ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

امامت و عملکرد ائمه در زمان خود

امامت و عملکرد ائمه در زمان خود

امامت و عملکرد ائمه در زمان خود

هدف از این نوشتار این
است که ثابت گردد امور عالم بنا بر اراده ی پروردگار به دست ائمه است و ایشان حق ولایت بر جمیع مخلوقات زمینی و آسمانی را دارند و به لحاظ سر بلند بودن در امتحانات خداوند، از سوی او انتخاب شده ­اند و چه بسیار، اختیارات و توانایی ها که از سوی خداوند به ایشان ارزانی شده تا هدایت گر خلق به سوی سعادت باشند. و افسوس و صد افسوس که این انسان جاهل با اینکه در الست، ولایت آنها را پذیرفته ولی در مقام عمل، چه در عوالم قبل و چه در این دنیا بسیاری از انسانها از شناخت حق ایشان و پیروی از آنها سر باز زده و آن همه ارزش و مقام ایشان را نادیده گرفته و حتی در طول تاریخ سعی نموده خود را جایگزین ایشان نماید و مقامات عالیه آنها را که فقط و فقط از آن ایشان است برای خود قائل شود و اگر واقعاً انسان در آیات و روایات تأمل و تدبّر نماید در می­ یابد که چقدر از سرچشمه ی اصلی حیات فاصله دارد، پناه بر خدا از روز جزا و روز حساب و کتاب، وقتی خداوند این قدر به ائمه بها و ارزش داده و این همه از امور عالم و اختیار مخلوقات آسمان و زمین به ایشان سپرده شده و انسان در روز الست این امانت سنگین (ولایت) را به گردن گرفته و پذیرفته که تابع اهل بیت صلوات اللّه علیهم باشد، چه طور این همه غفلت امکان دارد؟ چه طور وقتی آدمی راه درست زندگی کردن را نمی ­داند و راه را از بی راه تشخیص نمی ­دهد، باز هم سراغ چراغ های هدایت نمی­ رود و از ایشان استمداد نمی­ جوید. پناه بر خدا از این عمر گذرا، پناه بر خدا از این همه فتنه­ ها و آزمون های دنیا و پناه برخدا از این همه غفلت و سرگردانی انسان در شناخت و پیروی از حق، پناه بر خدا از این که جوانی انسان بگذرد و انسان با نگاه بر گذشته ی خود ببیند بهترین دوران زندگی خود را صرف دنیا و روزمرگی نموده و نتوانسته در طریق سعادت معنوی خود گامی بردارد، اینجاست که می گویند در قیامت همه انسانها شرمنده و پشیمان ­اند، گناهکاران به خاطر عدم تبعیّت از حق و دشمنی با آن و صالحان به خاطر کوتاهی در عملکرد و پیروی از حق، چرا که آدمی همواره در غفلت و متابعت از هوای نفس است مگر اینکه به خود آید و تا می ­تواند جلوی خواهش های نفس را بگیرد و خود را ملزم به تبعیت از حقیقت نماید و دشواری آن را به جان بخرد.

 

 در مقام مطالعه و تبیین باب امامت با مراجعه به کتب اصول دین با مطالب دشوار و بعضاً ساخته ذهنی مواجه می شویم که هم باعث گمراهی و سردرگمی خواننده می شود و هم مطالب ساده و آشکار در قالب الفاظی فنی و دشوار به خواننده عرضه شده است، لذا با مراجعه به کتب حدیث شیعه، به نظر آمد که چقدر مطالب واضح و رسا از سوی ائمه در قالب احادیث بیان شده و افسوس و صد افسوس که این چنین مطالبی در قالب عباراتی پیچیده و با توضیحاتی گزاف و اضافه در دسترس خوانندگان قرار گرفته است، در نتیجه اگر خواننده کم حوصله باشد، رغبت نمی ­کند مطالب را تا آخر ادامه دهد و همان ابتدای کار آن را رها می سازد. (مثل بعضی از مردم که خیلی اوقات به خاطر همین مشکلات از اطلاعات دینی فاصله دارند) و یا اگر کسی راغب و مشتاق آموختن باشد، باید مدّتها وقت و دقّت خود را صرف کند تا بتواند بفهمد نویسنده در مقام بیان چه بوده است! واقعاً در این هنگام این فکر به ذهن آدم می­ رسد که مگر کلام ائمه چه اشکالی داشت که بعضی از نویسنده­ ها شروع به ارائه ی تراوشات ذهنی خود در قالب معارف دین نموده ­اند؟ لذا در این نوشتار با مراجعه به کتب روائی شیعه سعی شد روایات مختلف در خصوص معرفت ائمه در قالب موضوعات متعدد ارائه گردد و حتی الامکان از توضیح اضافی مطالب خودداری گردد.

 

در این خصوص ابتداء به بررسی ویژگی های ائمه و جایگاه ایشان در نزد خداوند خواهیم پرداخت و سپس توضیحاتی در خصوص انتظار خداوند و ائمه، از محبّین و شیعیان ایشان ارائه می ­گردد و در نهایت با مراجعه به تاریخ و بررسی کتب مکتب ضالّه ی سقیفه به ابطال اعتقادات پیروان آنها خواهیم پرداخت، ان شاء الله. و من الله توفیق

 

درس اول، تعیین امام

 

هر پیامبری که از سوی خداوند برای بیان معارف دین مبعو
ث می شود باید وصیّ ای برای خود تعیین نماید تا در غیاب او مردم را هدایت و راهنمائی نماید و مردم را از سرگردانی نجات دهد، و این وصی حتماً باید از سوی خداوند تعیین شده باشد و رأی و نظر مردم در تعیین آن تاثیری ندارد، برای مثال در سوره ی طه حضرت موسی از خداوند می­خواهد که هارون را وصیّ ایشان قرار بدهد تا کمک کار او باشد و وقتی این امر از سوی خداوند پذیرفته می ­شود، هاررون وصیّ حضرت موسی می ­شود، در سوره ی بقره نیز وقتی حضرت ابراهیم به مقام امامت می رسد از خداوند می خواهد که این مقام را در ذرّیه او نیز قرار دهد ولی خداوند می فرماید این امر (امامت) به ظالمان نمی رسد و تنها افرادی از نسل حضرت ابراهیم به امامت می رسند که مورد تایید خداوند واقع می ­شوند. در این خصوص در کتاب اصول کافی حدیثی از امام صادق (ع) بیان می­دارد: ((امامت عهدی است سفارش شده از خدای بزرگ برای اشخاص نامبرده شده، و امام حق ندارد آن را از امام بعد از خود دریغ دارد، خدای تبارک و تعالی به داوود (ع) وحی کرد که از خاندان خود وصیّی برگزین، زیرا در علم من گذشته است که پیامبری را مبعوث نکنم مگر آنکه وصیّی از خاندان خود داشته باشد. داوود (ع) فرزندان بسیاری داشت و در میان آنها نوجوانی بود که مادرش در همسری داود (ع) بود و داوود آن زن را دوست می­داشت. هنگامی که این وحی به داود رسید، نزد آن زن آمد و فرمود: خدای بزرگ به من وحی کرده و دستور فرموده است که وصیّی از خاندان خود برگزینم. همسرش گفت باید آن شخص پسر من باشد. داوود گفت من نیز همین را می خواهم. ولی در علم حتمی خداوند گذشته بود که سلیمان باشد، پس خداوند عزوجل به داوود وحی کرد تا فرمان من به تو نرسیده شتاب مکن…)) در ادامه حضرت صادق (ع) مشخص می نمایند که پذیرش حضرت سلیمان (ع) به عنوان وصی بی علت نبوده و خداوند بنا برحکمت خود می دانسته که حضرت سلیمان بر دیگر پسران داوود (ع) برتر و عالم تر است. و خداوند در ادامه ی حدیث به حضرت داوود (ع) می فرماید: ((تو چیزی را خواستی و ما چیز دیگری را، داوود نزد همسر خود رفت و فرمود: ما چیزی را خواستیم و خداوند چیز دیگری را خواست و جز آنچه خدای بزرگ خواست انجام نگرفت، ما هم به خواست خدا راضی هستیم و تسلیم فرمان اوییم. سپس امام صادق (ع) فرمود: اوصیاء نیز چنین ­اند آنان حق ندارند که این امر را تجاوز دهند و آن را
از صاحبش گذرانده و به دیگری بسپارند. (اصول کافی. ج۲، باب امامت عهدی است از سوی خدای بزرگ که از یک امام به امام دیگر سپرده می شود.)

 

در حدیث دیگر امام صادق (ع) بیان می فرمایند: “آیا شما می پندارید که وصیت کننده ی ما به هر که بخواهد وصیت می­کند؟ به خدا سوگند چنین نیست: بلکه امامت عهدی است از رسول خدا (ص) به هر یک از امامان و حضرت یکایک ائمه پیش از خود را شمرد تا به نام خود رسید.” (اصول کافی ج۲- همان باب)

 

ابو بصیر گوید: خدمت امام باقر علیه السّلام نشسته بودم که مردى با آن حضرت عرض کرد: مرا از ولایت على خبر ده، که آن از جانب خداست یا از جانب پیغمبر؟ حضرت خشمگین شد و فرمود: واى بر تو! پیغمبر از خدا بیمناک تر از آن است که چیزى را که خدا دستورش را نداده بگوید، بلکه ولایت على را خدا واجب ساخت، چنان که نماز و زکات و روزه و حج را واجب ساخت. (اصول کافی ج ۲- باب مواردى که خداى عزّوجلّ و رسولش بر ائمه علیهم السّلام یکى پس از دیگرى تصریح کرده اند ح ۵)

 

درس دوم، عملکرد ائمّه در زمان امامت خود

 

نه تنها خود امام از سوی خداوند تعیین می شود، اعمالی که هرکدام از ائمّه علیهم السّلام باید انجام بدهند نیز از قبل از سوی خداوند تعیین شده است، پس اگر امیرالمؤمنین (ع) ۲۵ سال سکوت کردند، طبق خواست خداوند بوده است. فلذا در حدیثی پیامبر به حضرت علی (ع) می ­فرمایند: اگر بعد از شهادت من یار و یاوری نیافتی صبر پیشه کن، یا اگر امام حسن (ع) مجبور به صلح با معاویه شدند و یا اگر امام حسین (ع) مجبور به جهاد با عمّال یزید شدند، همه از سوی خداوند مشخص شده بود و هیچ یک از ائمّه بنا بر سلیقه خود عملی را انجام نداند.
در این خصوص امام صادق (ع) می فرمایند:

الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۱ ؛ ص۲۷۹

 

بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّهَ ع لَمْ یَفْعَلُوا شَیْئاً وَ لَا یَفْعَلُونَ إِلَّا بِعَهْدٍ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمْرٍ مِنْهُ لَا یَتَجَاوَزُونَهُ‏

 

1– مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى وَ الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِی جَمِیلَهَ عَنْ مُعَاذِ بْنِ کَثِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ الْوَصِیَّهَ نَزَلَتْ مِنَ السَّمَاءِ عَلَى مُحَمَّدٍ کِتَاباً لَمْ یُنْزَلْ عَلَى مُحَمَّدٍ ص کِتَابٌ مَخْتُومٌ إِلَّا الْوَصِیَّهُ فَقَالَ جَبْرَئِیلُ ع یَا مُحَمَّدُ هَذِهِ وَصِیَّتُکَ فِی أُمَّتِکَ عِنْدَ أَهْلِ بَیْتِکَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَیُّ أَهْلِ بَیْتِی یَا جَبْرَئِیلُ قَالَ نَجِیبُ اللَّهِ‏ مِنْهُمْ وَ ذُرِّیَّتُهُ لِیَرِثَکَ عِلْمَ النُّبُوَّهِ کَمَا وَرَّثَهُ إِبْرَاهِیمُ ع وَ مِیرَاثُهُ لِعَلِیٍّ ع وَ ذُرِّیَّتِکَ مِنْ صُلْبِهِ قَالَ وَ کَانَ عَلَیْهَا خَوَاتِی
مُ قَالَ فَفَتَحَ عَلِیٌّ ع الْخَاتَمَ الْأَوَّلَ وَ مَضَى لِمَا فِیهَا[۱] ثُمَّ فَتَحَ الْحَسَنُ ع الْخَاتَمَ الثَّانِیَ وَ مَضَى لِمَا أُمِرَ بِهِ فِیهَا فَلَمَّا تُوُفِّیَ الْحَسَنُ وَ مَضَى فَتَحَ الْحُسَیْنُ ع الْخَاتَمَ الثَّالِثَ فَوَجَدَ فِیهَا أَنْ قَاتِلْ فَاقْتُلْ وَ تُقْتَلُ وَ اخْرُجْ بِأَقْوَامٍ لِلشَّهَادَهِ لَا شَهَادَهَ لَهُمْ إِلَّا مَعَکَ قَالَ فَفَعَلَ ع فَلَمَّا مَضَى دَفَعَهَا إِلَى عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع قَبْلَ ذَلِکَ فَفَتَحَ الْخَاتَمَ الرَّابِعَ فَوَجَدَ فِیهَا أَنِ اصْمُتْ وَ أَطْرِقْ‏ لِمَا حُجِبَ الْعِلْمُ فَلَمَّا تُوُفِّیَ وَ مَضَى دَفَعَهَا إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ ع فَفَتَحَ الْخَاتَمَ الْخَامِسَ فَوَجَدَ فِیهَا أَنْ فَسِّرْ کِتَابَ اللَّهِ تَعَالَى وَ صَدِّقْ أَبَاکَ وَ وَرِّثِ ابْنَکَ وَ اصْطَنِعِ الْأُمَّهَ وَ قُمْ بِحَقِّ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ قُلِ الْحَقَّ فِی الْخَوْفِ وَ الْأَمْنِ وَ لَا تَخْشَ إِلَّا اللَّهَ فَفَعَلَ ثُمَّ دَفَعَهَا إِلَى الَّذِی یَلِیهِ قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَأَنْتَ هُوَ قَالَ فَقَالَ مَا بِی إِلَّا أَنْ تَذْهَبَ یَا مُعَاذُ فَتَرْوِیَ عَلَیَ‏ قَالَ فَقُلْتُ أَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِی رَزَقَکَ مِنْ آبَائِکَ هَذِهِ الْمَنْزِلَهَ أَنْ یَرْزُقَکَ مِنْ عَقِبِکَ مِثْلَهَا قَبْلَ الْمَمَاتِ قَالَ قَدْ فَعَلَ اللَّهُ ذَلِکَ یَا مُعَاذُ قَالَ فَقُلْتُ فَمَنْ هُوَ جُعِلْتُ فِدَاکَ قَالَ هَذَا الرَّاقِدُ وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَى الْعَبْدِ الصَّالِحِ‏ وَ هُوَ رَاقِدٌ.

 

 “خدای بزرگ پیش از وفات پیامبرش (ص) کتابی را بر او نازل کرد و فرمود: ای محمّد این وصیت نامه ی توست به برگزیدگان از خاندانت. فرمود: آن برگزیدگان کیانند ای جبرئیل ؟ گفت: علی بن ابی طالب و اولاد او (علیهم السّلام) و به آن کتاب مُهرهایی زرین بود. پیامبر (ص) آن را به علی (ع) سپرد و دستور داد که یکی از مهرها را بگشاید و به آنچه در کتاب آمده است عمل کند. امیر مؤمنان (ع) مُهری را گشود و به مفهوم آن عمل کرد. سپس آن را به حسن (ع) سپرد او نیز مُهری را گشود و به مضمون آن عمل کرد. سپس آن را به حسین (ع) سپرد. او نیز مُهری را گشود و در آن نوشته یافت که با قومی به سوی شهادت برو، که آنان جز با تو به شهادت نخواهند رسید، و در راه خدای بزرگ جانبازی کن. او نیز چنین کرد، سپس آن را به علی بن الحسین (ع) سپرد او نیز مُهری را گشود و در آن نوشته یافت که سر به زیر افکن و خاموشی گزین و در خانه بنشین و به پرستش پروردگارت پرداز تا مرگت فرا رسد. او نیز چنین کرد، سپس آن را به فرزندش محمّد بن علی (ع) سپرد. او نیز مُهری را گشود و در آن نوشته یافت که برای مردم حدیث بگو و فتوا بده و جز از خدای بزرگ مترس، زیرا احدی برتو دسترسی ندارد. او نیز چنین کرد، سپس آنرا به فرزندش جعفر سپرد. او نیز مُهری را گشود و در آن نوشته یافت که برای مردم حدیث بگو و فتوا بده و علوم خاندانت را منتشر ساز و پدران صالح خود را تصدیق کن و جز از خدای بزرگ مترس که تو در حرز و امان خواهی بود. اونیز چنین کرد، سپس آن را به فرزندش موسی (ع) سپرد و موسی نیز او را به امام بعد از خود می سپارد، و همین طور ادامه دارد تا نوبت به امامت مهدی (ع)
برسد.

 

درس سوّم، کسی که به ناحق ادّعای امامت نماید

 

2– مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ أَبَانٍ عَنِ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنِ ادَّعَى الْإِمَامَهَ وَ لَیْسَ مِنْ أَهْلِهَا فَهُوَ کَافِرٌ. 

امام صادق (ع) فرمودند: هرکه ادّعای امامت کند در حالی که شایستگی آن را ندارد، کافر است ( اصول کافی ج۲- باب کسی که ادّعای امامت کند و شایستگی آن را نداشته باشد – ح۲)

 

1– مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِی سَلَّامٍ عَنْ سَوْرَهَ بْنِ کُلَیْبٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ یَوْمَ الْقِیامَهِ تَرَى الَّذِینَ کَذَبُوا عَلَى اللَّهِ‏ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّهٌ قَالَ مَنْ قَالَ إِنِّی إِمَامٌ وَ لَیْسَ بِإِمَامٍ قَالَ قُلْتُ وَ إِنْ کَانَ عَلَوِیّاً قَالَ وَ إِنْ کَانَ عَلَوِیّاً قُلْتُ وَ إِنْ کَانَ مِنْ وُلْدِ عَلِیِّ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ ع قَالَ وَ إِنْ کَانَ.

 

در حدیث دیگری از امام باقر (ع) درباره آیه ۶۰ سوره زمر سوال شد: ” وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ تَرَ‌ى الَّذِینَ کَذَبُوا عَلَى اللَّـهِ وُجُوهُهُم مُّسْوَدَّهٌ یعنی:در روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بستند خواهی دید که چهره­ هاشان سیاه است.” فرمود منظور کسی است که بگوید من امامم در حالی که امام نباشد، گفتم اگر چه علوی باشد؟ فرمود اگر چه علوی باشد. گفتم اگر چه از اولاد شخص علی بن ابی طالب (ع) باشد؟ فرمود اگر چه چنین باشد. (اصول کافی­- همان جلد ح۱)

 

و به راستی چنین است که اگر کسی ادعای امامت نماید، کافر و مشرک شده است، چرا که خداوند ائمّه را در عالم “ذر” پس از طی مراحل و امتحان ­های سنگین بدین مقام رسانده و به علّت علوّ مقام ایشان بسیاری از توانایی ها و نعمت ها را به ایشان ارزانی داشته تا بتوانند راهنمای خلق به سوی سعادت باشند. پس اگر کسی خود را مدّعی مقام امامت بداند نه تنها باعث گمراهی خود شده بلکه پیروان خود را نیز به هلاکت سپرده است. چگونه ممکن است که شخصی دارای مقامات عالیه ی ائمّه علیهم السّلام نباشد و از سوی خداوند انتخاب و تایید نشده باشد، آنگاه قصد رهبری و پیشوایی جماعتی را بنماید، معلوم است که چنین کسی راه را از بیراهه تشخیص نمی دهد و در نهایت، گمراه خواهد شد.

 

بگذارید مطلب را با ذکر مثالی روشن نمایم، وقتی که شما در شهر دنبال جایی می گردید، می روید سراغ کسی که آدرس آنجا را بلد است و بعد از پرسیدن از افراد آگاه خود را به آنجا می رسانید، حال چگونه است که آدمی برای یافتن راه های زمینی نیاز به راهنما و هدایت گر دارد ولی برای رسیدن به مقصود معنوی خود نیازمند به امامی آگاه نباشد؟ حال آن که راه های زمینی بسیار ملموس تر و روشن تر از راه­ های آسمانی هستند و بشر اساساً قادر به درک راه های معنوی نیست مگر آنکه برای وی تبیین و آشکار گردد.

 

4– عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ دَاوُدَ الْحَمَّارِ عَنِ ابْنِ أَبِی یَعْفُورٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ‏ ثَلَاثَهٌ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ- یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ‏ مَنِ ادَّعَى إِمَامَهً مِنَ اللَّهِ لَیْسَتْ لَهُ وَ مَنْ جَحَدَ إِمَاماً مِنَ اللَّهِ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لَهُمَا فِی الْإِسْلَامِ نَصِیباً.

 

امام صادق (ع) می فرمایند: سه کس اند که خداوند در روز قیامت با آنها سخن نگوید و آنان را پاکیزه نسازد و عذابی دردناک دارند: کسی که ادّعای امامت از سوی خدا کند در حالی که آن را ندارد، و کسی که امامی را که از سوی خداست، انکار کند، و کسی که پندارد این دو کس از اسلام بهره ای دارند. (اصول کافی –ج۲ همان باب-حدیث۴)

 

این گونه است که وقتی بعد از شهادت پیامبر (ص) مردم در سقیفه جمع شدند و برای خود حاکم و خلیفه ای معیّن کردند، خود را مورد غضب پروردگار قرار دادند؛ چرا که از یک طرف امام واجب الإطاعه یعنی امیرالمؤمنین (ع) را ترک کردند و او را که سرشار از علوم خداوند و فضایل فوق بشری بود، رها نمودند و از سوی دیگر کسانی را برای خود انتخاب کردند که نه هیچ بهره­ ای از علم و دیانت داشتند و نه از سوی خداوند تأیید شده بودند و دین حق آن قدر از مسیر اصلی خود منحرف شد تا آن جا که کار به جایی رسید که اهل سقیفه به کشتار فرزندان پیامبر و امامان منصوب از جانب خداوند پرداخته و اوامر و نواهی خداوند را زیر پا نهادند، این چنین است که امام صادق (ع) می فرمایند:«ناصبی فرقی نمی کند، نماز بخواند یا زنا کند جای او در آتش دوزخ است » ۱۶۲- عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ حَنَانٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: لَا یُبَالِی <SPAN style=”COLOR: #d30000″&g t;النَّاصِبُ‏ صَلَّى أَمْ زَنَى‏ وَ هَذِهِ الْآیَهُ نَزَلَتْ فِیهِمْ- عامِلَهٌ ناصِبَهٌ تَصْلى‏ ناراً حامِیَهً

چرا؟ چون صِرف نماز خواندن و عبادت کردن، کسی را به سر منزل مقصود و سعادت نمی رساند. وقتی کسی از مسیری که خداوند تعیین نموده خارج شود و به دنبال آنچه خود صلاح می داند برود، دیگر عبادت او بندگی خدا نیست، بلکه بندگی نفس است. اگر با عبادت تنها، کسی عاقبت به خیر می­ شد که ابلیس پس از چند هزار سال عبادت خدا باید از مقرّب ترین بندگان محسوب می ­شد، ولی سرپیچی از امر پروردگار و تبعیّت از هوای نفس، عاقبت او را رانده ی درگاه خداوند کرد و عباداتش را حبط و باطل نمود.

 

در این خصوص امام رضا (ع) دربارۀ آیه «وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَیْرِ‌ هُدًى مِّنَ اللَّـهِ» (و کیست گمراه تر از آن کس که بدون هدایتی از سوی خداوند از هوای نفس خود پیروی کند؟) می فرماید: منظور کسی است که بدون راهنمایی امامی از امامان هدایت، رأی خود را دین خود قرار داده است. (اصول کافی ج۲ باب درباره کسی که خدا را بدون راهنمایی امامی از سوی او پرستش نماید-ح۱ )

 

1– عِدَّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَصْرٍ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ ع‏ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَیْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ‏ قَالَ یَعْنِی مَنِ اتَّخَذَ دِینَهُ رَأْیَهُ بِغَیْرِ إِمَامٍ مِنْ أَئِمَّهِ الْهُدَى.

محمد بن مسلم گوید: شنیدم امام باقر علیه السّلام مى فرمود: هر که دیندارى خدا کند با عبادتى که خود را در آن به زحمت افکند، ولى پیشوائى از جانب خدا براى خود نگرفته باشد، کوشش او پذیرفته نیست و او گمراهست و سرگردان، و خدا کردار او را ناپسند دارد و حکایت او حکایت گوسفندى است که از چوپان و گلّه ی خویش گم شود و تمام روز را با تلاش در رفت و آمد باشد و چون شب بر او پرده افکند، گلّه اى را که از چوپان خودش نیست ببیند، به سوى آن گراید و به آن فریب خورد و در خوابگاه آن گلّه بخوابد. هنگامی که چوپان گلّه خود را حرکت دهد، آن چوپان و گلّه را ناشناس بیند، باز با شتاب و سرگردانى در جستجوى چوپان و گلّه خود برآید، گوسفندانى را با چوپانش ببیند، به سوى آن گراید و بدان فریفته شود، چوپان هم او را فریاد زند که بیا و به چوپان و گلّه ی خود بپیوند که تو از چوپان و گلّه ی خود گم گشته و سرگردانى، آن گوسفند هراسان و سرگردان و تنها به این سو و آن سو زند و چوپانى هم ندارد که به چراگاهش رهبرى کند یا به منزلش رساند. در همین هنگام گرگ گمشدن او را مغتنم شمارد و او را بخورد.

 

 چنین است به خدا اى محمّد! حال کسی که از جمله ی این امّت باشد و او را امامى آشکار و عادل از طرف خداى عزّوجلّ نباشد، او گمشده و گمراهست و اگر بر این حال بمیرد، با کفر و نفاق مرده است.

 

بدان اى محمّد! که پیشوایان ستمگر و پیروانشان از دین خدا برکنارند، خود گمراه گشته و
مردم را گمراه کرده اند، اعمالی که
به جا مى آورند، مانند خاکسترى باشد که تند بادى در روز طوفانى به دو زند چیزى از آنچه کسب کرده اند بدستشان نیاید، اینست همان گمراهى دور.)) (اصول کافی ج۲ همان باب ح ۲)

 

2– مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِینٍ‏ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ‏ کُلُّ مَنْ دَانَ اللَّهَ بِعِبَادَهٍ یُجْهِدُ فِیهَا نَفْسَهُ وَ لَا إِمَامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ فَسَعْیُهُ غَیْرُ مَقْبُولٍ وَ هُوَ ضَالٌّ مُتَحَیِّرٌ وَ اللَّهُ شَانِئٌ لِأَعْمَالِهِ وَ مَثَلُهُ کَمَثَلِ شَاهٍ ضَلَّتْ عَنْ رَاعِیهَا وَ قَطِیعِهَا فَهَجَمَتْ‏ ذَاهِبَهً وَ جَائِیَهً یَوْمَهَا فَلَمَّا جَنَّهَا اللَّیْلُ بَصُرَتْ بِقَطِیعٍ مَعَ غَیْرِ رَاعِیهَا فَحَنَّتْ إِلَیْهَا وَ اغْتَرَّتْ بِهَا فَبَاتَتْ مَعَهَا فِی رَبْضَتِهَا فَلَمَّا أَنْ سَاقَ الرَّاعِی قَطِیعَهُ أَنْکَرَتْ رَاعِیَهَا وَ قَطِیعَهَا فَهَجَمَتْ مُتَحَیِّرَهً تَطْلُبُ رَاعِیَهَا وَ قَطِیعَهَا فَبَصُرَتْ بِغَنَمٍ مَعَ رَاعِیهَا فَحَنَّتْ إِلَیْهَا وَ اغْتَرَّتْ بِهَا فَصَاحَ بِهَا الرَّاعِی الْحَقِی بِرَاعِیکِ وَ قَطِیعِکِ فَإِنَّکِ تَائِهَهٌ مُتَحَیِّرَهٌ عَنْ رَاعِیکِ وَ قَطِیعِکِ فَهَجَمَتْ ذَعِرَهً مُتَحَیِّرَهً نَادَّهً لَا رَاعِیَ لَهَا یُرْشِدُهَا إِلَى مَرْعَاهَا أَوْ یَرُدُّهَا فَبَیْنَا هِیَ کَذَلِکَ إِذَا اغْتَنَمَ الذِّئْبُ ضَیْعَتَهَا فَأَکَلَهَا وَ کَذَلِکَ وَ اللَّهِ یَا مُحَمَّدُ مَنْ أَصْبَحَ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّهِ لَا إِمَامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ ظَاهِراً عَادِلًا أَصْبَحَ ضَالًّا تَائِهاً وَ إِنْ مَاتَ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ مَاتَ مِیتَهَ کُفْرٍ وَ نِفَاقٍ وَ اعْلَمْ یَا مُحَمَّدُ إِنَّ أَئِمَّهَ الْجَوْرِ وَ أَتْبَاعَهُمْ لَمَعْزُولُونَ عَنْ دِینِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَ أَضَلُّوا فَأَعْمَالُهُمُ الَّتِی یَعْمَلُونَهَا کَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِه
ِ الرِّیحُ فِی یَوْمٍ عاصِفٍ‏ لا یَقْدِرُونَ مِمَّا کَسَبُوا عَلى‏ شَیْ‏ءٍ ذلِکَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِید

 

پی نوشت:

 

<SPAN dir=ltr& gt;[1] الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۱، ص: ۳۷۲، ح ۲

 

[2] الزمر: ۶۱.

 

[3] الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۱، ص: ۳۷۲، ح ۱

 

[4] الکافی (ط – الإسلامیه)، ج‏۱، ص: ۳۷۲، ح ۴

 

[5] غاشیه ۴-۳

 

[6] الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۸ ؛ ص۱۶۰

 

 [۷] القصص: ۵۰

 

[8] الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۱ ؛ ص۳۷۴

 

[9] ابراهیم ۱۸

 

[10] الکافی (ط – الإسلامیه) ؛ ج‏۱ ؛ ص۳۷۴، ح ۲

 

www.dinemosaffa.com

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه
کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

 

امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود. امامت و عملکرد ائمه در زمان خود.
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید