ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

شاخص هاي فرهنگ شادي و لذت در اسلام

شادي و لذت در اسلام

منبع: روزنامه كيهان، شماره 20293

 

نویسنده: فرشته محیطی

 

 فرهنگ رفتاری براساس الگوهای رفتاری مشخصی شكل می‌گیرد كه توده‌های مردم در یك فرآیند جامعه پذیری، آن را پذیرفته و نهادینه ساخته و به شكل سنت و آداب و رسوم به كار می‌گیرند، به طوری كه به عادت دوم مردم تبدیل می‌شود و امكان تخلف و مخالفت با آن نیست یا بسیار كاهش می‌یابد؛ زیرا فرهنگ رفتاری به عنوان هنجارهای پذیرفته شده جامعه هرگونه مخالف یا مخالفتی را طرد كرده و به شدت با آن مقابله می‌نماید.

 

اسلام به عنوان دین الهی، سبك خاصی از زندگی را معرفی می‌كند و در این راستا، الگوهای رفتاری خاصی را نیز تجویز كرده و بر آن است تا به شكل فرهنگ رفتاری در میان مسلمانان درآید. شناخت الگوهای رفتاری از منظر اسلام می‌تواند نقش مهمی را در مهندسی فرهنگی جامعه ایفا كند. یكی از موضوعات مهم در این حوزه، فرهنگ چگونگی تفریح، شادی و لذت بردن از زندگی است. نویسنده در این مطلب بر آن است تا گوشه ای از مهم‌ترین مسایل این حوزه را براساس آموزه‌های وحیانی اسلام تبیین كند.

 

 

 

اهمیت شادی و لذت در زندگی بشر

 

انسان سعادت و خوشبختی را در دو مولفه آرامش و آسایش می‌جوید. هر انسانی جوینده خوشبختی است و بر آن است تا از نظر روانی و روحی در امنیت و آرامش باشد و از نظر مادی، به همه نیازهای جسمی او پاسخ مناسب داده شود. از این رو همه همت و تلاش خویش را مصروف این معنا می‌كند. البته ممكن است انسان در مصادیق آرامش و آسایش به خطا برود و چیزی را كه موجب آرامش و آسایش نیست به خطا عامل آن بداند یا آرامش و آسایش را در چیزی بداند كه خود نفی كننده آن دو است.

 

با این همه، هر انسانی به این دو عنصر به عنوان كمال توجه دارد و هنگامی كه از خوشبختی سوال
می‌شود، با توجه به میزان آرامش و آسایشی كه در آن است و در گمان و پندار، خود را در حد و سطح می‌یابد، پاسخ می‌دهد. هنگامی كه درباره خوشبختی دیگران سخن می‌گوید به این دو عنصر به عنوان ملاك تعیین خوشبختی توجه دارد و همه معنای خوشبختی را در آن دو می‌داند و می‌جوید.

 

شادی به معنای سرور و خوشحالی و حتی فرح و خنده، بازتاب هایی از معنای وجود عنصر خوشبختی روانی در شخص است. حتی هنگامی كه شخص از زندگی لذت می‌برد و آسایش خویش را مورد دقت و لحاظ قرار می‌دهد، نوعی احساس خشنودی و خرسندی در خود می‌یابد كه بیانگر خوشبختی است.

 

البته هر انسان خردمندی از كوتاهی خوشبختی و ترس از دست رفتن آن، در رنج است؛ هر چند كه گاه خود را به غفلت می‌زند و نمی خواهد از احساس خوشبختی كه در وجود خود می‌یابد و موجب شادی و سرور او می‌شود و از این حالت لذت می‌برد، بیرن آید و چیزی موجب اختلال آن حالت و احساس شود؛ اما هرازگاهی خود را با پرسش‌های بزرگی مواجه می‌بیند كه نوع احساس خوشبختی را در او كاهش می‌دهد یا اختلال در آن ایجاد می‌كند؛ زیرا افرادی را می‌بیند كه عناصر خوشبختی را از دست داده اند یا با مرگ دوستان و آشنایان و یا حتی بیگانگان روبه رو می‌شود. اینجاست كه در عین احساس خوشبختی رگه‌هایی از ناخرسندی و ناخشنودی از دست دادن آن، وی را دگرگون می‌سازد.

 

با این همه، هر انسانی، خوشبختی و مصادیق عینی آن یعنی لذت و شادی را دوست می‌دارد و در تلاش آن است كه بدان به طور دائمی یا حتی موقت و ناپایدار برسد.

 

شادی و سرور در قلب پدید می‌آید و در چهره و رفتار، خود را نشان می‌دهد. گشاده رویی و نشاط و بشاش بودن از آثار طبیعی شادی و سرور درونی و روانی است. از آن جایی كه شادی دارای مراتبی است، بازتاب و آثار آن نیز متفاوت است. شادی و سروری كه انسان از خوشبختی خود دارد، یك نشاط دایمی و آرامش روانی را در درون شخص موجب می‌شود و از اضطراب و تشویش در امان است. هنگامی كه با چنین اشخاصی مواجه می‌شویم، آرامش را از همه وجودشان احساس می‌كنیم و در كلام و رفتار و كردارشان نشانه‌های آن را می‌یابیم. تبسم، جلوه چنین سرور و آرامش و شادی باطنی است.

 

اگر عامل شادی، عامل هیجانی باشد، به طور طبیعی واكنش‌ها و آثار و بازتاب‌های آن نیز هیجانی خواهد بود؛ از این رو خنده یا حتی رقص و حركات موزون و یا خواندن و قهقهه زدن می‌تواند باتوجه به سطح هیجان زایی عامل، از آثار و بازتاب‌های شادی و سرور باشد.

 

از آنجایی كه عوامل هیجانی می‌تواند شخص را از حالت عادی و طبیعی و اعتدال بیرون برد، آموزه‌های اسلامی و قرآنی بر مدیریت آن تاكید می‌كند و خواهان آن است كه شخص هنگام مواجهه با عوامل هیجانی سرور و شادی، خود را كنترل كند و آن را به شكل فرح و حركات‌های رفتاری غیرارادی و نامناسب مانند خنده بلند و قهقهه و رقص و مانند آن نشان ندهد. (غافر، آیه 75)

 

خداوند در این آیه با مقید كردن «فرح» و سرور به «بغیرالحق» به این مسئله توجه می‌دهد كه «فرح» و شادمانی گاهی به حق و پسندیده است و گاهی دیگر امری باطل و مورد سرزنش است. (مجمع البیان، ج 7-8، ص 828)

 

شادی و نشاط نیاز طبیعی انسان است و در همه افراد وجود دارد و باید به درستی به آن پاسخ داده شود. استاد مطهری، نیاز به شادی و نشاط را مانند نیاز به غذا می‌داند كه ضرورتی اساسی برای ادامه حیات و سلامت جسم و روان انسان است.

 

به هر حال، انسان بطور طبیعی نیازمند شادی و سرور است و اصولاشادی و سرور چه از نوع هیجانی یا غیرهیجانی آن، بیانگر وجود عناصر خوشبختی در زندگی است.

 

 

 

شادی و سرور، نیاز زندگی

 

براساس آنچه گفته شد معلوم می‌شود كه شادی و سرور یك نیاز طبیعی برای زندگی انسان است؛ زیرا انسان در اندیشه خوشبختی و تلاش برای آن است و شادی و سرور نشانه‌هایی از وجود عناصر خوشبختی یعنی آرامش و آسایش است.

 

البته شادی و سرور واقعی همان سرور غیرهیجانی است كه ریشه در احساس خوشبختی دارد كه عوامل آن غیر از علل و عوامل سرور هیجانی است. براساس آموزه‌های قرآنی، سرور غیرهیجانی كه ریشه در احساس خوشبختی دارد برخاسته از ایمان به خدا، اتصال به او، اخلاص، رض
ایت و خشنودی خداوند، عمل صالح و مانند آن است. (انسان، آیات8 تا 11؛ انشقاق، آیات7 تا 9؛ عاشیه، آیات8و 9)

 

امام علی(ع) درباره این نوع از سرور و شادی می‌فرماید: شادی انسان از بدست آوردن چیزی است كه هرگز آن را از دست ندهد.

 

تنها چیزی كه انسان همواره با آن شاد است و هرگز آن را از دست نمی دهد و به همین سبب اندوهی از گذشته و ترسی از آینده ندارد، شادی وصال الهی و خدایی شدن و خشنودی و رضایت اوست.

 

از نظر امیرمومنان علی(ع) اهل ایمان دارای فرح و شادی ظهور یافته ای هستند كه از فضل و رحمت الهی به ایشان می‌رسد. (نهج البلاغه، خطبه192)

 

شادی، زندگی را خوشایند می‌سازد و اشتیاق برای پرداختن به فعالیت‌های اجتماعی را آسان می‌كند. انسان در زندگی روزمره خ
ود نیازمند شادی و سرور است. امیرمومنان علی(ع) درباره اهمیت لذت و شادی در زندگی روزمره انسان در دنیا می‌فرماید:

 

مومن باید شبانه روز خود را به سه بخش تقسیم كند: زمانی برای نیایش و عبادت پروردگار؛ زمانی برای تامین هزینه‌های زندگی؛ و زمانی برای واداشتن نفس به لذت هایی كه حلال وزیباست. خردمند را نشاید جز آن كه در پی سه چیز حركت كند: كسب حلال برای تامین زندگی؛ یا گام نهادن در راه آخرت، یا به دست آوردن لذت‌های حلال. (نهج البلاغه، حكمت 390)

 

حضرت رضا(ع) در بیان ضرورت شادی و تفریح، جایگاه ویژه‌ای در تقسیم بندی اوقات و نظم روزانه اختصاص داده‌اند و توصیه نموده‌اند:

 

ساعتی از روز را به تفریحات خود اختصاص دهید و از مسرت و شادی ساعات تفریح، نیروی انجام وظایف وقتهای دیگر را تامین كنید.

 

 برای دست یابی به عوامل شادی، روش‌هایی وجود دارد كه از جمله آنها می‌توان به سخنان حكیمانه اشاره كرد. امیرمومنان علی(ع) می‌فرماید

 

كه دلها مانند جسمها خسته می‌شود و برای نشاط آن و رهایی از خستگی روح می‌بایست به سخنان حكیمانه رو آورد و آن را گوش داد تا جانها نشاط خود را باز یابند. (نهج البلاغه، حكمت 197)

 

 

 

از دیگر روش‌های دست‌یابی به نشاط روحی و شادی می‌توان به مزاح و لطیفه‌گویی حلال و به دور از غیبت و تهمت اشاره كرد.

 

نكته‌ای كه بارها در اسلام مورد تاكید قرار گرفته، ادخال سرور در دل‌های مومنان است. این بدان معناست كه نوعی شادی می‌بایست در میان جمع مومنان تحقق یابد كه ایشان
را از درون شاد و مسرور كند و غم و اندوه را بزداید.

 

امیرمومنان علی(ع) می‌فرماید:

 

هر كسی دلی را شاد كند خداوند از آن شادی لطفی برای او قرار دهد كه به هنگام مصیبت چون آب زلالی بر او باریدن گرفته و تلخی مصیبت را بزداید چنان كه شتر غریبه را از چراگاه دور سازند. (نهج البلاغه، حكمت 257)

 

 

 

شادی در سیره معصومان(ع)

 

اسلام هرگز مخالف شادی و فرح نبوده و نیست. البته از آن جایی كه قهقهه و خنده‌های باصدا و بلند، شخصیت انسانی را تحت تاثیر منفی خود قرار می‌دهد، از مومنان خواسته شده كه اعتدال را نگه دارند و با صدای بلند خنده نكنند. در این باره حضرت علی(ع) می‌فرماید:

 

و ان ضحك لم یعل صوته؛

 

مومن اگر می‌خندد صدای او به خنده بلند نمی‌شود. (نهج البلاغه، خطبه 193)

 

 

 

انسان مسلمان انسانی است كه اندوه را در دل و سرورش را در چهره نشان می‌دهد. امام عل
ی(ع) در ضرورت گشاده رویی می‌فرماید:

 

«بشر المومن فی وجهه و حزنه فی قلبه»

 

شادی و گشادگی مومن در چهره او آشكار و غمش در دل او مخفی است.غررالحكم و درر الكلم، انتشارات دانشگاه تهران، 1364 ه.ش، حدیث 4460)

 

 

 

از این رو همواره تبسم بر چهره و لبان نقش بسته است چنان كه پیامبر(ص) این اسوه حسنه این گونه بود. (احزاب، آیه 21)

 

 

 

پیامبر(ص) به روی اصحابش بیش از همه تبسم داشت و چه بسیار اتفاق می‌افتاد كه آن قدر می‌خندید تا دندان‌های آسیابش دیده می‌شد، ولی خنده اصحاب در خدمت ایشان به پیروی از آن حضرت و برای احترام او، تبسم بود. (صحیح، مسلم، ج 3، ص 11 و نیز ج 7، ص 78) بیشترین خنده او را تبسم تشكیل می‌داد، (بحارالانوار، ج 16، ص 298) و زمانی كه صحبت می‌كرد، تبسم بر لب داشت. (مناقب امیرالمومنین(ع)، محمدبن سلیمان، ج 1، ص 21)

 

آن حضرت(ص) برای گردش و تفریح به صحرا و بوستان می‌رفت. امیرمومنان(ع) نقل می‌فرماید:

 

شبی در مدینه باران فراوانی بارید و بیابان‌ها و گودال‌ها پر از آب شد. صبح آن روز رسول الله(ص) به من فرمود: بیا تا به صحرای عقیق برویم و طراوت و صفای آبهای جمع شده در گودال‌ها و دره‌ها را تماشا كنیم. همراه پیامبر(ص) به تماشای بیابان رفتیم و منظره‌های زیبای طبیعت را تماشا می‌كردیم، گفتم: ای رسول الله! اگر دیشب اطلاع می‌دادید غذایی را آماده می‌كردم.

 

 

 

پیامبر(ص) فرمود:

 

آن كس كه ما را تا اینجا آورد، نمی‌گذارد گرسنه بمانیم. ناگاه ابری آمد و خود را پایین كشید و سفره غذایی را در پیش روی پیامبر(ص) گذاشت. در آن سفره، انارهای زیبایی بود كه به آن طراوت و زیبایی هیچ چشمی ندیده بود. از آن انارها خوردیم و مقداری هم برای فاطمه(س) و فرزندان خود برداشتیم. (مناقب الفاخره و ثاقب المناقب فتوح ابن اعثم كوفی، ص 512)

 

 

 

امیرمومنان علی(ع) به شنا م
ی‌پرداخت و آن را به عنوان یك تفریح سالم در دستور كار زندگی خود قرار داده بود. اشعث بن عبد می‌گوید:

 

یك روز جمعه، علی(ع) را دیدم كه در رودخانه فرات شنا می‌كرد و غسل جمعه انجام می‌داد و در آن روز با پیراهنی نو، نمازجمعه خواند. (منهاج البرائه خویی، ج 2، ص 208)

 

 

 

حضرت علی(ع) به دو نوع از سرگرمیهای خوب آن زمان توجه داشت و كودكان را به آموزش آن دعوت می‌كرد؛ زیرا این امور افزون بر سرزندگی و تفریح سالم یك نوع آمادگی رزمی نیز بود. آن حضرت می‌فرمود:

 

«علموا اولادكم، السباحه و الرمایه»

 

به كودكان و نوجوانان خود، شنا و تیراندازی بیاموزید. (فروع كافی، ج 6، ص 74، ح 4)

 

 

 

آن حضرت هنگامی كه برای جنگ صفین می‌رفت، وقتی به سرزمین بلیخ رسید در آنجا به لشكر فرمان استراحت داد. بلیخ جای خوش آب و هوایی بود و رودخانه بزرگ و پرآبی هم داشت. مناظر زیبای آن سرزمین امام علی(ع) را مجذوب كرد و آن حضرت(ع) دستور داد تا سپاهیان در آنجا مدتی بمانند و از آب و هوای دلنشین و گوارای آن سامان بهره مند شوند و استراحت كنند تا اینگونه روحیه پیدا كنند. آن حضرت زمانی فرمان استفاده از هوای خوش آن سامان را می‌دهد كه جنگ بزرگی در پیش رو بود، ولی آن حضرت(ع) از نشاط و افزایش روحیه سربازان خود با استفاده از هوای لطیف و آب خوش گوار بلیخ غافل نشد و خود و سربازانش در آنجا به نشاط و بهره مندی از طبیعت پرداختند. (مناقب الفاخره و ثاقب المناقب، فتوح ابن اعثم كوفی، ص 215)

 

رسول گرامی اسلام در فرصته
ای مناسب اصحاب و یاران خود را می‌خنداند و آنان را شاداب و سرحال نگه می‌داشت. یك روز رسول خدا به پیرزنی فرمود:

 

چرا تلاش می‌كنی، پیرزنها به بهشت نمی‌روند.

 

 

 

این زن ناراحت شد و گفت: یا رسول الله، من به بهشت نمی روم؟ رسول خدا در حالی كه می‌خندید فرمود: همه جوان شده سپس وارد بهشت می‌گردند.

 

روزی پیامبر(ص) با امام علی(ع) در مجلسی، خرما تناول می‌كرد و هسته‌های خرما را مقابل علی(ع) می‌گذاشت، به گونه ای كه اگر كسی وارد می‌شد فكر می‌كرد همه خرماها را علی(ع) خورده و آن حضرت چیزی تناول نفرموده است. پیامبر خطاب به حضرت علی فرمود:

 

«شما زیاد خرما خورده اید؟» حضرت علی جواب داد: «آن كس زیادتر خورده كه خرما را با هسته آن تناول كرده است.» و لبخند بر لبان پیامبر نقش بست. (شرح نهج البلاغه خویی، ج 6، ص 49)

 

 

 

پرهیز از شوخی‌های ناروا

 

حضرت علی(ع)، همواره از شوخی‌های زشت و بی معنا برحذر می‌داشت بطوری كه عمروعاص را در مورد پخش این گونه شایعات مورد نكوهش قرار داد و در خطبه ای مرز میان شوخی‌های ناروا و روا را روشن ساخته و فرمود: شگفتا از عمر و عاص پسر نابغه! میان مردم شام گفت من اهل شوخی و خوش گذرانی بوده و عمر، بیهوده می‌گذرانم!! حرفی باطل است و گناه را در میان شامیان انتشار داده است.<o:p& gt;

 

مردم! آگاه باشید كه بدترین گفتار، دروغ است. عمرو عاص سخن می‌گوید، پس دروغ می‌بندد. وعده می‌دهد و خلاف آن مرتكب می‌شود. درخواست می‌كند و اصرار می‌ورزد.

 

اما اگر چیزی از او بخواهند، بخل می‌ورزد. به پیمان خیانت می‌كند و پیوند خویشاوندی را قطع می‌كند. پیش از آغاز نبرد در هیاهو و امر و نهی، بی مانند است تا آنجا كه دستها به سوی قبضه شمشیرها نرود. اما در آغاز نبرد و برهنه شدن شمشیرها، بزرگ ترین نیرنگ او این است كه فرار نماید.

 

آگاه باشید! به خدا سوگند كه یاد مرگ مرا از شوخی و كارهای بیهوده بازمی دارد، ولی عمروعاص را فراموشی آخرت، از سخن حق بازداشته است. با معاویه بیعت نكرد مگر بدان شرط كه به او پاداش دهد و در برابر ترك دین خویش، رشوه‌ای تسلیم او كند. (نهج البلاغه، خ 48)

 

حضرت علی(ع) در حكمت 450 نهج البلاغه ضرر شوخی‌های ناروا را تذكر می‌دهد و می‌فرماید:

 

«هیچ كس شوخی بیجا نكرد مگر آنكه مقداری از عقل خویش را از دست داد.»

 

روزی ابوبكر و عمر، دو طرف حضرت علی(ع) راه می‌رفتند، چون قد آن دو نفر كمی بلندتر از آن حضرت بود، عمر جملاتی را به شوخی و طنز مطرح كرد و خطاب به حضرت گفت: انت فی بیننا كنون «لنا».

 

علی! تو در میان ما، مثل حرف «نون» در «لنا» هستی.

 

حضرت بلافاصله پاسخ داد كه: ان لم اكن انا انتم «لا». یعنی اگر من نباشم، شما چیزی نیستید چون «لا» یعنی «هیچ».

 

روزی یكی از دوستان امام علی(ع) حلوایی تهیه كرد و از آن حضرت خواست تا تناول فرماید. امام فرمود: مناسبت آن چیست؟

 

جواب داد: امروز نوروز است. (روز عید است). حضرت از آن حلوا میل فرمود، خندید و چنین شوخی كرد كه: اگر می‌توانی همه روز را نوروز قرار ده. (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 11، ص 472)

 

www.pajoohe.com

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه

شادي و لذت در اسلام. شادي و لذت در اسلام. شادي و لذت در اسلام. شادي و لذت در اسلام. شادي و لذت در اسلام. شادي و لذت در اسلام. شادي و لذت در اسلام. شادي و لذت در اسلام. شادي و لذت در اسلام. شادي و لذت در اسلام. شادي و لذت در اسلام. شادي و لذت در اسلام. شادي و لذت در اسلام. شادي و لذت در اسلام. شادي و لذت در اسلام. شادي و لذت در اسلام. شادي و لذت در اسلام. شادي و لذت در اسلام.
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید