ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

جوان و بلوغ

عبدالکریم پاک نیا تبریزی


مقدمه‌


از منظر اسلام، موضوع بلوغ پديده ای سرنوشت ساز و مبارك است كه در زندگى هر انسانى رخ می دهد. در بلوغ جسمى، آدمى به واسطة رشد اعضاى بدن و ورود به سنينى ويژه، تغيير و تحولاتى در روح و جسم خود احساس مى كند. بلوغ جسمانى به منزلة واسطه و پلى است كه دو مرحلة كودكى و جوانى را به هم پيوند مى زند و انسان را از دوران ضعف و ناتوانى به مرحلة رشد و نيرومندى مى رساند. هر جوانی بر اثر بلوغ، شايستگى آن را پيدا مى كند كه مورد توجه و عنايت خداوند قرار گيرد و لياقت انجام تكاليف شرعى را پيدا مى كند. ‌
“سيد بن طاووس” از فقها و عارفان بزرگ اسلامى، به فرزند خويش مى نويسد: «فرزندم محمد! من با تاريخ دقيقى كه از تولد تو در دست دارم، هر سال روز بلوغ تو را جشن مى گيرم؛ چون تو در فلان ساعت از اين روز لياقت و شايستگى يافتى كه مورد تكاليف شرعى پروردگار متعال قرار بگيرى!» 1

انواع بلوغ‌
بلوغ2 انواعي دارد كه از جملة آنها مي توان به:‌
1. بلوغ شرعی: همان سن تکلیف می باشد.‌
2. بلوغ جنسی: شخص از نظر جسمی توانایی انجام مسائل جنسی را داشته باشد. ‌
3. بلوغ جسمی: که اکثر اعضا و اندامهای بدن به رشد خود می رسند و بدن شکل و فرم متفاوتی پیدا می کند.‌
4. بلوغ اخلاقی: که با کسب فضایل و سجایای مقرر و پسندیدة جامعه، از قبیل صراحت لهجه، راستگویی، امانت داری، درست کاری و پذیرش مسئولیت، نمایان می شود. ‌
5. بلوغ معنوی: همراه بودن فرد با احساس بندگی خداوند که ظهور آن در انجام فرایض و اجتناب از محرمات و گناهان است.
6. بلوغ اجتماعی: افراد با پایبندی به قوانین اجتماعی که در آن زندگی می کنند، با دیگران ارتباط صحیحی برقرار کرده و همزیستی مسالمت آمیزی را دارا می شوند.
7. بلوغ اقتصادی
: فرد بتواند برای پول و سرمایه ای که در اختیار اوست، برنامه و مصرف منطقی داشته باشد و از انجام کارها و مخارج سفیهانه دوری گزیند.
8. بلوغ سیاسی: رشد سیاسی افراد و تشخیص بازیهای سیاسی در مسائل مهمِ عرصة سیاست و قرار نگرفتن در دام صیادان و فریب کاران این عرصه. ‌

بلوغ عقلانى و معنوى ‌
بدون ترديد، بلوغ جسمانى نمى تواند با بلوغ عقلانى و معنوى3 بى ارتباط باشد؛ چراكه از ديدگاه اسلام، كمال و شايستگى انسانها با عقل و انديشة آنان سنجيده مى شود؛ لذا اگر فردى از نظر سنى و جسمى به رشد و كمال رسيده؛ اما از نظر عقلانى رشد كافى نكرده باشد، براى او نمى توان ارزش واقعى قائل شد. گرچه رشد ظاهرى و تقويمى در ميان مردم مقياسى براى رسيدن به كمال محسوب مى شود؛ ولى از نظر مكتب اسلام، ارزش اعمال هر فردى به بلوغ عقلانى وى بستگى دارد. ‌
به همين دليل، فقهاى بزرگوار اماميه در مسائل فقهى اصرار دارند كه فرد مكلّف بالغ و عاقل باشد، و اين اشاره به جدايى ناپذير بودن بلوغ جسمانى از رشد عقلى و معنوي دارد.‌
روزى “اسحاق بن عمار” به پيشواى ششم، امام صادق علیه السلام عرض كرد: «فدايت شوم! من همسايه اى دارم كه در انجام نماز و پرداخت صدقه و رفتن به حج تلاش خوبى دارد و فراوان اين اعمال را انجام مى دهد و از نظر ظاهرى هم عيبى در او ديده نمى شود.» امامعلیه السلام فرمود: «يا اِسحَاقُ! كَيفَ عَقلُهُ؟؛ ای اسحاق! عقل و فكرش چطور است؟» گفت: «قربانت گردم! او عقل و انديشة درستى ندارد.» امام
علیه السلام فرمود: «پس اين اعمال براى او نفعى ندارد و با انجام آنها ارزش و مقامش بالا نمى رود.» 4
امام صادق ع
لیه السلام به نقل از رسول گرامى اسلام صلی الله علیه وآله فرموده است: «إِذَا بَلَغَكُمْ عَنْ رَجُلٍ حُسْنُ حَالٍ فَانْظُرُوا فِي حُسْنِ عَقْلِهِ فَإِنَّمَا يُجَازَى بِعَقْلِه؛5 اگر از احوال شايسته و صفات نيك فردى به شما خبر دادند، از ميزان عقل و فكرش بپرسيد و آن را بنگريد؛ چرا كه ارزش و پاداش انسانها به عقل آنهاست.»‌
بنابراين، بلوغ و رشد جسمانى، مقياسى براى ارزش و كمال انسان است؛ البته به شرط آنكه با رشد عقلانى و توسعة فكر و انديشه، همراه باشد.‌

تقارن بلوغ معنوي و جسماني ‌
بر اساس خلقت انسانها و فطرت الهي بشر كه فرموده: (فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ) 6 ؛ «اين فطرتى است كه خداوند، انسانها را بر آن آفريده، و دگرگونى در آفرينش الهى نيست.» معمولاً بلوغ معنوي، عقلاني و جسماني مقارن نیز در وجود افراد پديد مي آيد. به اين جهت جوانان و نوجوانان كه در اوایل بلوغ قرار دارند، بيشتر به ارزشها و اصول انساني و فطري اهميت مي دهند؛ لذا امام صادق علیه السلام فرمود: «عَلَيْكَ بِالْأَحْدَاثِ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَى كُلِّ خَيْرٍ؛7 توجه زیاد به جوانان داشته باش که ایشان در کارهای نیک شتاب بیشتری دارند.»‌
برخى صاحب نظران، نظير “موريس دبس” معتقدند كه جوانان با نداى ارزشها به لرزه در مى آيند. عده اى ديگر برآنند كه معنويات داربست وجودى نسل جوان است. از يك سو، گرايش آنان به معنويت، همچون يك نياز فطرى از درونشان سر بر مى آورد و از سوى ديگر، آنان مايلند كه دنيا را اصلاح كنند. به موازات پيچيدگیها و دشواریهاى زندگى، نياز جوانان به معنويت جدى تر مى شود و اگر مشاهده مى شود كه كششهاى معنوى در اين دوران بيش از ساير سنين زندگى است، رمز آن را بايد در فطرت زلال خود آنان جست. 8


وظايف والدين در دوران بلوغ

مسئوليت والدين و مربيان در تعديل و هدايت فرزندان بسى سنگين و خطير است؛ زيرا كسى از كودك توقع صفات انسانى و مكارم اخلاق و امور عقلانى ندارد. به تدريج، با رشد بدن نيروى درك نيز در وجود طفل رشد مى كند و قدرت تشخيص نيك و بد در وى شكوفا مى گردد. در اين موقع، وظيفة پدران و مادران اين است كه در تربيت اخلاقى و عقلانى فرزندان خود بكوشند و به تناسب فهم آنها، راه و روش صحيح زندگى را به آنان بياموزند و صفات انسانى را در نهادشان پرورش دهند. با فرا رسيدن دوران بلوغ، مزاج كودكان طوفانى مى شود و انقلاب و دگرگونى همه جانبه اى در جسم و روح آنان پديد مى آيد. به موازات آشكار شدن خواهشهاى غريزى، فطرت و تمايلات عالى اخلاقى نيز بيدار مى شوند و با نداى درونى و جذبه هاى روحانى، جوانان را به ايمان و تقوا مى خوانند و به مكارم اخلاق و فضایل انسانى مى كشانند. 9 اينجاست كه والدين و مربيان وظيفه شناس به كمك انسان مى آيند و در تعديل و تنظيم غرايز مادى و معنوى به او يارى مى رسانند. ‌
رسول اكرم صلی الله علیه وآله در تقسيم سه دوره عمر انسان مى فرمايد: «الْوَلَدُ سَيِّدٌ سَبْعَ سِنِينَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنِينَ وَ وَزِيرٌ سَبْعَ سِنِينَ؛10 فرزند هفت سال آقا و سرور است و هفت سال [دوم] عبد و فرمانبر و هفت سال [سوم]، وزير [، مشاور و معاون والدين].»
& lt;/P>

پی نوشت:


1) احكام جوانان، آيت اللَّه نورى همدانى، انتشارات مهدی موعود، قم، ص44: يكى از بزرگان معاصر پيشنهاد كرده است: «والدين بر اساس رسم و عادتى كه دارند، اگر مى خواهند براى فرزندانشان جشن تولد بگيرند، اين كار را تا سن بلوغ ادامه دهند؛ ولى بعد از رسيدن به سن بلوغ، جشن تولد را به جشن بلوغ مبدل سازند؛ چون جشن بلوغ بيانگر امتياز ويژه اى براى فرزندان است كه تكاليف شرعى از آن روز برايشان معين شده و عمل به اين تكاليف موجب سعادت دنيا و آخرت آنان است؛ البته جشن بلوغ كه همان جشن تكليف است، به طور جدى در خانواده ها عموميت نيافته است.»
2) بلوغ از نظر لغوی به معنی «رسیدن به مقصد» و «رسیدن به سن رشد» است؛ يعني انسان برای اینکه در هر عرصه ای توانمندی خود را کسب کند، باید به مرحله ای از رشد در آن زمینه رسیده باشد، تا بتواند آن کار را انجام دهد.
3) منظور از بلوغ معنوي و عقلاني در اين نوشتار در مقابل بلوغ جسمي و جنسي است كه بالطبع شامل ساير اقسام بلوغ نیز مي شود.
4) اصول كافى، محمد بن يعقوب كليني، نشر اسلاميه، تهران، 1362ش، چاپ دوم، كتاب العقل و الجهل، ج1، ص24.
<A name=b-5&g t;5) همان، ج 1، ص 12.
6) روم/ 30.
7)کافی، کلینی، ج8، ص93.
8) جوان و نيروى چهارم زندگى، محمّدرضا شرفی، نشر سروش، بی تا، ص 131.
9) گفتار فلسفى (بزرگسال و جوان)، محمد تقي فلسفي، نشر معارف اسلامى، ج 2، ص125.
10) وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، نشر اسلاميه، تهران،1403ق، ج 21، ص 476.


منبع: ماهنامه اطلاع رسانی، پژوهشی، آموزشی مبلغان شماره146 .


http://zitova.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید