ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

تعامل امام علی (ع) با خلفا در جهت وحدت اسلامى/بخش پایانی

ب. مشاوره سیاسی


 خلیفه دوم در امور سیاسی نیز به ارشادات علی علیه السلام نیاز داشت. ژرف نگری و خیراندیشی علی علیه السلام در امور گوناگون از جمله مشورت های سیاسی، باعث تقویت و استحکام جامعه اسلامی می شد.
۱
. نقل شده است که برخی دانشمندان اظهار می کرده اند: عجم یعنی اهل شهرهای همدان، ری، اصفهان، نهاوند و … به شهرهای یک دیگر نامه فرستاده اند که پیامبر صلی الله علیه و آله از دنیا رفت. پس از او ابوبکر که حاکم آنان بود نیز هلاک شد. بعد از او، عمر که عمر طولانی خواهد داشت شهرهای شما را مورد تجاوز قرار می دهد. لشکریان عمر را از شهرهای تان بیرون برانید و با آنان به نبرد برخیزید.
عمر، پس از شنیدن این خبر هراسان به مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله آمد و با گروهی از مهاجر و انصار مشورت کرد. هر یک به گونه ای سخن گفت و خلیفه قانع نشد. سرانجام علی علیه السلام فرمود: من چنین رأی می دهم که مردم شام، یمن، مکه و مدینه را از جایش حرکت ندهی و به مردم بصره هم بنویسی که سه گروه شوند: گروهی از آنان برای نگهبانی از زنان و فرزندان خود در بصره بمانندو گروهی دیگر بر سر اهل ذمّه باشند تا عهد شکنی نکنند و گروهی دیگر به کمک برادران خویش روند. عمر گفت: آری رأی درست و صواب همین است . من دوست دارم پیرو این رأی بمانم و پشت سر هم سخنان علی علیه السلام را بر زبان جاری می کرد و با شگفتی آن سخنان [حکیمانه] را ردیف می کرد (شیخ مفید، الارشاد، الباب الثانی، فصل ۶۰).
۲
. خلیفه پس از فتح مدائن در& lt;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman'” dir=ltr lang=AR-SA> ربیع الاول سال شانزدهم هجرت، تصمیم به ثبت تاریخ گرفت. سرانجام خلیفه نظر امام علی علیه السلام را پذیرفت و تاریخ را از هجرت پیامبر صلی الله علیه و آله مقرر کرد (ابن عساکر، ج۱، ص ۳۶؛ حاکم نیشابوری، ج ۲، ص ۱۴).


ج. مشاوره</B&gt ; اقتصادی


 بدون شک، درایت و بینش امام علی علیه السلام از تمام اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله بیشتر بوده است؛ از این رو خلفا در موارد متعددی که دچار مشکل می شدند، به حضرت رجوع کرده، راه حل نهایی را از او می خواستند. از آن جمله معضلات اقتصادی و اراضی حکومت و جامعه بود که خلیفه با مراجعه به علی علیه السلام و مشاوره با وی، به حقیقت رهنمون می شد.
۱
. میزان دریافت از بیت المال: فردی که در جامعه مسؤولیت رهبری را به عهده می گیرد، برای او حقوقی را در نظر می گیرند که صرف تأمین زندگی وی شود.
عمر در عصر خلافت، با صحابه از جمله امام علی علیه السلام در این موضوع مشورت کرد و سرانجام دیدگاه حضرت را پذیرفت که فرمود: به میزانی که زندگی خود و خانواده ات تأمین شود، از بیت المال بردار (ابن ابی الحدید، ج ۱۲، ص ۲۲۰؛ ابوالفرج جوزی، ص ۹۷).
۲
. مصرف جواهر کعبه: عمر می خواست جواهرات کعبه را به مصرف سپاه اسلام برساند. امام علیه السلام فرمود: چون پیامبر صلی الله علیه و آله به آن ها دست نزده است تو نیز به آن دست نزن! عمر سخن حضرت را پذیرفت و شعار «لو لاک لافتضحنا» سر داد (امینی، ج ۱، ص ۱۷۷؛ سید محسن امین، ج ۱، ص۴۳۶).
۳
. تقسیم سرزمین های عراق: خلیفه دوم در مورد سرزمین های حاصلخیز اطراف کوفه که در دست مسلمانان قرارگرفته بود، نظر علی علیه السلام را جویا شد. حضرت به او فرمود: اگر زمین ها را بین ما نسل کنونی مسلمانان تقسیم کنی، برای مسلمانان آینده سودی ندارد؛ ولی اگر در دست صاحبان آن ها باقی گذاری تا در آن کار کنند و به دولت اسلامی مالیات بپردازند، برای هر دو نسل کنونی و آینده مفید خواهد بود. خلیفه دوم با جمله «این نظر بسیار خوبی است»، موافقت خود را اعلام کرد (احمد ابن یعقوب، ج ۲، ص ۱۵۱).


د. علی علیه السلام و امور دیوانی


 علی علیه السلام در این دوران در پاره ای امور دیوانی به ارائه راهنمایی ها و پاسخگویی به معضلات مورد ابتلای خلیفه هم می پرداخته است که نمونه هایی ذکر می شود:
۱
. زنی دیوانه را که زنا کرده بود، نزد عمر آوردند. وی پس از مشورت با مردم، دستور داد او را رجم کنند. امام علیه السلام پس از آگاهی از این حادثه دستور داد، زن را بر گردانند و خود نزد عمر آمد و فرمود: آیا نمی دانی که قلم تکلیف از سه طایفه برداشته شده است: از مجنون تا بهبود یابد. از خوابیده تا بیدار شود و از کودک تا بالغ گردد! عمر در حالی که تکبیر می گفت، دستور داد زن را باز گردانند وحدی بر او جاری نسازند (محمد اوس قلعه چی، ج ۱، ص ۲۹).
۲
. نقل شده است: زنی را که در حال عده ازدواج کرده بود، نزد عمر آوردند. او مهر زن را ستاند و به بیت المال سپرد و دستور داد زن و مرد برای همیشه از یک دیگر جدا شوند و به کیفر رسند. امام علیه السلام این داوری را نادرست خواند و فرمان داد از یک دیگر جدا شوند و زن عده اول را کامل کند و سپس عده دیگری برای ازدواج دوم بگیرد و شوهر دوم را به دلیل نزدیکی با زن به پرداخت مهر المثل مکلف کرد (بیهقی، ج ۱۱، ص ۴۳۶).
۳
. عمر شارب
الخمر را با چهل ضربه شلاق حد می زد تا این که شراب خواری رواج یافت. با اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله در این زمینه مشورت کرد. علی علیه السلام نظر داد که شراب خوار را ۸۰ ضربه شلاق بزنند و چنین استدلال کرد: شخص شراب خوار مست شده و عقل خود را از دست می دهد و در این هنگام هذیان خواهد گفت و به تهمت زدن به دیگران خواهد پرداخت؛ پس مجازات او به میزان مجازات افترا خواهد بود. خلیفه دوم نظر امام علیه السلام را پذیرفت و از آن به بعد، حد شارب الخمر به میزان ۸۰ ضربه معیّن شد (محمد ابن ابی یعلی، الفرا، ص ۲۲۸).


هـ . علی علیه السلام مرجع علمی


 گسترش اسلام پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و گذشت زمان باعث شد تا مسلمانان با برخی پدیده های تازه روبه رو شوند که حکم آن ها در قرآن و روایات پیامبر صلی الله علیه و آله وجود نداشت. مسلمانان در حل چنین مسائلی با مشکلاتی مواجه شدند. برخی از اصحاب دربرخورد با این گونه موارد به جای تمسک به قرآن و روایات به ظن و گمان یا به رأی خود عمل می کردند. علی علیه السلام که اعلم امت اسلام و دروازه شهر علم پیامبر صلی الله علیه و آله بود (متقی هندی، ج ۱۱، ص ۶۰۰ و ۶۱۴؛ به ابن ابی الحدید، ج ۷، ص ۲۱۸؛ محمدباقرمجلسی، ج ۳، ص ۱۱۸)، به کمک خلفا از جمله عمر که از حل پدیده های تازه ناتوان می شد، می شتافت و حکم الاهی را بیان می کرد تا آن جا که شعار « لو لاعلی لهلک عمر» (امینی، ج ۳، ص ۹۷) شنیده شد.
تاریخ، بسیاری از همیاری های امام علی علیه السلام را در این باره بیان کرده، و از زبان معاویه نیز آمده است که هرگاه برای عمر مشکلی پیش می آمد، نزد علی علیه السلام می رفت (همان، ص ۹۸؛ احمد طبری، ص۷۹) و حضرت نیز عالمانه پاسخ می داد؛ البته خلفا از پرسیدن احکام شرعی از امام علیه السلام ابایی نداشتند تا آن جا که گاهی در حضور مردم از امام علیه السلام سؤال کردند و پاسخ می گرفتند و حتی دربرخی موارد، مورد سرزنش اطرافیان قرار می گرفتند؛ برای مثال، دو نفر، از خلیفه دوم در مورد طلاق پرسیدند. عمر به عقب نگریست و پرسید: «ای علی! نظر تو در این مورد چیست؟ » امام علیه السلام با دو انگشت خود اشاره کرد و به این وسیله پاسخ داد. عمر جواب امام علیه السلام را به پرسشگران رسانید آن ها اعتراض کردند که «ما از تو می پرسیم، آن گاه تو از دیگری می پرسی؟» عمر گفت: آیا پاسخ دهنده را می شناسید؟ وی علی بن ابی طالب علیه السلام است و من از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که ایمان علی علیه السلام از وزن آسمان ها و زمین سنگین تر است (مجلسی، ج ۴۰، ص ۱۱۹).
گروهی از عالمان یهود در زمان عمر به مدینه آمده، گفتند: « ما سؤال هایی داریم که اگر جواب ما را دادی روشن می شود اسلام حق، و محمد صلی الله علیه و آله پیامبر خدا است؛ و گرنه معلوم می شود اسلام باطل است». قفل آسمان چیست؟ کلید آسمان ها چیست؟ کدام قبر صاحب خود را با خود به اطراف برد؟ کدام کس قوم خود را ترسانید، ولی از جن و انس نبود؟ و چند سؤال دیگر. عمر که پاسخی نداشت، سر به زیر انداخت و گفت: « بر عمر عیب نیست که از وی سؤالی بشود و چون پاسخ آن را نداند، بگوید نمی دانم». عالمان یهود حرکت کرده، گفتند: «معلوم شد اسلام باطل است». سلمان که شاهد جریان بود، نزد علی علیه السلام آمد و با شعار «أغث الاسلام» از حضرت کمک خواست. علی علیه السلام لباس پیامبر صلی الله علیه و آله را به تن کرد و به مسجد آمد. چون نظر عمر به امام علیه السلام افتاد، بلند شده و گفت: « هرگاه مشکلی پیش آید، نزد تو می آیند». امام علیه السلام با عالمان یهود شرط کرد که اگر جواب آن ها را مطابق تورات داد، مسلمان شوند. آن ها نیز پذیرفتند. امام علیه السلام فرمود: قفل آسمان ها شرک است که عمل انسان با وجود آن بالا نمی رود و قبول نمی شود و کلید آن شهادتین است. قبری که صاحب خود را حمل می کرد، همان ماهیی است که یونس را بلعید و موجودی از غیر جن و انس که قوم خود را ترسانید، مورچه ای است که به مورچه دیگر گفت: به لانه ها وارد شوید تا سلیمان و سپاهش شما را پایمال نکند. هر سه تن از عالمان یهود ایمان آورده، علی علیه السلام را اعلم امت اسلامی معرفی کردند (امینی، ج ۶، ص ۱۵۴).


امام علی علیه السلام و خلیفه سوم


 همکاری های علمی و فکری امام علی علیه السلام با خلفا، فقط به دوران خلافت خلیفه اول و دوم خلاصه نشد. حضرت که تمام کوشش او وحدت و حفظ جامعه نوبنیان اسلامی بود، نیازهای علمی و سیاسی اسلام و مسلمانان را در زمان خلیفه سوم نیز بر طرف می کرد و خلیفه سوم هم پیوسته از افکار و راهنمایی های امام علی علیه السلام بهره مند شد. این جا برخی از همکاری های امام علی علیه السلام با خلیفه سوم بیان می شود.


الف. پناهگاه علمی


 امام علی علیه السلام به گسترش اسلام در جهان و تثبیت بنیان آن در داخل کشور اسلامی می اندیشید و با آشنا ساختن مردم با معارف و احکام الاهی به دفاع از اسلام نو پا می پرداخت؛ از این رو هرگاه خلیفه سوم دست نیاز به سوی امام علی علیه السلام می گشود، حضرت او را یاری می کرد.
شخصی نزد عثمان آمد و از وی درباره خریدن دو کنیز و آمیزش با هر دوی آن ها که با هم خواهر هستند پرسید. عثمان در پاسخ گفت: یک آیه قرآن، آن را مجاز می داند در حالی که آیه دیگر، آن را تحریم کرده است. گر چه دوست ندارم به چنین کاری دست زنم، حلال بودن آن بر حرمت آن ترجیح دارد. آن شخص از مجلس بیرون آمد و در راه با امام علی علیه السلام روبه رو شد و همین مطلب را از حضرت پرسید و حضرت پاسخ داد: من تو را از این کار بر حذر می دارم. اگر حکومت در دست من باشد و تو یا شخصی دیگری را بیابم که مرتکب آن شود، او را مجازات خواهم کرد (بیهقی، ج ۷، ص۱۶۴؛ قرطبی، ج ۵، ص ۱۱۷؛ سیوطی، ج ۲، ص ۱۳۶، زمخشری، ج ۱، ص۵۱۸؛ ابن حزم، ج ۹، ص ۱۳۳؛ فخر رازی، ج ۱۰، ص ۳۶؛ شیخ مفید، الارشاد، الباب الثانی، فصل ۶۰).
ظاهر آیه قرآن کریم «حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم … و ان تجمعوا بین الاختین» (نساء (۴)، ۲۳) آمیزش با دو کنیز که با همدیگر خواهر باشند را تحریم می کند؛ زیرا عموم و اطلاق آیه، انسان آزاد و برده را شامل می شود؛ به همین جهت، امام علی علیه السلام سؤال کننده ر
ا از ارتکات آن بر حذر
داشت. صحابه و فقیهان نیز بر حرمت آن تأکید می ورزیدند (فخر رازی، ج ۱۰، ص ۳۶۳۷؛ سیوطی، ص۱۳۷؛ قرطبی، ص ۱۱۷).
حال ببینیم مقصود عثمان از آیه تحلیل چیست. زمخشری (زمخشری، ج ۱، ص ۵۱۸) معتقد است که خلیفه به آیه ذیل نظر داشته است: و الذین هم&lt ;/SPAN> لفروجهم حافظون الاّ علی ازواجهم او ماملکت ایمانهم (مؤمنون (۲۳)، ۵؛ معارج (۷۰)، ۲۹). نمازگزاران واقعی پاکدامن هستند و جز به همسران یا کنیزان خود چشم طمع ندارند.
اگر مقصود خلیفه این باشد، استدلال وی به آیه صحیح نخواهد بود؛ زیرا این آیه در مقام بیان حریم عفّت مؤمنان است و این که انسان مؤمن جز در مدار زوجیت یا</SPAN& gt; ملک یمین با هیچ زنی نزدیکی نمی کند و این مطلب با وجود شروط یا قیدهایی که عموم این دو را تخصیص زند، منافاتی ندارد. آیه ۲۲ نساء که می فرماید «حرمت علیکم امهاتکم و بناتکم و اخواتکم و عماتکم و خالاتکم و بنات الاخ و بنات الاخت و امهاتکم اللاتی أرضعنکم و اخواتکم من الرضاعه و امّهات نسائکم و ربائکم اللاتی فی حجورکم…. و ان تجمعوا بین الاختین الا ما قد سلف» (نساء (۴)، ۲۳) می تواند مخصص آیه یاد شده باشد و آن گاه با کنار هم گذاشتن این دو آیه، نتیجه می گیریم که آمیزش با دو کنیز که با هم خواهر باشند، حرام</SPAN& gt; است.


ب. امام علی علیه السلام و داوری های عثمان



 1&l t;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman'” lang=AR-SA>. زنی پس از گذشت شش ماه از زمان ازدواج، وضع حمل کرد. عثمان دستور رجم او را صادر کرد. امام علی علیه السلام به او فرمود: «آیا قرآن نخوانده ای ؟!» عثمان گفت: «خوانده ام». امام علی علیه السلام فرمود: «آیا نشنیده ای که خداوند می فرماید: </SPAN&gt ;«حمله و فصاله ثلاثون شهرا» (احقاف (۴۶(۱۵) و در جایی دیگر می فرماید: «حولین کاملین»(بقره (۲)، ۲۳۳). با این حساب مدت حمل می تواند شش ماه باشد » عثمان گفت: به خدا سوگند! تاکنون به این حقیقت آگاه نشده بودم (بیهقی، ج ۱۱، ص ۴۲۸)؛ البته برخی عالمان اهل تسنن قضیه پیشین ر
ا با اندکی تفاوت، هم به عثمان و هم به
عمربن خطاب نسبت داده اند.
۲
. از جمله حقوق زن در اسلام این است که اگر مردی همسر خود را طلاق دهد و پیش از آن که عده زن سپری شود مرد در گذرد، زن هم چون ورثه دیگر، از شوهر خود ارث می برد؛ زیرا تا عده زن سپری نشده، پیوند زناشویی بر قرار است.
در زمان خلافت عثمان، مردی دارای دو زن یکی از انصار و دیگری از بنی هاشم بود. از قضا آن مرد، زن انصاری خود را طلاق داد و پس از مدتی در گذشت. زن انصاری نزد خلیفه رفت و گفت: هنوز عده من سپری نشده است و من میراث خود را می خواهم. عثمان در داوری فرو ماند و جریان را به اطلاع امام علی علیه السلام رساند. حضرت فرمود: اگر زن انصاری سوگند یاد کند که پس از در گذش
ت شوهرش سه بار قاعده نشده است
می تواند از شوهر خود ارث ببرد.
عثمان به زن هاشمیه گفت: این داوری مربوط به پسر عمت علی است و من در این باره نظری ندارم. وی گفت: من به داوری امام علی علیه السلام راضی هستم. او سوگند یاد کند و ارث ببرد (نوری طبرسی، ج ۱۷، ص ۲۰۰، ح ۲۱۱۴۵).


ج. امام علی علیه السلام و ناراضیان خلیفه


 امام علی علیه السلام با سه حاکم در سه دوره متفاوت رو به رو بود که هر کدام</SPAN& gt; موضعی متفاوت و فراخور خود را می طلبید. در دوران خلیفه اول و دوم مردم به طور نسبی آرام و راضی بودند. در عصر خلیفه سوم مردم از وضعیت موجود به ستوه آمده، نتوانستند چنین وضعیتی را تحمل کنند.

۱
. وساطت و میانجیگری
امام علی علیه السلام بین خلیفه و ناراضیان جامعه، نقش میانجیگری و موضع مصلحانه را اتخاذ کرد. این بدان معنا نبود که اعمال خلیفه مورد رضا و قابل دفاع برای حضرت باشد. علی علیه السلام می کوشید تا با وساطت خود، از وقوع فتنه و آشوب در جامعه جلوگیری کند.
زمانی که ناراضیان مصر برای بار اول، اطراف منزل عثمان جمع شدند، خلیفه که بارها با وساطت امام علی علیه السلام از نارضایی ناراضیان نجات یافته بود، فردی را نزد امام علی علیه السلام فرستاد و احتمال کشته شدن خود را به وی گوشزد کرد و از امام خواست تا ضمن صحبت و تعهد به قبول خواسته های آنان از طرف وی، ناراضیان را بازگرداند. امام علی علیه السلام میان ناراضیان حضور یافته، قول و تعهد خلیفه را گوشزد کرد و مردم نیز با شرط نوشتن عهد نامه کتبی و ارائه سه روز مهلت به خلیفه، همان گونه که او خواسته بود، اطراف منزل خلیفه را ترک کردند (طبری، ج ۳، ص ۳۹۴ ج ۳۷۷).

۲
. فرستادن آب
هنگامی که انقلابیان، خانه عثمان را محاصره کردند، کوشش های امام علی علیه السلام به نتیجه ای نرسید. محاصره کنندگان با جدیّت تمام، خواستار تحویل مروان و بر کناری خلیفه شدند؛ ولی خلیفه، مروان را تحویل نمی داد؛ زیرا می ترسید وی را به قتل برسانند و خود نیز حاضر به برکناری نمی شد.
عثمان این بار نیز برای امام علی علیه السلام پیام فرستاد که «این قوم او را خواهند کشت، و آب را بر او بسته اند» و از امام علی علیه السلام تقاضای آب کرد (بلاذری، ج ۵، ص ۶۸ و ۶۹). امام، مشک هایی از آب را از طریق فرزندانش حسن و حسین علیه السلام برای خلیفه فرستاد و محاصره کنندگان چون دیدند اینان فرزندان امام علی علیه السلام هستند، ممانعتی از بردن آب نکردند.
خلیفه شعری برای امام علی علیه السلام فرستاد که «فان کنت مأ کولا فکن انت آکلی ..
.؛ اگر بنا است من خورده شوم، تو خورنده ی من باش، و گرنه مرا دریاب» (ابن خلدون، ج ۲، ص ۱۰۴۷).



3. جلوگیری از قتل خلیفه
هنگامی که به امام علی علیه السلام خبر می رسد مردم تصمیم گرفته اند عثمان را بکشند، حضرت به فرزندان خود حسن و حسین علیه السلام دستور می دهد «شمشیرهای خود را بردارید و بر در خانه عثمان بایستید و اجازه ندهید کسی به خلیفه دست یابد» (۱۰) (سیوطی، ص ۱۵۹؛ بلاذری، ج ۶، ص ۱۸۵). فرزندان امام علی علیه السلام به سرعت تمام، خود را به خانه عثمان رساندند و با مهاجمان نبرد کردند به حدی که سر و صورت امام حسن علیه السلام خونین و سر قنبر غلام امام علی علیه السلام به شدت مجروح شد (سیوطی، ص ۱۶۰، علی بن الحسین مسعودی، ج ۲ ص ۳۴۸).

۴
. به خاک سپاری عثمان
هنگامی که خبر قتل خلیفه به امام علی علیه السلام رسید، حضرت شتابان به سوی منزل وی شتافت و در این هنگام به محافظان منزل از جمله دو فرزندش حسن و حسین علیه السلام اعتراض کرد.
سرانجام
با وساطت و میانجیگری امام
علی علیه السلام و فرستادن فرزندش حسن علیه السلام خواست تا اجازه دهند خلیفه دفن شود. آنان حرمت امام علی علیه السلام را نگاه داشتند و امام به همراه چند تن از صحابه، او را به خاک سپردند (ابن اعثم کوفی، ج ۲ ص۲۴۲، طبری، ج ۳، ص ۴۳۸، ذکر بعضی سیر عثمان بن عفان).


نتیجه


 پس از درگذشت پیامبر صلی الله علیه و آله و در جریان سقیفه، عده ای فرصت طلب، جهت ایجاد اختلاف، برای بیعت به درِ خانه علی علیه السلام آمدند و حضرت دست رد به <SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'" lang=AR-SA&g t;سینه آنان کوبید و برای مصالح برتر و وحدت امت اسلامی سکوت، و در جهت وحدت اسلامی با خلفا همکاری کرد.
علی علیه السلام در دوران ۲۵ ساله سکوت خویش بیشتر می کوشید وظیفه الاهی و انسانی خود را در قالب مشاوره های نظامی، سیاسی، علمی، قضایی، اقتصادی و… برای حفظ دین و ثبات جامعه نوپای اسلامی به انجام رساند. او نمی & lt;/SPAN>توانست در برابر معضلات گوناگون که دامنگیر اسلام و امت اسلامی شده بود و بقای دین و حیات مسلمانان را به خطر جدی انداخته بود، بی تفاوت بماند آن هم به بهانه این که حقش را گرفته اند؛ البته همکاری علی علیه السلام با خلفا به حدی بود که خلفا از آن به نفع خویش بهره نگیرند و مشروعیت خود را مطرح نسازند.


علی علیه السلام در سه دوران با سه شخص متفاوت روبه رو بود که هر کدام از این دوران، موضع مناسب با خود را می طلبید؛ بدین سبب حضرت در عصر خلیفه سوم، افزون بر این که در جایگاه مرجع علمی و قضایی مورد مشورت خلیفه قرار گرفت، در برابر ناراضیان خلیفه نیز نقش میانجیگری را به عهده داشت و هنگام محاصره خانه خلیفه و بستن آب بر وی، به خلیفه آب رساند و
فرزندانش را برای حفاظت از او به درِ خانه اش گماشت. مراسم خاک سپاری خلیفه را نیز علی علیه السلام انجام داد.


 منابع و مآخذ:


 1 . محمدبن یعقوب کلینی، اصول کافی، دارالتعارف، الطبعه الربعه.
۲
. محمد ابی یعلی الفرا، الاحکام السلطانیه، ایران، سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۴۰۶ ه.
۳
. خواجه احمد بن محمد بن اعثم کوفی، الفتوح، هند، حیدر آباد دکن، دایره المعارف العثمانیه، الطبعه الاولی، ۱۳۸۸ ه؛ همو، بیروت دار الکتب العلمیه.
۴
. محمد بن النعمان مفید، الارشاد، قم، انتشارات بصیرتی.
۵
. محمد بن الحسن بن درید ازدی بصری، المجتبی، دوم، هند، حیدر آباد ۱۳۶۲ ق.
۶
. مجد الدین بن الاثیر، النهایه فی غریب الحدیث و الاثر، تحقیق طاهر احمد زاوی و محمود محمد طناحی، مؤسسه اسماعلیان، قم، ۱۳۶۴ ش.
۷
. عبدالملک ابن هشام، السیره ا
لنبویه، چاپ عمر
عبدالسلام تدمری، بیروت، ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹.
۸
. علی بن اثیر جزری، الکامل فی التاریخ، بیروت ۱۴۰۹/ ۱۹۸۹.
۹
. محمد بن سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار صادر.
۱۰
. شریف رضی، الخصایص الائمه خصائص امیر المؤمنین علیه السلام، تحقیق، الدکتور محمد هادی امینی، مشهد، مؤسسه طبع و النشر آستانه الرضویه المقدسه، ۱۴۰۶ ق.
۱۱
. احمد بن حسینی بیهقی، السنن الکبری، اول، دار الفکر، بیروت، ۱۴۱۹ ق.
۱۲
. عبدالحسین امینی، الغدیر، تهران، ۱۳۷۱ ش.
۱۳
. سید محسن امین، اعیان الشیعه، چاپ حسن امین، بیروت، ۱۹۸۶ م/ ۱۴۰۶ ق.
۱۴
. طاهر بن مطهر مقدسی، البدؤ التاریخ، مکتبه الاسلامیه، ۱۹۶۲ م.
۱۵
. حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، تلخیص، ریاض، مکتبه النصر الحدیث.
۱۶
. شمس الدین محمد بن احمد بن عثمان ذهبی، العبر فی خبر من عبر، تحقیق فؤاد سعید، کویت، دارالکتب، ۱۹۶۱ م.
۱۷
. ابوحنیفه احمد بن داوود دینوری، الاخبار الطوال، طبع بنفقه المکتبه العربیه، نعمان الاعظمی، بغداد [بی تا].
۱۸
. محمود زمخشری، الکشاف، بیروت، ۱۴۰۷ ق.
۱۹
. جلال الدین سیوطی، الدر المنثور فی التفسیر بالمأثور، قم، ۱۴۰۴ ق.
۲۰
. محمد بن احمد قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، بیروت، ۱۹۸۵ م/ ۱۴۰۵ ق.
۲۱
. محمد بن عمر فخر رازی، التفسیر الکبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی.
۲۲
. یوسف بن عبدالبر قرطبی مالکی، الاستیعاب فی معرفه الاصحاب، بیروت ۱۳۲۸ ق.
۲۳
. احمد بن یحیی بن بلاذری، انساب الاشراف، حققه، محمد باقر المحمودی، لبنان، منشورات مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۹۷۴ م.
۲۴
. ابوزید عبدالرحمان بن محمد بن خلدون، العبر و دیوان المبتدا و الخبر فی ایام العرب …، بیروت، دار کتب اللبنانی، ۱۹۵۶ م / ۱۰۶۱ ق.
۲۵
. عبد الله بن مسلم بن قتیبه، الامامه و السیاسه، اول، قم، شریف رضی، ۱۳۶۳ ش.
۲۶
<SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'" lang=AR-SA&g t;. احمد بن
عبدربه اندلسی، العقد الفرید، بیروت، ۱۴۰۹ ق/ ۱۹۸۹ م.
۲۷
. ابن کثیر القرشی الدمشقی الشافعی، البدایه و النهایه فی التاریخ، مصر، مطبعه السعاده، ۱۳۵۱ش.
۲۸
. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، تهران، ۱۳۶۲ ش.
۲۹
. نصیر الدین عبد الجلیل قزوینی رازی،بعض مثالب النواصب فی نقض بعض فضایح الروافض، سید جلال الدین محدث، ۱۳۷۱ ش.
۳۰
. محمد بن جریر بن یزید طبری، تاریخ الامم والملوک، تاریخ طبری، بیروت، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم. دار التراث.
۳۱
. کلاعی البلنسی و هذبه خورشید احمد فارق، تاریخ الردّه، اقتبسه من الاکتفأ، معهد الدراسات الاسلامیه، هند، ۱۹۲۰ م.
۳۲
. عبد الرحمان بن جوزی، تاریخ عمر بن خطاب، قدم له و علق علیه عبد الکریم الزماعی، دمشق.
۳۳
. غزالی، احیاء علوم الدین، دوم، بیروت، ۱۴۰۵ ق/ ۱۹۸۵ م.
۳۴
. عبد الرحمن ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، بیروت، ۱۳۹۱/ ۱۰۷۱.
۳۵
. یوسف ابن جوزی، تذکره الخواص، تهران، کتابخانه نینوا.
۳۶
. احمد ابن یعقوب یعقوبی، تاریخ یعقوبی، بیروت، دار صادر، ۱۳۷۹ ق، ترجمه ابراهیم آیتی، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۷۸ ش.
۳۷
. جلال الدین سیوطی، تاریخ خلفاء، مصر، مطبعه السعاده، ۱۳۷۱ ق.
۳۸
<SPAN dir=rtl& gt;. علی بن حسن بن عساکر، تاریخ مدینه، دمشق، مجمع اللغه العربیه، ۱۳۹۸ ق.
۳۹
. محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، تصحیح و تعلیق علی اکبر غفاری، اول، نشر صدوق، تهران، ۱۴۱۷ ق.
۴۰
. احمد بن عبد الله طبری، ذخایر العقبی فی مناقب ذوی القربی، قاهره، ۱۳۵۶ ق.
۴۱
. ازدی بصری، فتوح الشام، صححه ویلیام ناسولیس ایرلندی، طبع فی کلکته، ۱۸۵۴ ق.
۴۲
. محمد معین، فرهنگ معین، چهارم، ۱۳۶۰ ش.&l t;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman'” dir=ltr>
43 . خلیل جرّ، سید حمید طبیبیان، فرهنگ لاروس، مؤسسه انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۶۷ ش.
۴۴
. جعفر سبحانی، فروغ ولایت، قم، مؤسسه امام صادق علیه السلام ۱۳۷۶ ش.
۴۵
. واقدی، فتوح الشام، الطبعه الثانیه، بالمطبعه العثمانیه، شیخ عثمان عبدالرزاق، ۱۳۰۴ ق.
۴۶
. یحیی بن جابر بلاذری، فتوح البلدان، تعلیق رضوان محمد رضوان، مصر، المطبعه المصریه بالاز هر، الطبعه الاولی ۱۳۵۰ /۱۳۱۹ ق.
۴۷
. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، قم، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، ۱۴۰۴ ق.
۴۸
. مرتضی عالمی، فصلنامه مطالعات تاریخی، سال اول، ش ۳، ۱۳۶۸ ش.
۴۹
. متقی هندی، کنز العمال، بیروت، ۱۴۰۹ ق/ ۱۹۸۹ م.
۵۰
. محمد رواس قلعه چی، موسوعه فقه علی بن ابی طالب علیه السلام،اول، دارالنفائیس، بیروت ۱۴۱۷ ق.
۵۱
. محمد بن النعمان، مفید، مصنفات، قم، ۱۴۱۳ ق.
۵۲
. ابوالحسن علی بن الحسین مسعودی، مروج الذهب، مصر،
مطبعه البهیه المصریه، اداره الملتزم ۱۳۴۶ ق.

۵۳
. جعفر سبحانی، مبانی حکومت اسلامی، ترجمه و نگارش داوود الهامی، موسسه علمی و فرهنگی سید الشهدا، ۱۳۷۰ ش.
۵۴
. میرزا حسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، موسسه آل البیت علیه السلام لاحیاء التراث، ۱۴۰۷ق.
۵۵
. فخر الدین طریحی، مجمع البحرین.
۵۶
. عبده، صبحی صالح، نهج البلاغه.
۵۷
. وحدت جوامع در نهج البلاغه، برگرفته از آثار آیت الله جوادی آملی، سعید بند علی، مرکز نشر اسراء، اول، ۱۳۸۰ ش.

پی نوشت ها:


1.           &am p;nbsp;       صیروره الشیئین الموجودین شیئا واحدا.
۲
. ابوذر، سلمان، مقداد، عمار، ابویوب انصاری، عباس عموی پیامبر صلی الله علیه و آله فروه ا بن عمرو، ابی ابن کعب، براءابن عازب، ابوالهیثم ابن التیهان، خالدبن سعید و بریده اسلمی، خزیه ابن ثابت و…، بیعت نکردند (ابن عبدربه، العقد الفرید، ج ۴، ص۲۴۷).
۳
. در خطبه سوم نهج البلاغه، چهار مرتبه از خلیفه اول انتقاد شده است. در خطبه سوم بخش ۸ ۶ از خلیفه دوم انتقاد شده است. در خطبه ۳ بخش ۱۱ ۱۰ از خلیفه سوم انتقاد شده است.
۴
. این که علی علیه السلام همسر خود را در شب غسل داده و دفن کرده است، ناخشنودی خود و دختر پیامبر صلی الله علیه و آله را اعلان کرد. (محمد بن جریر بن یزید، تاریخ طبری، ج ۳، ص ۲۰۸؛ اسماعیل البخاری، صحیح بخاری، ج ۳، ص۱۴۲).
۵
. این عده کسانی چون مسیلمه کذاب، طلحه بن خویلد، سجاح بنت سلمی و ... بودند که قبایلی چون اسد، بنی سلیم و غطفان را گرد خود فراهم ساخته بودند (احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ابراهیم آیتی، ج ۲ ص ۴).
۶
. از این عده قبایل کنده، حضر موت، بنی یربوع و رئیس آنان مالک بن نویره، قیس بن عاصم، حارثه بن سراقه و … هستند (کلاعی البلنسی، تاریخ الردّه، ص۳ و۱۰).
۷
. علی علیه السلام فرمود: «و الله لو تظاهرت العرب علی قتالی…؛ به خدا سوگند! اگر عرب تماما در کارزار با من روبه رو شوند، به آنان پشت نمی کنم (نهج البلاغه، عبده، نامه ۴۵، ص ۸۱).
۸
. «کان سبب قدوم عمر الی الشام ن ابا عبیده حصر بیت المقدس فطلب اهله منه ن یصالحهم علی صلح اهل مدن الشام و أن یکون المتولی للعقد عمر بن خطاب، فکتب الیه بذالک فسار عن المدینه واستخلف علیه علی بن ابی طالب» (ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، بیروت، دار الفکر، ج ۲، ص ۳۴۸، ذکر فتح بیت المقدس، عبد الرحمن ابن خلدون، تاریخ، ج۲، قسمت ۲، ص ۹۱؛ محمد طبری، ج ۳، ص ۴۸۰).
۹
. «ثم جمع وجوه اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله [و اعلام العرب] و ارسل الی علی علیه السلام و کان استخلفه علی المدینه فاتاه» (ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۲ ص ۳۰۹ «ذکر ابتداء امر القادسیه».)
۱۰
. اذهبا بسیفکما حتی تقوما علی باب عثمان فلا تدعا احدا یصل الیه.


www.shiastudies.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید