ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

وصیت، غسل، دفن

وصیت پیامبر (ص) به علی (ع) و دادن وسایلش به او


منبع مقاله: سیره معصومان ج ۳ ، سید محسن امین / مترجم: علی حجتی کرمانی؛


شیخ مفید در پایان گفتاری که از او نقل شده است می نویسد: پس حاضران از نزد پیامبر برخاستند و تنها عباس و علی بن ابیطالب و خانواده او باقی ماندند.عباس به آن حضرت عرض کرد: ای رسول خدا اگر خلافت پس از تو در میان ما باقی ا
ست، ما را بدان مژده بده و اگر می دانی که دیگران در این کار بر ما چیره می شوند سفارشی به ما کن.


پیامبر پاسخ داد: «شما پس از من ناتوان خواهید بود.»آن گاه ساکت شد.پس آنان برخاستند و گریه کردند و از ادامه حیات آن حضرت نومید شدند.چون از حضور پیغمبر خارج شدند پیامبر فرمود: برادرم علی بن ابیطالب و عمویم را به نزد من بازگردانید.پس کسی را به دنبال آن دو فرستادند و چون هر دو بر بالین پیامبر حاضر شدند آن حضرت فرمود ای عمو!آیا وصیت مرا بر عهده می گیری و به وعده های من وفا می کنی و دین مرا ادا می نمایی؟ابن عباس گفت: ای رسول خدا!عموی تو پیرمردی است عیالوار و تو کسی هستی که در جود و بخشش با نسیم همسنگی.تو به مردم وعده هایی داده ای که عمویت توان برآوردن آنها را ندارد.پیامبر با شنیدن پاسخ عباس به علی روی کرد و گفت: ای برادر!آیا تو وصیت مرا می پذیری و به وعده های من عمل می کنی؟و دین مرا ادا می کنی؟و آیا پس از من به امور خانواده ام رسیدگی می کنی.علی پاسخ داد: آری ای رسول خدا!فرمود: پس به نزدیک من آی.علی پیش رفت و پیامبر او را به خود چسبانید و انگشتریش را از دست بیرون کرد و فرمود: این را بگیر و به دست خود کن و شمشیر و زره و همه لباسهای جنگی خود را درخواست کرد و به علی داد. همچنین آن حضرت دستمالی را که در هنگام جنگ به شکم خود می بست طلبید و چون آن را برایش آوردند به امیر المؤمنین سپرد و به او فرمود: به نام خدا به خانه خود برو. چون فردا شد، کسی را اجازه ورود به خانه پیامبر نمی دادند و بیماری آن حضرت شدت یافت


 


علی نزدیک ترین کس در هنگام مرگ به پیامبر (ص) بود


روایت شده است که پیامبر در حالی جهان را بدرود گفت که سرش بر دامن عایشه بود. این روایت علاوه بر آنکه با روایت دیگری که از این روایت صحیح تر است و بیشتر نقل شده معارضت دارد، نمی تواند فی نفسه هم صحیح باشد.زیرا زنان عادتا با توجه به ضعف و جزعی که در خود دارند، نمی توانند بر بالین فرد محتضر حضور داشته باشند و همچنین امکان ندارد که علی (ع) پیامبر را در چنین موقعیتی رها کند و امور او را به دست زنان بسپارد.البته انگیزه نقل چنین روایتی نیز پوشیده نیست.


ابن سعد چندین روایت نقل کرده است که پیامبر در حالی که سر بر دامن علی بن ابیطالب داشت از دنیا رحلت کرد.آخرین این روایتها حدیثی است که وی به سند خود از ابو غطفان از ابن عباس نقل کرده است که گفت رسول خدا در حالی که سر خود را به سینه علی تکیه داده بود جان سپرد.گفتم: از عایشه برایم نقل کرده اند که گفت: رسول خدا در حالی که در میان شکم و سینه من تکیه داده بود، جان داد.ابن عباس گفت: او خیال کرده است به خدا سوگند پیامبر در حالی که به سینه علی تکیه داده بود وفات یافت و هم علی بود که با برادرم فضل او را غسل دادند و پدرم از حضور بر بالین پیامبر خودداری کرد.حاکم در مستدرک از احمد بن حنبل از ام سلمه نقل کرده است که گفت: سوگند به او (خدا) که علی نزدیک ترین مردم به او بود.ما صبح به حضور پیامبر رسیدیم و آن حضرت چندین بار می فرمود: آیا علی آمد؟آیا علی آمد؟فاطمه گفت: گویا شما او را در پی کاری فرستاده اید.پس از مدتی علی نیز آمد.ام سلمه گفت: من پنداشتم پیامبر با علی کاری (خصوصی) دارد، لذا از اتاق بیرون آمدم و کنار در نشستم و نزدیک ترین کس به در بودم، پس پیامبر در آغوش علی جای گرفت و در طرف چپ او بود و با وی نجوا می کرد سپس در همان روز جان سپرد و علی نزدیک ترین کس به او در هنگام مرگ بود.


 


علی (ع) به کمک چهار تن دیگر پیامبر را دفن کرد


شیخ مفید گوید: امیر المؤمنین و عباس بن عبد المطلب و فضل بن عباس و اسامه بن زید در قبر آن حضرت داخل شدند تا در دفن رسول خدا کمک کنند.پس انصار از بیرون خانه فریاد زدند: ای علی!خدا را به یاد تو می آوریم تا حق ما را امروز در مورد رسول خدا رعایت کنی و حق ما این است که یکی از انصار را به قبر رسول خدا داخل کنی تا ما نیز در به خاک سپاری پیامبر بهره ای داشته باشیم.علی گفت: اوس بن خولی به قبر داخل شود چون وی به خانه داخل شد علی به او گفت: در قبر فرود آی.اوس فرود آمد.و امیر المؤمنین رسول خدا را بر دو دست اوس نهاد و اوس نیز آن حضرت را در قبر گذاشت.چون جنازه بر زمین قرار گرفت علی به اوس گفت: از قبر بیرون آی اوس نیز بیرون رفت و علی وارد قبر شد و کفن را از چهره رسول خدا (ص) کنار زد و گونه آن حضرت را از طرف راست رو به قبله بر زمین نهاد.سپس خشت چید و بر روی آن خاک ریخت و قبر را چهارگوش بنا کرد و بر آن خشتی نهاد و آن را به اندازه یک وجب از زمین بالا آورد.ابن سعد در طبقات نقل کرده است که
علی (ع) بر قبر پیامبر آب نیز پاشید.


http://www.hawzah.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید