ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

هاروت و ماروت

فهرست مطالب

بسم الله الرحمن الرحیم
«يَسْمَعُونَ كَلاَمَ اللّهِ ثُمَّ يُحَرِّفُونَهُ »


سخنان خدا را مى‏شنيدند سپس آن را تحريف مى‏كردند . (سوره بقره آیه ۷۵)


 


خداوند درآيه 102 سوره بقره با اشارتى اجمالى، داستان هاروت وماروت را اين گونه بيان فرموده است:


(واتّبعوا ما تتلوا الشّياطين على ملك سليمان و ماكفر سليمان ولكنّ الشّياطين كفروا يعلّمون النّاس السّحر وما أنزل على الملكين ببابل هاروت و ماروت وما يعلّمان من احد حتّى يقولا انّما نحن فتنة فلاتكفر فيتعلمون منهما مايفرّقون به بين المرء و زوجه وماهم بضارّي ن به من أحد الاّ باذن اللّه و يتعلّمون مايضرّهم ولاينفعهم و لقد علموا لمن اشتريه ماله فى الآخرة من خلاق ولبئس ماشروا به انفسهم لوكانوا يعلمون)



مردمان از افسونهايى كه شياطين در روزگار حاكميت سليمان مى خواندند، پيروى كردند والبته سليمان كفر نورزيد، بلكه اين شياطين بودند كه راه كفر مى پيمودند وبه مردم سحر مى آموختند، ونيز آن افسون كه در دو فرشته ـ هاروت وماروت ـ دربابل نازل شد، درحالى كه آن دو به هيچ كس سحر نمى آموختند، مگر اين كه به وى يادآور مى شدند كه براى او آزمايش ومايه آزمونند و نبايد او راه كفر را بپيمايد (نبايد از سحرآموزى سوء استفاده كند) امّا مردمان از آن دو افسونهايى مى آموختند كه با آن مرد را از همسرش جدا مى ساختند والبته نمى ت
وانستند به كسى آسيب رسانند مگر به اذن الهى، مردمان چيزهايى فرا مى گرفتند كه برايشان زيان آور بود و منفعتى درپى نداشت و خود مى دانستند كه خريداران آن جادو را درآخرت بهره اى نيست. خود را به بد چيزى فروختند، اگر اهل فهم و دانش بودند!


از احادیث چنین بر می‌آید که در زمان سلیمان پیامبر (علیه السلام) گروهی در کشور او به عمل سحر و جادوگری پرداختند. سلیمان دستور داد تمام نوشته‌ها و اوراق آن‌ها را جمع آوری کرده، در محل مخصوصی نگه داری کنند. این نگه داری شاید به خاطر آن بوده که مطالب مفیدی برای دفع سحر ساحران در میان آن‌ها وجود داشته است.


پس از وفات حضرت سلیمان، گروهی آن‌ها را بیرون آورده و شروع به اشاعه و تعلیم سحر کردند، بعضی از این موقعیت استفاده کرده و گفتند سلیمان اصلاً پیامبر نبوده، بلکه به کمک همین سحر و جادوگری‌ها بر کشورش مسلّط شد و امور خارق‌العاده انجام می‌داد!


گروهی از بنی اسرائیل هم از آن‌ها تبعیت کردند و سخت به جادوگری دل بستند، تا آن جا که دست از تورات نیز برداشتند.


هنگامی که پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) ظهور کرد و ضمن آیات قرآن اعلام نمود، سلیمان از پیامبران خدا بود، بعضی از احبار و علمای یهود گفتند: از محمد تعجّب نمی‌کنید که می‌گوید سلیمان پیامبر است، در صورتی که او ساحر بوده است؟!


این گفتار یهود علاوه بر این که تهمت و افترای بزرگی نسبت به این پیامبر الاهی محسوب می‌شد، لازمه‌اش تکفیر سلیمان (علیه السلام) بود؛ زیرا طبق گفته‌ی آنان سلیمان(علیه السلام) مرد ساحری بوده که خود را به دروغ پیامبر خوانده و این عمل موجب کفر است.


پس در سرزمین بابل چون سحر و جادوگری به اوج خود رسید و باعث ناراحتی و ایذای مردم گردیده بود، خداوند دو فرشته را به صورت انسان مأمور ساخت که عوامل سحر و طریق ابطال آن را به مردم بیاموزند، تا بتوانند خود را از شر ساحران بر کنار دارند.


آیات ذیل به آن‌ها پاسخ می‌گوید: ”و (یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم می‌خواندند پیروی کردند. سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود و) کافر نشد ولی شیاطین کفر ورزیدند و به مردم سحر آموختند. و (نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت» و «ماروت»، نازل شد پیروی کردند. (آن دو، راه سحر کردن را، برای آشنایی با طرز ابطال آن، به مردم یاد می‌دادند. و) به هیچ کس چیزی یاد نمی‌دادند، مگر این که از پیش به او می‌گفتند: «ما وسیله آزمایشیم کافر نشو! (و از این تعلیمات، سوء استفاده نکن!)» ولی آن‌ها از آن دو فرشته، مطالبی را می‌آموختند که بتوانند به وسیله آن، میان مرد و همسرش جدایی بیفکنند ولی هیچ گاه نمی‌توانند بدون اجازه خداوند، به انسانی زیان برسانند. آن‌ها قسمت‌هایی را فرا می‌گرفتند که به آنان زیان می‌رسانید و نفعی نمی‌داد. و مسلماً می‌دانستند هر کسی خریدار این گونه متاع باشد، در آخرت بهره‌ای نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر می‌دانستند”‌.[بقره- 120]


این دو فرشته زمانی به میان مردم آمدند که بازار سحر داغ بود و مردم گرفتار چنگال ساحران، آن‌ها مردم را به طرز ابطال سحر ساحران آشنا ساختند، ولی از آن جا که خنثی کردن یک مطلب (همانند خنثی کردن یک بمب) فرع بر این است که انسان نخست از خود آن مطلب آگاه باشد و بعد طرز خنثی کردن آن را یاد بگیرد، ناچار بودند فوت و فن سحر را قبلاً شرح دهند، اما سوء استفاده کنندگان یهود همین را وسیله قرار دادند برای اشاعه هر چه بیشتر سحر و تا آن جا پیش رفتند که پیامبر بزرگ الاهی، حضرت سلیمان را نیز متهم ساختند که اگر عوامل طبیعی به فرمان او است، یا جن و انس از او فرمان می‌برند همه مولود سحر است.


پس در سرزمین بابل چون سحر و جادوگری به اوج خود رسید و باعث ناراحتی و ایذای مردم گردیده بود، خداوند دو فرشته را به صورت انسان مأمور ساخت که عوامل سحر و طریق ابطال آن را به مردم بیاموزند، تا بتوانند خود را از شر ساحران بر کنار دارند.


 


دیدگاه ها درباره ماهیت هاروت و ماروت


در زمينه ماهيت و همچنين شخصيت هاروت وماروت اختلاف نظر است چكيده ديدگاهها از قرار ذيل مى باشد:


1. برخى از مستشرقان گفته اند: آن دو در ابتدا ارواح طبيعت بوده اند و سپس به صورت فرشتگان درآمده و آدميان باستان به عنوان خدا، ايشان را ستايش مى كرده اند.10


2. نظر ابن عباس و حسن بصرى: آن دو فرشته نبودند، بلكه دو پادشاه بودند كه در سرزمين بابل فرمان مى راندند و سحر را درميان مردم رايج مى ساختند.
بنابراين نظريه، لام در لفظ (ملكين) بايد مكسور باشد! 11
3. ديدگاه قرطبى: آن دو نه فرشته بوده اند نه پادشاه، بلكه دو موجود شيطان صفت بوده اند.

توضيح قرطبى براى اين تفسير، بر اين پايه استوار است كه (ما) در (وماانزل على الملكين) نافيه باشد ودرآيه تقديم و تأخيرى صورت گرفته باشد ومعناى آيه در نهايت چنين باشد: (وماكفر سليمان وماأنزل على الملكين ولكنّ الشياطين ـ هاروت وماروت ـ كفروا يعلمان النّاس الس ّحر) 12

4. ابومسلم اصفهانى كه درشمار مفسران قرار دارد و فخررازى در تفسير خود و نيشابورى در غرائب القرآن از سخنان وى بسيار ياد كرده اند و بيش ازهمه درمفاتيح الغيب به وى اشاره شده است، درباره هاروت وماروت معتقد است كه آن دو، فرشته بودند ولى هرگز علم سحر برآنان ناز ل نشده وايشان به مردم سحر نياموختند،زيرا (ماانزل) عطف بر (ملك سليمان) است و درحقيقت آيه چنين مى باشد: (واتّبعوا ما تتلو الشّياطين على ملك سليمان وعلى ما أنزل على الملكين… )



هاروت وماروت دو فرشته بودند كه ب
ه مردم سحر مى آموختند، تا مردم بتوانند سحر ساحران زمانشان را باطل سازند

ييعنى; شياطين درقلمرو فرمانروايى سليمان وهمچنين درزمينه آنچه بر فرشتگان نازل شده بود، تلاوتى شيطانى و دخل وتصرفى ناروا داشتند و يهود درهر دوزمينه از شياطين پيروى كردند وحق را فروهشتند وباطل را برگزيدند) 13

هاروت وماروت دو فرشته بودند كه به مردم سحر مى آموختند، تا مردم بتوانند سحر ساحران زمانشان را باطل سازند

5. محمد جواد مغنيه، نويسنده تفسير (الكاشف) مى نويسد:
من در فهم اين آيه متحيّر بودم تا اين كه با سخن مفتى موصل علامه عبيدى مواجه شدم وآن معنا را پسنديدم.

عبيدى مى نويسد:
درزمان حكومت سليمان، پادشاه بابل چشم طمع به بيت المقدّس مركز فرمانروايى سليمان داشت. دومرد كارآزموده را بدان جا فرستاد تا با اظهار پاكدامنى و تقوا مردم را بفريبند، به مردم سحر مى آموختند ومى گفتند ما وسيله آزمايش شما هستيم وهدف اصلى آنان، ايجاد فساد درمي ان مردم بود. 14

علامه قاسمى، صاحب تفسير قاسمى نيز نظير همين نظريه را پذيرفته است. 15

6. برخى نيز بر اين باور هستند كه داستان هاروت وماروت يك داستان نمادين و سمبليك است و واقعيت خارجى نداشته است!

ديدگاه درست
ديدگاه درست كه مستند به ظاهر آيات و تصريح روايات نيز هست، چيزى است جزآنچه ياد شد. زيرا بر اساس قراءت مشهور، از ظاهر آيات، استنباط استفاده مى شود كه آن دو، دو فرشته بوده اند كه به صورت انسان درميان جامعه ظاهر شده وجهت آزمودن مردم و جدا ساختن شايستگان از ت بهكاران، به ايشان سحر مى آموخته اند ويادآور مى شده اند كه اين سحرآموزى، وسيله اى است براى آزمايش ايشان.

اين معنا را با تفصيلى بيش تر، مى توان از روايات معصومان(ع) نيز استفاده كرد.

از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمود:

(هاروت و ماروت دو فرشته بودند كه به مردم سحر مى آموختند، تا مردم بتوانند سحر ساحران زمانشان را باطل سازند و با اين حال به مردم گوشزد مى كردند كه اين دانش هرچند براى دفع زيان و ابطال سحر ساحران است، امّا مى تواند خود درجهت سحر به كارگرفته شود و اين چيزى است كه عامل امتحان و آزمودن آنان مى باشد! گروهى اين دانش را از آن دو فرشته آموختند و به جاى باطل ساختن سحر ديگران، خود به ايجاد جدايى ميان زن و مرد روى آوردند.) 16

از روايت ديگرى دراين زمينه استفاده مى شود كه برخى ازمردم زمان امام، براين گمان بوده اند كه (هاروت وماروت) با اين كه دو فرشته بوده اند، با سحرآموزى به مردم مرتكب گناه شده اند. ولى امام در ردّ اين نظر فرمود، هاروت وماروت دو فرشته بوده اند، ولى گناهى مرتكب نشده اند، زيرا به تصريح قرآن فرشتگان معصيت خدا نمى كنند. 17

بسيارى از مفسران ومحدثان اين معنا را براى آيه پذيرفته اند و با اندك اختلافى كه در برخى از زواياى موضوع دارند، به اتفاق پذيرفته اند كه آن دو، فرشته بوده اند و سحرآموزى آنان به مردم، جنبه آزمون و ابتلا داشته است.

اين نظريه، هم درميان عالمان اماميه با حسن قبول رو به رو بوده است وهم درميان عالمان اهل سنّت.
در نتیجه


تعلیم سحر به انسان‌های آن زمان برای از بین بردن سحر ساحران بوده است و چنین تعلیمی گناه و حرام نیست، تا این شبهه پیش آید که اگر فرشتگان معصوم اند و مرتکب گناه نمی‌شوند، پس تعلیم سحر توسط هاروت و ماروت چگونه قابل توجیه است؟[18]


پی نوشت:
1. طباطبايى، محمد حسين، الميزان فى تفسيرالقرآن، قم، اسماعيليان، 1/ 234.
2. گنابادى، سلطان محمد، بيان السّعادة، تهران، مطبعة دانشگاه، 1/ 43.
3. رازى، ابوالفتوح، روض الجنان و روح الجنان، مشهد، بنياد پژوهشهاى اسلامى، 2/ 83; آلوسى، محمود، روح المعانى، بيروت، داراحياء التراث العربى، 1/ 342; نويا، پل، واژه هاى دخيل در قرآن، تهران، / 285 ; خزائلى، محمد، اعلام القرآن، تهران، 655 ; نيشابورى، محمد بن حسن، غرائب القرآن و رغائب الفرقان، 1/ 387 ; فخررازى، محمود بن عمر، مفاتيح الغيب، 3/ 220 ; زمخشرى، محمود بن ، الكشاف فى تفسيرالقرآن، قم، نشر ادب الحوزهة، 1/ 172 .
4. خرمشاهى، بهاء الدين، قرآن شناخت، تهران، طرح نو، 230 ; خزائلى، محمد، اعلام قرآن، 655; نويا، پل، واژه هاى دخيل در قرآن/ 480.
5. نويا، پل، واژه هاى دخيل در قرآن/ 408 ; خزائلى، محمد، اعلام قرآن/ 655.
6. رازى، ابوالفتوح، 2/ 38 ; آلوسى، محمود، روح المعانى، 1/ 342 ; زمخشرى، الكشّاف، 1/ 172 ; طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البيان فى تفسيرالقرآن، تهران، ناصر خسرو، 1/ ، فخررازى، محمود بن عمر، مفاتيح الغيب، 3/ 220.
7. آلوسى، محمود، روح المعانى، 1/ 342.
8. همان و رازى، ابوالفتوح، روض الجنان، 2/ 83 ; فخررازى، محمودبن عمر، مفاتيح الغيب، 3/ 220 ; بيضاوى، تفسير البيضاوى، بيروت، مؤسسة الاعملى، 1/ 128
9. آلوسى، محمود بن عمر، روح المعانى، 1/ 342.
10. نويا، پل، واژه هاى دخيل/
408.
11. رازى، ابوالفتوح، روض الجنان، 2/ 80; موسوى، سيد مرتضى، امالى، قم، مكتبة آية اللّه نجفى مرعشى، 2/ 77; مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء، 56/ 271.
12. قرطبى، الجامع لاحكام القرآن، بيروت، داراحياء التراث العربى، 2/ 50; آلوسى، محمود، روح المعانى، 1/ 343.
13. طباطبايى، محمد حسين، الميزان، 1/ 239، طبرسى، مجمع البيان،1/ 337 و…
14. مغنية، محمد جواد، الكاشف فى تفسيرالقرآن، بيروت، دارالعلم للملايين، 1/ 161.
15. قاسمى، تفسيرالقاسمى، 2/ 210.
16. فيض كاشانى، محمد بن مرتضى، تفسيرالصافى، بيروت، مؤسسة الاعلمى، 1/ 172 ; مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، 56/ 266.
17. موسوى، سيد مرتضى، امالى، 2/ 77.


 18. مراجعه شود به نمایه شماره 2022 (سایت اسلام کوئست: 2068.)


 


منابع: بخش قرآن تبیان


اسلام پدیا


www.iyqa.ir

به این مطلب امتیاز دهید:
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید