ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

تفاوت نماز اهل سنت با شیعه/2

سوال پنجم: رواياتى هست كه در آن غسل رجلين آمده است مانند روايت عثمان خليفه سوم كه مردم را جمع كرد و جلوى آنان وضو گرفت: دست راستش را داخل ظرف كرد و بر دست چپش ريخت و سه بار شست، سپس سه بار مضمضه كرد و سه بار استنشاق كرد، سپس سه بار صورتش را شست، سپس سه بار دستش را تا مرفق شست، سپس سرش را مسح كرد، سپس پاهايش را خوب شست، سپس گفت ديدم رسول خدا اينگونه وضو گرفت، (كنزالعمال، ج 9، ص 441، ح 268883). نقد: اولاً، از بين صحابه پيامبر اكرم به نقل خود اهل سنت، بسيارى از آنان قائل به مسح بوده‏ان
د مانند: ابن عباس كه گفت الوضوء غسلتان و مسحتان يعنى وضو دو شستن دارد و دو مسح كردن و انس كه مسح بر پاى كرد و زمانى كه حجاج گفت پاهاى خود را در وضو بشوييد گفت خدا راست گفت و حجاج دروغ گفت و آيه «وَ اِمْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى اَلْكَعْبَيْنِ»را خواند. و عكرمه كه گفت: پاها را نبايد شست بلكه بايد مسح كرد و شعبى كه گفت جبريل مسح را نازل كرد نمى‏بينى كه در تيمم آنچه در وضو شسته مى‏شود مسح مى‏شود و آنچه را در وضو مسح مى‏كنند رها مى‏شود و عامر كه گفت جبرئيل درباره پا مسح را نازل كرد. قتاده كه گفت خدا دو شستن و دو مسح كردن را واجب كرد. و بسيارى از صحابه ديگر. (براى اين اقوال ر.ك: 1- طبرى، تفسير طبرى، ج 6، ص 82 2- قرطبى، الجامع لاحكام القرآن، ج 6، ص 92 3- فخر رازى، التفسير الكبير، ج 11، ص 161 4- ابن حزم، المحلى، ج 2، ص 59 براى مثال ابن حزم مى‏گويد: و قد قال بالمسح على الرجلين جماعة من السلف، منهم على بن ابيطالب و ابن عباس والحسن و عكرمه والشعبى و جماعة غيرهم)‏. ثانياً، روايات اهل سنت در اين زمينه متعارض است و هنگامى كه روايات در يك مسأله متعارض شد وظيفه آن است كه به قرآن كريم رجوع شود و روايتى كه مطابق قرآن بود اخذ شود و قرآن طبق اعتراف اهل سنت مسح را واجب كرده است.
اشكال: برخى از اين مسأله پاسخ داده‏اند كه حال كه روايات در اين زمينه متعارض است، اگر نتوان احتياط كرد بايد به قرآن رجوع كنيم ولى خوشبختانه در اينجا احتياط ممكن است. برخى از اينها، احتياط را در غسل دانسته‏اند زيرا مى‏گويند شستن مشتمل بر مسح كردن هم هست پس كسى كه پاهايش را بشويد هم به فتواى غسل عمل كرده و هم به فتواى مسح، (ر.ك: محمد رشيد رضا، تفسير المنار، دارالفكر، ج 6، ص 234). برخى ديگر نيز احتياط را به مسح و شستن دانسته‏اند يعنى اول مسح كند و سپس بشويد (اين قول در جميع منابع مذكور در اين جزوه به صاحب تفسير طبرى يعنى ابن جرير طبرى نسبت داده شده است).
پاسخ: مسح و غسل در آيه وضو در مقابل هم به كار رفته است پس معنا ندارد كه بگوييم غسل شامل مسح هم مى‏شود. گذشته از اين كه شيعه مسح را با رطوبت وضو قائل است نه با رطوبت جديد. پس غسل و مسح ضد هم هستند نه يكى شامل ديگرى. و احتياطى كه از طبرى نقل شده نيز فقط براى كسى كه ادله مسح را تمام نداند معنا دارد ولى اگر ادله مسح را تمام و صحيح بداند جايى براى اين احتياط نيست واين
احتياط بدعت محض است. پس خود طبرى در اين احتياط معذور است ولى ما ادله كافى در مسح داريم. ثالثاً: وضوى همه مسلمانان تا خلافت عثمان صورت واحدى داشته و مانند وضوى كنونى شيعه بوده است. اين مسأله با آيه قرآن نيز تطبيق دارد كه مى‏فرمايد: وَ اِمْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ‏ (مائده، آيه 6) در اين آيه خداوند امر به مسح سر و پاها نموده است، در حاليكه اهل تسنن پاها را مى‏شويند.


اما واكنش حضرت علي در مقابل اين بدعتها چگونه بود؟آيا در زمان غصب خلافتش و بعد از آن با آنها برخورد كرده است؟
در جواب بايد بگوييم كه اينگونه نبوده كه حضرت علي (ع) نسبت به بدعتهاي ايجاد شده عكس العمل نشان نداده ومخالفت نكرده باشند بلكه اساسا يكي از فلسفه هاي وجود امام معصوم از نظر ما شيعيان مبارزه با بدعتها وبدعت گزاران ميباشد.حضرت علي (ع) مخالفت خودشان را در مواقعي كه بر خلاف حكم خدا بوده به صراحت بيان كرده اند از جمله مخالفت با بزرگترين بدعت در امر خلافت وجانشيني پيامبر (ص)بود كه همين بدعت موجب ايجاد بدعتهاي بعدي وخودرايي واجتهاد در برابر نص در احكام خدا وسنت رسول الله(ص) شد. وجود زمينه هاي پذيرش بدعت از طرف مردم آن عصر منشأ سوءاستفاده غاصبان خلافت ودشمنان اهل بيت (ع) در قلب وتحريف احكام خدا ومسلمات دين اسلام در جهت منافع دنيوي آنها شد. به گونه اي كه مخالفت حضرت با آنها چندان تاثير گذار در آنها نبود،در حالي كه اين بدعتها در شيعيان به دليل همراهي وپيروي از اهل بيت (ع)مورد پذيرش قرار نگرفت.
در روايت است كه مردم در كوفه بر حضرت علي (ع) اجتماع كردند و از او خواستند امامي براي نماز نافله ي شهر رمضان قرار دهد(نماز نافله به جماعت خواندن از بدعتهاي عمر بود), حضرت علي (ع) آنها را از اين كار منع كرد و به آنان گفت كه جماعت نافله رمضان خلاف سنت است. مردم از گرد او پراكنده شدند و خودشان امامي را براي جماعت نافله رمضان قرار دادند. حضرت امير, امام حسن را به مسجد فرستاد تا جلوي جماعت
آنان را بگيرد. هنگامي كه امام حسن به مسجد نزديك شد مردم جلوي در مسجد تجمع كرده فرياد »واعُمراه « سر دادند)بحارالانوار, ج 31, صص 8 – 7; الشافي، ج 4, ص 219.(
اين بدعتگذاري ها آنقدر اين مردم ساده را فريفته بود كه همانگونه كه ذكر كرديم اميرالمومنين علي عليه السلام حتي در زمان خلافت خود هم نتوانست با بسياري از اين بدعتها مبارزه كند لذا در خطبه اي كه سراسر آن نشان از خون دل حضرت است فرمود:
… خلفاي قبل از من (ابوبكر و عمر و عثمان) كارهايي انجام دادند كه در آن با رسول خدا صلي الله عليه وآله مخالفت كردند و در آن بناي مخالفت با رسول خدا را از روي عمد داشتند. پيمان او را شكسته و سنت او را تغيير دادند؛ و اگر مردم را بر ترك آنها وادار نمايم و آنها را به جايگاه خود بازگردانم و به آنچه در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله بود لشكر من از گرد من پراكنده شده و تنها باقي مي مانم و يا با عده كمي از شيعه ام كه برتري من و وجوب امامت من از كتاب خدا و سنت رسول خدا – صلي الله عليه وآله وسلم – را مي دانند.
چگونه خواهيد اگر دستور مي دادم كه مقام ابراهيم (عليه السلام) را به همان مكاني كه رسول خدا صلي الله عليه و آله قرار داده بود، بازگردد) عمر، مقام ابراهيم را از جاي خود تغيير داد) و فدك را به ورثه فاطمه باز مي گرداندم و مقدار پيمانه (براي كشيدن مقدار زكات) را به همان حالت قبل باز مي گرداندم؛ و زمين هاي هديه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) را كه به عده اي داده بود و دستور حضرت را اجرا نكردند، به ايشان مي دادم. و خانه جعفر را به ورثه اش بازمي گرداندم و آن را از مسجد خراب مي كردم (زيرا خانه او را به زور گرفته و در مسجد وارد كردند)؛ و عده اي از زناني را كه به غير حق همسر مرداني شده اند پس گرفته و ايشان را به همسرانشان بازمي گرداندم !!!.
و حكم (خدا) در مورد فروج و ارحام (اعمال خلاف عفت) در مورد ايشان جاري مي كردم؛ و مردمان بني تغلب را به اسارت مي گرفتم (زيرا ايشان به جنگ با مسلمانان پرداخته رسول خدا دستور به اسارت همه ايشان دادند)
و آن مقدار از زمين هاي خيبر را كه بين مردم تقسيم شده است باز مي گرداندم (زيرا اين زمين ها در اصطلاح فقهي مفتوح عنوة است يعني براي گرفتن بيشتر زمين هاي خيبر جنگ صورت نگرفت و لذا ملك تمامي مسلمانان است نه عده اي خاص و كسي حق تملك آن را ندارد). و دفاتر هديه هاي
ماهانه را پاك مي كردم (زيرا خلفا دفاتري داشتند كه در آن در مورد افراد خاصي ثبت شده بود هر ماه به فلان كس فلان مقدار شهريه داده شود) و همانطور كه رسول خدا صلي الله عليه وآله تقسيم مي كرد همانطور يعني به صورت مساوي (اموال را بين مردم) تقسيم مي نمودم و آن را فقط سبب آبادي زندگي ثروتمندان قرار ندهم و مقدار اندازه گيري زمين ايشان را كنار مي انداختم (زيرا با آن مقدار هديه هاي رسول خدا به خود را افزايش مي دادند)؛ و ازدواج ها را يكسان قرار مي دادم (زيرا ايشان دستور داده بودند كه غير عرب حق ازدواج با عرب را ندارد اما رسول خدا صلي الله عليه وآله مي فرمودند مسلمان كفو مسلمان است) و خمس مربوط به رسول خدا را همانطور كه خداوند عز وجل دستور داده است جاري مي نمودم (نه مانند خلفا كه آن را سهم خاص خود به عنوان خليفه رسول خدا مي دانستند).
و مسجد رسول خدا صلي الله عليه وآله را به همان مقدار سابق باز گردانده و درهايي را كه به سوي آن گشوده گشته بود مي بستم (هر كسي از بزرگان صحابه كه خانه ايشان در كنار مسجد بود بعد از رسول خدا به خلاف دستور حضرت، براي خود از خانه خويش دري خاص به درون مسجد كشيد تا درب اختصاصي او باشد) و درهايي را كه بسته شده بود باز مي نمودم (رسول خدا صلي الله عليه وآله در زمان حيات خويش تنها دستور دادند كه دربي از خانه امير مومنان و ناوداني از خانه عباس عموي ايشان به مسجد باز باشد و ساير درها بسته شود اما اين درب و ناودان در زمان خلفا به دستور ايشان مسدود گشت). و مسح از روي كفش را حرام مي نمودم (خلفا اين كار را جايز دانستند) و به خاطر نوشيدن نبيذ حد الهي را جاري مي ساختم (خلفا نبيذ را كه نوعي شراب خفيف شده است جايز دانستند)
و دستور مي دادم كه همه مردم دو متعه (حج و زنان) را جايز بدانند و دستور مي دادم كه بر جنازه (هنگام نماز ميت) پنج تكبير بگويند (خلفا چهار تكبير مي گفتند)
و مردم را وادار مي نمودم كه بسم الله الرحمن الرحيم را (در نماز) بلند بگويند؛ و كساني را كه رسول خدا صلي الله عليه وآله بيرون (تبيعد) كرده بودند و بعد از رسول خدا صلي الله عليه وآله به مسجد حضرت وارد شدند، بيرون مي نمودم (رسول خدا مروان و پدرش را تبعيد كرده اما خلفا ايشان را امام جماعت مسجد رسول خدا نمودند !!!) و كساني را كه رسول خدا صلي الله عليه وآله ايشان را در مسجد خويش جاي داده بود و بعد از ايشان بيرون شد
ند به مسجد مي آوردم (عده اي از صحابه جايگاه و خانه اي جز صفه و ايوان مسجد رسول خدا نداشتند و رسول خدا ايشان را در آنجا ساكن كرده بود اما خلفا ايشان را از مسجد بيرون كردند) و مردم را بر حكم قرآن وادار مي كرده و ايشان را وادار مي كردم كه طلاق را طبق سنت انجام دهند (طبق آيه قرآن ازدواج احتياج به شاهد نداشته و طلاق دو شاهد احتياج دارد اما خلفا حكم هر دو را برعكس نمودند) و صدقات را بر گروه ها و مرزهاي خودش باز مي گرداندم (صدقات بايد بر گروه هاي مختلفي تقسيم مي شد اما خلفا آن را فقط به بعضي از ايشان مي دادند)؛ و وضو و غسل و نماز را به زمان خويش (در مورد نماز) و روش خويش (در مورد غسل) و جايگاه خويش (در مورد وضو) باز مي گرداندم (زيرا نماز هاي يوميه را مي توان در سه وقت خواند اما خلفا مخالفت كردند و شرايط وجوب غسل را تغيير دادند و نيز محل وضو را عوض كردند زيرا در وضو دست بايد از بالا به پايين شسته مي شد وبرعكس نمودند، بعضي از سر بايد مسح مي شد آن را نيز تغيير دادند، پا نيز بايد مسح مي شد آن را شستند) و مردمان نجران را به محل خويش باز مي گرداندم (از سخنان رسول خدا در آخرين روز اين بود كه لشكريان اسامه را راهي كنيد، خدا هر كس را كه به اين لشكر نرود لعنت كند اما خلفا به خاطر مصالح خويش به اين لشكر نرفته و براي پوشاندن اين قضيه گفتند رسول خدا فرموده است: لشگر اسامه را راهي كنيد، و در جزيرة العرب دو دين باقي نگذاريد. و به همين جهت دستور دادند كه همه اهل نجران را كه مسيحي بودند از جزيرة العرب بيرون كنند اما با يهود كه روابط خوبي با خلفا داشتند كاري نداشتند و حتي كعب الاحبار يهودي توانست نفوذ زيادي در دربار خلافت پيدا كند) و اسيران فارس و باقي ملت ها را به كتاب خدا و سنت رسول او بازمي گرداندم (ايشان دستور دادند كه هيچ برده اي از ساير كشورها حق ورود به بلاد
اسلامي ندارد مگر آنكه مولايش مجوز بگيرد و بعد از آزاد شدن در زمان مردن مولايش در صورتي كه مولا وارثي نداشت حق ارث بردن از مولا ندارد با اينكه هر دوي آنها خلاف احكام اسلامي بود) در اين صورت از گرد من پراكنده مي شدند.
قسم به خدا كه مردم را دستور دادم كه در ماه رمضان غير از نماز واجب را به جماعت نخوانند و ايشان را آگاه نمودم كه خواندن نماز مستح
بي به جماعت بدعت است؛ پس عده اي از لشكريان كه همراه من جنگيده بودند ندا دادند: اي اهل اسلام سنت عمر تغيير كرد!!! ما را از نماز مستحبي در ماه رمضان باز مي دارند !!!
و ترسيدم كه بر من از سمت لشكرم شوريده همانگونه كه از اين امت تفرقه و اطاعت از امامان گمراهي و دعوت كنندگان به سوي آتش ديدم.
و نيز اگر من از خمس سهم بستگان رسول خدا را مي دادم كه خداوند در مورد آن فرموده است كه اگر به خدا و آنچه بر بنده مان نازل كرده ايم ايمان آورده بوديد در روز جدايي (حق از باطل)، روزي كه دو لشكر با يكديگر ملاقات كردند (و حق در مقابل باطل قرار گرفت در آن روز بعد از گرفتن غنايم خمس را پرداخت كنيد). پس قسم به خدا ما همان بستگان(رسول خدا) هستيم، كساني هستيم كه خداوند ما را با خود و با رسولش در كنار هم قرار داده است پس گفته است: (اين خمس) براي خدا و رسولش و براي بستگان و يتيمان و بيچارگان و در راه ماندگان است و اين آيه را در مورد ما نازل كرد تا مبادا سبب فزوني دولت ثروتمندان شما گردد؛ پس آنچه را رسول خدا براي شما آورده است پس آن را بگيريد و آنچه شما را (از آن) نهي كرده است پس دست از آن برداريد و از خدا بترسيد در مورد ظلم نمودن به اهل بيت رسول خدا؛ بدرستيكه خداوند صاحب عقوبت شديدي است براي كساني كه به ايشان ظلم كند؛ (اين عمل خدا در اعطاي خمس به اهل بيت) رحمتي بود از جانب او براي ما و ثروتي بود كه خدا بوسيله آن ما را بي نياز ساخته بود و در اين زمينه به فرستاده اش توصيه كرده بود و سهم ما را در صدقه قرار نداد؛ و بدين سبب فرستاده اش را گرامي داشت و ما اهل بيت را نيز گرامي داشت تا مبادا به ما از كثيفي هاي مردمان (صدقه) بخوراند.
پس خدا و فرستاده او را تكذيب كردند و كتاب خدا را كه در حق ما سخن مي گفت انكار نمودند و ما را از مالي واجب كه خدا براي ما قرار داده بود منع كردند؛ و مثل آنچه ما بعد از رسول خدا ديديم، خاندان هيچ پيغمبري از امت آن پيغمبر نديدند؛ و خداوند ياري كننده ماست در مقابل كسي كه به ما ظلم نموده است ولا حول ولا قوة إلا بالله العلي العظيم
در همين يك روايت حضرت بيش از بيست مورد از بدعت هاي خلفاي سابق را مطرح نموده و علت عدم مخالفت خويش را با آنها مشخص ساخته اند.
(الكافي للشيخ الكليني، ج 8، ص 58، شماره 21، تحقيق علي اكبر غفاري، طبع حيدري،دوم 1348ش)


http://ahlebayt.porsemani.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید