ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

آثار و ثمرات تولّی و تبرّی






ویژگیهای یك ملّت زنده


ارگانیزم بدن آدمی بر هماهنگی و پیوستگی بنا شده است. از یك طرف با این هماهنگی برای نیازهای درونی پاسخ موافق و همراه، دارد و از سوی دیگر به دفاع از تجاوز دشمن خارجی بر میخیزد و نظام پیوسته تن را از هر خطر حفظ میكند.
گلبول
های سفید خون، در
برابر دشمن حالت دفاعی دارند، همین كه هجوم عوامل بیگانه و میكر
وبهای زیانمند را مشاهده كردند، سنگر میبندند، و از پای نمینشینند تا دشمن را نابود كنند و یا خود كشته شوند.
این وحدت در جبهه گیری و هماهنگی و پیوستگی، جزء نظام آفرینش است و هیچ اجتماعی از این اصل، فارغ نیست. مسلمان نیز، باید بداند كه عضو جامعه اسلامی و جزئی است از این كلّ و این،‌ خواه و ناخواه شرایط و حدودی را ایجاب می كند.
روابط دوستانه و صمیمانه مسلمان با مسلمان دیگر باید در حد و در خور عضویّت در یك پیكر و جزئیّت در یك كل، باشد نیز روابط ع
ضو پیكر اسلامی، با دیگر اعضا ‌آن و با اعضاء پیكر غیر اسلامی،‌ باید به گونه
یی باشد كه به وحدت و استقلال جامعه اسلامی آسیبی وارد نسازد.[1]
ملّت
های زنده و بیدار نیز، هماره از این اصل پیروی میكنند و دوست و دشمن را با یك چشم نمینگرند. یك انسان روشن، آگاه متعهد و مسؤول، نمیتواند در ظاهر با خدا باشد و در باطن با طاغوت و عوامل طاغوتی. از یك سو، دوستی امام حسین ـ علیه السّلام ـ را در دل بپرورد و از آن دم بزند و از دیگر سو، با یزید و عوامل یزید كنار آید، تنها ابو هریره ها، میتوانند هم بر سفره معاویه بنشینند و هم در نماز حضرت علی ـ علیه السّلام ـ حاضر شوند. به طور كلّی، ملّتهای آگاه و انسانهای روشن، روش خود را نسبت به دوست و دشمن روشن میكنند و این روش مبتنی بر دو اصل اساسی است:
1. هم بستگی و دوستی با افراد هم كیش و هم هدف، به ویژه رهبران و پیشوایان.
2. تنفّر و بیزاری از بیگانه
ها و عناصر فاسد و خطرناك.
این است اصول سیاست در روابط ملت
های زنده و مستقل و آزاد جهان، از یك سو حفظ روابط دوستانه و برادرانه با افرادهم رزم و هم فكر خویش، نیروی داخلی را استوار می كند و از دیگر سوی با طرد بیگانگان حدود استقلال خود را محفوظ می دارند.
این همان دو اصل اساسی اسلام «تولّی و تبرّی» است كه در قرآن به عنوان دو صفت ممتاز و مهم در مورد یاران پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و مجاهدان صدر اسلام ذكر شده است. «محمّد رسول الله و الّذین معه اشدّاء علی الكفار رحماء بینهم»[2] محمّد ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرستاده خدا است و كسانی كه با او هستند بر كافران سختگیر و با هم مهربانند.
گرچه تمام مكتبها و احزاب و ادیان، برای خود، نوعی تولّی و تبرّی دارند، ولی اسلام بهترین را داراست و آن را با ایمان، عقیده و عمل آمیخته است تا استوارتر و سازنده تر باشد. اینك از چشم انداز ویژه
ای این دو اصل را بررسی می‌كنیم.


تولی ضامن وحدت و ارتقاء


تولی یعنی دوستی با دوستان خدا، و پذیرش «ولایت امر» و رهبری رهبران پاك خدا.
بی شك بر اساس این اصل، انسان می تواند خود را عضو یك پیكر (جامعه اسلامی) بداند، با این طرز فكر، اجتماع به هم پی
وسته و هماهنگ می
شود، و در سایه آن میتواند استقلال و عزّت خود را هماره حفظ كند.
قرآن كریم می
فرماید: «و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنكر[3]»
مردان و زنان مؤمن، برخی «ولی» برخی دیگرند، به معروف، امر و از منكر، نهی می
كنند. جمله «یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنكر» كه در پایان آیه آمده، یادآور اصلی است كه بیان كردیم، زیرا در اجتماعی كه افراد آن با دوستی، به هم پیوسته باشند، نمیتوانند نسبت به یكدیگر بی تفاوت بمانند و به سرنوشت هم، علاقمند نباشند، پس هر گاه یك نفر، «معروفی» را ترك میكند، دیگران به او گوشزد میكنند و هنگامی كه منكری میبینند، در صدد اصلاح آن بر میآیند.
همین آیه، شاهد آن است كه محبّت مسلمانان نسبت به هم، منشاء مسؤولیت و تعهّد است، چرا كه اگر این مسؤولیّت احساس نمی
شد، امر به معروف و نهی از منكر نمیكردند. ضمناً جامعه اسلامی، در سایه دوستی ویژه یی كه به رهبران دینی خویش دارند، به همه خوبیها رهنمون میشوند.[4]
رهبر بزرگ اسلام، امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرموده
اند: یبنی الاسلام علی خمسه اشیاء علی الصلوه و الزّكوه و الحج و الصّوم و الولایه…» اسلام بر پنج اساس بنا شده است نماز ـ زكات ـ حج ـ روزه و ولایت. زراره یكی از شاگردان برجسته امام ـ علیه السّلام ـ میپرسد كدام برتر است؟ می فرمایند ولایت، چون كلید همه آنها است و نیز به خاطر این كه، ولیّ راهنما و دلیل دیگران است.[5]


تبری حافظ مو
جودیّت
ها


تبرّی یعنی بیزاری از دشمنان خدا و سرباز زدن از اطاعت و قبول رهبری آنان.
حوزه اسلام در صورتی مصون از آفات می
ماند كه با بیگانگان روابطی محدود داشته باشد و گرنه بیگانگان در میان آنان نفوذ میكنن
د و با سم پاشی، پیكره وحدت و هماهنگی مسلمانان را مسموم می
سازند و به اختلافها دامن میزنند و مسلمانان را به كفر و فساد، سوق میدهند و ذخائر طبیعی و خدا داد آنها را به یغما میبرند.
قرآن كریم می
فرماید: «یا ایها الّذین آمنو لا تتخذو ابائكم و اخوانكم اولیاء إن استحبّو الكفر علی الایمان و من یتولهم منكم فأولئك هم الظّالمون[6]» ای گرویدگان اگر پدران و برادرانتان كفر به جای ایمان برگزیدند، آنان را اولیاء خود نگیرید و هر كه چنین كند از ستمكاران است.[7]
و درباره منافقین می
فرماید: «… ودّوا لو تكفرون كما كفروا فتكونون سواء فلا تتخذوا منهم أولیاء» آنها دوست داشتند شما نیز، مانند آنان كافر شوید و با هم یكسان گردید، پس از میان ایشان ولیّ و سرپرست و رهبر بر نگزینید.[8]
مسلمانان به این مسأله مهم و حیاتی، اهمیّت برادری و فرزندی، با كافر و مشرك همكاری كنند. و اگر پیش می
آمد، از جنگ و مبارزهی با آنان نمیهراسیدند و سرباز نمی دزدند.
حضرت علی ـ علیه السّلام ـ وضع مسلمانان فداكار صدر اسلام را چنین توصیف می
فرمایند:
«لقد كنّا مع رسول اله ـ صلّی الله علیه و ‌آله ـ نقتل آبائنا و أبنائنا و اخواننا و أعمامنا، ما یزیدنا الاّ ایماناً و تسلیماً[9]»
ما با پیامبر (چنان بودیم كه) پدران، فرزندان، برادران و عموهای خود را می
كشتیم و این كار جز این كه ایمان و تسلیم ما را می<SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'" dir=ltr lang=AR-SA&gt ;افزود اثر دیگری نداشت یعنی حق را بر هر چیز برتری می دادیم و برای بر پا داشتن آن، حتّی با خویشان خویش میجنگیدیم.
ابوسفیان برای ملاقات پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و ‌آله ـ به مدینه آمد و به منزل دختر خود ام حبیبه همسر حضرت رسول ـ صلّی الله علیه و آله ـ داخل شد و چون خواست بر فرشی كه جایگاه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ بود، بنشیند، ‌دخترش فرش را جمع كرد، ابوسفیان گفت دخترم نفهمیدم، نمی
خواهی من روی آن بنشینم (آن را لایق من نمی‌بینی؟) جواب داد: این فرش جایگاه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ است و تو مردی مشرك و نجس هستی، دوست ندارم بر فرش رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بنشینی.[10]


هدف از تبرّی


اسلام نمی گوید مسلمان باید به غیر مسلمان هیچ گونه ارتباطی نداشته باشد، بلكه چون آیینی جهانی و همگانی به یك مكان یا زمان خاص، اختصاص ندارد، آغوش خود را برای پذیرش همه ملّت ها باز گذارده است و این خود لازم میدارد كه با دیگران بی ارتباط نباشد.
پس «تولّی» و «تبّری» مفهوم خاص دارد كه با اصل جهانی بودن اسلام سازگار است، باید گفت یكی از اهداف اسلام از «تولّی و تبرّی» این است، كه مسلمانان باید دستورهای رهبر دینی و پیشرو خود را ایفا كند، نه این كه مجری طرح و نقشه بیگانگان باشد، او باید نسبت به بیگانگان الهام دهنده باشد نه الهام گیرنده و مقلّد و دنباله رو، او باید از این كه كافران را ولیّ و سرپرست خویش قرار دهد، اكیداً بپرهیزد.
از این رو، قرآن در بسیاری از آیات به مسلمانان هشدار داده است كه بیگانگان كافر را ولیّ و متصدّی امور خود قرار ندهید و از فرمانشان اطاعت نكنید، زیرا این گونه آقا بالاسری
ها اثر فكری و روانی دارد و سرانجام مسلمانان را تحت تأثیر قرار میدهد پذیرش ولایت و سرپرستی آنان سبب می شود كه الگو شوند و مسلمانان پیرو آنان باشند، این كار برای جامعه اسلامی خطرات بسیاری دارد.
قرآن در این باره می
فرماید: «ای مؤمنان، كافران را به جای مؤمنین اولیاء خویش نگیرید و هر كه چنین كند بهرهای از ولایت خدا ندارد و از اولیاء و در حزب او نیست»[11]
در جای دیگر درباره چنین افرادی كه كفّار را به عنوان سرپرستی پذیرفته
اند میفرماید: «الذّین یتخذون الكافرین اولیاء من دون المؤمنین أیبتغون عندهم العزّه فإن العزه لله جمیعاً»[12]
كسانی كه كافران را به جای مؤمنان، اولیاء (خویش) می گیرند آیا عزّت را نزد آنان می جویند؟ همانا تمامی شرف و عزّت نزد خدا است.
پیوند با كفّار، پذیرش آنان بر مؤمنین، خطر بزرگی است كه مسلمانان باید از آن بهراسند، ملّتی كه در سرنوشت خود نفوذ بیگانه را لمس كند و آن را در شریان
<SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'" dir=ltr lang=AR-SA& gt;های خویش جاری ببیند، كم كم بدان خو میگیرد و روح مقاومت، مبارزهای با بیگانگان و استقلال طلبی، در او میمیرد. پیوند با دشمنان دین، در فكر و روان تأثیر شگرفی دارد و موجب میشود ایمان به خدا، پیامبر، معاد، قرآن و قوانین كامل اسلام، به سستی و یا نابودی بیانجامد، و جامعه را به الحا
د، لاابالیگری، در اموردینی و فساد و گناه بكشاند و چون افراد، چنین شدند، برای یغماگران استعمارگر كه در كمین نشسته
اند و نقشه طرح میكنند، راه هموار میشود تا بر ذخائر مادّی و معنوی آنان دست یابند، و چپاول كنند و این است همان ضرر بزرگ یعنی از كف دادن سیادت و عزّت و پوشیدن جامه ننگ و ذلّت.
دشمنان دین همیشه می
كوشند، برای نفوذ به جامعه اسلام طرح دوستی بریزند و آن را پلی برای آرمانهای خویش قرار دهند و تا ما را پیرو نقشههای خود نكنند، از پای نمینشینند چنان كه قرآن عزیز میفرماید: «و لن ترضی عنك الیهود و النصاری حتّی تتّبع ملّتهم[13]» یهود و نصاری هرگز از تو خشنود نمیشوند، مگر این كه آیین ‌آنان رامتابعت كنی.


شباهت به كفّار و تقلید از آنان


اسلام، به استقلال جامعه اسلامی، چنان اهمیّت میدهد كه راضی نیست به آن اندكی آسیب معنوی و مادّی وارد آید و از این رو با هر گونه عاملی كه به ضرر این انگیزه اسلامی است می<SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'" dir=ltr lang=AR-SA&g t;جنگد. حتّی مسلمان را از تقلید كافران در لباس و غذایشان باز می دارد و بدین ترتیب راه نفوذ را بر بیگانگان میبندد.
رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می
فرمود: لباس دشمنان مرا نپوشید، غذاهای دشمنان مرا نخورید، راه آنان را نپیمایید كه مانند آنان دشمنان من می شوید.[14]


علی ـ علیه السّلام ـ میفرماید: این امّت، مادام كه لباس بیگانه نپوشد و طعام بیگانه را نخورد، در رستگاری است و چون چنین كند خدا بر او نشان ذلّت می زند.[15]
ابن خلدون دربازدیدی كه از اندلس اسلامی (اسپانیای فعلی) به عمل آورد در كتاب خود (مقدّمه)، آثار نفوذ مسیحیان را چنین می نگارد: «… چنان می
بینم آنان را كه در لباسها، مدالها و بسیاری از حالات، حتّی در ترسیم تمثالها بر دیوارها و كارخانهها و خانهها از اجانب هم جوار خود تقلید میكنند كه هر بیننده یی كه از روی خرد بنگرد میفهمد، همین علامت استیلاء اجانب بر آنها است.[16] و با كمال تأسف دیدیم كه در اثر همین سهل انگاری، سرانجام كشور اسلامی و متمدّن اندلس به یك كشور صد در صد مسیحی (اسپانیا) مبدل شد.


رازداری


یكی از عوامل مهم پیروزی و استقلال حفظ اسرار مهم نظامی، سیاسی، اقتصادی و غیره از بیگانگان است، بسا پیش آمده است كه افشای یك راز، موجب شكست یك طرف و پیروزی طرف دیگر شده است.
قرآن كریم درباره این نكته حسّاس چنین یا‌دآور می
شود: ای كسانی كه ایمان آوردهاید از غیر خودتان محرم اسرار نگیرید كه آنان در ایجاد فساد و زیان رساندن به شما كوتاهی نمیكنند بدبختی و مشكلات شما را دوست می دارند و حتّی آرزو میكنند نشانههای بغض و كینه از گفتارهاشان هویدا است و آنچه در سینهها پنهان دارند بزرگتر است.[17]
این آیه به مؤمنان هشدار می
دهد كه رازشان را به غیر خودشان نگویند و بیگانگان از دین را محرم اسرار خویش نپندارند، زیرا كفّار هر اندا
زه كه بتوانند، از اذیّت مسلمانان و ضرر رساندن به آنان كوتاهی نمی
كنند و دوستی ظاهری آنان نباید مؤمنان را بفریبد، اینان نه تنها خیر و راحتی مسلمانان را نمیخواهند. بل هماره دوست دارند كه در رنج باشند. دلهاشان نسبت به حق پرستان از كینه لبریز است، تا آن جا كه حتی از گفتارشان پیدا است.


خطرناكترین عامل سقوط


امروز دیگر بر همه روشن شده است كه اتّكاء بر سیاست و قدرت و بر تعهدات و پیمانهای ابرقدرتها چقدر زیان بار است چه بسا پایدار ترین و عزیز ترین هم پیمانان خود را در سختترین
شرایط، در سراشیب سقوط و مرگ و ذلّت تنها رها ساختند و به یاریشان نشتافتند.
درجهان بینی اسلام، مسلمانان از اتكاء به كافران نهی شده اند، قرآن در این زمینه می فرماید: «ولا تركنوا الی الذین ظلمو افتمسكم النّار و ما لكم من دون الله من اولیاء ثم لا تنصرون»[18] به كسانی كه ستم كردند میل نكنید و «محبّت نورزید) كه در آتش در می
افتید و جز خدا، ولی و سرپرستی ندارید و سپس یاری نخواهید شد.
در جای دیگر می فرمایند: دسته یی را نمی یابی كه به خدا و روز واپسین ایمان داشته باشند (و در همان حال با كسانی كه با خدا و پیامبرش دشمنی می ورزند دوستی كنند، گرچه پدران، فرزندان، برادران و یا عشیره آنان باشند، اینان كه خدا ایمان رادر قلب
هایشان ثابت قرار داده و آنان را به نور ‌ایمان تأیید فرموده است و آنان را به باغ هایی كه در آنها نهرها جاری است وارد میسازند كه همیشه در آن جا باشند، خدا از آنان راضی و آنها نیز از خدا خشنودند، آنان حزب خدا هستند آگاه باشید كه
تنها حزب خدا رستگار است.[19]


مرزهای همكاری و دوستی با كفّار


از بررسی مجموع آیات و روایات بر مییاد كه نیكی با كفّار در صورتی از نظر اسلام بدون اشكال است كه زیانی بر اسلام و مسلمانان نداشته باشد به ویژه نسبت به آنان كه در پناه اسلام و در ذمّه‌ مسلمانان نداشته باشد به ویژه نسبت به آنان كه در پناه اسلام در ذمه مسلمانان هستند و به تعهدات و مقررات ذمه پای بندند ـ قرآن می فرماید: «لا ینهكم الله عن الذین لم یقاتلوكم فی الدین و لم یخرجوكم من دیاركم أن تبروهم و تقسطو
الیهم إن الله یحب المقسطین»
خداوند شما را از نیكی كردن و رعایت عدالت نسبت به كسانی كه در اثر دین باشما پیكار نكردند و از خانه و دیارتان بیرون نراندند، نهی نمی كند؛ چرا كه خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد.[20]
البته باید توجّه داشت كه در عین حال، با آنان صمیمیّت نمی توان داشت و می
باید برنامه رفتار یك مسلمان با كافر، خالی از عنایتهای خاص یك مسلمان با مسلمان دیگر باشد. مسلمان هیچ گاه نمی تواند كافر را عضو پیكری بداند كه خود جزئی از آن است ولی اگر كافرانی وجود داشته باشند كه با عناد و دشمنی نسبت به مسلمانان رفتار میكنند و معاشرت با آنان با اخلاق و عقیده مسلمانان ضرر می رساند، و یاموجب نفوذ عوامل بیگانه می</SPAN&gt ;‎گردد باید از هر نوع كار و دوستی با آنان به طور كلّی، اجتناب كرد و اگر ارتباط با آنان موجب تفوق و برتری آنان می شود، باید این ارتباط، ترك شود، مثلاً معامله با كفّار اگر چه به طور كلّی حرام نیست، ولی اگر معامله‌با كفّار موجب تقویّت آنها باشد، حرام و به ویژه فروش اسلحه و مهمّات به آنان نشانه كفر است.
رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در گفتاری خطاب به علی ـ علیه السّلام ـ، فروش اسلحه به كفّار حربی را كفر به خدای بزرگ شمرده اند[21] و نیز امام باقر می
فرمایند: «… فمن حمل الی عدونا سلاحا یستعینون به علینا فهو مشرك[22]»… هر كه اسلحه به دشمن ما برساند تا او بر ضد ما به كار برد، مشرك است.
بشردوستی هیچ گاه ایجاب نمی
كند كه عناصر پلید فاسد را علیه جامعه مسلمانان كمك كنیم و به آنا
ن مهر بورزیم بلكه به عكس می
باید جلو تجاوز آنها رابگیریم و آنان راتضعیف كنیم كه به ضرر جامعه مسلمان، گام بر ندارند.
اسلام همواره عزّت و اقتدار مسلمانان را خواستار است، هیچ گاه راضی نیست مسلمانان به ذلّت تن دهند و حتّی در مسائل خیلی ساده و عادّی نیز، از كفّار واپس بمانند. «و لا تنهوا و لا تنخزنوا و انتم الأعلون إن كنتم مؤمنین»[23]. از این رو فرمان می
دهد كفّار ذمی حق ندارند دیوار ساختمانهای خود را از ساختمان همسایه مسملان خود فراتر بسازند و نمیباید مسلمانان
را اذیّت كنند یا به اموال مسلمانان دستبرد بزنند و یا جاسوس ضد اسلامی را پناه بدهند و یا در اسرارشان تجسّس كنند و غیره….
جای تأسف است كه جامعه اسلامی در اثر دوری از حقایق اسلامی و در اثر فاصله گرفتن از قوانین دین، اقتدار و عظمت خود را از دست داده است و این درد سوزناكی است كه هر مسلمان آگاهی را رنج می
دهد.
یكی از مظاهر تبرّی این است كه مسلمان فرزند خود را با نام دشمن اسلام، نامگذاری نكند.
امام موسی بن جعفر ـ علیه السّلام ـ در حضور پدر ارجمندشان به یكی از یاران پدر فرمودند نامی كه دیروز بر دخترت نهادی تغییر بده، چون نام دشمن است[24].
در پایان به این نكته اشاره می
كنیم كه گاهی محبّت شخصی كافر و بیگانه در دل انسان جای میگیرد، مثلاً در اثر خدمتی كه طبیب معالج به بیماری انجام داده و یا ثروتمندی از مستمندی دستگیری كرده است، بی اختیار دوستی آن طبیب و یا ثروتمند در دل بیمار و مستمند، جا می<SPAN dir=ltr& gt;
گیرد، اگر چه كافر باشد و یا این كه شخص روی نسبت خویشاوندی، محبّتی به شخص كافر پیدا میكند باید گفت این گونه محبّتها اگر موجب نفوذ بیگانگان نشود و دست آنان را به كارهای مسلمانان باز نكند و نیز اگر این دوستی، به خاطر كفر آنها نباشد، بلكه در حقیقت تنها كار آنان مورد رغبت و میل و محبّت قرار گرفته باشد نه عقیده فاسد آنان، اشكال ندارد و امّا اگر كسی كافران را برای خاطر كفرشان دوست بدارد، گرچه تنها در چارچوبه دل،‌ممنوع است؛ یعنی وظیفه آن است كه علاوه بر این كه مسلمان نباید كفّار را سرپرست خود قرار دهد،
نباید آنها را از جهت كفرشان دوست داشته باشد، یعنی علاوه بر آن كه باید در جهت ولایت و سرپرستی آنان باكمال دقّت تبرّی كند، قلباً هم باید از آنان بیزار باشد و كافر را به خاطر كفرش باید دشمن داشت و با یك تأمّل و دقّت می
توان گفت كسی كه دوستدار حق و حقیقت و خدا باشد، امكان ندارد قلب او جایگاه دوستی باطل و خلاف حق دشمن خدا گردد.
«ما جعل الله لرجل من قلبین فی جوفه»[25] خدا ـ برای كسی ـ دو دل در سینه او، نیافریده است.


پی نوشتها:


[1]. به كتاب ولاء& lt;/SPAN>ها و ولایتها مراجعه شود.
[2]. سوره فتح، آیه 29.
[3]. سوره توبه، آیه‌71.
[4]. ولاء
ها و ولایتها، ص 26 ـ 20 مراجعه شود.
[5]. وسائل، ج 1، ص 8 ـ 7.
[6]. وسائل الشیعه، ج 1، ص 8 ـ 7.
[7]. سوره توبه، آیه 22.
[8]. سوره نساء، آیه 89.
[9]. نهج البلاغه، فیض الاسلام، ص 135، خطبه 55.
[10]. سیره ابن هشام، ج 4 و 3، ص 396.
[11]. سوره آل عمران، آیه 28.
[12]. سوره نساء آیه 139.
[13]. سوره بقره، آیه 120.
[14]. وسائل الشیعه، ج 17، ص 290، قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ لا تلبسوا لباس اعدائی ولا تطمعوا مطاعم اعدائی و لاتسلكوا مسالك اعدائی فتكونوا اعدائی كما هم اعدائی.
[15]. وسائل، ج 3، ص 356… لا تزال هده الامه‌بخیر مالم یلبسوا لباس العجم یطعموا الطعمه العجم فاذا فعلوا ذلك ضربهم الله بالذل.
[16]. مقدّمه ابن خلدون، ص 124.
[17]. سوره آل عمران، آیه 118.
[18]. سوره هود، آیه 112.
[19]. سوره مجادله، آیه 22، لا تجد قوماً یومنون بالله و الیوم الاخر یوادون من حاد الله و رسوله و لو كانوا آبائهم او ابنائهم او اخوانهم او عشیرتهم اولئك كتب فی قلوبهم الایمان و ایدیهم بروح منه و یدخلهم جنات تجری من تحتها الانهار خالدین فیها رضی ا
لله عنهم و رضوا عنه اولئك حزب الله الاّ ان حزب الله هم المفلحون.
[20]. سوره ممتحنه، آیه 8.
[21]. وسائل الشیعه، ج 12،‌ص 71، ح 7 و ص 69، ح 2.
[22]. وسائل الشیعه، ج 12، ص 71، ح 7 و ص 69، ح 2
[23]. سوره آل عمران، آیه 139.
[24]. وسائل الشیعه، ج 15، ص 126 و 123.
[25]. سوره احزاب، آیه 4.


هيئت تحريريه موسسه در راه حق


http://noorportal.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید