ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

مناظره با مامون

تاریخ زندگانی امام رضا مالامال است از زهد و جود و خشوع و فروتنی و پارسایی و بردباری که براستی هرچه بگوییم و بنویسیم کم گفته ایم و کم نوشته ایم . به طور کلی تاریخ زندگی امام به دو مرحله اصلی تقسیم می شود:


یکی پیش از هجرت به خراسان


و دیگری پس از هجرت به خراسان .


با دقت در این دو مرحله می بینیم که چگونه امام به تناسب زمان و مکان برخورد می کند و با موضعگیری های حکیمانه خود حق را متجلی می سازد و باطل را محکوم می نماید . در مجالسی که مامون با گردهمایی بزرگان علم و دانش به هدف تحقیر و کوچک شمردن امام برگزار می کرد، همگی به شخصیت والای امام پی می بردند و در برابر دریای بی کران علم و دانش آن حضرت انگشت تعجب به دهان می گرفتند و در نهایت خود مامون و همراهانش بودند که رسوا می شدند و ناکام می ماندند .


نقل می کنند که روزی در یکی از مجالس مامون که امام و جمعی از بزرگان و فقها و اهل کلام مذاهب مختلف حضور داشتند، از امام پرسیده شد:


یا ابن رسول الله! چه آیه و نشانه ای برای مدعیان امامت وجود دارد؟


فرمود: نص و دلیل .


– دلیل امامت چیست؟


– علم و استجابت دعا .


– چگونه از آن چه در دل های مردم می گذرد آگاه می شوید؟


– آیا نشنیده اید سخن پیامبر را که فرمود: «از زیرکی و هوشیاری مؤمن آگاه باشید که او با نور خدا نگاه می کند» ؟


– بلی شنیده ایم .


– هر مؤمنی می تواند به اندازه علم و ایمان خود با نور خدا ببیند و خداوند آن چه به همه مؤمنان داده در ما جمع نموده است و در کتاب خود می فرماید: «ان فی ذلک لآیات للمتوسمین». پس اولین متوسم رسول خدا و پس از او امیرالمؤمنین و حسن و حسین و نه امام از نسل حسین علیهم السلام متوسمین هستند .


در این هنگام مامون رو به امام کرد و گفت: بیشتر درباره امتیازاتی که خدا به شما اهل بیت داده بیان کنید .


امام فرمود: خداوند متعال ما را با روح خود یاری می نماید که این روح پیش از این در اختیار کسی جز پیامبر اسلام نبوده و پس از او همراه با امامان است و آن ها را یاری می نماید و آن ستون نوری است بین ما و خداوند .


– در مورد تناسخ چه می گویید؟



هر که به تناسخ عقیده داشته باشد، کافر و منکر خدا و بهشت و دوزخ است .


– درباره مسخ چه می گویید؟


– آنان قومی بودند که خدا بر آنان غضب کرد و آنان را مسخ نمود، به این ترتیب که سه روز زندگی می کردند و سپس می مردند و از آنها نسلی [به شکل انسان] باقی نمی ماند . میمون ها و خوک ها از جمله آنان هستند که خوردن آن ها و بهره گیری از آن ها حرام است .


در این جا مامون گفت: یا اباالحسن خدا مرا پس از تو بر زمین باقی نگذارد . به خدا سوگند علم درست وجود ندارد مگر نزد اهل بیت . خداوند به تو جزای خیر دهد .


و امام که همه در برابر علم و عظمت او خیره و خاموش می ماندند، هنگامی که وارد محراب پرستش و وصال معبود و معشوق می شود از خود بی خود شده غرق در عظمت و کبریاء و جلال و جمال او می شود .


یکی از افرادی که مامون فرستاده بود تا در راه مدینه به مرو، امام را زیر نظر داشته باشد، می گوید: به خدا سوگند انسانی باتقواتر و پارساتر و ذاکرتر از او ندیده ام . وقتی صبح می شود پس از نماز رو به قبله می نشیند و تا طلوع خورشید ذکر می گوید و بر پیامبر و آلش درود می فرستد . پس از طلوع خورشید به سجده ای طولانی می رود که تا روشن شدن کامل هوا به طول می انجامد . هنگام زوال دوباره وضو می گیرد و شش رکعت نماز به جا می آورد و پس از آن نماز ظهر را می خواند . پس از سلام تا مدت زیادی به خواندن تسبیحات مشغول می شود و بعد به سجده شکر می رود و صد مرتبه شکرا لله می گوید . نماز عصر را نیز به همین ترتیب به جا می آورد و در سجده بعد از نماز، صد مرتبه حمدا لله می گوید . وقت غروب آفتاب وضو می گیرد و نماز مغرب را به جای می آورد، پس از آن مشغول تسبیحات می شود سپس به سجده شکر می رود و بدون آن که با کسی سخنی بگوید برمی خیزد و چهار رکعت نماز می خواند وپس از سلام آخر به تعقیبات می پردازد، آن گاه افطار می کند و نماز عشا را می خواند و باز پس از آن تسبیحات می خواند و سجده شکر می کند . هنگامی که یک سوم از شب باقی مانده با تسبیح و تحمید و تهلیل و تکبیر و استغفار از خواب برمی خیزد و مسواک می زند
، وضو می گیرد و دو رکعت نماز می خواند، در هر رکعت حمد و سی مرتبه توحید، پس از آن چهار رکعت نماز جعفر طیار می خواند و آن ها را از نوافل شب به حساب می آورد و بعد دو رکعت باقی مانده را به جا می آورد، پس از آن، نماز شفع و وتر را می خواند، در قنوت نماز وتر این چنین می گوید:


«اللهم صل علی محمد و آل محمد اللهم اهدنا فیمن هدیت و عافنا فیمن عافیت و تولنا فیمن تولیت و بارک لنا فیما اعطیت و قنا شر ما قضیت فانک تقضی و لایقضی علیک انه لایذل من والیت و لایعز من عادیت تبارکت ربنا و تعالیت .»


پس از آن هفتاد مرتبه استغفر الله و اساله التوبه می گوید . پس از اتمام نماز به تعقیب مشغول می شود تا هنگام نماز صبح شود .


و این روایتی است که از زبان یکی از دشم
نان امام نقل شده است .


منبع: مجلات، ماهنامه پاسدار اسلام، شماره ۲۰۷ و ۲۰۸، ف. مهری؛


www.hawzah.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید