ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

زنان و محدودیت های جهانگردی

زنان و محدودیت های جهانگردی

محمدصادق مزینانى

زنان و محدودیت های جهانگردی

در مسائل مربوط به زنان زمینه هاى بررسى و پژوهش بسیار است و کارهاى بر جاى مانده فراوان.
با این که پس از انقلاب اسلامى، کتابها و مقاله هاى فراوانى در این باره نگاشته شده و سمینارهاى بسیارى برپا شده است، ولى هنوز کارى در خور انجام نگرفته است; از این روى، بایسته است پژوهشگران مسائل و معارف اسلامى، با توجّه به گستردگى میدان تحقیق و گوناگونى موضوعها، با همتى بلند و عزمى آهنین در این عرصه به تحقیق و پژوهشهاى بایسته بپردازند و به پرسشهاى گوناگون پاسخ دهند.
از جمله بحثهاى بایسته تحقیق و پژوهش، جایگاه زنان در جهانگردى است که در دو بخش پى مى گیریم:
الف. زنان مسلمان جهانگرد: یعنى زنانى که با اعتقاد و باور به ارزشهاى مکتبى و اسلامى مى خواهند به گردشگرى بپردازند.
ب . زنان غیر مسلمان جهانگرد: یعنى زنان غیر مسلمانى که براى گردشگرى به کشورهاى اسلامى سفر مى کنند.
در هر دو بخش، با پرسش هاى فراوانى رو به رو هستیم که پاسخهاى بایسته اى را مى طلبد. در بخش نخست با پرسشهایى از این دست روبه رو هستیم:
آیا سیر و سفر و گردشگرى زن مسلمان به کشورهاى اسلامى و یا غیر اسلامى جایز است یا نه؟ آیا در این
مسأله بین زن و مرد تفاوت است؟
بر فرض جواز، آیا این حکم، مطلق است یا محدود؟ یعنى آیا سیر و سفر زن محدود به شرایط و آدابى است که رعایت آن از سوى زن واجب باشد یا نه؟ از باب نمونه:
آیا سیر و سفر زن نیاز به اجازه پدر و یا شوهر دارد؟
اگر گفتیم نیاز به اجازه است، حدودآن کدام است؟
آیا بین سفرهاى واجب، مستحب و مباح تفاوت است، و یا همه این ها یک حکم دارند؟
آیا وجود همراه: شوهر یا یکى از محرم هاى دیگر در سفر لازم است یا نه؟
بر فرض این که زن مجاز باشد بدون همراه مسافرت کند، در صورتى که امنیّت جانى، مالى یا آبرویى او تضمینى نداشته باشد، سیر و سفر او چه حکمى دارد؟
اگر بداند که براى گردشگرى در کشورهاى غیراسلامى، باید به پاره اى از گناهان و کارهاى زشت تن در دهد، آیا در این صورت سفر او جایز است یا نه؟ و….
در بخش دوّم، یعنى زنانى که براى جهانگردى به کشورهاى اسلامى وارد مى شوند، پرسشهاى زیر در خور طرح است:
آیا رفت و آمد زنهاى غیر مسلمان، به کشورهاى اسلامى، جایز است یا نه؟
بر فرض جواز، آیا زنان غیر مسلمان، همانند: زنان مسلمان، باید محدودیتهاى شرعى را رعایت کند؟ از باب نمونه: داراى پوشش اسلامى باشند؟ یا مى توانند بدون حجاب در کشورهاى اسلامى به گردشگرى بپردازند؟
اگر گفتیم حجاب براى آنان الزامى نیست، آیا به عنوان ثانوى و ضرورت و یا براساس مصلحت و حکم حاکم اسلامى، مى توان حدود و ضوابطى براى پوشش و یا حتى ورود آنان به کشورهاى اسلامى، وضع کرد؟
رفتار مسلمانان، با آنان چگونه باید باشد؟ آیا نگاه کردن به سروصورت و موهاى آنان جایز است یا نه؟
آیا ورود زنان به مساجد و مشاهد مشرفه جایز است یا نه؟
آنچه در این دو بخش آمد، نمونه اى از پرسشهاى درخور طرح بودند
که تلاش خواهیم کرد در این مقاله، درحدّ توان، بدان پاسخ دهیم.
مشروع بودن گردشگرى زنان مسلمان
درباره سیروسفر و گردشگرى زنان مسلمان دو دیدگاه اساسى وجود دارد:
الف. مشروع بودن: زنان همانند مردان مى توانند با نگهداشت ترازها و معیارهاى اسلامى به گردشگرى بپردازند.
ب . مشروع نبودن: گردشگرى با وظیفه اساسى زن که خانه دارى و بچّه دارى و دورى از جامعه و انظار عمومى است، ناسازگارى دارد. بنابراین، سیروسفر زن، مگر براى انجام واجب، جایز نیست.
در این نوشتار، به دلیلهاى دو دیدگاه یاد شده اشاره مى کنیم و سپس به نقد و بررسى آنها مى پردازیم:

 

 

مشترک بودن زن و مرد در تکالیف الهى
دیدگاه نخست، بر این باور است که در بینش اسلامى، زن و مرد هر دو انسانند، هویّتى یگانه دارند و از گوهرى یگانه برآمده اند.

۱ محور تکلیفها و دستورهاى اسلامى، انسان است. این اوست که بارسنگین مسؤولیت پذیرى را که آسمانها و زمین و کوهها، با همه بزرگى که دارند، تحمّل پذیرش آن را نداشته اند بر دوش گرفت:
(انّا عرضنا الامانه على السموات والارض والجبال فابین ان یحملنها واشفقن منها و حملها الانسان.)


ما این امانت را بر آسمانها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، از تحمّل آن سرباز زدند و از آن ترسیدند، انسان، آن امانت را بر دوش گرفت….


مخاطب انذارها و تبشیرهاى الهى انسان است. قرآن کریم،  پیامها و دستورهاى خود را گاه با واژه هایى فراگیر، همانند: انسان، بنى آدم و الناس، بیان مى کند که این واژه ها بر نوع بشر، بى هیچ تمایزى بین زن و مرد اطلاق مى شوند.
(من عمل صالحاً من ذکر او انثى وهو مؤمن فلنحیینّه حیوهً طیّبه ولنجزینّهم اجرهم باحسن ماکانوا یعملون.)۳

هر زن و مردى که کارى نیکو انجام دهد، اگر ایمان آورده باشد، زندگى خوش و پاکیزه اى به او خواهیم داد و پاداشى بهتر از کردارشان به آنان خواهیم داد.
در آیه اى دیگر مى فرماید:
(انّ المسلمین والمسلمات والمؤمنین والمؤمنات والقانتین والقانتات و الصادقین والصادقات والصابرین والصابرات والخاشعین والخاشعات و المتصدّقین و المتصدّقات والصائمین و الصائمات والحافظین فروجهم والحافظات والذاکرین اللّه کثیرا والذاکرات اعداللّه لهم مغفره واجراً عظیما.)۴


خداوند در این آیه شریفه، ده مادّه ارزشى بسیار مهمّ را ملاک و معیار کمال تقوا دانسته است و به روشنى اعلام مى کند که زن در این عرصه مى تواند پا به پاى مرد، به همه این مراتب و مدارج بالا رود. در دو آیه یاد شده و مانند آن، اساس تکلیفها و ارزشهاى الهى و همچنین پاداش آنها به صورتى یکسان براى مرد و زن بیان شده است.

در پاره اى دیگر از آیات، به روشنى از مشترک بودن زن و مرد درحقوق و واجبات الهى، سخن به میان آمده است از باب نمونه:
در امر به معروف و نهى از منکر۵، شرکت در مسائل سیاسى اجتماعى از جمله: بیعت پیامبر(ص) با زنان۶، آموختن دانش۷، هجرت از دارالکفر به دار الاسلام۸ و… زن و مرد یکسانند.

بر همین اساس، امام خمینى مى فرماید:
(از نظر حقوق انسانى، بین زن و مرد تفاوتى نیست، زیرا که هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت خویش، همچون مرد را دارد.)

بر این اساس، اصل در تکالیف و مسؤولیتهاى اسلامى، بر مشترک بودن است; مگر آن جا که دلیل ویژه اى بر اختصاص داشته باشیم.


با توجّه به همین اصل در جاهایى که خطابهاى شرعى به صیغه هاى مذکّر آمده است، همانند: (یا ایها الذین آمنوا)، یا ضمائر مذکر (کم) و (هم) همه فقیهان و مفسّران حمل بر عموم مى کنند، مگر آن جا که قرینه ویژه اى درمیان باشد.


(قد اجمع المسلمون على کلّ ما فرضه اللّه تعالى على عباده وکلّ ما ندبهم الیه فالرّجال والنساء فیه سواءٌ إلاّ ما استثنى مما هو خاصّ بالنساء لانوثتهنّ فى الطهاره والولاده والحضانه وما رفع عنهن من القتال و غیر ذلک ممّا هو معروف.)
همه مسلمانان بر این باورند که هر چه را خدا بر بندگانش واجب کرده و آن ان را بدان فرا خوانده، زنان و مردان در آن مشترکند، مگر آن مواردى که به سبب زن بودن، ویژه زنان است. از قبیل: طهارت، ولادت، حضانت و… همچنین مواردى که خداوند از آنان تکلیف را برداشته است مانند: جنگ و غیر آن از مواردى که معروف و مشهور است و نیازى به یادآورى آنها نیست.

نتیجه:
در هر جا که در ویژه بودن حکمى از احکام شریعت، به زن یا مرد، تردید داشته باشیم، باید به سراغ دلیل محکم براى ثابت کردن اختصاص برویم، نه به دنبال دلیل، جهت ثابت کردن اشتراک.


بر این اساس، کسانى که در موضوع هاى مربوط به زنان پرسش را به گونه زیر طرح مى کنند نادرست است:


آیا زن حق فلان کار و یا پذیرش فلان مسؤولیت را دارد یا نه؟


زیرا طرح این گونه پرسش از کسانى است که در وظایف و مسؤولیتهاى شرعى، اصل را بر اختصاص نهاده اند، نه بر اشتراک.

 

 

گردشگرى یک ارزش اسلامى


با توجه به اصل اشتراک مرد و زن در تکالیف، آیات و روایاتى که انسان را به سیر و سفر و گردشگرى در روى زمین دعوت مى کنند، ویژه مردان نیستند، زنان نیز در این تکلیف شریکند. در نتیجه زنان، همانند مردان مجازند که به سیر و سفر و گردشگرى بپردازند.


آیات قرآن در این باره به پنج گروه تقسیم مى شود:


۱. در پاره اى از آیات، مسلمانان با اهداف ویژه اى به سیر و سفر و گردشگرى در روى زمین فراخوانده شده اند از جمله:
(قد خلت من قبلکم سنن فسیروا فى الارض فانظروا کیف کان عاقبه المکذبین. هذابیان للناس وهدى و موعظه للمتقین.)


پیش از شما سنتهایى وجود داشت [هر قوم برابر کارها و ویژگیهاى خود سرنوشتى داشتند که شما نیز همانند آن را دارید] پس در روى زمین گردش کنید و ببینید سرانجام تکذیب کنندگان [آیات الهى] چگونه بود؟ این روشنگرى براى همه مردم و هدایت و اندرزى براى تقواپیشگان است.


خداوند در دو آیه بالا و چندین آیه دیگر۱۲، گذشته را با زمان حاضر، و زمان حاضر را با گذشته پیوند مى دهد; از این روى، از انسانها مى خواهد به سیر و سفر بپردازند و در آثار پیشینیان، ملتها و زمامداران و آثار بر جاى مانده از آنان دقّت کنند، تا با بهره ورى از آن، راه زندگى را بیابند.


(هذا بیان للناس) خداوند در آیه بالا، عموم مردم چه کافر و چه مسلمان، چه مرد و چه زن را به سیر و سفر و گردشگرى فراخوانده است.

۲. در بسیارى از آیات کافران و مشرکان۱۳ نکوهش شده اند که چرا براى عبرت آموزى به سیر و سفر نپرداخته اند:
(قل سیروا فى الارض ثم انظروا کیف کان عاقبه المکذّبین.)۱۴
بگو: در زمین گردش کنید، سپس بنگرید سرانجام آنان که آیات الهى را تکذیب مى کردند چه شد؟


خداوند در آیه بالا به پیامبرش دستور مى دهد که مشرکان و کافران را به سیروسیاحت در زمین فرا خواند تا سرانجام کسانى که حقایق را تکذیب کردند با چشم خود ببینند، تا شاید به خود آیند و بیدار شوند و از خودخواهى و لجاجت دست بردارند و حقّ را بپذیرند.


هر چند آیه خطاب به مشرکان و کافران است ولى ویژه آنان نیست، مردان و زنان مسلمان را نیز در بر مى گیرد.


۳. در شمارى از آیات قرآن، سهمى از زکات به (ابن السّبیل) اختصاص داده شده است۱۵; یعنى کسانى که به سفر رفته اند و پولى براى برگشت به خانه و یا وطن خود ندارند. همان گونه که دادن زکات بر زن و مرد واجب است; زن و مردى هم که در راه مانده باشند از این سهم مى توانند استفاده کنند.


۴. قرآن، در برخى از آیات، از زنان مؤمن به عنوان: (سائحات) و از مردان به (سائحین) یاد کرده است.۱۶ سائح به کسى گفته مى شود که براى هدفى درست به گردشگرى مى پردازد.


ییکى از مفسران قرآن مى نویسد: برخى از مفسران (سائحات) را به (صائمات) یعنى زنهاى روزه دار تفسیر کرده اند و سپس در انگیزه آنان مى نویسد:
(اینان، ستایش خداوند را از زنانى که به سیروسفر بپردازند، بعید دانسته اند با این که اگر آداب و شرایط را رعایت کنند سفر آنان جایز و ستایش خداوند بى اشکال است. بالاتر، زنان و مردان، نه تنها در تشویق به سیر و سیاحت که در همه کارهاى سودمند در زندگانى مشترکند. بنابراین، تفسیر، سائحات، به روزه داران بسیار بعید است.)


وى سپس، به سیره پیامبر(ص) و یاران آن حضرت که همسران خود را در جنگها همراه مى بردند استناد جسته است و سیروسفر آنان را به همراه همسران خود نه تنها جایز، که شایسته دانسته در همه سفرها زن و مرد با هم به سیاحت بپردازند.

 در شمارى از آیات نمونه اى از انسانهایى که در زمین به سیروسفر پرداخته اند آمده است۱۹ که مى تواند الگویى براى زنان و مردان مسلمان جهانگرد باشد.


با توجّه به اصل اشتراک در تکلیف و آیاتى که در تشویق به سیروسفر و نکوهش ترک آن و… آمده است، زن همانند مرد مى تواند با شرایط و آداب آن، به سیروسفر بپردازد، مگر آن که دلیل محکم و قانع کننده اى بر ممنوع بودن آن داشته باشیم.


این جاست که باید دلیلهاى کسانى را که مدّعى ممنوع بودن هستند به دقّت بررسى کنیم، تا ببینیم آیا این دلیلها براى چشم پوشى، از اصل اولى و اثبات ممنوع بودن، کافى است یا نه؟

دلیلهاى مشروع نبودن گردشگرى زنان


رچند در فقه، از سیروسیاحت زنان سخنى به میان نیامده است، ولى مبانى اندیشه کسانى که حضور زنان را در اجتماع نمى پذیرند، به روشنى بر ممنوع بودن گردشگرى آنان نیز دلالت دارد; چرا که گردشگرى زنان مصداق کاملى از حضور آنان در اجتماع است.


براین اساس، دلیلهاى مشروع نبودن جهانگردى زنان، همان دلیلهایى است که از سوى مخالفان براى حضور زنان در اجتماع بدان استناد شده است:
۱
. آیات قرآن:
باورمندان به ممنوع بودن حضور زنان در اجتماع به آیاتى استناد کرده اند، از جمله:
(وقرن فى بیوتکن ولاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولى.)۲۰
درخانه هاى خود بمانید و همانند جاهلیت نخستین، با خودنمایى و خودآرایى از خانه بیرون نروید.


مخاطب آیه شریفه، گرچه زنان پیامبرند، ولى ویژه آنان نیست. برابر این دستور شریف، قرآن، زنان مسلمان را به خانه نشینى و پیوند و معاشرت نداشتن با نامحرمان دستور داده است. بنابراین، هر کارى که با این فرمان الهى ناسازگار باشد، انجام آن براى زنان، جایز نیست. سیروسفر و گردشگرى به طور طبیعى بیرون رفتن از خانه و ارتباط با نامحرمان، بالاتر ارتباط با بیگانگان و کافران را در پى دارد. بنابراین، روا نیست که زنان مسلمان به سیروسفر و جهانگردى بپردازند.


پاسخ:
برابر باور بسیارى از مفسران و فقیهان با توجّه به صدر و ذیل آیه شریفه، دستور یاد شده ویژه زنان پیامبر(ص) است.
و بر فرض فراگیر بودن، مقصود از (قرن فى بیوتکن) خانه نشینى و انزواى از جامعه نیست و گرنه زنان پیامبر(ص) که مخاطبان اصلى آیه شریفه اند، هیچ کدام، چه در زمان حیات آن حضرت و چه پس از آن، به این دستور عمل نکرده اند۲۱. سیره خود پیامبر(ص) نیز خلاف این بوده است۲۲. آن بزرگوار زنان خود را به سفر مى برد و آنان را از بیرون رفتن از خانه باز نمى داشت. بنابراین، مقصود از این دستور آن است که زن با هدف خودنمایى از خانه بیرون نرود، نه این که هیچ گاه حق بیرون رفتن نداشته باشد. زنان پیامبر(ص) در جامعه آمدوشد داشته اند مردان به حضورشان مى رفته اند که احادیث پیامبر(ص) را از آنان بشنوند.
افزون بر این، هیچ فقیهى به مقتضاى ظاهر این آیه شریفه، فتوا به واجب بودن خانه نشینى و حرام بودن آمدوشد زنان را در جامعه نداده است.
خداوند در جاى دیگر مى فرماید:


(واذا سألتموهن متاعاً فاسئلوهن من وراء حجاب ذلک اطهر لقلوبکم وقلوبهن.)


اگر از زنان پیامبر چیزى خواستید، از پشت پرده بخواهید. این کار، هم براى دلهاى شما و هم براى دلهاى آنان پاکیزه تر است

.
گفته اند از آیه شریفه بالا استفاده مى شود که زن باید در خانه بماند و هیچ گونه پیوندى با مردان نداشته باشد و; اگر خواست با مردى بیگانه و نامحرم سخن بگوید از پشت پرده با او سخن بگوید. بنابراین، حضور او درعرصه هاى اجتماعى از جمله سیرو سفر به هیچ روى جایز نیست

.
با توجه به صدر آیه: (یا ایها الذین آمنوا لاتدخلوا بیوت النّبی…) و ذیل آن: (ومالکم ان توذوا رسول اللّه ولاتنکحوا ازواجه…) دستور یاد شده ویژه زنان پیامبر(ص) است. عربهاى مسلمان بدون اجازه و سرزده وارد اتاقهاى پیامبر(ص) مى شدند.

زنان پیامبر(ص) نیز در آن جا بودند. آیه آمد که بدون اجازه داخل نشوید وقتى مى خواهید چیزى از زنان پیامبر(ص) بگیرید، از پشت پرده بخواهید بدون این که داخل خانه شوید. این کار براى پاکیزگى دل شما و آنان بهتر است


بر فرض فراگیر بودن آیه، مقصود این نیست که زنان به هیچ روى حقّ معاشرت با مردان را ندارند وگرنه همان گونه که در نقد برداشت از آیه پیش آوردیم، زنان پیامبر و حتى خود آن حضرت باید نخستین کسانى باشند که به این دستور عمل نکرده اند; چرا که آن بزرگوار، با همسران خود به سفر مى رفت.۲۵ زنان آن حضرت نیز در میان اجتماع آمدوشد داشتند. مردم نیز به خانه آنها رفت و آمد داشتند و با آنها گفت وگو مى کردند.


(نهى رسول اللّه(ص) ان یدخل الرجال على النساء الاّ باذنهن.)۲۷
پیامبر(ص) ازاین که مردان بدون اجازه وارد بر زنان گردند نهى کرد.
افزون بر این، سیره و عمل پیامبر(ص) با این برداشت ناسازگار است. پیامبر اسلام(ع)، هم به خانه همسرانش و هم به خانه دخترش فاطمه زهرا(س) با یاران خود رفت و آمد داشتند، از باب نمونه: جابربن عبداللّه انصارى، همراه پیامبر از فاطمه زهراء(س) عیادت کردند.۲۸
به نقلى دیگر: پیامبر(ص) با شمارى از یارانش براى عیادت زهراء(س) به قصدخانه آن بزرگوار حرکت کردند، هنگامى که در زدند به فاطمه(ع) فرمود:
(شدى علیک ثیابک فانّ القوم جائوا یعودونک.)۲۹
خودت را بپوشان گروهى به عیادت تو آمده اند.
فاطمه در پاسخ گفت:
(چیزى جز یک عباى کوچک ندارم.)
پیامبر(ص) عباى خودش را از پشت در به او داد و فرمود: (شدّى بها رأسک) سرت را با این عبا بپوشان. پس از آن پیامبر(ص) با یاران به خانه درآمدند و از حال آن بزرگوار جویا شدند.
. احادیث
از دلیلهایى که ممکن است بر ممنوع بودن زن از سیروسفر و گردشگرى استناد شود، روایاتى است که صداى زن را (عورت) دانسته اند.۲۰ و از سلام کردن بر آنان بازداشته اند.۳۱ در گذشته برخى، بر اساس همین روایات فتوا داده اند که شنیدن صداى زن نامحرم، حرام است.
گردشگرى لوازمى دارد از جمله: خارج شدن از منزل، ارتباط با نامحرم و سخن گفتن با آنان را در پى دارد، بنابراین، جایز نیست که زنان به سیروسفر بپردازند.

 

 

نقد و بررسى
آیا صداى زن عورت است؟ و اگر در حدیث آمده که در برخورد با زنان ابتداى به سلام نکنید و یا این که سلام ندهید، چون صداى آنها عورت است و جایز نیست مردى صداى آنان را بشنود و یا قضیّه چیز دیگرى است؟


صاحب جواهر، پس از نقل روایات و اشاره به برخى از فتاوا در این باب، مى نویسد:


(ولکن ذلک کلّه مشکل بالسیره المستمره فى الاعصار والامصار من العلماء والمتدینین وغیرهم على خلاف ذلک، وبالمتواتر او المعلوم مما ورد من کلام الزهراء وبناتها علیها و علیهن السّلام، ومن مخاطبه النساء للنبى(ص) و الائمه(ع) على وجه لایمکن احصاؤه ولاتنزیله على الاضطرار لدین او دنیا بل قوله تعالى: (فلاتخضعن بالقول) دال على خلاف ذلک ایضاً، ولعله لذا وغیره صرح جماعه کالکرکى والفاضل فى المحکى عن تذکرته و غیرهما ممّن تاخر عنه کالمجلسى و غیره بالجواز، بل بملاحظه ذلک یحصل للفقیه القطع بالجواز فضلاً عن ملاحظه احوالهم فى ذلک الزمان، من کونهم، اهل بادیه، وتقام المآتم والاعراس و غیرها فیما بینهم، ولازالت الرجال منهم مختلطه مع النساء فى المعاملات والمخاطبات وغیرها.)۳۳


عورت بودن صداى زن و حرام بودن شنیدن صداى او با استناد به روایاتى که گذشت، درست نمى نماید; زیرا با سیره پایدار عالمان دینى و انسانهاى متدین و غیر آنان، در همه دوره ها و شهرها ناسازگار است. به نقل متواتر و معروف فاطمه زهرا(س) و دختران آن بزرگوار، با مردم سخن گفته اند (اگر صداى زن عورت بود آنان به چنین کارى دست نمى زدند.)


پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) در جاهاى بسیارى با زنان به گفت وگو پرداخته اند، به گونه اى که شمارش این گفت وگوها ممکن نیست. همچنین نمى توان این گفت وگوها را از باب اضطرار در دین یا دنیاى آنان دانست [چون در بسیارى از این موارد چنین اضطرارى نبوده است و یا راه دیگرى براى پرسیدن مسائل وجود داشته است].
آیه شریفه: (فلا تخضعن بالقول)۳۴ نیز با این برداشت (عورت بودن صداى زن) ناسازگار است. [چون در این آیه، از زنان خواسته شده است که خضوع در گفتار نداشته باشند نه این که حقّ حرف زدن با مردان را ندارند].


شاید به سبب همین شواهد و مانند آن بوده است که گروهى از فقها چون: محقق کرکى، علامه حلّى و غیر آن دو، از کسانى که پس از آنها آمده اند مانند: علامه مجلسى و غیر او به جایز بودن فتوا داده اند [یعنى گفته اند: صداى زن عورت نیست و شنیدن آن نیز جایز است] با توجه به این همه شواهد، فقیه یقین پیدا مى کند که صداى زن عورت نیست.

افزون بر اینها، با اندک دقّتى در زندگى مردم صدر اسلام که بیش تر آنان در بیابان زندگى مى کردند، در مجالس عزا و عروسى، در خرید و فروشها و آمدورفتنها زنها و مردها با هم بوده اند… [همه این ها نشانگراین است که صداى زن عورت نیست و شنیدن صداى او نیز جایز است].


آیه الله حکیم نیز، حرمت شنیدن صداى زن را بر خلاف سیره مستمره قطعى مسلمانان دانسته است. او نیز، همانند صاحب جواهر، اشاره مى کند که زنها از صدر اسلام، تاکنون، پیوسته در بازارها، صحنه هاى جنگ، در خانه هاى خود و آمد و رفتنها با مردها سخن مى گفته اند و کسى نگفته است که عمل آنان با اسلام ناسازگارى دارد.۳۵


۲
. در برابر آن روایات، روایاتى داریم که پیامبر(ص)۳۶ و على(ع)۳۷ به زنان سلام مى کردند و آنان نیز جواب مى دادند. اگر صداى زن عورت بود چگونه رسول خدا(ص) و على(ع) بدون هیچ ضرورتى ابتداى به سلام مى کردند.

شاید جمع این روایات به این باشد: سخن گفتن زن عورت نیست، امّا در صورتى که تهییج نامحرمان را در پى داشته باشد همان گونه که آیه شریفه: (فلا تخضعن بالقول) به آن اشاره کرده است جایز نباشد. در روایت نیز آمده است که على(ع) به زنان سلام مى کرد، امّا بر زنان جوان سلام نمى کرد و در علّت آن مى فرمود:


& lt;/SPAN>(مى ترسم که صداى او مرا به گناه وادارد و بیش از آن که ثواب ببرم گناه کرده باشم.)۳۸


۳
. از روایات دیگرى نیز استفاده مى شود که صداى زن عورت نیست از باب نمونه:
ابى بصیر مى گوید: در حضور امام صادق(ع) بودم که امّ خالد، اجازه خواست که به حضور آن حضرت مشرف شود. امام(ع) به من گفت:
(ایسرک ان تسمع کلامها؟ قلت نعم. فاذن لها واجلسنى معه على طنفسته قال: ثم دخلت فتکلمت فاذا هى امرأهٌ بلغیه فساله عنها…)۳۹
مى خواهى سخنان امّ خالد، را بشنوى؟
گفتم: بله.
امام به او اجازه حضور داد، و مرا در کنار خود نشاند.
امّ خالد، داخل شد و سخن گفت. او، زنى فصیح بود و شیوا سخن مى گفت.
امّ هیثم، یکى دیگر از زنان مسلمان است که همراه با شوهر خود در سپاه معاویه بوده است، ولى چون پیرو على(ع) بوده، اخبار سپاه معاویه را به على(ع) مى داده است.۵۵
اینها و دهها نمونه بارز دیگر، حکایت گر حضور فعّال زنان در اجتماع و سیروسفر آنان براى کمک رساندن به مجاهدان اسلام بوده است.


اگر صداى زن عورت بود، هرگز امام صادق(ع) اجازه نمى داد که ابى بصیر بنشیند و به سخنان نامحرم گوش دهد. اگر صداى زن همانند دیگر اعضا و جوارح او براى نامحرم حرام بود، امام(ع) نخستین کسى بود که از آن پرهیز مى کرد. در صورتى که برابر حدیث بالا، نه تنها ابوبصیر را از آن منع نکرد که او را تشویق به شنیدن سخنان، امّ خالد 
نیز کرد.


افزون بر این، پس از شهادت امام صادق(ع) ابى بصیر نزد همسر امام صادق(ع) براى تسلیت گویى رفت در هنگام ورود، امّ حمیده با دیدن ابوبصیر، به گریه افتاد ابوبصیر نیز، از گریه او گریان شد پس از آن امّ حمیده گفت:
(امام(ع) به هنگام مرگ چشمانش را باز کرد و فرمود: همه بستگان مرا گردآورید، پس از آن که همه جمع شدند به آنان نگاهى کرد و فرمود: (انّ شفاعتنا لاتنال مستخفاً بالصلوه) شفاعت ما به کسى که نماز را سبک بشمارد نمى رسد.)


اگر صداى زن عورت بود و گفت وگوى او، با مردان نامحرم حرام، پس چگونه ابى بصیر براى تسلیت به خانه امّ حمیده مى رود و او نیز جریانى که به هنگام مرگ امام(ع) رخ داده است، شرح مى دهد.


بنابراین، اگر زن به صورت عادى و به شکل طبیعى سخن بگوید به هیچ روى، حرام نیست. بله، زنان باید به گونه اى سخن بگویند که سبب تحریک و تهییج مردان بیگانه نشوند و بر فرض این که تحریک آمیز سخن بگویند صدایشان عورت نیست، بلکه آن گونه سخن گفتن نارواست.


از این روى، بسیارى از فقیهان چون: آیه اللّه حکیم، امام خمینى۴۱ و بسیارى دیگر از بزرگان فقه، همانند: صاحب جواهر، شیخ انصارى، علامّه حلّى، محقق کرکى و… شنیدن صداى زن را جایز دانسته اند.


مرحوم سید محمد کاظم یزدى در عروه الوثقى مى نویسد:
(لابأس بسماع صوت الاجنبیه ما لم یکن تلذّذ و ریبه… ویحرم علیها اسماع الصوت الّذى فیه تهییج للسامع بتحسینه وترقیقه، قال تعالى: فلاتخضعن بالقول فیطمع الذى فى قلبه مرض.)


شنیدن صداى زن نامحرم در صورتى که به قصد لذت بردن و ترس از گرفتار شدن به گناه نباشد، جایز است. حرام است بر زن به گونه اى سخن بگوید که سبب تحریک شنونده شود، مثل این که که صدایش را نازک کند و زنانه سخن بگوید. خداوند مى فرماید: در سخن گفتن نرمش به کار نبرید تا بیماردلان در شما طمع نورزند.

 

ادامه دارد…

 

منابع: مــجــلــه فقه شماره ۱۴

 

http://www.dte.ir

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor
موسسه قرآن و نهج البلاغه

 

زنان و محدودیت های جهانگردی. زنان و محدودیت های جهانگردی. زنان و محدودیت های جهانگردی. زنان و محدودیت های جهانگردی. زنان و محدودیت های جهانگردی. زنان و محدودیت های جهانگردی

 

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید