ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

تابلوهای ورود ممنوع شهر تواضع!

فروتنی یکی از صفات شایسته انسانی است که خداوند آن را بسیا
ر پر اهمیت دانسته و از جمله معیارهای اساسی بندگان خاص خود معرفی کرده است.(۱) با این حال, این شهر اخلاقی پر خیابان, ورود ممنوع هایی هم دارد که باید به آنها نیز توجه ویژه داشت.


اگر چه تواضع و فروتنی, اخلاقی پسندیده است، اما باید دانست که در همه جا و در برابر همه کس نباید برخوردی متواضعانه داشت. بنابراین باید با استفاده از فرهنگ قرآن و اهل بیت علیهم السلام تابلوهای ورود ممنوع را بیابیم و مراقب باشیم تا ندانسته خود را به بدبختی نکشانیم.


برخی از تابلوهای ورود ممنوع شهر تواضع را می توان چنین برشمرد:


1ـ تواضع در برابر دشمنان&lt ;/P>

قرآن اگرچه تواضع در برابر مومنان را کاری شایسته و در خور آنان می داند, اما نه تنها فروتنی در برابر کافران را برنمی تابد, بلکه دستور به بزرگ منشی در مقابل آنان هم می دهد. قرآن ویژگی مومنان راستین را چنین معرفی می کند:


أَذِلَّهٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّهٍ عَلَى الْکَافِرِینَ(۲)؛ در برابر مؤمنان, فروتنند و در برابر کافران, بزرگ منش.


شایان ذکر است که مقصود اصلی قرآن در این آیه, کافران حربی و دشمنانی است که در مقابل اسلام و مسلمین ایستادگی می کنند و می خواهند که تیشه به ریشه آنها بزنند. چرا که قرآن در جای دیگر محبت و مهرورزی به کافرانی را که هیچگونه انگیزه دشمنی و عداوت در دل ندارند, شایسته برشمرده است.(۳)


بنابراین در برابر دشمن به هیچ عنوان نباید کوتاه آمد, بلکه باید سرسختانه و با شدّت در مقابل او ایستاد. قرآن در مورد پیامبر و یاران حقیقی او چنین می گوید:


مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ؛ محمّد صلّی‌الله علیه‌وآله فرستاده خداست و کسانى که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند.


تواضع در برابر «ثروتمندان» آن هم به جهت احترام به یک برادر دینی هیچ اشکالی ندارد و امری است پسندیده. بلکه آنچه ناشایست است و سبب دین سوزی می شود, تعظیم و تواضع در برابر «اموال توانگران» است.


2ـ تواضع ذلیلانه


فروتنی هنگامی شایسته است و صفتی در خور به حساب می آید که کرامت انسان را لکه دار نکند. خداوند همه انسانها را کرامت بخشیده(۴) و حتی به خود آنها اجازه نداده تا این موهبت الهی را لگدمال کنند. بنابراین تواضعی که ریشه در ذلت و خواری داشته باشد و انسان را در برابر غیر خدا کوچک کند, نه تنها ارزش نیست, بلکه گناهی است بس بزرگ. امیر مومنان علی علیه‌السلام می فرماید:


الجُوعُ خَیرٌ مِن الخُضوعِ(۵)؛ گرسنگى کشیدن بهتر از اظهار ذلّت و خضوع است.


آری, فروتنی نباید از روی بدبختی و بیچارگی باشد. بلکه باید عزت مندانه و در نهایت شرافت صورت گیرد.


 3ـ تواضع در برابر متکبران


هدف از فروتنی این است که روحیه تواضع در جامعه فراگیر شود تا تنش ها و ناهنجاری
ها به حداقل ممکن کاهش یابد. اما اگر تواضع در برابر برخی, ما را به این هدف والا نرساند و نتیجه عکس داشته باشد, مسلما فروتنی در برابر آنان شایسته نخواهد بود.


زورگویان و فخر فروشان هر جامعه ای, کرنش و تواضع دیگران را بسیار خوش می دارند. بنابراین تواضع در برابر آنان یاری رساندن به ظلم و فساد است. پیامبر خدا می فرماید:


التَّکَبُّرُ مَعَ المُتَکَبِّرِ عِبادَه(۶)؛ تکبر در برابر انسان متکبر, عبادت است.


اگرچه تکبر و فخر فروشی یکی از رذایل اخلاقی به شمار می آید, اما در برابر متکبران و زورگویان عبادت است. چرا که در برابر آنان باید ایستاد و با بزرگ منشی و فخر, رفتار کرد و سخن گفت.


افرادی که برخوردی متواضعانه دارند و تا کمر برای دیگران تعظیم می کنند, نه به خاطر این است که قلب پر محبتی دارند و از روی شرافت نفس چنین می کنند. بلکه چشمداشت به اموال دیگران, آنان را به این کار واداشته است. در دیدگاه چنین افرادی, فروتنی تنها وسیله ای است برای دستیابی به اموال و ثروت دیگران و هیچ ارزش و جایگاه دیگری ندارد.


4ـ تواضع در برابر اموال توانگران


آنها که تواضع پیشه هستند, ممکن است با انگیزه ها و نیت های مختلفی چنین منشی داشته باشند. برخی به خاطر خدا تواضع می کنند. برخی به خاطر آداب و معاشرت و انسان دوستی. برخی به خاطر مرام گذاشتن برای رفقا. اما برخی هم فروتنی را ابزاری برای دستیابی به مطامع خود می دانند و با انگیزه ابزاری به آن می نگرند.


چنین افرادی اگر برخوردی متواضعانه دارند و تا کمر برای دیگران تعظیم می کنند, نه به خاطر این است که قلب پر محبتی دارند و از روی شرافت نفس چنین می کنند. بلکه چشمداشت به اموال دیگران, آنان را به این کار واداشته است. در دیدگاه چنین افرادی, فروتنی تنها وسیله ای است برای دستیابی به اموال و ثروت دیگران و هیچ ارزش و جایگاه دیگری ندارد. امام صادق علیه‌السلام می فرماید:


روزی پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: هر کس نزد توانگرى رود و از سرِ چشمداشت به آنچه او دارد در برابرش کُرنش کند، دو سوم دینش از بین مى رود.


سپس فرمود: سراسیمه نشو؛ چنین نیست که هر کس از شخص ثروتمندى به چیزى برسد و بدین سبب او را احترام و تجلیل کند، لزوما دو سوم دینش از بین مى رود. بلکه ببین که آیا قصدش از این احترام, پاداش الهى است یا مى خواهد او را فریب دهد و آنچه را دارد از دستش در آوَرَد.(۷)


بنابراین تواضع در برابر «ثروتمندان» آن هم به جهت احترام به یک برادر دینی هیچ اشکالی ندارد و امری است پسندیده. بلکه آنچه ناشایست است و سبب دین سوزی می شود, تعظیم و تواضع در برابر «اموال توانگران» است.


اگرچه تکبر و فخر فروشی یکی از رذایل اخلاقی به شمار می آید, اما در برابر متکبران و زورگویان عبادت است. چرا که در برابر آنان باید ایستاد و با بزرگ منشی و فخر, رفتار کرد و سخن گفت.

& #x0D;

امیر مومنان علی علیه‌السلام می فرماید:


ما أحسَنَ تَواضُعَ الأغنیاءِ لِلفُقَراءِ طَلَبا لِما عِندَ اللّهِ و أحسَنُ مِنهُ تِیهُ الفُقَراءِ علَى الأغنِیاءِ اتِّکالاً علَى اللّهِ.(۸)


چه نیکوست فروتنى توانگران در برابر تهیدستان به قصد رسیدن به اجر خداوند و نیکوتر از آن بى اعتنایى و سرفرازى درویشان است در برابر توانگران از سر اعتماد به خداوند.


 5ـ تواضع در برابر قدرت صاحب منصبان


کرنش در برابر صاحب منصبان نیز درست ممکن است با همان انگیزه هایی که درباره توانگران گفته شد صورت پذیرد. اگر تواضع در برابر دولتمردان و صاحب منصبان به خاطر ایمان و یا انسانیت آنها باشد که بسیار ارزشمند نیز خواهد بود. اما امان از روزگاری که برخی تنها به جهت کسب اعتبار یا دریافت موقعیت شغلی و مالی به دست بوسی چنین افرادی بشتابند. امام صادق علیه‌السلام می فرماید:


هر مؤمنى که در برابر دولتمردى یا در برابر کسى که مخالف دین اوست، به قصد رسیدن به چیزى از آنچه او دارد کرنش کند، خداوند او را پست گرداند و بر او غضب کند و وى را به خودش وا گذارد و اگر به چیزى از دنیاى آن کس برسد و چیزى از او به دست آورد، خداوند برکت را از آن بگیرد و اگر از آنچه به دست آورده است در راه حج یا عمره و یا آزاد کردن بنده خرج کند، پاداشى به
او ندهد.


نوشته سیدمصطفی بهشتی – گروه دین و اندیشه تبیان


پی نوشت ها:


1- سوره فرقان, آیه ۶۳.


2- سوره مائده, آیه ۵۴.


3- سوره ممتحنه, آیه ۸ و ۹.


4- سوره اسراء, آیه ۷۰.


5- غررالحکم, حدیث ۱۴۴۷.


6- تفسیر نوین، ص ۱۳۶.


7- بحار الأنوار, ۷۳, ص ۱۶۹.


8- نهج البلاغه, حکمت ۴۰۶.


http://allah1.
ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید