ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

بازخوانی دیدگاه استاد کورانی پیرامون تطبیق علائم ظهور1 – بخش اول

تطبیق علائم ظهور1

متن زیر حاصل مصاحبه مجله انتظار ظهور با استاد علی کورانی است به تطبیق علائم ظهور می پردازد؛ متن این مصاحبه را با هم می خوانیم:

 

استاد علي كوراني عاملي متولد جنوب لبنان (جبل
عامل) مي‏باشد. ايشان در نجف، تقريباً ده سال در درس‏هاي آيت الله خوئي و شهيد صدر شركت كرده و سپس به عنوان وكيل آيت الله حكيم و آيت الله خويي به كويت عزيمت نمود. بعد از آن به لبنان مراجعت نمود و با پيروزي انقلاب اسلامي به ايران آمده و در تهران، در زمينه حركت‏هاي انقلابي در عراق و لبنان فعاليت داشت. هم اكنون نيز در قم مشغول فعاليت‏هاي تحقيقي مي‏باشد. برخي از تأليفات ايشان در مقوله مهدويت عبارتند از: ((عصر ظهور)) (عربي، فارسي)، (الممهدون للمهدي(ع)) ، ((معجم احاديث الامام المهدي(ع))) (پنج جلد).

انتظار: ضمن تشكر از قبول زحمت توسط حضرت عالي، در ابتدا، نظر خود را راجع به ويژگي‏ها و بايسته‏هاي يك مجله تخصصي بفرماييد.
خطاب و موضوعات مجله تخصصي بايد با ديگر نشريات، فرق داشته باشد. بايد ببينيد مسأله مهدويت در جهان، چه گونه زن
ده است؟ مثلاً در فلسطين راجع به امام مهدي (عج) غوغا است و آنان منتظر حضرت
هستند. بايد شما، ببينيد همين بچه‏هاي شهادت طلب حماس، جهاد و…، ارتباطشان با امام مهدي(عج) چيست؟
بايد زندگي نامه كساني كه در جهان اسلام ادعاي مهدويت دارند يا ديگران معتقدند كه آنها ممهّد هستند (مثل بن لادن) را به دست آوريد. اگر مي‏خواهيد مجله شما فعال باشد، بايد رايزني فرهنگي در جهان داشته باشيد تا براي شما گزارش‏ها و موضوعات مختلف بفرستند.
اگر مي‏خواهيد مخاطب شما جهاني باشد، بايد بدانيد در جهان نسبت به موضوع ((مهدويت)) چه مي‏گذرد؟ مثلاً حساسيت CIA نسبت به امام مهدي (عج) تا چه حدي است؟

انتظار: درباره نوشته‏هاي خود مثل عصر ظهور، ملائكة الغيب قادمون [فرشتگان غيبي در حال آمدنند] و… توضيح بفرماييد؟
از نظر شيعيان دنيا، انقلاب ايران، به عنوان زمينه ساز ظهور مطرح است. آنان كم و بيش، مي‏دانند كه اين از علايم ظهور است. در روايت‏هاي موجود، عبارات ((رجلٌ من قم)) و ((قوم من اثلاق)) آمده است. به اين انگيزه خواستم كتابي بنويسم تا خلأ موجود اندكي پر شود؛ يعني، براي آشنايي شيعيان با عصر ظهور و زمينه سازي براي آن و براي شناخت علامت‏هاي ظهور و رابطه انقلاب اسلامي ايران با آن علايم، كتاب ((عصر ظهور)) را تأليف كردم.

انتظار: به نظر شما تطبيقاتي كه در كتاب آورده‏ايد، چه قدر صحيح
است؟ آيا ما مي‏توانيم در حوزه تطبيق وارد شويم؟

البته تطبيق قابل مناقشه است. تطبيق؛ يعني، برداشت كه بعضي از آنها يقيني و برخي ظني است؛ مثلاً نقش ايراني‏ها، يمني‏ها، ابدال شام و نجباي مصر، در ظهور حضرت، يقيني و قطعي است؛ اما بقيه ظني است.

انتظار: درمورد تطبيق قيام مشرق به انقلاب ايران، چنانچه خداي ناكرده انقلاب به بن بست رسيد، آيا خواننده كتاب در اصل روايت ترديد نمي‏كند؟
من تطبيق قطعي نكردم؛ بلكه ترجيح دادم. البته در صورت تجديد چاپ، تذكر مي‏دهم كه بعضي از احتمالات، ظني است.

انتظار: شما ترك‏ها را بر روس‏ها تطبيق داده‏ايد؛ در حالي كه عملاً شوروي از بين رفته و اين روايت چگونه بر روس‏ها تطبيق شده است؟
البته روس‏ها هنوز هستند؛ اما اين تطبيق قابل مناقشه است.
من از روايت برداشت كردم كه منظور ترك‏هاي كافر است، نه مسلمان. در روايات، ((اقوام الترك)) و ((امم الترك)) آمده و اينها وسيع‏تر از ترك‏هاي تركيه است؛ يعني حتي، به هند، چين و بلغار، ((امم الترك)) گفته مي‏شود.
من قبلاً خيال مي‏كردم طالقان، همين منطقه طالقان است؛ بعد به اين نتيجه رسيدم كه اين گونه نيست. پيامبر(ص) وقتي مي‏خواستند از سرزمين ايران صحبت كنند، فرمودند: ((ارض المشرق))، يا ((منطقه جبال طالقان))، مخصوصاً وقتي كه ديدم اهل بيت عنايت داشته‏اند كه مفهوم قم را گسترده كنند.
يك روز عده‏اي به خدمت امام هادي(ع) رفتند، آن حضرت فرمود: اهل<; كجا هستيد؟ گفتند: اهل ري.
فرمود: ((اهلاً باهل قم))؛ گفتند: آقا جان! ما اهل ري هستيم، فرمود: ((اهلاً باهل قم))؛ يعني، معناي قم (تشيّع) و خط فكري و اعتقادي آن مطرح است.
از اين رو بعداً متوجه ش
دم كه معناي حرفي مراد نيست. حتي به ايران يا
از مشهد تا قزوين، خراسان مي‏گفتند.

انتظار: آيا احتمال دارد منظور از ((سفياني))، كسي باشد كه تفكّر ابوسفياني دارد؟ يا مراد ((از دجال)) كسي باشد كه اهل نفاق است؟ يعني شخص حقيقي مراد نباشد؟
من نگفتم ((خراساني)) شخص حقيقي نيست؛ بلكه شخص حقيقي منسوب به خراسان است. اما اين خراسان ممكن است از پنجوين تا تاشكند باشد.
اما درباره سفياني گفتني است كه در ده‏ها روايت آمده كه او اموي و از اولاد ابوسفيان است، از اين رو نمي‏توانيم بگوييم: سفياني، شخص حقيقي نيست. همچنين نمي‏توانيم بگوييم ((دجال)) رمزي است. نظر آن شخص لبناني هم كه در كتابش گفته دجال همين تمدن و اسرائيل است، سليقه‏اي است و علمي نيست.

انتظار: شما در كتاب ((عصر ظهور)) فقط به نقل روايات پرداخته‏ايد و بحث سندي يا تعارض روايات و… را مطرح نكرده‏ايد! انگيزه شما چه بوده است؟
بله، اين نقص كتاب است، اما اعتقاد دارم كه كليات آن صحيح است. لذا اگر دوباره بخواهم بنويسم، اول روايات را بررسي مي‏كنم، بعد مي‏نويسم. در صورتي كه مخاطب بگويد: چرا به اين روايات اعتماد كردي؟ مي‏گويم: من به آن نقل‏ها اعتقاد داشتم؛ اما اين تصور قابل بحث است.

انتظار: در نماي كلي كتاب ((عصر ظهور)) برنامه حكومتي حضرت كمتر مطرح بوده و چهره خشني از حكومت آن حضرت ارائه شده است؛ نه چهره پدرانه و مهربان ايشان؟!
بلي، اين نقص است. من به جهت اين كه شيعه، هزاران سال در مظلوميت بوده و در دوران جنگ هم اين كتاب نوشته شده است؛ خواستم انتقام حضرت را مطرح كنم؛ اما بايد به جوانب ديگر هم پرداخته شود.

انتظار: اين سؤال مطرح است كه چه لزومي دارد، امام متولد شود و ساليان طولاني در غيبت باشد؟ آيا بهتر نبود در زمان مقتضي متولد مي‏شد؟
اگر صرفاً كارهاي امام مربوط به دوران ظهور و بعد از آن باشد، اين گفته صحيح است؛ اما آن حضرت برنامه‏هاي ديگري هم دارد. حضرت خضر(ع) عمر طولاني دارد؛ ولي ما خيال مي‏كنيم ايشان بي‏كار است. حال آن كه در طي دو سه روز مصاحبت موسي(ع) با ايشان، چندين كار مهم انجام داد كه موسي(ع) نتوانست تحمل كند؛ يعني، برنامه‏هاي الهي وجود دارد كه جنود الهي آنها را اجرا مي‏كنند. خضر(ع) الآن برنامه‏هاي خود را از امام مهدي(ع) مي‏گيرد. امام زمان (عج) در شب قدر دو برنامه دارد: يكي درباره خودش و ديگري درباره فعاليت‏هاي مردم. ايشان با سي نفر تماس دارد. آنها با طبقه دوم و همين طور تا برسند به انسان‏هاي معمولي. آنان ابدال هستند و وقتي يكي مي‏ميرد، ديگري به جاي او مي‏آيد.
نقش صاحب الزمان </SPAN >(عج)، در جريان دنيا در دو سطح صورت مي‏گيرد: يك سطح، مربوط به فعاليت سازماني حضرت خضر و ابدال است. سطح ديگر هم دخالت و عنايات وجود خود حضرت است. فرمانده جنود الهي، امام زمان (عج) است.
مرحوم شيخ مرتضي حائري(ره) به اميد ملاقات آن حضرت به جمكران مي‏رفت. ايشان فرمود: يك روز در نماز ظهر، بوي عطر مخصوصي كه هرگز استشمام نكرده بودم، به مشامم خورد؛ ولي چيزي نديدم. نماز خواندم و دعا كردم.
روز ديگر كه از منزل به حرم مي‏رفتم، از داخل مغازه‏اي همان عطر را استشمام كردم. صاحب مغازه را مي‏شناختم. خواستم از او سؤال كنم، ديدم چند نفر داخل مغاز
ه‏اند، چيزي نگفتم
. روز بعد آمدم و گفتم: حاج آقا! سؤالي دارم، گفت: بفرماييد، گفتم: ديروز حضرت اين جا تشريف داشتند؟ گفت: ما كجا، حضرت كجا؟ گفتم من علامتي دارم. بعد از اصرار گفت: يكي از نوكران حضرت آمد، چند كلمه صحبت  كرد و رفت.
آيت الله بهجت و آيت الله وحيد هم نقل كرده‏اند: شخصي به نام شيخ غلامرضا كسائي، خادم مدرسه در تبريز بود. ايشان خادم نمونه و داراي اخلاق نيك نسبت به طلبه‏ها بود.
يكي از طلبه‏ها مي‏گويد: شبي از اتاق بيرون آمدم، ديدم اتاق كوچك اين خادم نوري دارد كه روشنايي آن، غير از نور&l> مدرسه است.
رفتم جلو، و فهميدم كه با كسي صحبت مي‏كند، صداي خادم را شنيدم؛ ولي صداي طرف مقابل را نشنيدم، تا اين كه نور تمام شد. در زدم، پرسيد: چكار داري؟ گفتم: چه كسي اين جا بود؟ گفت: هيچ كس. گفتم: يا بگو يا اين كه داد مي‏زنم و همه طلبه‏ها را جمع مي‏كنم. كمي فكر كرد و با اين كه كم حرف بود، گفت: باشد مي‏گويم؛ ولي قول بده كه تا روز جمعه به كسي نگويي. قول دادم و او جريان را گفت. به اين مضمون كه يكي از ((ابدال)) روز جمعه مي‏ميرد و ايشان به من گفت (خود حضرت بوده يا واسطه ايشان): مي‏خواهيم تو را به جاي او قرار دهيم، روز جمعه  حاضر باش.
اين طلبه مي‏گويد: شب&l t;/SPAN> چهارشنبه بود، ديدم روز چهارشنبه خيلي عادي رفتار كرد، روز پنج شنبه هم همين طور تا اين كه روز جمعه رسيد. از فجر جمعه مراقبش بودم، ديدم كارهايش معمولي است؛ مثلاً ساعت ده لباس‏ها و كفش‏هايش را شست، بعد رفت وضو گرفت تا اين كه نزديك ظهر، دفعتاً غيب شد.
من ناگهان داد زدم، همه آمدند، گفتم: فلاني كو؟ گفتند: حتماً رفته بيرون و بر مي‏گردد، گفتم نه رفت كه رفت.
برخي از افراد روشنفكر، مسأله لزوم عمر طولاني حضرت را اين گونه تحليل كرده‏اند كه براي تربيت حضرت مهدي(عج)، اين عمر s New Roman'” lang=AR-SA>طولاني لازم است؛ يعني ايشان بايد در طي اين هزار سال، انواع حكومت‏ها را ببيند،
وضع زمين و تغيّر زمان را مشاهده كند و…؛ ولي اين حرف صحيح نيست. حتي اگر دوره آموزشي هم مطرح باشد، براي كسي كه مي‏خواهد بعداً حكومت جهاني داشته باشد، لازم نيست اين قدر طولاني باشد. حتي اگر فهم او پايين باشد و بدون مدد الهي بخواهد حكومت كند لازم نيست به اين اندازه عمر كند؛ تا چه رسد به اين كه ايشان به نحو خاصّي مي‏خواهد حكومت كند.
به هر حال اين نوع طرز تفكّر اشتباه است؛ حتي اگر شخصي مثل شهيد صدر اين حرف را گفته باشد.

انتظار: البته&> ايشان به ((تربيت)) تعبير نمي‏كند، بلكه مي‏گويد: اگر حضرت بخواهد در موقع قيام، ظلم را با تمام وجود ريشه كن نمايد، بايد ظلم را با تمام هستي‏اش احساس كرده و ديده باشد؛ نه اين كه شنيده باشد. به همين دليل بايد در تاريخ حضور داشته باشد.
در اين رابطه با شهيد صدر (استاد مان) بحث‏هايي شد. ظاهراً در اواخر اين نظر را رها كرد؛ اما آنچه نوشته، مانده است.
ايشان مي‏فرمود: پدر هيتلر، آن قدر كه ديگران از او مي‏ترسند، از او نمي‏ترسد؛ چون از كوچكي او را ديده است.
امام زمان(عج) هم وقتي طرف مقابلش شخصي مثل بوش است، وقتي از كوچكي او را شناخته و بد اخلاقي او را در مدرسه و خانه، ديده است، ديگر از او و امثال وي ترسي ندارد؛ يعني از لحاظ روحي مسلط است. اما اين حرف از لحاظ علمي قانع كننده نيست؛ تربيت دو جنبه دارد</ SPAN>:
گاهي مي‏گوييم تربيت يعني ياد دادن حكومت، و گاهي مي‏گوييم يعني اين كه حضرت از نظر روحي، بر مخالفانش مسلّط و قوي شود؛ اما هيچ كدام قابل قبول نيست. حتي براي انسان معمولي هم قابل قبول نيست تا چه رسد به شخصيت معصوم كه به مدد الهي حكومت بر پا مي‏كند.
برخي از اشخاص غير معصوم مانند امام خميني(ره)، مقابل دشمن هيچ تكاني نمي‏خورد و مثل يك بچه با آنها رفتار مي‏كرد؛ چه رسد به امام معصوم كه حجت خدا بر زمين است. از اين رو نمي‏توان گفت دليل غيبت اين مسائل است.
غيبت امتحان الهي و تمهيد براي آينده است. اين غيبت‏ها در اساس، استراتژي كارهاي الهي بوده است.
شيخ صدوق‏ در مقدمه ((كمال الدين)) آورده است: حضرت فرمود: از غيبت پيامبران بنويس؛ يعني، اين سنت الهي است و از فلسفه همان غيبت‏ها پيروي
مي‏كند
.
پس دليل اين غيبت، عقوبت مردم است، يعني، مردم مستحق اين امام و بقاي ظهور نيستند.
ائمه(ع) مي‏فرمايند: ((لايعرف يّ غيبته الاّ بعد ظهوره… كأ ر يعرف وجه اگ‏خ‏ة ص ما فعله اگُ الاّ بعد ان فيّ‏َه.)) و از خضر(ع)، مثال آورده‏اند.
اين تحليل خيلي مهم است كه حجت‏هاي الهي روي زمين از زمان آدم، نوح، ابراهيم، پيامبر اكرم(ص) و اميرالمؤمنين(ع) حالت‏هاي مختلفي داشته‏اند كه يكي از آنها ((غيبت)) است. ((غيبت))؛ يعني اين كه فعاليت‏هاي مخفي بيشتر و فعاليت‏هاي علني كم مي‏شود. فعاليت‏هاي مخفي همين سازمان جنود الهي است؛ يعني، وضع جامعه اين قدر سخت مي‏شود و فشار و اختناق زياد مي‏گردد كه امام معصوم نمي‏تواند وظيفه‏اش را انجام دهد.
در زمان تولّد امام زمان(عج) وضع اختناق به حدي بود كه
همه جا دنبال امام مي‏گشتند و هر چه زن داخل خانه امام عسكري بود،
زنداني مي‏كردند تا بدانند امام متولد مي‏شود يا نه؟
در غيبت، خيلي از فعاليت‏هاي علني، مخفي مي‏شود؛ يعني، حالت ديگري به وجود مي‏آيد و براي او به عنوان ((حجة اللّه علي الارض)) هر سال برنامه‏اي در امر خودش و امر جهان و مردم نازل مي‏شود. چندين نفر نيز نخبه در اطراف ايشان هستند كه با تعداد ديگري تماس دارند و فعاليت‏هاي آنان به صورت مخفيانه يا علني صورت مي‏گيرد.
وضع به همين گونه ادامه مي‏يابد تا وقتي كه ظهور صورت گيرد؛ يعني، آن قدر فتنه‏ها زياد و همه راه‏ها بسته مي‏شود و كسي نمي‏تواند كاري انجام دهد تا اين كه يك نفر مي‏آيد و مي‏گويد: من مي‏توانم كاري انجام دهم.
نسبت افعال ظاهري حضرت به فعاليتهاي الهي باطني، مثل يخي است كه در آب شناور باشد يعني نسبت يك به نُه. ((ما يظهر لنا من الفاعليات الاختيارية و قوانغ اگتمع الط پري الان الظاهر لنا جزو و الباطن اعظم)).
خيلي چيزها كه ما مي‏بينيم، خيال مي‏كنيم طبيعي است؛ در حالي كه شايد پشت سرش الطاف الهي بوده و مقدماتي انجام شده تا اين اثر مترتب شود.

انتظار: مطالبي كه حضرت عالي فرموديد، بيشتر به علّت غيبت& lt;SPAN dir=ltr> مربوط مي‏شود؛ اما سؤال ما اين است كه آيا نمي‏شد به جاي اين كه يك امام داشته باشيم و دوره اختفايي داشته باشد؛ اصلاً امامي نمي‏داشتيم تا اينكه زمان مقتضي فرا برسد و متولد شود؟ چه ضرورتي دارد كه امام اين دوران را به اين صورت بگذارند؟
منظور شما اين است كه چرا نمي‏شود تغييب امام عصر(عج)، مانند ساير ائمه(ع) با مرگ باشد. در اين جا دو مسأله هست: يكي اين كه وجود امام لازم است و از طرفي غيبت امام هم لازم مي‏باشد؛ لذا خداوند بين اين دو مطلب را جمع كرد.

انتظار: چرا وجود امام لازم است؟
به دليل اين كه لزوم امام حتي يك لزوم فيزيكي هم هست. در روايات قطعي صحيح آمده است: ((ان الارض لو خليت من حجة لساخت بأهلها)). عبارت ((ساخت بأهلها))؛ يعني، قوانين شيمي و فيزيك خوب كار نمي‏كند.
در زمان هاشم جد پيامبر گرامي اسلام، خواستند كعبه را تجديد بنا كنند؛ خود هاشم فرمود: فقط پول حلال بدهيد. شروع كردند به تعمير اساس كعبه تا اين كه به يك صخره سبز رنگ رسيدند، يك نفر خواست با ضربه‏اي آن سنگ را بلند كند، ديدند تمام &lt ;/SPAN>مكه موج زد و لرزيد. هاشم فرمود: به آن سنگ دست نزنيد.
از نظر مادي متصوّر است كه تمام كوه البرز مبني بر يك سنگ باشد كه با تكان خوردن آن، تمام كوه تكان مي‏خورد. در زلزله‏ها هم همين تحليل هست كه گاهي يك تغيير كوچك، موجب يك زلزله بزرگ مي‏شود.
اين تأثير در وجود معنوي هم متصوّر است.
در زمان امام عسكري(ع) باران نمي‏آمد. اهل كتاب و مسلمين جمع شدند. اول مسلمين نماز باران خواندند، خبري نشد. اما وقتي نصارا نماز باران خواندند،  باران آمد.
مسلمين در شك و ترديد قرار گرفتند. خليفه، امام عسكري(ع) را كه در زندان بود دعوت كرد. ايشان فرمود: مرا ببريد جايي كه مي‏خواهند نماز بخوانند (روز دوم). حضرت نزديك آمد و فرمود: آن چيزي كه بين انگشتان بزرگ اهل كتاب است، بگيريد. ديدند استخوان يكي از پيامبران را در دست گرفته است؛ يعني، در معرض استجابت قرار گرفتن و باران آمدن، وابسته به آن استخوان بود.
بايد بگوييم يك فيزيك بالاتر هم هست كه حاكم بر اين فيزيك است، از جمله آن فيزيك بالاتر، وجود امام به عنوان مركز نور خدا است (شبيه نظرية الفيض). كه اگر نباشد، قوانين فيزياي متعارف به هم مي‏ريزد. و لذا اگر چه غيبت حضرت ضروري است، اما لازم است كه بماند.
از حدوث آن و اعتقاد ما به حكمت خداوند تبارك و تعالي اين مطلب را استكشاف مي‏كنيم.

انتظار: يعني همان تعبد است.
نه تعبّد غير از استكشاف است. تعبد به اين معنا است كه سرّش را نمي‏فهميم؛ اما قبولش داريم. ولي گاهي اوقات استكشاف مي‏كنيم. كه اين نوعي از فهم است (حد وسط است).
ادامه دارد…

 

http://asreshia.com

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

 

تطبیق علائم ظهور1. تطبیق علائم ظهور1. تطبیق علائم ظهور1. تطبیق علائم ظهور1. تطبیق علائم ظهور1. تطبیق علائم ظهور1. تطبیق علائم ظهور1. تطبیق علائم ظهور1. تطبیق علائم ظهور1. تطبیق علائم ظهور1. تطبیق علائم ظهور1.
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید