ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

آیا ایمان آوردن به دینی غیر از اسلام “باعث نجات” خواهد شد؟

به قلم: آیت الله جعفر سبحانی ترجمه: زهره غلامی


یکی از سؤالاتی که همواره مطرح می شود این است که آیا فقط مسلمان بودن باعث نجات و رسیدن به بهشت می شود؛ یا اینکه تدین به ادیان دیگر هم موجب نجات خواهد بود.


برخی با تصوری که از آیه ۶۲ سوره بقره دارند مدعی می شوند که ایمان داشتن به هر دینی عامل نجات و رستگاری روز قیامت است و واجب نیست حتما به دین اسلام و شریعت محمدی ایمان آورد. آیه مذکور می فرماید: “إنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ هادُوا وَ النَّصارى‏ وَ الصَّابِئینَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُون” یعنی: “در حقیقت کسانى که ایمان آورده و کسانى که یهودى شده‌اند و ترسایان و صابئان‌، هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت و نه بیمى بر آنان است و نه اندوهناک خواهند شد”.


این تصور درست نیست؛ بلکه در پاسخ به این افراد باید گفت: در این آی
ه، قرآن کریم از اعتقادات باطل یهودیان و مسیحیان که هدایت حقیقی و نجات را فقط صرف نامیده شدن به این اسامی ـ یعنی یهودی و نصرانی ـ می دانستند انتقاد می کند. آنها معتقد بودند برای رستگاری کافی است که یهودی یا مسیحی شد و به این نام خوانده شد. این افراد سپس عنصر یهودی و نصرانی را تا درجه ای بالا بردند که ملت برگزیده خدا معرفیش نمودند و بر دیگر ملتها برتری دادند. این آیه و آیات دیگری از قرآن کریم این ادعا را رد می کند و می گوید که همه ملتها در برابر خداوند برابرند و کسی بر دیگری برتری ندارد و مجرد نام هایی مانند یهودی و نصرانی سودی ندارد و اینها فقط چند لفظ هستند و باعث خوشبختی و جاودان شدن و سعادت اخروی انسان نخواهند بود؛ بلکه اساس حقیقی نجات و عامل اصلی طرد خوف و حزن روز قیامت این است که انسان از صمیم قلبش به خداوند ایمان داشته و عمل صالح انجام دهد و بدون این دو عامل محال است که انسانی روزنه امیدی برای نجات در روز قیامت داشته باشد.


بر این اساس، آیه مذکور، در مورد مشروعیت ادیان گذشته و قبول آن ـ پس از ظهور اسلام ـ نیست به نحوی که انسان مختار باشد هر رسالتی را برای نجات برگزیند بلکه هدف از این آیه ابطال تفکر برتری یهودی و مسیحی به مجرد اسامی آنهاست. این حقیقت فقط در این آیه مطرح نمی شود بلکه در آیات دیگر قرآن نیز آمده است همانگونه خداوند در سوره عصر می فرماید: (وَالْعَصْرِ * إِنَّ الإِنْسانَ لَفِی خُسْر * إِلاَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحاتِ وَتَواصَوا بِالحَقِّ وَتَواصَوا بالصَّبر).


بنابر این منظور از لفظ “آمنوا” اول کسانی است که به صورت ظاهری اسلام آورده اند اما اسلام در جان آنها رسوخ پیدا نکرده و لفظ مومنین به صورت ظاهری بر آنها اطلاق می شود و مقصور از “آمنوا” دوم ایمان حقیقی و اعتقثاد راسخ قلبی است که آثارش در عمل ظاهر می شود . با التفات به این مقدمه روشن می شود که هدف این آیه ، رد تفکرات نژاد پرستانه یهود و مسیحیت و برتری این اقوام بر دیگر مخلوقات خداوند است ، این آیه هم این تفکرات را رد می کند و هم بر این مسئله که فقط صرف نامیده شدن به یک مذهب باعث نجات اخروی است خط بطلان می کشد.


بنابراین نمی توان گفت که این آیه در صدد بیان یک قاعده عام مبنی بر اینکه پیروان تمام مذاهب و ادیان از رستگاران روز قیامت هستند، است زیرا آیه برای توضیح این تفکر وارده نشده بلکه فقط موضوع بحث آن، نفی افکار باطل و نظریه خودخواهانه یهود ونصاری است نه اثبات این مسئله که پیروی هر دینی سبب نجات و رستگاری است و برای فهم این مسئله و نفی یا اثبات آن، باید به آیات دیگر مراجعه نمود. در اینجا باید به یک حقیقت مهم اشاره کرد و آن این است که در تفسیر قرآن نمی توان به یک آیه اکتفا کرد و آن را معیار و مقیاس اصلی حق و باطل قرار داد، برخی از آیات قرآن، برخی دیگر را تفسیر می کنند امیرالمومنین (علیه السلام) یک جمله طلایی دارد که شایسته است تمام مفسران و راغبان فهم مفاهیم قرآنی به آن توجه کنند و برای تفسیر و بیان حقیقت مفاهیم قرآن، اساس کار خود قرار دهند ، امام (علیه السلام) می فرماید: (قرآن بعضی از قسمتهایش با بعض دیگر سخن می‌گوید و بر همدیگر شهادت می‌دهند).(۱)


هنگامی که آیات دیگر پیرامون رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را بررسی می کنیم  مشخص می شود که هدایت و نجات اهل کتاب ، شرطی واضح دارد قرآن این هدایت را در گرو ایمان آوردن به دین اسلام و عمل بر طبق شریعت پیامبر (صلی الله علیه و آله) می داند؛ خداوند در این مورد می فرماید: (فَإِنْ آمَنُوا بِمِثْلِ ما آمَنْتُمْ بِهِ فَقَدِ اهْتَدَوا… پس اگر به مثل آنچه شما به آن ایمان آورده اید ایمان بیاورند حتماً هدایت یافته اند)(۲) سپس باید به اعتقاد مسلمانان و ایمان و کتاب آنها بازگردیم وببینیم آیا یهود و نصاری به این شروط عمل کرده اند یا نه؟  مسلمانان معتقدند حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) آخرین پیامبران است و باب نبوت پس از یشان بسته شده خداوند می فرماید: (…وَلکِنْ رَسُولَ الّلهِ وَخاتَمَ النَّبِیِّینَ…)(۳)


همچینین معتقدند رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) با شریعتی کامل، شامل و جهانی آمد و شریعت او کاملترین شریعت هاست، کتاب او ختم کتب آسمانی و نگهبان آنهاست، خداوند می فرماید: :(وَأَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتابِ وَمُهَیْمِناً عَلَیْهِ… (۴) این کتاب (قرآن) را به حقّ به سوی تو نازل کردیم در حالیکه کتاب های [آسمانی] پیش از خود را تصدیق می کند و نگهبان و ناظر بر آنهاست) شکی نیست که “مهیمن” به معنای نگهبان و محافظ و ناظر است ، بر این اساس، قرآن کریم حافظ تمام کتب آسمانی پیشین و ناظر آن است، یعنی اگر تحریفی در آنها رخ داده قرآن کریم حامی و ناظر است و با مراجعه به قرآن
می توان نقاط تحریف شده را تشخیص و حق را اثبات نمود.


همچنین مسلمانان معتقدند فرد مبعوث شده با این قرآن حلقه آخر سلسله پیامبران است و رسالت و شریعت او کاملترین هاست، رسالت او رسالتی جهانی و مننحصر به یک قوم و یا نسل نیست به همین دلیل می بینیم که همه عالم را ندا میدهد: (…یا أَیُّهَا النّاسُ إنِّی رَسُولُ اللّهِ إلَیْکُمْ جَمیعاً… )(۵) تا تاکید کند که رسالت او برای همه است و پس از تبلیغ رسالتش بر آنها، دیگر توجیهی برای ایمان آوردن به هر رسالت یا شریعتی غیر از اسلام وجود ندارد؛ به همین دلیل مشاهده می کنیم که پیامبر در سال های هفتم و هشتم هجرت به صورت عملی این حقیقت را اثبات می کند و چند هیئت را به همراه نامه هایی به ممالک مختلف دارای ادیان مسیحی، زرتشتی و … می فرستد و آنها را به اسلام دعوت می کند، تاریخ این اقدامات را برای ما ثبت نموده و کوچکترین شکی در آن نیست.(۶)


نتیجه اینکه هدف از این آیه نفی تمام امتیازات وهمی است که یهود و نصاری برای خود قائل هستند اما بحث در مورد حقانیت هر رسالت و وجوب تبعیت هر دینی برای رسیدن به سعادت از آیات دیگر و احادیث نبوی دریافت می شود و خوشبختانه همه متفق هستند که برای سعادتمند شدن باید به دین اسلام و شریعت محمدی ایمان آورد و رسالت های پیشین ویژه دوره زمانی خاص بوده و از آن تجاوز نمی کند.


پی نوشت ها:


[1]. نهج البلاغه، الخطبه ۱۹۲، طبعه عبده. [۲]. بقره: ۱۳۷. [۳]. أحزاب: ۴۰. [۴]. مائده: ۴۸. [۵]. الأعراف: ۱۵۸[۶]. برای اطلاع رجوع شود به کتاب “مکاتیب الرسول” احمد میانجی [۷]. منشور جاوید:۳/۲۲۲ـ ۲۲۶.


www.abna.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید