ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

شادی و نشاط در سیره اهل بیت (علیهم السلام)

شادی و نشاط در سیره اهل بیت

شادی و نشاط در سیره اهل بیت (علیهم السلام)

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله مظهر انسان کامل بود. و قرآن او را به «خُلق عظیم» یاد نموده در سیرۀ آن حضرت آمده است: «گشاده رو بود و همیشه تبسم بر لب داشت».۱
و شادی در چهره اش نمایان بود، هنگامی که از چیزی خوشحال می شد، می فرمود: «الحمدلله علی هذه النعمه؛ حمد و سپاس خدا را بر این نعمت». و زمانی که غمگین می شد، می فرمود: «اَلحَمدلله علی کُلِّ حالِ؛ حمد مخصوص خداوند است در هر حال».
۲
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روزهای عید، غسل می کرد و بر خود عطر می زد و اگر یکی از اصحابش را غمگین می یافت با مزاحی او را شاد می-ساخت، او لباس مرتب و مناسب بر تن می کرد و خود را می آراست
۳ و می فرمود:
«اِنَّ اللهَ یُبغِضُ الوَسَخ و الشعث».
۴
«خداوند کثیفی و ژولیدگی را مبغوض می دارد».
علی علیه السلام که از کودکی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همنشین بود، بسان آن حضرت، قلبی مهربان و چهره ای متبسم، زبانی شیرین و اخلاقی خوش داشت. با اصحاب، به نشست و برخواست صمیمانه می-پرداخت و کسانی را که غصه دار و عبوس می دید، شادمان می ساخت، در برخورد با اصحاب، اهل مزاح و شوخی بود.
حضرت فاطمه علیهاالسلام که زندگانی کوتاه او همراه با فراز و نشیبهای فراوان و گاه حوادث تلخ بود، در فرصتهای مناسب، برای زدودن غبار غم از چهرۀ شوهر عزیزش لب به مزاح و شوخی می گشود و با شوخی ملیح و زیبا، غنچۀ خنده بر لبان علی علیه السلام شکوفا می ساخت، شادکامی و خوشحالی آن پاک بانو، زمانی به اوج خود می رسید که خود را به دور از لغزشها و عمل ناپسند، می یافت.
از این رو چون رسول خدا کارهای داخل منزل را به حضرت فاطمه علیهاالسلام و امور بیرون خانه را به حضرت علی علیه السلام واگذار نمود، حضرت زهرا علیهاالسلام با خوشحالی غیر قابل توصیفی فرمود: «جز خدا کسی نمی داند که از این تقسیم کار تا چه اندازه خوشحال شدم، زیرا رسول خدا مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است، بازداشت».
۵
گاهی با شوی عزیز و دلبندش ، شوخی می کرد تا نسیم شادی و شادمانی را بر سیمای علی علیه السلام مشاهده کند؛ چنانچه امام حسین علیه السلام را در خردسالی بر روی دست خود نوازش می داد و می فرمود:
«أنتَ شَبیهٌ بِأبی لَستَ شَبیهاً بِعلی».
«حسین جان! تو به پدرم رسول خدا شباهت داری
و به پدرت علی شبیه نیستی».
و حضرت علی علیه السلام با شنیدن سخنان حضرت فاطمه، تبسم می کرد.
۶
نمونه هایی از شادیهای اهل بیت علیهم السلام
وقتی زندگی پربار اهل بیت عصمت و طهارت علیهم-السلام را مطالعه می کنیم، به موارد بسیاری برخورد می کنیم که ائمۀ معصومین در آن موارد، اظهار شادی نموده اند اینک به چند نمونه از آنها اشاره شود:

 

۱- احیای مکتب اهل بیت علیهم السلام

 

از جمله شادیهای اهل بیت، «شادی به احیای مکتب» است، این معنا از روایاتی چند استفاده می شود که به برخی از آنها اشاره می نمائیم:
امام صادق علیه السلام به شخصی به نام «فضیل» فرمود:
«تَجلِسُونَ و تَتَحَدَّثون؟ فَقالَ نَعَم. قالَ: اِنَّ تِلکَ المَجالِسِ اُحبُّها فَأحیُو اَمرَنا فَرَحِمَ اللهُ مَن أحیی أمرنا».
۷
«آیا مجلس حدیث دارید؟ عرض کرد: آری، حضرت فرمود: این نوع مجالس را من دوست دارم، پس سنت و فرهنگ ما را زنده کنید، خداوند رحمت کند کسی را که فرهنگ ما را زنده می کند».
در روایت دیگری از امام رضا علیه السلام نقل شده که فرمودند:
«مَن جَلَسَ مَجلِساً یُحیی فیهِ أمرُنا لَم یَمُت قَلبُهُ یَومَ یَمُوتُ القُلوب».
۸
«کسی که بنشیند در مجلسی که زنده می شود مکتب ما، نمی میرد قلبش در روزی که قلبها می میرند».
«هروی» می گوید: از امام رضا علیه السلام شنیدم که می فرمود:
«رَحِمَ اللهُ عَبداً أحیا أمرنَا. فَقُلتُ لَهُ کَیفَ یُحیی اَمرَکُم؟ قالَ: یَتَعَلَّمُ عُلومَنا وَ یُعَلِّمُهَا الناسَ فَاِنّ النّاسَ لَو عَلِمُوا مَحاسِنَ کَلامِنَا لا تَّبَعُونا».
۹
«خدا رحمت کند بنده ای را که زنده کند مکتب ما را. به حضرت عرض کردم: چگونه زنده کند مکتب شما را؟ فرمود: علوم ما را فرابگیرد و به دیگران بیاموزد، پس به درستی که مردم اگر بدانند نیکی ها و زیباییهای گفتار ما را، از ما پیروی می-کنند».
«هشام بن حکم» یکی از یاران و شاگردان امام صادق علیه السلام بود که در مباحث اعتقادی و مناظرات، مخالفین خود را عاجز و درمانده می کرد. و هیچ کس در برابرش تاب مقاومت نداشت.
در مجلسی که «هارون الرشید» نیز حضور داشت، امام صادق علیه السلام از هشام خواست جریانی را که بین او و عمرو بن عبید؛ پیشوای معتزله اتفاق افتاده است، بازگو کند. هشام خجالت کشید اما امام به او فرمود: «وقتی من به شما فرمان می دهم باید انجام دهید».
هشام گفت: «عمرو بن عبید» برنامه هایی دارد و در مسجد بصره می نشیند و به مردم پاسخ می دهد. این قضیه بر من گران آمد. آهنگ او کردم و روز جمعه وارد بصره شدم و به مسجد رفتم، دیدم جلسۀ بزرگی است و عمرو در آن حضور دارد و مردم از وی سؤال می کنند. من آخر جمعیت روی دو زانو نشستم و گفتم: ای دانشمند! من مردی غریب هستم، اجازه می دهید مسأله ای از شما بپرسم؟
گفت: بپرس.
گفتم: آیا چشم داری؟
گفت: آری.
گفتم: آیا بینی داری؟
گفت: آری.
گفتم: آیا زبان داری؟
گفت: آری.
گفتم: آیا قلب داری؟
گفت: آری.
گفتم: با آن چه می کنی؟
گفت: به وسیلۀ آن آنچه را که به این جوارح و حواس برسد، تشخیص می دهم.
گفتم: آیا این جوارح از قلب بی نیاز نیستند؟
گفت: خیر.
گفتم: حتما باید قلب باشد وگرنه جوارح یقین پیدا نمی کنند.
گفت: آری.
گفتم: ای ابامروان! خداوند متعال اعضا و جوارح تو را رها نکرد تا اینکه برای آنها پیشوا و امامی قرار داد که راه صحیح را برای آنها مشخص کند و د
ر آنچه جوارح در آن شک و تردید دارند، آنها را مطمئن سازد، ولی آیا خداوند همۀ این خلق و آفریده ها را در حیرت، شک و اختلافشان رها می سازد و پیشوا و امامی برای آنها تعیین نمی کند تا در شک و حیرت به او مراجعه کنند.
در این هنگام، عمرو بن عبید ساکت شد و سپس متوجه من شد و گفت: آیا تو «هشام بن حکم» هستی.
گفتم: آری.
امام خندید و فرمود: «چه کسی اینها را به تو آموخته است؟»
هشام گفت: اندک علمی است که از شما آموخته بودم.
۱۰ امام در حق هشام دعا کرد و فرمود: پیوسته مورد تأیید خداوند باشی، تو با زبانت ما را یاری کرده ای.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به «حسان بن ثابت» فرمود:
«لاتَزال یا حَسَّان! مؤیّداً بروُحِ القُدُسِ ما نَصَرتَنا بِلِسانِک».
«ای حسان! همواره به وسیلۀ روح القدس (جبرئیل) مؤید باشی مادامی که با زبانت ما را یاری
می کنی».
و در تعبیر دیگر آمده: «ما دمت ناصرنا؛ مادام که یاور ما می باشی».
۱۱
او شاعر متعهدی بود که دربارۀ اهل بیت علیهم-السلام شعر می سرود و اشعار او دربارۀ «غدیرخم» معروف است.
امام صادق علیه السلام فرمود:
هرکدام از شما که تقوی پیشه کند و متدین و امین باشد می گویند جعفری است و من خوشحال می شوم.
۱۲
امام عسگری علیه السلام فرمود: اگر کسی از شیعیان در دین خود ورع ورزد و راستگو و امانتدار باشد و با مردم نیکو رفتار کند می گویند او شیعه است و این مرا خوشحال می سازد و سپس فرمود: تقوی پیشه کنید و مایه زینت ما باشید نه موجب ننگ ما، دوستیها را به سوی ما جلب کنید.
۱۳

 

۲- عرض اعمال و دیدن کارهای خوب شیعیان

 

یکی از بحثهایی که در رابطه با غم و شادی معصومان علیهم السلام مطرح است، بحث عرض اعمال است. معصومان علیهم السلام از اعمال خوب و بد پیروانشان باخبر می شوند؛

اگر اعمال خوبی داشته باشند، شاد می شوند و اگر عکس این باشد، محزون و ناراحت می شوند. ریشۀ این، بحث از قرآن است که می فرماید:
(وَ قُلِ اعمَلُوا فَسَیَری اللهُ عَمَلَکم وَ رَسُولُهُ وَالمُؤمِنُونَ و سَتُرَدُّونَ اِلی عالِمِ الغَیبِ وَالشَّهادَهِ فَیُنَبِّئُکُم بِما کُنتم تَعمَلُون).
۱۴
«بگو عمل کنید، سپس خداوند و فرستادۀ او و مؤمنان، اعمال شما را می بینند و به زودی به سوی کسی بازمی گردید که پنهان و آشکار را می داند و شما را به آنچه عمل می کردید، خبر می دهد».
در آیۀ فوق، قراینی وجود دارد که می توان از آنها عرض اعمال را استفاده نمود، نه آن چنانکه مفسران اهل سنت گفته اند این آیات اشاره به یک مسألۀ عادی دارد و آن اینکه هر انسان هر عملی انجام دهد، خواه و ناخواه ظاهر خواهد شد و علاوه بر خداوند، پیامبر و همۀ مؤمان از آن آگاه خواهند شد.
در پاسخ اینان می گوییم: اولاً: آیه اطلاق دارد و تمام اعمال را شامل می شود می دانیم که همۀ اعمال از طرق عادی بر پیامبر صلی الله علیه و آله و مؤمنان آشکار نخواهد شد؛ چرا که بیشتر اعمال خلاف در پنهانی و به طور مخفیانه انجام می شود، بنابراین، آگاهی پیامبر و مؤمنان از اعمال مردم باید از طریق غیرعادی و به تعلیم الهی باشد.
ثانیا: در پایان آیه می خوانیم: (فَیُنَبِّئُکُم بِما کُنتُم تَعمَلُونَ)؛ «خداوند شما را در قیامت از آنچه انجام داده اید آگاه می سازد»، شکی نیست که این جمله تمام اعمال آدمی را اعم از مخفی و آشکار شامل می-شود. و ظاهر تعبیر آیه این است که منظور از عمل در اول و آخر آیه یکی است، بنابراین، آغاز آیه نیز همۀ اعمال را شامل می شود؛ چه آشکار و چه پنهان و شکی نیست که آگاهی بر همۀ اینها از طریق عادی ممکن نیست.
و به تعبیر دیگر: پایان آیه از جزای همۀ اعمال سخن می گوید، آغاز آیه نیز از اطلاع خداوند، پیامبر و مؤمنان
، نسبت به همۀ اعمال بحث می کند، یکی مرحلۀ آگاهی است و دیگری، مرحلۀ جزا و موضوع در هر دو قسمت یکی است.
ثالثا: اشاره به مؤمنان در صورتی صحیح است که منظور، همۀ اعمال و از طرق غیرعادی باشد و الا اعمال آشکار را هم مؤمنان می بینند و هم غیرمؤمنان، از اینجا یک نکته روشن می شود که منظور از مؤمنان در این آیه همان گونه که در روایات فراوانی نیز آمده است، تمام افراد با ایمان نیست، بلکه گروه خاصی ازآنهاست که به فرمان خدا از اسرار غیب آگاهند، یعنی جانشینان راستین پیامبر صلی الله علیه و آله. علاوه بر آیات قرآن، از روایات معصومین نیز استفاده می شود که پیامبر صلی الله علیه و آله و امامان از اعمال همۀ امت آگاه می شوند؛ یعنی خداوند از طرق خاصی اعمال امت را بر آنها عرضه می دارد. روایاتی که در این زمینه نقل شده بسیار زیاد است و شاید در حد تواتر باشد که به عنوان نمونه چند روایت را نقل می کنیم:
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود:
«تُعرَضُ الأعمالُ عَلی رَسُولِ الله اَعمالُ العِبادِ کُّلَ صَباحٍ، اَبرارُها وَ فُجّارُها، فَاحذَرُوها وَ هُوَ قَولَ اللهِ عزَّ وجل (وَ قُلِ اعمَلُوا فَسَیَری اللهُ عَمَلَکُم وَ رَسُولُهُ».
۱۵
«تمام اعمال مردم هر روز صبح به پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه می شود، اعمال نیکان و بدان، بنابراین، مراقب اعمالتان باشید و این مفهوم گفتار خداوند است که می فرماید: بگو عمل کنید، پس خداوند و فرستادۀ او و مؤمنان، اعمال شما را می-بینند».
در حدیث دیگری از امام باقر علیه السلام نقل شده که فرمودند:
«اِنَّ الاَعمالَ تُعرَضُ عَلی نَبِیّکُم کُلُّ عَشَّیَهِ الخَمیسِ فَلیَستَحِ اَحَدُکُم أن تُعرَضَ عَلی نَبیِّه العَمَلَ القَبیحَ».
۱۶
«تمام اعمال شما بر پیامبرتان هر عصر پنجشنبه عرضه می شود، بنابراین، باید از اینکه عمل زشتی از شما بر پیامبر علیه السلام عرضه شود، شرم کنید».
در بعضی از روایات علاوه بر عرض اعمال بر پیامبر، بر امامان هم ذکر شده است. همانطور که در برخی از روایات، زمان عرض اعمال را عصر پنجشنبه و در بعضی، همه روز و در برخی هفته ای دوبا و در پاره ای درآغاز هر ماه و در بعضی به هنگام مرگ دانسته، روشن است که این روایات، منافاتی با هم ندارند، همه آنها می تواند صحیح باشد، درست همانند اینکه در بسیاری از مؤسسات، گزارش کارکرد روزانه را همه روز و گزارش کار هفته را در پایان هفته و گزارش کار سال را در پایان ماه یا سال به مقامات بالاتر می دهند.
در اینجا چند نمونه از روایاتی که خوشحال و یا ناراحتی ائمۀ معصومین علیهم السلام را از اعمال امت بیان می کند، نقل می کنیم:
۱- «داود رقّی» می گوید: بر امام صادق علیه السلام وارد شدم، حضرت فرمود:
«یا داوُود! اَعمالُکُم عُرِضَت عَلیَّ یَومَ الخَمیس فَرَأیتُ لکَ فیها شیئاً فَرِحَنی و ذلِکَ صِلَتُکَ لابنِ عَمِّک».
۱۷
«ای داوود! اعمال شما بر من عرضه شد و در اعمال تو چیزی دیدم که مرا خوشحال کرد و آن صله و بخشش تو به پسرعمویت بود».
۲- «سماعه» می گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که می فرمود: «چرا به پیامبر صلی الله علیه و آله بدی می کنید و او را ناراحت می نمایید». مردی گفت: قربانت گردم! چگونه ما به پیامبر صلی الله علیه و آله بدی می کنیم؟!
حضرت فرمود: «آیا نمی دانید که اعمال شما بر پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه می شود؟ پس رسول خدا صلی الله علیه و آله را با گناهان خود ناراحت نکنید».
۱۸
۳- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«فاطمهُ بَضعهٌ مِنّی یَسرُّنی ما یَسرُها و یُبغُضنی ما یُبغِضُها».
۱۹
«فاطمه علیهاالسلام پارۀ تن من است، آنچه او را خوشحال کند، مرا خوشحال می کند و آنچه او را به خشم می آورد، ما را نیز به خشم می آورد».
۲۰
۴- در روایت دیگر فرمود:
«فاطِمَه بَضعَهٌ مِنّی مَن سرَّها فَقَد سَرَّنی و من ساءَها فَقَد ساءَنی».
«فاطمه علیهاالسلام پارۀ تن من است، کسی که او را خوشحال کند، مرا خوشحال نموده و کسی که به او بدی کند، به من بدی کرده است».

 

۳- شادی ائمه از شادکردن مؤمنین

 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:
«مَن أدخَلَ عَلی مُؤمِنٍ فَرَحاً فَقَد أدخَلَ عَلیَّ فَرَحاً».
۲۱
«کسی که مؤمن را شاد کند، مرا شاد نموده».
امام صادق علیه السلام فرمود: «وقتی مؤمنی را شاد کردید، تنها او شاد نمی شود، بلکه ما نیز شاد می-شویم».
۲۲
توضیح بیشتر این بحث در بحثهای دیگر این نوشتار خواهد آمد.

 

۴- شادی اهل بیت از گرفتن انتقام از قاتلان امام حسین علیه السلام

 

پس از شهادت امام حسین علیه السلام اهل بیت همواره در حال عزا و ماتم به سر می بردند و زنان بنی هاشم کمترین آرایشی نمی کردند و هیچ حادثه ای نمی توانست از غم و اندوه آنان بکاهد جز انتقامی که خداوند به وسیلۀ مختار از قاتلان امام حسین علیه السلام گرفت.
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: «بعد از حادثۀ عاشورا سال ها زنان بنی هاشم آرایش و خضاب نکردند تا زمانی که مختار سر بریدۀ قاتلان امام حسین علیه السلام را نزد آنها آورد. وقتی خبر مسرت بخش کشته شدن ابن زیاد و عمر سعد را به امام سجاد علیه السلام دادند، امام بر سر سفرۀ طعام نشسته بود، ناگهان امام سجدۀ شکر به جای آورد و این جملات را بیان فرمود:
«اَلحَمدُللهِ الذی اَدرَکَ لی ثاری مِن عَدوُّی و جَزَی اللهُ المُختارَ خَیراً».
۲۳
«خدای را شکر که انتقام خون مرا از دشمنم گرفت و خداوند به مختار جزای نیکو عنایت فرماید».
آنگاه امام رو به حاضران کرد و فرمود: «هنگامی که ما را بر ابن زیاد وارد ک
ردند، او سر سفرۀ غذا نشسته بود و سر بریدۀ پدرم را مقابل خود نهاده بود، من او را چنین نفرین کردم، پروردگارا! زنده باشم و ببینم روزی را که سر بریدۀ ابن زیاد مقابل من قرار دارد».
۲۴
ائمۀ دین، همواره از عمل «مختار» با تجلیل و عظمت یاد می کردند.
روز نهم ربیع الاول، آغاز ایام سرور و پایان رویدادهای حزن انگیز اهل بیت علیهم السلام است. این روز، در روایات به عنوان روز «غدیر ثانی» مطرح شده است. این ایام شادی بخش با سالروز آغاز امامت حضرت مهدی شروع می شود و به دنبال آن، سالروز مرگ دشمنان اهل بیت علیهم السلام می باشد. و مناسبتهای سرور انگیز دیگری چون عروسی حضرت فاطمه، تولد پیامبر و امام صادق وجود دارد.
روز نهم ربیع در روایات روز «نزع السواد»؛ کندن لباس سیاه گفته شده؛ یعنی روز از عزا درآمدن است.
۲۵ و قطعا چنین روزی، روز شادی اهل بیت علیهم السلام است، اما باید توجه داشته باشیم که هرگز نباید در شادیهای ما گناه باشد و نمی توان به بهانۀ شادی اهل بیت علیهم السلام، هر سخن و هر کاری را ولو برخلاف دستورات شرع باشد، انجام دهیم.
خشنودی خدا و اهل بیت در انجام وظایف دینی است و فرقی در شادی و عزا نمی کند. بعضی از افرادی که به دنبال شادیهای حرام هستند، به یک حدیث ضعیف و مجهولی در سفینه البحار تمسک جسته و می گویند: از نهم ربیع تا سه روز خطاهای شیعه نوشته نمی شود، در حالی که همۀ علماء و بز
رگان، چنین احادیثی را نمی پذیرند و آن را صحیح نمی دانند.
۲۶

 

۵- شادی بر پیروزیها

 

یکی از شادیهای معصومان، شادی بر پیروزی بر کفار و مشرکان و دشمنان اسلام است. نقل شده در غزوۀ احد وقتی حضرت علی علیه السلام با یک ضربت شمشیر سر طلحه بن ابی طلحه پرچمدار مشرکان را شکافت و او را به خونش غلطاند پیامبر صلی الله علیه و آله شادمان گشت و تکبیر گفت و مسلمانان نیز یک صدا فریاد تکبیر سر دادند.۲۷

 

پی نوشت ها:

 

۱ المیزان، (عربی)، ج ۶، ۲۰۹٫
۲ سنن البنی، ص ۳۲۸، حدیث ۳۷۸٫
۳ وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۳۴۴٫
۴ نهج الفصاحه، حدیث ۷۴۱٫
۵ محمد دشتی، نهج الحیاه، ص ۱۶۸، حدیث ۹۵٫
۶ ابن شهر آشوب، مناقب، ج ۳، ص ۳۸۹٫ فضائل الخمسه، ج ۳، ص ۲۱٫
۷ وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۹۲، حدیث ۲٫
۸ همان، حدیث ۴٫
۹ بحارالانوار، ج ۲، ص ۳۰، حدیث ۱۳٫
۱۰ عبدالحلیم، امام جعفر صادق، ص ۲۴۳، ترجمۀ : عباس جلالی (نشر سازمان تبلیغات). سفینه البحار، ج ۱، ص ۲۷۸٫
۱۲ اصول کافی، ج ۲، ص ۶۳۶٫
۱۳ فانّ الرجل مِنکم اذا ورع فی دینه و صدق فی حدیثه و ادی الامانه و حسن خُلقه مع الناس قیل هذا شیعی فیسرنی ذلک – ثم قال اتقوا الله و کونوا زینا و لاتکونوا شیئا جَرّوُا اِلَینا کُلّ مودّهِ، بحارالانوار ج ۷۸، ص ۳۷۲٫
۱۴ توبه / ۱۰۴- ۱۰۵٫
۱۵ تفسیر نمونه، ج ۸، ص ۱۲۵٫
۱۶ همان و نیز در بصائرالدرجات ، یازده روایت در این زمینه وجود دارد.
۷۱- بحارالانوار، ج ۲۳، ۳۴۷٫
۱۸ بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۳۶٫ وسائل الشیعه، ج ۱۱، ۳۹۰٫
۱۹ سید ابن طاووس، طرائف، ترجمه: داوود الهامی، ص ۳۸۱٫ نوید اسلام. بحارالانوار ، ج ۴۳، ص ۲۴، حدیث ۲۰٫
۲۰ میزان الحکمه، ج ۴، ص ۲۲۹٫
۲۱ میزان الحکمه، ج ۴، ص
۴۳۹٫
۲۲ همان.
۲۳ کشی، رجال، ج ۱، ص ۱۲۷، حدیث ۲۰۳٫ بحارالانوار ، ج ۴۵، ص ۳۴۴٫ سید ابوالفضل رضوی اردکانی.
۲۴ مقام مختار، ج ۸۲، ص ۵۸٫
۲۵ علی ابوحسن منذر، سیاهپوشی در سوگ ائمه، ص ۲۷۰ (مؤسسۀ چاپ الهادی). بحارالانوار ، ج ۹۸، ص ۳۵۴٫ مستدرک، ج ۳، ص ۳۲۶٫
۲۶ سفینه البحار، ج ۱، ص ۵۳۰٫
۲۷ تاریخ پیامبر اسلام دکترآیت، ص ۲۸۹٫

 

www.iraneshad.com

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه
کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

 

 

 

شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت. شادی و نشاط در سیره اهل بیت.
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید