ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱

غزوه بنی قریظه

حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱

حمایت‌های غیبی خداوند در زندگی پیامبر اکرم (ص) تنها مربوط به زمینه‌های هدایت بشر می‌شد که بعضی از این زمینه‌ها در زمان کودکی، و برخی دیگر در زمان رسالت ایشان به گونه‌های مختلف انجام می‌شد. مانند: شرح صدر ،مژده پیروزی،اطمینان دادن به پیامبر از درستی راه.

 

 چکیده:

 

مطالعه و بررسی تاریخ زندگی پیامبراکرم(ص) به روشنی دلالت می‌کند که حضرت همواره از امدادهای غیبی و حمایت‌ها و عنایت‌های ویژه الهی بهره‌مند بود. این حمایت‌ها که در مراحل
مختلف زندگانی ایشان رخ داد، ابعاد گسترده‌ای داشته که در این نوشتار با استناد به آیات قرآنی و نیز نیم‌نگاهی به حدیث و تاریخ، به مواردی از آن پرداخته شده است
.

 

مقدمه

 

مطالعه آیات قرآن و نیز احادیث و تاریخ اسلام حاکی از آن است که پیامبر اکرم(ص) نه تنها همواره از امدادهای غیبی و حمایت‏ها و عنایت‏های ویژه الهی بهره‏مند بود، بلکه زیر نظر مستقیم خداوند تربیت شد و با کمک‏های بی‏واسطه او، بار مسئولیتی دشوار را با موفقیت به منزل رساند. البته همه مؤمنان و به خصوص پیامبران و اولیای الهی از عنایت‏های خاص خداوند برخوردار بودند و خدا وعده یاری به آنان داده است:

 

«وَ الَّذینَ جاهَدُوا فینا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنا؛ و آنان که در [راه یاری دین] ما بکوشند هر آینه ایشان را به راه‌های خویش رهبری کنیم.(عنکبوت:۶۹)»، ولی عنایت‏های ویژه خداوند به آخرین سفیر خود، بسیار فراتر و گسترده‏تر و از نوع خاص الخاص آن است. آن حضرت مستقیماً در آغوش مهر و مراقبت خداوند زندگی می‏کرد. بدان‌سان که فرمود: «وَ اصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ فَاِنَّکَ بِأَعْیُنِنا؛‌برای فرمان پروردگارت شکیبایی کن که تو زیر نظر مایی». (طور: ۴۸).

 

آن حضرت در دوران کودکی و نوجوانی، در حالی که یتیم بود، در پناه الهی قرار گرفت و بهره‌مندی از شرح صدر و گشادی سینه که این نیز موهبتی الهی بود، آمادگی درک حقایق را پیدا کرد. تسلای خاطر و دلداری پیامبر در برابر توطئه‌های دشمنان در دوره رسالت و نیز مصونیت ایشان از کید و حیله کفار و همچنین وعده پیروزی بر آنها از مواردی است که این حقیقت را روشن می‌کند که آن حضرت
در لحظه‌لحظه زندگی خویش بهره‌مند از عنایت‌های ویژه الهی بوده که در ادامه، ذیل چند عنوان آنها را یاد آور می‌شویم
.

 

1. برخورداری از حمایت‌های ‏ویژه ‏الهی در دوران کودکی و جوانی

 

نخستین چیزی که در دوران کودکی پیامبر(ص) جلب توجه می‏کند و قرآن نیز بر آن تأکید دارد، یتیم بودن آن‏ حضرت است. هنگامی که مادرش آمنه بنت وهب به او حامله بود، پدرش عبداللّه‏ بن عبدالمطلب از دنیا رفت و مادرش نیز در سن پنج یا شش سالگی آن ‏حضرت در محلی به نام ابواء، نزدیکی
مدینه از دنیا رفت و بدین‌گونه هم از طرف پدر و هم از طرف مادر یتیم شد
.

 

هر چند که یتیم شدن یک کودک و محرومیت او از مهر پدری و مادری، سخت ناگوار است، ولی برای روح‏های بزرگ چنین محرومیت‏هایی می‏تواند بسیار سازنده باشد. پیامبر‌(ص) به سبب یتیم بودن، در کوره حوادث پخته شد و تلخی‏ها و ناکامی‏ها وجود او را برای انجام کاری دشوار و رسالتی بزرگ آماده ساخت و بدین‌گونه رنج‌های یتیمان و محرومان را به خوبی لمس کرد.

 

علاوه بر این، با مرگ پدر و مادر، آن‏حضرت در شرایطی قرار گرفت که اطاعت هیچ انسانی بر گردن او نبود، چنان‌که امام صادق(ع) و امام رضا(ع) به آن اشاره کرده‏اند. امام صادق(ع) فرمود: «همانا خداوند متعال پیامبرش را یتیم کرد تا اطاعت هیچ کس بر گردن او نباشد».۱ امام رضا(ع) نیز فرمود: «یتیم بودن پیامبربرای آن بود که حق هیچ مخلوقی بر گردن او نباشد».۲

 

هر چند آن‏ حضرت به سبب نداشتن پدر و مادر تحت کفالت عبدالمطلب و پس از وی تحت کفالت ابوطالب زندگی می‏کرد و از محبت‏های بی‌دریغ آنان بهره‌مند بود، ولی آنان در جایگاهی نبودند که مانند پدر و مادر باشند. چون پدر و مادر علاوه بر سرپرستی و کفالت فرزند، حق حیات بر گردن او دارند و حتی اگر پدر و مادری به فرزند خود بدی هم بکنند باز آن حق بزرگ را بر گردن او دارند.

 

خداوند در قرآن کریم یتیم بودن پیامبر را مطرح می‏کند و خاطر نشان می‏سازد که خود سرپرستی او را به عهده گرفت و به او پناه داد: «أَلَمْ یَجِدْکَ یَتیمًا فَاوی؛ آیا (خداوند) تو را یتیم نیافت، آنگاه پناه داد؟» (ضحی: ۶)خداوند متعال این حالت را نعمتی از خود برای پیامبرش دانسته و براستی چه نعمتی بالاتر از این، که کسی مستقیماً تحت سرپرستی خداوند قرار گیرد و در پناه او باشد. البته این یک سرپرستی خاص بود وگرنه همه انسان‌ها و حتی همه موجودات، تحت سرپرستی و قیومیّت عام خداوند هستند. در روایتی از پیامبر خدا(ص) نقل شده است که فرمود: «ادّبنی ربّی فأحسن تأدیبی؛ پروردگارم تأدیب مرا به عهده گرفت و نیکو تأدیبم کرد».۳

 

خداوند متعال پس از یاد‌آوری یتیمی پیامبرـ در ادامه همین آیه‌ ‌ـ دو حالت دیگر از پیامبر را خاطرنشان می‏سازد و آن گم‌گشتگی و فقیر بودن پیامبر در دوران جوانی است که خداوند با عنایت خاص خود، او را رهبری کرد و بی‏نیاز ساخت: «وَ وَجَدَکَ ضآلاًّ فَهَدی؛ و تورا گم‌گشته یافت، پس هدایت کرد.» (ضحی: ۷)منظور از «ضالّ» بودن پیامبر که در این آیه به آن تصریح شده، همان گم‌گشتگی و سرگردانی پیامبر است که به سبب یتیم بودن دچار چنین حالتی شده بود و خداوند با عنایت خاصی که به او داشت، دست او را گرفت و از آن سرگشتگی نجاتش داده و او به خوبی آن مرحله را پشت سر نهاد و چنان نشد که یتیمی و سرگشتگی باعث گمراهی او و رفتن به دنبال باطل باشد یا کاری کند که مایه شرمندگی او در بزرگسالی باشد.

 

این است که بعدها که به پیامبری می‏رسد سابقه درخشان زندگی خود را به مشرکان گوشزد می‏کند: «فَقَدْ لَبِثْتُ فیکُمْ عُمُرًا مِنْ قَبْلِه أَفَلا تَعْقِلُونَ؛ ‌به تحقیق، پیش از این یک عمر میان شما زندگی کرده‏ام، آیا اندیشه نمی‏کنید؟» (یونس: ۱۶)البته در تفسیر و توجیه کلمه «ضالّاً» در آیه مورد بحث وجوه گوناگونی گفته‏اند، ولی با توجه به قبل و بعد آیه که از حالت یتیمی و نداری پیامبر سخن می‏گوید، آنچه گفته شد مناسب‏تر از وجوه دیگر به نظر می‏رسد.فقیری و نداری پیامبر در حال کودکی و جوانی نیز مطلبی است که در کنار یتیمی و گمگشتگی او به آن تصریح شده است و خداوند از باب امتنان اظهار می‏دارد که تو فقیر بودی و ما بی‏نیازت کردیم: «وَ وَجَدَکَ عآئِلاً فَأَغْنی؛ و تو را فقیر یافت پس بی‏نیاز کرد». (ضحی: ۸)

 

شاید این جمله به آشنایی و ازدواج پیامبر خدا(ص) با خدیجه اشاره دارد. خدیجه بانویی ثروتمند بود و پیش از ازدواج با پیامبر، آن‏‌ حضرت را امین مال‌التجاره خود کرده بود و پس از ازدواج هم تمام ثروت خود را در اختیار آن ‏حضرت گذاشت و پیامبر(ص) پس از بعثت، از این ثروت در راه تبلیغ اسلام استفاده می‏کرد. آن حضرت پس از خدیجه همواره از وی به نیکی یاد می‏کرد و می‏فرمود: «او مرا تصدیق کرد،
در حالی که مردم تکذیب می‏کردند و او با مال خود با من مواسات می‏کرد، در حالی که مردم مرا محروم می‏کردند».۴

 

2. داشتن شرح صدر

 

شرح صدر و گشادی سینه که در قرآن از آن به عنوان یک حالت نفسانی عالی یاد شده، کنایه از فهم و درک و بینش و بصیرت درست و آمادگی برای پذیرش حق است و کسی که شرح صدر دارد، درست می‏اندیشد و حقایق را آنچنان که هست درک می‏کند و این بالاترین حالت روحی پسندیده‏ای است که یک انسان می‏تواند آن را داشته باشد.

 

پیامبران چنین حالتی را داشتند؛ از این رو، علاوه بر اینکه دل و جان آنان در اختیار حق قرار داشت، در رساندن پیام حق به دیگران هرگونه رنج و زحمتی را متحمل می‏شدند و با سعه صدر و وسعت نظر، رسالت خود را انجام می‏دادند و عکس‌العمل‏های ناپسند مخالفان، آنان را در این راه، خسته و ملول نمی‏کرد و بی‌توجه به آزار مخالفان، سرزنده و نستوه کار خود را در جهت هدایت دیگران پی می‌گرفتند. این همان شرح صدری است که حضرت موسی در مقابل فرعون از خدا خواست: «قالَ رَبِّ اشْرَحْ لی صَدْری وَ یَسِّرلی اَمری؛ موسی گفت: خدایا سینه مرا بگشا و کار مرا آسان کن». (طه: ۲۵-۲۶)

 

مرتبه اعلای این حالت را پیامبر اسلام(ص) داشت و خدا با عنایت خاص خود، چنین شرح صدری به آن حضرت داده بود: «أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ وَ وَضَعْنا عَنْکَ وِزْرَکَ؛ آیا سینه‌ات را برایت گشاده نکردیم و بار گرانت را از تو فرو ننهادیم؟» (انشراح: ۱-۲)شرح صدر پیامبر اسلام(ص) در مقابله با انبوه مخالفان به گون
ه‏ای بود که آن‏ها از وسعت نظر و صبر و تحمل و اخلاق و رفتار عالی پیامبر دچار تعجب می‏شدند و همین اخلاق نقش مهمی در ارشاد مردم و جلب و جذب مخالفان به سوی اسلام داشت و خُلق عظیم پیامبر(ص) عامل مهمی در پیشرفت اسلام بود
.

 

بعضی‏ شرح صدر پیامبر اسلام را مربوط به داستان «شق صدر» می‏دانند؛۵ داستانی که محققان آن را مردود دانسته‌اند. این داستان که به صورت‏های گوناگون در کتا‌ب‌های تاریخی آمده، عبارت از این است که گویا در دوران کودکی پیامبر اسلام(ص) و هنگامی که در میان قبیله بنی‌سعد بود، روزی در صحرا با همگنان خود بازی می‏کرد ناگهان بچه‏ها دیدند که کسی او را گرفت و سینه او را شکافت و چیزی را از قلب او جدا کرد و دوباره او را به حالت اولیه برگرداند.

 

برادران رضاعی پیامبر(ص) سراسیمه جریان را به حلیمه سعدیه خبر دادند و آن‏ها شتابان سوی محمد رفتند و او را رنگ پریده دیدند و جریان را پرسیدند. محمد گفت: دو مرد سفید پوش شکم مرا دریدند و چیزی برداشتند.۶این روایت به صورت دیگری در منابع شیعی آمده و از حلیمه سعدیه این چنین نقل شده است:

 

محمد پنج ساله بود که روزی با برادران رضاعی خود به صحرا رفت کسانی او را گرفتند و بالای کوهی بردند و در آنجا او را شست و شو دادند. برادران پیش من آمدند و گفتند که محمد را دریاب او را ربودند. وقتی پیش او رفتم دیدم که نوری از او بلند است. او را وارسی کردم و گفتم: تو را چه شده؟ گفت: غصه نخور خدا با ماست و قصه خود را شرح داد. از او عطر خوبی در فضا منتشر می‏شد.[۷]

 

به طوری که ملاحظه می‏فرمایید در این روایت از شکافتن سینه پیامبر(ص) یاد نشده، بلکه تنها از شست و شوی او سخن رفته است. قطع نظر از اینکه آیا این روایات، صحیح است یا نه و چگونه باید میان آن‏ها جمع کرد، نمی‏توان این قصه را به شرح صدر پیامبر(ص) که در سوره انشراح آمده است، مربوط دانست چون شرح صدر اصطلاحی عمومی است و همان‌گونه که دیدیم در دعای حضرت موسی هم آمده بود که از خدا برای خود شرح صدر می‏خواست. و آیات دیگری هم در این زمینه وجود دارد که مربوط به عموم انسان‌هاست و قطعاً در این آیات، شرح صدر با شق صدر همراه نیست.

 

3. تقویت روحی‏ پیامبر(ص)

 

خداوند همواره از راه‏های گوناگون به تقویت روحی و ایجاد نشاط و ثبات قدم در پیامبر اسلام پرداخت تا اراده او را در برابر هجمه‏ها و توطئه‏ها و کارشکنی‏های دشمنان نیرومند کند، به گونه‏ای که اقدامات خصمانه و عکس‌العمل‏های تند مخالفان و ناهنجاری‏های پیش رو، او را دچار نومیدی نسازد و او همچنان با تحرک و نشاط بیشتر به وظایف خود عمل کند. یکی از کارهای زشت کافران این بود که آن حضرت را دروغ‌گو معرفی می‏کردند؛ تهمتی که هر انسان راست‌گویی را آزرده می‏سازد. خداوند به‌منظور تسلای خاطر و دلداری پیامبر(ص) خاطرنشان می‏کند که پیامبرانِ پیش از تو نیز با این تهمت روبه‌رو بودند و این چیز تازه‏ای نیست:

 

«وَ إِنْ یُکَذِّبُوکَ فَقَدْ کُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِکَ وَ إِلَی اللّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ؛ و اگر تو را تکذیب کنند، پیش از تو هم فرستادگانی تکذیب شدند. و همه کارها به سوی خدا بازگردانیده می‏شود».( فاطر: ۴)

 

مشرکان گاهی آن حضرت را مسخره می‌کردند و بدین گونه شخصیت او را در جامعه می‏کوبیدند تا مردم با دیده حقارت به او بنگرند و سخنانش را جدی نگیرند. این عمل نیز باعث آزردگی شدید هر انسانی می‏شود، ولی خداوند برای رفع آزردگی روحی پیامبر(ص) باز تذکر می‏دهد که پیش از تو نیز پیامبران را مسخره می‌کردند:

 

وَ لَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِنْ قَبْلِکَ فَحاقَ بِالَّذینَ سَخِرُوا مِنْهُمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤنَ؛‌ و مسلماً پیامبران پیش از تو نیز مورد ریشخند قرار گرفتند، پس کسانی که آنان را مسخره می‏کردند، سزای آنچه که آن را به ریشخند می‏گرفتند گریبان‌گیرشان شد.» (انبیاء: ۴۱)

 

علاوه بر اینکه خداوند متعال به پیامبر یاد‌آوری می‌کند که پیامبران گذشته نیز چنین مشکلاتی داشتند، در آیه‏ای دیگر از آن حضرت می‏خواهد که به مأموریت خود ادامه دهد و کار مسخره کنندگان را به خدا واگذار کند که خداوند خود کار آن‏ها را خواهد ساخت.۸ همچنین خداوند به‌منظور تقویت روحی پیامبر(ص) در برابر مشکلات پیش رو، در آیات متعددی او را امر به شکیبایی می‏کند و تذکر می‏دهد که این صبر تو برای خداست و تو نباید از توطئه‏ها و دشمنی‏های کافران، دل تنگ شوی یا عکس‌العمل نامناسب نشان بدهی. از جمله این آیات، دو آیه زیر می‌باشد:

 

وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُکَ إِلاّ بِاللّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ لا تَکُ فی ضَیْقٍ مِمّا یَمْکُرُونَ؛ و صبر کن و صبر تو جز به توفیق خدا نیست و بر آنان اندوه مخور و از آنچه نیرنگ می‏کنند دل تنگ مدار. (نحل: ۱۲۷) فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَ لا یَسْتَخِفَّنَّکَ الَّذینَ لا یُوقِنُونَ؛ پس صبر کن که وعده خدا حقّ است و زنهار تا کسانی که یقین ندارند، تو را به سبک‌سری وا ندارند.(روم: ۶۰)

 

پیامبر خدا(ص) برای هدایت مردم رنج بسیار می‏کشید و از اینکه مردم ایمان نمی‏آوردند به شدت اندوهگین می‏شد. خداوند برای تقویت روحی جسم و جان پیامبر(ص) از او می‏خواهد که این چنین خود را به زحمت نیفکند و خودخوری نکند:

 

طه ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقی؛ طاها قرآن را بر تو نازل نکردیم تا به رنج افتی. (طه: ۱) فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلی آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤمِنُوا بِهذَا الْحَدیثِ أَسَفاً؛ شاید، اگر به این سخن ایمان نیاورند، تو جان خود را از اندوه، در پیگیری کارشان تباه کنی. (کهف: ۶) ما وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَ ما قَلی؛ پروردگارت تو را وانگذاشته، و دشمن نداشته است. (ضحی: ۳) فَلا یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ إِنّا نَعْلَمُ ما یُسِرُّونَ وَ ما یُعْلِنُونَ؛ پس، گفتار آنان تو را غمگین نگرداند که ما آنچه پنهان و آنچه را آشکار می‏کنند، می‏دانیم.(یس: ۷۶)

 

کِتابٌ أُنْزِلَ إِلَیْکَ فَلا یَکُنْ فی صَدْرِکَ حَرَجٌ مِنْهُ لِتُنْذِرَ بِهِ وَ ذِکْری لِلْمُؤمِنینَ؛ کتابی است که به سوی تو فرو فرستاده شده است- پس نباید در سینه تو از ناحیه آن، تنگی باشد ـ تا به وسیله آن هشدار دهی و برای مؤمنان پندی باشد.(اعراف: ۲) وَ اصْبِرْ وَ ما صَبْرُکَ إِلاّ بِاللّهِ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ وَ لا تَکُ فی ضَیْقٍ مِمّا یَمْکُرُونَ؛ و صبر کن و صبر تو جز به (توفیق) خدا نیست و بر آنان اندوه مخور و از آنچه نیرنگ می‏کنند دل تنگ مدار.(نحل: ۱۲۷)

 

4. مژده پیروزی

 

اسلام در آغاز بعثت از نظر قدرت ظاهری بسیار ضعیف بود، به گونه‌ای که مشرکان آن حضرت را مسخره می‏کردند که تنها دو نفر به او ایمان آورده‏اند که یکی از آن‏ها زن (خدیجه‌ƒ) و یکی کودک (علی بن ابی طالب‌(ع))۹ و پیش‌بینی اینکه دین حضرت‌ محمد(ص) در اندک زمانی فراگیر خواهد شد و او قدرت عظیمی خواهد یافت، باور کردنی نبود، اما خداوند برای تقویت روحی پیامبر و مسلمانان، با قاطعیت تمام، وعده پیروزی می‏دهد:

 

هُوَ الَّذی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ؛ او کسی است که پیامبرش را با هدایت و دین درست، فرستاد تا آن را بر هر چه دین است پیروز گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند.(توبه: ۳۳)

 

البته پیامبر خدا در زمان حیات خودش پیروزی‏های بزرگی را که نصیب او شده بود مشاهده کرد، مانند فتح مکه که بعضی‏ها آن را فتح مبین خوانده‏اند،۱۰ ولی انجام برخی از وعده‏های خدا فرصت و زمان خاص خود را طلب می‏کرد و در زمان حیات پیامبر امکان تحقق نداشت و لذا خداوند درآیه‏ای از قرآن به این مطلب اشاره فرموده و خاطر نشان می‏سازد که انجام وعده‏ها پس از تو تحقق خواهد یافت:

 

فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ فَإِمّا نُرِیَنَّکَ بَعْضَ الَّذی نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّیَنَّکَ فَإِلَیْنا یُرْجَعُونَ؛ پس صبر کن که وعده خدا راست است. پس چه پاره‏ای از آنچه به آنان وعده داده‏ایم، به تو بنمایانیم، چه تو را از دنیا ببریم به سوی ما بازگردانیده می‏شوند. (غافر: ۷۷)

به‌طور کلی موضوع پیروزی نهایی حق و خط انبیا، یکی از سنت‏های حتمی الهی در تاریخ است و خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن کریم بر این مطلب تأکید فرموده است:

 

وَ لَقَدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلینَ إِنهَُّمْ لهَُمُ الْمَنصُورُونَ وَ إِنَّ جُندَنَا لهَُمُ الْغَالِبُونَ؛ و قطعاً فرمان ما در باره بندگان فرستاده ما از پیش، چنین رفته است که آنان بر دشمنان خودشان حتماً پیروز خواهند شد و سپاه ما هرآینه پیروزمندانند. (صافات: ۱۷۱ـ۱۷۳) کَتَبَ اللّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلی إِنَّ اللّهَ قَوِیٌّ عَزیزٌ؛ خدا مقرّر کرده است که حتماً من و فرستادگانم چیره خواهیم گردید، همانا خدا نیرومندِ شکست‏ناپذیر است.(مجادله: ۲۱)

 

ادامه دارد…

 

پی نوشت:

 

1. شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۱۳۱.

 

2. همو، عیون اخبار الرضا(ع)، ص ۲۱۰.

 

3. مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۲۱۰.

 

4. ابن اثیر، اسدالغابه، ج ۵، ص ۲۶۴.

 

5. فخر رازی مفاتیح الغیب، ج۳۲، ص۲.

 

6. این جریان در کتاب‌های معتبر اهل‌سنت آمده، از جمله: محمدبن مسلم،صحیح مسلم، ج۱، ص۱۰۱ / ابن هشام، السیره النبویه،‌ ج ۱، ص۱۶۴. البته در منابع شیعی نیامده است و مرحوم مجلسی آن را در بحار از مغازی واقدی که از اهل سنت است نقل کرده است (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۱۵، ص ۳۵۲).

 

7. ابن شهر آشوب، المناقب، ج۱، ص۳۳.

 

8
. ابن هشام در سیره خود ذیل عنوان «کفایه اللّه‏ المستهزئین» از کسانی که آن حضرت را مسخره می‏کردند، نام ‏برده و سران آن‏ها را پنج نفر معرفی می‏کند: اسود بن المطلب از بنی اسد، اسود بن عبد یغوث از بنی زهره، ولید بن مغیره از بنی مخزوم، عاص بن وائل از بنی سهم و حارث بن طلاطله از بنی خزاعه که همگی سرنوشت شومی پیدا کردند. رک: ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۲۷۷.

 

9. رک: طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۸ / ابن کثیر،البدایه و النهایه، ج۶، ص۲۲/طبرانی،المعجم الکبیر، ج۱۰، ص۱۸۳.

 

10. برخی مفسران آیه: «إِنّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحًا مُبینًا» (فتح:۱) را ناظر به فتح مکه دانسته‏اند (مانند طبرسی، مجمع البیان، ج۹، ص ۱۶۶ /المواهب اللدنیه، ج۱، ص ۵۱۰.) ولی قول راجح این است که این آیه در جریان صلح حدیبیه نازل شده است.

 

به گفته سیوطی سوره فتح هنگام مراجعت پیامبر(ص) از حدیبیه به مدینه در منطقه کراع الغمیم نازل شد و چون پیامبر خدا آن را بر مردم خواند شخصی گفت: یا رسول‌‌‌اللّه‏ واقعاً این یک پیروزی بود؟ حضرت فرمود: سوگند به کسی که جان محمد در دست اوست، که آن یک پیروزی بود. و از براء نقل می‏کند که بعدها می‏گفت: شماها فتح مکه را فتح می‏دانید، ولی ما فتح اصلی را روز حدیبیه می‏دانیم (جلال‌الدین سیوطی، الدرالمنثور، ج ۶، ص ۶۸) و به گفته واقدی، در اسلام فتحی بزرگ‌تر از حدیبیه نبود.(محمدبن عمر واقدی، المغازی، ج ۱، ص ۶۰۷).

 

این پیمان برای مسلمانان بسیار سودمند بود، چون تا ده سال فکر آنها از طرف بزرگ‌ترین دشمن، راحت می‏شد. پیامبر با این پیمان به نتیجه‏ای رسید که با جنگ‏های متعدد به آن دست نیافته بود و به حق باید آن را پیروزی بزرگی برای مسلمانان دانست که زمینه را برای پیروزی‏های بعدی فراهم ساخت.

 

یعقوب جعفری/استاد و پژوهشگر در علوم قرآن و تاریخ اسلام.

 

منبع: فصلنامه تاریخ در آئینه پژوهش شماره ۲۴

 

www.alvadossadegh.com

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

 

حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱. حمایت ‏های غیبی درزندگی پیامبراکرم/۱.
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید