ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

زهرا سلام الله علیها فديه علي عليه السلام است

به راستي رسول صلي الله و عليه و آله وسلم چه مقصدي دارد که دست زهرا سلام الله عليه
ا را گرفته و به مردم اين‌گونه معرفي‌اش مي‌کند
:


«هر که او را مي‌شناسد که مي‌شناسد و هر که نمي‌شناسد بداند او فاطمه دختر من است و پاره تن من و قلب من است، هر کس او را بيازارد مرا آزرده و هر که مرا بيازارد خدا را آزرده است.»[1]


چقدر پر معناست که رسول خدا صلي الله و عليه و آله وسلم پس از نزول آيه تطهير تا آخرين روزهاي حياتش صبح‌ها براي اقامه ی نماز صبح بر دَرِ خانه زهرا سلام الله عليها بايستد و اين آيه را با صداي بلند بخواند.[2]


و پرمعناتر احترام و اکرام شگفت‌آور رسول صلي الله و عليه و آله وسلم به زهرا سلام الله عليها، تا آن حد که در برابر او مي‌ايستد و دست و سينه او را مي‌بوسد و آنگاه مي‌گويد: «من از زهرا بوي بهشت استشمام مي‌کنم، پدر فدايش باد». تعابيري مثل: «محبت زهرا سلام الله عليها باعث جدايي از آتش است» و يا «او ملاک حق و باطل و ميزان و سلم و حرب است»؛ و يا «اگر زهرا سلام الله عليها نبود براي علي عليه السلام مانندي نبود»؛ و يا «زهرا سلام الله عليها از نور عظمت خدا آفريده شده است»؛ و يا «نخستين شخصي که داخل بهشت مي‌شد زهرا سلام الله عليها است»؛ و يا «من از زهرا سلام الله عليها هستم و او از من است»؛ و يا «فاطمه سلام الله عليها پاره تن من است»؛ و يا «غضب فاطمه سلام الله عليها غضب خداست».
اين‌گونه تعابير و تجليل‌ها و معرفي کردن‌ها، عادي و معمولي نيست. گويا رسول صلي الله و عليه و آله وسلم علاوه بر بيان عظمت و فضايل بلند زهرا سلام الله عليها مقصد ديگري را هم تعقيب مي‌کند و مي‌خواهد براي مردم نشانه هدايت و حجتي، و براي علي عليه السلام پشتوانه و ياوري بگذارد.
زهرا سلام الله عليها فديه علي عليه السلام است، زهرا سلام الله عليها رفت تا علي عليه السلام بماند، آن هم چقدر آگاهانه و بيدار. درد زهرا سلام الله عليها درد خودش و زخم‌هايش نيست. درد محروميت همه انسان‌ها از وجود علي عليه السلام و فقدان ولي‌الله است. عمق اين معاني را هنوز زود است که آن بي‌خبرها بفهمند.
او پس از کودتاي سقيفه، شب‌ها دست حسنين را گرفته و با علي عليه السلام بر در خانه‌هاي مهاجر و انصار مي‌رفت و از آنها در حمايت از علي عليه السلام ياري مي‌طلبيد.[3] و آنها را به ياد بيعتشان در عقبه و غدير و ديگر سفارش‌هاي رسول در حق علي عليه السلام و درياي فضايل او مي‌انداخت تا شايد بتواند براي علي عليه السلام چهل ياور فراهم کند، زيرا از علي عليه السلام شنيده بود که مي‌گفت: اگر چهل ياور داشتم در خانه نمي‌نشستم. و آنها هم يا در را باز نمي‌کردند و جوابي نمي‌دادند و يا وعده مي‌دادند اما حاضر نمي‌شدند. زهرا سلام الله عليها تا چندين شب اين‌گونه عمل کرد، اما تنها چهار نفر بر سر قرار مي‌آمدند.
و اما اينکه چرا حسنين عليه السلام را به همراه خود مي‌برد، نه به اين خاطر است که ترحم آنان را برانگيزد، بلکه به خاطر زمينه‌هايي بود که رسول صلي الله و عليه و آله وسلم بيدار و آگاه از قبل براي آن دو فراهم کرده بود؛ به طوري که با حضور اين دو و يادآوري آن زمينه‌ها، احتمال اينکه ا
ز خواب غفلت بيدار شوند بيشتر مي‌شد؛ چون همه مي‌دانستند که اين دو در آيات مباهله و تطهير و آيه «يطعمون الطعام علي حبّه مسکيناً و يتيماً و اسيراً» داخلند. و رسول صلي الله و عليه و آله وسلم گذشته از احاديث «ثقلين» و «سفينه» و «خلفاء اثني عشر» و… در مورد اين دو مکرر مي‌فرمود: «هذا ابناي و ابنا ابنتي اللهم اني احبهما و احب من يحبهما» و «الحسن و الحسين امامان قاما او قعدا» و «احسن و الحسين سيدي شباب اهل الجنه» و «انا سلم لمن سالمتم و حرب لمن حاربتم» و «احب اهل بيتي الي الحسن و الحسين» و شهادت آنها را در حالي که خردسال بودند پذيرفت و نيز در بيعت رضوان (شجره) با آنکه هنوز خردسال بودند با آنها بيعت کرد و در هنگام نماز آن قدر در سجده ماند تا آنها خود از شانه‌هاي رسول صلي الله و عليه و آله وسلم کنار رفتند و هنوز هم مي‌توان جاي بوسه‌هاي رسول صلي الله و عليه و آله وسلم را که بر گونه‌هاي آن دو نقش بسته، ديد و گرمي آن را حس کرد.[4]

به هر حال اينها و جز اينها باعث مي‌شد که زهرا سلام الله عليها دست حسن و حسين عليه السلام را گرفته و به همراه خود ببرد. اما گويا آنان آنچنان خود را به خواب زده‌اند و بلکه مرده‌اند که مسيح که هيچ، حتي دم خدايي فاطمه سلام الله عليها هم نمي‌توانست آنان را زنده کند. «خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَه»[5].

برگرفته از کتاب چشمه در بستر


پی نوشت:


[1]. بحار، ج 43، ص 54 و بسياري مدارک ديگر.
[2]. فاطمه زهرا، علامه اميني، ص17؛ الاسلام و الشعيه، محمود شهاب، ج 1، ص 223 به نقل از
مسند احمد حنبل.

[3]. المامه و السياسه، ج 1، ص 12؛ اعلام النساء، ج 4، ص 114.
[4]. ر، ک: الحياه السياسيه للامام الحسنعليه السلام في عهد الرسولصلي الله و عليه و آله وسلم و الخلفاء الثلاثه، جعفر مرتضي.
5
]
]. سوره بقره/7.


http://yazahra.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید