ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

تاثیر لقمه حرام در افکار و مواضع

معنا ندارد که انسان غذای حرام خورده باشد و فکر او الهی باشد یا با خدا و معنویات سر و کار داشته باشد. مال حرام، ابزار بسیار خوبی برای شیطان است و کار او را راحت می کند.


جوان ها! از تاریخ عبرت بگیرند. در زمان متوکل عباسی، یک عالم مقدس به نام “شریک “، با دربار ارتباط پیدا کرد. متوکل از او تقاضا کرد که قاضی القضات شود. او با کمال شهامت گفت: دستگاه تو ظلم است و آن ریاست را نپذیرفت. گفت: لااقل معلم فرزندانم باش. گفت: آن هم اعانت به ظلم است و نمی پذیرم. متوکل گفت: پس شام میهمان ما باش. شریک که بهانه ای برای مخالفت نداشت، شام سلطنتی را خورد و به خانه رفت.


وقتی به خانه رفت، افکار انحرافی در اثر خوردن مال حرام، در او رخنه کرد. معنا ندارد که انسان غذای حرام خورده باشد و فکر او الهی باشد یا با خدا و معنویات سر و کار داشته باشد. مال حرام، ابزار بسیار خوبی برای شیطان است و کار او را راحت می کند؛ بنابراین فکر و توجیه شیطانی به سراغ او آمد. گفت: اگر من مقام قضاوت را بپذیرم، می توانم از این طریق، خدمتی به خلق خدا بکنم. وسوسه شیطان او را فراگرفت و ریاست قوه قضائیه حکومت متوکل را در نظر او امری مقدس جلوه داد. سپس با خود گفت: اگر من بتوانم فرزندان متوکل را تربیت کنم، ارزشمند است و چرا این امر مقدس را نپذیرم؟


از شب تا صبح افکار شیطانی را مرور می کرد و صبح روز بعد به نزد متوکل رفت و هر دو سمت را قبول کرد. متوکل نیز به جبران خدمت او به دربار، یک حقوق حسابی برای او تعیین کرد.


غذای حرام، حتی به اندازه یک شام، با انسان چنین می کند که دین خود را در معرض فروش قرار می دهد. جالب آنکه خود شریک هم توجه و اقرار به انحراف و دین فروشی خود داشت، ولی تأثیر مال حرام، اجازه بازگشت به او نمی داد. روزی هنگام دریافت حقوق، دید که یکی از سکه ها معیوب است. آن سکه را برای تعویض، به مأمور پرداخت برگرداند. آن مأمور گفت: یک سکه معیوب در بین آن همه سکه چه اشکالی دارد؟ مگر
ارث پدرت را در ازای این حقوق فراوان داده ای؟ شریک گفت: نه، دینم را به خاطر دریافت این پول ها داده ام و لذا از یک سکه هم نمی گذرم.


 


معیار سود حلال در سیره ائمه(ع)


امام صادق(ع) روزی یکی از غلامان خود را خواستند و فرمودند: من برای خرج و مخارج زندگی به درآمد نیاز دارم. سپس یک کیسه پول، شامل هزار سکه به او دادند و فرمودند: با این پول تجارت کن. آن غلام نقل می کند که با آن پول، جنسی خریدم و همراه با تجار، به سوی مصر رفتیم. در راه قافله ای را دیدیم که از مصر برمی گشت. از اوضاع جنسی که داشتیم سراغ گرفتیم. گفتند: جنس شما در مصر مورد احتیاج همه است. تجار قافله نیز برای سود بیشتر، هم قسم شدند که اجناس خود را به دو برابر قیمت خرید، بفروشند. می گوید: از سفر برگشتم و با خوشحالی دو کیسه پول درمقابل امام صادق(ع) گذاشتم و گزارش
تجارت خود را دادم. آن حضرت از گران فروشی من خیلی ناراحت شدند و فرمودند: سبحان الله! هم قسم می شوید که در مقابل هر دینار یک دینار سود از مسلمانان بگیرید؟ مبلغ اولیه خودشان را برداشتند و سود معامله را پس دادند و فرمودند: من احتیاج به چنین سودی ندارم. سپس روایتی را خواندند که باید سرمشق زندگی ما باشد:


«مجادله السیوف اهون من طلب الحلال»


یعنی انسان در خط مقدم جبهه باشد، آسان تر از این است که بتواند مال حلال به دست بیاورد، اما تلاش برای کسب حلال، ضروری است. حتی اگر لازم باشد کسی برای پرهیز از مال حرام، گرسنگی بخورد، معلوم است که باید آن گرسنگی را تحمل کند و به حرام نیفتد.


گفتاری از آیت الله مظاهری


منبع: فارس


www.shamsevelayat.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید