ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

خانواده در قرآن

فهرست مطالب

برداشت از کتاب خانواده در قرآن، نويسنده: دكتر احمد بهشتي


اگر كسي هميشه سالم باشد و گه گاه به زكامى، تب و سردردي مبتلا نشود ، قدر سلامت نمي داند و در حفظ آن نمي كوشد.
اگر انساني به خطر نيفتد ، قدر آسايش و آرامش را نمي داند و داستان او داستان غلامي است كه وقتي سوار كشتي شد ، شروع به داد و فرياد كرد و سرنشينان كشتي را ناراحت ساخت. حكيمي دستور داد كه : او را به دريا بيفكنند و چون در آستانه غرق شدن و خفگي قرار گرفت دستور داد بيرونش كشند. از آن پس بي سروصدا و آرام در گوشه كشتي خزيد و دم بر نياورد !


فراز و نشيب هاي زندگي و بيماري ها و تندرستي ها و غم و شادي ها براي جامعه و فرد، سازنده است. خانواده هم نمي تواند يك نواخت باشد. آن خانواده اي كه همواره توفان زده اختلافات و كشمكش هاست ، نه محيط جذب و انجذاب ، بلكه محيط دفع و اندفاع است و (عدمش به ز وجود!) و آن خانواده اي كه در آن هيچ گونه انتقاد و بحث و مشاجره اي وجود ندارد ، محيط تفاهم كامل نيست و حتماً طرفين قضيه ، هر چه عقده دارند ، در دل نگاه مي دارند و دردها و رنج ها را بروز نمي دهند و در موارد اعتراض و انتقاد، مهر سكوت بر لب مي زنند و گلايه ها و شكوه ها را همچون آتشي زير خاكستر پنهان مي سازند تا كي شعله كشد و همه چيز را در كام خود بسوزاند!


بعضي از دانشمندان روان شناس معتقدند كه اگر در محيط خانواده ، گه گاه جرّ وبحثي ميان زن و شوهر باشد ، مفيد است و زندگي را از يك نواختي نجات مي دهد و عقده اي در دل كسي باقي نمي ماند و زمينه براي تفاهم و همفكري و هماهنگي بيشتر فراهم مي شود و طرفين ، بهتر مي توانند با همزيستي مسالمت آميز و بلكه عشق آميز ، زندگي كنند و يكديگر را درك نمايند.
واقعيت نيز همين است ، سخن از اين است كه دو انسان ، يكديگر را درك كنند. مسلماً هيچ انساني فاقد نقطه هاي ضعف روحي و عاطفي و اخلاقي نيست. اگر بناست دو انسان به درك كامل يكديگر برسند ، حق اين است كه همه نقطه هاي مثبت و منفي و جنبه هاي قوت و ضعف يك شخصيت ، به ظهور و بروز برسد تا براي ديگري معلوم شود كه اين انسان ، چند درصد قابل اعتماد و دوست داشتني و جذب شدني است.


بنابراين ، پوشاندن عقده ها و گله ها و گلايه ها و اعتراض ها و انتقادها ، حل مشكل نمي كند ، بلكه مولد اشكال است. بهتر اين است كه شخصيت هر كسي آن گونه كه هست ، براي ديگري عريان و آشكار گردد و آن ديگري نيز ، در برابر هر چه قبول ندارد ، بي تحملي خود را عريان و آشكار سازد تا تلاقي نظرها و سليقه ها پيش آيد و حد گذشت و سخت گيري هر يك ظاهر گردد و هر كدام بتواند خود را آن
گونه كه براي همزيستي لازم است، بسازد.


خواننده گرامي توجه دارد كه ما مسأله را دو جانبه مطرح مي كنيم نه يك جانبه


نمي خواهيم به يكي بي اندازه ميدان بدهيم و ديگري را خفه و خاموش كنيم.


مي خواهيم بگوييم :


محيط خانواده ، نبايد محيط قلدري و حاكميت مطلق مرد يا زن باشد. بايد هركس بتواند در برابر نقطه هاي ضعف ديگري اظهار نظر و انتقاد و اعتراض كند و ديگري نيز حق دفاع داشته باشد ؛ اما هر دو بايد توجه داشته باشند كه اين را مقدمه درگيري ها و انتقام جويي هاي طولاني قرار ندهند ، بلكه زمينه ساز تفاهم ها و آشتي هاي بهتر و عميق تر و همه جانبه تر باشد.


لطف زندگي در جنگ و كشمكش طولاني نيست ، بلكه در صفا و صميميت طولاني است. زن و مرد بايد خود ، راز آسايش و آرامش را درك كنند و با توقعات غير معقول ، زندگي را به كام خود و ديگري تلخ ننمايند.


جالب اين است كه بسياري از زن ها و شوهرها ، در ضمن جر و بحث هاي طولاني توجه دارند كه بايد آشتي كنند و در عين حال ، آن چنان تاخت و تاز مي كنند كه گويي هرگز نبايد به يكديگر روي آو
رند. شايد فرخي شاعر به همين درد گرفتار بوده كه مي گويد :


آشتي كردم با او پس از جنگ دراز                   هم بدين شرط كه ديگر نكند با من ناز


زن ها بايد بدانند كه اگر جهاد مرد در سنگرها و جبهه ها و حمله ها و دفاع هاي هوايي و زميني و دريايي است ، جهاد آنها در سنگر مقدس خانواده ، كوشش و تلاش در راه هر چه بهتر شوهرداري كردن است ؛ زيرا امام موسي كاظم(ع) فرمود :
جِهادُ المَرْأَةِ حُسْنُ التبَعُّلِ؛(1)


جهاد زن ، نيكو شوهرداري است.


در عين حال ، اگر روزي ايجاب كرد اين حق براي او محفوظ است كه براي دفاع از مكتب و مبارزه با ظلم و استكبار ، سلاح بر كف گيرد و جان بازي كند.


زن ها فكر نكنند امروز بيدار شده اند و براي دفاع از حقوق خويش حرف هاي تازه اي مي زنند كه گذشتگان نزده اند ، بلكه درصدر اسلام هم زنان مسلمان و روشنفكري بودند كه خدمت پيامبرْ مي رسيدند و حرف هاي خود را مي زدند و جواب مي گرفتند.
اسماء دختر يزيد ، خدمت پيامبر آمد و خود را نماينده زنان ديگر معرفي كرد و مطالب و اشكالات خود را اين گونه توضيح داد :


خداوند تو را به پيامبري مبعوث كرد و ما ايمان آورديم. ما زن ها در خانه ها نشسته ايم و خواسته هاي شما مردان را برآورده مي كنيم و فرزند مي زاييم و شما مردان به نماز جمعه و جماعت و عيادت بيماران و تشييع جنازه و حج پياپي و بالاتر از همه جهاد در راه خدا ، بر ما برتري يافته ايد. در غيبت شما اموالتان را حفظ مي كنيم و لباستان را آماده مي سازيم و فرزندانتان را تربيت مي كنيم ؛ آيا در اجر با شما شريك نيستيم ؟


پيامبرْ رو به اصحاب كرد و فرمود :


آيا هرگز در مسائل و مشكلات دينى ، سخني بهتر از اين از زني شنيده بوديد !


اصحاب عرض كردند : گمان نمي كرديم زني اين گونه سخن بگويد.


سپس رهبر عالي قدر اسلام متوجه او شد و فرمود :


برو به زن ها بگو : اگر شما در برابر همسرانتان ، وظيفه همسري را خوب انجام دهيد و در پي خشنود ساختن آنها باشيد و در راه جلب موافقت آنها كوشش كنيد ، با همه اينها برابري مي كند.


اسماء در حالي كه تكبير و تهليل مي گفت ، خوش حال از پيش پيامبر رفت.(2)


اين حقيقت را هم مردها بايد توجه كنند ، هم خود زن ها كه در وجود زنان آنچه اصالت دارد قهرمان گري درميدان هاي جنگ و سياست و ورزش و … نيست ، بلكه آنان از ديدگاه اسلام (ريحانه) زندگي هستند و همچون گل هاي زيبا لطافت و طراوت دارند و اين لطافت و طراوت را نمي شود به دست توفان هاي متداوم اختلاف و مشاجره و ضرب و جرح ، سپرد كه : جاي گل در گلدان و در محفل انس و صفاست.


به سخن اميرمؤمنان(ع) بينديشيم كه فرمود :


إنَّ المَرْأةَ رَيْحاَنَة وَلَيْسَتْ بِقَهْرَمانَةٍ؛(3) زن در گلزار زندگى ، گل است ، نه قهرمان.


اشاره كرديم كه اگر ضرورت ايجاب كرد ، همين كه لطافت و طراوت گل را دارد ، در جاي خود قهرمان گري هم مي كند و همچون جميله پوپاشاي الجزايري و صدها زن مجاهد و فداكار ديگر ، در عرصه مبارزات رهايي بخش ، قدم به پيش مي گذارد و افتخارآفريني مي كند.(4)


اما پرواضح است كه هرگز نبايد اصل را فداي فرع كرد و هرگز مردي نبايد به دليل قدرت جسمي و بعضي جنبه هاي ديگر ، از ارزش و اعتبار گلي كه در بوستان خلقت ، به نام زن و همسر و مادر و شريك زندگي با يك دنيا طراوت و لطافت روييده و شكفته است ، بكاهد و او را اسير مشت و سيلي و لگد و حربه هاي شكننده و جراحت بار كند.


به راستي كه آيين اسلام ، دقيقاً به ويژگي هاي زن توجه دارد و به مردان هشدار مي دهد كه مبادا اين گوهر ل
طيفي كه وسيله دلگرمي و دلخوشي و صفاي زندگي شماست و بي او هيچ و پوچيد ، تضييع كنيد و رسالت آسماني او را در تحكيم و استوارماندن خانواده، فراموش نماييد.


همه اين ويژگي ها در سخن جاودانه و حكيمانه پيامبر اسلام نهفته است كه فرمود :


زن در محيط خانواده وسيله دلخوشي است. مبادا كسي كه او را مي گيرد ، ضايعش كند. (5)


شرم آور است دستي كه بايد به نشان هماهنگي و صفا و صميميت ، در دست و گردن ديگري باشد ، سيلي هاي گيج كننده و مشت هاي كوبنده و شكننده بزند! احمقانه است كه دستي در برابر شريك زندگي خود گاهي مظهر قهر و خشم و زنندگي و كوبندگي و شكنندگي باشد و گاهي در دست و در گردن او – و لابد براي ارضاي يك جانبه غريزه جنسي خود! – به لطف و نوازش بپردازد!


پيامبر خدا از اين گونه مردم تعجب مي كند و مي فرمايد :


چگونه دستي كه زن را زده است ، به گردن او حلقه مي شود ! (6)


يا مي فرمايد :


آيا همسر خود را مي زنيد و بعد با او دست به گردن مي شويد ؟ (7)


مگر نه قرآن مجيد مي فرمايد :


اگر زن ها شما را اطاعت كنند ، براي اذيت آنها بهانه جويي نكنيد. (8)


بايد حدود وظايف و مسؤوليت هاي هر يك مشخص شود تا اگر تخلف كرد ، قابل مؤاخذه و تعقيب و حتي تنبيه باشد.
اكثر اختلافات خانوادگى ، مخصوصاً اگر از جانب مرد باشد ، نتيجه توقعات و انتظاراتي است كه از حدود وظايف و مسؤوليت هاي هر يك خارج است.


اگر انسان به پرونده هاي دادگاه ها نظري بيفكند ، متوجه مي شود كه بيشترِ شكايات زنان از مردان ، به خاطر ندادن نفقه و تخلف از وظايف شوهري است و به ندرت اتفاق مي افتد كه مردي از زني شكايت داشته باشد كه وظايف لازم خود را انجام نداده است.


زن چه وظايفي دارد حدود اين وظايف چيست ؟


قرآن در يك جمله با معرفي زنان صالح ، حد و مرز وظايف آنها را مشخص كرده و مي فرمايد : فَالصّالِحِاتُ قِانِتِات حِافِظِات لِلْغَيْبِ؛(9)
زنان صالح ، در برابرشوهران مطيع و متواضع اند و در غياب آنها حافظ مال و ناموس آنهايند.


زن شايسته از نظر قرآن ، زني است كه در برابر شوهر (قانت) يعني در آنچه مربوط به وظايف (زناشويى) است و نه چيزهاي ديگر، مطيع و متواضع است. چنين زني در غياب شوهر ، بستر و خانه و ثروت او را در معرض دستبرد خائنان قرار نمي دهد.
اگر در خارج از اين محدوده ، مرد از زن توقعاتي دارد و زن نمي خواهد يا نمي تواند برآورده سازد ، نبايد تحميل و اجبار كرد. در اين جا مرد حق قدرت نمايي و شكايت كردن و پرونده سازي ندارد. چرا با توقعات بي جا انساني را پريشان و محيط زندگي را صحنه نبرد و كشمكش سازيم! اگر هر كسي به وظيفه خود عمل كند و هر كسي مواظب باشد كه توقعات خود را در حدي كه وظيفه و تكليف ايجاب مي كند ، محدود سازد ، زندگى ، آرامش بخش خواهد بود ؛ آن وقت است كه هر كسي قدر گذشت و فداكاري و ايثار ديگران را مي داند و از جان و دل سپاسگزار است.


ما مي گوييم : زن فداكاري كند ؛ مادري كند ؛ در زندگي مشترك خانوادگي هر چه در توان دارد ، به كار بيندازد و هرچه بهتر ، مايه دلگرمي و سربلندي و اطمينان و آسايش شوهر باشد ؛ اما مي گوييم :


مرد هم بايد بداند كه اينها در قلمرو وظيفه و تكليف و مسؤوليت زن نيست. قرآن وظيفه او را محدود كرده است به آنچه گفتيم.
بنابراين ، اگر زن فداكاري مي كند ، خود را طلبكار او نداند و اجرش را ضاي
ع نكند و اگر فداكاري نكرد ، جار و جنجال راه نيندازد و با قهر و غضب و تهديد و ضرب و جرح و پرونده سازى ، او را به آنچه وظيفه اش نيست ، مجبور نسازد. مرد بايد بداند كه در اين زندگي مشترك و در اين پيوند مقدس ، كتاب آسماني اسلام دو وظيفه بر دوش او نهاده و حق هم همين است :


1. انفاق هزينه زندگي زن در حد متعارف و معمول :


قرآن كريم مي فرمايد :


الرِّجالُ قَوّامُونَ عَلَي النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلي بَعْضٍ وَبِما أنْفَقُوا (10)


مردان تكيه گاه زنانند ، به خاطر اين كه خدا بعضي را بر بعضي برتري داده و به خاطراين كه مردان انفاق مي كنند.


واژه (قوّام) در زبان عربي مبالغه (قيّم) است و قيّم به كسي گفته مي شود كه به رفع حوايج زندگي ديگري قيام مي كند و از آن جا كه هم در جامعه و هم در خانواده ، به واسطه نيرومندي بيشتر ، مسؤوليت هاي سنگين تري بر عهده مردان گذاشته شده است قوام و قيم شده اند.


2. حسن معاشرت و رفتار :


قرآن مجيد به مردان چنين دستور مي دهد : وَعاشِرُوهُنَّ بِالمَعْرُوفِ (11) با زنان ، به (خوبى) معاشرت كنيد.


قبلاً گفته ايم كه : مقصود از (معروف) پسنديده و نيكوست و هدف اين است كه در جامعه اسلامى ، نيكي ها معروف و شناخته و بدي ها ، منكر و ناشناخته باشد.


در نظام زندگي اجتماعي و خانوادگى، همه بايد نفع برسانند. معروف و پسنديده ، در اين نظام اين است كه هرعضوي همان طور كه نفع مي رساند ، نفع هم بگيرد و اصالت و استقلال هيچ كس فداي اصالت و استقلال ديگري نشود.


هنگامي كه قرآن از بعضي از سنت هاي ناپسنديده عربي در مورد زنان ، از قبيل
به ارث گرفتن آنها و زير فشار گذاشتن آنها براي آن كه از مهريه خود چشم بپوشند ، سخن مي گويد ، خاطر نشان مي فرمايد كه :


بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ (12) يعنى ، شما زنان و مردان همه اعضاي يك پيكريد و همه به يكديگر نياز داريد و هيچ يك از شما نمي تواند اصالت و استقلال و فرديت ديگري را فداي اصالت و استقلال و فرديت خود سازد.


وَكَيْفَ تَأخُذُونَهُ وَقد أفضي بَعْضُكُم إلي بعض وَأخَذنَ مِنْكُم مِيثاقاً غليظاً (13)


و چگونه آن را مي گيريد ، در صورتي كه شما به يكديگر رسيده (ويگانه شده ايد) و زنان از شما پيماني استوار گرفته اند (و نبايد به يكديگر ضرر بزنيد)


اكنون ، هم چارچوب وظايف مرد مشخص است و هم چارچوب وظايف زن. ما باز درباره اين كه معاشرت مرد در محيط خانواده با همسر چگونه بايد باشد و نيز وظايف متقابل آنها به تفصيل بحث مي كنيم. اين جا مي خواهيم ملاك ها و معيارها را مشخص كنيم تا جلوِ آن گونه اختلافاتي كه زاييده توقعات بي جاست گرفته شود و هركس به وظايف خود آشنا باشد و تخلف نكند و نيز با وظايف ديگري آشنا باشد و توقع اضافي نداشته باشد.


قبل از اين كه درباره كيفيت رفع اختلاف و روش به راه آوردن زن و شوهر براي اداي وظايف خويش ، سخن بگوييم ، تذكر يك نكته قرآني به همه مردان را لازم مي دانيم و آن اين است كه : حسن معاشرت با زنان ، به قدري دامنه اش وسيع است كه حتي اگر در دل نسبت به همسر خويش احساس كراهتي هم بكنند ، نبايد در رفتارِ آنها تأثيري بگذارد.


قرآن در اين باره مي فرمايد :

&#x0 D;

فَإنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسي أنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَيَجْعَلَ اللّهُ فيهِ خَيْراً كَثيراً؛(14) اگر همسرانتان مورد كراهت شما باشند ، بايد توجه داشته باشيد كه ممكن است چيزي را نپسنديد و خدا در همان چيز، خير فراوان قرار دهد.


اين جاست كه خدا در چنين مواردي توصيه به حسن معاشرت كرده و وعده خير فراوان مي دهد.


پي نوشت ها :


1.محمد حسين طباطبايى، تفسير الميزان، ج‏4، ص‏373


2.همان جا


3.همان جا


4.براي شناخت هر چه بهتر قهرمان هاي زنان به دو كتاب: زنان قهرمان و زنان نامدار در تاريخ اسلام، به همين قلم، مراجعه فرماييد.
5.تفسيرالميزان، ج‏4، ص‏373


6.تفسيرالميزان، ج‏4، ص‏373


7.تفسيرالميزان، ج‏4، ص‏373


8.نساء (4) آيه 34


9.همان جا


10.نساء (4) آيه 34


11.نساء (4) آيه 19


12.نساء (4) آيه 19


13.نساء (4) آيه 21


14.نساء (4) آيه 18


http://essay.monajat.org

به این مطلب امتیاز دهید:
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید