ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

تعريف عدالت‏ از زبان امام صادق عليه السلام/2

مطلب‏1.


جامعه دينى جامعه ‏اى است كه در آن، مقتضيات رشد موجود باشد و موانع رشد مفقود. اين ساده ‏ترين تعريفى است كه براى يك جامعه دينى و قرآنى می توان گفت. و پيداست كه بنياد بدل‏ ناپذير ايجاد مقتضيات رشد در جامعه، اجراى عدالت است. جامعه ‏اى كه در آن سلامت روانى وجود نداشته باشد به رشد نمى ‏رسد. و سلامت روانى هنگامى تامين می شود كه افراد يك جامعه و خانواده ‏ها از «اضطراب‏» و «ناكامى‏» و «تعارض‏» مصون باشند. و رفع اضطراب روانى (كه مادر بيماريهاست، و عوامل آن، وجود<SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'" dir=ltr lang=AR-SA&g t; تنشهايى است كه آرامش روحى انسانها را برهم می زند) و ناكامى (نرسيدن به خواسته‏ها محروميت)، و تعارض (و انتخابهاى اجبارى)، همه در گرو اجراى عدالت است.


مطلب‏2.


اهميت عملى هر مكتب به اندازه امكاناتى است كه بتواند براى رشد انسانها فراهم سازد. در جهان معاصر با همه دور شدن از آفاق راستين تربيت‏ به اهميت تربيت توجه بيشترى شده است. اسلام از آغاز به اين حقيقت‏ بسيار مهم توجه داده است، و موانع رشد را محكوم كرده و ناجايز شمرده است، تا بتواند تربيت صحيح را در <SPAN style="LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: 'Tahoma','sans-serif'; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'" lang=AR-SA& gt;جامعه‏ها پى افكند.


مطلب‏3.


نخستين مانع رشد روحانى انسان كه خاستگاه اصلى رشد كامل انسانى انسان نيز هست‏ بى ‏اعتقادى است، و سپس بيدادگرى. از اينرو، در تعاليم دينى، اين
هر
دو امر، بعنوان دو ركن شعارهاى هدايت مطرح گشته است:
1
) «اعبدوا الله، مالكم من اله غيره (12) ، خداى را باور داريد و بپرستيد، كه جز او هيچ معبودى (كه شايسته پرستش باشد) نداريد!…
2
) «فاوفوا الكيل والميزان..
. (13) ، در دادوستد، حق هركس را بطور كامل بدهيد (و به عدالت رفتار كنيد)!…


مطلب‏4.


مشكل مكتبها پس از كسب قدرت، فهم درست مكتب و اجراى درست آن است. از اينرو بر درست فهميدن دين و «تفقه در اين‏» تاكيد بسيار شده است، تا مقدمه اجراى درست آن باشد. «تفقه‏»، به معناى علم فقه اصطلاحى و تحصيل آن نيست، بلكه به معناى فهميدن درست و جامع و خالص و مرتبط دين و ابعاد آن است.</SPAN& gt;


امام على بن ابيطالب(عليه السلام) می فرماید:
ايها الناس! لا خير في دين لا تفقه فيه. (14)


اى مردم
! دينى كه درست فهميده نشود (و دينداريى كه از روى فهم
درست دين نباشد)، هيچ خوبى در آن نيست (و منشا هيچ خيرى نتواند بود).
آرى، دينى كه درست فهميده نشود، و دينداريى كه از روى بصيرت نباشد، به هيچ خير و بركت و هدايت و سعادتى منتهى نمی گردد، نه براى فرد و نه براى اجتماع. و از شكلهاى درست نفهميدن دين اينهاست:
1
. فهم ارتجاعى دين.
2
. فهم التقاطى دين.
3
. فهم انحرافى دين.
4
. فهم اجزائى دين (فهم احكام دين، بدون فهم اهداف دين، مثلا: احكام مالكيت، با چشم پوشى يا بيخبرى از اصل بنيادين عدالت).
5
. فهم اشرافى دين (فهم دين از ديدگاه سرمايه‏ دارى و تكاثرگرايى و اترافزدگى، كه بر باد دهنده همه زمينه‏ هاى عدالت، و در نتيجه، زمينه‏ هاى رشد افراد، و در نتيجه، زمینه هاى ديندارى و تدين بنيادين مردم و جوانان است).


مطلب‏5.


در راه ايجاد مقتضيات رشد انسانى انسان و رسيدن به تربيت انسانها، فهم زمان نيز اهميتى بسزا دارد; زيرا عالمان و مربيانى كه زمان را بشناسند، از تهاجمهاى گوناگون مصون مى‏مانند و جامعه را مصون مى‏دارند. (15) و چنين عالمان و مربيانى زير تاثير جريانهاى ضد عدالت قرار نمی گیرند، و ارزشهاى قرآنى را پاس مى‏دارند.


مطلب‏6.


شناخت درست انسان و مقام و ارزش و كرامت انسانى نيز در راه تحقق بخشى به تربيت و عدالت نقشى بس مهم دارد. شناخت دينى ان
سان همان است كه در «عهدنامه
اشترى‏» آمده است:
انسانها دو گونه ‏اند: برادران دينى (همكيشان) و برابران نوعى (همنوعان).


و هيچ يك نبايد تحقير گردند يا ستم ببينند. امام على(عليه
السلام) در جايى ديگر درباره حكومت اسلامى می فرماید: «حكومتى است كه به هيچكس در آن ستم
نرود، نه مسلمان و نه غير مسلمان‏». (16)


مطلب‏7.


اغلب در محيطهاى دينى، اهل دين و اهل دنيا هر دو دم از دين می زنند و به دنبال كار دينى می روند. يكى از بزرگترين زيانهايى كه به دين می رسد، و فاجعه‏ هايى كه ببار می آید، از همين پيشامد است، زيرا اهل دنيا مانع اجراى عدالتند. و چون با اهل دين رفيق شوند، آنان را نيز از اجراى عدالت‏ يا اجراى درست و دقيق آن منحرف می سازند; و از آنجا كه اين شگرد را در پوششهاى دينى و به نام دين بكار می برند، و هزينه ‏گذاريهايى را متقبل می شوند، و در پى فرصت‏ يابي هايى برمی آیند، و در مشاغلى نفوذ می یابند، جهت دين را تغيير مى‏دهند، و جهت گيريهاى قرآنى را باطل می کنند، و مايه اسلام را مى ‏سوزانند، و در نتيجه، از جمله، نسلهاى آگاه را به بريدگى و نااميدى مى ‏كشانند. و اگر در اين
ميان كسانى اگرچه از روى ايمان و
تعهد و دلسوزى علتها را فراموش كنند، يا به دست فراموشى بسپارند، و براى چاره معلولها بكوشند، معلولها را تثبيت کرده اند….


مطلب‏8.</o:p&gt ;


هركس خدا را از زندگى انسان بردارد، انسان را نمى ‏شناسد; و هركس عدالت را مهم نشمارد، زندگى را نمی شناسد. و هركس زندگى را نشناسد مقصد انسان را در زندگى نمی شناسد. شناخت جامع و كامل از انسان و زندگى و مقصد زندگى همان شناخت پيامبران است، كه كاملترين آن در تعاليم قرآن و سنت آمده است. و تا اين شناخت نباشد، نمی شود براى انسان كارى كرد، و او را به مسير «رشد متعالى‏» راه برد; زيرا روشن است كه بدون شناخت انسان، راهى را كه بايد برود، و مقصدى را كه بايد به آن برسد نيز نمی توان شناخت. پس بدون شناخت انسان، زندگى نيز ناشناخته می ماند، و نيازهاى گوناگون انسانى بدرستى معلوم نمی گردد، و نيازهاى كاذب به جاى نيازهاى اصلى مى ‏نشيند، و تفاوت و تبعيض كه ضد شناخت انسان و مسائل انسان است (و در تعاليم اسلامى همواره نكوهيده شده است)، رواج مى ‏يابد، و فضاى زندگى را تيره و تار مى‏ سازد.


بنابراين چنانكه در مطلب‏6 گفته شد نخست ‏بايد انسان بدرستى شناخته شود (يعنى: با انسان ‏شناسى قرآنى شناخته شود)، و معلوم گردد كه:
1
. در اينجا براى چه آمده است؟ و
2
. اين زندگى، كدامين مرحله از مراحل هستى اوست؟ و
3
. مقصود از گذر، از اين گذرگاه و منزل و مرحله چيست؟ و
4
. نيازهاى گوناگون او در اين زندگى براى رسيدن به مقصد اصلى كدام است؟ و
5
. مقصد اصلى كجاست؟ و
6
. هدف نهايى چيست؟ و
7
. آيا بدون رفع نيازهاى او در اين زندگى، به مقصد اصلى و هدف نهايى خواهد و می تواند رسيد يا نه؟


اگر اين شناختها بصورتى درست، و با همه ابعاد حاصل نگردد، نه رشدى تحقق می یابد و نه تربيتى و نه هدايتى; حتى مكتبهاى قديمى هندى و بودايى و تائويى و رهبانى، كه به رياضتهاى سخت و پر رنج مى ‏پرداختند، و به دنيا پشت می کردند، و تن و نيازهاى آن را حتى بصورتى مبتنى بر موازين خرد طبيعى و عقل برنمى ‏آوردند، انسان و زندگى را نشناخته بودند، جهان مادى امروز كه هيچ
انسان براى مبارزه با خود آفريده نشده است، بلكه براى مبارزه با خوديت آفريده شده است، يعنى براى حركت تكاملى، در زندگى معتدل، و در ميان جمع انسانى.
و تحقق اين حركت ‏بدون عدالت محال است. پس در مرحله نخست ‏بايد به شناخت انسان پرداخت، و شناساندن انسان به خودش بويژه جوانان، و شناخت نيازهاى گوناگون و سازنده‏ هاى مختلف او، (و همچنين نيازهاى كاذب و طرد آنها)، در همه مراحل تن و روح، و در همه دوران عمر، حتى پيش از تولد و پس از مرگ


و كاملترين شناخت انسان بدينگونه كه ياد شد همان شناخت قرآنى است‏با تبيين معصوم(عليه السلام); شناختى كه در بسيارى از آيات قرآن كريم آمده است، و در احاديث تفسير گشته است، و نقطه اوج كمال انسان، در «تقوى‏» دانسته شده است، و راه رسيدن به تقوى را عدالت دانسته است (اعدلوا، هو اقرب للتقوى). (17) و عدالت راستين رسيدن به جامعه منهاى فقر است; چنانكه امام على(عليه السلام) درباره كوفه (تنها شهرى كه در اختيار او بود، و از نفوذ عوامل گوناگون و مخرب نيز مصونيت چندانى نداشت)، می فرماید:


ما اصبح بالكوفة احد الا ناعما، ان ادناهم منزلة لياكل البر، ويجلس في الظل، ويشرب من ماء الفرات. (18)
هيچ كس در كوفه نيست كه زندگى او سامانى نيافته باشد، پايين‏تري
ن افراد نان گندم می
خورند، و خانه دارند، و از بهترين آب آشاميدنى استفاده می کنند.
و اين چگونگى در كوفه جنگ‏ زده و نفوذ يافته آنروز، يعنى اينكه همه از رفاه نسبى برخوردار باشند، و فقيرى در آن يافت نشود، و اگر سائلى حتى غير مسلمان در رهگذر به چشم بخورد، غير&l t;/SPAN> عادى باشد، (19) بحق بسيار بسيار اهميت دارد. شايد، چنين شهرى در تاريخ، ديگر پديد نيامده باشد.


ادامه دارد…


www.shiastudies.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید