ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

نقش اهل كوفه در شهادت امام حسين عليه السلام/2

ــ خبر دادن پيامبر خدا از شهادت امام حسين(ع)

 

شيعى و سنّى شهادت امام حسين عليه السلام را به تواتر از پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله نقل كرده اند.
ــ احمد بن حنبل گويد كه پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله فرمود:
«دخل عليَّ البيت ملك لم يدخل عليَّ قبلها فقال لي:
إنّ ابنك هذا ـ يعني حسيناً ـ مقتول. وإنْ شئت أريتك من تربة الأرض الّتي يقتل بها » 1
«فرشته اى از فرشتگان بر من وارد شد كه تا كنون نزد من نيامده بود. او به من گفت:
همانا فرزند تو ـ يعنى امام حسين عليه السلام ـ را مى كشند و اگر مى خواهى خاك محل شهادت او را به تو نشان دهم.»
ــ حافظ هيثمى به صحّت سند اين حديث تصريح مى كند.
ــ طبرانى نيز با سندى معتبر از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله نقل مى كند كه ايشان فرمودند:
«أخبرني جبريل: أنّ الحسين يقتل بأرض العراق، و هذه تربتها»2
«جبرئيل براى من خبر آورده كه حسين را در عراق مى كشند و اين هم تربت آن سرزمين است».</SPAN&gt ;
پس بنا به روايات متواترى كه از پيامبر اكرم صلى اللّه عليه وآله نقل شده، آن حضرت، شهادت سيدالشهداء عليه السلام را به مردم يادآورى مى كردند، كه هر كس حسين عليه السلام را در اين وضعيّت يافت، بايد او را يارى كند.
ــ انس بن حارث گويد كه از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله شنيدم كه مى فرمود:
«إنّ ابني هذا ـ يعني الحسين ـ يقتل بأرض يقال لها: كربلاء، فمن شهد ذلك منكم فلينصره»3
همانا فرزندم حسين عليه السلام را در سرزمينى به نام كربلا مى كشند، هر كدام از شما كه او را مشاهده كند، بايستى ياريش نمايد.
اين مطلب در كتاب خصائص الكبرى در بخش معجزات پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله نقل شده كه آن حضرت خبر از واقعه اى دادند كه بعدها به همان صورت واقع شد.

 

ــ خبر دادن امير مؤمنان (ع) از شهادت امام حسين (ع)

 

ــ هم چنين از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل شده كه آن حضرت فرمود:

 

«به راستى كه حسين را به شهادت مى رسانند و چه شهادتى!
و همانا من خاك زمينى را كه او در آن جا به شهادت مى رسد، مى شناسم. آن جا منطقه اى است كه به دو نهر آب نزديك است.»4

 

هيثمى در مجمع الزوائد به راست گويى راويان اين حديث اقرار دارد. 5

 

ــ در روايت ديگر امير مؤمنان على عليه السلام در هنگام بازگشت از جنگ صفّين وقتى از كربلا عبور كردند، به امام حسين عليه السلام فرمودند:

 

«صبراً يا أبا عبداللّه…»6
پس با توجه به اين پيش گويى ها چگونه افرادى خود را شيعى مى پندارند و منكر اين حقايق مى شوند و مى گويند كه مردم هادت آن حضرت(ع) خبرى نداشتند و يا پا را فراتر مى گذارند و مى گويند: خود سيّدالشهداء عليه السلام نيز نمى دانستند كه به شهادت مى رسند؟ به آن ها چه بايد گفت ؟ و حكم آن ها چيست؟ واقعه اى كه زنان رسول خدا صلى اللّه عليه وآله از آن خبر داشتند، بلكه زنان بيگانه از خانواده آن حضرت نيز در درون خانه ها از اين واقعه باخبر بودند!
البتّه از فردى هم چون عبداللّه بن عمر جاى هيچ تعجّبى نيست; چرا كه او از روز نخست خودش را به حكومت فروخت و منش و روش او در تعامل با حكومت يزيد، منبع و منشأ فكرى و عقيدتى شد كه تا به امروز در بين اهل سنّت اين پديده فكرى كه «نبايد بر ضدّ حاكم قيام كرد» رواج دارد.
&l t;SPAN dir=rtl> او مى گفت: وقتى مردم بيعت كردند، ما هم بايد تابع رأى مردم باشيم(!) و اين عمل تبديل به انديشه اى شد كه هم اكنون پس از گذشت قرن ها، گروهى از عبداللّه
بن عمر پيروى مى كنند و خروج
سيّدالشهداء عليه السلام و شهادت آن حضرت را خروج و قيامى غير شرعى مى پندارند(!)
اين فرد آسيب و زيان فراوان به اسلام رساند; كسى كه حاضر نشد با امير مؤمنان على عليه السلام بيعت كند، بعد از مدّتى مبنا و فكر خود را تغيير داد و با گرفتن پول و سكوت، دينش را به راحتى به دنيا فروخت و با آن ظاهرفريبى و چهره اى مقدّس نما، به سيّدالشهداء عليه السلام مى گويد: تو مثل جدّت باش، جدّت دنبال دنيا نبود(!) 7

 

آن چه بيان شد، مختصرى پيرامون تأثير شهادت سيّدالشهداء عليه السلام و همراهى خانواده آن حضرت و مسأله اسارت در حفظ اسلام و بقاى دين بود كه گذشت.

 

چنان كه در برخى از مجالس و محافل مى گويند، وقايع اسلام وام دار شهادت سيّدالشهداء عليه السلام است، اين يك واقعيت است; چرا كه اثر اين حادثه به بقاى دين و پايان اين حادثه، به انقراض حكومت يزيد و يزيديان مى انجاميد.

 

روشن است كه بنواميه نيامده بودند كه به اين زودى ها از ميان بروند; برنامه ها و نقشه هايى داشتند كه به اين راحتى و آسانى فرو پاشيدن حكومتشان ممكن نبود; چرا كه حكومت آنان به نام اسلام برقرار شده بود و واقعيت اين است كه دين به بركت سيّدالشهداء عليه السلام بقا يافت.
پيش تر گفته شد كه وقتى خبر شهادت امام حسين عليه السلام و اسارت اهل بيت ايشان به يزيد رسيد، در ابتدا خوش حال شد و ابن زياد را بسيار گرامى داشت و مقامش را بالاتر برد، ولى با گذشت ايّامى كوتاه، مردم شروع به لعن يزيد كردند.
حتى به گفته جلال الدين سيوطى سربازان يزيد كه در لشكرها بودند، دهان به لعن يزيد گشودند.

 

 

 

ــ نامه هاى ارسالى به سيّدالشهداء

 

با توجه به آن چه بررسى شد، اكنون نقش كوفيان را در فراخوانى حضرت سيّدالشهداء عليه السلام بررسى مى نماييم.
شيخ مفيد رحمة اللّه عليه در كتاب الارشاد اين گونه روايت مى كند:

 

جلسه اى در منزل شخصيّتى به نام سليمان بن صُرد، در شهر كوفه برگزار شد. سليمان، شخصيت هايى از اهل كوفه را دعوت كرد.
وى در سخنرانى خود براى آنان چنين گفت:
إنّ معاوية قد هلك وإنّ حسيناً قد تقبّض على القوم ببيعته، وقد خرج إلى مكّة، وأنتم شيعته وشيعة أبيه فإن كنتم تعلمون أنّكم ناصروه ومجاهدوا عدوّه، فاعلموه وإن خفتم الفشل والوهن فلا تقرّوا الرجل في نفسه;
معاو
يه به هلاكت
رسيده است و حسين عليه السلام با يزيد بيعت ننموده و از مدينه به مكه حركت كرده است. اگر در خودتان توان يارى و نصرت او را مى بينيد و حقيقتاً او را كمك خواهيد كرد و مى توانيد با دشمن او جهاد كنيد، پس براى او نامه اى بنويسيد و اگر نمى توانيد و گمان مى كنيد از عهده اين كار برنمى آييد، او را دعوت نكنيد.

 

سليمان با تمام شخصيّت ها اتمام حجّت كرد كه اگر توانِ جهاد و جنگ با دشمنان سيّدالشهداء عليه السلام را داريد، نامه بنويسيد و او را دعوت كنيد و در غير اين صورت اقدامى نكنيد.
در جواب گفتند: ما او را دعوت مى كنيم، با دشمن او مى جنگيم و جان خود را در راه او تقديم مى كنيم.
سليمان گفت: پس نامه اى به حضرتش بنويسيد.
در همان مجلس نامه اى بدين مضمون نوشتند:
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
< ;للحسين بن علي عليهما السلام من سليمان بن صرد و المسيّب بن نَجَبة و رفاعة بن شدّاد و حبيب بن مظاهر و شيعته من المؤمنين و المسلمين من أهل الكوفة:
سلامٌ عليك، فإنّا نحمد إليك اللّه الّذي لا إله إلاّ هو.
أمّا بعدُ، فالحمد للّه الّذي قصمَ عدوَّكَ الجبّار العنيد، الّذي انتزى على هذه الاُمّة فابتزَّها أمرها،
وغصبها فيئَها وتأمّر عليها بغير رضىً منها، ثمّ قتل خيارها واستبقى شرارها، وجعل مال اللّه دولةً بين (جبابرتها وأغنائها)، فبُعداً له كما بعدت ثمود. إنّه ليس علينا إمام، فأقبل لعلّ اللّه أن يجمعنا بك على الحق.
والنّعمان بن بشير في قصر الإمارة، لسنا نُجمِّعُ معه في جمعة ولا نخرج معه إلى عيد، ولو قد بلغنا أنّك أقبلت إلينا أخرجناه حتّى نُلحقه بالشّام إن شاء اللّه; 8
به نام خداوند بخشنده مهربان
نامه اى براى حسين بن على عليهما السلام از جانب سليمان بن صرد، مسيّب بن نَجَبه، رفاعة بن شدّاد و حبيب بن مظاهر….
خدا را سپاس كه معاويه مرد….
اى حسين! به نزد ما بيا و به سوى ما اقبال نما تا به واسطه شما، گِرد حق جمع شويم…
نعمان بن بشير در كوفه و در قصر حكومتى از طرف حكومت به ولايت رسيده، ما به او در نماز اقتدا نمى كنيم و در نماز جمعه نيز شركت نمى كنيم….

اين خلاصه اى از نامه آنان بود. آنان اين نامه را به واسطه دو نفر به نام هاى عبداللّه بن مِسمَعْ همدانى و عبداللّه بن وال9 فرستادند.&lt ;/SPAN>
بنا بر تحقيقات انجام يافته، اين نامه فقط با امضاى چهار نفرى كه ذكر نموديم، در كتاب ها آمده است.
به فاصله كوتاهى بعد از ارسال اين نامه، چند نفر ن
ماينده
را به طرف آن حضرت فرستادند:
قيس بن مسهر صيداوى، عبدالرحمان بن عبداللّه ارحبى، عمارة بن عبداللّه سلولى.
بعد از دو يا سه روز، نامه ديگرى نوشتند و به واسطه هانى بن هانى سبيعى و سعيد بن عبداللّه حنفى به سوى آن حضرت فرستادند.
در اين راستا گروهى شش نفرى به صورت جداگانه براى حضرت سيّدالشهداء عليه السلام نامه فرستادند كه عبارتند از:
شبث بن ربعى،
حجّار بن ابجر،
يزيد بن حارث بن رويد،
;عزرة بن قيس،
عمرو بن حجّاج زبيدى و
محمّد بن عُمير تميمى.

 

پی نوشت:

 

1. مجمع الزوائد: 9 / 187.
2
. مجمع الكبير: 3 / 109 و 110، رقم 2821.
3
. تاريخ مدينة دمشق، شرح حال امام حسين عليه السلام: 349. تاريخ الكبير بخارى: 2 / 30، البداية والنهايه: 8 / 199، اُسد الغابه: 1 / 146، الاصابه: 1 / 68، الخصائص الكبرى: 2 / 125، كنز العمّال: 13 / 111 و مصادر ديگر.

 

4. المعجم الكبير: رقم 2824
.
5. مجمع الزوائد: 9 / 190.
6. بحار الأنوار: 44 / 252، كمال الدين وتمام النعمه: 533.
7. شرح حال امام حسين عليه السلام از تاريخ ابن عساكر: 293.

 

8. الارشاد: 2 / 36.
9. شايان ذكر است كه اين اسامى قابل توجّه است; چرا كه در بررسى هاى آينده
مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

 

ادامه دارد…

 

www.eteghadat.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید