلفي را بيان داشته كه ما در اين مقوله مختصر با گردآورى و كنار هم نهادن اين سفارشها در صدد بيان فرمول منسجم آداب سلام كردن ميباشيم. نمونههايى از اين نكات ذيلا با بهرهگيرى از روايات تقديم</SPAN& gt; ميگردد.
به همگان سلام كردن و همراه ساختن آن با مصافحه
ديلمى در كتاب ارشاد القلوب روايت كرده است رسول خدا(ص) با فقير و غني يكسان مصافحه ميكرد و دست خود را نميكشيد تا طرف دست خود را بكشد و به هر كس كه ميرسيد سلام ميكرد (ارشاد القلوب باب 32)
سبقت گرفتن در سلام
حضرت امام صادق(ع) ميفرمايد: براى آغازگر سلام هفتاد ثواب است افشاى سلام و اظهار علنى آن (گفتن با صداى بلند) سلام از جمله عوامل نفى نفاق و دورويى و كينه در روابط اجتماعى است لذا همواره از بزرگان دين به ما سفارش شده كه سلام را به صداى بلند اظهار كنيم. رسول خدا در اين زمينه ميفرمايد: سلام را آشكار كنيد تا رشته دوستى شما ا
ستوار گردد (نهجالفصاحه ص383) سلام را آشكار كنيد تا سلامت باشيد (نهجالفصاحه ص383) بدون گفتن سلام وارد مكان نشدن شيخ صدوق در كتاب فقيه از حضرت اميرالمؤمنين (ع) پيرامون سنت رسول خدا (ص) ميفرمايد: پيامبر براى ورود به منزل ديگران سه بار سلام ميداد اگر جواب ميشنيد داخل ميشد وگرنه برميگشت (كتاب الفقيه صدوق ص 88) سلام قبل از طرح هر خواستهاى سلام بر سؤال مقدم است هر كه پيش از سلام سؤال آغاز كرد جواب ندهيد. (نهجالفصاحه ص 383)
ثواب و منزلت سلام كننده
در بيان اهميت و جايگاه سلام و در راستاى تشويق مسلمانان به انجام اين امر مهم و براى تقويت ساختار روابط عاطفى آنان اسلام از رهگذر فرمايشات پيشوايان دين به بيان ثواب و پاداش سلام نيز اشاره ميكند تا دينداران را در اجراى مسابقه خيرات تشويق و ترغيب نمايد. در زمينه توضيح ثواب سلام حضرت امام حسين (ع) ميفرمايد: سلام هفتاد حسنه دارد شصت و نه تا براى آغازكننده و يك حسنه براى پاسخگو است. پيامبر اكرم (ص) در وجوب و استحباب قبول و ايجاب سلام
ميفرمايد: سلام كردن به دلخواه است و جواب آن واجب است. (نهجالفصاحه ص 383) همچنين ايشان در بيان وجوب پاسخ دادن به سلام ديگران ميگويد: سلام را جواب دهيد و از محارم چشم پوشيد و سخن نيكو بگوييد (نهجالفصاحه ص 383) در حديثى ديگر حضرت محمد (ص) بخيلترين آدمها را كسانى ميداند كه در اداي سلام دچار بخل شدهاند و ميفرمايد: بخيلترين مردم آن كس است كه از سلام دادن بخل ميورزد. (نهجالفصاحه ص384) پاسخ سلام بايد چگونه باشد: قرآن كريم به عموم مسلمانان تأكيد ميكند اگر كسى به شما سلام داد بايد به شيوه و شكل بهترى او را پاسخ گوييد تا بر اين اساس مسلمانان را به تعميق روابط اجتماعى ترغيب نمايد. هرگاه كسى به شما سلام و تحيت گفت</SPAN> ; شما نيز بايد تحيتى بهتر از آن و يا نظير آن را پاسخ دهيد زيرا خدا به حساب هر نيك و بدى كاملا خواهد رسيد. (نساء-85)
http://shiaonline.info