ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

روز رستاخیز

روز رستاخیز

علامه سید محمد حسین طباطبایى
شیعه در اسلام صفحه ۱۶۴

 

در میان کتب آسمانى،قرآن کریم تنها کتابى است که از روز «رستاخیز» به تفصیل سخن رانده و در عین اینکه تورات نامى از این روز به میان نیاورده و انجیل جز اشاره مختصرى ننموده در قرآن کریم در صدها مورد با نام هاى گوناگون ، روز رستاخیز را یاد کرده و سرنوشتى را که جهان و جهانیان در این روز دارند،گاهى به اجمال و گاهى به تفصیل بیان نموده است.
و بارها تذکر داده که ایمان به روز جزا (روز رستاخیز) همتراز ایمان به خدا و یکى از اصول سه گانه اسلام است که فاقد آن (منکر معاد) از آیین اسلام خارج و سرنوشتى جز هلاکت ابدى ندارد.

 

و حقیقت امر نیز همین است ، زیرا اگر از جانب خدا حسابى در کار و جزاء و پاداشى در پیش نباشد، دعوت دینى که مجموعه ‏اى از فرمان ها خدا و اوامر و نواهى اوست،کمترین اثرى در بر نخواهد داشت و وجود و عدم دستگاه نبوت و تبلیغ در اثر،مساوى خواهدبود بلکه عدم آن بر وجودش رجحان خواهد داشت، زیرا پذیرفتن دین و پیروى از مقررات شرع و آیین، خالى از کلفت و سلب آزادى نیست و در صورتى که متابعت آن اثرى در بر نداشته باشد هرگز مردم زیر بار آن نخواهند رفت و از آزادى طبیعى دست‏بر نخواهند داشت.

 

و از اینجا روشن مى ‏شود که اهمیت تذکر و یاد آورى روز رستاخیز ، معادل با اهمیت اصل دعوت دینى است.

 

و هم از اینجا روشن مى‏ شود که ایمان به روز جزاء مهمترین عاملى است که انسان را به ملازمت تقوا و اجتناب اخلاق ناپسندیده و گناهان بزرگ وادار مى ‏کند چنانکه فراموش ساختن یا ایمان نداشتن به آن،ریشه اصلى هر بزه و گناهى است.
خداى مت
عال در کتاب خود مى‏ فرماید:
ان الذین یضلون عن سبیل الله لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب (۱)
«کسانى که از راه خدا بیرون رفته و گمراه مى ‏شوند، براى ایشان عذابى است‏ سخت در مقابل اینکه روز حساب را فراموش کردند.»

 

چنانکه پیداست در آیه کریمه، فراموشى روز حساب منشا هر گمراهى گرفته شده است. تامل در آفرینش انسان و جهان و همچنین در غرض و هدف شرایع آسمانى در پیش بودن چنین روزى (روز رستاخیز) را روشن مى ‏سازد.

 

ما وقتى در کارهایى که در آفرینش تحقق مى ‏پذیرد،دقیق مى‏ شویم مى ‏بینیم که هیچ کارى (که به طور ضرورت به نوعى ازحرکت نیز مشتمل است) بدون غایت و هدف ثابت انجام نمى‏ یابد و هرگز خود کار به طور اصالت و استقلال مقصود و مطلوب نیست‏ بلکه پیوسته مقدمه هدف و غایتى است و بپاس آن مطلوب مى ‏باشد حتى در کارهایى که به نظر سطحى بى غرض شمرده مى ‏شوند مانند افعال طبیعى و بازی هاى بچگانه و نظایر آنها اگر به دقت نگاه کنیم غایت ها و غرض هایى مناسب نوع کار مى ‏یابیم چنانکه در کارهاى طبیعى که عموما از قبیل حرکت مى ‏باشد غایتى که حرکت ‏به سوى آن است غایت و غرض آن است و در بازی هاى بچگانه مناسب نوع بازى غایتى است‏ خیالى و وهمى که مطلوب از بازى همانا رسیدن بدان است.

 

البته آفرینش انسان و جهان، کار خداست و خدا منزه است از اینکه کار بیهوده و بى ‏هدف انجام دهد و دائما بیافریند و روزى دهد و بمیراند و باز بیافریند و روزى دهد و بمیراند و همچنین درست کند و به هم زند بى ‏اینکه از این آفرینش غایت ثابتى را بخواهد و غرض پا برجایى را تعقیب کند.

 

پس ناچار براى آفرینش جهان و انسان،هدف و غرض ثابتى در کار است و البته سود و فائده آن به خداى بى ‏نیاز نخواهد برگشت و هر چه باشد به سوى آفریده ‏ها عاید خواهد شد، پس باید گفت که جهان و انسان به سوى یک آفرینش ثابت و وجود کاملترى متوجهند که فنا و زوال نپذیرد.

 

و نیز وقتى که از نظر تربیت دینى در حال مردم دقیق مى شویم مى ‏بینیم که در اثر راهنمائى خدایى و تربیت دینى، مردم به دو گروه نیکوکاران و بدکاران منقسم مى ‏شوند،با این حال در این نشاه زندگى تمیز و امتیازى در کار نیست‏ بلکه بالعکس و على
الاغلب پیشرفت وموفقیت از آن بدکاران و ستمکاران مى ‏باشد و نیکوکارى توام با گرفتارى و بدگذرانى و هر گونه محرومیت و ستمکشى مى ‏باشد.

 

در این صورت، مقتضاى عدل الهى آن است که نشاه دیگرى وجود داشته باشد که در آن نشاه هر یک از دو دسته نامبرده جزاى عمل خود را بیابند و هر کدام مناسب حال خود زندگى کنند.
خداى متعال در کتاب خود به این دو حجت اشاره نموده مى ‏فرماید:
و ما خلقنا السموات و الارض و ما بینهما لا عبین ما خلقناهما الا بالحق و لکن اکثرهم لا یعلمون (۲)
«ما آسمان و زمین و آنچه را که در میان آنهاست ‏بیهوده نیافریدیم [آنها را جز به حق و از روى حکمت و مصلحت ‏خلق نکردیم و لکن اکثر این مردم آگاه نیستند] (این احتمال دور از خرد، گمان کسانى است که به خدا کافر شدند،واى به حال این کافران از آتش که به کفار وعده داده شده! آیا ما کسانى را که ایمان آوردند و کارهاى نیک کردند مانند کسانى قرار خواهیم داد که در زمین افساد مى‏ کنند؟یا پرهیزکاران را مانند اهل فجور قرار خواهیم داد؟) »

 

و در جاى دیگر که هر دو حجت را در یک آیه جمع نموده،مى ‏فرماید:
ام حسب الذین اجترحوا السیئآت ان نجعلهم کالذین آمنوا و عملوا الصالحات سواء محیاهم و مماتهم ساء ما یحکمون و خلق الله السموات و الارض بالحق و لتجزى کل نفس بما کسبت و هم لا یظلمون (۳
)
«آیا کسانى که به جرم و جنایتها پرداخته ‏اند، گمان‏ مى ‏برند که ما آنان را مانند کسانى که ایمان آورده و کارهاى نیک انجام داده ‏اند قرار خواهیم داد ؟ به طورى که زندگى و مرگشان برابر باشد، بد حکمى است که مى‏ کنند! خدا آسمانها و زمین را آفرید به حق (نه بیهوده) و براى اینکه هر نفس به آنچه با عمل خود کسب کرده جزا داده شود بى ‏اینکه به مردم ستم شود.»

 

بیان دیگر :

 

در بحث ظاهر و باطن قرآن در بخش دوم کتاب اشاره کردیم که معارف اسلامى در قرآن کریم،از راه هاى گوناگون بیان شده است و راه هاى نامبرده به طور کلى به دو طریق ظاهر و باطن منقسم مى ‏شود.

 

بیان از طریق ظاهر بیانى است که مناسب سطح
افکار ساده عامه مى ‏باشد به خلاف طریق باطن که اختصاص به خاصه دارد و با روح حیات معنوى درک مى‏ شود.

 

بیانى که از طریق ظاهر سرچشمه مى ‏گیرد خداى متعال را فرمانرواى على الاطلاق جهان آفرینش معرفى مى ‏کند که سراسر جهان ملک اوست ،خداوند جهان فرشتگان بسیار بیرون از شمار آفرید که فرمانبران و مجریان اوامرى هستند که به هر سوى جهان صادر مى‏ فرماید و هر بخش از آفرینش و نظام آن ارتباط به گروه خاصى از فرشتگان دارد که موکل آن بخش هستند.

 

نوع انسان از آفریدگان و بندگان او هستند که باید از اوامر و نواهى او پیروى و فرمانبردارى کنند و پیغمبران حاملان پیامها و آورنده شرایع و قوانین او هستند که به سوى مردم فرستاده و جریان آنها را خواسته است. خداى متعال از این روى که به ایمان و اطاعت ، وعده ثواب و پاداش نیک داده و به کفر و معصیت ، وعید عقاب و سزاى بد داده و چنانکه فرموده، خلف وعده نخواهد نمود و از این روى که عادل است و مقتضاى عدل او این است که در نشاه دیگرى دو گروه نیکوکاران و بدکاران را که در این نشاه ، موافق خوبى و بدى خود زندگى نمى ‏کنند از هم جدا کرده خوبان را زندگى خوب و گوارا و بدان را زندگى بد و ناگوار عطا نماید.

 

خداى متعال به مقتضاى عدل خود و وعده ‏اى که فرموده گروه انسان را که در این نشاه مى ‏باشند بدون استثنا پس از مرگ دوباره زنده مى ‏کند و به جزئیات اعتقادات و اعمالشان رسیدگى حقیقى مى ‏نماید و میان ایشان بحق قضاوت و داورى مى‏ فرماید و در نتیجه حق هر ذی حق را به وى مى‏ رساند و داد هر مظلومى را از ظالمش مى ‏گیرد و پاداش عمل هر کس را به خودش مى ‏دهد،گروهى به بهشت جاودان و گروهى به دوزخ جاودان محکوم مى ‏شوند.

 

این بیان ظاهرى قرآن کریم است و البته راست و درست مى ‏باشد ولى از موادى که مولود تفکر اجتماعى انسان است تالیف و تنظیم شده تا فایده ‏اش عمومى ‏تر و شعاع عملش وسیعتر باشد.

 

کسانى که در ساحت‏ حقایق جاى پاى و به زبان باطنى قرآن کریم تا اندازه ‏اى آشنایى دارند ، از این بیانات مطالبى مى ‏فهمند که بسى بالاتر از سطح فهم ساده و همگانى است و قرآن کریم نیز در خلال بیانات روان خود گاه
گاهى به آنچه مقصد باطنى این بیانات است، گوشه‏اى مى ‏زند.

 

قرآن با اشاره‏ هاى گوناگون خود ، اجمالا مى ‏رساند که جهان‏ آفرینش با همه اجزاى خود که یکى از آنها انسان است، با سیر تکوینى خود (که پیوسته رو به کمال است) به سوى خدا در حرکت است و روزى خواهد رسید که به حرکت ‏خود خاتمه داده ،در برابر عظمت و کبریاى خدایى ، انیت و استقلال خود را بکلى از دست مى ‏دهد.

 

انسان نیز که یکى از اجزاى جهان و تکامل اختصاصى وى از راه شعور و علم است،شتابان به سوى خداى خود در حرکت مى‏ باشد و روزى که حرکت‏ خود را به آخر رسانید حقانیت و یگانگى خداى بیگانه را عیانا مشاهده خواهد نمود.
او خواهد دید که قدرت و ملک و هر صفت کمال در انحصار ذات مقدس خداوندى است و از همین راه حقیقت هر شى‏ء چنانکه هست‏ بر وى مکشوف خواهد شد.

 

این نخستین منزل از جهان ابدیت است، اگر انسان به واسطه ایمان و عمل صالح در این جهان ارتباط و اتصال و الفت و انس با خدا و نزدیکان او داشته باشد با سعادتى که هرگز به وصف نمى ‏آید در جوار خداى پاک و صحبت پاکان عالم بالا بسر مى‏ برد و اگر به واسطه دلبستگى و پایبندى به زندگى این جهان و لذایذ گذران و بى ‏پایه آن از عالم بالا بریده و انس و الفتى به خداى پاک و پاکان درگاهش نداشته باشد گرفتار عذابى دردناک و بدبختى ابدى خواهد شد.

 

درست است که اعمال نیک و بد انسان در این نشاه گذران است و از میان مى ‏رود ولى صور اعمال نیک و بد در باطن انسان مستقر مى ‏شود و هر جا برود همراه اوست و سرمایه زندگى شیرین یا تلخ آینده او مى‏ باشد.مطالب گذشته را مى‏ توان از آیات ذیل استفاده نمود،خداى متعال مى ‏فرماید:

 

ان الى ربک الرجعى (۴)
«برگشت مطلقا به سوى خداى توست‏»

 

و مى ‏فرماید: الا الى الله تصیر الامور (۵)
«آگاه باشید همه امور به سوى خدا برمى‏ گردد.»

 

و مى ‏فرماید: و الامر یومئذ لله (۶)
«امروز امر یکسره از آن خداست‏»

 

یا ایتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربک راضیه مرضیه فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى (۷)
«اى نفس که اطمینان و آرامش یافته ‏اى (با یاد خدا) به سوى خداى خود برگرد، در حالى که خشنودى و از تو خشنود شده ، پس داخل شو در میان بندگان من و داخل شو در بهشت من‏»

 

و در حکایت‏ خطابى که روز قیامت‏ به بعضى از افراد بشر مى ‏شود مى ‏فرماید:
لقد کنت فى
غفله من هذا فکشفنا عنک غطاءک فبصرک الیوم حدید (۸)
«تو از اینها که مشاهده مى‏ کنى در غفلت‏ بوده ‏اى اینک پرده را از پیش چشم ت‏و برداشتیم و در نتیجه چشم تو امروز تیزبین است‏.»

 

در مورد تاویل قرآن کریم (حقایقى که قرآن کریم از آنها سرچشمه مى ‏گیرد) مى ‏فرماید:
هل ینظرون الا تاویله یوم یاتى تاویله‏یقول الذین نسوه من قبل قد جاءت رسل ربنا بالحق فهل لنا من شفعاء فیشفعوا لنا او نرد فنعمل غیر الذى کنا نعمل قد خسروا انفسهم و ضل عنهم ما کانوا یفترون (۹)
«آیا کسانى که قرآن را نمى‏ پذیرند، جز تاویل آن چیزى را منتظرند روزى که تاویلش مشهود مى ‏شود ، کسانى که قبلا آن را فراموش کرده ‏اند خواهند گفت: پیغمبران خداى ما،به حق آمدند پس آیا براى ما نیز شفاعت کنندگانى هستند که براى ما شفاعت کنند یا اینکه برگردانده شویم (به دنیا) و عملى غیر از آن عمل که انجام مى ‏دادیم،انجام دهیم؟ اینان نفس هاى خود را زیان کردند و افترایى که مى ‏بستند گم نمودند.»

 

و مى ‏فرماید: یومئذ یوفیهم الله دینهم الحق و یعلمون ان الله هو الحق المبین (۱۰)
«در چنین روزى خدا پاداش واقعى ایشان را مى ‏دهد و مى‏ دانند که خدا واقعیتى آشکار و بى ‏پرده است و بس‏»

 

و مى ‏فرماید: یا ایها الانسان انک کادح الى ربک کدحا فملاقیه (۱۱)
«اى انسان تو با رنج‏ به سوى خداى خود در کوشش مى ‏باشى پس او را ملاقات خواهى کرد.»

 

و مى ‏فرماید: من کان یرجوا لقاء الله فان اجل الله لآت (۱۲)
«هر که ملاقات خدا را امیدوار باشد موقعى را که خدابراى ملاقات مقرر فرموده خواهد آمد.»

 

و مى ‏فرماید: فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرک بعباده ربه احدا (۱۳)
«پس هر که به ملاقت ‏خداى خود امیدوار باشد باید عمل صالح (کار سزاوار) بکند و در پرستش خداى خود کسى را شریک ننماید.»

 

و مى ‏فرماید: یا ایتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربک راضیه مرضیه فادخلى فى عبادى و ادخلى جنتى (۱۴)

 

و مى ‏فرماید: فاذا جاءت الطامه الکبرى یوم یتذکر الانسان ما سعى و برزت الجحیم لمن یرى فاما من طغى و آثار الحیوه الدنیا فان الجحیم هى الماوى و اما من خاف مقام ربه و نهى النفس عن الهوى فان الجنه هى الماوى (۱۵)
«وقتى که بزرگترین داهیه (روز رستاخیز) رسید روزى که انسان هر گونه تلاش و کوشش خود را به یاد مى ‏آورد و آتشى که براى عذاب روشن شده آشکار گردید، (مردم دو گروه مى ‏شوند) اما کسى که طغیان نموده و زندگى دنیا را براى خود انتخاب نمود ، آتش نامبرده جایگاه اوست و اما کسى که از مقام خداى خود ترسیده و نفس خود را از هواى دلخواه ناپسند نهى کرد،بهشت جایگاه اوست و بس‏.»

 

و در بیان هویت جزاى اعمال مى‏ فرماید: یا ایها الذین کفروا لا تعتذروا الیوم انما تجزون ما کنتم تعملون (۱۶)
«اى کسانى که کافر شدید اعتذار مجویید ، امروز (روز رستاخیز) جزایى که به شما داده مى ‏شود همان خود اعمالى است که انجام مى ‏داد
ید.»

 

استمرار و توالى آفرینش :

 

این جهان آفرینش که مشهود ماست، عمر بى ‏پایان ندارد و روزى خواهد رسید که بساط این جهان و جهانیان برچیده شود چنانکه قرآن همین معنا را تایید مى‏ کند،خداى متعال مى ‏فرماید:
ما خلقنا السموات و الارض و ما بینهما الا بالحق و اجل مسمى (۱۷)
«نیافریدم آسمانها و زمین و آنچه را که در میان آنهاست مگر بحق و اجل معین (براى مدت محدود و معینى که نام برده شده است)»

 

و آیا پیش از پیدایش این جهان فعلى و نسل موجود انسانى ،جهان دیگرى آفریده شده و انسانى بوده است؟ آیا پس از بر چیده شدن بساط جهان و جهانیان که قرآن کریم نیز از آن خبر مى ‏دهد، جهان دیگرى به وجود خواهد آمد و انسانى آفریده خواهد شد، پرس
شهایى است که پاسخ صریح آنها را در قرآن کریم نمى ‏توان یافت، جز اشاراتى، ولى در روایاتى که از ائمه اهل بیت نقل شده ، به این پرسشها پاسخ مثبت داده شده است (۱۸)

 

پى ‏نوشت ها :

 

1-سوره ص ، آیه ۲۶
۲-سوره دخان ، آیه ۳۸
۳-سوره جاثیه ، آیه ۲۱ و ۲۲
۴-سوره علق ، آیه ۸
۵-سوره شورى ، آیه ۵۳
۶-سوره انفطار ، آیه ۱۹
۷-سوره فجر ، آیه ۲۷-۳۰
۸-سوره ق ، آیه ۲۲
۹-سوره اعراف ، آیه ۵۳
۱۰-سوره نور ، آیه ۲۵
۱۱-سوره انشقاق ، آیه ۶
۱۲-سوره عنکبوت ، آیه ۵
۱۳-سوره کهف ، آیه ۱۱۰
۱۴-سوره فجر ، آیه ۲۷-۳۰
۱۵-سوره نازعات ، آیه ۳۴-۴۱
۱۶-سوره تحریم ، آیه ۷
۱۷-سوره احقاف ، آیه ۳
۱۸-بحار چاپ کمپانى ، ج ۱۴، ص ۷۹

 

http://essay.monajat.org

صفحه اصلی – موسسه قرآن و نهج البلاغه

کانال جامع دو نور در ایتا:
https://eitaa.com/twonoor
کانال جامع دو نور در تلگرام:
https://t.me/twonoor

 

روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز.روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز.روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز.روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز. روز رستاخیز.
به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید