ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

محاسبه نفس

محاسبه نفس


استاد محمدتقى مصباح


يكى از موضوعاتى كه در روايات بر آن بسيار تاكيد گرديده و علماى اخلاق درباره ‏اش بسيار بحث كرده ‏اند، مساله «محاسبه نفس‏» است.
در اين روايت نيز بر اين مساله تاكيد شده كه هر كس بايد از خود حساب بكشد و دست كم ، در هر شبانه روز، يك بار خود را محاسبه كند. بهترين موقع براى اين كار شب‏هاست كه پيش از خواب، دست كم، چند دقيقه در رفتارمان تامل كنيم و ببينيم كه آيا كارهايى كه انجام داده ‏ايـم درست‏ بوده است ‏يا نه. اگر خطايى انجام داده ‏ايم، به آن معترف باشيم و در صدد جبران آن برآييم.


امام صادق ‏عليه ‏السلام در اين روايت ‏به اين جندب مى‏ فرمايند :
«ياابن جندب، حق على كل مسلم يعرفنا ان يعرض عمله في كل يوم و ليلة على نفسه فيكون محاسب نفسه، فان راى حسنة استزاد منها و ان راى سيئة استغفر منها لئلا يخزى يوم القيمة‏» (1)
«
اى پسـر جـنـدب ، بر هر مسلمانى كه ما را مى‏شناسد، لازم است كه در هر روز و شب، اعمالش را بر خود عرضه بدارد و از نفس خود حساب بكشد ، اگر كار خوبى در آنها يافت ، بر آن بيفزايد و اگر كار زشتى يافت، طلب بخشايش نمايد تا در قيامت دچار رسوايى نگردد.»


عامل وادار سازنده انسان به محاسبه :


امام صادق ‏عليه‏السلام در اين روايت ، بر اين نكته تاكيد دارند كه هر مسلمانى كه ما را مى ‏شناسد ، خـــود را بــــه مـــا مـنـتـسب مى ‏كند و مى‏ خواهد برنامه زندگيش را از ما بگيرد، بايد كارهاى خود را وارسى كند. اين از جمله ويژگى ‏هايى است كه خــداى متعال به روح انسان عطا كرده كه مى ‏تواند بر اعمال خود نظارت و مراقبت داشته باشد.
اين يكى از مسائلى است كه بسيارى از فيلسوفان جهان در آن متحير مانده ‏اند. هر كس معمولا مى ‏تواند به جز خود نظر داشته باشد و به او بنگرد، اما اينكه بتواند به خودش هم نظر داشته باشد از ويژگى‏ هاى مهم روح آدمى است. كسانى كه درباره معرفت نفس مطالعاتى دارند، به خوبى به اين واقعيت پى ‏برده‏اند كه انسان موجودى است كه مى ‏تواند خود را تشويق كند ، تنبيه نمايد ، توبيخ كند و … .
اينكه اين چه خصوصيتى است نياز به بحثى مفصل دارد، اما گذشته از آن، يكى از الطاف خداوند است كه به انسان مرحمت كرده است. بنابراين ، مورد تاكيد است كه در هر شبانه روز ، دست كم، يك‏بار اعمال خود را بررسى كند ، ببيند آيا كار خوبى ‏انجام داده‏ است‏ يا نه.


طبق اين روايت ، انسان بايد حسابرس اعمال خود باشد ، اگر كار خوبى در اعمالش مشاهد كرد ، توجه داشـتـه بــاشــد كـــه لـطـفى از جانب خداست ، از او توفيق
بخواهد كه آن كار را بيش‏تر انجام دهد. در روايات ديگرى آمده است كه در چنين حالتى، ابتدا خدا را شكر گزارد، سپس از او بخواهد كه توفيق عنايت كند تا فردا كارهاى بهتر و بيش‏ترى انجام دهد. اگر هم لغزشى در اعمال خود مشاهده كرد ، تــدارك كــنــد و پيش از همه، توبه نمايد. البته گاهى توبه لوازمى دارد ؛ مثلا ، اگر عملى از او فوت شده، قضا نمايد يا اگر حقى از كسى ضايع ساخته ، ادا كـنـد و يـــا چنانچه كار زشت ديگرى انجام داده، آن را جبران نمايد تا كارهاى بد در روح او رسوخ نكند و در نهايت، در قيامت نيز رسوا نشود
.


امـام صادق‏ عليه ‏السلام در كلمات خود، ضمن اشاره به محاسبه، اين نكته را هم متذكر مى ‏شوند كه «لئلا يخزى يوم القيمة‏» ، «تا در قيامت ، رسوا نگردد.» اين هشدار ايجاب مى ‏كند تا ما توجه نمانيم و كارى نكنيم كه در قيامت رسوا شويم. در آن صـورت ، ديــگــر راهــى براى جبران وجود نخواهد داشت و به حسرت مبتلا خواهيم شد. از نظر روحى ، چنين هشدارهايى مهم و مؤثر است ، زيرا تا وقتى انسان ســود يــا ضــرر كارى را درك نكند نسبت‏ به انجام يا ترك آن رغبتى نشان نمى ‏دهد. عاملى كه انسان را وادار به انجام كارى مى ‏كند ، نـوعى نفع و مصلحتى است ك
ه از كار عايد او مى ‏شود. يا آنچه او را از انجام آن باز مى ‏دارد ، ترس از گرفتارى است
.
اگر بخواهيم برنامه صحيحى اجرا كنيم ، بايد فوايد آن را در نظرمان مجسم نماييم تا انگيزه‏اى براى انجام آن داشته باشيم و آن را بـهـتــر انجام دهيم. عدم توجه به اين مسائل و در نتيجه، كار بدون انگيزه موجب مى ‏شود انسان تنبل بار بيايد و مسائل را جدى نگيرد.
بنابراين ، براى جلوگيرى از پشيمانى – كه از هر عذابى دردناك‏تر است انسان بايد از همين حالا به حساب خود رسيدگى كند.


يكى از اسم ‏هاى قيامت ، «يوم الحسرة‏» است. مساله پشيمانى به قدرى مهم است كه يكى از نام ‏هاى قيامت ‏بدان خوانده شده است.
يكى ديگر از نام‏هاى ان «يوم الحساب‏» است. اگر انسان توجه نداشته باشد كه روزى به كارهايش رســيــدگــى مـى ‏شــود و از او حــســــــاب مى ‏كشند ، احساس مسؤوليت نمى ‏كند و به فكر نمى ‏افتد كه به كارهايش سرو سامانى بدهد، كارى را ترك كند يا به كارى همت گمارد. اما اگر بداند كه مساله جدى است، به جزئيات كارهايش هم رسيدگى مى‏ كند. در قرآن نيز به اين حقيقت اشاره شده است كه عذاب قيامت ‏بـــه دليل فراموشى روز حساب است ، همان فراموشى كه موجب مى ‏شود انسان مرتكب كارهايى شود كه در نهايت ، عــذاب ابـــدى بــــه دنـبال داشته باشد : «ان‏الذين يضلون عن سبيل‏الله لهم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب‏» (ص : 26) «عذاب براى كسانى اسـت كـه روز حساب را از ياد برده ‏اند»، هر چند ممكن است ‏به آن اعتقاد نيز داشته باشند. اما اعتقاد آنها كم‏رنگ است، زنده نيست و در اعمالشان تاثير نمى‏ گذارد.


قرآن كريم داستان دو برادرى را نقل مى‏ كند كه يكى از آنها بى‏ بند و بار بود و دراموالش ، حساب و كتابى نداشت. بـــرادرش هـــر قـــدر بــــه او سفارش مى‏ كرد كه مراقب اعمال و كردار خود باشد ، مى ‏گفت :
«
ما اظن الساعة قائمة و لئن رددت الى ربي لاجدن خيرا منها منقلبا» (كهف : 36) «تصور نمى‏ كنم قيامتى برپا شود و اگر به فرض (هم خـدا و قيامتى باشد و) من به سوى خداى خود باز گردم ، در آن جهان نيز از اين دنيا منزلى بهتر خواهم يافت
قرآن با اشاره به اين داستان، مى‏ خواهد بگويد : چنين اعتقادى به معاد فايده‏ اى ندارد ؛ زيرا ركن اساسى اعتقاد به معاد ، اعـتـقاد به حساب است. ما همه در آن جهان زنده مى ‏شويم تا نتيجه اعمالمان را ببينيم، و گرنه صرف اعتقاد به زنده شدن كارآيى ندارد. لازمه اين‏چنين اعتقادى هم توجه به عاقبت كار از همين دنياست. بنابراين ، در روايتى پيامبر صلى الله عليه و آله مى ‏فرمايند : «حاسبوا انفسكم قبل ان تحاسـبـوا» ، (2) «پيش از آنكه به حساب شما برسند، خود را مورد محاسبه قرار دهيد


اگر چنين باورى در انسان وجود داشته باشد كه روزى به همه اعمالش رسيدگى مى ‏گردد و مطابق آنها دقيقا پاداش يا كيفر داده مـى ‏شــود ، به فكر محاسبه نفس خود مى ‏افتد و از خود حساب مى ‏كشد.


مراحل محاسبه :


مساله محاسبه نفس به قدرى مهم است كه حتى برخى از علما در اين باره كتاب‏ هايى نوشته ‏اند. در اين باره ، آيات و روايات بسيارى داريم و بحث ‏هاى فراوانى درباره‏ اش انجام گرفته است. در كتاب ‏هاى اخلاقى ، دستورالعمل‏ هايى بــه افــراد داده شــده تــا بتوانند بهتر بـه اين مهم بپردازند.


محاسبه چهار مرحله دارد :
اول مشارطه است ؛ يعنى ، صبح انسان با خودش شرط كند كه آن روز، وظايفش را به خوبى انجام دهد و از گناهان نيز بپرهيزد.
دوم مراقبه است : يعنى ، در طول روز مراقب خود و اعمالش باشد تا از آنچه با خود عهد كرده تخطى نكند.
سوم محاسبه است ، كه در آخر شب، به حساب كارهاى خود برسد ؛ بررسى كند كه چــه مـقـدار بــه وظايف خويش عمل كــرده و چــه مقدار كوتاهى داشته است.
چهارم معاتبه است. (برخى از علماى اخلاق اين مرحله را براى محاسبه ذكر كرده ‏اند.) يعنى ، اگر انسان در محاسبه مـتـوجــه اشـتباهاتى در رفتارش شـــد ، خــود را تنبيه كند تا لغزش ‏هايش جبران شود  مثلا، خود را ملزم كند كه روز بعد را روزه بگيرد يا مبلغى انفاق كند يا قدرى قرآن تلاوت نمايد يا كار خير ديگرى انجام دهد تا مافات جبران شود.
اما در مساله محاسبه، آنچه بيش از همه اهميت دارد ، نقش حساب كشيدن از خويش است ؛ اگر كار خوبى انجام داده ‏بوديم ، خــدا را شكر كنيم و توفيق ادامه آن را بخواهيم و اگر قصور ورزيده بوديم، به فكر تدارك آن بيفتيم.


نكاتى در باب محاسبه :


در اين باره، نكات مهم ديگرى نيز وجود دارد :


الف – اجتناب از گناه :


اول اينكه انسان درباره گناه بيش‏تر بينديشد كه اصلا گناه يعنى چه ؟ وقتى اعتقاد ما است كـه خداوند ما را آفريده و به ما اختيار انتخاب خوب و بد داده، راه خوب و بد را هم به ما نشان داده ، عالم ديگرى نيز وجود دارد كه در آن، به كارهايمان رسيدگى مى ‏شود – كيفر و پاداش مى ‏بينم – معنايش اين است كه بايد از سرمايه عمرى كه در اختيار داديم به بهترين شكل، استفاده كنيم. اين همان فلسفه زندگى انسان است.
دين چنين ديدگاهى دارد : ما به اين دنيا پا گذاشته ‏ايم تا امتحان شويم ، طى مراحلى خودسازى كنيم و ب
ه كمال برسيم تا در زندگى ابـدى ، از نتايج آن بهره‏مند گرديم
. بنابراين، بايد توجه داشته باشيم كه زندگانى اين جهانى موقتى و در حكم زندگى جنينى نسبت ‏بـه زندگى دنيوى است. همان‏گونه كه نطفه فقط چند ماهى را در شكم مادر مى ‏گذراند ، آن هم براى اينكه آماده زندگى اين جهانى شود ، ما هم در اين برهه ، براى زندگى ابدى آماده مى ‏شويم ، با اين تفاوت كه رشد جنبى قهرى بود ، ولى رشد اين جهانى اختيارى است. علاوه بر آن ، زندگى جنينى با زندگى دنيوى از حيث مدت قابل مقايسه بود ، ولى جهان آخرت به دليل ابدى بودنش ، به هيچ وجه ، بـــا زنــدگـى اين جهانى قابل مقايسه نيست.


به هر صورت ، آن‏گونه كه دين معرفى مى ‏كند ، اين دنيا محل خودسازى و ابتلاست. بــايـد خود را براى ع
الم ديگر بسازيم. اگر با اين نگرش نگاه كنيم ، مى ‏بينم در مقابل سرمايه ‏اى كه از كف مى ‏دهيم، چيزى به دست مى ‏آوريم كه براى زندگى ابديمان بسيار سودمند است و بايـد خدا را شكر كنيم ؛ «ان راى حسنة استزاد منها» اما اگر نگرشى غير از اين داشته باشيم يا دچار غفلت‏ شويم ، در مقابل صرف سرمــايه گران‏مايه، بدبختى اخروى براى خويش مهيا ساخته ‏ايم. پس بايد به فكر جبران آن بر آييم ؛ «ان راى سيئته استغفر منها لئلا يخزى يوم القيمة» ميان اين دو مطلب فرق بسيار است كه كسى معامله‏ اى بكند ، ولى از آن سودى نبرد ، اما در هر صورت ، سرمايه ‏اش بر جاى باقى بماند و آنــكــــه در معامله سود كه نمى ‏كند ، ضرر هم مى‏ كند و اصل سرمايه را از كف مى ‏دهد. گناه كردن يعنى ، از دست دادن سرمايه و خريدن زيان ؛ از كــف دادن عمر و سعادت اخروى و دچار عذاب ابدى گرديدن
.


ب – توجه به كميت گناهانى كه انجام داده‏ ايم


دوم اينكه
وقتى فهميديم گناه بسيار زشت است ، بايد ببينيم چقدر گناه كرده ‏ايم و در صدد جبران آن برآييم. اينكه انسان به گناهان خــود نــزد خداوند اعتراف داشته باشد، بهتر از فراموشى يا انكار آن‏هاست، هر چند انسان نمى ‏تواند مشخص كند كه دقيقا هر روز از اول صـبـح تــا شب ، چند تا گناه كرده است ؛ آن روز چند تا غيبت ، چندتا دروغ ، چند تا اهانت ‏به ديگران و … داشته است. بنابراين ، حساب از دست انسان خـارج مى‏ شود. اگر دقت كنيم ، مى ‏بينيم چقدر وقت ما صرف گناه شده است. اين مساله مهمى است كه بتوانيم به كميت گناهانمان بينديشيم
.
اين چنين است كه محاسبه در تكامل انسان اثر مى ‏گذارد و موجب مى ‏گردد هر روز زندگى او نسبت ‏به گذشته بهتر شود.


ج – توجه به كيفيت گناهانى كه انجام داده‏ ايم


سوم توجه به كيفيت گناهان است. بعضى از گناهان به قدر هفتاد سال ارتكاب نوع ديگرى از گناه عظمت و اهميت دارند ، بـا آنكه ممكن است انجام آنها يك لحظه بيش‏تر طول نكشد. توجه به صغيره يا كبيره بودن گناه مهم است ؛ مثلا، درباره غيبت و اهميت آن روايات متعددى وارد شده كه قبح بسيار آن را مى ‏رساند. در اين باره ، به اين نكته مهم نيز بايد توجه داشت كه درست است‏ برخى از گناهان صغيره ‏اند و اهمـيتشان از كباير كم‏تر است ، اما بايد دانست كه كوچك شمردن گناهان صغيره، خود گناه كبيره به حساب مى ‏آيد و اين از جمله دام‏هاى شيطان است كـه انسان را به غفلت مى‏ افكند.


د – انجام همه واجبات :


چهارم آنكه ترك واجبات نيز گناه است. شايد ابتدا تصورمان اين باشد كه ما نماز ، روزه و وظايفى مانند آن را ترك نمى ‏كنيم، پس كدام واجب را ترك كرده ‏ايم ؟ اين همان دام شيطان است ، زيرا بسيارى ازتكاليف مورد غفلت ماست، حتى آنان كه به طور دايم، با فقه، آيات قرآن و سخنان اهل بيت ‏عليهم‏السلام سر و كار دارند نيز از بسيارى واجبات غفلت مى ‏كنند.
نيكى به والدين، صله رحم، قضاى حاجت مؤمنى كه اظهار حاجت كرده و بسيارى ديگر، همه از جمله واجبات است كه ممكن است گــاهـى تـا سال‏ ها ، ما به ه‏فكر انجام بسيارى از آنها نباشيم. اگر واجبات اجتماعى و سياسى را هم‏ به آن‏ها اضافه كنيم ، مى ‏بينيم تـعـدادشـان چـقـدر بيش‏تر مى ‏شود. امر به معروف، نهى از منكر، ارشاد جاهل، مبارزه با ظلم، مبارزه با انحرافات عقيدتى، فكرى و دينى و… از اهم واجبات است كه كوتاهى در آن‏ها گناه كبيره به حساب مى ‏آيد.


وقتى مى ‏توانيم به خوبى به همه اين وظايف عمل كنيم كه از قبل ، براى فردايمان برنامه ‏ريزى كرده ‏باشيم ؛ جدولى از تــكـاليـف فــراهم آورده باشيم تا بتوانيم بهتر به آنها عمل كنيم.


ه – توجه به شروط صحت اعمال :


پنجم مساله ‏اى است كه گاهى به ظاهر موجب دلخوشى ما مى ‏شود ، غافل از آنكه اين فقط تصور ما بـــوده كــه كـارمان را به درستى انجام داده ‏ايم، وگرنه يا از ابتدا آن را خوب انجام نداده ‏ايم و يا پس از انجام، آن را خراب كرده ‏ايم ، مثلا : وظيفه ما اين است كه نماز بخوانيم. خوشحال هم هستيم از اينكه نماز مى ‏خوانيم، درجماعت هم شركت مى‏ كنيم تا ثواب بيش‏ترى ببريم. اما توجه نمى ‏كنيم كـــه آيــا نـمازمان درست و مورد قبول خداوند هست ‏يا نه ؟ آيا ريايى مرتكب نمى ‏شويم ؟ آيا شرايط حسن عمل را رعايت مى‏ كنيم يا نه ؟ پس از انجام كار ، بـا عجب و غرور ، نتيجه آن را از بين نمى ‏بريم ؟ با منت گذاردن ، اجر كارمان را تباه نمى ‏كنيم ؟
بنابراين ، براى انجام اعمال خوب بايد، به شروط قبولى آن نيز توجه نماييم.


پى ‏نوشت ‏ها :


1- محمدباقر مجلسى ، بحارالانوار ، ج‏78 ، ص‏ 279
2- همان ، ج 70 ، ص‏73


معرفت – شماره 24


www.monajat.org

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید