ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

گمرک اندیشه تان را مراقبت کنید

ما انسان ها در ارتباط با یکدیگریم و تأثیر و تأثر نیز از خصوصیات حیات اجتماعی و زندگی جمعی ماست، به خصوص در عصر حاضر که «عصر ارتباطات» است و جهان به صورت «یک دهکده بزرگ» در آمده است.&lt ;/SPAN>


شاید خود ما نیز متوجه نباشیم، ولی از محیط اطراف و دیده‏ها و شنیده‏ها و حرفها و عملها نقش بپذیریم و تحت تأثیر قرار بگیریم.


در دنیای بزرگ و پیچیده، هر کس که حرفی می‏زند، کتابی می‏نویسد، فیلمی می‏سازد، سخنرانی و تدریس می‏کند، روزنامه و مجله منتشر می‏کند، طرّاحی و نقاشی می‏کند، قصه و رمان می‏نگارد، کار هنری و نمایشی انجام می‏دهد و … هر کدام به نوعی «پیام» دارد و در پی «مخاطب» است و اثرگذاری بر آن.


پس میلیونها فرستنده پیام، هر لحظه در اندیشه شکل‏دهی به افکار، احساسات، پسن
د و سلیقه، تمایل و انتخاب، اخلاق و رفتار دیگرانند و افکار ما نیز در معرض این القائات و جهت‏دهی‏ها و اثرگذاری‏هاست. آنچه در برابر چشم ما قرار می‏گیرد، گزارشهایی که به اطلاع ما می‏رسد، حرفهایی که از افراد، رادیوها، سخنرانیها، استادان، دوستان، معاشرین و مرتبطین می‏شنویم، فیلمها و سریالهایی که تماشا می‏کنیم، تابلوهایی که در خیابانها و میدانها و معابر نصب می‏شود، آگهی‏های تجاری و پیامهای بازرگانی و نمایشگاههای کتاب و صنایع و عکس و نقاشی که مورد بازدید ما قرار می‏گیرد، تابلوها و دیوارنوشته‏ها، صفحات اول جراید و تیتر روزنامه‏ها، بوتیکها و مغازه‏ها و ویترینها، نوارهایی که برایمان پخش می‏کنند، سایتهای اینترنتی که به اطلاع‏رسانی مشغولند، بازیهای رایانه‏ای و آتاریهای سرگرمی و دهها و صدها از این گونه وسایل و مسایل و ابزار و ادوات، هر کدام به نحوی می‏توانند بر فکر و عقیده و پسند و سلیقه و دیدگاه و انتخاب ما اثر بگذارند و گاهی ما را آن طور که می‏خواهند، بسازند و بار آورند. 


عجب دنیای شلوغی! و عجب وضعیت حساس و خطیری! ماییم و این همه فرستنده آنهایند و این همه گیرنده!


 


ما مسؤول پیامد «نوع انتخاب» خویش نسبت به این فرستنده‏هاییم


حال، گیرنده فکری خود را با چه فرستنده‏ای و روی چه طول موجی باید تنظیم کنیم؟ به هر حال، ما نوعی بمباران تبلیغاتی و فرهنگی می‏شویم. وظیفه دفاع و سنگر گرفتن و به پناهگاه رفتن و خود را از آسیبها مصون دانستن داریم و بی‏تفاوتی و بی‏خیالی، عقلایی نیست.


همان گونه که با عوض کردن
کانال تلویزیون، به راحتی می‏شود شاهدِ سخنرانی، فیلم، آموزش مطالب علمی، صحنه مسابقات ورزشی، تلاوت قرآن یا اجرای نمایش و … بود و با چرخاندن پیچ رادیو می‏توان شنونده موسیقی، قرائت قرآن، گزارش اجتماعی، طنز و لطیفه، تحلیل سیاسی، اخبار اجتماعی، آموزش آشپزی، آگهی‏های بازرگانی، القائات سوء دشمنان، اخبار دروغ و شایعات و … بود، در تنظیم گیرنده‏های فکری خودمان روی فرستنده‏های بی‏شمار نیز، «انتخاب» ما است که نقش اول را ایفا می‏کند.


 


«گزینش»، شرط عقل در چنین جهانِ آشفته و خط اندر خط است.


هم خودمان باید چنین کنیم، هم فرزندانمان را با این فرهنگ، یعنی «فرهنگ گزینش بهترین‏ها» بار آوریم.


کسی که نخواهد یا نتواند نسبت به آنچه بر ذهن و فکر و قلبش وارد می‏شود کنترلی داشته باشد، باید پاسخگوی پشیمانیهای بعدی و زیانهای متعاقب این گونه «بی‏مرزی» هم باشد.


هر کدام از ما اگر به نوعی «مرزبان» قلمرو دل و نگهبان مرزهای کشور جان و روانمان نباشیم، در دنیایی که همه در پی گسترش مستعمرات خویشند و دنبال یافتن پایگاههای جدید در اندیشه‏های جهانیان، شگفت نخواهد بود اگر شاهد حضور «سربازان بیگانه» در داخل مرزهای کنترل‏ نشده «وجود خویش» باشیم.


 


آیا کنترلی بر «ورودی‏های فکر» خودمان و فرزندانمان داریم؟


شاید نشود جلوی امواج فرستنده‏های صوتی و تصویری و الکترونیکی را گرفت، ولی این سوی قضیه دست خود ماست، استفاده کردن یا نکردن، گوش دادن یا ندادن، دیدن یا ندیدن، خواندن یا نخواندن.


اگر امنیت اجتماعی و اقتصادی یک جامعه نیازمند کنترل مرزهاست، مرز دل و جان هم نیازمند کنترل است، و گرنه در «بندر دل»، جز کشتیهای بزرگ هوس پهلو نمی‏گیرد و غیر از بار «گناه»، تخلیه نمی‏شود و کالای قاچاق «وسوسه» وارد نمی‏شود.


 


دردا که دل از وسوسه‏ها رو نگرفت


با آب و هوای معنوی خو نگرفت


افسوس که در اسکله‏های دلِ ما


جز کشتیِ اشتباه، پهلو نگرفت


 


اگر گمرک اندیشه‏ها بدون حفاظت و مراقبت باشد، «فرهنگ قاچاق» وارد می‏شود و اخلاق و ارزشها به غارت می‏رود. این، همان «شبیخون فرهنگی» است و قربانیانِ آن مردم، به خصوص جوانانی‏اند که از نامردیها و نیرنگهای دشمنان دوست‏نما و گرگانِ میش‏صورت بی‏خبرند.


 


کنترل بر «ورودی‏های فکر»، مصونیت‏آور است


نظارت بر مرزهای فکری و فرهنگی و جلوگیری از گسترش اندیشه‏های مسموم و شبهه‏های تردیدآفرین، برای پیشگیری از مسمومیت جامعه است. وقتی نشت گازهای سمی و مهلک در فضای فکری و فرهنگی جهان به یک خطر جدّی و جهانی تبدیل شده است، مگر می‏توان بدون ماسک، آزادانه در جوّ مسموم تردد کرد و بی‏خیال زیست؟ این «آز
ادی» نیست، جهالت و حماقت است.


روشنگران باید سر راهها و پیچها نورافکن بگذارند و آینه نصب کنند و با علایم هشداردهنده، عابران و رهگذران را مجهز به «دید» کنند، تا به صخره جهل نخورند و به دره غفلت سقوط نکنند. گاهی سقوط یک فرد، جمعی را هم به سقوط می‏کشاند. پس، آنکه به سلامت خویش علاقه‏مند است، باید به فکر سلامت جامعه هم باشد، چرا که آلودگی فضای جامعه، او را هم تهدید می‏کند.


در دنیای اثرگذاری و اثرپذیری که دچار آنیم، باید هوشیار باشیم که دریافت‏کننده کدام امواج و فرستنده کدام پیامهاییم. همان گونه که ما از دیگران اثر می‏پذیریم، بر دیگران هم اثر می‏گذاریم. حرفها، رفتارها، پوشش، زندگی، نوشته و هنر ما، دیگران را تحت تأثیر قرار می‏دهد


ما از یک سو گیرنده‏ایم، از یک سو فرستنده


اگر گیرنده فکری خود را روی کانالهای سالم تنظیم نکنیم، فرستنده سالم و بی‏زیانی هم نخواهیم بود، چون اگر ورودی ذهن ما آلوده باشد، خروجی آن هم آلاینده محیط فکری و وضع روانی دیگران خواهد بود. فرستنده‏های خوبی هم هست، ولی گاهی ما گیرنده خوبی نیستیم و بیماردلانه در پی امواج مخرب می‏رویم.


 در کارهای تربیتی و تعلیمی، د
ر خانه و مدرسه و اداره و محل کار و بازار و اجتماع، ما از یک جهت «گیرنده» و از سوی دیگر «فرستنده»ایم و اساس تربیت بر همین استوار است


حرفهای نسنجیده ای که از زبان ما بر می آید، دل فرزندانمان را تیره میسازد و رفتارتبعیض آلود و تناقض آمیز ما، روی مخاطبان و فرزندان و شاگردان ما تاثیر سوء می گذارد. نوع زندگی ما برای دیگران پیام دارد، همانگونه که ما از سخن و رفتار دیگران الگو میگیریم هر چند به صورت نا آگاهانه و غیرمستقیم


 پس در دنیای رابطه ها از بازتابهای گسترده و سرنوشت ساز گیرنده های فکری و فرستنده های زبانی غافل نباشیم.


http://3rdimam.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید