چه موقعی ضربان قلبمان را بهطور واقعی احساس میکنیم؟
این احساس تپش قلب که اشاره میکنید دلایل متفاوتی دارد، مثلا اختلال هراس میتواند تپش قلب ایجا کند. بهطور معمول اختلال ترس (فوبیا) شامل احساس وحشت بهطور ناگهانی است و بی اختیار و اغلب بدون دلیل تکرار میشود.
در طول مدتی که میترسید قلب شما تند میزند و ممکن است عرق کنید یا تنفس س
ریع، احساس ضعیف بودن، بیهوش شدن و سرگیجه داشته باشید.
علایم بدنی این اختلال ترس چیست؟
علایم بدنی آنقدر شدید است که ممکن است فکر کنید در حال مرگ هستید و نشانههای آن میتواند همانند علایم یک حمله قلبی باشد. ممکن است در قفسه سینه احساس درد کنید، آهسته نفس بکشید، احساس خفگی کنید و حتی کنترل تان را از دست بدهید. حمله میتواند در خانه یا بیرون خانه روی دهد و حتی شما را از خواب عمیق بیدارکند. یک حمله تنها چند دقیقه به طول میانجامد، اما برای ده دقیقه یا بیشتر ادامه مییابد و بعد از آنکه متوقف شد، شما احساس کوفتگی و خستگی میکنید.
از آنجایی که زمان بروز حمله غیرقابل پیشبینی است، اغلب باعث ایجاد ترس و هیجان شدید یا نگرانی مداوم میشود و احتمال میدهید حمله در هر زمانی به وجود آید.
وجود مشکل قلبی هم میتواند تپش قلبمان را دچار اختلال کند؟
بله. فیبریلاسیون دهلیزی قلب یکی از مواردی است که تپش قلب را تشدید میکند. مشخصه این بیماری، ضربان قلب نامنظم و اغلب سریع است. این حالت یک بینظمی شایع قلب است که اغلب افراد مسن را مبتلا میکند. در فیبریلاسیون حفرههای بالایی قلب بسیار سریع و نامنظم میتپند. سرعت ضربان بطنها نیز افزایش مییابد و یک ریتم قلبی سریع و نامنظم ایجاد میکنند.&l t;/P>
انقباضات زودرس قلب نیز میتوانند احساس تپش و ضربان قلب را ملموس کنند.
انقباضات یا ضربانهای زودرس، اغلب ضربانهایی هستند پراکنده که گاهی فرد آنها را اینگونه توصیف میکند: “انگار بند قلبم پاره میشود.” این ضربانها معمولا خطری را متوجه فرد نمیسازند.
همچنین برخی اوقات با افزایش فعالیت بدنی مثل ورزش، ضربان قلب تند میشود که فرد به خوبی تپش قلب خود را احساس میکند، اما مشکلی برای شخص به وجود نمیآید.
آیا مشکلات تیروئید هم میتواند موجب احساس تپش قلب شود؟
بله، به نکته خوبی اشاره کردید. پرکاری تیروئید میتواند چنین علامتی داشته باشد. در این بیماری، ضربان سریع و نامنظم قلب یا تپش قلب را احساس میکنیم. البته باید به یاد داشته باشیم که ضربان قلب در چنین بیماری یک موقعیت اورژانس است و با حالتهای طبیعی متفاوت است، بنابراین اگر دچار پرکاری تیروئید هستید باید حتما درمان شوید و گرنه میتواند عوارض شدیدی در پی داشته باشد. این عوارض
شامل مشکلات قلبی نظیر ضربان سریع قلب، ضربان نامنظم قلب یا فیبریلاسیون بطنی است.
در برخی موارد نیز نارسایی احتقانی قلب روی میدهد. این بیماری نزد زنان در مقایسه با مردان بیشتر است. اگر چه این بیماری میتواند در هر سنی ایجاد شود، اما در جوانان و میانسالان بیشتر روی میدهد.
تعداد ایدهآل ضربان قلب
ضربان قلب حاصل یک
دوره انقباض کامل قلب یعنی پر و خالی شدن آن از خون است. هر دوره این انقباضات در یک فرد بزرگسال سالم کمتر از یک ثانیه طول میکشد. به همین دلیل تعداد ضربان قلب طبیعی در هر دقیقه برای آقایان حدود 70 و برای خانمها حدود 75 ضربه است. این تعداد برای نوزادان که گردش خون سریعتر و تنفس تندتری دارند تا 130 ضربه در دقیقه هم طبیعی است.
فرض کنید تازه به آسانسور وارد شده اید که ناگهان قلبتان تند می زند و قفسه ی سینه تان درد می گیرد، خیس عرق سرد می شوید و حس می کنید که گویی آسانسور در حال سقوط است. یا فرض کنید از خواربار فروشی در آمده و با ماشینتان حرکت می کنید که ناگهان متوجه می شوید اختیار چیزی را در کف ندارید، احساس برافروختگی می کنید، آنچه که در پیرامونتان هست، تار و نامشخص دیده می شود. نمی توانید بگویید در کجا هستید و حس می کنید که در حال مرگ هستید.
به آنچه که پیش می آید، حمله هراس می گویند که عبارت است از واکنش مهارنشدنی در برابر موقعیتهای معمولی و بی خطر. این گونه حمله ها اغلب نشانگر آنند که فرد به نابسامانی هراس گرفتار شده است.
اختلال هراس چیست؟
به کسی که در عرض چهار هفته یا بیشتر دستخوش حمله های هراس شده باشد، گفته می شود که دچار اختلال هراس گشته است. در ضمن، این اختلال احتمالاً موقعی تشخیص داده می شود که شخصی با کمتر از چهار رخداد هراس انگیز رو به رو گردد، ولی پیاپی در این بیم به سر برد که مبادا حمله دیگری به سراغش آید.
اختلال مزبور زمانی پدید می آید که فردی در خلال حمله هراس، دست کم دارای این نشانه ها باشد: عرق ریزی، برافروختگی ، احساسات سرکوب شده و پنهان ، ضربان شدید قلب، تنفس دشوار، لرزش تن، درد قفسه سینه ، غش ، بی حسی و کرختی ، تهوع ، احساس مرگ و مجنون شدن . لازم به ذکر است بروز حمله های هراس برای تمام گروه های سنی وجود دارد .
ترس بیمار گون (هراس زدگی) چیست؟
هراس زدگی به ترس های نامعقول، غیر ارادی و بیجا ، با واکنش در قبال موقعیتها و رویدادهای عادی اطلاق می شود. افرادی که این گونه بیمناک اند، وقتی که در شرایط خاصی قرار می گیرند و یا به عوامل وحشت انگیز نزدیک می شوند، ترس سراپایشان را فرا می گیرد. “نابسامانی هراسی” بخشی از مقوله گسترده ی اختلالهای اضطرابی به شمار می رود. هراس هایی از این دست به سه نوع تقسیم می گردند:
هراس ویژه (ساده):
وحشت نامعقول از اوضاع و احوال یا مواردی نظیر راه بندان یا وجود مار در جایی .جمع هراسی : ترس بی حد از این که در نزد دیگران ابله ، نادان و … به نظر آییم که سبب می گردد آدمی در مراسم عمومی یا جاهای همگانی حاضر نشود.
هراس از مکانهای سرباز ( فراخنا هراسی) :
ترس شدید ناشی از گیر افتادن در محلی ، مخصوصاً در اماکن عمومی یا حمله هراس در محیط ناآشنا . مفهوم واقعی این واژه در زبان یونانی عبارت است از ” ترس از بازار”.ترس های مرضی معمولاً اختلالات شدید (دیر پا) و رنج آوری هستند که مردم را از انجام تلاشهای روزانه و سرزدن به جاهای عادی باز می دارند. این قبیل ترس ها ممکن است به ناراحتی های شدیدی همچون افسرده دلی بینجامند. در واقع ، حداقل نیمی از مبتلایان به ترسهای مرضی و اختلالات هراس هم ، افسرده حال اند . اعتیاد به میگساری ، احساس شرمساری و سرافکندگی و اعتماد به نفس اندک نیز اغلب با این بیم
اری پدیدارمی گردند. به طوری که برخی افراد نمی توانند بدون همراهی کسی ، قدم از خانه بیرون گذارند و یا به کاری دست بزنند.
مفهوم ” ترسیدن از ترس” چیست؟
بسیاری از افراد که دچار ترس مرضی یا اختلال وحشت زدگی اند، ” از ترس می ترسند” ، یعنی قبل از اینکه حمله بعدی برسد، نگران می شوند. بیمناکی از پیدایش حمله های مورد بحث، احتمالاً باعث کوتاهی عمر می شود. کسانی که دستخوش حمله های وحشت زدگی می گردند، بیشتر اوقات از چیزهایی که به نظرشان عوامل آشکاری حمله هستند ، دوری می کنند و سپس از انجام اموری که قبلاً به آنها دست می زدند ، خودداری می ورزند یا دیگر به بازدید از مکانهایی که سابقاً تماشا می کردند ، نمی پردازند.
عامل بروز اختلال هراس چیست؟
واقعاً کسی نمی داند که چه چیزی سبب پیدایش چنین اختلالی است، اما چند نظر تحت مطالعه است. گویی اختلال مذکور در خانواده ها رواج داشته و دارو درمانی برای جلوگیری از این حمله ها کاربرد دارد .
برای مبارزه با این اختلال چه کنیم؟
شناخت درمانی– به مردم کمک می کند که رفتار و پندار مناسبی داشته باشند. بیماران یاد می گیرند که هنگام رویارویی با موقعیتی ترسناک، دریابند که چندان خوف و واهمه ای در کار نیست و به تدریج با هر چیزی که برایشان وحشتناک باشد، خو می گیرند . اعضای خانواده و دوستانی که یار و مدد کار و نوید بخش اند ، دراین فرایند کمک شایان توجهی می کنند.
عادت های زندگی سالم
زندگی سالم به افراد در غلبه براختلال هراس ، کمک می کند . ورزش ، برنامه غذایی مناسب و متعادل ، و آموختن طریقه کاهش فشار روانی همگی اهمیت دارند.به یاد بسپارید که خانواده ، دوستان و کسانی که از بیماری شما باخبرند و یا خود دچار آن هستند ، باعث می شوند که درمانتان با موفقیت بیشتری قرین باشد. بنابراین باید آنان را در جریان برنامه درمانی خویش قرار دهید و راهکارهایی را که بدان وسیله می توانند به شما کمک کنند ، به آنها یاد آور شوید.
چگونه از ترسها پیشگیری کنیم ؟
می توان به کودکان آموخت که موقعیت های ترس آور احتمالی را پیش بینی کنند و خود را برای روبه رو شدن با آن موقعیت ها آماده نمایند. البته همه موقعیت های ترس آور را نمی توان پیش بینی کرد ، اما برخی از آنها، مانند رعد و برق یا رفتن به بیمارستان را می توان برای کودک به دقت توضیح داد تا هنگام مواجه شدن با آن وحشت زده نشود.
افـرادی کـه دچـار هـراس اجتماعی هستند، در مـوقعیـتهای اجتماعی، اضطراب شدیدی را تجربه میکنند. این گـونه افراد از موقعیتهایی که امکان دارد در آن از سوی دیگران مورد قضاوت و بررسی قرار گیـرند، هـراس دارند. آنها دائـما از آن بیـم دارنـد کـه مــورد قضاوت، ارزشـیابی، انتقاد، تحقیر و تمسخر دیگران واقــع شوند.
البته اغـلب مـردم در موقـعیـتهای خـاص اجتماعی مـانند صحبت در جمع و یا ورود به یک مکان مملو از افراد نـا آشــنـا دچـار خجالت و دستـپاچگـی شـده و مــضطرب میشوند کـه ایـن نـوع تــرس همـگـانی بیـانـگر هـــراس اجتماعی نیست.
در صـورتی اضطراب فرد جنبه هـراس اجتماعی پیدا می کند که:
۱) سبب شود تا فرد از موقعیت هراس آور اجتناب کند.
۲) هرگاه نتواند از آن بگریزد، آن موقعیت را با استرس و پریشانی شدید تحمل می کند.
۳) در زندگی روزمره فرد تداخل قابل ملاحظهای پدید میآورد: کار، تحصیل، خـانــواده و زندگی اجتماعی.
افراد مبتلا به هراس اجتماعی از داشتن افکار نامعقول در رنجند. این گونه افراد معمولا از موقعیتهای زیر وحشت دارند:
۱) صحبت در جمع (متداول ترین)
۲) قرار گرفتن در کانون توجه دیگران
۳) خوردن و آشامیدن در مقابل دیگران
۴) نوشتن و یا کار کردن در حضور دیگران
۵) پرسش در یک جمع و یا گزارش دادن
۶
) استفاده از توالت عمومی و وسایل نقلیه عمومی
۷) مورد انتقاد و اذیت دیگران قرار گرفتن
۸) ملاقات با افراد مهم مانند کارفرما، مدیر، رئیس
۹) ارتـبـاط بـا دیـگران: قـرار ملاقات گذاشتن، به میهمانی رفتن، شلوغـی، آغاز گفتگو، خرید رفتن
۱۰) طرز تفکر دیگران نسبت به وی.
۱۱) اشتباه کردن در حضور دیگران
● علائم هراس اجتماعی
هنگامی که فرد در معرض موقعیت هراس آور قرار میگیرد، دچار این علائم می شود:
۱) چهره افروخته، لرزش بدن، خشکی دهان و گلو، تیک عصبی، افزایش ضربان قـلـــب، تعریق کف دستها، احساس سرگیجه و حالت تهوع، درد شکم، سر درد، تنفس سریع و کم عمق.
۲) احساس اینکه حرفی برای گفتن ندارد.
۳) احساس بلاتکلیفی و نبود اعتماد به نفس.
۴) هجوم افکار منفی: (خـودم را ملعبه دست دیگران کردم) جـز بـه افـکار مـنفی و بـازخوردها و واکنشهای منفی دیگران و خود اضطرابی نمیتواند تمرکز کند.
۵) درک این موضوع که این افکار نامعقول هستند.
۶) میل شدید به گریختن از محل.
● ترسهای برخاسته از هراس اجتماعی
۱) نگرانی از آنکه دیگران متوجه علائم اضطرابی شوند؛ مانند: تـعر
یـق و جـمـلات از هــم گسیخته.
۲) ترس از احمق، مضحک و نادان به نظر رسیدن
۳) ترس از ساکت، کسل کننده و خسته کننده به نظر آمدن.
۴) ترس از بی کفایت به نظر آمدن.
● قبل و بعد از موقعیت استرسزا
فرد نه تنها در لحظه موقعیت استرسزا دچار اضطراب میشود، بـلـکه پـیش از وقوع آن و حتـی از یــک هفته مانده به آن، صحنه استرسزا را پیش بینی کرده و اضـطراب وی آغـاز میشود. پس از پایان یافتن واقعه نیز عملکرد و گفتههای خود را مورد ارزیابی قرار میدهد و معمولا از آنها رضایت کامل نداشته و خود را مورد نکوهش قرار می دهد. هرگاه هراس اجتماعی فرد درمان نشود، عواقب زیر را به دنبال خواهد داشت:
۱) مصرف مشروبات الکلی برای غلبه بر اضطراب.
۲) استفاده از داروهای آرامبخش.
۳) افسردگی.
۴) مشکل در ایجاد و تداوم ارتباط با دیگران.
۵) محرومیت از فرصتهای
شغلی و تحصیلی.
۶) انزوا و کناره گیری از خانواده و اجتماع.
۷) درگیر شدن با افکار خودکشی.
● روشهای درمان
۱) به کار بردن تکنیکهای غلبه بر اضطراب: شـامـل ریـلـکس کـردن عـضـلات، تـنـفس عـمیق و آهستـه، مدیتیشن و تصویر سازی ذهنی.
۲) آموزش مهارتهای اجتماعی: الگو سازی رفتارهای مناسب و پس از آن تمرین آنها در فعالیتهای واقعی زندگی.
۳) در معرض عامل هراس آور قرار دادن: فرد را به مرور با عامل وحشت زا روبرو کرده و ترس وی را اینگونه کاهش می دهند.
۴) دارو: آرام بخشها، داروهای ضد افسردگی و سرکوب کننده سروتونین.
۵) مشارکت در فعالیتهایی که اعتماد به نـفس و حـس امـنـیـت فـرد را افـزایش می دهد.
۶) به چالش طلبیدن افکار نامعقول و مثبت اندیشی
اختلال هراسی فوبیا
1. ناآرامی و بیقراری حرکتی مانند لرزش در اندام، گرفتگی عضلات و پرش دست و یا پا (مثلا در خواب)،
2. تحرکپذیری شدید و غیرقابل کنترل فغالیتهای بدنی که به شکل احساس تنگی نفس، عرق زیاد، خشکی دهان و سرگیجه ظاهر میشود،
3. افزایش شدید توجه متمرکز بر خود و هوشیاری زیاد نسبت به خود که به شکل احساس گرفتگی و کوفتگی، مشکل در بخواب رفتن و مشکل در خوب خوابیدن، تحریکپذیری و یکه خوردنهای زیاد خود را نشان میدهند.
از مشخصات دیگر این اختلال این است که فرد همواره بیشتر و بیشتر تحت اختیار هراسهایش قرار میگیرد و قدرت کنترل خود را بر روی آنها رفتهرفته از دست میدهد «آنقدر احساس فشار میکنم که آرام و قرار ندارم. بدنبال هر چیزی باید روزها فکر کنم که چه اتفاقی خواهد افتاد». اگر چه این نشانهها در مورد همه افراد به یکسان وجود ندارد ولی همه در یک دایره شیطانی اسیر هستند، دایرهای به شکل فشار دائمی، ناآرامی فزاینده، عصبانیت و علائم جسمی. بدنبال اینها وظایف روزانه و فعالیتهای لازم زندگی رفتهرفته کنار گذارهشده و فرد به آینده خود بسیار ناامید میشود؛ که اینها تاثیرات خاص خود را بر زندگی فرد با دیگران برجای گذارده و سبب فشارهای تازه میشوند.
مشکل اساسی در این اختلال ادامهدار بودن و شدت دائمی آن است. این اختلال جزء شایعترین اختلالات هراسی است و برای مثال در آلمان حدود 2 میلیون نفر به این اختلال مبتلا هستند. علیرغم این اکثر این افراد سالها در رنج بسر میبرند و هیچ خبری از این ندارند که این حالات در آنها به چه دلیلی بوجود میآیند.
اختلال حملههای هراسی و یا پانیک
یکی از اصلیترین نشانههای این اختلال این است که این حملات بطور ناگهانی ظاهر و تکرار میشود و برای آنها تهدید کننده خارجی وجود ندارد. وقتی فردی در معرض حمله پانیک قرار میگیرد در عرض مدت کوتاهی شدت هراس وی به حد بالای خود میرسد و فرد در کنار فشار هراس علائم جسمانی نظیر تپش و پرش قلب، احساس خفگی و تنگی نفس و لرزش در اندام را نشان میدهد. مدت دوام این حالات میتواند بین دو/سه دقیقه ال
ی چند ساعت باشد ولی بطور معمول بین 10 الی 30 دقیقه بطول میانجامد. بسیاری از افراد مبتلا به این هراس در این حال وحشت از مردن پیدا میکنند که این خود سبب شدت گرفتن این علائم میشود. اگر علائم جسمانی حملات پانیک بیشتر متمرکز بر قلب باشند به آن «فوبی قلبی» میگویند و بیشتر مردان مبتلا به پانیک در سنین میانسالی دچار «فوبی قلبی» میشوند.
در بسیاری موارد فرد مبتلا به پانیک یک نوع انتظار «دوباره مورد حمله هراس قرارگرفتن» را دارد و برای اینکه به این حالات نرسد از انجام کارهایی که تاکنون برایش احساس خوبی را بوجود میآورند نیز دست میشوید (مثلا رفتن به بیرون از خانه)، خود را از دیگران کنار میکشد و یا تنها زمانی که کسی همراه وی باشد در ملا عام ظاهر میشود و به این دلیل وابستگیاش به افراد در انجام کارهای خود زیاد میشود (مشخصا اگر به متخصص رجوع میکنند همیشه یکی از بستگان باید آنها را همراهی کند وگرنه در نوبت ملاقات حاضر نمیشوند).
حملات پانیک میتوانند برای یک دوره بسیار کم شوند ولی در دورههای دیگر دوباره و اینبار با شدت و دفعات بیشتری تکرار شوند. این اختلال معمولا طی سالهای متمادی و با درجات مختلف پایدار میماند.
اختلالات هراسی فوبیا
فوبیا به آن دسته از هراسهایی گفتهمیشود که در رابطه با محیط مشخص و چیزهای مشخص ظاهر میشوند. و اگرچه فرد دارای فوبیا به غیر عقلانی بودن دلایل هراس خود در این موارد آگاه است ولی امکان تغییر آنها را در خود ندارد. بر عکس این هر نوع تلاشی را نیز صورت میدهد که کسی متوجه وجود این هراس در وی نشود و داشتن این هراس را بعنوان لکه ننگی در دامن شخصیت خود میبیند. اختلالات هراسی فوبیا به چند دسته تقسیم میشوند که در اینجا بطور مختصر شرح دادهشدهاند.
اختلال گذرهراسی
در این شکل از هراس فرد مبتلا از قرار گرفتن در محیطهای خارج از خانه احساس هراس زیادی دارد. بطور معمول این محیطها شامل جاهایی میشوند که آدمهای زیادی در آنجا رفت و آمد دارند و یا از خانه بسیار دور هستند. فرد مبتلا در هرای از این بسر میبرد که نکند در این اماکن دچار علائمی شود که باعث شرمندگی وی شوند و یا بخاطر آنها نتواند از آن محیطها دور شود (مانند اینکه سرگیجه و حالت غش به وی دست دهد، قلب وی بگیرد و غیره). به این دلایل از رفتن به خارج از خانه بشدت پرهیز میکند و یا فقط زمانی بیرون میرود که کسی از وابستگان نزدیک همراه وی باشند. این اختلال معمولا به همراه به اختلال دیگری که آنرا بعنوان حمله هراسی میشناسیم ظاهر میشود و در کل زندگی روزانه فرد را بسیار تحت شعاع خود قرار داده و محدود میسازد. اختلال گذرهراسی معمولا بصورت وخیم و درازمدت در میآید.
اختلال هراس اجتماعی و یا جمع هراسی
فردی که مبتلا به این اختلال است از قرار گرفتن در مرکز توجه دیگران هراس دارد. بطور معمول زمانی که قرار باشد در مقابل جمع صحبت کرده و یا سخنرانی کند. در این حال فرد بخوبی میداند که برای این هراس وی علت واقعی وجود ندارد ولی در مقابل آن کاری نمیتواند بکند الی دوری و پرهیز از چنین موقعیتهایی و به هر قیمتی. معمولا این افراد بخاطر وجود این هراس علیرغم داشتن قابلیت فردی از رسیدن به موقعیتهای بالای شغلی محروم میشوند. این اختلال بطور معمول به همراه چندین مشکل دیگر نظیر اعتماد به نفس پایین، ترس از شنیدن انتقاد، ظاهر میشود و با علائم جسمانی به شکل اجتناب از تماس چشمی، لرزش دستها و یا عضلات دیگر، احساس تهوع و فشار ادرار در چنین مواقعی توام است.
اختلال هراسهای منفرد
این دسته از اختلالات هراسی به مواقعی برمیگردند که فرد بطور دائم از روبرویی با چیزهای مشخص و یا موقعیتهای ویژهای هراس دارد. این چیزهای و موقعیتها بطور معمول شامل اینها هستند: هرس از جانوران، بخصوص از سگ، از حشرات، مار و یا موش، ترس از دیدن خون، ترس از قرار گرفتن در اتاقهای دربسته (مثلا آسانسور)، ترس از بلندی، ترس از پرواز با هواپیما، ترس از میکروب و باکتری. چنین ترسهایی
در بخش زیادی از افراد وجود دارند ولی فقط زمانی از آنها بعنوان بیماری یاد میشود که بخاطر آنها در روال کار و فعالیت روزمره محدودیتهای زیادی تولید شود (مثلا با پرهیز از آنها). مثلا در این میان افرادی وجود دارند که بخاطر ترس از سگ و گربه از رفتن به بیرون از خانه پرهیز میکنند. در مورد اختلال هراسهای منفرد میتوان انتظار داشت که اگر اینها در سنین کودکی شروع شدهباشند در سنین بعدی بطور خود بخودی برطرف شوند و احتیاجی به رواندرمانی ندارند ولی در صورتی که در سنین بعدی شکل گرفته باشند بدون کمک تخصصی امکان رفع آنها وجود ندارد.
نکته مهم در مورد اختلالات اضطراب هراسی
هرکدام از شکلهای مختلف اختلالهای هراسی میتوانند حالت وخیم بخود بگیرند و در ادامه خود اختلالات دیگری را بوجود بیاورند مانند افسردهگی، اعتیادهای مختلف، حتی روانپریشیها و اختلالات شخصیتی. بنابراین مدارا کردن و ساختن با این اختلالات نه تنها نشاندهنده قدرت فرد نیست بلکه باعث ناراحتیهای چندجانبهای خواهد شد که دیگر در کنترل هیچ کس نخواهد بود.
http://robabnaz.persianblog.ir