ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

بحثی درباره خواب و رویا

خواب های خوش ببینید!


انسان به عنوان یک موجود زنده در مقابل تحرک و فعالیت های جسمانی و روانی خود، نیاز به استراحت، تمدد اعصاب و جبران خستگی حاصل از کارکردهای جسمانی و روانی خود دارد. </P&g t;

خواب یکی از پدیده های با اهمیت زندگی آدمی است و یک سوم زندگی فرد را در برمی گیرد. یعنی تصور کنید که ۶۵ سالگی بیشتر ما تقریباً ۲۱ سال از عمر خود را در خواب بوده ایم. خواب عکس بیداری است در حالی که این دو حالت وجوه مشترک زیادی دارند. به شهادت رویاها هنگام خواب نیز ما فکر می کنیم، اما تفکر در رویا از چندین جهت با تفکر در بیداری تفاوت می کند. همین که رویاهای خود را به یاد می آوریم نشان می دهد که در هنگام خواب خاطره ها در حافظه مان ثبت می گردد. دنیای خواب دنیای سراسر سکون و سکوت نیست. وقتی خواب هستیم حساسیت خود را در برابر محیط کاملاً از دست نمی دهیم. مثلاً والدین با شنیدن صدای کودکشان در خواب (گریه یا صحبت کردن) بیدار می شوند و صدای کودک خود را از دیگر صداها تشخیص می دهند در صورتی که به احتمال به صداهای دیگر توجهی نشان نمی دهند. بعضی افراد تصمیم می گیرند در زمان و ساعت مشخصی بیدار شوند و این کار را هم می کنند. بنابر این تصمیم و
اراده نیز تا حدودی و یا بیشتر برحسب تمرین کردن می تواند باعث کنترل فرد در جهت بیدار شدن از خواب باشد. برخی افراد از خواب به عنوان چهره ای از مرگ یاد می کنند و گروهی دیگر آن را جزیی از رفتار و نیازهای جسم و روان آدمی می دانند که با ذهن و «ناخودآگاه» شخص در ارتباط است. در اصل می توان گفت: خوابیدن تغییری اساسی در توجه است که نسبت به محیط اطراف شخص ایجاد می گردد و فعالیت بیشتری را در ضمیر «ناخودآگاه» ایجاد کرده و «خودآگاه» فرد که در زمان بیداری فعال است، را به زیر نفوذ خود می کشد.
خواب، پدیده ای فیزیولوژیک است
مرکز خواب و بیداری انسان در هیپوتالاموس است. مغز انسان در یک برش عمقی از دو قسمت قشر مخ که خاکستری رنگ بوده و با چین و شکن های خود شکل خاصی به خود گرفته با
۱۲ میلیارد یاخته، از عظیم ترین و خارق العاده ترین پدیده های حیات و شاید بتوان گفت مهم ترین پدیده ای است که اثر ناچیزی از وجود و قدرت خالق هستی است. پس از قشر مخ که کرتکس نامیده می شود، بخش مرکزی یا سفید در مخ که توسط بخش خاکستری احاطه شده است، دیده می شود که در درون بخش سفید مخ، سه هسته خاکستری به نام های تالاموس، هیپوتالاموس و دستگاه لیمبیک است.
تالاموس، مرکز درد، خشم، ترس و هیجان در وجود انسان است و تمامی رفتارهای فوق را کنترل می کند. هیپوتالاموس مرکز خواب و بیداری، تشنگی، گرسنگی و رفتارهای غریزی محبت به دیگران و کنترل ترشح غدد است ولی در اصل ارتباط سه بخش یا هسته های خاکستری با تالاموس و هیپوتالاموس همانند و متقابلاً با کرتکس یا قشر مخ بسیار پیچیده است که در خوابیدن و خواب دیدن انسان نقشی اساسی دارند به عنوان مثال: یکی از مظاهر «ناهشیاری» در وجود انسان هنگام خواب و در زمان دیدن رویا اتفاق می افتد. م
حتوای رویاهای انسان شامل تجارب روزانه، تجارب قدیمی، آرزوها، امیال، ترس ها و ناکامی ها و موفقیت ها است. حال دیدن یک کابوس شبانه با تجارب ترسناک زمان بیداری که خود با حافظه و یادگیری و هیجان ارتباط نزدیکی دارد، یکی از مظاهر رویا و ارتباطی است که میان قسمت های مختلف مغز و قشر مخ وجود دارد.
در علم فیزیولوژی ثابت شده که خواب اثر مفیدی روی پدیده های روانی دارد به این ترتیب که شخصی که می خوابد مقدار انرژی ای را که صرف اعمال ارادی او در زمان بیداری می شد، در هنگام خواب به صورت ذخیره به سلول های مغز داده می شوند. این مقدار ترکیبات سمی را در جریان گردش خون قرار داده و از طریق کلیه ها و به وسیله ادرار از بدن خارج می کنند. یکی از اثرات خواب بر پدیده های جسمی و روانی، تسویه فیزیولوژیک جسم و ترمیم درونی فرایندهای ذهنی است.
در هنگام خواب، سموم موجود در بدن از طریق سیستم گردش خون از سلول ها جمع آوری شده و در مکانی انباشته می شود تا از طریق ادرار کردن دفع گردد. این فرایند از طریق تعرق در حین انجام یک فعالیت مناسب ورزشی نیز دفع می شود. پس با توجه به گفته های فوق اشخاصی که در بیخوابی مستمر قرار بگیرند، این سموم از بدن آنها دفع نشده و سبب بیداری بیشتر آنها شده و اثرات نامناسب خود را به شکل بی حوصلگی، سستی، ضعف موقتی حافظه و تمرکز فکر و خواب آلودگی شخص در طول روز، نشان می دهد.
زمان خواب
از نظر فیزیولوژیست ها مدت زمان خواب حداقل
۴ ساعت، حد متوسط ۶ ساعت و حداکثر ۷ تا ۸ ساعت است. در زمان حداقل (۴ ساعت) یک ساعت و نیم اول خواب سبک و ۵/۲ ساعت بعدی خواب سنگین است که نیم ساعت اول شروع خواب سبک شامل رویت اتاق و محل خواب از جمله دیدن اشیاء و وسایل اطراف است. در نیم ساعت دوم افکار و اعمال روزانه فرد با مقداری تداخل خاطرات گذشته و امیدهای آینده در هم آمیخته و ذهن فرد را برای به خواب رفتن آماده می کند. حال اگر این تفکرات منفی باشد، ایجاد استرس و اضطراب کرده و باعث بازداری از به خواب رفتن شخص می شود و نیز اگر تفکرات مثبت و شیرین در پی داشته باشد باعث خوابی آرام با رویایی خوب خواهد بود. سپس در نیم ساعت
سوم ماهیچه های بدن شل شده و منبسط می شوند تا شخص برای به خواب رفتن آماده شود. شل شدن پلک چشم یک نمونه بارز از انبساط ماهیچه ای در شخص است که فرد را برای رفتن به خواب سنگین
۵/۲ ساعت بعدی آماده می کند. رویاها در مرحله خواب سنگین اتفاق می افتند، البته برای توضیح بیشتر در ادامه مبحث از مراحل مختلف خواب سخن خواهیم گفت.
تجزیه و تحلیل طرح های امواج مغزی  نشان می دهد که خواب شامل
۵ مرحله است. چهار مرحله خواب عمیق و یک مرحله دیگر به نام مرحله حرکات سریع چشم که رؤیا معمولاً در طی آن اتفاق می افتد. وقتی کسی هنگام بیداری چشمان خود را می بندد و در حالت آرمیده ای قرار می گیرد، معمولاً در موج های مغزی او طرح منظمی شامل ۸ تا ۱۳ ارتعاش (به واحد HZ یا هرتز) در ثانیه دیده می شود، این امواج را امواج آلفا می نامند. وقتی شخص وارد مرحله اول خواب می شود، از نظم موج های مغزی و دامنه آنها کاسته می شود و موج آلفا یا کمتر دیده می شود یا اصلاً دیده نمی شود. ویژگی مرحله دوم خواب نمایان شدن خیزک ها (مجموعه های کوچک و منظمی از پاسخ هایی با بسامد ۱۳ تا ۱۶ هرتز که کمی سریع تر از موج آلفا است) همراه با افت و خیزگاه به گاه در دامنه سراسر ای ای جی است. مرحله های ۳ و ۴ خواب که از مراحل قبل نیز عمیق ترند با امواج کند (به نام امواج دلت) مشخص می شوند. بیدار کردن شخص خفته در طی این دو مرحله دشوار است. با وجود این کسی که در این مرحله از خواب باشد ممکن است بر اثر یک عامل شخصی مثل شنیدن یک صدای آشنا بیدار شود. هنگامی که شخص را در مرحله خواب REM (مرحله حرکات سریع چشم) بیدار کنند، گزارش می دهد که در حال خواب دیدن بوده است.



بیخوابی و اختلالات خواب:
یکی از جنبه های سردرگم کننده بیخوابی این است که مردم معمولاً در میزان کم خوابی خود اغراق می کنند. در پژوهشی ضمن بازبینی خواب افرادی که خود را قبلاً مبتلا به بیخوابی می دانستند معلوم شد که تنها نیمی از آنان حداکثر به مدت ۳۰ دقیقه در طول شب بیدار می مانند (کارسکادون، میتلر و دمنت ۱۹۷۴). شاید مسأله این باشد که خواب سبک یا ناآرام گاهی مانند بیداری به نظر می آید یا برخی از مردم تنها دوره بیداری خود را به خاطر می آورند و چون دوره خواب خود را فراموش کرده اند تصور می کنند که اصلاً نخوابیده اند.
حمله خواب و وقفه تنفسی، دو اختلال شدید و نسبتاً کمیاب در زمینه خواب هستند که مشخصه اصلی آنها فقدان کنترل ارادی در به خواب رفتن است. شخص مبتلا به حمله خواب ممکن است هنگام نوشتن یک متن، هنگام رانندگی یا صحبت کردن به خواب برود. اگر دانشجویی در اثنای سخنرانی استاد به خواب برود یک امر کاملاً طبیعی است، اما اگر خود استاد در حال تدریس به خواب برود می توان آن را حمله خواب به حساب آورد.


در وقفه تنفسی خواب، شخص در موقع خواب از نفس کشیدن باز می ماند (به علت بسته شدن نای یا وجود اختلال در مراکزی از مغز که تنفس در کنترل می کنند). اشخاص مبتلا به وقفه تنفسی ناچارند بارها در طول شب بیدار شوند تا نفس بکشند، اما بعد از آن به خاطر نمی آورند که چنین کاری را کرده اند، خواب آلودگی ا
ین اشخاص در طول روز علت بیخوابی شبانه آنان است. علی رغم اهمیت خواب و شیوع اختلال های مربوط به آن، از عمر توجه علمی به خواب و جست وجوی راه حل هایی مؤثر به منظور درمان اختلال های آن بیش از سه دهه نمی گذرد. بللوک و برسلوو
۱۹۷۲، در یک مطالعه نشان دادند که ۷ تا ۸ ساعت خواب بی دغدغه و آرام در طی شب با وضعیت سلامت، همبستگی مثبت دارد. یعنی هر چقدر از سلامت بیشتر برخوردار است. بعدها نیز این یافته در مطالعات جامع تری با نمونه های بزرگ تر تأیید شد (مثل مطالعه فردریک، فرد ریجیز و کلارک ۱۹۸۸).
هیپ و همکارانش، (
۱۹۹۱) در بررسی ۶۷۰ نفر خوش خواب و بدخواب، دریافتند که خوش خواب ها به طور معمول ۱۰ دقیقه پس از رفتن به بستر به خواب می روند و در حدود هفت و نیم ساعت می خوابند، به علاوه خوش خواب ها در مقایسه با بدخواب ها صبح ها پس از برخاستن از خواب و در طول روز، با نشاط تر، سرزنده تر و فعال تر هستند و مشکل یا پریشانی خاصی را گزارش نمی کنند. برآوردهای همه گیر شناسانه شیوع بی خوابی را بین ۴۰ تا ۴۵ درصد از جمعیت تخمین می زنند. به طور تقریب ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت از بی خوابی خفیف، گذرا و گهگاهی شکایت دارند و این در حالی است که به همین نسبت نیز از بی خوابی شدید یا مکرر شکایت دارند. (کالس و همکاران ۱۹۷۵)
افزایش چشمگیر مصرف داروهای آرامبخش و خواب آور طی سالیان اخیر نشان دهنده افزایش شیوع اختلال خواب است. عامل اصلی اختلال خواب عبارتند از:
۱- اختلال خواب ناشی از علل روانی – فیزیولوژیک
۲- اختلال خواب ناشی از وجود اختلال روانی
۳- اختلال خواب به علت مصرف بی رویه الکل و سوءمصرف  داروها
۴- اختلال خواب به علت اختلالات تنفسی القا کننده خواب
۵- اختلال خواب همراه با حالات طبی، سمی و محیطی دیگر.
علاوه بر موارد فوق، از دیدگاه مکتب رفتارگرایی، بی خوابی مربوط به تمایل بدخواب ها به انجام فعالیت های در بستر است. مثلاً فرد مبتلا به بی خوابی ممکن است در بستر، درگیر فعالیت هایی همچون مطالعه، نوشتن، تماشای فیلم، خوردن و یا طرح یک برنامه و… باشد که همه این کارها را می توان در اوقات مناسب و شرایط دیگری انجام داد. نظر دیگر این است که سعی و تلاش فرد برای در اختیار گرفتن شرایط حاکم بر خواب و کنترل ارادی خواب باعث ایجاد بی خوابی می شود. زیرا تلاش قطعی برای خوابیدن باعث ایجاد استرس شده، فعالیت دستگاه عصبی سمپات
یک را افزایش می دهد که خود باعث تحریک و در نتیجه بی خوابی است.
رویا :


خواب دیدن تغییری است در «هشیاری» که در طی آن فرآیند تصویرهای ذهنی به یادمانده و صحنه های خیالی موقتاً با واقعیت بیرونی در هم می آمیزند. آیا همه خواب می بینند؟ با این که اغلب افراد پس از بیدار شدن رویاهایشان را به یاد نمی آورند. ولی این به این معنی نیست که ایشان خواب نمی بینند، بلکه رؤیای خود را به یاد نمی آورند. زمان رویا و مدت آن تقریباً آنی به نظر می رسد. با به صدا درآمدن ساعت زنگ دار بیدار می شویم و خاطره های پیچیده ای از یک آتش سوزی و ورود ماشین های آتش نشانی و صدای کر کننده آژیر آنها را به یاد می آوریم. از آنجا که ساعت هنوز هم زنگ می زند، می پذیریم که رؤیای ما ناشی از همین صدا بوده است. اما پژوهش ها نشان می دهند که صدای یک ساعت زنگ دار یا هر صدای دیگر فقط موجب فراخوانی یک صحنه کامل از میان خاطره ها یا رویاهای قبلی می شود. بعضی افراد می دانند که کی خواب می بینند. بعضی از افراد در مقابل این سؤال می دانند کی خواب می بینند؟ پاسخ می دهند، بلی. می توان به افراد یاد داد تا تشخیص بدهند که کی خواب می بینند، این آگاهی مزاحم جریان خودجوش رؤیا نمی شود. برای مثال می توان به آزمودنی ها یاد داد که هر وقت احساس کردند خواب می بینند یک سری را از حالت «روشن» به حالت «خاموش» تغییر دهند.(سلامی، ۱۹۷۰)
شیوه های درمان بیخوابی :


۱- آرامش آموزی تدریجی


روش آرام سازی عضلانی توسط جاکوبسن در سال ۱۹۳۸ ابداع شد. جاکوبسن از آن برای درمان حالات اضطراب مزمن استفاده می کرد و تأکید داشت که اصلی ترین جنبه درمان، آموزش بیمار برای آگاهی از وضعیت جسمی خودش است. بوروکوک و همکارانش تنیدگی و کشش عضلات و آرام سازی آنها را عنصر اصلی کاربرد موفقیت آمیز این روش می دانند.
آرام س
ازی عضلانی در یک سری مراحل متوالی انجام می شود. ابتدا شرایط و محیط مناسب عاری از تحریکات محیطی با نور ملایم و صندلی که بیمار بتواند به راحتی در آن جای گیرد، فراهم می شود. لازم است که بیمار حداقل برای
۳۰ تا ۴۵ دقیقه هیچ گونه حواس پرتی نداشته باشد. لباس هایش به گونه ای باشد که احساس ناراحتی نکند و باید عینک یا لنز چشمی و ساعت را درآورد. به بیمار یاد می دهند که چگونه طی اجرای «دستورات آرام سازی» به طور طبیعی تنفس کند و سرانجام از بیمار خواسته می شود تا چشمانش را ببندد. آموزش با واداشتن بیمار به مشت کردن یک دست آغاز می شود و پس از ۲۰ ثانیه انقباض عضلانی و تنش از وی خواسته می شود تا دستش را به آرامی بگشاید و برای ۳۰ ثانیه در حالت آرام نگه داشته شود. آنگاه این روند به همین شکل درباره تمام اعضای بدن انجام می شود. به طور معمول سه یا چهار بار تکرار برای هر عضله کافی است. باید بیمار را تشویق کرد تا از این روش به عنوان برنامه ای روزانه و یک سبک زندگی در سایر مواقع نیز استفاده کند. آرام سازی تدریجی روشی است که کاربرد آن در درمان بی خوابی بیش از هر روش دیگری مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است.
۲- کنترل محرک
مطابق فرضیه زیربنایی کنترل محرک، بی خوابی زمانی روی می دهد که بیمار محرک های نامربوط مختلف و متعددی را با بستر، پیوند می دهد(بوتزین
۱۹۷۳). هدف درمان کنترل محرک دفع تداعی های نامربوط به خواب و توانمند کردن نشانه های بستر برای خواب است، اینها همه جزو اصول بهداشت خواب است.
الف) به قصد خوابیدن و فقط زمانی که نیاز به خواب دارید و احساس خواب آلودگی می کنید و مهیای خواب رفتن هستید، به بستر بروید.
ب) هر روز صبح، حتی روزهای تعطیل، سر ساعت معینی از خواب برخیزید.
ج) طی روز و قبل از فرارسیدن زمان خواب، از خوابیدن اجتناب کنید.
د) قبل از خواب قهوه و یا سایر نوشیدنی های دارای کافئین مصرف نکنید.
ه) چند ساعت قبل از رفتن به بستر سیگار نکشید.
و) به طور منظم ورزش کنید ولی از انجام تمرین های ورزشی و فعالیت های سنگین بدنی، قبل از خوابیدن اجتناب کنید.
ز) محل خوابتان را طوری ترتیب دهید که مناسب خوابیدن باشد (محلی دور از سر و صدا و نور شدید با هوای مناسب)
ح) قبل از خواب غذاهای سنگین نخورید.(آموزش این اصول به بیمار تقریباً
۴ جلسه طول می کشد.)


قصد متضاد
قصد متضاد روشی است که برای برطرف ساختن نگرانی ها و نشخوار اندیشه مبتلایان به بی خوابی طرح شده است. منطق نظری قصد متضاد توسط فرانکل (۱۹۶۰) به این شکل ارائه شده است:
الف- ابتدا چیزی خواب را در مبتلایان به بی خوابی مختل می کند.
ب- افراد مبتلا به بی خوابی شروع به نگران شدن درباره بی خوابی و بدخوابی شان می کنند.
ج- به تدریج دچار اضطراب
عملکرد (اضطراب ناشی از اعمال تکرار شونده) می شوند.
د) اضطراب عملکرد منبع اصلی آشفتگی خواب می شود. اضطراب عملکرد، اضطرابی ثانویه است و به بار نگرانی های دیگری که فرد در زندگی دارد افزوده می شود. در این روش وظیفه درمانگر وادار ساختن بیمار به انجام همان کاری است که او از عواقب آن می ترسد. درمانگر از بیمار می خواهد که هنگام رفتن به بستر، سعی کند بیدار بماند و به خواب نرود. از مراجعه کننده خواسته می شود که هنگام رفتن به بستر عواطف منفی را کنار بگذارد و حتی به طور ساختگی هم که شده، خوشحال باشد و سعی کند به خواب نرود. بعد از او می خواهند نقش رفتن به بستر را بازی کند – ایفای نقش – و احساس خوشحالی کند و تلاش کند در حالی که چشمانش را باز نگه داشته است، بیدار بماند. در جلسه های بعدی درمان علاوه بر بررسی مشکلات بیمار در اجرای قصد متضاد بر توضیح مجدد روش ها به بیمار تمرکز می شود.


http://atapourpsychology.blogfa.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید