ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

چگونه می توانیم شخصیت سالم داشته باشیم؟ /بخش دوم

«شخصيت سالم» عنوان جالبي است. همه در آرزوي آن هستند و همه مدعي اند چنين شخصيتي دارند. در اينجا 20 نکته را در مورد شخصيت سالم تشريح مي کنيم و شما مي توانيد خود را با آنها بسنجيد.
اين آگاهي ها مي تواند به شما کمک کند که اگر ويژگي هاي منفي داريد، آن ها را شناسايي کنيد و با جديت در جهت رفعشان بکوشيد و اگر ويژگي هاي مثبتي داريد اجازه ندهيد رفتار مناسب ديگران باعث تزلزل آن ها در شما بشود.
شخصيت سالم تافته جدا بافته نيست
او آدمي است شبيه ديگران، مي تواند پول دار باشد يا بي پول، مي تواند لاغر باشد يا چاق. سفيد باشد يا سياه، اما علي رغم هرگونه تفاوت اجتماعي، اقتصادي، نژادي، فرهنگي و يا فردي، او شبيه ديگران است.
منتها اين ويژگي اوست که هر آن آمادگي دارد کار مثبت و مفيدي انجام دهد و همه چيز را دوست داشته باشد.
شخصيت سالم، رنجور و مظلوم نما نيست يعني اهل گله و شکايت و افسوس خوردن نيست و دائم نمي گويد: اي کاش اوضاع جور ديگري بود و اگر فلان، بهمان مي شود بهتر بود. بر عکس، او به معني واقعي کلمه، زمان حال و واقعيت اکنون را دريافته و طبق آن واکنش نشان مي دهد. او نه در ديروز از دست رفته و نه در فرداي نيامده زندگي مي کند بلکه مي کوشد از زمان حال پلي بسازد براي رها شدن از تبعات اشتباهات گذشته و رسيدن به وضعيت بهتر و مطلوب آينده. او اشتباهات گذشته خويش را مي بخشد و خود را در گذشته تلخ و سياه دار نمي زند تا در وادي تيره حسرت خوردن و آه و ناله کردن تباه شود.
شخصيت سالم، در کمال آرامش با استفاده از قدرت عقل خود شرايط را تجزيه و تحليل مي کند و اگر با وضعيت نامطلوبي مواجه شود با تمام قوا براي رفع آن اقدام مي کند، ولي نه به اين معنا که شتاب زده به هر دري بزند بلکه صبوري او در مقابل اتفاقات ناخوشايند زندگي، مثال زدني است.
سپس بهترين راه چاره را انتخاب و به آن عمل مي کند.
شخصيت سالم، انساني است پر تلاش و خلاق
چنين انساني همواره به دنبال يافتن راه حل هايي جديد براي مسائل قديمي است و از دريچه اي نو به همه چيز مي نگرد حتي اگر اين مسير جديد، براي او تنش بيشتري به همراه داشته باشد. او همواره به دنبال راه هاي نو، ابتکارات و تجربيات جديد مي رود.
شخصيت سالم، جوياي علم و دانش است
او به دنبال کشف حقايق و يکي از مهم ترين سرگرمي هايش مطالعه است حتماً عضو يک يا چند کتابخانه در سطح شهر است و هميشه دوست دارد از اتفاقاتي که در اطرافش رخ مي دهد، با اطلاع باشد. طرفدارپروپا قرص روزنامه و کتاب است.
شخصيت سالم، امتيازهاي ديگران را ستايش مي کند
او به امتيازات ديگران غبطه مي خورد اما هرگز حسد نمي ورزد و سعي مي کند از زندگي افراد موفق، درس بياموزد.
شخصيت سالم، ساعاتي را براي خلوت خويش اختصاص مي دهد
او همواره و در هر پديده اي به دنبال آيت و نشانه اي از خالق ه
ستي است و زيبايي هاي او را مي ستايد. او مي داند که خداوند، از لوح خود در او دميده، پس سعي مي کند تا روح خداي خود را از زير زنگار کينه توزي ها، حسادتها، رياکاري هاو… بيرون کشيده و بدين وسيله خود را نجات دهد. او تقوا پيشه است و حاضر نيست تا به هر وسيله اي به اهداف خود برسد. به حق خود قانع است و به مال ديگران چشم ندارد، دروغ گو نيست و صداقت را بر ريا کاري ترجيح مي دهد. او نخستين کسي است که به پندهايش عمل مي کند و خلاصه اينکه بين آنچه مي انديشد و آنچه مي کند، تضادي نيست.

شخصيت سالم، عاشق شادي و شادکامي است
هميشه لبخند به لب دارد و به همين دليل قدرت دارد ديگران را شاد و خندان کند. البته او مانند کساني که اسباب خنده شان را با تمسخر ديگران جور مي کنند نيست. او شادي جاودانه مي بخشد زيرا همواره به ياد اين جمله حکيمانه است: «لبخندش بيش از چند لحظه دوام ندارد، اما خاطره آن جاوداني است.»
شخصيت سالم، شيفته طبيعت است
&lt ;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; FONT-SIZE: 9pt; mso-fareast-font-family: ‘Times New Roman'” lang=AR-SA>او ستايشگر کوه، صحرا، دشت، غروب آفتاب، طلوع خورشيد و هر منظره زيباي ديگر طبيعت است. او حتي از تماشاي پرواز پرندگان يا حرکت ابرها در آسمان لذت مي برد زيرا روح لطيف و باصفايي دارد که با طبيعت مانوس است و از آن نيرو مي گيرد.
شخصيت سالم، همواره دلسوز است و در صف مقدم فعاليتهاي اجتماعي قرار مي گيرد
او هميشه به کاري مشغول است واگر بتواند به کسي ببخشد، مي بخشد تا با شادي بخشي به ديگران، زندگي خود را شادتر کند.
شخصيت سالم، اهل ناله و زاري نيست
او حتي اين توانايي را دارد که تسليم بيماري نشود. اطرافيان چنين شخصي کمتر پيش مي آيد که او را در بستر بيماري ببينيد.
شخصيت سالم، اهل شايعه پراکني و وراجي هاي بيهوده نيست
او خود را در زندگي مردم وارد نمي کند و از قضاوت در مورد آنها، مي پرهيزد و مي داند که همانگونه که وي دوست ندارد کسي در مورد او و زندگيش قضاوتي کرده و يا اسرار او را فاش کند، او نيز بايد به همانگونه با ديگران رفتار کند.
همواره اين سخن را سرلوحه خويش قرار مي دهد:«هر آن چه را براي خود مي پسندي، براي مردم نيز بپسند.»
شخصيت سالم، اهل بحث و جدل نيست

هنگامي که کسي تند خويانه بحث مي کند، او با شکيبايي حرف ها را مي شنود و هيجان زده نمي شود. با اين وجود اگر احساس کند که نظر خودش سنجيده و منطقي است، آن را بي پروا و با اعتماد به نفس اعلام مي کند.

اما ديگران را متقاعد نمي کند که نظر وي را بپذيرند. وقتي هم که ديگران با عقايدش مخالفت مي کنند مي گويد: «مساله اي نيست، ما با هم دشمني نداريم، فقط نظراتمان مختلف است.»


شخصيت سالم، خونسردي خود را حفظ مي کند
در شرايط سخت و بحراني که معمولاً بيشتر آدم ها از کوره در مي روند و منفجر مي شوند و به خود حق داده و پرخاشگري مي کنند، او تنها لبخند مي زند و خونسردي خود را حفظ مي کند. در حقيقت يک «صافي» جلو ذهن خود مي گذارد تا از نامطلوبي که ممکن در او بروز کند، جلوگيري نمايد. مسلم است که اين شخص هيچ گاه آلت دست احساسات ناخوشايندي مثل خشم و يا اندوه نخواهد شد.
شخصيت سالم، مضطرب و نگران نيست
او دائم نگران و دلواپس رويدادهاي آتي نيست و از احتمال وقوعشان هراسي ندارد. و با ملايمت و نرمي با اتفاقات و رويدادهاي نامطلوب، برخورد مي کند. او در زمره کساني نيست که همه چيز را براي فرداي نيامده ي تنگ دستي، ذخيره کند.
و در واقع گرچه شخصي آينده نگر است ولي از ترس فقر و نداري، کار را به خساست نمي کشاند. او از آنچه در اختيار دارد، به طور صحيح و منطقي استفاده کرده و ديگران را نيز از آن بي نصيب نمي گذارد.
شخصيت سالم، به تأييد و تصويب ديگران نياز ندارد
او به دنبال اين نيست که ديگران به او احترام بگذارند يا تحسينش کنند. البته مورد تأييد ديگران بودن، نشانه خوب بودن فرد است و حتي باعث آرامش و اعتماد به نفس بيشتر مي شود ولي ا
گر اين مسأله به صورت نيازي بيمار گونه درآيد، قطعاً نتايج خوبي در برنخواهد داشت. بنابراين شخصيت سالم با رفتار و کردار منطقي و اصولي، خود به خود تاييد و تصويب ديگران را دريافت خواهد کرد.

شخصيت سالم، خيالباف نبوده و اهل تلاش است
يعني با انتظار منفعلانه و بدون تلاش جهت فرداي بهتر خود را فريب نمي دهد زيرا مي داند موفقيت و کاميابي، با فکر و خيال به دست نمي آيد و به تلاش هاي گذشته و حال او بستگي دارد. پس با جديت تلاش کرده و مي داند آينده روشن او صددرصد به تلاش هاي اکنونش وابسته دارد.
شخصيت سالم، صادق، ساده و بي تکلف است
او چاپلوسانه در گفتارش کلماتي را انتخاب نمي کند که سبب خشنودي ديگران شود و به خاطر خوش آمد اطرافيان حق را زير پا نمي گذارد.
همچنين با آداب و رسوم و تشريفات دست و پا گيري که اکثر مردم زندگي خود را درگير آن کرده اند و روابط خود را بر اساس آن پايه ريزي مي کنند، مخالف است. او به آساني از ظواهر پر زرق و برق و بي معني زندگي اجتماعي چشم مي پوشد و دوستان را بر اساس معيارهاي انساني انتخاب مي کند. خلاصه اينکه خود را درگير تجملات و تشريفات خسته کننده نمي کند.


الفباي شخصيت سالم
آن چه هستيد بهتر شما را معرفي مي كند تا آنچه مي گوييد.
بردبا
ري طعم تلخي دارد اما ميوه ي آن شيرين است

دل را با ادب تزكيه كن
جهان هر كس به اندازه ي وسعت فكر اوست
سخت ترين گناه آن است كه صاحبش آن را كوچك بشمرد
طرز هديه دادن بيش از خود هديه ارزش دارد
غضب كليد هر شري است
قلب تنها راهي است كه به آسمان منتهي مي شد
لبخند زيباترين و ارزان ترين ارايش چهره است
موفقيت يعني آغاز كار بيشتر
شتاب ناداني است و ناداني تاتواني
ضعف ها مارا از قله ها محروم خواهند كرد
ثمره كلام دلنشين را كه امروز بر زبان مي آوريد شايد فردا بچشيد
پس از دوست داشتن كمك كردن بهترين فعل دنياست
روزگار نسبت به كسي كه بداند وقت خود را چگونه صرف كند فوق العاده مهربان است
حسارت يك نوع پرخواشگري خاموش است
خورشيد باش كه اگر هم بخواهي به كسي نتابي تنواني
هميشه خود را بالا ببريد از تحقير خود خودداري كنيد
خود را دوست داشته باشيد تا از مصاحبت با خويشتن لذت ببريد
خودپذيري يعني: پذيرفتن نقاط ضعف، پذيرفتن نقاط قوت، پذيرفتن عيوب و نواقص


راههای رسیدن به یك شخصیت سالم و موفق عبارت اند از:


1- اختیار دار خود باشید:
به پشت سر خودتان نگاه كنید، خواهید دید كه یك همراه دایمی دارید و چون نام بهتری ندارد
او را مرگ خویشتن می نامید. شما می توانید به میل خود از این مهمان بترسید یا از او به نفع خود بهره گیرید. انتخاب با خودتان است. با وجود مرگ كه مسئله مهمی است و زندگی كه چنین كوتاه است از خود بپرسید:

چرا از اقدام به كارهایی كه واقعاً می خواهم انجام دهم خودداری می كنم؟ و چرا غافل از احوال خویشتنم؟
آیا باید به دلخواه دیگران زندگی كنم؟ آیا اهمال و تعلل ورزیدن بهترین شیوه زندگی كردن است؟
پاسخ های شما می توانند در این چند كلمه خلاصه شوند: زندگی كن، خودت باش، لذت ببر، دوست داشته باش. از این پس اگر خواستید تصمیمی بگیرید و ندانستید كه آیا باید اختیار خود را داشته باشید و انتخاب مطلوب خود را خودتان انجام دهید یا نه، به این سؤال مهم پاسخ دهید. “من تا كی می خواهم مرده و راكد باشم؟” با در نظر اشتن این دورنمای همیشگی می توانید هم اكنون انتخاب خویش را به عمل آورید و اضطراب ها، ترس ها و تردیدها و تقصیرها را برای آنهایی بگذارید كه تا ابد زنده خواهند ماند! اگر از هم اكنون شروع به برداشتن این قدم ها نكنید باید بدانید كه همه زندگی خود را آن گونه كه دیگران معین می كنند خواهید گذراند. اگر اقامت شما روی زمین تا این حد كم و كوتاه است، لااقل باید خوشایند شما باشد؛ خلاصه این ك
ه این، زندگی شماست. آنچه دلتان می خواهد با آن بكنید.


2- عاشق خود باشید:
عشق به خود براساس پذیرفتن خود، دوست داشتن جسم خود و انتخاب تصویر مثبت تری از خودتان و قبول خویشتن بدون شكایت و ایراد حاصل می شود. با احساس این كه شما مهم، ارزشمند و زیبا هستید و یا چقدر خوب و شایسته هستید، دیگر نیازی ندارید كه دیگران با انجام خواسته ها و نظریات شما، ارزش شما را تأیید و تقویت نمایند. شما می توانید با دوست داشتن خود با كلیه احساسات دیگری كه نسبت به خودتان پیدا می كنید مبارزه نمایید. به یاد داشته باشید كه در هیچ زمانی و تحت هیچ شرایطی، نفرت به خود بهتر از عشق به خود نیست. حتی اگر برخلاف میل خودتان رفتار كرده باشید بیزاری از خودتان فقط به ركود و زیان شما می انجامد به جای نفرت از خود، احساسات مثبت را پرورش دهید. از هر اشتباه پندی بیاموزید؛ تصمیم بگیرید تكرارش نكنید و آن اشتباه را با ارزش خود ارتباط ندهید.


3– نیازی به تأیید دیگران نیست:
نیاز به تأیید دیگران یعنی این كه نظر شما نسبت به “من” از “اعتقاد خودم نسبت به خودم” مهمتر باشد. اگر تأیید در زندگی شما به صورت یك نیاز در آمده باشد باید برای از بین بردن آن دست به كار شوید. اولین كار این است كه بفهمید تأییدطلبی یك میل است نه یك ضرورت. همه ی ما از تحسین و تشویق لذت می بریم و در واقع نمی خواهیم از آن محروم شویم، نیازی هم به این محرومیت نیست، تأیید به خودی خود ناسالم نیست و در واقع لذت بخش هم هست. تأیید دیگران هنگامی تبدیل به یك نقطه ضعف می شود كه به جای این كه تنها یك میل و خواسته باشد به صورت نیاز درآید و اگر این میل به صورت نیاز درآید در آن صورت به دلیل به دست نیاوردنش از پا خواهید افتاد. بنابراین برای از بین بردن تدریجی “نیاز تأییدطلبی” باید هرچه سریعتر اقدام نمود.


4– احساس های بیهوده تقصیر و نگرانی:
در طول زندگی دو احساس از همه ی احساس ها بی ثمرتر است یكی احساس تقصیر درباره آنچه واقع شده و گذشته است و دیگری نگرانی درباره آنچه ممكن است در آینده واقع شود. سپس این دو احساس- تقصیر و نگرانی- لحظات حال را مختل می كنند. بنابراین برای جلوگیری از این احساس های بیهوده باید یاد بگیرید كه در زمان حال زندگی كنید و اوقات كنونی را با اندیشیدن درباره گذشته یا آینده راكد نگذارید. هیچ لحظه دیگری غیر از لحظه حال برای زیستن وجود ندارد. تمامی احساس تقصیرها و اضطراب های بیهوده شما ثمری به جز اتلاف وقت ندارد.


5– رهایی از گذشته:
برای این كه یك شخصیت سالم و موفق داشته باشید باید گذشته را رها كنید و برای خود شخصیتی قائل شوید كه همین امروز برای خود انتخاب می كنید؛ نه آنچه كه قبلاً انتخاب كرده اید.


6– شكستن سد سنت ها و آیین ها غلط:
هیچ قانون و مقرراتی وجود ندارد كه مطلق و همیشه به جا و با معنی باشد و یا این كه
بهترین راه را در هر شرایط نشان بدهد. نرمش و انعطاف پذیری فضیلت بسیار بزرگی است، با این حال برای شما مشكل است كه قانون بی فایده ای را نقض كنید. اما اگر مطابقت با این آیین ها را به صورت افراطی ادامه دهید ممكن است بیماری عصبی در شما پدید آید؛ به ویژه وقتی كه اجرای “سنت ها و آیین ها ” اندوه و افسردگی و اضطراب در پی داشته باشد. در اینجا نقض این آیین، صحیح و مناسب است چون باعث می شود رفتارهای سالم و سازنده در شما رشد نماید.


7– دام عدالت:
اگر قرار بود امور جهان طوری تنظیم شود كه همه چیز منصفانه باشد، هیچ موجود زنده ای نمی توانست حتی یك روز هم دوام بیاورد. پرندگان مجاز به خوردن كرمها نبودند، و خواسته های فردی تمامی موجودات می بایست برآورده شود. با این كه در فرهنگ ما سیاستمداران در همه نطق های انتخاباتی خود وعده می دهند كه ما برابری و عدالت را برای همگان می خواهیم، با وجود این بی عدالتی ها روزها در پی یكدیگر و قرن ها در پی هم ادامه می یابد چون بی عدالتی، تغییر ناپذیر و همیشگی است اما شما
با بینش نو و بی انتهای خودتان می توانید تصمیم بگیرید كه با این بی عدالتی مبارزه نمایید و تسلیم ركود عاطفی ناشی از آن نشوید.

حتی می توانید برای از بین بردن بی عدالتی با دیگران همكاری كنید ولی باید بكوشید و همچنین تصمیم بگیرید كه به خاطر آن دچار اختلالات روانی نگردید.


8– اهمال و مسامحه كاری را فوراً خاتمه دهید:


سه كلمه: امیدواری ها، آرزوها و شایدها شبكه حفاظت و حمایت رفتار اهمال كارانه را تشكیل می دهند. این اندیشه ها در واقع به شخص مسامحه كار شادی و شعف می بخشد. تمام آرزو كردن ها و امید داشتن ها اتلاف وقت است. هیچ یك از كاشكی ها هیچوقت به جایی نرسیده است. شما این آرزوها و شایدها و امیدواری ها را رها كنید. آستین ها را بالا بزنید و كاری را كه آنقدر در زندگی خود با اهمیت تشخیص داده اید و تصمیم به انجامش گرفته اید، عملی سازید.


9– اعلام استقلال روانی:
استقلال روانی یعنی رهایی كامل از روابط اجباری و رهایی از رفتارهایی كه منشاء وجودی آن دیگران هستند؛ یعنی رها شدن از كارهایی كه در صورت نبودن روابط اجباری خاص –تصمیم به انجام آنها نمی گرفتید. مختصر این كه
استقلال روانی یعنی به میل خود زیستن، خویشتن شدن و انتخاب هر رفتار و كرداری كه دوست دارید. پس برای این كه شخصیت سالمی داشته باشید باید از استقلال روانی برخوردار باشید و آزادی و استقلال روانی هم مستلزم بی نیازی از دیگران است. مقصود نخواستن دیگران نیست بلكه احتیاج نداشتن به آنهاست. لحظه ای كه نیاز داشته باشید، آسیب پذیر می شوید و در زندگی چندان پیشرفت نمی كنید.


10– وداع با عصبانیت:


عصبانیت یك خصلت انسانی نیست. مجبور نیستید چیزی را كه هیچ فایده ای به حال یك انسان شاد و سازنده ندارد در وجود خودتان حفظ كنید. این یك نقطه ضعف است، نوعی آنفلوانزای روانی است كه همانند هر بیماری جسمی، قابلیت و توانایی های شما را نابود می كند. پس باید یاد بگیرید برای اعمال و عقاید دیگران آن چنان قدرتی قائل نشوید كه بتوانند شما را پریشان و آشفته سازند. زمانی كه خویشتن را ارزشمند بدانید و اجازه ندهید دیگران اختیار شما را در دست
گیرند آن زمان دیگر خود را با خشم و عصبانیت در لحظات حال آزار نخواهید داد و با آن وداع خواهید كرد.


نتیجه گیری:


با توجه به ویژگی هایی كه برای داشتن شخصیت سالم و موفق ارائه كردیم، مهمترین مشخصه چنین شخصیتی آن است كه همه چیز زندگی را دوست بدارید و از انجام هیچ كاری ناراحت نشوید. وقت خود را با شـِكـِوه و شكایت یا آرزوی این كه اوضاع جور دیگری باشد تلف نكنید؛ نسبت به همه امور زندگی احساس شور و هیجان داشته باشید و خواست و توقعتان از زندگی تا حدی باشد كه دستیابی به آن برایتان امكان پذیر باشد.
مأموریت انسان در زندگی، تغییر دادن جهان نیست. انسان مأمور تغییر خویشتن است. تمامی راه حل ها، در درون انسانهاست.


منابع
ماكسون مالتز درس زندگي ترجمه ي مهدي قراچه داغي 1377


رحيمي عباس زندگي موفق- راز هاي خوب زيستن سال1386


پسنديده عباس رضايت از زندگي 1384


ماهنامه ي مشاوران موفق 89/90


دكتر سید وحید شریعت – روا‌ن‌پزشك: عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشكی ایران


غلامحسین ریاحی


سایت های تبیان و راسخون


تهیه کننده: میگنا با کمک مرضيه حاجي آبادي* تربیت معلم واوان / استاد:اميد زاهدي


http://psychology.blogfa.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید