از این طرف اومدی: 

شهري در آن سوي بهشت

فهرست مطالب

حميده طرقي اردکاني


اشاره:


شهادت برترين درجه كمال و شكوهمندانه‌ترين مرگي است كه هر مجاهد در راه خدا، آن را آگاهانه و با افتخار برمي‌گزيند. شهادت يكي از اصول فرهنگ قرآن و انديشه ناب اسلامي و شيعي در كنار تمام اصول اعتقادي ديگر است كه تحقق آن، قداست و امتيازي خاص، مرتبتي عالي و مقامي رفيع دارد كه
بالاتر از آن، مرتبه و مقامي متصوّر نيست.


در كتب‌ لغت‌، براي‌ كلمه شهيد چند معنا ثبت‌ شده‌ است‌؛ امين‌ در ارائه شهادت‌، گواه‌، كشته‌ در راه‌ خدا و كسي‌ كه‌ چيزي‌ از او پوشيده‌ نيست‌. چنان‌ كه‌ شهادت‌ را «خبر دادن‌ به‌ آنچه‌ ديده‌ شود و مجموع‌ آنچه‌ با حس ‌درك‌ كردني‌ است‌» دانسته‌اند.


چرا كشته راه‌ خدا را «شهيد» مي‌خوانند؟ در اين‌ باره‌ وجوه‌ مختلفي‌ ذكرشده‌ است‌:


ـ شهيد شهادت‌ حق‌ را در راه‌ خدا برپا كرده‌، عم
لاً به‌ حق‌ شهادت‌ مي‌دهد.


ـ فرشتگان‌ او را مي‌بينند، پس‌ او شهيد به‌ معناي‌ مشهود است‌.


ـ خداوند و فرشتگانش‌، بهشت‌ را براي‌ شهيد گواهي‌ مي‌دهند.


ـ زنده‌ و نزد پروردگارش‌ حاضر است‌.


ـ
ملكوت‌ و ملك‌ خداوند را مشاهده‌ مي‌كند.


ـ روز قيامت‌ گواه‌ بر امّت‌هاي‌ ديگر هست‌.


در مجمع‌البحرين‌ آمده‌ است‌: «شهيد از اسامي‌ خداوند است‌؛ يعني‌ آن‌كه ‌چيزي‌ از او پنهان‌ و غايب‌ نمي‌ماند.»


در حقيقت،‌ شهيد دانستن‌ خدا بدان‌ معنا است‌ كه‌ خداوند همه‌ چيز را مي‌بيند و شاهد هر چيزي‌ است‌. از اين‌ رو، «شهيد» در انسان‌، معنايي‌ خاص‌ دارد. واژه‌هاي‌ «شهيد»، «شاهد»، «شهادت‌» و «شهود» در انسان؛‌ بيانگر نوعي ‌خاص‌ از ديدن‌، رؤيت‌ كردن‌، حضور يافتن‌ و آگاهي‌ يافتن‌ است‌. «شهيد، همان‌ شاهد است‌ و شاهد، مشاهده‌ كننده چيزي‌ است‌ كه‌ مورد اعتقاد و علاقه قلبي‌ او است‌.»


در دائرة المعارف‌MODERN ISLAMIC WORDS ، واژه‌ شهيد اين‌گونه‌ معنا شده‌ است‌:


شهيد، در لغت‌، به‌ معناي‌ گواه‌ است‌. معمول‌ترين‌ معناي‌ اين‌ لغت‌ كه‌ بيش‌ از پنجاه‌ و شش‌ بار به‌ صورت‌ مفرد، جمع‌ و قيد در قرآن‌ به‌ كار رفته‌، «شاهدعيني‌» يا «شاهد» در مفهوم‌ حقوقي‌ است‌. در اصطلاح‌، اين‌ واژه‌ بر افرادي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ در راه‌ خدمت‌ به‌ دين‌ و دفاع‌ از آن،‌ جان‌ خود را فدا مي‌كنند… . دين‌ اسلام‌ بر پايه «شهادت‌ دادن‌» به ‌حقانيت‌ واپسين‌ وحي‌ خداوند، از طريق‌ واپسين‌ پيامبرش‌ محمد (ص) بنياد شده ‌است، تا جايي‌ كه‌ پرشورترين‌ يا معنادارترين‌ شكل‌ شهادت‌ دادن‌، به‌ نفس ‌انسان‌ و روح‌ مربوط‌ مي‌شود. بنابراين‌، پايه اسلام‌ شهادت‌ است، امّا همانگونه‌ كه ‌ديده‌ايم‌، عمل‌ شهادت‌ دادن‌ در اسلام
،‌ به‌ روش‌هاي‌ متعددي‌ انجام‌ مي‌پذيرد: از بيان‌ لااله‌ الّا الله، محمّد رسول‌اللّه‌ تا نهايي‌ترين‌ وجه‌ شهادت‌؛ يعني ‌فداكردن‌ زندگي‌ خود براي‌ استقرار آرمان‌هاي‌ اسلامي‌ يا دفاع‌ از آن‌ آرمان‌ها.


بنابر آنچه‌ گفته‌ شد، مي‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ معناي‌ واژه شهيد، از كشته‌ در راه‌ خدا فراتر مي‌رود و هركس‌ كه‌ به‌ مقام‌ شهود حقيقت‌ برسد و با عمل‌ خود به ‌يگانگي‌ و حقانيت‌ خداوند شهادت‌ دهد، شهيد است‌؛ اگر چه‌ در جهاد كشته ‌نشود و با مرگ‌ طبيعي‌ از دنيا برود. احاديثي‌ نيز در اين‌ زمينه‌ وارد شده‌ كه‌ در بخش‌ بعد‌ به‌ آن‌ها اشاره‌ خواهد شد. از سوي‌ ديگر، تقديم‌ جان‌ در راه‌ حق‌، بالاترين‌ مرتبه «شهادت‌ دادن‌ به‌ ربوبيت‌ خداوند و محبوب‌ترين‌ عمل‌نزد خداوند» است‌.


شرايط جهاد و شهادت


همان‌طوري كه اشاره شد، جهاد و شهادت، اصول و شرايطي خاص دارد كه بايد مراعات شود، در غير اين صورت بيراهه رفتن و خسران ابدي است. در اينجا به چند شرط اساسي آن اشاره مي‌كنيم:


1. ايمان به خدا: «مؤمنان واقعى، تنها كسانى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آورده‏اند، سپس هرگز شكّ و ترديدى به خود راه نداده و با اموال و جان‌هاى خود در راه خدا جهاد كرده‏اند، آنها راستگويانند.»1


2. جهاد بايد في‌سبيل‌الله باشد. شخص رزمنده بايد در راه خدا نبرد كند و انگيزه خدايي داشته باشد. راه خدا همان صراط مستقيم، نزديكترين فاصله نقطه آغاز حركت تكاملي تا ايصال به كمال ايده‌آل، راه پيامبران، صديقان، شهدا و شايستگان، راه رسول مكرّم اسلام، راه ابراهيم بت‌شكن، راه امام متقين – علي (ع) – و راه حسين و راه ائمه دين(ع) مي‌باشد. چنانچه خداوند منّان مي‌فرمايند: «در راه خدا به پيكاري خونين دست زنيد، با آنهايي كه با شما به نبرد خونين دست زده‌اند…
.» بنابراين مقاتله بايد في‌ سبيل‌الله باشد تا مجاهد مستوجب رحمت الهي شود.2


3. هدف جهادگر، حصول قرب الهي و رضايت خدا باشد. ركن ديگر شهادت اين است كه پيكارجوي باايمان، در پرتو شناخت آگاهانه از ابعاد آرمان خود، به فرمان يزدان، براساس قرآن، به دستور پيامبر(ص) و يا ائمه(ع) و يا رهبران ديني، براي خدا به پا خيزد و بر دشمن خدا بشورد و در جلب خشنودي حضرتش بكوشد و بر ضد بدكار و ستمكار بخروشد و براي او از همه هستي‌اش چشم بپوشد و از هر ايده‌اي و هرگونه ستايش و تحسيني جز حق و رضوان و قرب او بگذرد؛ چنانچه خاندان امام علي(ع) به افراد مسكين، تهيدست و يتيم بي‌سرپرست و اسير بيچاره، چنين مي‌فرمودند: «همانا ما شما را تنها براي رضاي خدا اطعام مي‌كنيم و از شما درخواست پاداش و تشكّري نداريم.»


و خداوند در قرآن اين‌گونه آموزش داده ‌است: «پس اگر با تو از در محاجّه درآيند (و از تو برهان و حجت و دليل خواهند) پس بگوي خود و پيروانم خالصانه تسليم (فرمان و راه) خدا هستيم و نيز فرمودند: ما لِاَ حَد عنده من نعمة تجزي الا ابتغاء وجه ربه الاعلي3؛ و نزد خدا براي هيچ‌كس هيچ‌گونه نعمتي نيست كه به وي پاداش داده شود، مگر آن‌كس كه در پي جلب رضاي پروردگار باشد؛ آن پروردگار برتر و بز
رگوارتر».


وجه به معناي رضايت؛ يعني خشنودي آمده، بنابراين «لوجه الله» يعني براي خشنودي خدا، بدين معني هيچ كاري نزد خدا پاداشي جاودانگي ندارد، مگر آن‌كه در راه رضاي خدا و صرفاً الهي باشد.


4. جهاد بايد براي اعتلاي كلمه حق و ريشه‌كن نمودن باطل باشد. يكي از ركن‌هاي مهم جهاد اسلامي و شهادت، اين است كه پيكارجو براي برتري مكتب حق و پيروي از مكتب الهي و تحقق بخشيدن به آرمان قرآن و برانداختن نظام‌هاي كفر و شرك و برچيدن سايه‌هاي باطل و ريشه‌كن نمودن بنيادهاي كفر و طغيان نبرد كند و هدفش استقرار حكومت اسلامي باشد. خداوند به صراحت هدف از انقلاب و قيام را اين‌گونه بيان فرموده‌اند: «اي افراد با ايمان، با كفر پيشگان نبرد خونين نماييد كه در زمين، فتنه و فسادي باقي نماند.» (و مردم در زير شكنجه حاكميت شرك و بت‌پرستي و فريب و عذاب و گمراهي به سر نبرند) و آيين همه، دين خدا گردد.»4


امام علي(ع) در اين زمينه مي‌‏فرمايند: «اي اهل ايمان! به راستي هر كس ببيند كه به جور و ستم رفتار مي‌شود و به انجام كارهاي ناروا دعوت مي‌گردد… آن كس كه به قيام تسليحاتي اقدام مي‌كند تا كلمه خدا برتر و پيروزتر شود و كلمه ظالمين پست و زبون و نابود شود، (تنها) اوست كه به بزرگراه هدايت رسيده و بر راه حق قيام نموده و نور يقين، شبستان دلش را روشن كرده است. امام علي (ع): اگر كسي در نبردي كه به منظور تحقق آرمان الهي نباشد شركت جسته و كشته شود، از ديدگاه مكتب ما به شهادت نرسيده است.»


5. جهاد بايد به اذن و همراه پيامبر يا امام معصوم (ع) و يا جانشين امام معصوم (ع) باشد. پيكارجوي راه حق بايد به سرپرستي خداي متعال و در معيّت پيامبر يا اوصياي معصومش و يا آن‌كه نظام مكتبش را رهبري مي‌كند، با دشمنان خدا به نبرد بپردازد و در دايره رهبري و سرپرستي كه اسلام راستين، آن را به رسميت مي‌شناسد؛ يعني پيشواي عالم عادلي كه به نيابت از پيامبر و امامان پاك، در دوران غيبت حضرت ولي‌عصر(عج) به گونه همان چهره‌هاي پاك و بزرگوار، جامعه اسلامي را رهبري مي‌نمايند و نگهبان مرزهاي عقيدتي و ميهني جهان اسلام از دستبرد سوء نيت‌هاي دشمنان قرآن هستند، به جهاد رهايي‌بخش دست يازد.


چنانچه خداوند در قرآن‌كريم بر اين امر صحه گذاشته‌ است: « اما پيامبر و مردم باايماني كه در معيّت و همگام با او به مال و جانشان در راه خدا (با دشمنان حق) جهاد كردند، همه خيرات و نيكي‌ها ويژه آنهاست و هم آنان رستگاران و پيروزمندان جهان هستند».5


به همين جهت امام باقر(ع) فرمودند:. جهاد در معيّت امام عادل واجب است.6


و امام حسين(ع) نيز فرمود ند: آن جهاد كه سنّت است، جز د ر معيّت امام انجام نخواهد گرفت.


و امام سجاد(ع) نيز ضمن نيايشي، اين‌گونه تقاضاي جهاد مي‌كند: «خدايا! مرا به جهاد با دشمنانت، در راهت و با
سرپرست دينت ياري فرما.»7


البته در آيات و روايات فوق، سخن از جهاد ابتدايي است؛ وگرنه جهاد دفاعي نياز به اذن رهبر و امام ندارد و هر كس در دفاع از ناموس، مال و شرف انساني خود به قتل رسد، شهيد است؛ ولي در جهاد ابتدايي، شرط قبولي جهاد و شهادت، همراهي يا اذن رهبر ديني است.


6. جهاد و شهادت يك انتخاب آگاهانه است. از اركان ديگر جهاد و شهادت، گزينش آگاهانه است و آن عبارت از اين است كه تلاشگر راه حق، راه رسيدن به مرگ سرخ شهادت را با شناخت برگزيده باشد. چنانچه خداوند اين ويژگي را براي پيروان خود متذكّر شده است و به پيامبر اكرم اسلام (ص) مي‌فرمايد: «بگو راه ما و پيروان ما همين است كه (خلق را) به سوي خدا با بينش و بصيرت فرا بخوانيم.»8


امام متقيان علي(ع) در اين زمينه مي‌فرمايد: به حقيقت دروازه پيكار بين شما (پيروان حق و شيعيان من) و اهل قبله (كه به ظاهر مسلمان هستند، اما شناخت اسلامي ندارند) گشوده شده است و كسي برداشتن اين بيرق را به عهده نمي‌گيرد؛ مگر آن‌كه اهل بصيرت و پايداري و مقاومت و دانش و آگاهي باشد؛ آن‌گونه دانشي كه به آنچه حق و درست است رهنمون گرديده و موارد حق را از غير آن تميز دهد.


انواع شهادت


آنچه از آيات و روايات به دست مي‌آيد، مبتني بر درجات و اشكال متفاوت شهادت است كه در اين‌جا اشاره‌اي به آن مي‌نماييم.


شهادت بر سه گونه است:


1. شهادت در راه خدا، در معيت اولياء خدا و در ميدان رزم.


2. شهادت در راه خدا، در زندان‌ها، زير شكنجه‌ها و در محاصره دشمن به وسيله سم، تزريق آمپول، خفه شدن و مانند اينها.


3. مرگ در حال تلاش و جهاد براي تحقق آرمان خدا و استقرار حاكميت اسلامي به هر صورت كه باشد.


1. شهادت در راه خدا، در رزمگاه حق و باطل و آن دو گونه است: يكي قتل در حين درگيري و ديگري قتل صبر. قتل معمولي يا در حال نبرد، عبارت از اين است كه پيكارگر حق، در نبرد با دشمن كفرپيشه، پيش از آنكه همه امكانات رزمي‌اش را از وي بگيرند، كشته شده و به شهادت برسد.


اما مرگ صبر؛ مرگ سربازي است كه همه امكاناتش را از او گرفته و خلع سلاحش كرده‌اند و همچون افراد دست بسته كه ياراي دفاع از خويشتن ندارند، وي را به قتل برسانند.9 (و اين فرقي ندارد كه در ميدان نبرد باشد يا در بازداشتگاه و زندان يا به گونه‌اي مشابه آن).


بازداشت كردن كسي به جهت كشتن و يا دستْ‌بسته فردي را كشتن و هر زنده‌اي را در بازداشتگاهي نگاه داشتن تا سرانجام به قتل برسد يا بميرد، زماني كه وي را از امكانات محروم نموده‌اند؛ «مرگ صبر» ناميده مي‌شود و پيامبر راستين اسلام از اين كار كه كسي را به قتل صبر بكشند، حتي جانداران غير انسان را نهي فرمود10و خود هرگز کسي را جز «عقبة بن ابن معيط» که ا
ز سرسخت‌ترين دشمنان و آزارگران پيامبر اسلام بود، به قتل صبر نکشت.


مرگ و شهادت با قتل صبر، از بالاترين درجات شهادت در نزد خداوند محسوب مي‌شود و ارزش و پاداش چنين شهيدي، بسيار بالاست. خداوند در قرآن کريم مي‌فرمايد: «اينان را دو بار پاداش نيکو دهند، بدين سبب که صبر و مقاومت نموده و بدي را به نيکي (مبارزه و مقاومت) دفع مي‌نمايند و…»11 شهادت امام حسين «ع» نيز به قتل صبر بوده است.


2. شهادت در راه خدا، در زندان‌ها، شكنجه‌گاه‌ها و مانند آن كه به سم يا به گونه آن كشته شوند كه به اين نوع شهادت، «مرگ سبز» گويند.


اين تعبير برگرفته از سخن امام حسن(ع) و امام حسين(ع) است كه وقتي از جبرئيل تقاضاي لباس رنگي كردند، امام حسن تقاض
اي لباس سبز و امام حسين تقاضاي لباس سرخ كرد. آنگاه جبرئيل از طرف خدا خبر داد كه حسن به سم (مرگ سبز) و حسين به مرگ سرخ به شهادت مي‌رسد.


مرگ سبز؛ مرگ شهيدي است که براي سرسبزي درخت دين و شکوهمندي و برتري اسلام و تحقق آن در جهان تلاش کرده و هدفي جز الله نداشته باشد و آگاهانه از همه چيز بگذرد و با سم کشته شود.12


3. مرگ در حال جهاد و تلاش براي تحقق تعاليم آرمان‌هاي الهي، تلاش براي تبليغ ايدئولوژي اسلامي و استقرار حكومت عدل بر اساس سيره پيامبر و پيشوايان معصوم به هر صورت كه باشد. خداوند در قرآن كريم فرموده‌اند: «و كسي كه از خانه خويش (به عزم تحقق آرمان الهي) براي هجرت به سوي خدا و رسول (و حفظ موقعيت ايماني خود) بيرون آيد (و در اين مهاجرت عقيدتي) مرگ گريبان وي را بگيرد، اجر و پاداش چنين كسي بر خداست».13 طبق احاديث متعددي، اين افراد نيز در زمره شهدا محسوب مي‌شوند، به شرط اين‌که در پايگاه عقيدتي توحيدي، بر اي هدفي مقدس جان خود را از دست داده باشند.


در روايات آمده است كه چند گروه شهيد از دنيا مى‌روند. از پيامبر گرامى اسلام (ص) نقل شده: «كسى كه در طريق تحصيل علم از دنيا برود، شهيد مرده است!»14 اميرمؤمنان على (ع) مى‌فرمايد: «كسى كه در بستر از دنيا رود، اما معرفت حق پروردگار و معرفت واقعى پيامبر او و اهل‌بيتش را داشته باشد، شهيد از دنيا رفته است!»15


از نبيّ خدا روايت است که: «هر کس براي دفاع از جان و مال اهل و عيال خود پيکار کند و کشته شود، شهيد است و کسي که در راه قُرب به خدا کشته شود، شهيد است.»16


و نيز: «هر کس مالش مورد سوء قصد قرار گيرد و براي دفاع از آن مبارزه کند و کشته شود، شهيد است.»17


امام سجاد (ع) مي‌فرمايد: «كسي كه در زمان نهان‌زيستي قيامگر (و امام قائم) ما بر ولايت ما پايدار بماند (و نلغزد و به دايره ولايت اهرمنان نپيوندد)، خدايش پاداش هزار شهيد از شهيدان بدر و اُحُد مرحمت مي‌فرمايد». امام حسين(ع) نيز فرمودند: «آن كس كه در دوران نهان‌زيستي مهدي (فرزند امام حسن عسگري) بر آزارها و تكذيب‌هاي مخالفان پايداري و مقاومت نمايد، به منزله مجاهدي است كه مسلّحانه در كنار رسول خدا (با دشمنان خدا) جهاد مي‌كند».


کسي که براي دفاع از حريم دين به دست دشمنان کشته شود، شهيد است.18


با دانستن ارزش و مقام شهيد در هر دو جهان مادّي و معنوي، مي‌توان دليل اين چنين روايات را که انجام برخي اعمال را باارزش نموده است، معلوم کرد. دين مبين اسلام با بينشي وسيع، سعي در ارتقا سطح زندگي مسلمانان و کمال‌بخشي به جوامع اسلامي دارد؛ چرا که اگر مسلمانان تلاش در راه تحصيل علم، مجاهدت در راه حفظ کيان خانواده و حفظ ثروت‌ه
اي مملکت اسلامي خويش و… را مهم تلقّي کرده و در راه آن بکوشند؛ دست دشمنان و چپاولگران از ممالک اسلامي کوتاه و نياز ما به آنها اندک مي‌گردد و جامعه اسلامي جايگاه واقعي خود را در جهان پيدا مي‌کند.


پي‌نوشت‌ها


1. حجرات، 15.


2. بقره، 190.


3. ليل، 19 و 20.


4. بقره، 193؛ انفال، 39.


5. توبه، 88.


6. الجهاد واجب مع امام عادل؛ وسايل الشيعه؛ ج 15، باب 12، از ابواب جهاد العدو، حديث 9.


7. واعني اللهم علي جهاد عدوك في سبيلك مع وليك. اقبال، ص 287.


8. يوسف، 108.


9. في رجل امسك رجلا و قتله اخر شرح ابن ابي‌الحديد، ج 6، ص 354.


10. اقتلوا القاتل واصبروا الصابر اي احبسوا الذي حبسه للموت حتي يموت؛ بحار الانوار، ج 83، ص 93.


11. قصص، 54.


12. فلسفه شهادت؛ علي اکبر رضواني؛ ص 31، چاپ اول، بهمن 1362، چاپخانه صدر .


13. آل عمران، 156.


14. اذا جاء الموت لطالب العلم و هو على هذا الحال مات شهيدا؛ بحار الانوار، ج1، ص 186.


15. من مات منكم على فراشه و هو على معرفة حق ربه و حق رسوله و اهل بيته مات شهيدا؛ وسايل الشيعه، ج 15، ص 55.


16. كنزالعمّال، ج4، ص420، حديث11236.


17. همان، ص429، حديث11201.


18. نهج‌الفصاحه، ص 589، کلام 2870.


http://f-puya.ir

به این مطلب امتیاز دهید:

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید