ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

آرزوهای دور و دراز

<SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 9pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'"& gt;آرزوهای دور و دراز


جلد دوم صفحه ۱۷۳
آیت الله مکارم شیرازى


اشاره :


«طول امل‏» و به تعبیر دیگر «آرزو هاى دور و دراز» از مهمترین رذایل اخلاقى است که انسان را به انواع گناهان آلوده مى ‏کند ، از خدا دور مى ‏سازد ، به شیطان نزدیک مى‏ کند و گرفتار عواقب خطرناکى مى‏ سازد.


البته اصل «آرزو» و «امید» نه تنها مذموم و نکوهیده نیست ، بلکه نقش بسیار مهمى در حرکت چرخ هاى زندگى و پیشرفت در جنبه‏ هاى مادى و معنوى بشر دارد.


اگر امید و آرزو در دل «مادر» نباشد هرگز فرزندش را شیر نمى ‏دهد و انواع زحمت‏ ها و ناراحتى ‏ها را براى پرورش او تحمل نمى‏ نماید ، همان گونه که در حدیث معروف نبوى ‏۹ آمده است :
الامل رحمه لامتى و لولا الامل ما رضعت والده ولدها و لا غرس غارس شجرها!
امید و آرزو ، رحمت‏ براى امت من است و اگر امید و آرزو نبود هیچ مادرى فرزندش را شیر نمى‏ داد و هیچ باغبانى نهالى نمى‏ کاشت.‏ (۱)


کسى که یقین کند مثلا امروز روز آخر زندگى اوست ‏یا در آینده بسیار نزدیکى از دنیا مى ‏رود ، دست از همه کار مى ‏شوید و در واقع موتور زندگى او خاموش مى ‏شود و چرخ هاى آن از کار مى ‏افتد و شاید یکى از دلایل مخفى بودن پایان عمر هر کس همین باشد که چراغ پر فروغ امید و آرزو در دلش خاموش نشود و به تلاش هاى زندگى ادامه دهد.
همان گونه که در حدیثى از حضرت مسیح (ع) مى ‏خوانیم :
«در جایى نشسته بود و پیرمردى را مشاهده کرد که با کمک بیل به شکافتن زمین مشغول است (و تلاش گرم و مستمرى براى کار کشاوزى دارد) حضرت مسیح (ع) به پیشگاه خدا عرضه داشت : خداوندا امید و آرزو را از او برگیر!
ناگهان پیرمرد بیل را به کنارى انداخت و روى زمین دراز کشید و خوابید ، کمى بعد حضرت مسیح (ع) عرضه داشت : بارالها! امید و آرزو را به او بازگردان! ؛ ناگهان مشاهده کرد که پیرمرد برخاست و دوباره مشغول فعالیت و کار شد !
حضرت مسیح (ع) از او سؤال کرد که من دو حال مختلف از تو دیدم ، یک بار بیل را به کنار افکندى و روى زمین خوابیدى ، اما در مرحله دوم ناگهان برخاستى و مشغول کار شدى ؟!
پیرمرد در جواب گفت : «در مرتبه اول فکر کردم من پیر و ناتوانم و آفتاب لب بامم ، امروز بمیرم یا فردا خدا مى ‏داند ، چرا این همه به خود زحمت دهم و این همه تلاش کنم ؟ بیل را به کنار انداختم و بر زمین خوابیدم! ، ولى چیزى نگذشت که این فکر به خاطرم خطور کرد از کجا معلوم که من سالهاى زیادى زنده نمانم ؟ افرادى مثل من بودند و سال ها عمر کردند ، انسان تا زنده است زندگى آبرومند مى ‏خواهد و باید براى خود و خانواده ‏اش تلاش کند ، برخاستم و بیل را گرفتم و مشغول کار شدم‏. (۲)


به همین دلیل براى ایجاد تحرک بیشتر در گروه‏ هاى مختلف اجتماعى باید امید به آینده را در دل آنها زنده نگه داشت.
ولى همین امید و آرزو که رمز حرکت و تلاش انسانهاست و مانند قطرات حیاتبخش باران ، سرزمین دل انسان را زنده نگه مى ‏دارد ، اگر از حد بگذرد به صورت سیلابى ویرانگر در مى‏ آید و همه چیز را با خود مى ‏برد و سرانجام انسا
ن را غرق دنیاپرستى و ظلم و جنایت و گناه مى ‏کند
.
به همین دلیل پیامبر اکرم (ص) «طول امل‏» را یکى از دو دشمن بسیار خطرناک براى انسان ها شمرده و فرموده است :
«خصلتان اتباع الهوى و طول الامل، فاما اتباع الهوى فانه یعدل عن الحق، اما طول الامل فانه یحبب الدنیا
شدیدترین چیزى که از آن بر شما مى ‏ترسم دو خصلت است : پیروى از هوا و آرزوى طول و دراز ؛ زیرا هواپرستى شما را از حق باز مى ‏دارد و اما آرزوى دور و دراز شما را حریص بر دنیا مى ‏کند. (۳)
شبیه همین معنى با کمى تفاوت در نهج البلاغه از امیرمؤمنان على (ع) آمده است. (۴)


با این اشاره به آیات قرآن بازمى ‏گردیم و نتیجه طول امل را در سرنوشت اقوام پیشین و انسانها به طور کلى مورد بررسى قرار مى ‏دهیم :


1.       و به خاطر بیاورید که خداوند شما را جانشینان قوم «عاد» قرار داد و در زمین مستقر ساخت که در دشت هایش ، قصرها براى خود بنا مى‏ کنید و در کوه ها براى خود خانه‏ ها مى ‏تراشید ! بنابراین نعمت ‏هاى خدا را متذکر شوید و در زمین به فساد نکوشید. (سوره‏ اعراف ، آیه ‏۷۴)


2.       آیا شما بر هر مکان مرتفعى نشانه ‏اى از روى هوا و هوس مى‏ سازید ؟! * و قصرها و قلعه‏ هاى زیبا و محکم بنا مى ‏کنید ، شاید در دنیا جاودانه بمانید ؟! (سوره‏ شعراء ، آیات ‏۱۲۹و ۱۲۸)

&#x0D ;

3.       (منافقان) آنها را صدا مى ‏زنند ، مگر ما با شما نبودیم ؟! مى‏ گویند : آرى ولى شما خود را به هلاکت افکندید و انتظار (مرگ پیامبر را) کشیدید و (در همه چیز) شک و تردید داشتید و آرزو هاى دور و دراز شما را فریب داد تا فرمان خدا فرارسید و شیطان فریبکار (نیز) شما را در برابر (فرمان) خداوند فریب داد. (سوره ‏حدید ، آیه ‏۱۴)


4.       آیا وقت آن نرسیده است که دل هاى مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حق نازل کرده است‏ خاشع گردد ؟! و مانند کسانى نباشند که در گذشته به آنها کتاب آسمانى داده شد ، سپس زمانى طولانى بر آنها گذشت و قلب‏هایشان قساوت پیدا کرد و بسیارى از آنها گنهکارند.
(سوره ‏حدید ، آیه ‏۱۶)


5.       &lt ;/SPAN> بگذار آنها بخورند و بهره گیرند و آرزو ها آنان را غافل سازد ولى به زودى خواهند فهمید. (سوره‏ حجر ، آیه ‏۳)


6.        آیا آنچه انسان تمنا دارد به آن مى ‏رسد ؟! * در حالى که آخرت و دنیا از آن خداست. (سوره ‏نجم ، آیات ‏۲۴و ۲۵)<o:p& gt;


7.        واى بر هر عیبجوى مسخره کننده ‏اى * همان کس که مال فراوانى جمع آورى و شماره کرده * او گمان مى ‏کند که اموالش او را جاودانه مى‏ سازد. (سوره‏ همزه ، آیات ‏۱تا ۳)


8.        کسانى که بعد از روشن شدن هدایت ‏براى آنها ، پشت‏ به حق کردند ، شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزو هاى طولانى فریفته است. (سوره‏ محمد ، آیه ‏۲۵)


تفسیر و جمع بندى :


سرچشمه غفلت :


آیات اول و دوم ناظر به قوم «عاد» و «ثمود» است که پیامبرانى به نام «هود» و «صالح‏» داشتند این جمعیت ‏با پیشرفتى که در کشاورزى و صنعت پیدا کرده بودند سخت‏ سرگرم به دنیا شده و به آن دل بسته بودند و آرزو هاى دور و دراز آنها را در خود غرق ساخته بود و چنان گرفتار غرور و کبر و نخوت شده بودند که نه تنها کمترین اعتنایى به دعوت خیرخواهانه پیامبرشان هود و صالح‏ نکردند ، بلکه به مبارزه با آنها برخاستند.


قرآن مجید در نخستین آیه از آیات بالا، از زبان حضرت صالح‏ خطاب به آن قوم سرکش چنین نقل مى ‏کند :
به خاطر بیاورید که قوم عاد به خاطر طغیان از میان رفتند و خداوند شما را جانشینان آنان قرار داد و در زمین مستقر ساخت که در دشتهایش قصرها براى خود بنا مى ‏کنید و در کوه ها (در دل سنگ ها) براى خود خانه‏ هایى مى ‏تراشید ، به یاد نعمت‏ هاى خدا باشید و در زمین فساد نکنید.
واذکروا اذ جعلکم خلفاء من بعد عاد و بواکم فى الارض تتخذون من سهولها قصورا و تنحتون الجبال بیوتا فاذکروا آلاء الله و لاتعثوا فى الارض مفسدین (۵)


در دومین آیه وضع قوم «عاد» را شرح مى ‏دهد که توضیحى است‏ براى آیه قبل که در باره قوم «ثمود» بود.
از زبان پیامبرشان (حضرت هود) چنین نقل مى ‏کند :
«آیا شما بر هر مکان مرتفعى نشانه‏ اى از سر هوا و هوس مى ‏سازید ؟ و قصرها و قلعه‏ هاى زیبا و محکم بنا مى‏ کنید که گویى در دنیا جاودانه خواهید ماند.» (اتبنون بکل ریع آیه تعبثون * و تتخذون مصانع لعلکم تخلدون) (۶)


هود(ع) با این سخن به آنها مى‏ فهماند که یکى از علل مهم انحراف شما هوسرانى و تکیه بر آرزو هاى دراز است که شما را از خدا غافل کرده و در زرق و برق دنیا غرق ساخته است.


«مصانع‏» جمع «مصنع‏» به معنى ساختمان و قصر مجلل و محکم است ، این واژه از ماده «صنع‏» گرفته شده که به معنى کار نیکو انجام دادن است ، بنابراین صنع به هر کارى گفته نمى ‏شود ، بلکه به کارهایى اطلاق مى ‏گردد که داراى امتیاز خاصى است.


قوم عاد و ثمود تصور مى ‏کردند که با این بناهاى محکم و زیبا و خانه‏ هاى مجللى که در درون دل کوه ها ایجاد کرده بودند ، مى ‏توانند خود را از آفات و گزند حوادث مصون دارند و سالیان دراز زنده بمانند و به عیش
و نوش بپردازند
.


همین معنى در باره قوم ثمود در آیات دیگرى مطرح شده است و باز از زبان صالح‏ این چنین مى ‏خوانیم :
اتترکون فى ما ههنا آمنین * فى جنات و عیون * و زروع و نخل طلعها هضیم * و تنحتون من الجبال بیوتا فارهین
آیا چنین مى‏ پندارید که همیشه در نهایت امنیت در نعمت‏ هایى که اینجاست ، مى‏ مانید – در این باغ ها و چشمه‏ ها – در این ز
راعت‏ ها و نخل هایى که میوه‏ هایش شیرین و رسیده است و شما از کوه ها خانه ‏هایى (بسیار محکم) مى‏ تراشید و در آن به عیش و نوش مى ‏پردازید. (و همه چیز را به دست فراموشى مى ‏سپارید؟ (۷)


در سومین آیه سخن از گفتگوى مؤمنان و منافقان در روز قیامت است که منافقان خود را در ظلمت و تاریکى در صحنه محشر مى ‏بینند ، در حالى که مؤمنان در پرتو نور و ایمان به سوى بهشت در حرکتند ، منافقان از مؤمنان تقاضا مى ‏کنند اجازه بدهید ما هم از نور شما بهره‏ اى بگیریم ، ولى دیوار بلندى در میان این دو فاصله مى ‏شود.
در اینجا منافقان فریاد مى ‏زنند : …الم نکن معکم… ؛ آیا ما در دنیا با شما نبودیم ؟ (پس چرا از ما جدا شدید ؟) (۸)


مؤمنان در پاسخ مى ‏گویند : آرى ما با هم بودیم ، ولى شما خود را فریب دادید و در انتظار حوادث ناگوار براى مسلمانان بودید و پیوسته در امر معاد و دعوت پیامبر اسلام (ص) ابراز تردید مى‏ کردید و آرزو هاى دراز ، پیوسته شما را مغرور ساخت تا فرمان مرگ شما از سوى خدا فرارسید.  (9)
به این ترتیب آیه فوق عامل بدبختى منافقان را در چهار چیز خلاصه مى ‏کند که چهارمین آنها آرزو هاى طول و دراز است.


«امانى‏» جمع «امنیه‏» از ماده «منى‏» (بر وزن مغز) در اصل به معنى اندازه ‏گیرى کردن است و «تمنى‏» به معنى آرزوست ، چرا که انسان در درون دل در عالم خیال امورى را براى خود اندازه ‏گیرى مى ‏کند و به همین جهت‏به خیالات باطل و سخنان دروغ و آرزو هاى دور و دراز «امنیه‏» و جمع آن «امانى‏» اطلاق شده است.


در تفسیر منهج الصادقین و تفسیر قرطبى در ذیل این آیه حدیثى از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که مضمونش این است :
آن حضرت در حالى که یارانش را موعظه مى‏ فرمود خط هایى (موازى هم) بر زمین کشید ، بعد یک خط عمودى بر همه آنان رسم فرمود ، سپس گفت : مى ‏دانید این خطوط چه معنى دارد ؟
عرض کردند : نه یا رسول الله !
فرمود : این خطوط مانند آرزو هاى دور و دراز انسانهاست (که حد و مرزى ندارند) و آن یک خط (عمودى) همان مرگ و پایان زندگى است که بر همه آنها کشیده مى ‏شود و همه آمال و آرزوها را باطل مى ‏کند.


همین معنى با تفاوت مختصرى از «ابن مسعود» نقل شده است و پیامبر اکرم (ص) خطى به شکل مربع کشید و خطى در وسط آن رسم فرمود و آن را به خارج مربع ادامه داد و خطوط کوچکى از طرف راست و چپ آن کشید ، سپس فرمود : این (خطى که در وسط مربع است) انسان است و این (مربع) اجل اوست که به او احاطه کرده و این (ادامه خطى که به خارج از مربع پیش رفته) آرزوهاى دراز اوست که از اجل و مرگ او هم فراتر مى‏ رود و این خطوط کوچک عوارض و حوادثى است که او را احاطه کرده ، اگر (فرضا) اجل خطا کند ، این حوادث و عوارض او را از بین مى ‏برند و اگر این حوادث و عوارض خطا کنند اجل او را از میان برمى ‏دارد. (۱۰)


در چهارمین آیه مؤمنان را به طور غیر مستقیم مخاطب قرار داده و هشدار مى ‏دهد که مراقب وضع خویش باشند ، مبادا به اثر آرزو هاى دور و دراز به سرنوشت مرگبار و اسفناک اقوام پیشین گرفتار شوند ، مى ‏فرماید : «آیا وقت آن نرسیده است که دل‏ هاى مؤمنان در برابر ذکر خدا و آنچه از حق نازل شده است‏ خاشع گردد و مانند کسانى نباشند که پیش از این کتاب آسمانى به آنها داده شد ، سپس زمان طولانى به آنها گذشت (و بر اثر غفلت و آرزو هاى دراز) قلب‏هاى آنها قساوت پیدا کرد. و بسیارى از آنان گناهکارند»
الم یان للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکر الله و ما نزل من الحق و لایکونوا کالذین اوتوا الکتاب من قبل فطال علیهم الامد فقست قلوبهم و کثیر منهم فاسقون (حدید ، ۱)


مطابق این آیه آنچه باعث نرمش قلب آدمى و انعطاف آن به سوى حق و خشوع و خضوع در پیشگاه خدا مى ‏شود ، همان ذکرلله و یاد خــدا و توجه به حق است ، آرى یاد خدا است که آرزو هاى دور و دراز را بر مى ‏چیند و انسان را متوجه مسؤولیت‏ هایش مى ‏کند و دل را نورانى و فکر انسان را واقع بین و ماهیت زندگى ناپایدار دنیا را در برابر او مشخص مى ‏سازد.


در پنجمین آیه خطاب به پیامبر اسلام (ص) ، اشاره به کفار و مشرکان کرده ، مى‏ فرماید :
بگذار آنها بخورند و از دنیاى مادى بهره گیرند و آرزو ها (ى دراز) آنان را غافل سازد ولى به زودى خواهند فهمید.
(که چه اشتباه بزرگى مرتکب شده ‏اند)


آرى آنان همچون چهارپایانند که جز آب و علف چیزى نمى ‏فهمند ، تنها تفاوتى که با چهارپایان دارند و آنها را از چهارپایان پست ‏تر کرده این است که یک مشت آرزوى طول و دراز اطراف فکرشان را احاطه کرده و به آنها اجازه نمى ‏دهد که در سرنوشت‏ خود بیندیشند و پیش از آنکه دست اجل گریبان آنها را بگیرد بیدار شوند و از بیراهه بازگردند.
</SPAN& gt;در اینجا تاثیر منفى آرزو هاى دراز در وجود انسان به خوبى تبیین شده و نشان مى ‏دهد که تا چه حد آرزو ها انسان را به خود مشغول مى‏ سازد و از خدا غافل مى ‏کند.
تعبیر به «ذرهم‏» (آنها را رها کن) به وضوح نشان مى‏ دهد که امیدى به هدایت این گروه نیست وگرنه پیامبر اکرم (ص) هرگز مامور نمى ‏شد آنها را رها سازد.
چگونه مى ‏توان امید به هدایت گروهى داشت که هدف نهایى آنها خور و خواب همچون حیوانات است و آرزو هاى دراز به آنها اجازه نمى‏ دهد که لحظه ‏اى به پایان زندگى و به آفریدگارى که این مواهب حیات را به آنها بخشیده بیندیشند و درباره هدفى که براى آن آفریده شده ‏اند لحظه‏ اى فکر کنند.


در ششمین آیه مورد بحث ، اشاره به این حقیقت مى کند که غالبا آرزو هاى دراز که هرگز انسان به آنها نمى ‏رسد ، او را احاطه مى ‏کنند و امکانات او را که باید در مسیر سعادت به کار گرفته شود به خود جذب مى‏ کند و او را از راه بازمى ‏دارد ، مى ‏فرماید :
آیا انسان به آنچه آرزو مى‏ کند مى ‏رسد ؟ (نه هرگز نخواهد رسید) ؛ (ام للانسان ما تمنى) (۱۱)


این استفهام در واقع یک نوع استفهام انکارى است ، چگونه ممکن است انسان به همه آرزو هایش برسد در حالى که طول آرزو ها گاه دهها یا صدها برابر عمر اوست ! و گاه اصلا نقطه پایانى ندارد ! و هر جا برسد آرزو هاى دیگرى در برابر او خودنمایى کرده و وى را به سوى خود جلب مى ‏نماید</SPAN&g t;.
باید توجه داشت که این آیه به دنبال آیاتى است که اشاره به بت هاى مشرکان مى ‏کند که آرزو داشتند شفیع آنها در درگاه خداوند شوند و قرآن مى ‏گوید این آرزو هرگز برآورده نخواهد شد ، ولى با این حال مفهوم آیه عام است و به اصطلاح مورد ، مخصص نیست.


در هفتمین آیه سخن از دنیاپرستان خودخواه با آرزو هاى دور و دراز است ، مى ‏فرماید :
«واى بر هر عیبجوى مسخره کننده ‏اى – همان کس که مال و ثروت را جمع‏ آورى و شماره کرده است ، و گمان مى ‏کند اموالش سبب جاودانگى اوست.» (ویل لکل همزه لمزه * الذى جمع مالا و عدده (۱۲) * یحسب ان ماله اخلده) (۱۳)


در واقع این سه آیه علت و معلول یکدیگرند ، چرا که این انسان بى‏ خبر و خودبین و خودپسند دیگران را استهزاء مى ‏کند ، به خاطر آنکه ثروت عظیمى براى خود از طرق نامشروع فراهم ساخته ، چرا دست ‏به جمع چنین ثروتى زده ؟ به خاطر اینکه مى ‏پندارند داشتن چنین ثروتى به او جاودانگى مى‏ دهد ، این پندار که با «طول امل‏» و آرزو هاى دراز همراه است‏ سبب غرور و خودبرتربینى مى ‏شود و آن هم به نوبه خود سبب استهزاء و عیبجویى نسبت‏ به دیگران است. (۱۴)
از این آیه به خوبى مى‏ توان استفاده کرد که آرزو هاى دراز گاهى به حدى مى ‏رسد که انسان مرگ را به کلى فراموش کرده ، خود را جاودانه مى ‏پندارد و همین امر سبب طغیان و سرکشى او مى ‏شود و آن طغیان سرچشمه گناهان دیگرى مى‏ گردد.



در هشتمین و آخرین آیه مورد بحث ، سخن از گروهى است که حق را شناختند و سپس به آن پشت کردند و از آن اعراض نمودند ، مى‏ فرماید : «کسانى که بعد از روشن شدن حق به آن پشت کردند ، شیطان اعمال زشتشان را در نظرشان زینت داده و آنان را با آرزو هاى طولانى فریفته است.» ، (ان الذین ارتدوا على ادبارهم من بعد ما تبین لهم الهدى الشیطان سول لهم و املى لهم) (۱۵)


«املى لهم‏» از ماده «املاء» به معنى پدید آوردن آرزو هاى دور و دراز است که انسان را به خود مشغول مى‏ دارد.
در واقع آیه ناظر به این حقیقت است که چگونه ممکن است‏ یک انسان حق را بشناسد و باور کند سپس آن را نادیده بگیرد و به آن پشت کند و راه نجات خود را ببیند با این حال از بى راهه برود !
آیا مى ‏توان باو
ر کرد انسان عاقلى چنین کند ؟! آرى ! هنگامى که تسویلات شیطان انسان را احاطه کند و زشتى‏ ها را در نظرش به صورت زیبایى‏ ها نشان دهد و او را گرفتار آرزو هاى دور و دراز سازد ، بعید نیست‏ حق را به دست فراموشى بسپارد و به آن پشت کند
.
از اینجا مى ‏توان دریافت که آرزو هاى طولانى چه بلایى بر سر انسان مى ‏آورد و چگونه انسان عاقل را به کلى از عقل و خرد بیگانه مى‏ کند ؟


از مجموع آیات فوق که قسمتى در باره اقوام پیشین بود و بخشى در باره معاصران پیامبر (ص) و قسمتى نیز به صورت یک قانون کلى مطرح شده بود مى ‏توان چنین نتیجه گرفت که طول امل و آرزو هاى دراز از خطرناک‏ترین دشمنان سعادت بشر است که نه تنها افراد ، بلکه اقوام و ملت‏ ها را در کام بدبختى فرو مى ‏برد.


طول امل در روایات اسلامى :


از آنجا که آرزو هاى دراز تاثیر بسیار مخربى بر زندگى معنوى و اخلاقى و حتى مادى انسان ها دارد ، در روایات اسلامى با تعبیرات گوناگون از آن نکوهش شده و با عبارات پرمعنایى به علل منطقى آن نیز اشاره شده است ، به عنوان نمونه به روایات زیر مى ‏توان اشاره کرد :


1-       در حدیثى از پیامبر اکرم (ص) مى‏ خوانیم :
اربعه من الشقاء جمود العین و قساوه القلب و طول الامل و الحرص على الدنیا
چهار چیز است که نشانه شقاوت و بدبختى انسان است : خشک بودن چشم ها و سنگدلى و آرزو هاى دراز و حرص بر دنیا. (۱۶)


2-       <SPAN lang=AR-SA style="FONT-SIZE: 9pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'"&gt ;در حدیث دیگرى از امیرمؤمنان على (ع) مى ‏خوانیم:
من اطال امله ساء عمله
کسى که آرزوى طولانى داشته باشد ، عملش بد خواهد شد. (۱۷)


همین معنى به صورت گویاترى در حدیث دیگرى از آن حضرت آمده است که فرمود :
آن کسى که آرزو هایش از همه طولانى‏ تر باشد ، عملش از همه زشت‏ تر و بدتر است. (۱۸)


3-       در نهج البلاغه خطبه ‏۱۴۷ نیز تعبیر گویایى در این زمینه دیده مى ‏شود ، فرمود :
اقوامى که پیش از شما بودند و گرفتار عذاب شدند ، فقط به خاطر آرزو هاى طولانى و فراموش کردن اجل و سرآمد زندگیشان بود تا آنکه عذاب موعود فرارسید ، همان عذابى که با فرا رسیدنش معذرت‏ خواهى رد مى‏ شود و در هاى توبه بسته خواهد شد.


4-       در حدیث دیگرى از فاطمه بنت الحسین از پدرش امام حسین (ع) از جدش رسول خدا (ص) چنین آمده است :
دو عامل سبب اصلاح (و پیروزى) آغاز این امت‏ شد که یکى زهد (و ترک وابستگى به دنیا) بود و دیگرى ایمان و یقین محکم و آنچه باعث هلاکت(و شکست) آخر این امت مى ‏شود بخل (شک) و آرزو هاى دراز است. (۱۹)


بدیهى است ایمان و یقین محکم ، به اضافه بى اعتنایى به زرق و برق دنیا ، سبب شد که مسلمانان نخستین به هنگام ورود در میدان جهاد از هیچ چیز پروا نکنند ، جز خدا را در نظر نگیرند و جز براى خدا شمشیر نزنند و هرگز پشت‏ به دشمن ننمایند و این عامل مهم پیروزى آنان بود.
ولى هنگامى که آرزو هاى دراز و دلبستگى ‏ها و دلدادگى ‏ها نسبت‏ به ظواهر دنیا جاى «زهد» را گرفت و شک و تردید به جاى یقین نشست ، عقب‏گرد ها و شک‏ ها شروع شد و امروز هم براى تجدید عظمت نخستین ، راهى جز احیاى دو اصل نخست نیست.


5-       در حدیث دیگرى از امام امیرمؤمنان مى‏ خوانیم :
آرزوى دراز سبب سلطه شیطان ها بر قلوب غافلان مى ‏شود. (۲۰)


6-       در حدیث دیگرى از همان امام (ع) چنین افرادى به عنوان بدترین مردم معرفى شده ‏اند ، مى‏ فرماید :
بدترین مردم کسى است که آرزو هایش از همه طولانى ‏تر باشد و عملش از همه بدتر. (۲۱)


و نیز از آن حضرت در حدیث دیگرى مى ‏خوانیم :
انسان پیوسته دنبال آرزو هاى خویش است (و از مبدأ و معاد غافل است) ناگهان حضور اجل ، آرزو هایش را قطع مى ‏کند ، سبحان الله ! نه به آرزو رسیده و نه صاحب آرزو رها شده است. (۲۲)


7-       در حدیثى از امیرمؤمنان على (ع) مى ‏خوانیم : برترین بى ‏نیازى ترک آرزو هاست. (۲۳)


چرا که آرزوهاى دور و دراز سبب مى ‏شود که انسان دائما خود را نیازمند ببیند و دست‏ حاجت‏ به سوى هر کس و هر جا دراز کند و شخصیت انسانى خود را به خاطر امورى که هرگز به آن نمى ‏رسد بشکند.


8-       در حدیث دیگرى از همان امام بزرگوار آمده است :
دروغ مى‏ گوید کسى که ادعاى ایمان مى کند در حالى که به خاطر خدعه ‏هاى آرزو ها و سرگرمى ‏هاى باطل ، دلباخته دنیا شده است. (۲۴)


روشن است که دلباختگان آرزو ها ناگزیرند براى وصول به آنها همه چیز را به دست فراموشى بسپارند و از همین جا رخنه در ایمان آنها پیدا مى ‏شود.


9-       و نیز از همان بزرگوار در سخن کوتاه و پر معناى دیگرى مى‏ خوانیم :
آرزو هاى دراز چشم بصیرت انسان را کور مى ‏کند. (۲۵)


10-   در حدیثى از پیامبر اکرم (ص) آمده است که روزى به اصحاب فرمود :
آیا همه شما دوست دارید وارد بهشت ‏شوید ؟
همگى عرض کردند : آرى اى رسول خدا
فرمود : دامنه آرزو ها را کوتاه کنید و مرگ را در مقابل چشم خود قرار دهید و از خداوند (و مخالفت فرمان او) آن گونه که شایسته است‏ شرم کنی
د. (۲۶
)


11-   باز در حدیث پر محتواى دیگرى از امیرمؤمنان على (ع) آمده است :
ان الامل یذهب العقل و یکذب الوعد و یحث على الغفله و یورث الحسره
آرزوهاى دراز عقل انسان را مى ‏برد و وعده آخرت را دروغ مى‏ شمرد و انسان را به غفلت وا مى‏ دارد و سرانجام آن ، حسرت و ندامت است. (۲۷)


12-   این بحث را با روایت دیگرى از رسول خدا (ص) – به عنوان «ختامه مسک‏» پایان مى‏ دهیم، در این حدیث آمده است که پیامبر اکرم(ص) سه عدد چوب را گرفت ، یکى را پیش روى خود در زمین فرو کرد ، دیگرى را در کنار آن و سومى را در فاصله دورتر ، سپس فرمود :
آیا مى ‏دانید این چیست ؟
عرض کردند : خدا و رسولش آگاه‏ترند
فرمود : این (چوب اول) انسان است و این (چوب دوم) سرآمد عمر است و این (چوب سوم که در نقطه دورى در زمین فرو شده بود) آرزو هاى دراز انسان است ، (آرى) پیش از آنکه انسان به آرزو هایش برسد دست اجل گریبان او را خواهد گرفت. (۲۸)


در احادیث ‏بالا که گلچینى بود از احادیث فراوانى که در منابع معروف اسلامى در باره طول امل آمده است ‏به خوبى گستردگى خطرات و عواقب شوم این رذیله اخلاقى را نشان مى‏ دهد و ثابت مى ‏کند که آرزو هاى
دراز از بزرگترین دشمنان سعادت انسان و مانع قرب او در پیشگاه خداست
.


آثار و پیامد هاى طول امل :


آرزوهاى دراز و گاه بى پایان ، آثار مخرب فراوانى در زندگى معنوى و مادى انسان دارد که به گوشه‏ هایى از آن در احادیث‏ بالا و همچنین در آیاتى که در قرآن مجید در آغاز این بحث ذکر شد آمده است و به طور کلى مى ‏توان گفت : طول امل پیامد هاى خطرناک و مخرب و سوء زیر را دارد.


1- طول امل سرچشمه بسیارى از گناهان :


یکى از بدترین آثار منفى طول امل و آرزو هاى دراز این است که انسان را به انواع گناهان دعوت مى‏ کند ، زیرا رسیدن به این آرزو ها معمولا از طریق مشروع غیر ممکن است ، بنابراین گرفتاران این رذیله اخلاقى خود را ناگزیر مى‏ بینند که در کسب درآمدها چشم بر هم نهند و حلال و حرام را شناسایى نکنند و از غصب حقوق دیگران ، خوردن اموال یتیمان ، کم فروشى ، رباخوارى ، رشوه و مانند این امور ، ابا نداشته باشند. به همین دلیل در حدیث معروف غررالحکم آمده است :
«من طال امله ساء عمله ، کسى که آرزویش درا
ز باشد عملش بد مى‏ شود.» (۲۹)

و نیز آمده : «اطول الناس املا اسوئهم عملا ، آن کس که آرزو هایش طولانى ‏تر است عملش زشت‏ تر خواهد بود.» (۳۰)
و در نقطه مقابل آن آمده است : «من قصر امله حسن عمله ؛ کسى که آرزویش کوتاه باشد عملش نیک خواهد بود.» (۳۱)


هر سه حدیث‏ بالا از مولا امیرمؤمنان على (ع) است که جان به فداى سخنان نورانى و انسان سازش باد.


2- طول امل یکى از اسباب مهم قساوت قلب :


همان گونه که در آیات آغاز این بحث‏ خواندیم قرآن مجید در باره یکى از اقوام پیشین مى ‏گوید : آنها کسانى بودند که مى‏ پنداشتند عمر طولانى دارند (و گرفتار آرزو هاى دراز شده ‏اند) و از این رو قلب‏ هاى آنها قساوت یافت.
دلیل این مساله روشن است ؛ زیرا طول امل انسان را از خدا غافل مى ‏کند و به دنیا حریص مى ‏سازد و آخرت او را به دست فراموشى مى‏ سپارد و اینها همه اسباب سنگدلى و قساوت است.
به همین دلیل در حدیثى آمده است که خداوند به موسى (ع) فرمود :
اى موسى ! آرزوى خود را در دنیا طولانى نکن که قسى القلب خواهى شد و قسى القلب از من دور است. (۳۲)


همین معنى در حدیث دیگرى از امام امیرمؤمنان (ع) آمده است که فرمود :
«
من یامل ان یعیش ابدا یقسوا قلبه و یرغب فى الدنیا ؛ کسى که آرزو دارد جاودانه در این دنیا بماند قسى القلب مى ‏شود و راغب در دنیا مى ‏گردد.» (۳۳)


3- طول امل سبب نسیان اجل :


این اثر نیاز به شرح و بسط ندارد و به خوبى در زندگى آنها که گرفتار این رذیله اخلاقى هستند نمایان است که هرگز نه سخنى از مرگ بر زبان مى ‏رانند و نه در فکر آخرتند ، بلکه دائما در گرداب غفلت غوطه ‏ورند.
حدیث معروفى که هم از پیامبر اکرم (ص) و هم از امیرمؤمنان على (ع) نقل شده که مى‏ فرماید : درازى آرزوها سبب فراموشى آخرت است ؛ گواه صدق این مدعاست. (۳۴)


در حدیث دیگرى از مولا على (ع) مى ‏خوانیم :
«
اکثر الناس املا اقلهم للموت ذکرا ؛ کسى که آرزویش از همه طولانى ‏تر است از همه کمتر به یاد مرگ است.‏» (۳۵)


4- زندگى پررنج محصول دیگرى از طول امل&lt ;SPAN dir=ltr> :


بدیهى است هر قدر آرزوها طولانى ‏تر باشد تهیه مقدمات بیشترى را مى ‏طلبد ، همچنین صرفه‏ جویى بیشترى براى حفظ اموال و ثروت‏ ها جهت رسیدن به آن آرزوهاى دور و دراز لازم است و نتیجه این دو ، یک زندگى توام با درد و رنج و سخت‏گیرى بر خود و خانواده خود توام با تلاش شبانه روزى بى رویه خواهد بود. به همین جهت در احادیثى که از امیرمؤمنان على (ع) نقل شده است مى‏ خوانیم :
«من کثر مناه کثر عنائه ؛ کسى که آرزوهایش زیاد باشد ، تعب و رنج او فزونى خواهد یافت‏


و نیز مى ‏فرماید :
«
کسى که از آرزو هاى دراز کمک بگیرد فقیر و مفلس مى‏ شود. (و زندگى فقیرانه‏ اى خواهد داشت هر چند ثروتمند باشد
و نیز مى ‏فرماید : «تمایل به دنیا (و آرزو هاى دراز) کلید درد و رنج است.‏» (۳۶)


5- طول امل و زندگى ذلت‏ بار :


صاحبان آرزو هاى دراز نه تنها در رنج و تعب دائم به سر مى ‏برند ، بلکه ناچارند شخصیت انسانى خود را نیز در هم بشکنند و براى رسیدن به مقصود خیالى در برابر هر کس و ناکس خضوع کنند و دست التماس به سوى این و آن دراز نمایند و به زندگى ذلت‏ بار تن در دهند. در حدیثى از امیرمؤمنان على (ع) مى‏ خوانیم : «خوارى مردان در ناکامى آرزو هاست.‏» (۳۷) </P&gt ;

6- محرومیت از نعمت ها :


همان گونه که در بالا اشاره شد ، کسانى که گرفتار آرزوهاى دور و درازند و در دریاى امانى غوطه‏ ورند ، غالبا به سراغ صرفه‏ جویى و سخت‏گیرى هر چه بیشتر در استفاده از مواهب حیات و زندگى مى‏ روند تا به آرزو هاى دور و دراز خود برسند. به همین دلیل نسبت‏ به همه کس حتى خویشتن و زن و فرزند بخیل خواهند بود ، همان بخلى که آنها را از بهره ‏گیرى از نعمت‏ هاى الهى محروم مى ‏سازد و در عین برخوردارى از امکانات فراوان ، زندگى فقیرانه ‏اى دارند.
در
زمان خود افرادى را مى ‏بینیم که تحت عنوان «تامین آینده‏» براى خود و فرزندان ، گرفتار طول امل هستند و همین امر آنان را از مواهبى که در اختیار دارند محروم مى ‏سازد
.


7- طول امل و محروم بودن از درک حقایق :


آرزو هاى دراز همچون سرابى است که تشنگان را در بیابان زندگى به دنبال خود مى‏ کشاند و تشنه‏ تر مى ‏سازد ، بى آنکه به جایى برسند ، این آرزو ها چهره واقعیت‏ ها را به گونه ‏اى دروغین نشان مى ‏دهد و انسان به خاطر آنها درک نمى ‏کند کجاست و به کجا مى ‏رود ؟ و وظیفه ‏اش در برابر این سرنوشت چیست ؟
از همین رو در حدیثى از امیرمؤمنان على (ع) که سابقا به آن اشاره کردیم آمده است : «آرزوهاى دراز دیدگان بصیرت را نابینا مى‏ کند.» (۳۸)


کوتاه سخن اینکه : کسى مى‏ تواند چهره زیباى حقیقت را آن گونه که هست‏ ببیند و به سرچشمه زلال معرفت‏ برسد که دیده عقل خود را با حجاب آرزو ها نپوشاند و در میان ابر هاى تیره و تار طول امل قرار نگیرد.


8- طول امل سبب کفران نعمت است
:


بدیهى است آرزوهاى دراز ، انسان را به آن چه ندارد و شاید هرگز به آن نمى ‏رسد دلبند مى ‏سازد ، به همین دلیل آنچه را از نعمت‏ هاى الهى در دست دارد کوچک مى ‏شمرد و نسبت‏ به آن بى اعتناست و این کفران نعمت ، پیامدهاى شومى در دنیا و آخرت براى او دارد.
در حدیثى از مولاى متقیان امیرمؤمنان على (ع) مى‏ خوانیم :
«
از آرزوهاى دراز بپرهیزید که زیبایى نعمت‏ هاى الهى را از نظر شما مى ‏برد و آنها را نزد شما کوچک مى ‏کند و به کمى شکر (و کفران نعمت) از سوى شما منتهى مى ‏شود.» (۳۹)


اسباب و انگیزه‏ هاى طول امل :


عمده‏ ترین چیزى که سبب آرزو هاى دراز مى ‏شود جهل و بى‏ خبرى است ، جهل نسبت ‏به خویشتن و نسبت‏ به دنیا و جهل نسبت‏ به قدرت و لطف خدا و ثواب آخرت و عقبى ، مجموعه این جهل ‏ها انسان را به وادى آرزو هاى دراز مى ‏کشاند.


توضیح اینکه : انسان به سبب بى ‏خبرى از وضع خویش و عدم توجه به این حقیقت که هر لحظه ممکن است پایان عمر او فرارسد ، یک لخته خون کوچک مى ‏تواند مجراى رگهاى قلب یا مغز او را بگیرد و در
یک لحظه ، سکته قلبى یا مغزى بر او عارض شود یا حادثه ‏اى همچون زلزله و آتش سوزى ، تصادف در رانندگى ، لغزیدن و بر زمین خوردن و ضربه مغزى شدن یا مانند اینها به زندگى او پایان دهد. آرى بر اثر جهل به این امور گرفتار این پندار مى ‏شود که عمرى طولانى دارد و سپس یک مشت آرزو هاى دراز اطراف فکر او را احاطه مى‏ کند و به او اجازه نمى‏ دهد به غیر آن بیندیشد
.
همچنین جهل نسبت‏ به ناپایدارى و بى وفایى دنیا ، دنیایى که نه بر صغیر رحم مى ‏کند و نه بر کبیر ، نه بر جوان رحم مى ‏کند نه بر پیر ، گاه پیش از آنکه پیرى بمیرد صدها کودک و جوان از دنیا مى ‏روند و گاه پیش از آنکه مریض سخت جان دهد ده‏ ها سالم در آغوش مرگ قرار مى‏ گیرند. گاه سلاطین مقتدر در یک روز به ضعیف‏ ترین افراد مبدل مى‏ شوند و در زندان انفرادى جاى مى‏ گیرند و گاه ثروتمندان غرق ناز و نعمت در یک شب فقیر و تهیدست مى ‏شوند و بر خاک سیاه مى ‏نشینند ، آرى جهل به این امور است که انسان را در گرداب طول امل مى ‏اندازد.
اینجاست که سلمان فارسى ، شاگرد بزرگ مکتب وحى ، مى ‏گوید :
«
سه کس مرا در شگفتى فرو برده تا آنجا که به خنده واداشته است : کسى که دنیا را آرزو مى‏ کند در حالى که مرگ در پى اوست و کسى که از اجل خویش غافل است در حالى که اجل از او غافل نیست و کسى که با تمام وجودش مى ‏خندد در حالى که نمى ‏داند پروردگار جهانیان از او راضى است‏ یا نه‏» (۴۰)


در روایات اسلامى نیز اشاره ‏هاى روشنى به این معنى شده است ، مولاى متقیان على (ع) مى‏ فرماید :
«
کسى که یقین دارد (به زودى) از دوستان جدا مى‏ شود و در زیر خاک مسکن مى ‏گزیند و با حساب الهى رو به روست و از آنچه بر جاى گذاشته بى نیاز مى ‏گردد و به آنچه از پیش فرستاده محتاج مى ‏شود ، سزاوار است که آرزو را کوتاه و اعمال صالح را طولانى کند.» (۴۱)


در حدیث دیگرى از همان حضرت مى ‏خوانیم :
«
از فریب آرزو ها بپرهیزید ، چه بسیار کسانى که آرزو داشتند روزى را (در آغوش ناز و نعمت‏ بگذرانند) و هرگز به آن نرسیدند ، چه بسیار کسانى که خانه و قصرى ساختند ولى هرگز در آن ساکن نشدند و چه بسیار کسانى که اموال زیادى اندوختند ولى هرگز از آن نخوردند.» (۴۲)


گاه جهل به آخرت و نعمت‏ هاى بى پایان آن سراى جاویدان که یک لحظه نگاه کردن به آنها به تمام دنیا مى‏ ارزد ، سبب مى ‏شود که انسان به آرزو هاى دراز در این جهان کشیده شود ، حتى گاه مى‏ شود بى خبرى از لذت زهد در دنیا و آزادگى از چنگال اسارت زرق و برق آن ، انسان را به وادى طول امل مى ‏کشاند.
در حدیثى از امام باقر (ع&lt ;SPAN dir=ltr style=”FONT-SIZE: 9pt; LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman'”>) مى ‏خوانیم : «شیرینى زهد را با کوتاهى آرزوها به دست آر» (۴۳)


و گاه مى‏ شود انسان قدرت خدا را فراموش مى‏ کند و یا نسبت‏ به آن جاهل و بى خبر است و نمى ‏داند خدایى که از لحظه انعقاد نطفه در رحم مادر پیوسته به او روزى داده است ، در حالى که هیچ کس دسترسى به او نداشته مى ‏تواند تا پایان عمر زندگى او را اداره کند و فرزندانش اگر دوست‏ خدا باشند ، خدا آنها را تنها نمى‏ گذارد و اگر دشمن خدا باشند خدمت‏ به آنها بى دلیل است.
آرى جهل به این امور سبب مى‏ شود که زیر پوشش (تامین آینده خود و فرزندان)، گرفتار آرزو هاى دراز و طول امل گردد.
</SPAN& gt;مجموعه این جهل‏ ها و بى‏ خبرى ‏ها (جهل به خویشتن ، جهل به دنیا ، جهل نسبت‏ به خدا و قدرت بى مانند او و جهل نسبت ‏به آخرت و مواهب بى پایانش) آدمى را در بیابان بیکران و برهوت خشک و سوزان آرزوها سرگردان مى ‏سازد.


درمان طول امل :


همیشه براى علاج قطعى بیماری ها به ریشه‏ کن کردن اسباب آن باید پرداخت و تا اسباب بیمارى ریشه‏ کن نشود درمان‏ ها سطحى و ناپایدار است و به تعبیر دیگر جنبه مسکن را دارد.
با توجه به این اصل اساسى و با توجه به ریشه ‏هاى درازى آرزو ها به خوبى مى ‏توان نتیجه گرفت که براى زدودن آثار طول امل و از میان بردن آن باید به تفکر و اندیشه پرداخت.


از یک سو باید انسان خود را به خوبى بشناسد و بداند موجودى است آسیب ‏پذیر که فاصله میان مرگ و زندگى او بسیار کم است ، امروز سالم است و پر نشاط ، فردا ممکن است گرفتار سخت‏ ترین بیماری ها یا اندوه ‏بارترین مصایب گردد ، امروز قوى و غنى و قدرتمند است ، فردا ممکن است از ضعیف‏ ترین و فقیرترین افراد باشد و نمونه ‏هاى آن صفحات تاریخ بشریت را پر کرده است.
از سوى دیگر باید در باره بى اعتبارى دنیا بیندیشد که «از نسیمى دفتر ایام بر هم مى ‏خورد» و فراموش نکند نادر شاه قدرتمند «&lt ;/SPAN>شبانگه به دل قصد تاراج داشت‏» «سحرگه نه تن سر ، نه سر تاج داشت».
آرى با «یک گردش چرخ نیلوفرى، نه نادرها به جا مى ‏مانند و نه نادرى‏»


از سوى سوم به این حقیقت ‏بیندیشد که ما اعتقاد به معاد و سراى آخرت و حساب و کتاب الهى و پاداش کیفر اعمال داریم و این جهان را منزلگاهى در مسیر یک سفر طولانى مى ‏دانیم و برنامه ما در این جهان آماده شدن و اندوختن زاد و توشه است نه اقامتگاهى براى همیشه ماندن ! و نیز اندیشه کند که حرص در اندوختن و ذخیره کردن اموال و برنامه‏ ریزى براى رسیدن به آرزو ها و آمال ، هرگز مایه سعادت انسان نمى‏ شود ، بلکه دائما او را به درد و رنج گرفتار مى ‏سازد. و اندیشه کند که مهمترین آرامش ، آرامش روح و وجدان است که آن از طریق تقوا و توکل بر پروردگار فراهم مى ‏شود نه از طریق حرص و ولع و دنیاپرستى !


بهترین راه براى وصول به این هدف همان است که در حدیث نبوى معروف آمده است فرمود :
«
از دنیایت ‏براى آخرتت‏ بهره گیر و از نزدگانیت‏ براى مرگ (و زندگى بعد از آن) و از تندرستیت ‏براى زمان بیمارى استفاده کن ، چرا که نمى ‏دانى فردا نام تو چیست (آیا تو را زنده مى ‏نامند یا جزء مردگان ، سالم مى‏ گویند یا بیمار)» (۴۴)


عامل دیگر براى آرزو هاى دراز هواپرستى و عشق به دنیاست ، هر قدر از این علاقه کاسته شود دامنه آرزو ها کوتاه‏تر مى ‏گردد و به عکس هر اندازه انسان دلبستگى بیشتر به دنیا پیدا کند ، دامنه آرزوها گسترده ‏تر مى ‏شود.
براى رسیدن به این هدف ، یعنى کوتاه کردن دامنه آرزو ها یکى از مؤثرترین راه ها یاد مرگ است که پرده ‏ها را از جلو چشم بصیرت انسان بر مى ‏گیرد و واقعیت‏ هاى زندگى را براى او آشکار مى ‏سازد.


به همین دلیل امیرمؤمنان على (ع) در پایان خطبه ‏۹۹ از نهج البلاغه مى ‏فرماید :
«
به هوش باشید و به یاد چیزى بیفتید که لذات را در هم مى ‏کوبد و شهوات را بر هم مى ‏زند و آرزو ها را قطع مى ‏کند


و در حدیث دیگرى از نبى اکرم (ص) مى‏ خوانیم که در ضمن سخنانش فرمود :
«
خود را جزء مردگان حساب کن (تا گرفتار طول امل نشوى)» (۴۵)


و نیز در نقطه مقابل این معنى از امیرمؤمنان على (ع) نقل شده است که فرمود :
«
آنها که آرزوهایشان بیشتر است کمتر به یاد مرگ مى ‏افتند.» (۴۶)


راه دیگر براى مبارزه با طول امل مطالعه پیرامون پیامدهاى بسیار شوم آن است.
آرى توجه به این نکته که آرزو هاى دراز سرچشمه بسیارى از گناهان و رذایل اخلاقى دیگر است و از علل مهم قساوت قلب و فراموشى آخرت و سبب زندگى پررنج و ذلت‏ بار و محرومیت از مواهب و نعم الهى و از حجاب‏ هاى ضخیم معرفت و آگاهى محسوب مى‏ شود ، سبب مى ‏گردد که انسان به فکر علاج و درمان بیفتد و پیش از آنکه سیلاب طول امل کاخ سعادت او را ویران سازد به فکر چاره بیفتد ، از دامنه آرزو هایش بکاهد و به صف خردمندان و سعادتمندان بازگردد و آرزو ها را در حد معقول و شایسته مهار کند.


امیرمؤمنان على (ع) مى‏ فرماید : «حاصل آرزو هاى دراز تاسف است و ثمره آن تلف شدن (عمر و امکانات و سعادت انسان) مى ‏باشد.» (۴۷)
در حدیث دیگرى از همان حضرت مى ‏خوانیم : «از آرزو هاى دراز بپرهیزید که مرگ‏ هاى مسلم در آن نهفته است‏.» (۴۸)


در اینجا دو نکته قابل توجه است :


نخست اینکه در طب مادى براى درمان بسیارى از بیماری هاى جسمى و روانى به فکر جانشین مى‏ روند ، یعنى خواسته‏ هایى که انسان را به بیمارى مى ‏کشاند به خواسته ‏هاى برترى تبدیل مى ‏کنند که منتهى به سلامت او گردد ، مثلا کسى که علاقه زیادى به مواد چربى و نشاسته ‏اى دارد و سبب بیمارى ‏هاى گوناگون در او شده به استفاده از کمیت قابل ملاحظه از میوه و سبزى سالم هدایت مى‏ کنند و یا افرادى که معتاد به مواد مخدرند ، اعتیادهاى سالمى براى آنها پیش‏بینى مى ‏کنند.


این نکته در بیماری هاى اخلاقى نیز صادق است ، به این ترتیب که معلم اخلاق آرزو هاى دراز مادى را به آرزو هاى معنوى نسبت‏ به پاداش الهى در سراى آخرت تبدیل مى‏ کند و عشق به علم و دانش و معرفه الله را جایگزین عشق به مال و جاه و مقام مى ‏سازد.


نکته دیگر اینکه آرزو ها مراتبى دارد ، گاه انسان آرزو مى ‏کند عمر بسیار طولانى یا جاویدان داشته باشد ، همان گونه که قرآن درباره گروهى از قوم یهود مى ‏فرماید :
«…
یود احدهم لو یعمر الف سنه … ؛ (آنها چنان علاقه به دنیا دارند که) هر یک از آنها آرزو دارد هزار سال عمر کند.» (۴۹)
اگر هزار سال به معنى تعداد باشد دلیل به تقاضاى عمر بسیار طولانى است و اگر عدد تکثیر باشد دلیل بر تقاضاى عمر نامحدود است.


گروهى آرزوهایى در مراحل پایین‏ تر دارند ، آرزوى صد سال زیستن ، پنجاه سال ، ده سال یا کمتر ، از روایات استفاده مى ‏شود که همه اینها جزء آرزو هاى دراز محسوب مى ‏شود. (البته در صورتى که هدف جنبه‏ هاى مادى و زرق و برق دنیا باشد ، نه جنبه‏ اى معنوى و الهى و کمک به پیشرفت جامعه انسانى)
از سوى دیگر امانى و آرزو ها انواع مختلفى پیدا مى ‏کند ، گاه آرزو ها به سوى مسائل مادى هدف‏گیرى مى ‏کند و گاه مقام و گاه شهوات و گاه همه اینها ؛ تمام اقسام آرزو هاى دور و دراز ، زشت و نکوهیده است هر چند بعضى زشت ‏تر از بعض دیگر محسوب مى ‏شود.


آرزوهاى مثبت و سازنده :


آخرین سخن در بحث طول امل پیرامون این مطلب است که همیشه آرزو ها جنبه منفى ندارد و نشانه انحطاط شخصیت و سقوط اخلاقى نیست. زیرا اگر آرزو ها متوجه ارزش هاى والاى انسانى باشد و یا جنبه مردمى و اجتماعى پیدا کند و در مسیر تکامل و پیشرفت واقعى انسان ها و درجات کمال قرار گیرد و انسان را به تلاش و کوشش بیشتر در این راه ها وادارد ، بدون شک چنین آرزویى هر قدر طولانى بوده باشد ، نه تنها نشانه پستى نیست که نشانه کمال انسان است.
اساسا همان گونه که در آغاز این بحث نیز اشاره شد امید و آرزو نسبت‏ به آینده
نیروى محرک انسان براى تلاش ها و کوشش هاست و اگر چراغ پرفروغ امید و آرزو در دل انسان خاموش گردد ، در واقع روح او مى ‏میرد ، نشاط زندگى از او رخت ‏برمى ‏بندد و انسان را به موجودى سست و بى هدف و بى تلاش مبدل مى‏ کند
.


در واقع آرزو بر دو قسم است : «آرزو هاى کاذب‏» که همچون سراب در بیابان زندگى ظاهر مى ‏شوند و تشنه کامان را به دنبال خود مى ‏کشانند و هر لحظه تشنه ‏تر مى ‏سازند تا از شدت تشنگى هلاک شوند.
و «آرزو هاى صادق‏» و مثبت و سازنده که همچون آب حیات ، گلستان وجود آدمى را سیراب و پرثمر مى ‏سازد و هر چه زحمت مى ‏کشد نشاط و معنویت‏ بیشترى مى ‏یابد.


این همان چیزى است که در قرآن مجید به آن اشاره شده است :
«
المال و البنون زینه الحیوه الدنیا و الباقیات الصالحات خیر عند ربک ثوابا و خیر املا ؛ مال و فرزندان ، زیور حیات دنیا هست و باقیات الصالحات(ارزش هاى پایدار و شایسته) نزد پروردگارت ثوابش بهتر و امید بخش ‏تر است.‏» (۵۰)
در این آیه به هر دو بخش از آرزو ها اشاره شده است.


در روایات اسلامى نیز اشارات پرمعنایى به آرزو هاى مثبت و سازنده دیده مى ‏شود از جمله در حدیثى از امام صادق (ع) مى‏ خوانیم :
«
گاهى بنده مؤمن تهیدست مى‏ گوید : خداوندا! به من روزى عطا کن تا فلان کار خیر و نیک را بجا آورم ، هرگاه خداوند در او صدق نیت‏ بداند (نه اینکه این آرزو پوششى براى رسیدن به هوا و هوس ها باشد) تمام اجر و پاداشى را که در صورت رسیدن به این آرزو و انجام آن کارهاى خیر استحقاق پیدا مى‏ کرد براى او نوشته مى ‏شود (هر چند هیچ یک را انجام نداده باشد) رحمت‏ خداوند گسترده و کرمش بى ‏پایان است‏.» (۵۱)


اصولا همت انسان به اندازه آرزو هاى مثبت اوست ، هر قدر دامنه آنها گسترده ‏تر باشد همت او والاتر است و جالب اینکه از روایات اسلامى نیز به خوبى استفاده مى‏ شود که خداوند به مقدار این آرزوها به افراد با ایمان ، اجر و پاداش مى ‏دهد ، چرا که نشانه آمادگى روح و جسم آنها براى انجام هر چه بیشتر اعمال صالح است و حتى از روایات استفاده مى‏ شود که اگر انسان آرزوى خوبى براى رضاى خدا داشته باشد از دنیا بیرون نمى‏ رود مگر اینکه خداوند او را به آرزویش مى ‏رساند ، در حدیثى از رسول خدا (ص) مى ‏خوانیم :
«کسى که آرزوى چیزى کند در حالی که رضاى خداوند متعال در آن باشد از دنیا خارج نمى ‏شود مگر اینکه به خواسته خود مى رسد.» (۵۲)


البته ممکن است در مواردى مصالحى ایجاب کند که انسان به آرزویش نرسد ، چرا که اگر برسد آثار بدى مانند غرور و غفلت و عشق به دنیا و مانند آن در او ایجاد مى ‏شود. خداوند با الطاف خفیه ‏اش او را از وصول به آرزویش بازمى‏ دارد.


این بحث را با اشاره به نکته دیگرى پایان مى ‏دهیم و آن اینکه : آرزو هاى سازنده و بلند انسان را به سازندگى خویش دعوت مى‏ کند و سبب تکامل و ترقى روحى او مى ‏شود ، زیرا مى‏ داند تکیه بر جاى بزرگان زدن بدون آماده ساختن اسباب بزرگى میسر نیست و به گفته شاعر عرب : اعلل النفس بالآمال ادرکها ما اضیق العیش لولا فسحه الامل !
«خویشتن را به وسیله آرزو هاى سازنده پرورش مى ‏دهم تا به آن برسم. چقدر میدان زندگى تنگ است اگر گستردگى آرزو ها نباشد»


پى ‏نوشت ها :

&# x0D;

1- بحارالانوار ، جلد ۷۴، صفحه‏۱۷۳
۲-
بحارالانوار ، جلد ۱۴، صفحه ‏۳۲۹(با کمى توضیح)
۳-
المحجه البیضاء ، جلد ۸ ، صفحه ۲۴۵
۴-
نهج البلاغه ، خطبه ۴۲
۵-
اعراف ، ۷۴
۶-
شعرا ، ۱۲۹ – ۱۲۸
۷-
شعرا ، ۱۴۹ تا ۱۴۶
۸-
حدید ، ۱۴
۹-
همان ، ۱۴
۱۰-
تفسیر قرطبى ، جلد ۹، صفحه ‏۶۴۱۷
۱۱-
نجم ، ۲۴
۱۲-
این احتمال نیز در تفسیر «عدده‏» داده شده است که منظور شمارش کردن نیست ، بلکه مال وا وسیله و «عده‏» خود قرار دهد و در همه حال بر آن تکیه نماید.
۱۳-
همزه ، ۱ تا ۳


14- «همزه‏» و «لمزه‏» هر دو صیغه مبالغه است ، اولى از ماده «همز» به معنى شکستن گرفته شده و دومى از ماده «لمز» به معنى غیبت و عیبجویى کردن است ، بعضى معتقدند «همزه‏» به کسى مى ‏گویند که با اشارات عیبجویى مى‏ کند و «لمزه‏» به کسى که با زبان این کار را انجام مى ‏دهد&l t;/SPAN>.


15- محمد ، ۲۵
۱۶-
تفسیر قرطبى ، جلد ۵ ، صفحه ۳۶۱۸ ؛ شبیه به همین معنى با کمى تفاوت در بحارالانوار ، جلد .۷ ، صفحه ۱۶۴ نیز آمده است.
۱۷-
بحارالانوار ، جلد ۷۰ صفحه ‏۱۶۳، حدیث ‏۱۹
۱۸-
تصنیف الغرر ، صفحه ۳
۱۲
۱۹-
بحارالانوار ، جلد ۷۰، صفحه ۱۶۴
۲۰-
تصنیف الغرر ، صفحه ۳۱۲
۲۱-
همان مدرک
۲۲-
همان مدرک ، صفحه ‏۳۱۳
۲۳-
نهج البلاغه ، کلمات قصار ، کلمه ۲۱۱ و ۳۴
۲۴-
تصنیف غررالحکم ، صفحه ۳۱۲ ، شماره ‏۷۲۲۳
۲۵-
غررالحکم ، حدیث ۱۳۷۵
۲۶-
المحجه البیضاء ، جلد ۸ ، صفحه ‏۲۴۶
۲۷-
میزان الحکمه ، جلد ۱، صفحه ‏۱۰۳(ماده امل)
۲۸-
میزان الحکمه ، جلد ۱، صفحه ۱۰۴ ؛ المحجه البیضاء ، جلد ۸ ، صفحه ۲۴۵
۲۹-
بحارالانوار ، جلد ۱، صفحه ‏۱۵۶
۳۰-
غررالحکم ، حدیث ‏شماره ۳۰۵۴
۳۱-
همان مدرک ، جلد ۵ ، صفحه ۲۹۵(چاپ دانشگاه تهران)
۳۲-
میزان الحکمه ، جلد ۱، صفحه ۱۰۴(ماده امل)
۳۳-
همان مدرک
۳۴-
قبلا در بخش احادیث گذشت&lt ;/SPAN>.
35-
تصنیف الغرر ، صفحه ۳۱۲ ، حدیث‏ شماره ۷۲۱۵
۳۶-
تصنیف الغرر ، صفحه ۳۱۴
۳۷-
غررالحکم ، جلد ۲، صفحه ۴۰۵
۳۸-
غررالحکم ، شماره ۱۳۷۵
۳۹-
تصنیف الغرر ، صفحه ۳۱۴
۴۰-
المحجه البیضاء ، جلد ۸ ، صفحه ‏۲۴۶
۴۱-
بحارالانوار ، جلد ۷۰ ، صفحه ‏۱۶۷
۴۲-
تصنیف غررالحکم ، صفحه ‏۳۱۳
۴۳-
تحف العقول ، صفحه ‏۲۰۷
۴۴-
بحارالانوار ، جلد ۷۴، صفحه ۱۲۲
۴۵-
همان مدرک
۴۶-
تصنیف الغرر ، صفحه ۳۱۲
۴۷-
تصنیف غررالحکم ، صفحه ۳۱۴
۴۸-
همان مدرک
۴۹-
بقره ، ۹۶
۵۰-
کهف ، ۴۶
۵۱-
بحارالانوار ، جلد ۸ ، صفحه ۲۶۱
۵۲-
بحارالانوار ، جلد ۶۸، صفحه ۲۶۱


منبع سایت www.monajat.org

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید