ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

معجزات و كرامات امام حسين علیه السلام

835 – نورانيت امام حسين (ع) در رحم حضرت زهرا(س)


حضرت زهرا(س) مى فرمايد: وقتى به چهار ماهگى رسيد خداوند او را در وحشت انيس من قرار داد، در جايگاه عبادت با من بود، وقتى به شش ماه رسيد در شب تاريك، نيازى به چراغى نداشتم از نور حسين (ع) استفاده مى كردم تا اين كه فرمود:
وجعلت اسمع اذا خلوت بنفسى فى مصلاى التسبيح و التقديس فى باطنى.
هنگامى كه در جايگاه نماز با خودم خلوت مى كردم صداى سبحان الله را از رحم خود مى شنيدم.(962)(963)


836 – درخشندگى ويژه امام حسين (ع)


فاطمه (س) مى فرمايد: درخشش نور امام حسين (ع) به گونه اى بود كه در هنگام حمل وى، پيامبر (ص) به من مى فرمود:… فانى اءرى فى مقدم وجهك ضوءا و نورا و ذلك انك ستلدين حجه لهذا الحق (964) دخترم ! من در پيشانى تو درخشندگى و نورانيت ويژه اى مى بينم و اين نور نشانگر آن است كه به زودى حجت خدا بر اين مردم را به دنيا خواهى آورد.))
پرتو نور حسين (ع) به صورتى بود كه مادرش (ع) مى گفت: ((در شب هاى تار به چراغ نياز نداشتم.))(965)(966)


837 – نامگذارى حسين (ع) توسط خداوند.
هنگامى كه حضرت امام حسين (ع) متولد شد، حضرت رسول (ص) به اسماء فرمود: ((اى اسماء! فرزند من را بياور.))
اسماء مى گويد: ((آن حضرت را در جامه سفيدى پيچيده و ب
ه خدمت پيامبر (ص) بردم.

حضرت او گرفت و در دامن خود گذاشت و در گوش راست او اذن و در گوش چپش اقامه گفت.))


سپس جبرييل نازل شد و گفت: ((حق تعالى به تو سلام مى رساند و مى فرمايد: چون على (ع) نسبت به تو به منزله هارون نسبت به موسى (ع) است پس او را به اسم پسر كوچك هارون يعنى ((شبير)) نام بگذار و چون لغت تو عربى است او را حسين (ع) بنام.))(967)


 


838 – آرام كردن حسين توسط جبرييل
ابن شهر آشوب در مناقب گويد كه در حديث آمده است كه: روزى جبرييل فرود آمد و فاطمه (س) خوابيده بود. حضرت حسين (ع) بيدار شد و به عادت اطفال بى تابى مى كرد، پس جبرييل بنشست و او را از گريه بازداشت تا مادرش بيدار شد و رسول خدا (ص) فاطمه را از اين آگاه كنيد.
سيد بحرانى در ((مدينه المعاجز)) روايت مى كند از شرحبيل بن ابى عوف ك
ه گفت: ((وقتى حسين (ع)
متولد شد فرشته اى از فرشتگان فردوس اعلى فرود آمد و به درياى اعظم رفت و در اقطار آسمان ها و زمين فرياد زد: ((اى بندگان خدا! جامه هاى حزن بپوشيد و اظهار غم و اندوه كنيد كه جوجه محمد (ص) مذبوح و مظلوم است.))(968)(969)


839 – لباس بهشتى
ام سلمه همسر پيامبر اكرم (ص) مى گويد: پيامبر (ص) را ديدم كه لباس مخصوص كه در دنيا نظيرش را نديده بودم، بر حسين (ع) مى پوشاند. من در مورد آن لباس از پيامبر (ص) سوال كردم. آن حضرت فرمود: ((اين هديه خداوند به حسين (ع) است و من آن را بر اندامش مى پوشانم.))(970)
هم چنين در روايت آمده است كه: ((گاهى امام حسن (ع) و امام حسين (ع) در دوران كودكى، در شب عيد، لباس جديدى مى خواستند كه از جانب خداوند متعالى به وسيله ملكى از ملايكه، به آنها هديه مى شد و حضرت فاطمه (س) بر آنها مى پوشاند.))(971)(972)


840 – طعام و لباس هاى بهشتى
امام حسين (ع) هرگاه اراده مى فرمود: ميوه هاى گوناگون و نعمت هاى جاودانه بهشت هديه مى شد از آن جمله: خرما، گلابى، سيب و نيز هر غذايى كه از بهشت به پيامبر و على و فاطمه و حسن (ع) هديه شد، بيشتر به خواست آن حضرت يا به خاطر او بود.(973)(974)


841 – خوردن شير از دست پيامبر (ص)
در روايت مناقب ابن شهر آشوب كه از طريق اهل سنت نقل كرده، آمده است كه وقتى حسين (ع) به دنيا آمد، مادرش فاطمه (س) بيمار گرديد. و شيرش خشك شد، و رسول خدا((ص) براى فرزندش حسين (ع) دايه اى جستجو كرد، ولى پيدا نشد. و از اين رو حسين را به نزد رسول خدا (ص) مى آوردند و آن حضرت انگشت ابهام خود را در دهان آن كودك مى گذارد و او مى مكيد و خداى تعالى در ابهام آن حضرت انگشت ابهام خود را در دهان آن كودك قرار داده بود.
در روايت ديگرى است كه رسول خدا (ص) به وسيله دهان خود اين كار را مى كرد و همان گونه كه پرندگان از راه دهان به بچه هاى خود غذا مى دهند، آن حضرت به آن كودك غذا مى داد و اين ماجرا چهل شبانه روز طول كشيد و سبب شد كه گوشت آن فرزند از گوشت رسول خدا (ص) روييده شود.(975)(976)



842 – سرور جوانان بهشت.
حذيفه گويد: پيامبر (ص) به من فرمود: ((اين شخصى را كه به من برخورد ديدى ؟))
عرض كردم: آرى اى رسول خدا!
فرمود: ((او فرشته اى است كه پيش از اين ساعت به زمين نيامده بود، از خداوند اجازه خواسته كه (به زمين فرود آيد و) بر على سلام دهد و خداوند او را اجازه فرموده، او آمد و سلام داد، و نيز به من بشارت داد كه حسن و حسين دو سرور جوانان بهشتى هستند، و فاطمه خاتون زنان بهشتى است.))(977)(978)


843 – پود پيراهن از پر جبرييل
در جلاء العيون آمده است: ام سلمه گفت: ديدم روزى حضرت رسالت (ص) حله اى به فرزند خود حسين (ع) مى پوشانيد كه به جامه هاى دنيا شباهت نداشت.
گفتم: يا رسول الله ! اين چه جامه است كه به جامه هاى دنيا نمى ماند؟
حضرت فرمود: ((اين هديه است كه پروردگار من براى حسين (ع) فرستاده است و پودش از پرهاى بال جبرييل است ؛ چون امروز روز عيد است اين جامه را بر او مى پوشانم.))(979)


844 – بر آوردن حوايج
امام حسين عليه السلام پيرامون رفع حوايج مردم و برآوردن نياز نيازمندان و عدم ردكردن ايشان مى فرمايد.
صاحب الحاجه لم يكرم وجهه عن سئوالك فاكرم وجهك عن رده. يعنى ؛ كسى كه از تو حاجتى خواسته است، آبروى خود را با درخواست از تو ريخته است (و به تو روى زده است) پس تو ديگر با رد كردن او آبروى خود را نريز…))(980)(981)


845 – اداى دين اسامه
وقتى كه اسامه بن زيد سخت بيمار شد و به بستر مرگ افتاد، حضرت امام حسين (ع) به محض اطلاع از اين امر، به عيادت او شتافت و او را در بستر بيمارى بسيار اندوهناك ديد.
حضرت به او فرمود: ((اداى قرض تو به عهده من.))
اسامه عرض كرد: مى ترسم قبل از پرداخت دين و بدهكارى خود بميرم.
حضرت فرمود: ((يقين داشته باش كه پيش از مرگ تو قرض و بدهكاريت را مى پردازم.))
پس امام حسين (ع) به عهد خود وفا كرده و قبل از مرگ اسامه، تمام قرض او را پرداخت و آنگاه اين كلمات را بيان فرمودند:
شر خصال الملوك الجبن من الاعداء و القسوه على الضعفاء و البخل عند الاعطاء از صفات زشت و ناستوده پادشاهان اين است كه از دشمن بترسند و نسبت به ضعيفان و بيچارگان قساوت و سنگدلى داشته و به هنگام بذل و بخشش بخيل و لئيم باشند.))(982)(983)


846 – ايمان يهودى
ابن شهر آشوب روايت كرده است كه حضرت امام حسين عليه السلام فرمود: ((بهترين اعمال بعد از نماز داخل كردن سرور در قلب مؤمن است بر وجهى كه متضمن گناهى نباشد.))
به درستى كه من ديدم روزى غلامى با سگى طعام مى خورد من از سبب آن پرسيدم گفت: يا بن رسول الله ! من مغمومم مى خواهم او را شاد گردانم، شايد شادى او موجب شادى من گردد؛ زيرا كه مالكى دارم يهودى و مى خواهم از دست او نجات يابم.
حضرت چون اين سخن را از غلام شنيد رفت به نزد آن يهودى كه مالك او بود و فرمود: ((دويست دينار طلا مى دهم كه غلام خود را به من بفروشى.))
يهودى گفت: من غلام را فداى گام هاى تو كردم كه برداشته اى و به خانه من آمده اى و اين بستان را نيز با او مى دهم و مال را به تو پس مى دهم.
حضرت فرمود: ((مال را به تو بخشيدم.))
يهودى گفت: قبول كردم و به غلام بخشيدم.
حضرت فرمود: ((غلام را آزاد كردم و مال ها را به او بخشيدم.))
زن يهودى گفت: من مسلمان شدم و مهر خود را به شوهرم بخشيدم.
يهودى گفت: من نيز مسلمان شدم و اين خانه را به زن خود بخشيدم.(984)


 


847 – سخاوت و بزرگوارى امام حسين (ع)
مردى از مسلمين مدينه به شخصى مقروض شد و نتوانست قرض خود را ادا كند، از طرفى طلبكار اصرار داشت كه او قرضش را بپردازد.
آن مرد براى چاره جويى به حضور امام حسين عليه السلام آمد، هنوز سخنى نگفته بود، امام حسين (ع) دريافت كه او براى حاجتى آمده است (براى اين كه آبروى او حفظ شود) به او فرمود: ((آبروى خود را از سوال روياروى نگهدار، نياز خود را در نامه اى بنويس، كه به خواست خدا آن چه تو را شاد كند به تو خواهم داد& lt;/SPAN>.))
او در نامه اى نوشت: ((اى اباعبدالله ! فلان كس پانصد دينار از من طلب دارد و اصرار دارد كه طلبش را بگيرد، لطفا با او صحبت كن كه تا وقتى كه پولدار شوم، به من مهلت دهد.))
امام حسين (ع) پس از خواندن نامه او به منزل خود رفت و كيسه اى محتوى هزار دينار آورد و به او داد و فرمود:
((با پانصد دينار اين پول، بدهكارى خود را بپرداز و پانصد دينار ديگر، به زندگى خود سر و سامان بده و جز در نزد سه نفر به هيچ كس حاجت خود را مگو:
1
– دين دار، كه دين نگهبان او است، 2 – جوانمرد كه به خاطر جوانمردى حيا مى كند، 3 – صاحب اصالت خانوادگى كه مى داند تو به خاطر نيازت دوست ندارى آبروى خود را از دست بدهى. او شخصيت تو را حفظ مى كند و حاجتت را روا مى سازد.))(985)(986)


848 – فلسفه روزه& lt;/B>
روزى از آن حضرت سوال شد: چرا خداوند روزه را بر بندگانش واجب كرده است ؟
امام حسين عليه السلام فرمودند: ((براى اين كه ثروتمندان طعم گرسنگى را بچشند و نسبت به فقرا و مستمندان بذل و بخشش نمايند.))(987)(988)


849 – شفا دادن
كور

در مدينه المعاجز از كتاب ثاقب المناقب از غلام حضرت اميرالمومنين (ع) نقل كرده كه مى گويد: ((ديدم حضرت اميرالمومنين تير مى انداخت و ملايكه آن تيرها را دوباره براى آن حضرت مى آوردند، پس كور شدم رفتم خدمت مولايم حسين عليه السلام حكايت خود را نقل كردم ((فسمح يده على عينى فرجعت كما كنت)) پس آن حضرت دست مبارك را بر چشم هاى من كشيد، دوباره بينا شدم و هم چنين مرده زنده كردن براى ائمه هدى (ع) بوده، به خصوص از براى سيدالشهداء عليه السلام كه هم در حال حيات آن حضرت اين معجزه از آن حضرت ظاهر شده و هم بعد از شهادت به ظهور رسيده.(989)


850 – رفع تب به بركت امام حسين (ع)
بيمارى از مسلمانان كه سخت در آتش تب مى سوخت بسترى بود، امام حسين عليه السلام به عيادت او رفت، همين كه از در خانه وارد منزل شد، تب از بدن بيمار خارج گرديد.
امام حسين عليه السلام كنار بستر بيمار نشست و از او احوالپرسى كرد، بيمار عرض كرد: ((از قدم مبارك شما بسيار خشنودم كه آمديد و به بركت قدم شما، تب از من فرار كرد.))
امام حسين عليه السلام فرمود:
والله ما خلق الله شيئا الا و قد امره بالطاعه لنا به خدا سوگند، خداوند چيزى را نيافريده مگر اين كه او را امر به اطاعت ما كرده است.))
سپس فرمود: ((اى تب !))
راوى گويد!: ما صداى مى شنيديم ولى صاحب صدا را نمى ديديم كه) گفت: ((لبيك يا اباعبدالله ؛ فرمانبردارم اى اباعبدالله.))
امام حسين (ع) فرمود: ((آيا امير مومنان على (ع) به تو امر نكرده نزد كسى نروى مگر آن كس كه از دشمنان ما با
شد، يا گنهكارى باشد تا تو كفاره گناهان او باشى.))(990)(991)



851 – دست در ظرف آب كن
بعضى نقل كرده اند، هند در خانواده يهودى بود، بر اثر بيمارى در ايام كودكى فلج شد، مداواى بسيار كردند، نتيجه نبخشيد، سرانجام متوسل به امام على (ع) شدند، آن حضرت به حسين فرمود: دست در آب ظرفى كن: حسين عليه السلام چنين كرد، سپس هند از آن آب به بدن خود زد و شفا يافت، او و پدرش و خاندانش به اسلام گرويدند، او از آن پس كنيز در خانه خاندان نبوت شد تا آن هنگام كه كنيز در خانه امام حسين (ع) گرديد، سرانجام معاويه وقتى كه به كمال و جمال او پى برد، او ر
ا به ازدواج يزيد درآورد.(992)(993)



852 – يادى از مرحوم الهى قمشه اى
مرحوم استاد بزرگ آيت الله ميرزا مهدى قمشه اى كه داراى تاليف بسيار است، از جمله ديوانى است مشحون از قصايد و عزليات و اشعار پر مغز در مسايل اسلامى و منقبت چهارده معصوم عليه السلام كه از او به يادگار ماند و از جمله ترجمه قرآن مجيد كه در دسترس عموم است.
نقل شده خداوند پسرى به ايشان داد، نام او را حسين گذاشت (كه اكنون از فضلاى ارجمند است.)
اين حسين، بيمار شد، ايشان نذر كرد كه اگر حسين عليه السلام، شفا يابد، قصيده اى پيرامون امام حسين (ع) بسرايد، پسرش شفا يافت، و او قصيده بسيار غرا و پر مغزى سرود و ماجراى كربلاى حسينى را نيز در اشعار خود آورد كه در ديوان مذكور تحت عنوان ((نغمه حسينى)) ثبت و چاپ شده است.
استاد حسن زاده آملى مى فرمود: ((وقتى كه جنازه استاد الهى قمشه اى را به قم آوردند و در ميان لحد قبر گذارند، مرحوم استاد علامه طباطبايى كنار قبرش آمد و گريه سختى كرد و فرمود: امسال دو ضايعه بزرگى رخ داد
1
– رحلت مرحوم آيت الله شيخ محمد تقى آملى،
2
– رحلت آيت الله الهى قمشه اى))
مرحوم استاد قمشه اى در سن 70 سالگى در گذشت و قبر شريفش در وادى السلام قم در يكى از حجرات ناحيه چپ در ورودى قرار دارد.(994)


853 – روضه امام حسين (ع) و رفع وبا
حاج آقا سيد محمد صادق شيرازى فرزند حضرت آيه الله حاج آقا سيد ميرزا مهدى شيرازى رحمه الله مقيم كربلاى معلى براى بنده نقل فرمودند: مادر بزرگم در كربلاى معلى هر روزه در منزل خود مجلس روضه اى برقرار مى نمودند و احيانا فرزندان محترمش، آقايان آميرزا مهدى، آميرزا عبدالله براى مادر چند جمله روضه مى خواندند كه تعزيه حضرت سيدالشهداء (ع) هر روزه در منزلشان برقرار باشد.
اين روش ادامه داشت تا سالى كه وبا در آن شهر مقدس شيوع پيدا كرد – حدودا در سال 1330 هق. – و عده زيادى را از پا در آورده و بعضى از منازل، همه سكنه اش از بين رفتند.
ولى به لطف حق، اهل آن خانه كه هر روزه ذكر مصيبت امام حسين در آن مى شد، از اين مرض جانگاه به سلامت رستند و اين موجب شگفتى شده بود، تا اين كه شبى همان بانوى مكرمه، در عالم خواب مشاهده كرد كه وبا به صورت در وادى كربلا ظاهر شده و مى گويد: ((ما به اين شهر آمديدم
و به همه خانه ها سرزديم. اما منزل اينها (اشاره به همان بانوى مكرمه)
امروز رفتيم روضه ؛ فردا رفتيم روضه.))(995)(996)


http://quran52.blogfa.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید