ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

پاسخ به برخی از شبهات مذهبی/2

س 8 – آيا جايز است زنان به زيارت قبور بروند، با توجه به آنچه از پيامبر (ص) نقل شده است: «لعن اللّه زائرات القبور»؟
 
ج – پاسخ اين پرسش را اينگونه مى توان داد:
 الف – احاديثى داريم كه مى گويد حضرت فاطمه زهرا(س) و يا عايشه به زيارت قبور مى رفتند؛ «إِنَّ فاطِمَةَ كانَتْ تَزُورُ قَبْرَ عَمِّها حَمْزَةَ كُلّ جُمُعَةٍ فَتُصَلّي وَتَبْكِي عِنْدَهُ»:
سنن الكبرى، ج 4، ص 132؛ مصنف عبدالرزاق، ج 3، ص 572.
 «فاطمه زهراء، هر جمعه به زيارت قبر عمويش حمزه مى رفت و آنجا نماز مى خواند و گريه مى كرد.»
 ابن أبى مليكه مى گويد: «رَأَيْتُ عائِشَةَ تَزُورُ قَبْرَ أَخِيها عَبْدالرَّحْمن وَماتَ بِالْحبشي وَ قُبر بمكة».
مصنف عبدالرزاق، ج 3، ص 570 – معجم البلدان 2،214.
 «عايشه به زيارت قبر برادرش عبدالرحمان در مكه مى رفت…او در منطقه اى به نام حبشى كه در نزديكى مكه است مُرد و به مكه انتقال يافت و دفن گرديد».
 ب – اين حديث – لَعَنَ اللّه زائرات القبور با حديث بُريده نسخ شده و يا معارض است، چنانكه حاكم نيشابورى و ذهبى به آن تصريح كرده اند.
 و روايت بريده: «نَهى رَسُول اللّه (ص) عَنْ زِيارَةِ الْقُبُورِ ثُمَّ أَمَرَ بِزِيارَتِها».
السنن الكبرى، ج 4، ص 131؛ مستدرك حاكم، ج 1، ص 374.
 ج – علماى اهل سنت فتوى به استحباب زيارت قبور براى زنان داده اند:
 *ابن عابدين مى گويد: «هل تستحبُّ زيارة قبره (ص) للنساء؟


الصحيح: نعم بلا كراهة، بشروطها على ما صرّح به بعض العلماء اما على الأصحّ من مذهبنا و هو قول الكرخي وغيره: من أنّ الرّخصة في زيارة القبور ثابتة للرجال و النساء جميعاً فلا اشكال و اما على غيره فذلك نقول بالاستحباب لإطلاق الأصحاب بل قيل واجبة». رد المحتار، ج 2، ص 263؛ المواهب اللدنيه، ج 3، ص 405.
 «آيا زيارت قبور براى زنها استحباب دارد؟
 آرى هيچ كراهتى هم ندارد، البته طبق ضوابط و شرايطى كه بعضى از علما بدان اشاره كرده اند.
 صحيح تر نزد ما و كرخى و ديگران اين است كه جواز زيارت قبور براى مردان و زنان ثابت است و هيچ اشكالى در آن نيست. اما بنا بر غير مذهب – و مبناى – ما، باز هم قائل به استحباب هستيم چون اصحاب به طور مطلق فتوى به استحباب داده و ويژه مردها ندانسته اند. بلكه بعضى قائل به وجوب آن شده اند.»
 د – اين حديث (لَعَنَ اللَّهُ زائرات الْقُبُور) سه طري
ق دارد كه هر سه ضعيف است:
 در طريق اول ابن خثيم است و گفته اند كه به احاديث او احتجاج و استدلال نمى شود.
ميزان الاعتدال، ج 2، ص 45 9.
 در طريق دوم باذان است كه او هم مورد احتجاج نيست.
تهذيب الكمال، ج 4، ص 6.
 در طريق سوم عمر بن ابى سلمه است كه او را هم ضعيف دانسته اند.
سيراعلام النبلاء، ج 6، ص 33.


س 9 – آيا نمازگزارى و دعا در كنار قبور اوليا و صلحا و يا قبر پيامبر(ص) اشكال دارد؟
ج – در پاسخ اين پرسش بايد گفت:
الف – آيه شريفه { وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ جَاءُوكَ…} دلالت بر رجحان دعا در كنار قبر پيامبر(ص) دارد، چون كلمه «جَاءُوكَ» هم شامل زمان حيات است و هم شامل زمان رحلت.
ب – فاطمه زهرا(س) هر هفته – روز جمعه – كنار قبر حضرت حمزه حضور مى يافت و در آنجا نماز مى گزارد و گريه مى كرد.
 حاكم نيشابورى گويد: راويان اين حديث همگى ثقه هستند.
مستدرك حاكم، ج 1، ص 377.
ج – سيره مسلمين بر اين بوده است.
* ابن خلكان مى گويد: سيده نفيسه، دختر حسن بن زيد بن الحسن بن على (ع) در محله اى به نام «درب السباع» به خاك سپرده شده و قبر او – در مصر معروف به استجابت دعا است و بسيار هم مجرب است
و فيات الاعيان، ج 5، ص 424.
* شافعى نيز مكرّر به زيارت قبر ابو حنيفه مى رفت و دو ركعت نماز مى گزارد.
تاريخ بغداد، ج 1، ص 123.
* زهرى هم درباره دعا كنار قبر معروف كرخى مطالبى را نقل كرده است.
سير اعلام النبلاء، ج 9، ص 343.
* جزرى نيز راجع به قبر شافعى چيزهايى را نقل مى كند.
الجواهر المضيئه، ج 1، ص 461.

س 10 – آيا معناى حديث: «لَعَنَ اللَّهُ الْيَهُودَ اتَّخَذُوا قُبُورَ اَنْبِيائِهِمْ مَساجِدَ» و حديث: «اَلَّلهُمَّ لا تَجْعَلْ قَبْري وَثَناً». مسند احمد، ج 2، ص 246؛ الموطّا، ج 1، ص 172.
 خداوند يهود را لعنت كند چون قبور پيامبران خود را مسجد و محل عبادت قرار دادند و در حديث دي
گر فرمودند: بار خدايا! قبر مرا بت قرار مده.
آيا نهى از نماز و دعا در كنار قبر پيامبر (ص) و ساير قبور نيست؟
ج – در پاسخ اين پرسش نيز – مانند پرسشهاى پيشين – بايد به چند نكته بپردازيم:
 الف – افرادى كه در سند اين حديث آمده اند، يا ضعيف هستند و يا مجهول؛ مثلاً «عبدالوارث» نزد علماى رجال اهل سنت مردود است، چون قَدَرى مسلك بوده است. و «ابو صالح» مردّد بين ضعاف و ثقات است و «عبداللّه بن عثمان» منكر الحديث و ابن بهمان، شناخته شده نيست. پس حديث از نظر سند مشكل دارد.
ب – حديث هيچ دلالتى بر حرمت نمازگزارى و دعا كردن در جوار قبور ندارد؛ زيرا اشاره به روايت كنيسه حبشه دارد كه به هنگام مرگ فردى از صالحان خود، مسجدى بر روى قبرش بنا مى كردند و عكس هايى روى آن مى گذاشتند و به سوى آن عكس ها و قبر سجده مى كردند و اين معنا ارتباطى به خواندن نماز براى خداوند و رو به كعبه ايستادن در كنار قبور صالحان ندارد.

* قرطبى مى گويد: «اِنَّما صوَّر اوائلهم الصور ليتأنسوا بها ويتذكّروا أفعالهم الصالحة فيجتهدون كإجتهادهم ويعبدون عند قبورهم ثمّ خلَّفهم قوم جهلوا مرادهم و وسوس لهم الشيطان: إن اسلافهم كانوا يعبدون هذه الصور ويعظّمونها فحذّر النبي عن مثل ذلك».
ارشاد السارى، ج 3، ص 497.


 * « نياكان آنان عكس هايى از مردگان خود ترسيم كردند تا به آن اُنس گيرند و به ياد افراد صالحشان باشند و همچون آنان جديت و تلاش كنند و در كنار قبرشان به عبادت خدا بپردازند. ولى بازماندگان آنها به اهداف و مقاصد نياكان خود جاهل بودند و شيطان هم و
سوسه كرده، به آنان چنين القا كرد كه نياكان شما اين عكس ها را مى پرستيدند و آن را تعظيم مى كردند، پس پيامبر (ص) مردم را از اين انحراف بر حذر داشت.» بنابراين، هيچ دلالتى بر حرمت دعا و زيارت كنار قبور انبيا و صلحا ندارد.


 * بيضاوى مى گويد: «لمّاكانت اليهودوالنصارى يسجدون لقبور الأنبياء تعظيما لشأنهم ويجعلونها قبلة يتوجّهون في الصلاة نحوها واتخذوها اوثاناً، لعنهم النبيّ(ص)…» ارشاد السارى، ج 3، ص 479.

 * «چون يهود و نصارى بر قبور انبيا سجده مى كردند و آن را قبله – و جهت – نماز قرار مى دادند و همانند بت با آن رفتار مى كردند، مورد لعن پيامبر (ص) قرار گرفتند.

 و اين معنا هم هيچ ارتباطى با زيارت قبر پيامبر (ص) و ائمه طاهرين و صلحا و نماز خواندن براى خداوند – در آنجا – ندارد.

 ج – بسي
ارى از علماى اهل سنت فتوى به جواز نماز خواندن در مقبره ها داده اند؛ از جمله آنها مالك بن انس است:
 – «كان مالك لا يرى بأساً بالصلاة في المقابر و هو اذا صلّى في المقبرة كانت القبور بين يديه وخلفه و عن يمينه وشماله».
 – و قال مالك لا بأس بالصلاة في المقابر و قال بلغني إن بعض اصحاب النبي كانوا يصلّون في المقبرة».
المدونة الكبرى، ج 1، ص 90.
 مالك مى گويد: نماز خواندن در قبرستان اشكال ندارد و چنين مى پنداشت كه اگر در اطراف نمازگزار قبرهايى باشد باز هم مشكلى به نظر نمى رسد.
 – عبدالغنى نابلسى مى گويد: «اذا كان موضع القبور مسجداً أو على طريق، أو كان هناك أحد جالساً، أو أن قبر وليّ من اولياءاللّه أو عالم من المحقّقين، تعظيماً لروحه المشرفة، على تراب جسده اعلاماً للناس اِنّه وليّ ليتبركوا به، و يدعوااللّه عنده فيستجاب لهم، فهو أمر جائز، لا مانع منه».
الحديقة النديه، ج 2، ص 630.
 « اگر قبرى مسجد شود يا در راه واقع شود… و يا قبر يكى از اولياءاللّه باشد، و يا عالمى از محققين براى تعظيم روان تابناك او براى اعلام و آگاهى دادن به اينكه او يكى از اولياء اللّه است تا مردم به او تبرك جويند و در ك
نار آرامگاهش او دعا كنند و مستجاب شود. البته اين كار جايز است و منعى ندارد.»


ادامه دارد…


نجم الدین طبسی


www.valiasr-aj.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید