ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

حد لباس زن در اسلام

حدّ لباس زن در اسلام‏


 


منابع : کتاب عرفان اسلامی جلد چھار    نوشته: آیت الله استاد حسین انصاریان 


 


زن، حقّ پوشیدن لباس زربفت، حریر، ابریشم و … و زینت نمودن به انواع اشیاى گرانبها را دارد، ولى باید این امور به طور حتم از راه مشروع به‏دست آمده باشد و روزى مزین به این زینت‏ها شود که در جامعه عده‏اى در مضیقه و سختى نباشند و به هیچ عنوان حق ندارد لباس و زینت و زیبایى خود را در معرض دید آنان که خدا اجازه نمى‏دهد بگذارد؛ زن براى اداى احترام به احکام الهى و عمل کردن به دستورهاى حضرت حق چاره‏اى جز حجاب ندارد، در حقیقت حصار تقواى ابدى اوست و منافع حجاب براى خودش و اهل خانه و به خصوص جامعه قابل شمردن واحصا نیست.


رعایت حجاب، یعنى رعایت وحى، رعایت زحمات صد و بیست و چهار هزار پیامبر، رعایت کوشش‏هاى امامان و فقیهان و عارفان و حکیمان!!


رعایت حجاب، یعنى رعایت عفت، عصمت، اخلاق، شرف، عظمت، شخصیت!!


رعایت حجاب، یعنى پیش‏گیرى از به هم خوردن نظام خانواده‏ها، پیش‏گیرى از زنا، پیش‏گیرى از فحشا و منکرات، پیشگیرى از روابط نامشروع یعنى جلوگیرى از ازدیاد طلاق، پیشگیرى از تمام امور شیطانى.


حجاب، حکم صریح قرآن در آیات متعددى در سوره نور، حجرات و انعام است و منکر آن به خاطر انکار ضرورى اسلام بدون شک کافر و نجس و خارج از حدود اسلام و ایمان است.


[وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها وَ لْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُی
ُوبِهِنَّ وَ لا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنائِهِنَّ أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَواتِهِنَّ أَوْ نِسائِهِنَّ أَوْ ما مَلَکَتْ أَیْمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُولِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلى‏ عَوْراتِ النِّساءِ وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ‏ جَمِیعاً أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ‏] «نور (۳۱)»


و به زنان باایمان بگو: چشمان خود را از آنچه حرام است فرو بندند، و شرمگاه خود را حفظ کنند، و زینت خود را [مانند لباس‏هاى زیبا، گوشواره و گردن بند] مگر مقدارى که [طبیعتاً مانند انگشتر و حنا و سرمه، بر دست و صورت‏] پیداست [در برابر کسى‏] آشکار نکنند، و [براى پوشاندن گردن و سینه‏] مقنعه‏هاى خود را به روى گریبان‏هایشان بیندازند، و زینت خود را آشکار نکنند مگر براى شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدران شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران شوهرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان [هم کیش خود] شان، یا بردگان زر خریدشان، یا خدمتکارانشان از مردانى که ساده لوح و کم عقل‏اند و نیاز شهوانى حس نمى‏کنند، یا کودکانى که [به سنّ تمیز دادن خوب و بد نسبت به امیال جنسى‏] نرسیده‏اند. و زنان نباید پاهایشان را [هنگام راه رفتن آن گونه‏] به زمین بزنند تا آنچه از زینت‏هایشان پنهان مى‏دارند [به وسیله نامحرمان‏] شناخته شود.


و [شما] اى مؤمنان! همگى به سوى خدا بازگردید تا رستگار شوید.


از آنجا که خاندان رسالت و همسران پیامبر صلى الله علیه و آله براى تمام امت معیار هستند، دستورهایى که در قرآن به همسران رسول اکرم صلى الله علیه و آله داده شد در حقیقت به تمام زنان داده شد، در قرآن مجید به زنان پیامبر صلى الله علیه و آله بزرگ دستور صریح و اکید نسبت به حجاب مى‏دهد و رعایت وجوب مسئله پوشش در آن حدى که ناظر و بیننده به طمع نیفتد و نحوه سخن گفتن در کیفیتى که قلوب مریض حالى به حالى نشوند


نسبت به زنان پیامبر صلى الله علیه و آله و تمام زنان
امت عمومیت دارد و بر زنان مسلمان واجب حتمى است که از دستورهاى حق نسبت به زنان پیامبر صلى الله علیه و آله در مسئله حجاب و عفت و گفتار و دستورهاى حق نسبت به خودشان پیروى کنند.


[یا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْواجِکَ وَ بَناتِکَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذلِکَ أَدْنى‏ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلا یُؤْذَیْنَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً] « احزاب (۵۹)».


اى پیامبر! به همسرانت و دخترانت و همسران کسانى که مؤمن هستند بگو:


چادرهایشان را بر خود فرو پوشند [تا بدن و آرایش و زیورهایشان در برابر دید نامحرمان قرار نگیرد.] این [پوشش‏] به این‏که [به عفت و پاکدامنى‏] شناخته شوند نزدیک‏تر است، و در نتیجه [از سوى اهل فسق و فجور] مورد آزار قرار نخواهند گرفت و خدا همواره بسیار آمرزنده و مهربان است.


این‏که در ترجمه آیه بدین‏گونه آورده شد: پوشش‏هاى خود را بر تمام قامت بپوشید. بر اساس ترجمه لغت جلباب در کتاب لغوى «المنجد» است، آنجا که مى‏گوید:


الجلباب: القمیص او الثوب الواسع؛ جلباب: پیراهن یا پوشش گشاد است و عده‏اى فرموده‏اند: به طور دقیق جلباب پوششى است از روسرى بزرگ‏تر و از عبا کمى کوچک‏تر.


در هر صورت زن آنچه از لباس و زینت برایش حلال است مى‏تواند، به اندازه شأنش بپوشد، ولى عشوه گرى و طنازى و خودآرایى نکند و بداند خود نشان دادن به دیگران و آن کسانى که اسلام آنان را محرم نمى‏داند به طور قطع براى او حرام است و در صورت توجه نکردن به دستورهاى سعادت آفرین اسلام مبغوض حق و در قیامت اهل عذاب خواهد بود.


زن به هنگام خروج از خانه و به وقت روبرو شدن با نامحرمان باید از جلباب استفاده کرده و در پوشیدن لباس زیباو زینت و بدن و آنچه مرد را به تحریک سوق مى‏دهد حتى در حرف زدن از دستورهاى الهى پیروى کرده و از محرمات خوددارى نماید و بداند که تمام احکام الهى و انبیا و امامان و حکیمان و ناصحان و عارفان و اولیا خدا به نفع اوست و آنان جز خیر دنیا و آخرت او نظرى ندارند و توجه داشته باشند که طى راه انسانیت و رسیدن به مدارج کمال و فراهم آوردن زمینه براى شکوفایى استعدادهاى خدادادى جز با طى طریق الهى به کمک انبیا و امامان راهى ندارد.


بدانند در تمام اعصار و قرون، خداوند بزرگ در میان تمام اقوام و ملت‏ها براى همگان در هر شأنى که هستند حجت و گواه و دلیل و راهنما قرار داده و فرداى قیامت در مقابل آنچه جرم داشته‏اند به خصوص در مسئله بى‏بند و بارى و بى حجابى که ریشه نود درصد از مفاسد خانوادگى و اجتماعى است، عذر قابل قبولى نخواهد داشت.


 


الگوگیرى از پویندگان پاک‏


آرى، خداوند فیض‏بخش توانا، از روى حکمت و رحمت بى‏پایان خود، براى این‏که افراد موجودات و به خصوص نوع انسان راه کمال مطلوب مقدر خویش را به آسانى پیدا کند، همیشه به نزد هر قومى سرمشق‏هایى و راهنمایانى فرستاده تا احکام او را تعلیم و آنان را به راه تکامل و ترقى ارشاد و هدایت کنند.


حکمت کامله خداوندى که دانا به استعدادها و قابلیت آفریدگان است هرگز تکلیفى که مافوق طاقت و توانایى ایشان باشد تحمیل نمى‏کند و هرگز راهى را که نرفته‏اند، بى‏بدرقه و راهبر نمى‏گذارد.


بدین جهت دست تقدیر و عنایت خداوندى در هر دوره‏اى و در نزد هر ملتى مثال‏هاى درخشانى از کمال مطلوب جسمى و روحى در پیش چشم افراد و ملت‏ها گذاشته است تا آنان را سرمشق و نمونه پیروى خود قرار دهند و آن راهى را که ایشان مى‏روند و نشان مى‏دهند، بروند.


اگر به دیده دقت و بصیرت تاریخ حیات و اقوام و ملل را تدقیق و مطالعه کنیم مى‏بینیم که پیوسته هریک از ادوار تاریخ و به خصوص در روزهاى تاریک آن‏که ظلمت خودپرستى و نادانى افق افکار مردم را فرا گرفته است، نورهاى درخشنده‏اى از علم و معرفت و فداکارى و فضیلت براى هدایت و حمایت مردم افروخته شده است.


هیچ ملت و قومى پیدا نمى‏شود که در میان خود افراد ممتاز و نفوس کامل در هریک از تکامل جسمى و قلبى و عقلى نداشته باشد.


همواره در هریک از رشته‏هاى اخلاق و علم و معرفت، رجالى که برترى دیگران و سمت معلمى و تربیت و راهنمایى داشته باشند در هر قرنى موجود بوده است، خواه در قلمرو دین و مذهب و خواه در منطقه سیاست و حکومت و خواه در دایره علم و معرفت و اخلاق و صنعت؛ هریک از ملت‏ها، ناب
غه‏ها و سرآمدان و پیشوایان بزرگ داشته است که او را در شاهراه تکامل راهنمایى کرده‏اند. هر مرد متفکر منصف هر قدر هم ماده پرست باشد، اعتراف و تصدیق مى‏کند که در تاریخ بشر گاهى افرادى ظهور کرده‏اند که از حیث فضل و دانش و قوت و قدرت و علم و شجاعت و هنر و صنعت و شرافت و فضیلت درجه مافوق بشرى را دارا بوده، به طورى که امتیاز ایشان بر مردمان مانند امتیاز انسان نسبت به حیوان مى‏باشد.


این مردان خدایى که سرآمد ایشان به نام انبیا و اولیا و حکما و عرفا و هادیان بشر معروفند، ارواح کامله‏اى بوه‏اند که صفات خدایى را در نفس خود به اندازه‏اى‏ پرورش داده بودند که از آنان به عنوان مثال خدا، یا انسان‏هاى فوق بشر، یا نفوس ملکوتى نام برده‏اند!


از آن جهت تشنگان باده معرفت بیانات ایشان را زلال حقیقت شمرده و حیات ایشان را سرمشق زندگى خود قرار داده‏اند.

&# x0D;

دانایان بینادل جهان و نفوس بیدار شده انسان همواره آرزو داشته‏اند که پیروى از تعلیمات و حیات آن هادیان بشر و آن مجریان قضا و قدر کنند و مس وجود و نفس خود را با اکسیر معرفت و فضیلت آن صاحب نظران کیمیا اثر مبدل به زر خالص جمال و کمال الهى سازند، این پیروى راه ایشان را بزرگ‏ترین سعادت دانسته و اکتساب اخلاق و صفات ایشان را بهترین وسیله رسیدن به کمال مطلوب مقدر شمرده‏اند.


گمان نمى‏رود که در میان علماى فنون مادى و مثبت هم، امروز کسى پیدا شود که در عمق دل خود حرمتى نسبت به این برگزیدگان بشر احساس نکند و یا مقام بلند و صفات کمالیه این پیشوایان نوع انسان را انکار نماید و رسیدن به مقام ایشان را براى خود و نوع بشر آرزو نکند و مایه خوشبختى نشمارد.


این‏که مردانى و نفوسى از میان نوع بشر بدین مقام رسیده‏اند و آثار و عظمت و ابهت و قدرت از خود به یادگار گذاشته‏اند، خود دلیل است بر این‏که این راه بر همه افراد انسانى باز است و بلکه یگانه راهى است که همه باید آن را بپیمایند تا به سعادت دو جهان نایل آیند.


این کمال مطلوب که در تظاهرات سه گانه جسمى، قلبى و عقلى تجلى مى‏کند چیزى بر خلاف قانون طبیعت نیست، بلکه خود نتیجه تکامل و میوه شیرین طبیعت است؛ زیرا که خود طبیعت هم راه پیماى کمال است و انسان به طور جدى مأمور و مکلّف است که به وسیله قدرت‏هاى بى‏کران خدایى که دارد، به تکمیل طبیعت‏ نیز یارى کند، ولى در اداى این تکلیف خود، وقتى مى‏تواند کامیاب گردد که قبلًا با کمک انبیا و امامان علیهم السلام و چهره‏هاى ملکوتى به تربیت و تکمیل نفس خود بپردازد.


عقل بى‏شائبه از هوى‏ها به وجود این کمال مطلوب و به وجوب پیروى آن حکم مى‏دهد.&l t;o:p>


اگر ما دل‏هاى خود را از آلایش هوى و هوس نفسانى و اغراض و منافع خود پرستانه پاک سازیم، یقیناً یک اشتیاق بزرگ در نهاد خودمان نسبت به این کمال مطلوب که هدف همه بزرگان عالم بوده حس خواهیم کرد؛ زیرا که روح مجرّد ما که در دقایق مخصوص زندگى، موجودیت خود را براى ما محسوس مى‏سازد، از آن مقام بلند عالم ملکوتى پایین آمده و ذوق و شادى جاودانى و نافانى آن عالم، همیشه در کام او زنده است و یاد آن ایام الفت و محبت و آن حظوظ روحانى را هرگز فراموش نمى‏تواند کرد.


بنابراین رسیدن به درجه کمال مطلوب مقدر یک احتیاج فطرى و یک اشتیاق غریزى و درونى روح انسانى است و اساساً غرض از هبوط روح از عالم ملکوت به عالم ناسوت و پیمودن مراحل ترقى از میان مراتب و طبقات عالم مادى همین تکمیل نفس و اکتساب انتباه و معرفت و تحصیل ادراک حقیقت یعنى رسیدن به درجه کمال مطلوب است؛ زیرا فرق است میان بودن و میان هشیار و توانا بودن.


انسان ابتدا در این عالم فاقد همه چیز جز جسم و روح خالىِ از تمام معارف است، باید به تدریج در ضمن طى مراحل تکامل در آغوش این جهان به مقام قدرت فعاله خالقه و معرفت مدرکه بالغه ذات خود، یعنى به کمال مطلوب مقدر خویش که اکتساب قدرت و صنعت خدایى است برسد و صعود نماید، تا بتواند به نیابت از خداوند به ذات خالق عوالمى نو گردد و به وسیله عبودیت و طاعت به مقام ربوبیت برسد، چنانچه حضرت صادق علیه السلام فرموده: عبودیت جوهرى است‏ که ریشه آن ربوبیت‏ « مصباح الشریعه: ۷، باب الثانى » است و به گفته عارفان حقیقت‏بین، دوگانگى را از میان بردارد و به مقام وحدت برسد.


بنابراین باید گفت: تربیت کننده حقیقى کسى است که در نهاد خود یک حس لطیف عالى براى خدمت به تهیه وسایل تکامل جسمى و قلبى و عقلى نفوس بشر احساس کند و این احساس یک حس مسؤولیت و یک اشتیاق قوى و سوزان با یک قدرت بیکران فداکارى در دل او تولید نماید « اصول اساسى فن تربیت: ۱۳۶» و این حقیقت به طور کامل در نهاد انبیا و امامان علیهم السلام بود و هم اینان بودند که با عمق وجود اتصال به وحى داشته و از عمق وجود براى نجات بشر دل مى‏سوزاندند، تمام مردان و زنان باید بدانند که جز با طى طریق این بزرگواران به کمال مطلوب مقدر نمى‏رسند، دورافتادگان از این وادى چه مردان چه زنان با بار سنگین جهل و بى‏تربیتى به عمق بیشترى از منجلاب مفاسد فرو رفته و عاقبت از اسفل سافلین جهنم سر در مى‏آورند، با این وضعى که گروهى از مردان و به خصوص بعضى از زنان در لباس و خوراک
و اعمال و اخلاق دارند، مگر توقع خیر و فلاح براى آنان مى‏توان داشت، مردى که ابزار و عامل شیطان و زنى که برده هوس و شهوات مردان بى‏غیرت و در هر ساعت عروس شیطانى از شیاطین است مگر روى خیر و سعادت مى‏بینند؟ این انبیا و امامان علیهم السلام هستند که با بیان پاک‏تر از گوهر خود مى‏خواهند شما را به اوج کمال مطلوب مقدر برسانند، این هادیان راهند که در تمام زمینه‏هاى زندگى دلسوز شمایند، اگر به فرهنگ پاک آنان بنگرید و به دستورها و احکام و حلال و حرام و قواعد اخلاقى آنان توجه کنید، مى‏یابید که فقط از این طریق است که تمام درهاى سعادت به روى شما باز است، پس بیایید اطاعت از صاحبان زر و زور و قدرت و مال و شهوت و گناه را


کنار گذاشته و از دام هوى و هوس هاى حیوانى خود، خویش را برهانید و دست توسل به دامن این برگزیدگان الهى بزنید تا هماى سعادت بر سر شما به پرواز آمده و تاج‏ [کَرَّمْنا] «۱» بر فرق شما گذاشته شود و نشان‏ [إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً] «۲» به بازوى جان شما بسته شود! ترجمه تحت اللفظى روایت هفتم «مصباح الشریعه» را دوباره مرور مى‏کنیم:


لباس ظاه
ر نعمتى است از جانب خداى تعالى به بندگان خود، براى پوشاندن جسم و عیوب و عورات و این لباس ظاهر کرامت و عزتى است که خداوند بزرگ به لطف و مرحمت خودبینى آدم کرامت فرموده و این لباس ظاهر براى مردم مؤمن وسیله اداى واجبات الهى است.


آرى، مردم مؤمن و در حقیقت عاشقان حق، همه چیز را در راه عشق او مى‏خواهند، لباس که چیزى نیست، آنان براى او زنده‏اند و براى او مى‏میرند و غیر او را نمى‏خواهند و به غیر او فکر نمى‏کنند و اگر چیزى به مصرف عشق او نرسد، گرچه همه عالم باشد، پشیزى برایش ارزش قائل نیستند.


______________________________
(1)- اسراء (۱۷): ۷۰.


(2)- بقره (۲): ۳۰.


 [وَخَیْرُ لِباسِکَ ما لا یَشْغَلُکَ عَنِ اللّهِ تَعالى‏ بَلْ یُقَرِّبُکَ مِنْ شُکْرِهِ وَذِکْرِهِ وَطاعَتِهِ‏]


پایگاه عرفان

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید