ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

متن زیارت ناحیه ی مقدسه

زیارت ناحیه مقدسه یکی از زیارت‌های حسین بن علی در روز عاشورا است. زیارت ناحیه مقدسه از حجت بن حسن، امام دوازدهم شیعیان صادر شده‌است.


زیارت ناحیه مقدسه با درود بر پیامبران و اهل بیت محمد و حسین و یارانش در کربلا آغاز می‌شود. پس از آن، به شرح کامل اوصاف و کردار حسین پیش از جنگ، زمینه‌های جنگ او، شرح کشته شدن و سختی‌های او، و عزادار شدن تمام عالم و موجودات زمینی و آسمانی می‌پردازد. در پایان، با توسل به اهل بیت و دعا، دعا پایان می‌پذیرد.


بسم الله الرحمن الرحیم


سلام بر آدم یارِ مخلص خدا از بینِ آفریدگانش، درود بر شیث ولىّ خدا و بهترینِ بندگانش، سلام بر ادریس که براى خدا حجّتِ او را بپا داشت، درود بـر نـوح که دعـایش قرینِ اجابـت بود، سـلام بر هـود که کمـک و یارىِ خـدا مَـدَدِ او بود، درود بر صـالح که خـداوند تاج کـرامت بر سـرش نهاد، سـلام بر ابراهـیم که خـدا مقـامِ خُلّـت و رفاقـت رابه او عـطا نمود، درود بـر اسمـاعیل کـه خـداوند ذبـحى عظـیم از بهشت را فـداىِ او نمود، سـلام بر اسحـاق که خـداوند پیامبرى را در نسـل او قـرار داد، درود بر یعـقوب که خـداوند به رحـمت خود بینـائىِ چشـمش را به او بازگـرداند، سلام بر یوسـف که خـداوند به عظـمتِ خود او را از قعـر چاه رهائى بخشید، درود بر موسـى که خـداوند به قدرتِ خود دریا را برایـش شـکافت، سلام بر هـارون که خـداوند پیامبـرى خود را به وى اختـصاص داد، درود بر شعـیب که خدا او را بر اُمّـتش پیـروز نمود، سلام بر داوود که خداوند از لغزش او درگذشت، درود بر سلیمان که بخاطر شوکتش جنّ به فرمان او درآمد، سلام بر ایّوب که خداوند او را از بیماریش شفا بخشید، درود بر یونس که خداوند به وعده خود برایش وفا نمود، سلام بر عُزَیر که خداوند او را پس از مرگش به حیات بازگردانید، درود بر زکریّا که در رنج و بَلا شکیبا بود، سلام بر یحیى که خداوند به سبب شهادت مقام و منزلتِ او را بالا برد، درود بر عیسى روح خدا و کلمه او، سلام بر محمّد محبوبِ خدا و یار مخلص او، درود بر فرمانرواى مؤمنان على بن ابیطالب، که برادرىِ رسول خدا به وى اختصاص یافت، سلام بر فاطمه زهراء دختر رسول الله، درود بر حسن بن على وصىّ و جانشین پدرش، سلام بر حسین که جانش را تقدیم نمود،


سلام بر آن کسى که در نهان و آشکار خدا را اطاعت نمود، سلام بر آن کسى که خداوند شفا را در خاکِ قبرِ او قرار داد، سلام بر آن کسى که (محلِّ) اجابتِ دعا در زیرِ بارگاه اوست، سلام بر آن کسى که امامان از نسل اویند، سلام بر فرزندِ خاتم پیامبران، سلام بر فرزند سرور جانشینان، سلام بر فرزند فاطمه زهراء، سلام بر فرزند خدیجه کبرى، سلام بر فرزند سدره المنتهى، سلام بر فرزند جنّه المأوى، سلام بر فرزند زمزم و صفا، سلام بر آن آغشته به خون،


سلام بر آنکه (حُرمَتِ) خیمه گاهش دریده شد، سلام بر پنجمینِ اصحابِ کساء، سلام بر غریبِ غریبان، سلام بر شهیدِ شهیدان، سلام بر مقتولِ دشمنان، سلام بر ساکنِ کربلاء، سلام بر آن کسى که فرشتگانِ آسمان بر او گریستند، سلام بر آن کسى که خاندانش پاک و مطهّرند، سلام بر پیشواى دین، سلام بر آن جایگاههاى براهین و حُجَجِ الهى، درود بر آن پیشوایانِ سَروَر، سلام بر آن گریبان هاى چـاک شده، سلام بر آن لب هاى خشکیده، سـلام بر آن جان هاى مُستأصل و ناچار، سـلام بر آن ارواحِ (از کالبد) خارج شده،


سلام بر آن جسـدهاى عـریان و برهـنه، سـلام بر آن بدن هاى لاغر و نحیف، سلام بر آن خون هاى جارى، سلام بر آن اعضاىِ قطعه قطعه شده، سلام
بر آن سرهاىِ بالا رفته (بر نیزه ها)، سلام برآن بانوانِ بیرون آمده (از خیمه ها)، سلام بر حجّتِ پروردگارِجهانیان، سلام برتو (اى حسین بن على) و بر پدرانِ پاک و طاهِـرَت، سلام برتو و بر فرزندانِ شهیدت، سلام بر تو و بر خاندانِ یارى دهنده ات (به دین الهى)، سلام بر تو و بر فرشتگانِ مُلازمِ آرامگاهت، سلام بر آن کشته مظلوم، سلام بر برادرِ مسمومش، سلام بر على اکبر، سلام بر آن شیر خوارِ کوچـک، سلام بر آن بدن هاى برهـنه شده، سلام بر آن خانواده اى که نزدیک (و همراه سَروَرشان) بودند، سلام بر آن به خاک افتادگان در بیابان ها، سلام بر آن دور افتادگان از وطن ها، سلام بر آن دفن شدگـانِ بدون کفن، سلام بر آن سرهاى جدا شده از بدن، سلام بر آن حسابگر (اعمالِ خویش براى خدا) و شکیبا،


سلام بر آن مظلومِ بى یاور، سلام بر آن جاى گرفته در خاکِ پاک، سلام بر صاحـبِ آن بارگـاهِ عالى رتبه، سلام بر آن کسى که ربّ جلیل او را پاک و مطهّر گردانید، سلام بر آن کسى که جبرئیل به او مباهات مى نمود، سلام بر آن کسى که میکائیل در گهواره با او تکلّم مى نمود، سلام بر آن کسى که عهد و پیمانش شکسته شد، سلام بر آن کسى که پرده حُرمَتش دریده شد، سلام برآن کسى که خونش به ظلم ریخته شد، سلام برآنکه با خونِ زخم هایش شست و شو داده شد، سلام بر آنکه از جام هاى نیزه ها جرعه نوشید، سلام بر آن مظلومى که خونش مباح گردید، سلام بر آنکه در ملأ عام سرش بریده شد، سلام بر آنکه اهل قریه ها دفنش نمودند، سلام بر آنکه شاهرَگش بریده شد، سلام بر آن مدافعِ بى یاور،


سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده، سلام بر آن گونه خاک آلوده، سلام بر آن بدنِ برهنه، سلام بر آن دندانِ چوب خورده، سلام برآن سرِ بالاى نیزه رفته، سلام بر آن بدن هاى برهنه و عریانى که در بیابان ها(ىِ کربلاء) گُرگ هاى تجاوزگر به آن دندان مى آلودند، و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مى گشتند، سلام برتو اى مولاى من و برفرشتـگانى که بر گِـردِ بارگاه تو پَر مى کِشند، و اطرافِ تُربتـت اجتماع کرده اند، و در آستانِ تو طواف مى کنند، و براى زیارت تو وارد مى شوند،


سلام برتو من به سوى تو رو آورده ام، و به رستگارى در پیشگاه تو امید بسته ام، سلام برتو سلامِ آن کسى که به حُرمتِ تو آشناست، و در ولایت و دوستىِ تومُخلص و بى ریا است، و به سببِ محبّت و ولاى تو به خدا تقرّب جسته، و ازدشمنانت بیزاراست، سلام کسیکه قلبش ازمصیبت تو جریحه دار، و اشکش به هنگام یادتو جارى است، سلام کسیکه دردناک وغمگین و شیفته و فروتن است، سلام کسیکه اگر با تو در کربلاء مى بود، باجانش(دربرابرِ)تیزىِ شمشیرها ازتو محافظت مى نمود،و نیمه جانش رابه خاطرتوبدست مرگ مى سپرد، و دررکاب تو جهاد میکرد، و تو رابرعلیه ستمکاران یارى داده، جان و تن و مال و فرزندش رافداى تو مى نمود، و جانش فداى جان تو، و خانواده اش سپربلاىِ اهل بیت تومى بود،


اگرچه زمانه مرا به تأخیر انداخت، و مُقدَّرات الهى مرا از یارىِ تو بازداشت، و نبودم تا با آنانکه با تو جنگیدند بجنگم، و با کسانیکه با تو اظهار دشمنى کردندخصومت نمایم، (درعوض)صبح و شام بر تو مویِه م
یکنم، و به جاى اشک براى تو خون گریه میکنم، از روى حسرت و تأسّف و افسوس برمصیبت هائى که بر تو وارد شد، تا جائى که از فرط اندوهِ مصیبت، و غم و غصّه شدّتِ حزن جان سپارم،گواهى میدهم که تو نماز را بپاداشتى، و زکات دادى، و امربه معروف کردى، و از منکر و عداوت نَهى نمودى، و اطاعتِ خداکردى و نافرمانى وى ننمودى، و به خدا و ریسمان اوچنگ زدى تا وى را راضى نمودى، و از وى درخوف و خشیَت بوده نظاره گر ِاو بودى، واو را اجابت نمودى، و سنّتهاى نیکو بوجود آوردى، و آتشهاى فتنه را خاموش نمودى، و دعوت به هدایت و استقامت کردى، و راههاى صواب و حقّ را روشن و واضح گرداندى، و درراه خدا بحقّ جهاد نمودى، و فرمانبردارِخداوند، و پیرو جدّت محمّدبن عبدالله بودى، و شنواى کلام پدرت على بودى، و پیشى گیرنده به(انجامِ) سفارش برادرت امام حسن بودى، و رفعت دهنده پایه شرافتِ دین، و خوار و سرکوب کننده طغیان، و کوبنده سرکشان، و خیرخواه و نصیحت گرِاُمّت بودى، درهنگامى که در شدائدِ مرگ دستوپا میزدى، و مبارزه کننده با فاسقان بودى، و قیام کننده باحُجَج و براهین الهى، و ترحُّم کننده بر اسلامومسلمین بودى،


یارى گرِ حق بودى، در هنگام بلاء شکیبا و صابر، حافظ و مراقب دین، و مدافع حریم آئین بودى،(طریقِ) هدایت را حفظ نموده یارى مینمودى، عدل و داد را گسترش داده و وسعت مى بخشیدى، دین و آئینِ الهى رایارى نموده آشکارمى نمودى، یاوه گویان را (ازادامه راه) بازداشته جلوگیرى میکردى، حقّ ضعیف را از قوى باز میستاندى، در قضاوت و داورى بین ضعیف و قوى برابر حُکم مینمودى، تو بهار ِسر سبز ِیتیمان بودى، نگاهبان و حافظ مردم بودى، مایه عـزّت و سرافرازى اسلام، معدنِ احکام الهى، هم پیمان نیکى و احسان بودى، پوینده طریقه جدّ و پدرت و در سفارشات و وصایا همسانِ برادرت بودى، وفادار به پیمانها، داراى سجایاىِ پسندیده، و باجود و کَرَمِ آشکار بودى، شب زنده دار (به عبادت) در دلِ شبهاىِ تاریک، معتدل و میانه رو در روشها، با س
جایا و اخلاقِ کریمانه،داراى سوابقِ باعظمت و ارزشمند، داراى نَسَبِ شریف، وحَسَبِ والا، بادرجات و رتبه هاىِ رفیع و عالى، مناقب و فضائلِ بسیار، سِرِشتهاو طبیعتهاى مورد ستایش، و با عطایا و مواهبِ بزرگ بودى،حلیم و صبور، هدایت شده، بازگشت کننده بسوى خدا، باجود و سخاوت ـ دانا ـ توانا و قاطع،پیشواى شهید،بسیار نالان و گریان در پیشگاه خداوند،


محبوب و با هیبت بودى، تو براى پیامبر که درودخدا بر او و آل او باد فرزند، و براى قرآن پشتوانه]نجات دهنده[،و براى امّتِ اسلام بازوى توانا، و در طاعتِ حقّ کوشا بودى، تو حافظِ عهد و پیمانِ الهى، دورى کننده از طُرُقِ فاسقان بودى، [و] تو آنچه درتوان داشتى (براى اِعلاءِکلمه حقّ) بذل نمودى، داراى رکوع و سجود طولانى بودى، تو مانند کسیکه از دنیا رخت برخواهد بست ازآن روگردان بودى، و مانندکسانیکه از دنیا در وحشت و هراس بسر میبرند به آن نگاه میکردى،


آرزوهایت از (تعلّق به) دنیا بازداشته شده، و همّت و کوششت از زیوردنیا رو گردانده بود، دیدگانت ازبهجت و سروردنیابربسته، و اشتیاق و مِیلَت به آخرت شهره آفاق است، تا آنکه جور و ستم دستِ تعدّى دراز نمود، و ظلم و سرکشى نقاب از چهره برکشید، و ضـلالت و گمـراهى پیروان خویش را فرا خواند، با آنـکه تو در حَرَمِ جدّت متوطّن بودى، و از ستمکاران فاصله گرفته بودى، و مُلازمِ منزل و محرابِ عبادت بوده، و از لذّتها و شهوات دنیوى کناره گیر بودى، وبرحسب طاقت و تَوانَت مُنکَر راباقلب و زبانت انکارمى نمودى، پس از آن علم و دانشت اقتضاى انکا
رِ آشکار نمود، و برتو لازم گشت [لازم نمود] بابدکاران رویاروى جهادکنى،


بنابراین درمیان فرزندان و خانواده ات، و پیروان و دوستانت روانه شدى، و حقّوبرهان را آشکارنمودى، و باحکمت و پندواندرزِ نیکو (مردم را) بسوىِ خدا فراخواندى، و به برپادارىِ حدودِ الهى، و طاعتِ معبود امر نمودى، و از پلیدى ها و سرکشى نهى فرمودى، ولى آنهابه ستم و دشمنى رویاروىِ تو قرار گرفتند، پس تو نیزباآنان به جهاد برخاستى پس ازآنکه(حقّ را)به آنان گوشزد نمودى [آنها رابه عـذابِ الهى تهدید نمودى]، و حجّت را بر آنها مؤکّد فرمودى،


ولى عهد و پیمان وبیعت تو را شکستند،و پروردگار تو جدّت را بخشم آوردند و با تو ستیز آغازیدند، پس توبه جهت زدوخورد و پیکار استوار شدى، و لشکریان فاجر راخورد و آسیا نمودى، و درگَرد و غُبار ِنبرد فرو رفتى، و چنان با ذوالفقار جنگیدى، که گویا علىّ مرتضى هستى، پس چون تو رابا قلبى مطمئن، بدون ترس و هراس یافتند،شرورِ مکر و حیله شان را بر تو برافراشتند و از در ِنیـرنگ و فساد با تو قتال نمودند، و آن ملعون لشکریانش رافرمان داد، تا تو را ازآب و استفاده آن منع نمودند،وباتوقتال نمودند، و به جنگ و مبارزه با تو شتافتند، و تیرهاوخدنگهابسوى توپرتاب نمودند، و براى استیصال و ناچار نمودن تو دست دراز کردند، و حُرمتى براى تو مراعات نکردند،


و از هیچ گناهى در مورد تو خوددارى ننمودند، چه درکشتن آنهادوستانت را، و چه درغارت اثاثیه خیمه هایت، (بارى) تو در گَرد و غُبارهاى جنگ پیش تاختى، و آزار و اذیّتهاى فراوانى تحمّل نمودى، آنچنانکه فرشتگانِ آسمانها از صبر و شکیبائى توبه شگفت آمدند،پس دشمنان از همه طرف به تو هجوم آوردند، و تو را به سبب زخم ها و جراحتها ناتوان نمودند، و راه خلاص ورفتن برتو بستند، تا آنکه هیچ یاورى برایت نماند، ولى تو حسابگر(عمل خویش براى خدا)و صبوربودى، اززنان و فرزندانت دفاع و حمایت مینمودى،


تاآنکه تو را از اسبِ سوارى ات سرنگون نمودند، پس بابدن مجروح برزمین سقوط کردى، درحالیکه اسبها تو رابا سُم هاى خویش کوبیدند،وسرکشان باشمشیرهاى تیزِشان برفرازت شدند، پیشانىِ تو به عرقِ مرگ مرطوب شد، و دستانِ چپ و راستت به باز و بسته شدن در حرکت بود، پس گوشـه نظرى به جانب خِیام و حَرَمَت گرداندى، در حالیکه از زنان و فرزندانت(روگردانده)به خویش مشـغول بودى، اسبِ سوارى ات با حال نفرت شتافت، شیـهه کشان و گریـان، بجانبِ خیمه ها رو نمود، پس چون بانوانِ حَرَم اسبِ تیز پاى تو را خوار و زبون بدیدند، و زینِ تو رابراو واژگونه یافتند، ازپسِ پرده ها(ىِ خیمه) خارج شدند،درحالیکه گیسوان برگونه هاپراکنده نمودند، بر صورت ها طپانچه مى زدندو نقاب ازچهره هاافکنده بودند، و بصداى بلندشیون میزدند،وازاوجِ عزّت به حضیض ذلّت درافتاده بودند، و به سوىِ قتلگاه تو مى شتافتند،


درهمان حال شِمرِملعون برسینه مبارکت نشسته، وشمشیرخویش رابرگلـویت سیراب مینمود، بادستى مَحاسنِ شریفت را درمُشت میفِشرد، (وبادست دیگر)باتیغِ آخته اش سراز بدنت جدامى کرد، تمامِ اعضاوحواسّت ازحرکت ایستاد، نَفَسهاىِ مبارکت درسینه پنهان شد، وسرِمقدّست برنیزه بالارفت، اهلوعیالت چون بردِگان به اسیرى رفتند، و درغُل و زنجیرآهنین برفرازجهازِشتران دربندشدند، گرماى (آفتابِ) نیمروز چهره هاشان مى سوزاند، درصحراها و بیابانها کشیده میشدند، دستانشان به گَردَنهازنجیرشده، درمیان بازارها گردانده میشدند،


اىواى براین سرکشان گناهکار!، چه اینکه باکُشتنِ تواسلام را کُشتند، و نماز و روزه(خدا)رابدون یاور رها نمودند، و سُنّتها و احکام(دین) راازبین برده شکستند، و پایه هاىِ ایمان را منهدم نمودند، و آیاتِ قرآن را تحریف کرده، در (وادىِ)جنایت وعداوت پیش تاختند، براستى رسولِ خدا «که درودخدابراو و آل اوباد» (با شهادتِ تو) تنهاماند! (یا مظلوم واقع شد)، و کتاب خداوندِعزّوجلّ مَتروک گردید، و آنگاه که تو مقهور و مغلوب گشتى، حقّ و حقیقت موردِخیانت واقع شد، و به فقدانِ توتکبیرِخداوکلمه توحید، حرام و حلالِ دین، و تنزیل و تأویلِ قرآن جملگى ازبین رفت، و پس ازتو تغییروتبدیلِ (احکام)، کفرو اِلحاد وبى سرپرستىِ دین، هوى و هوس ها و گمراهیها، فتنه ها و باطلهاجملگى (برصفحه روزگار) ظاهرشد، پس پیکِ مرگ نزدِ قبرِجدّت رسول خدا «که رحمتِ بى پایانِ خداوندى براو و آلِ اوباد» ایستاد، و بااشکِ ریزان خبرِمرگِ تو را به وى داد، و اینگونه گفت که:


اى رسولِ خدا! دخترزاده جوانمردت شهید شد، خاندان و حَریمَت مُباح گردید، پس ازتو فرزندانت به اسیرى رفتند، و وقایع ناگوارى به عترت و خانواده ات واردشد، پس(از شنیدنِ این خبر) رسول خدا مضطرب و پریشان گردید، و قلبِ هراسناکَش بگریست، و فرشتگان و انبیاء (بخاطـر مصیبتِ تو) او راتسلـیت و تعـزیت گفـتند، و مادرت زهـراء (ازانـدوهِ مصیبـتِ تو) دردنـاک شد، و دستـه هاىِ ملائکه مقـرّبین در آمد و شد بودند، پـدرت امیرمؤمنـان راتعزیت میگفتند، مجالسِ ماتم و سوگوارى براىِ تو در اعلاعلیّین برپا شد، و حورالعین به جهت تو به سر و صورت زدند، (در عزاىِ تو) آسمان و ساکنانش، بهشت ها و نگـهبانانش، کوه ها و کوهپایه ها، دریا ها و ماهیانش، [شهرمکّه و پایه هایش]، فردوس ها و جوانانش، خانه کعبه و مقام ابراهیم، و مشعرالحرام، و حلّ و حَرَم جملـگى گریستند،


بار خدایا! به حُرمتِ این مکـانِ رفـیع، بر محمّد و آلِ او رحـمت فرست، و مرا در زمره آنان محـشور فرما، و به شفـاعت و وساطتِ آنها مرا داخلِ بهشت گردان، بار خدایا! من به تو توسّل مى جویم اى سریعـترینِ حسابگران، و اِى بخشـنده ترینِ کَـریمان، و اِى فرمانـرواى حـاکمان، به (حقِّ) محمّد آخرینِ پیامبران، و فرستاده تو بسوىِ تمامِ جهان ها، و به (حقِّ) برادرش و پسرعمویش آن بلند پیشانىِ میان پُر، آن دانشمندِ عالى مرتبه، یعنى علىّ فرمانـرواىِ مؤمنان، و به (حقِّ) فاطمه سـروَرِ بانوانِ جهانیان، و به (حقِّ) حسـنِ مجتـبى که پاک و مبرّا و پناهگـاه مُتّقین اسـت، و به (حقِّ) أبی عبدالله الحسین گـرامیترینِ شهداء، و به (حقِّ) فرزنـدانِ مقتولش، و خانـواده مظـلومش، و به (حقّ) على بن الحسـین زیورِ عابدان، و به محمّد بن علـى قبـله توبه کنندگان، و جعفر بن محمّد راستگـوترینِ صادقان، و موسى بن جعفر آشکار کننده دلائل و براهین، و على بن
موسى یاورِ دین، و محمّد بن على اُسوه و الگوىِ هدایت شونـدگان، و على بن محمّد زاهـدترینِ پارسایان، و حسـن بن على وارثِ جانشینان، و حُجّتِ خدا بر تمامِ آفریدگان، اینکه درود فرستى بر محـمّد و آلِ او، آن راستـگویانِ نیـکوکار، هـمان آلِ طه و یس، و اینکه مرا در قیامت از کسانى قرار دهى که (از عذابِ تو) ایمن و با آرامشِ خاطر و رستگار و مسرور و بشارت یافـته اند،


بارخدایا! (نامِ) مـرا در زُمـره مسلـمین نگاشته، و مرا به صالـحین ملـحق فرما، و نامِ مرا بر زبان اُمّتهاى آتیه نیکو قرار ده، و مـرا بر علـیه ظالمین یارى ده، و از مکرِ حسـودان حفـظ فرما، و (نیـز) حیله حیـله گران را از من برگـردان، و دست ستمـکاران را از مـن (دور) نگهدار، و بینِ من و آن سـرورانِ با میمنت در اعلاعلیّین جمع بفرما، همراه باکسانیکه بر آنها اِنعام فرمودى یعنى پیامبران، و راستگویانِ در عمل و گفتار و شهداء و نیکویان، به رحمتت اى مهربانترینِ مهربانان، بارخدایا! تو را سوگند میدهم به حقّ پیامبرِ معصومت، و به حقّ حُکمِ حتمى و قطعى ات، و به حقّ نهىِ پنهانى ات، و بحقّ این آرامگاهى که (مردم از هرطرف به جهت زیارت) بر او گِرد مى آیند، واین امامِ معصومِ مقتولِ مظلوم در جانبِ آن تکیه زده، اینکه غم و غصّه ها را از من برطرف فرمائى، و شُرورِ قضا و قَدَرِ حتمى را از من برگردانى، و مرا از آتش(عذابت) که داراى بادهاى سوزان است پناه دهى (و نگاهدارى)،


بارخدایا! مرا با نعمت خود بپوشان (یا بزرگ گردان)، و به عطایاى خود راضى وخوشحال فرما، و به
جود و کَرَمَت مرا بپوشان، و از مکر و انتقام خود دورَم ساز، بارخدایا مرا از لغزش و خطا حفظ فرما، و در گفتاروکردار به راه صحیح هدایتم فرما، و در مدّت زندگى ام وسعت ده، و مرا از دردها و بیماریها عافیت بخش، و مرا به موالى و سرورانم برسان و به فضل(وکَرَمِ) خویش مرابه بالاترینِ آرزوها نائل فرما، بارخدایا برمحمّد و آلِ او رحمت فرست و توبه مرا قبول فرما، و بر اشکِ چشمم ترحّم نما، و لغزش مرا چشم پوشى فرما، و حُزن واندوه مرا زائل کن، و گناهم را برمن ببخشاى، و خاندان و نسلِ مرا برایم اصلاح فرما، بارخدایا در این مشهدِ والامقام و در این محلّ گرامى، برایم وامَگُذار گناهى را مگرآنکه ببخشى، و نه عیبى را مگر آنکه مستور نمائى، و نه غم وغصّه اى را مگربرطرف فرمائى، و نه رزقى را مگر گسترش دهى، و نه قدر و منزلتى را مگر باقى بدارى، و نه فسادى را مگر اصـلاح فـرمائى، و نه آرزوئى را مگر نائل کنى، و نه دعائى را مگر اجابت فرمائى، و نه تنگنائى را مگر بگشائى، و نه امور مُتشتّتى را مگر جمع و برقرار نمائى، و نه امرى را مگر تمام فرمائى، و نه مالى را مگر فراوانى بخشى، و نه خُلق و صفتى را مگر نیکو گردانى، و نه انفاقى را مگرجایگزین فرمائى، و نه حالى را مگر آباد فرمائى، و نه حسودى را مگر ذلیل نمائى، و نه دشمنى را مگر هلاک گردانى، و نه شرّى را مگر منع فرمائى، و نه بیماریى را مگر شفابخشى، و نه(امرِ)دورى را مگر نزدیک فرمائى(و در دسترسم قراردهى)، و نه تفرّقواختلالى رامگرجمع (و اصلاح)نمائى، و نه خواهشى [خواسته اى] را مگر عطا فرمائى، بارخدایا! من از تودرخواست میکنم خیرِ دنیا و ثوابِ آخرت را، بارخدایا! مرا به سبب حلالت از حرام مستغنى کن، و به فضل و احسانـت از جمیع خلق بى نیاز فرما، بارخدایا! از تو درخواست میکنم دانشى مفید،


پس از تمام شدن زیارت، رو به قبله کن و دو رکعت نماز بجاى آور به این ترتیب که در رکعت اول بعد از حمد سوره انبیاء، و در رکعت دوم بعد از حمد سوره حشر را بخوان و آن
گاه در قنوت نماز بگو:


هیچ معبودى جز خداوندِ شکیبا و کریم نیست، هیچ خدائى جز خداوندِ بزرگوار و عظیم نیست، هیچ معبودى نیست جز خداوندى که پروردگارِ آسمانها و زمینهاى هفتگانه و موجوداتى که در آنها و میان آنهاست مى باشد، (به این توحید معتقدم) برخلاف دشمنانِ حقّ، و به جهت تکذیب کسانى که به خداوند شرک ورزیدند، و(به این توحیدمعتقدم) بخاطر اعتراف نمودن به ربوبیّت او، و خضوع و خشوع درمقابل عزّت و شرافت وى، (اوست خدائى که) اوّل است بدون اوّل، و آخر است تا بى نهایت، به قدرتش برتمام اشیاء غلبه نموده، و به دانش و لطف و مرحمتش در هرچیز نفوذ کرده، عقول بشرى برحقیقتِ بزرگى او مطّلع نخواهدشد، و اوهام و خیالات کنهِ ذات او را درک نمى کند، و معانىِ کیفیّتِ او را هیچ ذهنى تصوّر نمى تواندکرد، (اوست) مطّلع وآگاه بر باطنِ اشخاص، و آشنا به تمام امورِ پنهان، خیانت چشمها و پنهانى دلها را خبردارد، بارخدایا! تو را گواه میگیرم که رسولت «صلَّى الله علیه و آله» را تصدیق مى کنم و به او ایمان دارم،ِ و آگاه به قدر و منزلتِ اویم، و براستى شهادت میدهم که اوست پیامبرى که حکمت به فضیلت و برترىِ او سخن راند، و تمامى پیامبران(گذشته) بشارتِ(آمدنِ) او را دادند، و (مردم را) به گرویدنِ به دین او دعوت نمودند، و برتصدیقِ او برانگیختند، چنانچه خودت در قرآن میفرمائى: «(او پیامبرى است) که نام وى را در تورات و انجیلِ خودشان نگاشته مى یابند، او آنها را به نیکوئى امر مى کند و از زشتى نهى مى فرماید، نعمتهاى پاک و طیّب را برایشان حلال و خبائث و پلیدیها را بر آنها حرام و ممنوع میگرداند، و سنگینى و مشقّت هائى که در ادیان سابق چون زنجیر برگردن آنها بود همه را برمیدارد»، پس درود فرست بر محمّد فرستاده ات به سوى جنّ و انس، و سَروَرِ پیامبرانِ برگزیده، و بر برادرش و پسرعمویش، آنانى که هیچگاه به قدرِ چشم برهم زدنى به تو شرک نورزیدند، و برفاطمه زهراء سَروَرِ تمامى زنان جهانیان، و بر دو آقاى جوانان اهل
بهشت یعنى حسن و حسین، درودى جاویدان و همیشگى، بعدد قطرات بارانها، و همگونِ کوهها و تپه ها، تا آن زمان که درخت «سلام» برگ میدهد، و روشنى و تاریکىِ شبانه روز در رفت و آمدند، و برخاندانِ طاهرِ حسین، آن پیشوایان هدایت یافته، آنها که از حریم دین و آئین دفاع نمودند، یعنى على و محمد و جعفر و موسى و على و محمد و على و حسن و حضرت حجّت، آنکه عدل و داد را برپا میدارد و فرزندِ دخترزاده پیامبر است، بارخدایا! از تو درخواست میکنم بحقِّ این امامِ بزرگوار، گشایشى نزدیک را، و صبرى نیکو را، و پیروزى اى توأم با عزّت را، و بى نیازى از خلایق را، و دوام و استمرار در طریـقِ هدایت را، و توفیق را بر آنچه تو دوست دارى و رضایت تو در آنست، و روزى اى را که وسیع و حلال و پاک، و گوارا و ریزان و خوشگوار، فراوان و برتر و پى درپى باشد، بدون هیچ زحمت و مشقّتى، و خالى از هرگونه منّتى از اَحَدى، و (نیز درخواست میکنم) تندرستى از هر بلاء و ناخوشى و بیمارى را، و شکرگزارى بر هرعافیت و نعمتى را، و هنگامى که مرگ ما فرارسید بر نیکوترین حالِ طاعت ما را قبض روح فرمائى، و در حالتى که نگاهبانِ دستورات تو باشیم، تا آنکه ما را به بهشت هاى پُرنعمت برسانى، به رحمتت اى مهربانترینِ مهربانان، بارخدایا! بر محمّد و آل او رحمت فرست، و مرا از دنیا در وحشت و هراس قرار ده و به آخرت انیس فرما، چراکه فقط خوف تو از دنیا وحشت زا است، و فقط امید و دلبندى بتو به آخرت انس بخش است، بارالها! حجّت و دلیل باتوست نه بر علیه تو، و شکایت و گلایه باید به سوى تو باشد نه از تو، پس بر محمّد و آل او درود فرست و مرا برعلیه نفس ستمکار و سرکش خویش، و برشهوت غالبِ خودم یارى فرما، و پایان کارم رابا عافیت قرارده، بارخدایا! این کم حیائىِ من است که (ازطرفى) درِخانه تو استغفار میکنم و (از طرف دیگر) بر مناهىِ تو پافشارى میورزم، چنانچه اگر استغفار نکنم با اینکه وسعت حلمِ تو را آگاهم، این تباه نمودنِ حقِّ امیدوارى است، بارالها! (کثرت) گناهانم مرا از امیدوارى به تو مأیوس میکند، و آگاهیم به وسعتِ رحمتِ تو مرا از ترس و هراسِ از تو بازمیدارد، پس بر محمّد و آلش رحمت فرما، و امید و دلبندىِ مرا بخودت پابرجا نما، و ترس و وحشتِ مرا از خودت تکذیب فرما، و براى من آنچنان باش که به تو حُسنِ ظنّ دارم، اى بخشنده ترینِ کریمان، بارخدایا! برمحمّد و آل او درود فرست و مرا به حفظ (ازگناه) مؤیَّد فرما، و زبانم
را به حکمت گویا فرما، و مرا از کسانى قرارده که بر تباهى هاى گذشته خویش نادِم و پشیمانند، و بهره خویش را اکنون ناقص و ضایع نکنند، و اهتمام بر روزى فرداىِ خود ننمایند، بارالها! غنىّ آن کسى است که به سبب تو بى نیازى جوید و به سوى تو محتاج باشد، و فقیر و درمانده کسى است که از تو (روگردان شده) به جانب مخلوقت بى نیازى طلبد، پس رحمت نما بر محمّد و آل او، و مرا از خَلقِ خودت به سبب خودت بى نیاز فرما، و مرا چنان قرارده که هیچگاه دستى جز بسوى تو دراز نکنم، بارالها! بدبخت کسى است که با اینکه توبه و بازگشت فراراهِ او و رحمت تو پشتیبانِ اوست ناامید شود، اگرچه عملِ من ضعیف و سُست است لکن امیدِ رحمتِ تو در من قوىّ است، پس ضعف عملِ مرا در قبال قوّت امیدم، برمن ببخشاى، بارخدایا! اگرتو چنان دانى که درمیان بندگانت از من سنگدل تر و پرگناه تر نیست، (درعوض) من هم به یقین میدانم که هیچ مولا و سرپرستى فضل و عطایش از تو بیشتر نیست، و رحمت و عفوش از تو وسیع تر نیست، پس اى کسى که در رحمت و مهربانى یگانه اى، ببخشاى کسى را که در جُرم و گناهش تنها و یگانه نیست، بارخدایا! تو مارا امرفرمودى و ما سرپیچى نمودیم، و ما را بازداشتى ولى ما دست برنداشتیم، ما را یادآورى فرمودى ولى ما خود را به فراموشى زدیم، مارا بینا فرمودى و ما خودرا به کورى زدیم، تو مارا تهدید نمودى ولى ما از حدّ گذراندیم، (آرى!) این در مقابل احسان تو برما پاداش نیکوئى نبود،

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید