ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

ونداليسم يا تخريب‌گرايي/2

انواع وندالیسم
وندالیسم به دو نوع فردی و گروهی مي باشد وندالیسم “گروهی” با برنامه و هدفی مشخص اجرا می شود، اما وندالیسم “فردی” اغلب بدون برنامه و هدف مشخص است. اگرچه وندالیسم گروهی بیشتر و آشکارتر یا پررنگ تر جلوه می کند، اما درعمل، آسیب های پنهان اجتماعی واقتصادی وندالیسم شخصی بسیار گسترده تر و عمیق تراست. بيشتر وندال ها آسيب و تخريب آنها بسيار وسيع مي باشد مانند: نقاشی ها و مجسمه های گالری های هنری، آثار باستانی در موزه ها، بناهای تاریخی، اماکن مذهبی، مجسمه ها، نیمکت و صندلی های عمومی، فضاهای سبز، سطل های زباله و… در جنگل ها، پارک ها و میادین، چراغ ها و باجه های تلفن های خیابانی، اموال رستوران ها و هتل ها، صندلی های سینما، مترو، قطار، اتوبوس، هواپیما و ورزشگاه ها، ریل های قطار، آسانسورها، کتاب‌های کتابخانه های عمومی، در و دیوارهای شهر، اموال مدرسه، تابلوهای راهنمایی و رانندگی، انبارها و استخرهای عمومی، دستشویی های عمومی، عابر بانک ها و…، آتش افروزی در جنگل ها و انبارهای عمومی، شکستن لامپ ها در گذرگاه های عمومی و پارک ها، شکستن شیشه های خانه های متروکه، بمب گذاری با هدف تخریب اموال عمومی(و نه آسیب های انسانی) و بسیاری موارد دیگر.

ويژگيهاي افراد ونداليسم عبارتست:
1- پسران بی
ش از دختران به برون ریزی خشم خود می پردازند، وندالیسم بیشتردر بین پسرها دیده می شود و بین 10 تا 25 سال شایع تر است.
2- وندالیسم بین شهرنشین‌ها بیشتر از روستا نشین‌ها دیده می‌شود، چراکه تلاقی و تعامل لایه های مختلف فرهنگی، اقتصادی، سیاسی واجتماعی و… در شهرها(به‌ ویژه کلانشهرها) و تراکم و تنوع جمعیتی درآن، افزون تر، و فشارهای روانی ناشی از آن، بیشتر است.
3- شدت بروز وندالیسم از خفیف (مانند دیوارنویسی، رنگ پاشی روی تابلوها، پنچر کردن و خط انداختن اتوموبیل های پارک شده و…) تا شدید (مانند شکستن شیشه های مغازه ها و غارت آنها در هرج و مرج ها، تخریب جایگاه ها و اتوبوس ها پس از مسابقات خشونت بار فوتبال و…) تعریف می شود و درافرادی که از نظر تحصیلی و خانوادگی در سطح پائین تری هستند بیشتر دیده می شود
4- در وندال ها “پرخاشگری” اصلی ترین زیرساخت رواني است زيرا كه پرخاشگری یکی از مکانیزم های دفاع روانی برای تسلط بر محیط و کسب آرامش است. از دلايلي كه وندالیسم در یک جامعه بروز و گسترش می یابد اعتياد ، فقر فرهنگی- اقتصادی، اختلالات رفتاری روانی و… مي باشد.
ريشه هاي ونداليسم را مي توان تجربه های تلخ یا تربیت غلط درکودکی: همچون طلاق پدر و مادر، تنبیه نامتناسب بدنی یا رفتاری و کلامی، بی بند و باری جنسی یا اعتیاد و به زندان افتادن پدر یا مادر(یا هر دو) ، کمبودهای عاطفی بین کودک و پدر و مادر ، عوامل ژنتیکی و وراثتی: عقب ماندگی ذهنی و نقص عضو جسمی، اختلالات شخصیت ، کاستی های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی همانند سایر نابهنجاری های اجتماعی (اعتیاد، بزهکاری، خودفروشی و…)، وندالیسم در یک نگاه بسته، جرم و در نگاهی باز، بیماری است.

در ایران بر اساس ماده 677 قانون مجازات اسلامي، هر كس عمدا اشياي منقول يا غيرمنقول متعلق به ديگري را تخريب يا به هر نحو، كلا يا بعضا تلف كند يا از كار بيندازد، به حبس از 6 ماه تا سه سال محكوم مي شود. درباره ی تخریب اموال عمومی قانون‌گذار برای برخی انواع وندالیسم تا
۱۰ سال مجازات حبس در نظر گرفته است.

مبانی نظری وندالیسم:

با توجه به زمینه ها و مبانی نظری وندالیسم، بویژه سبب شناسی آن، اغلب صاحبنظران مسائل کج رفتاری بر این عقیده اند که وندالیسم چون بسیاری از رفتارهای انحرافی معلول علت واحدی نمی باشد. از طرفی دیدگاههای غالب اکنون بر این این اصل تأکید و اصرار دارند که نظریه های جامعه شناسان و روانشناسان کج رفتاری؛ هیچ یک به تنهایی کفایت لازم را در تبیین علل رفتار آدمی نداشته و غالباً اسیر تنگ نظریها، تک سبب بینی ها و تقیدات و تعصبات حوزه های نظری خود هستند.
در مکاتب جامعه شناسی، سازمانها، ساختارها و نهادهای اجتماعی و فرهنگی به مثابه واقعیت های اجتماعی، علت رفتار آدمی به حساب آمده و رفتارهای بزهکارانه را معلول ساختارهای اجتماعی و فرهنگی دانسته اند.
در مقابل روانشناسان بویژه روانکاوان آن را معلول کارکرد نیروهای سرکش درونی می پندارند. گروهی از صاحبنظران نیز در مقابل، به تعامل میان فرد و جامعه در فراگرد رفتار اشاره کرده اند. رویکرد آنان که بیشتر به روانشناسی اجتماعی نزدیک است و فرد و جامعه را تواماً و در کنشهای متقابل در جریانات رفتار فردی دخیل می دانند. این رویکرد که در مکتب جامعه شناسی شیکاگو شکل گرفته است به فراگرد متقابل و تعامل میان کنشگران و محیط در مسیر عمل آدمی، معتقد است و بر این اصل اصرار می ورزد که انسان در عین حال که سازنده جامعه و واقعیات اجتماعی است زیر نفوذ تولیدات خود نیز قرار دارد و به نظر تیلور(محسنی تبریزی، 1379،ص 196 به نقل ازتیلور 1973، صص 3-1)
رابطه ای که میان انسان و جامعه وجود دارد یک رابطه دیالکتیک بوده و می باید این فرایند را در تمام مراحل کژرفتاری در نظر آورد. در پیوستار زیر به اجمال به برخی از نظریات مهم جامعه شناسی و روانشناسی تبیین کننده وندالیسم اشاره می شود.

تئوریهای جامعه شناسی وندالیسم
 با توجه به تنوع و تعدد تئوریهای جامعه شناسی انحرافات به چند نظریه مرتبط با موضوع مورد مطالعه اشاره می شود:
1- تئوری کنترل اجتماعی تئوری کنترل بیان دارد که ذات بشر نه متکی بر اخلاق و نه غیر آن (ضد اخلاق) است. در این تئوری امکان کجروی قطعی است
و ایجاد همنوائی است که باید ریشه یابی شود (محسنی تبریزی و شالی ، 1383 ،ص 9 به نقل از صدیق سروستانی، 1372 ص 51).
هیرشی مبدع نظریه «کنترل» اجتماعی یا قیود اجتماعی معتقد است که کجروی ناشی از ضعف یا گسستگی تعلق فرد به خانواده و جامعه است. هیرشی در تئوری خود قیود اجتماعی را تحت چهار مفهوم کلی مورد بررسی قرار می دهد: 1- وابستگی به خانواده، معلمان و…، 2- تعهد(وجدان)، 3- درگیر و مشغول بودن به فعالیتهای گوناگون روزانه و 4- باورها(باور به نیکوکاری و حسن شهرت)
هیرشی معتقد است که اجزاء تعلق و وابستگی به جامعه شامل موارد زیر می باشد: 1- اتصال با سایر افراد 2- پذیرفتن و مشارکت در نقش ها و فعالیت های اجتماعی که ارزش و نتایجی برای آینده دارند. 3- اعتقاد به ارزشهای اخلاقی، هنجارهای فرهنگی و امثال آن.
هیرشی معتقد است که کیفیت هر کدام از موارد سه گانه فوق الذکر در هر مورد خاص می تواند موجد همنوائی و کجروی باشد.مثلاً اگر پیوندهای مختصری با افرادی که طرفدار همنوائی و رفتارهای قانونی و قابل قبول هستند داشته باشد، احتمال کجروی در مورد وی افزایش می یابد. این تئوری چندان به تأثیر محیط در بزهکاری نمی پردازد و بدین ترتیب می توان گفت که چهار عامل قیود اجتماعی به تنهائی نمی توانند تبیین کننده عدم ارتکاب به بزهکاری باشد، در این میان رفقا، صاحبان بزهکار و به طور کلی محیط نامناسب اجتماعی نقش مهم و موثری دارندو باید به آنها نیز توجه داشت (محسنی تبریزی و شالی ، 1383 ،ص 9 به نقل از مشکانی، 1381،ص 11).

2– تئوری فشار
تئوری فشار توسط رابرت مرتن (1938) ارائه شده و بعد ها توسط آلبرت کوهن (1955) تئوری خود را در مورد خلافکاری نوجوانان تدوین نمود بسط عقاید مرتون است. طبق این تئوری افراد طبقات پائین احتمال بیشتری دارد که دچار کجروی شوندزیرا که اجتماع، آنها را به کسب موفقیت های بزرگ ترغیب می نماید اما ابزار رسیدن به آن هدفها را در اختیار آنها قرار نمی دهد. کوهن این تئوری را بدین صورت بسط می دهد که زمانی که آرزوهای طبقات پائین برای کسب منزلت از میان می رود، جوانان طبقات پائین تشویق می شوند که منزلت را با شرکت در خلافکاری میان خود جستجو نمایند و آنهائی که جسارت بیشتری داشته باشد به اعمال غیر قانونی و خلاف(جرم) و برخی دیگر به اعمال ضد اجتماعی چون تخریب اموال عمومی و
زد خورد خیابانی کشیده می شوند(جوانمرد ، 1390 ،ص 119-111).

3- تئوری یادگیری(اجتماعی)
مطابق تئوری یادگیری اجتماعی سا ترلند رفتارهای منحرف از طریق برقراری ارتباط فرد با دیگران آموخته می شود. به صورت دقیق تر ساترلند، تئوری پیوند افتراقی را برای توضیح چگونگی آموختن انحراف ارائه داده است. ساترلند درتئوری پیوند افتراقی بیان می دارد که احتمالاً افراد زمانی منحرف می شوند که بیشتر با اشخاصی ارتباط داشته باشند که عقاید انحرافی داشته باشند تا افرادی که رفتارهای ضد انحرافی دارند. در تبیین وندالیسم با این تئوری می توان گفت که افراد زمانی به تخریب اموال عمومی می زنند که معاشران و دوستان آنها چنین کارهائی انجام می دهند و از آنها یاد می گیرند(جوانمرد ، 1390 ،ص 119-111).

4- بیگانگی و وندالیسم:
 پیش فرض اساسی صاحبنظران این تئوری بر این است که وندالها و جوانان بزهکار به طور دراماتیک یکی از بارزترین و مشهود ترین گروههای بیگانه در جامعه معاصر هستند. به زعم این صاحبنظران وندالهای بیگانه[2] معمولا در خانه هایی غیر منظبط با والدینی سر در گم و مردد و نامطمئن از ارزشها و فلسفه اجتماعی خویش پرورش یافته و غالباً احساس در ماندگی و اجحاف خود را به صورت قهر آمیز و پرخاشگرانه در مقابل نسل بزرگتر، صاحبان قدرت و همه سازمانهای تأسیس شده در جامعه نشان می دهند. فیوئر در باب منشأ انتسالی[3] و روانی[4] بیگانگی نسل جوان و روحیه انتقامجوئی و ویرانگرایانه آنان که از آن به “تدبیر ناخودآگاه”[5] تعبیر می کند معتقد است «احساسات و عواطف صادره از ناخودآگاه جوانان که ناشی از ستیز نسلهاست خود را در جهات نامتعارف و غیر عقلائی بطور بارزی نمودار می سازد». به نظر فیوئر، بیگانگی روانی خود را در صور رفتارهای نابهنجار نظیر وندالیسم، خشونت، میل به انتقامجوئی و نظائر آن بروز می دهد. از این رو بیگانگی امری نابهنجار و جرم زاست. این نوع برداشت در مقابل آن دسته از نظریه های مارکسیستی قرار دارد که بیگانگی را امری طبیعی، مولد و آفریننده می بیند (محسنی تبریزی،1379،ص197). کنیستون در نظریه بیگانگی خود جوانان را بیگانه هایی در نظر می گیرد که ستیز با نظم موجود و نفی کامل آنچه را که ارزشهای مسلط[6] فرهنگ جامعه خوانده می شود، فضیلت می دانند. توصیف کنیستون از جوان بیگا
نه متضمن این حقیقت است که بیگانگی روانی نتیجه ای از کامیابی غم انگیز پسران در ستیز اودیپال و سردر گمی و ناکامی آنان در هویت یابی با والدین است(کنیستون 1969،ص80 به نقل از محسنی تبریزی،1379،ص198-197).
ریچار فلکس با ربط وندالیسم به بیگانگی نسل جوان مدعی است که رفتارهای معطوف به تخریب و ویرانگری بر خلاف دیدگاه فیوئر و کنیستون ناشی از ستیز اودیپال میان جوانان و والدین اقتدار گرا نیست، بلکه نتیجه مستقیم بریدگی و عدم پیوندی است که بین ارزشهای تحمیل شده از سوی والدین و آنچه به منزله شرائط و حرکتهای حاکم در جامعه مطرح است، می باشد. چنین برداشتی از از ستیز فرد و جامعه در آراء برخی از جامعه شناسان انتقادی نیز مشهود است. معتقدان نظریه های انتقادی و مارکسیستی؛ نظام مسلط فرهنگی و اجتماعی و روابط حاکم بر آن را پایه و مایة بیگانگی انسان دانسته و معتقدند احساس تنفر و بیزاری، از عملکرد کل نظام اجتماعی سرچشمه می گیرد و علت اصلی را باید در ناهمسازی کارکرد نظام اجتماعی با نیازهای انسانی جستجو کرد. از این رو برای رهائی از قیود نظام اجتماعی موجود که نفی کنندة امکانات نهفتة عینی و استعداد های ناشکفتة انسانی است باید نهاد های کنونی را در هم ریخت و نظام دیگری را جایگزین کرد(محسنی تبریزی،1379،ص199-198 به نقل از محسنی تبریزی، 1370ص 46-42).

تئوری روانشناسی وندالیسم
تئوری ناکامی، احساس اجحاف و پر خاشگری
فروید از طرفداران نظریه های ناکامی و پرخاشگری بر این عقیده است که انسان با غریزه مرگ زاده می شود. هنگامی که این غریزه متوجه درون شود به صورت تنبیه و مواخذة خود ظاهر می گردد و در موارد افراطی منجر به خودکشی می شود. هنگامی که این غریزه متوجه برون گردد به صورت خصومت، خشونت، آزار و اذیت، وندالیسم، تخریب و قتل تجلّی می کند. فروید معتقد است که این نیروی پرخاشگرانه می باید به طریقی تخلیه شود و چنانچه این تخلیه صورت نگیرد فرد را با کسالت، رخوت و ناآرامی روبه رو خواهد ساخت. فروید معتقد است که جامعه ضرورتی حیاتی در کنترل و مهار غریزه خشم انسان دارد و تا از آثار مخرب این نیرو بکاهد و آن را به رفتاری مفید و پسندیده بدل نماید(محسنی تبریزی 1379،ص 200 به نقل از ارونسون 1369،صص3-162).
از دیدگاه فروید و برخی از روانکاوان، خشم و پرخاشگری مولود و محصول موقعیتها و شرایط نام
طلوب و نامطبوع از قبیل دلتنگی، ورشکستگی، درد و حزن و اندوه و نظائر آن است. مع الوصف از میان همة موقعیتهای ملال انگیز و نامطبوع، درماندگی، احساس اجحاف و ناکامی عامل عمده ای در ایجاد پرخاشگری است.

از طرفی مشاهدة رفتار پرخاشگرانة دیگران باعث یادگیری رفتار پرخاشگرانه شده و به مثابه محرکی بیرونی سبب می گردد تا فرد پرخاشگرانه رفتار کند. اورنسون خاطر نشان می سازد که کودکان مشاهده گر رفتار پرخاشجویانه خود را محدود به تقلید صرف نمی کنند بلکه انواع پرخاشگریهای بدیع و جدید خلق می کنند. این امر دلالت بر آن دارد که تأثیر یک نمونه تعمیم پیدا می کند(محسنی تبریزی 1379،ص 200 به نقل از ارونسون 1369، صص9-168).

فروید و برخی از پیروان او با طرح پالایش روانی پرخاشگری مدعی شده اند که در بسیاری موارد نیروی پرخاشگرانه در انسان در طرقی پالایش می شود. این عمل برای ممانعت از بروز بیماری روانی است. به نظر فروید اگر انسان برای ابراز پرخاشگری اجازه نیابد، نیروی پرخاشگرانه انباشته می شود و سر انجام به شکل خشونت مفرط یا بیماری روانی ظاهر می گردد (همان، صص84-176).


راهکارهاوپیشنهادها

1- افزایش مراکز مشاوره ی اجتماعی در محلات و مدارس جهت مشاوره و روان درمانی کودکان وندال
2- توجه به امر آموزش، فرهنگ سازی و تبليغ، پيرامون موضوع ونداليسم از قبیل ساخت برنامه های کارتونی جهت آموزش کودکان در سنین پائین
3- مطلوب ساختن شرايط محيط زيست و توجه به امور زيبا شناسي در ساخت اموال و احداث اماكن عمومي (از جهات گوناگون) و بهبود و اصلاح محيط زيست و زيبا سازي.
4- بوجود آوردن زمينه‌هايي براي مشاركت مردم در مسائل جامعه از طریق فراهم آوردن همبستگي ميان مسئولان و مردم.
5- نظارت اجتماعي رسمي(ابزارهاي قانوني و پليس) و غير رسمي(ابزارهاي اخلاقي، ارزشي و فرهنگي) جهت مقابله با ونداليسم (دائی زاده جلودار، بی تا).


مصاحبه با کارشناس:
“وندالیسم “بیماری خرابکاری قرن


 در این مقوله خبرگزاری تسنیم با عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات پزشکی قانونی به مباحث پدیده وندالیسم پرداخته است که در ادامه میخوانیم:
تسنیم: وندالیسم در جامعه امروز را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
صابری: امروزه وندالیسم خصوصاً برای کسانی که در شهرهای بزرگ و پرجمعیت زندگی می‌کنند واقعیتی تلخ و در عین حال گریزناپذیر است و تقریباً همه ما و تقریبا هر روز شاهد عوارض این معضل اجتماعی هستیم. بناهای تاریخی و اماکن مذهبی، مجسمه‌های نصب شده در میادین، پارک‌ها و اماکن عمومی، سینماها، آسانسورها، پارک‌ها و فضاهای سبز عمومی، چراغ‌های راهنمایی، صندلی‌های اتوبوس و مترو، کتاب‌های کتابخانه‌ها، تلفن‌های عمومی، صندوق‌های پست و ده‌ها موضوع مورد تخریب دیگر از جمله موضوعاتی هستند که در اثر وندالیسم متحمل خسارات و صدمات شده و مورد تخریب قرار می‌گیرند. گاه می‌شنویم آنهایی که اتومبیل گران قیمت دارند شکایت می‌کنند که بدنه ماشین آنها آسیب می‌بیند و یا لاستیک چرخ‌هایشان پنجر می‌شود و گاهی شیشه‌ها و آیینه‌های اتومبیلشان شکسته می‌شود. وندال‌ها غالباٌ از وسایل وابزار مختلفی در تخریب و نابودی موضوعات مورد نظر خود استفاده می‌کنند از آن جمله می‌توان به آلات برنده نظیر چاقو و قیچی و ابزاری مانند آچار، پنجه بوکس،کلید، میخ، ناخن گیر، سنگ، مواد رنگی، جوهر، انواع اسپری‌های رنگی، تیرکمان، تفنگ، مواد شیمیایی، قیر، چسب، مته، دریل و نظایر آن اشاره کرد.
براساس تحقیقات انجام شده در جهان، اعمال وندالیستی به‌طور وسیع توسط جوانان انجام می‌شود بدون آنکه بدانند این عمل جرم است. آنها اعمال خود را نوعی شوخی می‌دانند. این واقعیت که اغلب در حین اعمال وندالیسم چیزی دزدیده نمی‌شود، این مفهوم را تقویت می‌کند که آنها شیطنت می‌کنند، اما بزهکار نیستند، بلکه تخریب اموال برای آنها تفریح و هیجان می‌آورد و در واقع اعتراضی به موقعیت مبهم آنها در ساختار اجتماعی است.
رفتار وندال‌ها نه تنها سلامتی و امنیت جامعه را به مخاطره می‌اندازد، بلکه هزینه‌های مالی گزافی را به ساکنین شهرها تحمیل می‌کند. از این‌رو وندالیسم به‌عنوان نوعی بیماری خرابکاری در قرن حاضر با هدف تخریب آثار هنری، دشمنی
با علم و صنعت و آثار تمدن شناخته شده است.
محققینی چون ویلکینسن (1995) و گلداستون (1998) وندالیسم را یک بیماری مدرن دانسته اند که به عنوان یک معضل اجتماعی تا نیم قرن پیش مطرح نبود و براساس گزارش‌های ارائه شده رفتار بزهکارانه و وندالیستی در برخی کشورها نظیر ایالات متحده، کانادا، آلمان غربی، روسیه، سوئد، انگلستان، هلند، فرانسه، آلمان و استرالیا، بسیار شایع است.
تسنیم: علت گرایش به پدیده وندالیسم در افراد چه چیزی می‌تواند باشد؟
صابری: در سبب شناسی وندالیسم، پژوهشگران معتقدند رفتارهای بزهکارانه نتیجه تعامل عوامل و شرایط متعدد و متفاوتی است و بررسی علل وندالیسم نیاز به بررسی عوامل مختلفی دارد که با یکدیگر به نحو پیچیده ای مرتبطند. به نظر می‌رسد تمدن ماشینی امروز که سبب تغییر زندگی ساده قدیمی و تبدیل آن به یک زندگی پرتجمل و پیچیده شده و نیز کمرنگ شدن روابط عاطفی و همدلی، تقابل سنت‌های کهنه با ارزش‌های نوین، شکست‌ها و عقده‌های روانی در تشدید احساسات درماندگی، سرخوردگی و ناامیدی موثر بوده و در نتیجه عصیان روزافزون انسان‌ها به خصوص نسل جوان را برانگیخته است. از این رو وندالیسم را می‌توان عکس العملی کینه توزانه به برخی از فشارها، ناملایمات و احساس ناامیدی و سرخوردگی دانست.

تسنیم: در حال حاضر همه گیری پدیده وندالیسم به چه صورت است؟ و کدام سنین با آن بیشتر درگیر هستند؟
صابری: براساس یافته های پژوهشی اغلب وندال ها در گروه جنسی مذکر قرار دارند. به عبارت دیگر پسران بیش از دختران به وندالیسم که با نوعی خشونت همراه است روی می آورند. (کاوان ، 1971). طبق یک نظریه روان شناختی ، دختران بیش از پسران در سرکوب کردن خشم موفق اند. پسران اغلب خشم خود را با رفتار متقابل نشان می دهند. حال آنکه دختران غالباً آن را در درون خود نگهداشته و درون فکنی می نمایند. براساس تحقیقات انجام شده کودکان، نوجوانان و جوانان بین سنین 10 تا 25 سال بیش از دیگر گروه‌های سنی به وندالیسم روی می آورند. همچنین موارد وندالیسم در مناطق شهری به مراتب بیش از مناطق روستایی است.
از طرف دیگر اکثر وندال‌ها مجرد و از نظر تحصیلی ناموفق اند. اغلب آنها با سرخوردگی‌ها، شکست‌ها و ناکامی‌های مختلف در زمینه‌های تحصیلی، حرفه‌ای، مالی و اجتماعی و خانوادگی مواجه بوده و
دارای نوعی شخصیت پرخاشگر، بی ثبات، ضداجتماعی، ناآرام، انتقامجو و در عین حال مأیوس اند. آنان اغلب متعلق به خانواده‌های از هم پاشیده و دارای مناسبات و روابط خانوادگی نامطلوب هستند.

تسنیم: چه تعداد از افراد جامعه این امکان وجود دارد که رفتارهای از نوع وندالیسم را از خود بروز دهند؟
صابری: رفتارهای ضداجتماعی یا جامعه ستیزی یعنی تبعیت نکردن از معیارها و آداب و رسوم اجتماعی که سبب همزیستی مسالمت آمیز افراد یک جامعه است. در بسیاری از تحلیل های جامعه شناسی وندالیسم به رفتارهای ضداجتماعی نگاه ویژه ای شده است.
براساس تحقیقات انجام شده، در حالی که فقط حدود پنج درصد افراد جامعه دچار اختلال رفتارهای ضداجتماعی هستند، اما نیمی از جرائم جامعه را مرتکب می‌شوند. اکثر این افراد، مرد هستند و زنان سهم بسیار کمتری در بین این افراد دارند. جامعه ستیزی می‌تواند از دوران کودکی، نوجوانی یا بزرگسالی شروع شود.
در دوران کودکی این رفتارها، اختلال رفتاری و در دوران بزرگسالی اختلال شخصیتی ضداجتماعی نامیده می‌شوند. اختلال‌های رفتاری در اوایل زندگی پیش از دوران بلوغ خود را نشان می‌دهد و به احتمال زیاد به دوران بزرگسالی هم منتقل شده و ممکن است پرخاشگرانه هم شود. اما برعکس این قضیه هم صادق است زیرا در دوران کودکی احتمال درمان بسیار بیشتر است، کودکانی که دارای اختلال رفتاری هستند، اغلب قربانی خشونت یا سوءرفتار بوده اند و یا در محیط های آزاردهنده و تنبیهی زندگی کرده اند و اغلب والدین‌شان نیز ناسازگارند.

تسنیم: چگونه باید برای جلوگیری از ایجاد این گونه رفتارها باید اقدام کرد؟
صابری: از میان روش‌های به کار گرفته شده برای آموزش مهارت‌های اجتماعی و مهارت‌های ارتباطی نقش عمده ای را ایفا می‌کند. ارتباط با خانواده، گروه همسالان، دوستان و… کمک زیادی به کودک یا نوجوان می‌کند. تحقیقات نشان می‌دهد کودکانی که دستورالعمل‌ها و راهکارهای مهارت‌های اجتماعی را فراگرفته اند، رفتارهای ضداجتماعی زکمتری از خود نشان می‌دهند به ویژه اگر از حمایت گروه همسالان و خانواده برخوردار باشند.
همچنین نقش مدرسه و معلم نیز بسیار مهم است. از آنجایی که کلاس یک محیط طبیعی است اگر معلم از شیوه آموزش گروهی یا دسته جمعی استفاده کند، برای این کودکان بسیا
ر مفید است و آنها را برای تعامل های گروهی آتی آماده می سازد. طبق تحقیقات اخیر دانشگاه کالیفرنیا، کودکانی که در خانواده هایی با رفتارهای ضداجتماعی بزرگ می شوند به احتمال زیاد، خودشان نیز جامعه ستیز می شوند.
کودکان با مشاهده و تفسیر رفتارهای ضداجتماعی والدین‌شان، این رفتارها را یاد می‌گیرند. والدین به مثابه الگو برای کودکان خود هستند. درک و مشاهده کودک از رفتارهای جامعه ستیز والدینش، نقش مهمی در انتخاب و درستی این رفتارها در نزد کودک ایفا؟ می‌کند و کودک به خود اجازه می‌دهد تا رفتارهای مشابه داشته باشد عوامل ژنتیک و موروثی نیز در جامعه ستیزی بزرگسالان و عوامل محیطی در جامعه ستیزی کودکان و نوجوانان نقش مهمتری دارند. در واقع فاکتور اصلی، ادامه این رفتارها از دوران کودکی تا اوایل دوران جوانی و بزرگسالی است. ماندگار شدن رفتارهای ضداجتماعی از دوران کودکی به بزرگسالی منجر به جرائم و اختلالات روانی در بزرگسالی نیز می‌شود. بنابراین اقدامات پیشگیرانه، نه تنها به جلوگیری از وقوع جرائم و خشونت در جامعه کمک می‌کند بلکه مشکلات سلامتی که بر دوش فرد، خانواده و جامعه گذاشته شده را برطرف می‌کند.

تسنیم: چگونه می‌توان افراد وندال را شناخت؟
صابری: شخصی که اختلال رفتاری یا اختلال شخصیتی جامعه ستیزی دارد، ممکن است در وهله نخست برای دوستی بسیار خوب، جذاب و خونگرم، به نظر برسد اما با آشکار شدن رفتارش کسی نمی‌تواند دوستی با او را ادامه دهد زیرا این افراد بسیار خودخواه و خودمحور هستند. با گذشت زمان، ماهیت رفتارهای منفی افزایش می‌یابد، بدترین مورد رفتارهای ضداجتماعی در جرائم بزرگسالی، قتل است که معمولاً ریشه در اختلالات رفتاری دوران کودکی دارد. جامعه ستیزی در دوران بزرگسالی به آسانی با روان درمانی یا دارو، درمان نمی‌شود.

تسنیم: چه باید کرد تا از وقوع وندالیسم پیشگیری شود؟
صابری: برنامه‌های پیشگیری معمولً در سه مرحله انجام می‌گیرد. اول در مرحله در مرحله پیش از وقوع وندالیسم توجه عمده به گسترش سلامت اجتماعی همه آحاد جامعه و توجه ویژه به افراد «در مرحله خطر» یا «مساله دار» خواهد بود که در این مرحله هدف شناسایی کمبودها، مشکلات اجتماعی تربیتی، تحصیلی و فرهنگی افراد در مرحله خطر و مداخله‌های روانی و اجتماعی جهت توانمند ساختن آحاد ج
امعه به ویژه افراد در معرض خطر می‌باشد.
ایجاد و گسترش امنیت اجتماعی درسطح فراگیر وبهره‌مندی همگانی، فراهم ساختن و ارتقای توانمندی لازم برای استمرار امنیت در شرایط بحران‌های اجتماعی، وضع قوانین مناسب تامین اجتماعی و حمایت همه جانبه از افراد آسیب پذیر، تدوین درسنامه آموزشی، تربیتی و علمی برای مدارس با هدف مقابله در برابر انگیزه‌های گرایش به وندالیسم، افزایش مراکز مشاوره اجتماعی در محلات و مدارس با هدف توانمند سازی و کاهش مسائل اجتماعی نیز از دیگر برنامه‌های پیشگیری پیش از وقوع وندالیسم به حساب می‌آید.
در مرحله وقوع وندالیسم نیز فعالیت‌های اساسی که باید انجام داد عبارتند از بررسی همه جانبه رفتار از جمله علل شکل گیری و همچنین مکانیسم‌های گسترش آن که از جمله راهکارها ی اساسی این مرحله گسترش توانمندی‌ها و امکانات نهادهای فعال در عرصه پیشگیری موقعیتی مانند (پلیس، دادگاه‌های جزایی و خانواده، دادگاه‌های کودکان و نوجوانان و موسسات مددکاری اجتماعی است.
در مرحله پس از وقوع وندالیسم نیز هدف عمده، انسانی کردن مجازات‌ها و کار آمد ساختن درمان و توانبخشی به منظور فراهم آوردن زمینه بازگشت موثر کجرو به جامعه است که با برنامه ریزی در جهت توسعه نهادهای جزایی موجود یا ایجاد جایگزین‌های مناسب برای آنها به مرحله اجرا در می‌آید که این توسعه در محور‌های از جمله برنامه‌های متعدد توانبخشی در محدوده زیستی، روانی و اجتماعی، برنامه‌های آزادی مشروط و آماده سازی فرد برای از سرگیری زندگی اجتماعی، تجهیزات زندان‌ها و مراکز اصلاح و تربیت، برنامه‌های پس از آزادی مشروط یا نهایی و به ویژه تدابیر کمک به فرد آزاد شده در بازیابی جایگاه اجتماعی و در نهایت برنامه‌های نظارتی خلاصه می‌شود. در مجموع برای مقابله با پدیده وندالیسم وجود زیرساخت‌های صحیح آموزشی و فرهنگی، بالا بردن سطح نشاط در جامعه و تقویت برخوردهای قضایی با افراد خطاکار را بسیار نیاز داریم.


گردآوری: میگنا http://migna.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید