ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

بیماری لجاجت

بیماری لجاجت

انسان مركب است از چند بعد 1 – بعد روح 2 – بعد جسم 3 – بعد عقل
هريك از اين ابعاد وجودي
انسان صحت و بيماري دارند
. ما در اين جلسه به بيماري هاي روحي انسان مي پردازيم اميد است كه مفيد باشد.

 

 

 

سوال – بيماري هاي روحي كدامند؟
جواب – بيماري هاي روحي عبارتند از بيماريهايي كه مربوط به بعد روحي انسانند (به عبارت ديگر مربوط به بعد جسمي انسان نمي باشند مانند بيماريهاي چشم – قلب – گوش – و…). اين بيماريها عبارتند از:
1
– لجاجت – تكبر – كينه – حسادت – بخل – رياء – سوءظن – بدزباني – غضب – حرص و طمع – عجب – خودخواهي و خودپسندي – و… كه به نظر اين حقير سر دسته و مهمترين اين بيماري ها 5 بيماري (لجاجت – تكبر – كينه توزي – حسادت – بخل) مي باشند.

دلايل براي اين نظريه عبارتند از:
1
– ديدگاه قرآن در باره اين 5 بيماري كه حتي آياتي هم مخصوص اين بيماريها وجود دارد كه در ادامه مباحث بيان مي شود.
2
– ديدگاه
اهلبيت
و روآيات فراواني كه در باره اين 5 بيماري وجود دارد.
3
– ديدگاه عقلي – كه عقل انسان بخوبي مي تواند اهميت اين 5 بيماري را بررسي كند.
4
– تجربيات شخصي
سوال – چرا عبارت بيماري را بكار مي بريم؟ و مثلا به (حسادت) بيماري اطلاق مي كنيم؟
جواب – به 3 دليل:
1
– زيرا قرآن لفظ مرض (بيماري) را در اين موارد بكار برده است مانند سوره بقره آيه 10 – (في قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا)
2
– احاديث كه از ائمه صادر شده اند مانند حديث 2775 از كتاب غررالحكم (قال علي عليه السلام – الا وان من البلاء الفاقه واشد من الفاقه مرض البدن واشد من مرض البدن مرض القلب – اگاه باشيد كه فقر از جمله بلاهاست و بدتر از آن بيماري جسم است و بدتر از بيماري جسم بيماري (مرض) قلب (روح) است)
3
– زيرا به نارحتي هاي جسم لفظ بيماري (مرض) را بكار مي بريم و لذا به ناراحتي هاي روحي نيز لفظ بيماري (مرض) را بكار مي بريم
.
خوب تا به اينجا فهميديم كه چه چيزهايي بيماري روح هستند و همچنين فهميديم كه چرا عبارت بيماري (مرض) را براي روح بكار مي بريم و معلوم شد كه دلايل قرآني و حديثي دارند. تعريف بيماري روحي و اينكه چه بيماري هايي را شامل مي شوند را مطرح كرديم و يكي از بدترين بيماريهاي روحي (لجاجت) را بررسي مي كنيم.

محورهاي بحث:
1
– تعريف لجاجت
2
– لجاجت در قرآن
3
– لجاجت در احاديث
4
– آثار دنيوي لجاجت
5
– آثار اخروي لجاجت
6
– ريشه هاي لجاجت
7
– راه درمان لجاجت

1 – تعريف لجاجت
اللجاج كه از ريشه لج مي باشد يعني پافشاري و سرسختي و اصرار بر امري و يا كاري و يا خواسته اي بدون در نظر گرفتن خوب يا بد آن – بدون در نظر گرفتن سود يا زيان آن – و فقط اصرار و اصرار و خواستن و پافشاري نمودن – و در اين حالت شخص لجوج به سخن و يا نصيحت و يا راهنمايي هيچ كس توجه نمي كند و اگر با او بحث هم بشود بر لجاجتش مي افزايد و بدتر مي شود – و در اين حالت عالي ترين منطق ها – استوارترين دليل ها – بهترين استدلال ها در او هيچ تاثيري ندارد و او را بر خواسته هايش سر سخت تر و مصرتر و جسورتر مي كند.

2 – لجاجت در قرآن
قرآن كريم كه نسخه كتبي انسان كامل است و راهنماي انسان به سوي سعادت و خوشبختي دنيا و آخرت است در باره لجاجت مي فرمايد:
الف – سوره مومنون آيه 75 – و لو رحمناهم و كشفنا ما بهم من ضر للجو ا في طغيانهم يعمهون (و اگر به آنان رحم كنيم و گرفتاري ها و مشكلاتشان را برطرف سازيم در طغيانشان لجاجت مي ورزند و سر گردان مي مانند) در اين آيه كلمه للجو اشاره به لجاجت دارد
ب – سوره ملك آيه 21(امن هذا الذي يرزقكم آن امهسك رزقه بل لجوا في عتو ونفور (ايا آن كسي كه شما را روزي مي دهد اگر روزيش را باز دارد (چه كسي مي تواند نياز شما را تامين كند؟) ولي آنها در سر كشي و فرار از حقيقت لجاجت مي ورزند.)

 

اري انبياء الهي اين سخن را در برابر بت پرستان تكرار مي كردند كه از بتهاي شما هيچ كاري ساخته نيست نه به شما روزي مي دهند و نه از شما دفاع مي كنند و نه با شما سخن مي گويند و نه زيان و نه نفعي برايتان دارند پس چرا آنها را عبادت مي كنيد؟ آنها كه هيچ پاسخي نداشتند ولي لجاجت مي كردند و سرسختانه به پرستش بتها ادامه مي دادند و در طول تاريخ بسياري از گمراهان دانستند كه حق با كيست ولي به خاطر داشتن لجاجت هم خود و هم قوم خويش را به واسطه عدم پذيرش دعوت انبياء و رودروي با خدا نابود شدند مانند: قوم نوح – لوط – عاد – ثمود و

 

در قرآن كريم آياتي هم وجود دارد كه كلمه لجوا و مانند اينها با صراحت نيامده است ولي عبارات و كلماتي وجود دارد كه همين معناي اصرار ولجاجت را مي دهد و از مشتقات معاني لجاجت هستند مانند كلمه (اصروا) در سوره نوح آيه7 (واني كلما دعوتهم لتغفر لهم جعلوا اصابعهم في اذانهم واستغشوا ثيابهم و (
اصروا) واستكبروا استكبارا) ترجمه آيه (و من هر زمان آنها را دعوت كردم و تو آنها را بيامرزي انگشتان خويش را در گو شهايشان قرار داده ولبا سهايشان را بر خود پيجيدند ودر مخافت اصرار ورزيدند وبه شدت استكبار كردند)
اين چند آيه كفايت مي كند تا انسان بداند كه ا
ين بيماري لجاجت چه بر سر اقوام گذشته اورده است

تعدادي از احاديث مهم و معتبر كه در كتب روائي شيعه وجود دارد را ذكر مي كنيم ولي بايد بدانيد كه تعداد روآيات زياد است و ما تنها تعداد كمي از اين احاديث را مي اوريم& lt;SPAN dir=ltr>.

بررسي بيماري لجاجت در روايات:
1
– قال علي (ع) – اللجاج شوم (فرمودند علي عليه السلام: لجاجت شوم است) ماخذ روايت: (غررالحكم ودرر الكلم – حديث 8985(
2
& lt;/SPAN>– قال علي (ع) – خير الاخلاق ابعدها عن اللجاج (فرمودند علي: بهترين اخلاقها دورترين آنها از لجاجت است) ماخذ روايت: (ميزان الحكمه – حديث 5667)
3
– قال علي (ع) – ليس للجوج تدبير (فرمودند علي (ع): لجوج تدبير ندارد) ماخذ روايت: (ميزان الحكمه – حديث5661)
4
– قال علي (ع) – اللجاج يعقب الضر (لجاجت زيان وخسران بدنبال دارد) ماخذ روايت: (غررالحكم – حديث 8992)
5
– قال علي (ع) – راكب اللجاج متعرض للبلاء<SPAN dir=ltr&gt ;
(كسي كه بر مركب لجاجت سوار است در معرض بلاو گرفتاري مي باشد) ماخذ روايت: غررالحكم – حديث 9001)
6
– قال علي (ع) – اللجاج ينبو براكبه (فرمودند علي (ع): مركب لجاجت صاحب خود را به زمين مي زند) ماخذ روايت: غررالحكم – حديث 8989
7
– قال علي (ع) – من لج وتمادي فهو الراكس الذي ران الله علي قلبه وصارت دائره السوء علي راسه (انكه لجاجت كند وبر اين لجاجتش پاي فشارد او همان بخت برگشتهاي است كه خداوند بر دلش پرده (غفلت) زده وپيشامد هاي ناگوار بر فراز سرش قرار گرفته است) ماخذ روايت: ميزان الحكمه – حديث 5668
8
– قال علي (ع) – اللجاج بذر الشر (فرمودند علي (ع): لجاجت تخم بدي كاشتن است) ماخذ روايت: غررالحكم – حديث8986
9
– قال علي (ع) – اللجاج ينتج الحروب ويوغر القلوب (فرمودند علي (ع): لجاجت جنگها به بار مي اورد و دلها را كينه ور مي سازد) ماخذ روايت: ميزان الحكمه – حديث 5662
10
– قال علي (ع) – اللجاج اكثر الاشياء مضره في العاجل والآجل (فرمودند علي (ع): لجاجت زيانبارترين چيزها در دنيا و آخرت است) ماخذ روايت: غررالحكم حديث8997 خوب ما در اينجا 10 حديث را آورديم و بخوبي معلوم است كه متن اين احاديث ما را از ضرر و زيان اين صفت اگاه مي كنند
آثاري كه بيماري لجاجت در زندگي دنيوي انسان بر جا مي گذارد فراوان است. آثاري كه قطعا زيان و خسارت است و گاهي ضربات بسيار مهلكي را بر انسان وارد مي كند كه حتي تا نسل بعدي هم باقي مي ماند.

از تعداد 10 حديث اورده شده در جلسه سوم و ساير احاديث مربوط به بيماري لجاجت اين آثار را براي ما روشن مي نمايند:
1
– لجاجت مانند مركبي است كه صاحبش را بر زمين مي كوبد.
2
– بيماري لجاجت تباه مي كند تدبير وانديشه را – زيرا وقتي شخصي لجاجت بكند ديگر از قواي فكري اش نمي تواند استفاده كند و همچنين بيماري لجاجت اين فرصت را به او نمي دهد تا از قواي عقلي اش بهره ببرد و اصلا اگر عقل داشت كه ديگر لجاجت نمي كرد.
3
– لجاجت باعث شعله ور شدن جنگها مي شود.
4
– لجوج در معرض بلاها وگرفتاريها است وخودش براي خودش دائما دردسر درست مي كند.
5
– انسان را در نزد ديگران خوار وكوچك مي كند زيرا اين صفتي نيست كه باعث مباهات و افتخار بشود ودارنده اين صفت به زشتي شناخته مي شود.
6
– اغاز و شروع شخص لجوج با ناداني است و كاري هم كه با ناداني شروع بشود قطعا پايانش با پشيماني همراه است.
7
– شومي بدنبال دارد – يعني در لجاجت خيري نيست وفقط بدبختي ببار مي اورد.
8
– لجاجت ريشه بدي را مي كارد و ديده نشده است كه از لجاجت ريشه خوبي عمل بيايد.
9
– باعث ايجاد كينه در دلهاي اطرافيان مي شود و ايجاد نفرت مي كند.
10
– باعث شروع دعواها ودرگيريه
ا در داخل خانواده و يا در ساير محلهاي
اجتماع مي شود.
11
– نزاع ودرگيري بين همسران را ايجاد مي كند.
12
– شخص لجوج نمي تواند دوستان خوب و فراواني براي خودش بدست بياورد.
13 – تنهاي از نتايج لجاجت است.
14
– بخت برگشته است.
15
– پيشامدهاي ناگوار برايش بوجود مي آيد.
16
– هلاكت معنوي بدنبال مي اورد.
17
– توان درك حقيقت را ندارد ونمي تواند حقايق را بفهمد خصوصا حقايق اسماني را.
18
– بحث با او بي فايده است و اگر با بخواهند با دليل و برهان سخن بگويند نمي پذيرد و بر خواسته اش اصرار مي كند. و خوب قضاوت كنيد ايا لجاجت براي انسان فايده دنيايي دارد؟

در اينجا 3 بحث را مطرح مي كنيم:

1 – آثار اخروي بيماري لجاجت:
بيماري لجاجت انساني را جهنمي مي كند زيرا شخص لجوج زير بار سخن حق نمي رود و همه تعاليم الهي هم حق است و لذا كسي كه حاضر نباشد حق را بپذيرد نمي تواند راه هدايت را پيدا نمايد و سر از گمراهي در مي اورد وسرانجام بخاطر عدم پذيرش حق (سخن خدا – دعوت انبياءو ائمه – دلسوزان) خودش را به نابودي مي كشا
ند و در طول تاريخ حيات بشريت بسياري از امتها وخصوصا خواص وبزرگان آن
امتها به دليل اينكه يك كلام بودند و نمي خواستند از حرف اولشان بگذرند و اعتراف به اشتباه خود كنند دعوت پيامبر انشان را قبول نكردند و به مخالفت با خدا لجاجت كردند و سرانجام نابود شدند و چنين اشخاصي آخرتشان چيزي جزء عذاب الهي چيز ديگري نيست و لذاست كه انسان مطيع حق كه به اشتباهش
معترف است و سريعا از خطا و اشتباهش بيرون مي
آيد اهل نجات است.

2 – ريشه هاي بيماري لجاجت:

ريشه لجاجت در چند چيز است

الف – جهل و ناداني
زيرا كه كسي كه عاقل وخردمند است هميشه با منطق و عقل به مسائل و موضوعات نگاه مي كند و به محض اينكه حق را تشخيص داد آن را مي پذيرد و حتي اگر بر خلاف نظر قبلي اش باشد و حتي اگر لازم باشد به اشتباهش اعتراف كند ولي اصرار و پافشاري و يكدنگي از خصلت هاي كودكان است و جهل در آن حاكم مي باشد.

ب – سرزنش و ملامتيكي ديگر از علل وانگيزهاي لجاجت همانا سر زنش هاي زياد و افراطي است – يعني هر گاه شخصي را بصورت افراط دائما ملامت و سرزنش كنند آن شخص بر سر لج مي آيد و بر اين حالت تداوم پيدا مي كند و در نهايت لجوج مي شود و حديث داريم از علي عليه السلام كه آن حضرت فرمودند (الافراط في الملامه يشب نيران اللجاجه – زياده روي در ملامت و سرزنش اتش لجاجت را شعله ور مي كند) ماخذ روايت (بحار الانوار جلد 74ص212)

ج – احساس حقارت
عقده حقارت باعث مي شود كه افراد زير بار ديگران نروند و زير بار سخن حق نروند و براي اثبات خويش گوش به حرف هيچ كسي ندهند و سخنان منطقي را نپذيرند و بر گفتار و عمل باطل و اشتباه خويش اصرار و پافشاري كنند.

چ – ضعف اراده
چهارمين عامل ضعف اراده و عدم شخصيت در انتخاب و تصميم گيري است زيرا پذيرفتن حق و حق پذيري و اعتراف به اشتباه كار ساده اي نيست و نياز به قوت اراده دارد و كساني كه از فضيلت اراده و شخصيت بي بهره اند لجوج مي شوند.

ح – وراثت
كه از مادر عمدتا ريشه دارد ولي انسان محكوم به وراثت نيست و اگر انسان محكوم به وراثت بود دعوت انبياء زير سوال مي رفت.

خ – لجاجت راحت طلبي
چرا كه ترك مسيري كه انسان مدتها داشته است آسان نيست و تحمل سختي را طلب مي كند و اشخاص راحت طلب حاضر به عوض نمودن حالت – رفتار – عقيده – روش – سخن – خود نيستند.

3 – درمان و علاج بيماري خطرناك لجاجت:
قبل از بيان راه درمان حديثي را از امام الوصي علي (ع) نقل مي كنم كه مبين اين است كه آدم لجوج مشهور ومعروف به ناداني و سبك مغزي در جامعه مي شوند: قال علي عليه السلام – ومن نازع في الراي وخاصم شهر بالمثل (بالفشل) من طول اللجاج – (كسي كه به دفاع شديد ولجوجانه از اعتقاد خود برخيزد وبا مخالفان مخاصمه كند به خاطر لجاجتش مشهور به ناداني مي شود) البته بسيار تفاوت دارد حالت استقامت وپايداري از حق با حالت لجاجت (زيرا صبر و استقامت در مسير حق و خدا ارزش است و راه صحيح را مي پيمايد ولي كسي كه در مسير غلط و ناحق افتاده و حاضر نيست كه به اشتباه خودش اعتراف كند و باز گردد و خودش را مطلق بداند و غير قابل انعطاف باشد اين حالت لجاجت است) يي دارد؟
تنها راه علاج ودرمان بيماري لجاجت اين است كه برعكس اين حالت وصفت عمل نمائي و بر آن استمرار و مداومت داشته باشي كه عكس حالت<SPAN dir=ltr&g t; لجاجت همانا حق پذيري است.

توضيح بيشتر: يعني بايد براي ريشه كن نمودن لجاجت از روح و روان بايد بر عكس اين حالت را رفتار كرد و آنقدر به حق پذيري استمرار نمود تا آن حالت لجاجت جاي خود را به حالت حق پذيري بدهد و آن گاه است كه اين بيماري درمان مي شود.

نكات مهم:
1
– بايد اول در درون انسان حالت بيداري و يقظه بوجود بيايد كه انسان برسد به اينكه لجاجت بيماري است و عوارض و آثار دنيايي و اخروي زيانباري بدنبال دارد و از درونش واعظي داشته باشد به يك حديث از امام باقر (ع) توجه كنيد: – قال الباقر عليه السلام – من لم يجعل الله له من نفسه واعظا فان مواعظ الناس لن تغني عنه شيئا – (امام باقر فرمودند – هركس را كه قرار نداده باشد خداوند در نفسش (درونش) واعظي (پند دهنده اي) پس بدرستي كه مواعظ ديگران هرگز او را سودي نمي دهد) ماخذ حديث – تحف العقول

2 – مداومت و استمرار بر حالت حق پذيري كه برعكس لجاجت است و براي اينكه صفت لجاجت به صفت حق پذيري مبدل بشود بايد اربعين داشته باشيد – به اين صورت كه نيت مي كنيد 40 روز تسليم به سخن حق باشيد و هرگاه به حق رسيديد آن را قبول كنيد چه آن سخن و فعل حق از كودكي باشد يا از بزرگ تري و يا از دوستتان و يا از دشمنتان و در هر شكل و حال در برابر حق فورا تسليم شويد كه البته در ابتدا سخت است اما آرام آرام اين سختي پذيرش حق در جانتان ريشه مي دواند و شما از شر لجاجت نجات پيدا مي كنيد و اگر هم در طي اين 40 روز يك مرتبه و يا چند مرتبه نتوانستيد لجاجت را كنار بگذاريد نبايد دلسرد شويد و بايد استقامت بورزيد و بعد از 40 روز تمرين و ممارست حق پذيري بايد اربعين دوم را انجام بدهيد و 40 روز ديگر تمرين كنيد و از لجاجت بپرهيزيد و همين طور اربعين سوم تا بجايي كه مطمئن شويد حالت اول كه لجاجت بود ترك شده است و حالت دوم كه حق پذيري است در جانتان جايگزين شده است.

3 – توكل به خدا و توسل به اهل بيت عليهم السلام داشته باشيد و با تلاش و كوشش و مجاهدت و با استمداد از خداي بزرگ مي توانيد اين بيماري مهلك را درمان نمائيد و حتما خالصانه از ذات مقدس حضرت الله تفيق در اين مسير را بخواهيد و مطمئن باشيد كه خداي مهربان ياري ها دارد و امداد غيبي اش شامل كساني مي شود كه با نفسشان جهاد مي كنند و جهاد اكبر دارند.
ذات مقدس حضرت پروردگار عالم در کتابش قرآن کريم و در سوره والشمس يازده مرتبه سوگند خورده است و بعد از اين يازه بار سوگند آنگاه فرموده است – قد افلح من زکيها – يعني به تحقيق و يقينا کسي رستگار است که خود را تزکيه نموده باشد.
امام خميني مي فرمود که – اگر تهذيب نفس در کار نباشد علم توحيد هم بدرد نمي خورد. و بنابراين بايد نسبت به خودشناسي (در ابعاد خودشناسي جسمي – روحي – فکري) گام برداشت و سپس نسبت به خودسازي اقدام نمود. تا از اين جهنم هواهاي نفساني و عادات و صفات رذيله اخلاقي خودمان را پاکسازي نمائيم و از آثار تهذيب نفس در دنيا و سپس در آخرت بهره مند شويم.
نویسنده: حسن جلالیان

 

www.tebbeirani.com

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor
موسسه قرآن و نهج البلاغه

بیماری لجاجت. بیماری لجاجت. بیماری لجاجت. بیماری لجاجت. بیماری لجاجت. بیماری لجاجت. بیماری لجاجت. بیماری لجاجت. بیماری لجاجت. بیماری لجاجت. بیماری لجاجت. بیماری لجاجت. بیماری لجاجت. بیماری لجاجت

 

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید