ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

هجرت به مدینه

هجرت به مدینه


منابع مق
اله:
 فاطمه الگوی زن مسلمان ، صادقی اردستانی، احمد؛


صدیقه طاهره علیها سلام بانوی بزرگ اسلام ، عقیقی بخشایشی؛


 


«ابن هشام» می نویسد: پس از رفتن رسول خدا، علی بن ابیطالب سه شبانه روز در مکه باقی ماند، و امانتهائی را که پیغمبر (ص) باو سپرده بود، به صاحبانش برگردانید و آنگاه، روانه مدینه شد. (۱)


«یعقوبی» می نویسد: فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا، را علی بن ابیطالب از مکه به مدینه آورد، و پس از دو ماه اقامت در مدینه با وی ازدواج کرد. (۲)


افراد دیگر هم در مکه خانه و زندگی خود را رها می کردند، و دسته دسته و بصورت خانوادگی به مدینه هجرت می کردند، و به قول «ابن اسحاق» هر کس از مسلمانان هم در مکه باقی مانده بود، به بند و زندان دشمنان در آمد. (۳)


دیگران هم نوشته اند: علی علیه السلام سه فاطمه را از مکه به طرف مدینه حرکت داد: فاطمه زهراء دختر پیامبر (ص) فاطمه بنت اسد، مادر امیرالمؤمنین و فاطمه دختر «زبیر بن عبدالمطلب» که اتفاقا دشمنان هم که با صد شتر برای ردیابی و دستگیری پیغمبر (ص) همه راههای خروجی و اطراف مکه را جستجو می کردند (۴) با علی علیه السلام و همراهان او برخورد نمودند و مانع حرکت و هجرت آنان شدند، برای آنان شرائط سخت و هولناکی به وجود آمد و فاطمه ها مرعوب و ناراحت شدند، اما عنایت خداوندی و شجاعت و کیاست علی علیه السلام آنان را از تعرض دشمنان مصون داشت، و سرانجام فاطمه زهرا و سایر بانوان به سلامت به مدینه رسیدند و در خانه «ابو ایوب انصاری» به رسول خدا ملحق شدند. (۵)


بدین ترتیب، فاطمه ایکه حدود ۱۰ سال داشت، به عنوان یک عنصر مقاوم و معصوم، و یک الگوی رفتاری سرفراز، هجرت خویش را از مکه به مدینه، با نهایت مقاومت و سربلندی به انجام رسانید، تا در سنگرهای جدید رسالت، مبارزه و مسئولیت الهی خویش را ادامه دهد.


 


هجرت پیامبر، به عنوان نقطه عطفی در تاریخ اسلام و تاریخ بشر، با همه مسائل و مشکلاتی که داشت انجام گرفت. پیامبر بزودی در حومه مدینه استقرار یافت و مدتی که از استقرار خود و گروهی از یارانش گذشته بود به مکه پیغام فرستاد که علی علیه السلام به مدینه حرکت کند و «فاطمه ها» را با خود بیاورد. فاطمه ها سه تن بودند: فاطمه بنت اسد مادر علی علیه السلام، فاطمه دختر زبیر بن عبدالمطلب دختر عموی پیامبر، و فاطمه زهرا علیها السلام دختر رسول الله (ص) …


علی علیه السلام طبق فرمان رسول خدا همراه این قافله بانوان پرده عصمت و عفاف، از مکه حرکت کرد. مشرکین هم که از ماجرا خبر یافته بودند انتظار چنین ساعتی را می کشیدند تا با حمله به این کاروان کوچک ولی عظیم الشأن کینه و عداوت خود را نشان دهند. این بود که با کمال وقاحت و بی شرمی، و حتی برخلاف اصول جوانمردی که در دوره جاهلی مردان عرب بدان پای بند بودند، عده یی را با سلاح و جهازات جنگی به تعقیب آنها فرستادند. وقتی مشرکین رذیلت نهاد و پست نژاد به قافله بانوان شرافت و طهارت نزدیک شدند، علی (ع) آن شیر غرنده میدان های نبرد کفر و ایمان و پهلوان جنگ های حق و باطل، آن که از طنین فریادش لرزه بر اندامها می افتاد و برق شمشیرش چشم ها را خیره می کرد، به طرف دشمنان مهاجم برگشت. یک تنه به مقابله با آن نابکاران رفت. شمشیر
هول انگیزش را کشید و چنان به سوی آنها هجوم برد که بیش از چند لحظه تاب مقاومت نیاوردند و بزودی عقب نشینی کرده و پا به فرار گذاشتند. بدینگونه علی (ع) با کمال شهامت از ناموس اسلام و مسلمین دفاع کرد و فاطمه های گرامی را به سلامت از معرکه بیرون برد و به مدینه رسانید.


چه کسی می تواند آن صحنه را پیش خود مجسم سازد و احساس کند که فاطمه های گرامی در آن لحظه هولناک چه اضطراب و نگرانی سختی داشته اند؟ و بویژه چه کسی می تواند احساس کند که فاطمه خردسال وقتی دیده است دشمنان قسم خورده پدر ارجمندش، به سلاح های آخته و در یک گروه چندین نفره به قصد جان آنها حمله کرده و راه را بر آنان بسته اند و آنها جز یک مرد، کسی را همراه ندارند تا از جان و ناموس شان دفاع کند، در چه نگرانی و اضطرابی بسر برده و چه لحظه های دشواری را سپری کرده است؟ … براستی تاریخ در اینگونه موارد چه زبان قاصری دارد. زیرا تنها می تواند وقایع و حوادث را ثبت کند و هرگز قادر نیست احساس ها و اندیشه هایی را که در حال وقوع آن حوادث بر افراد گذشته است بیان کند…


بهرگونه آن قافله وارد مدینه شد. فاطمه زهرا در منزل ابی ایوب انصاری که موقتا قرارگاه پدر گرامی اش بود، چشمش به دیدار جمال جمیل پدر روشن گردید و خود را به آغوش پر مهر پدر سپرد و آرامش و سکون
خود را بازیافت. ولی خاطره آن سفر پرخطر هرگز از یادش نرفت و لحظه های جانکاهی که علی (ع) یک تنه در برابر عده یی مشرک مسلح به دفاع و مبارزه ایستاده بود همواره در نظرش مجسم بود. آری این خاطره هم روی خاطرات سازنده دیگرش انباشته گردید تا در تکوین شخصیت والای او نقش خاص خود را ایفاء کند. و مجموعه این حوادث و خاطرات و مصائب و رنج ها لازم بود تا از او انسانی کامل و مجرب تلخ و شیرین دیده و تجربه اندوخته بسازد. و به جامعه بشریت و بویژه اجتماع مسلمین هدیه زیادی کند. آری چنان زن قهرمانی، می بایست چنان حوادث و مصائبی را پشت سر می گذاشت تا به آن مقام والا و شخصیت بی نظیر دست یابد، و مادر پیشوایان قهرمان و امامان راستین و رهبران بزرگوار بشریت گردد…


فاطمه زهرا، زندگی در مدینه را در کنف حمایت و عنایت خاص پدر بزرگوارش ادامه می داد و از تربیت های ویژه چنان پدری برخوردار می شد. آنهمه اخلاص ها و ایثارها را می دید و از آنهمه شب زنده داری ها و تهجدها و فعالیت های خستگی ناپذیر او در راه اسلام و خدا، درس زندگی و ایمان و مقاومت می آموخت و آنهمه را در زندگی خویش تمرین می کرد و به کار می گرفت و بدینسان خود را آماده روزهای آینده می ساخت…


پی نوشتها:

& #x0D;

.1 سیره ابن هشام، ج ۲، ص .۱۳۸


.2 تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص .۴۱


.3 تاریخ پیامبر اسلام، ص ۲۳۱


.4 سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۱۳۴


.5 فاطمه الزهراء من المهد الی اللحد، ص .۱۵۴


http://www.hawzah.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید