دنیای قصه کودکان

اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در skype
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در print

نویسنده: اکبرخوردچشم


 


یکی ازهنرهای ماندگار انسان، هنر قصه گویی است، هنری که زمان و مکان نمی شناسد و برایش سن و شخصیت مخاطب تفاوتی ندارد.

انسان در زمان طفولیت، دوران پراهمیتی را می گذراند وچه بسا دراین زمان، شخصیت، نوع نگرش و نیز عقاید انسان شکل می گیرد. پس لازم است برای این دوران کودکی برنامه ها داشت و یکی از برنامه های اثرگذار، هنر قصه و قصه گویی است.

در
هیچ جای
دنیا ملتی را نمی توان یافت که عاری از هنرقصه گویی باشد و باز هیچ ملتی را نمی توان پیدا کرد که از دیرباز برای کودکان خود قصه و داستانی نداشته باشد. پس وجود پدربزرگ ها و مادربزرگ های قصه گو که کودکان دل بستگی خاصی به آنها دارند، یکی از مشترکات بین ملل و فرهنگ های گوناگون در سطح جهان است متأسفانه هنرقصه گویی درعصر حاضر شکل خود را تغییر داده و یا دربرخی ملل روبه فراموشی نهاده است.

بسیارند والدین و مربیانی که قصه گویی را برای خود کاری حقیر و بی مقدار می دانند. اما باید توجه داشت که این هنرقصه گویی برای کودکان علاوه بر کارکردهای آموزشی و تربیتی می تواند، عامل مهمی برای انتقال فرهنگ به آیندگان باشد.

امروزه بنابرگسترش دنیای مدرنیته و به موازات آن پیچیده تر شدن زندگی، بسیاری از والدین فرصت آن را ندارند که برای کودکان شان قصه بگویند و از آن طرف، مثل گذشته مادر بزر گ ها و پدر بزرگ ها کمتر نزد خانواده ها هستند. و نمی توانند وظیفه قصه گویی را برعهده بگیرند. بنابراین تنها یک راه می ماند و آن هم تهیه نوارهای قصه است و یا درشکل مدرن تر و پرهزینه تر، به کارگیری مربیان قصه گوست که هر روز از طریق رسانه ای چون تلویزیون برای کودکان قصه های مختلف تعریف کنند. البته دراین که استفاده از نوارهای قصه به آن خاطر که کودک می تواند هر قصه را چند بار گوش بدهد، شکی نیست، ولی تمام اینها نمی تواند خلأ شنیدن قصه از زبان والدین را پر کند.

زیرا خواندن قصه توسط پدر یا مادر، علاوه بر این که درکودک عادات خوبی چون توجه به مطالعه را تقویت می کند و کودک از طریق زبان قصه خوب و بد را می شناسد، خود به خود باعث می شود تا کودک و والدین به واسطه قصه یک ارتباط عاطفی با هم برقرار کنند که همین ارتباط عاطفی خود از بروز بسیاری از مشکلات روحی و روانی برای کودک ممانعت کند.

همان طور که اشاره شد والدین باید در قبال کودکانشان قصه گو باشند، البته قصه گویی که از هنرهای مختلف قصه گویی برخوردار باشند، زیرا تنها به خواندن کتاب قصه بسنده کردن، چندان خوب نیست و تکرار این کار درهر روز و هر شب باعث دلزدگی کودکان می شود. پس لازم است به عنوان پدر یا مادر درکودک خودشان زمینه های بروز حس و حال ادبی را پدیدارسازند. مثلاً هر زمان که قصه ای برای کودکشان می خوانند یا نقل می کنند، بهتر است از او بپر
سند که بعد چه می شود؟ کدام شخصیت خوب بود و کدام بد؟ اصلاً چه خوب است از آنها بپرسیم آخر داستان چگونه تمام می شد، بهتر بود؟

نظرت درباره این داستان و حوادث مربوط به آن چیست؟ یا نه، می توان به شکل تعریف کردن داستان تنوع داد؛ برای مثال می توان کودک را به محله یا خانه ای که بزرگ شده ایم. ببریم و خاطرات خوب آنجا را برایش نقل کنیم. اصلاًاز او بپرسیم که اگر در فلان موقعیت بود و حادثه ای شبیه آنچه برایمان درکودکی رخ داده، برای او پیش می آمد. دست به چه کاری می زد؟ این تعریف کردن از گذشته یا حوادث داستانی خود به خود ذهن کودک را فعال تر می سازد. با رقه های ادبی و داستانی را در او فعال می سازد و این چنین وی به دنیای فراتر از دنیای واقعی وارد می شود.

شنیدن قصه برای کودک، به نوعی ورود به دنیای نگارش و کتابت است و این چنین او رفته رفته با کتاب انس پیدا می کند و این گونه قصه بررفتار و عقاید کودک اثرات ماندگاری می گذارد. زیرا در هر قصه،کودک کنجکاو می شود تا ماجرایی را که نقاط مجهول دارد، پیگیری کند. پشت سرهم بودن و پیوستگی منطقی حوادث قصه، کودک را سرگرم می کند و این چنین به ذهن او نظمی منطقی می دهد. از طرفی کودک به کمک قوه تخیل خویش، خود را جایگزین یکی از شخصیت های قصه می کند و به این ترتیب شادمانی و لذت را نصیب خودش می نماید.جالب آن که ضمن دوری از شخصیت به قصه، کودک برای او آرزوی مرگ نمی کند و همین شاخصه درکودک حس دوست داشتن را تقویت می کند. پس بر همین اساس است که درقصه های کودکان آدم ها و یا شخصیت های بد مثل گرگ هیچ وقت نمی میرند بلکه حسابی تنبیه می شوند. از دیگر کارکردهای خواندن قصه برای کودکان این است که خواندن آن، نیروی بیان و تکلم کودک را تقویت می کند و گنجینه لغایت و اطلاعات وی غنی تر می شود.

از آن سوی، کودک از طریق قصه ای مناسب با مشکلات و مسائل زندگی آشنا می شود و مهارت های اجتماعی بیشتری به دست می آورد. درضمن نباید فراموش کرد که قصه گویی، فاصله میان قدرت خواندن و قدرت درک کردن را درکودک پر می کند. پس پرواضح است کودکانی که از زمان طفولیت و قبل از دوره پیش دبستانی با قصه و شنیدن آن ارتباط داشته اند، در دوران دبستان نسبت به دیگران از ضریب هوشی بالاتری برخوردارند.

به هرحال دنیای قصه گویی، دنیای کهن برای همه انسان هاست. در دنیای قصه اتف
اقات بسیاری پیش می آید و همین اتفاقات خود زمینه ساز کسب تجربیات سازنده ای برای انسان می شود.


http://www.mostatil.ir

بازدیدها: 8

کانالهای ما را درشبکه های اجتماعی