ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

بررسی روایت «سدالابواب»

مقدمه:
رسول خدا صلى الله علیه وآله به همه صحابه‌اى که همسایه مسجد بودند و در خانه آن‌ها به داخل مسجد باز مى‌شد، دستور داد که درهاى خانه خود را ببندند، و از این میان تنها به امیر مؤمنان علیه السلام اجازه دادند که در خانه‌اش همچنان باز باشد.
هدف رسول
خدا صلى الله علیه وآله از این کار تطهیر مسجد از رجس و پلیدى بود و از آن جایى که خداوند اهل کساء علیهم السلام را طبق آیه تطهیر از هرگونه رجس و پلیدى پاک گردانیده بود، فقط به امیر مؤمنان علیه السلام اجازه داد که در خانه‌اش به داخل مسجد باز باشد.


این مطلب یکى از فضائل چشمگیر امیر مؤمنان علیه السلام محسوب مى‌شود و منزلت آن حضرت را در نزد خدا و رسولش ثابت مى‌کند. دشمنان اهل بیت علیهم السلام که تحمل این فضیلت بى‌مانند را نداشتند و از طرفى نمى‌توانستند اصل آن را انکار نمایند، تلاش کردند که عین همان را براى ابوبکر بسازند تا به این صورت بتوانند این ویژگى منحصر به فرد امیر مؤمنان علیه السلام را زیر سؤال ببرند.


ما در این مقاله به شبهات اهل سنت در باره این واقعه مى‌پردازیم و در ادامه روایت «سد الأبواب الا خوخه أبى بکر» را بررسى خواهیم کرد.


البته مقالات و کتاب‌هاى بسیار خوبى در این زمینه نگاشته شده است که از جمله آن‌ها مى‌توان به کتاب الأحادیث المقلوبه فى مناقب الصحابه، نوشته حضرت آیت الله میلانى مد ظله العالى اشاره کرد. ما بسیارى از مطالب را از این کتاب استفاده کرده‌ایم و دوستان عزیزى را که خواستار مطالب مفصل‌تر در این زمینه هستند، به این کتاب ارجاع مى‌دهیم.


طرح شبهه:


ابن تیمیه مى‌گوید‌:


قوله: «وسد الأبواب کلها إلا باب علی» فإن هذا مما وضعته الشیعه على طریق المقابله.


روایت «بستن تمام درها به جز در خانه على» از چیزهاى است که شیعیان آن را به منظور مقابله (با روایت ابوبکر) ساخته‌اند.


ابن تیمیه الحرانی الحنبلی، أحمد عبد الحلیم ابوالعباس (متوفای ۷۲۸ هـ)، منهاج السنه النبویه، ج ۵، ص ۳۵، تحقیق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسه قرطبه، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۶هـ.


ابن کثیر دمشقى سلفى نیز مى‌گوید:


<I&gt ;ومن روى «إلا باب علی» کما وقع فی بعض السنن فهو خطأ والصواب ما ثبت فی الصحیح.


برخى روایت «الا باب على» را نقل کرده‌اند؛ چنانچه در برخى کتاب‌هاى حدیثى نیز آمده است، این روایت اشتباه است، درست همان است که در صحیح (بخاری) نقل شده است.


القرشی الدمشقی، إسماعیل بن عمر بن کثیر ابوالفداء (متوفای۷۷۴هـ)، تفسیر القرآن العظیم، ج ۱، ص ۵۰۲، ناشر: دار الفکر – بیروت – ۱۴۰۱هـ.


ابن جوزى بعد از نقل طرق مختلف آن مى‌نویسد:


هذه الأحادیث کلها باطله لا یصح منها شیء….


فهذه الأحادیث کلها من وضع الرافضه قابلوا به [بها] الحدیث المتفق على صحته فی «سدوا الأبواب إلا باب أبی بکر».


تمام این روایات (بستن تمام درها به جز در خانه على علیه السلام) باطل و هیچ یک از آن‌ها صحیح نیست. تمام این احادیث از ساخته‌هاى شیعیان براى مقابله با حدیثى است که همگان بر صحت آن اتفاق دارند و آن حدیث «ببندید درها را؛ جز در خانه ابوبکر» است.


إبن الجوزی، ابوالفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد (متوفای۵۹۷هـ)، الموضوعات ج ۱، ص ۲۷۴، تحقیق: توفیق حمدان، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت ، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۵ هـ -۱۹۹۵م.


نقد و بررسی:


منابع و مصادر روایت در کتاب‌های اهل سنت:


روایت سد الأبواب در باره امیر مؤمنان علیه السلام از روایاتى اس
ت که با سند‌هاى صحیح و به صورت متواتر در کتاب‌هاى اهل سنت نقل شده است. هر چند که روایت متواتر نیازى به بررسى سندى ندارد؛ اما در عین حال ما به پنج روایت از مصادر اهل سنت همراه با تصریح بزرگان اهل سنت بر صحت آن‌ها، اشاره مى‌کنیم.


روایت اول: زید بن ارقم:


احمد بن حنبل در فضائل الصحابه و مسند خود و نسائى در خصائص على (ع) و سنن کبرى و حاکم نیشابورى در المستدرک على الصحیحین و… مى‌نویسند:


حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا محمد بن جَعْفَرٍ ثنا عَوْفٌ عن مَیْمُونٍ أبی عبد اللَّهِ عن زَیْدِ بن أَرْقَمَ ق
ال: کان لِنَفَرٍ من أَصْحَابِ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم أَبْوَابٌ شَارِعَهٌ فی الْمَسْجِدِ قال: فقال: یَوْماً سُدُّوا هَذِه الأَبْوَابَ الا بَابَ عَلِىٍّ قال فَتَکَلَّمَ فی ذلک الناس قال فَقَامَ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم فَحَمِدَ اللَّهَ تَعَالَى وَأَثْنَى علیه ثُمَّ قال أَمَّا بَعْدُ فإنی أَمَرْتُ بِسَدِّ هَذِه الأَبْوَابَ الا بَابَ عَلِىٍّ وقال فیه قَائِلُکُمْ وإنی والله ما سَدَدْتُ شَیْئاً وَلاَ فَتَحْتُهُ ولکنی أُمِرْتُ بشیء فَاتَّبَعْتُهُ.


زید بن ارقم گفته است: براى برخى از یاران رسول خدا درهاى بود که به داخل مسجد باز مى‌شد. روزى رسول خدا (ص) دستور داد که تمام این درها؛ به جز در خانه على (ع) بسته شود. برخى از اصحاب اعتراض کردند، رسول خدا (ص) خطبه‌اى خواند و پس از ستایش خداى تعالى فرمود: من دستور دادم که همه این درها به جز در خانه على (ع) بسته شود، برخى از شما اعتراض کردید، به خدا قسم! من در خانه کسى را نبسته و یا بازنگذاشته‌ام؛ بلکه به من (از جانب خداوند) چنین دستورى داده شده و اطاعت کرده‌ام.


الشیبانی، أحمد بن حنبل ابوعبد الله (متوفای۲۴۱هـ)، فضائل الصحابه، ج ۲، ص ۵۸۱، ح۹۸۵، تحقیق د. وصی الله محمد عباس
، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۳هـ – ۱۹۸۳م؛


الشیبانی، أحمد بن حنبل ابوعبدالله (متوفای۲۴۱هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج ۴، ص ۳۶۹، ح۱۹۳۰۶، ناشر: مؤسسه قرطبه – مصر؛
النسائی، أحمد بن شعیب ابوعبد الرحمن (متوفای۳۰۳ هـ)، خصائص امیرمؤمنان علی بن أبی طالب، ج ۱، ص ۵۹، تحقیق: أحمد میرین البلوشی، ناشر: مکتبه المعلا – الکویت الطبعه: الأولی، ۱۴۰۶ هـ؛


النسائی، أحمد بن شعیب ابوعبد الرحمن، السنن الکبری، ج ۵، ص ۱۱۸، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری، سید کسروی حسن، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۱ – ۱۹۹۱.


ابن حجر عسقلانى بعد از نقل این روایت مى‌گوید:


أخرجه أحمد والنسائی والحاکم ورجاله ثقات.


احمد بن حنبل، نسائى و حاکم نیشابورى این روایت را نقل کرده‌اند و راویان آن‌ها مورد اعتماد هستند.


العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲ هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج ۷، ص ۱۵، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفه – بیروت.


و در کتاب النکت على ابن الصلاح مى‌نویسد:


وقد أخرج النسائی فی خصائص علی رضی الله عنه حدیث سعد رضی الله عنه وأخرج فیه أیضا حدیث زید بن أرقم رضی الله عنه بإسناد صحیح.


نسائى در کتاب «خصائص على(ع)» روایت سعد و زید بن أرقم را با سند‌هاى صحیح نقل کرده است.


العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲ هـ)، النکت على ابن الصلاح، ج ۱، ص ۴۶۶، طبق برنامه الجامع الکبیر.


حاکم نیشابورى بعد از نقل این روایت مى‌گوید:


هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه.


این روایت سندش صحیح است؛ ولى بخارى و مسلم آن را نقل نکرده‌اند.


النیسابوری، محمد بن عبدالله ابوعبدالله الحاکم (متوفای۴۰۵ هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۳۵، ح۴۶۳۱، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۱هـ – ۱۹۹۰م.


روایت دوم: ابن عباس:


احمد بن حنبل در فضائل الصحابه و مسند خود و طبرانى در المعجم الکبیر و… مى‌نویسند:


حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا یحیى بن حَمَّادٍ ثنا أبو عَوَانَهَ ثنا أبو بَلْجٍ ثنا عَمْرُو بن مَیْمُونٍ قال: إنی لَجَالِسٌ إلى بن عَبَّاسٍ إذا أَتَاهُ تِسْعَهُ رَهْطٍ فَقَالُوا یا أَبَا عَبَّاسٍ أما ان تَقُومَ مَعَنَا واما أَنْ تخلونا هَؤُلاَءِ. قال: فقال: إبن عَبَّاسٍ بَلْ أَقُومُ مَعَکُمْ قال: وهو یَوْمَئِذٍ صَحِیحٌ قبل أَنْ یَعْمَى. قال: فابتدؤا فَتَح
َدَّثُوا فَلاَ ندری ما قالوا. قال: فَجَاءَ یَنْفُضُ ثَوْبَهُ وَیَقُولُ أُفْ وَتُفْ وَقَعُوا فی رَجُلٍ له عَشْرٌ، وَقَعُوا فی رَجُلٍ قال له النبی (ص) لأَبْعَثَنَّ رَجُلاً لاَ یُخْزِیهِ الله أَبَداً یُحِبُّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ. قال: فَاسْتَشْرَفَ لها مَنِ اسْتَشْرَفَ. قال: أَیْنَ علی؟ قالوا: هو فی الرحل یَطْحَنُ. قال: وما کان أحدکم لِیَطْحَنَ. قال: فَجَاءَ وهو أَرْمَدُ لاَ یَکَادُ یُبْصِرُ. قال: فَنَفَثَ فی عَیْنَیْهِ ثُمَّ هَزَّ الرَّایَهَ ثَلاَثاً فَأَعْطَاهَا إِیَّاهُ فَجَاءَ بِصَفِیَّهَ بِنْتِ حیی. قال: ثُمَّ بَعَثَ فُلاَناً بسوره التَّوْبَهِ فَبَعَثَ عَلِیًّا خَلْفَهُ فَأَخَذَهَا منه قال: لاَ یَذْهَبُ بها الا رَجُلٌ منی وأنا منه. قال: وقال لبنی عَمِّهِ أَیُّکُمْ یوالینی فی الدُّنْیَا وَالآخِرَهِ؟ قال: وعلی معه جَالِسٌ فَأَبَوْا فقال علی: أنا أُوَالِیکَ فی الدُّنْیَا وَالآخِرَهِ. قال: أنت ولیی فی الدُّنْیَا وَالآخِرَهِ. قال: فَتَرَکَهُ ثُمَّ أَقْبَلَ على رَجُلٍ منهم فقال: أَیُّکُمْ یوالینی فی الدُّنْیَا وَالآخِرَهِ فَأَبَوْا. قال: فقال علی: أنا أُوَالِیکَ فی الدُّنْیَا وَالآخِرَهِ. فقال أنت ولیی فی الدُّنْیَا وَالآخِرَهِ. قال: وکان أَوَّلَ من أَسْلَمَ مِنَ الناس بَعْدَ خَدِیجَهَ قال: وَأَخَذَ رسول اللَّهِ (ص) ثَوْبَهُ فَوَضَعَهُ على علی وَفَاطِمَهَ وَحَسَنٍ وَحُسَیْنٍ فقال إنما یُرِیدُ الله لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهْرَکُمْ تَطْهِیراً قال: وشری عَلِىٌّ نَفْسَهُ لَبِسَ ثَوْبَ النبی (ص) ثُمَّ نَامَ مَکَانَهُ. قال: وکان الْمُشْرِکُونَ یَرْمُونَ رَسُولَ اللَّهِ (ص) فَجَاءَ أبو بَکْرٍ وعلی نَائِمٌ. قال: وأبو بَکْرٍ یَحْسَبُ أَنَّهُ نبی اللَّهِ قال: فقال: یا نبی اللَّهِ. قال: فقال له علی: ان نبی اللَّهِ (ص) قَدِ انْطَلَقَ نحو بِئْرِ مَیْمُونٍ فَأَدْرِکْهُ. قال: فَانْطَلَقَ أبو بَکْرٍ فَدَخَلَ معه الْغَارَ. قال: وَجَعَلَ علی یُرمَى بِالْحِجَارَهِ کما کان یُرْمَى نبی اللَّهِ وهو یَتَضَوَّرُ قد لَفَّ رَأْسَهُ فی الثَّوْبِ لاَ یُخْرِجُهُ حتى أَصْبَحَ ثُمَّ کَشَفَ عن رَأْسِهِ فَقَالُوا: انک لَلَئِیمٌ کَان صَاحِبُکَ نرامیه فَلاَ یَتَضَوَّرُ وَأَنْتَ تتَضَوَّرُ وَقَدِ اسْتَنْکَرْنَا ذلک. قال: وَخَرَجَ بِالنَّاسِ فی غَزْوَهِ تَبُوکَ. قال: فقال له علی: أَخْرُجُ مَعَکَ. قال: فقال له ن
بی اللَّهِ: لاَ فَبَکَى علی فقال له: أَمَا تَرْضَى أَنْ تَکُونَ مِنِّى بِمَنْزِلَهِ هَارُونَ من مُوسَى الا أَنَّکَ لَسْتَ بنبی انه لاَ ینبغی أَنْ أَذْهَبَ الا وَأَنْتَ خلیفتی قال: وقال له رسول اللَّهِ أنت ولیی فی کل مُؤْمِنٍ بعدی. وقال: سُدُّوا أَبْوَابَ الْمَسْجِدِ غیر بَابِ علی فقال فَیَدْخُلُ الْمَسْجِدَ جُنُباً وهو طَرِیقُهُ لیس له طَرِیقٌ غَیْرُهُ قال: وقال: من کنت مَوْلاَهُ فإن مَوْلاَهُ علی.


عمرو بن میمون می‌گوید: با عبد اللَّه بن عباس نشسته بودم، افرادى که در نه گروه بودند نزد او آمدند و گفتند: یا برخیز و با ما بیا و یا شما ما را با ابن عباس تنها گذارید. این ماجرا زمانى بود که ابن عباس بینا بود و هنوز کور نشده بود. ابن عباس گفت: من با شما می‌آیم [آنان به گوشه‏اى رفتند و] با ابن عباس مشغول گفت و گو شدند. من نمی‌فهمیدم چه می‌گویند. پس از مدتى عبد اللَّه بن عباس در حالى که لباسش را تکان می‌داد تا غبارش فروریزد آمد و گفت: اف و تف بر آنان، به مردى دشنام می‌دهند و از او عیب‏جویى می‌کنند که ده ویژگى براى اوست؛


[یک‏]- رسول خدا صلّى صلی الله علیه [و آله‏] و سلم فرمود: «مردى را روانه
میدان می‌کنم که خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش هم او را دوست دارند هرگز خدا او را خوار نمی‌کند». برخى سر کشیدند [و امید داشتند مدّ نظر رسول خدا صلّى صلی الله علیه و اله باشند] حضرت فرمود: «على کجاست؟» به ایشان گفته شد، در آسیاب، گندم آرد می‌کند، حضرت فرمود: «از شما کسى نیست آرد کند؟» پس على [علیه السّلام‏] را فراخواند، على [علیه السّلام‏] به چشم درد مبتلا بود به گونه‏اى که نمی‌توانست ببیند، پس حضرت آب دهان در چشمان او مالید و پس از آن که سه بار پرچم را تکان داد آن را به على [علیه السّلام‏] سپرد. على [علیه السّلام‏] صفیه دختر حیى را به اسارت گرفت.


[دو]- رسول خدا صلّى صلی الله علیه [و آله‏] و سلم ابا بکر را براى ابلاغ سوره توبه فرستاد، سپس على [علیه السّلام‏] را در پى او روانه کرد تا آن را از ابو بکر بگیرد و ابلاغ کند. پیامبر خدا صلّى صلی الله علیه [و آله‏] و سلم در این باره فرمود: «این سوره را جز مردى که از من است و من از اویم نمی‌برد و ابلاغ نمی‌کند».


[سه‏]- رسول خدا صلّى صلی الله علیه [و آله‏] و سلم به بنى هاشم فرمود: «کدام یک از شما دوست و همراه من در دنیا و آخرت خواهید بود؟» در آن جا على [علیه السّل
ام‏] حاضر بود و گفت: «من دوست و همراه شما در دنیا و آخرت خواهم بود». رسول خدا صلّى صلی الله علیه [و آله‏] و سلم تأیید کرد و فرمود: «تو در دنیا و آخرت دوست و همراه من هستى».


[چهار]- رسول خدا صلى صلی الله علیه [و آله‏] و سلم حسن و حسین و على و فاطمه [علیهم السّلام‏] را فراخواند و پارچه‏اى بر روى آنان انداخت و فرمود: «خدایا، اینان اهل بیت من هستند. از آنان رجس و پلیدى را ببر و از هر نوع آلودگى پاکشان کن».
[پنج‏]- على [علیه السّلام‏] نخستین کسى بود که پس از خدیجه اسلام آورد.


[شش‏]- على [علیه السّلام‏] لباس رسول خدا صلى صلی الله علیه [و آله‏] و سلم را بر تن کرد و به جاى ایشان خوابید. مشرکان همان گونه که رسول خدا صلى صلی الله علیه [و آله‏] و سلم را ناسزا می‌گفتند، به ناسزاگویى پرداختند به گمان این که وى پیامبر خدا صلى صلی الله علیه [و آله‏] و سلم است. ابو بکر رسید و گفت: اى پیامبر خدا. على [علیه السّلام‏] به وى گفت: پیامبر به طرف چاه میمون رفته‏اند. ابو بکر را چاه میمون را در پیش گرفت و با حضرت به درون غار شد، مشرکان نیز همچنان به ناسزاگویى خود ادامه می‌دادند.


[هفت‏]- رسول خدا صلى صلی الله علیه [و آله‏] و سلم براى جنگ تبوک با اصحاب خود [از مدینه‏] بیرون رفتند على [علیه السّلام‏] به حضرت صلى صلی الله علیه [و آله‏] و سلم گفت: «آیا با شما بیایم؟» حضرت فرمود: «نه». على [علیه السّلام‏] گریست، پس حضرت صلى صلی الله علیه [و آله‏] و سلم فرمود: «آیا تو خشنود نیستى که براى من به منزله هارون براى موسى باشى جز آن که تو [بر خلاف هارون‏] پیامبر نیستى؟» سپس فرمود: «تو جانشین من- در میان مؤمنان- پس از من خواهى بود».
[هشت‏]- رسول خدا صلى صلی الله علیه [و آله‏] و سلم تمام درهاى مسجد جز در على [علیه السّلام‏] را بست. راهى جز راه مسجد براى على [علیه السّلام‏] نبود، على [علیه السّلام‏] با آن که جنب بود وارد مسجد می‌شد [و این امر تنها به ایشان و رسول خدا صلى صلی الله علیه و اله اختصاص داشت‏]


[نه‏]- رسول خدا صلى صلی الله علیه [و آله‏] و سلم فرمود: «هر کس من، ولىّ و پیشواى اویم على نیز ولىّ و پیشواى اوست»…..
الشیبانی، أحمد بن حنبل ابوعبد الله (متوفای۲۴۱هـ)، فضائل الصحابه، ج ۲، ص ۶۸۵، ح۳۰۶۲، تح
قیق د. وصی الله محمد عباس، ناشر: مؤسسه الرساله – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۰۳هـ – ۱۹۸۳م؛


الشیبانی، أحمد بن حنبل ابوعبدالله (متوفای۲۴۱هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج ۱، ص ۳۰۵۳، ح۳۰۶۲، ناشر: مؤسسه قرطبه – مصر؛
الطبرانی، سلیمان بن أحمد بن أیوب ابوالقاسم (متوفای۳۶۰هـ)، المعجم الکبیر، ج ۱۲، ص ۹۸، تحقیق: حمدی بن عبدالمجید السلفی، ناشر: مکتبه الزهراء – الموصل، الطبعه: الثانیه، ۱۴۰۴هـ – ۱۹۸۳م.


و نسائى در سنن کبرى مى‌نویسد:


أخبرنی محمد بن وهب قال حدثنا مسکین قال حدثنا شعبه عن أبی بلج عن عمرو بن میمون عن بن عباس وأبو بلج هو یحیى بن أبی سلیمان قال أمر رسول الله صلى الله علیه وسلم بأبواب المسجد فسدت إلا باب علی.


یحیى بن أبى سلیمان گفت: رسول خدا فرمان داد که همه درها را ببنندید؛ همه درها بسته شد؛ جز در خانه على (ع).


النسائی، أحمد بن شعیب ابوعبد الرحمن، السنن الکبری، ج ۵، ص ۱۱۹، ح۸۴۲۷، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری، سید کسروی حسن، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۱ – ۱۹۹۱.


ابن حجر عسقلانى بعد از نقل این روایت مى‌گوید:



وعن بن عباس قال أمر رسول الله صلى الله علیه وسلم بأبواب المسجد فسدت الا باب علی وفی روایه وامر بسد الأبواب غیر باب علی فکان یدخل المسجد وهو جنب لیس له طریق غیره اخرجهما أحمد والنسائی ورجالهما ثقات.


از ابن عباس نقل شده است که رسول خدا دستور داد که همه درها را ببنیدید، همه درها بسته شدند؛ جز در خانه على (ع). و در روایت دیگر آمده است که رسول خدا دستور داده همه درها را ببندید، جز در خانه على (ع) را، على در حال جنابت وارد مسجد مى‌شد و راه دیگرى (براى خروج از خانه) نداشت. احمد و نسائى این دو روایت را نقل کرده‌اند، راویان آن‌ها مورد اعتماد هستند.


العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲ هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج ۷، ص ۱۵، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفه – بیروت.


حاکم نیشابورى بعد از نقل این روایت مى‌گوید:


هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه بهذه السیاقه.


این روایت سندش صحیح است؛ ولى بخارى و مسلم به این صورت نقل نکرده‌اند.


النیسابوری، محمد بن عبدالله ابوعبدالله الحاکم (۴۰۵ هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۴۳، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۱۱هـ – ۱۹۹۰م.


شمس الدین ذهبى نیز در تلخیص المستدرک بعد از نقل این روایت گفته:


صحیح.
المستدرک علی الصحیحین و بذیله التلخیص للحافظ الذهبی، ج۳، ص۱۳۴، کتاب معرفه الصحابه، باب ذکر اسلام امیر المؤمنین، طبعه مزیده بفهرس الأحادیث الشریفه، بإشراف د. یوسف عبد الرحمن المرعشلی، ناشر: دارالمعرفه، بیروت،۱۳۴۲هـ.


حافظ ابوبکر هیثمى نیز بعد از این روایت مى‌گوید:


رواه أحمد والطبرانی فی الکبیر والأوسط باختصار ورجال أحمد رجال الصحیح غیر أبی بلج الفزاری وهو ثقه.


این روایت را احمد و طبرانى در معجم کبیر و معجم اوسط به صورت خلاصه نقل کرده‌اند، راویان احمد همگى راویان صحیح بخارى هستند؛ غیر از أبى بلج فزارى که او نیز مورد اعتماد است.


الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر ( ۸۰۷ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج ۹، ص ۱۲۰، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی – القاهره، بیروت – ۱۴۰۷هـ.


روایت سوم: سعد بن أبی وقاص:


احمد بن حنبل در مسند خود مى‌نویسد:


حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا حَجَّاجٌ ثنا فِطْرٌ عن عبد اللَّهِ بن شَرِیکٍ عن عبد اللَّهِ بن الرُّقَیْمِ الکنانی قال خَرَجْنَا إلى الْمَدِینَهِ زَمَنَ الْجَمَلِ فَلَقِیَنَا سَعْدُ بن مَالِکٍ بها فقال أَمَرَ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم بِسَدِّ الأَبْوَابِ الشَّارِعَهِ فی الْمَسْجِدِ وَتَرْکِ بَابِ علی رضی الله عنه.


الشیبانی، أحمد بن حنبل ابوعبدالله (متوفای۲۴۱هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج ۱، ص ۱۷۵،‌ ح۱۵۱۱، ناشر: مؤسسه قرطبه – مصر.
از عبد الله بن رقیم نقل شده است که گفت: در زمان جنگ جمل به سوى مدینه راهى شدیم، در راه با سعد بن مالک (سعد بن أبى وقاص) روبرو شدیم، سعد گفت: رسول خدا دستور داد همه درهایى که به داخل مسجد باز مى‌شود را ببندند، فقط در خانه على (ع) را نبست.


هیثمى بعد از نقل این روایت مى‌گوید:


رواه أحمد وأبو یعلى والبزار والطبرانی فی الأوسط وزاد قالوا یا رسول الله سددت أبوابنا کلها إلا باب علی قال ما أنا سددت أبوابکم ولکن الله سدها وإسناد أحمد حسن.


احمد، ابویعلى، بزار، طبرانى در معجم الاوسط این روایت را ن
قل کرده‌اند. طبرانى افزوده است که صحابه به رسول خدا (ص) گفتند: چرا در خانه همه ما را بستى و در خانه على (ع) را رها کردی؟ آن حضرت فرمود: من درخانه شما را نبسته‌ام؛ بلکه خداوند آن‌ها را بسته است. سند روایت احمد بن حنبل «حسن» است.


الهیثمی، ابوالحسن علی بن أبی بکر (متوفای ۸۰۷ هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج ۹، ص ۱۱۴، ناشر: دار الریان للتراث/‏ دار الکتاب العربی – القاهره، بیروت – ۱۴۰۷هـ.


جلال الدین سیوطى در باره این روایت مى‌گوید:


وأخرج أحمد، والنسائی، وأبو یعلى، والبزار، والطبرانی فی الأوسط بسند حسن عن سعد بن أبی وقاص قال: «أمر رسول الله بسد الأبواب الشارعه فی المسجد وترک باب علی فقالوا: یا رسول الله سددت أبوابنا کلها إلا باب علی قال: ما أنا سددت أبوابکم ولکن الل
ه سدها».


احمد، نسائى، ابویعلى، بزار و طبرانى در معجم الأوسط با سند «حسن» از سعد بن أبى وقاص نقل کرده‌اند: رسول خدا دستور داد همه درهایى که به داخل مسجد باز مى‌شوند را ببندند، فقط در خانه على (ع) را نبست. صحابه گفتند: چرا در خانه همه ما را بستى و در خانه على (ع) را رها کردی؟ آن حضرت فرمود: من درخانه شما را نبسته‌ام؛ بلکه خداوند آن‌ها را بسته است
السیوطی، جلال الدین عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای۹۱۱هـ)، الحاوی للفتاوی فی الفقه وعلوم التفسیر والحدیث والاصول والنحو والاعراب وسائر الفنون، ج ۲، ص ۱۵، تحقیق: عبد اللطیف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م.


ابن حجر عسقلانى مى‌گوید:


حدیث سعد بن أبی وقاص قال أمرنا رسول الله صلى الله علیه وسلم بسد الأبواب الشارعه فی المسجد وترک باب علی أخرجه أحمد والنسائی وإسناده قوی وفی روایه للطبرانی فی الأوسط رجالها ثقات.


حدیث سعد بن أبى وقاص را که گفت: «رسول خدا به ما دستور دارد همه درهاى باز شده به مسجد را ببندیم و در خانه على (ع) را نبست» احمد و نسائى با سند «قوی» نقل کرده‌اند. و راویان روایتى که طبرانى در معجم الأوسط نقل کرده است، مورد اعتماد هستند.


العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲ هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج ۷، ص ۱۴، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفه – بیروت.


و مبارکفورى مى‌نویسد:


أخرج أحمد والنسائی بإسناد قوی عن سعد بن أبی وقاص قال أمرنا رسول الله صلى الله علیه وسلم بسد الأبواب الشارعه فی المسجد وترک باب علی.


احمد و نسائى با سند قوى از سعد بن أبى وقاص نقل کرده‌اند که گفت: رسول خدا (ص) به ما دستور داد که همه درهاى باز شده به مسجد را ببندیم، فقط در خانه على (ع) را نبست.


المبارکفوری، محمد عبد الرحمن بن عبد الرحیم أبو العلا (متوفای۱۳۵۳هـ)، تحفه الأحوذی بشرح جامع الترمذی، ج ۱۰، ص ۱۱۲، ن
اشر: دار الکتب العلمیه – بیروت.


روایت چهارم: عمر بن الخطاب


ابوجعفر طحاوى در شرح مشکل الآثار مى‌نویسد:


کما قد حدثنا إبراهیم بن مرزوق قال حدثنا روح بن أسلم قال حدثنا عبد الله بن جعفر قال حدثنا سهیل بن أبی صالح عن أبیه عن أبی هریره رضی الله عنه قال قال عمر بن الخطاب رضی الله عنه لَقَدْ أُعْطِیَ عَلِیٌّ بنُ أَبِی طَالِبٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُ خِصَالاً لأَنْ تَکُونَ فِیَّ خَصْلَهٌ مِنْهَا أَحَبَّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أُعْطَى حُمُرَ النَّعَمِ، قَالُوا: وَمَا هُنَّ یَا أَمِیرَ المُؤْمِنِینَ؟ قَالَ: تَزَ
وَّجَ فَاطِمَهَ إبْنَهَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم وَسُکْنَاهُ المَسْجِدَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم یَحِلُّ لَهُ مَا فِیهِ یَحِلُّ لَهُ، والرَّایَهُ یَوْمَ خَیْبَرَ.

قال أبو جعفر: وعبد الله بن جعفر الذی عاد إلیه هذا الحدیث إن یکن هو المخرمی فهو ممن یحمد فی حدیثه وإن یکن هو ابن نجیح أبو علی بن المدینی فإن حدیثه لیس کحدیث عبد الله بن جعفر المخرمی ولکنه لیس بساقط قد حدث الناس عنه وأحد من حدث عنه ابنه وهو إمام أهل الحدیث.


ابوهریره از عمر بن خطاب نقل کرده است که گفت: على بن أبى طالب(ع) ویژگى‌هاى دارد که اگر من یکى از آن‌ها را داشتم براى من بهتر از آن بود که شتران سرخ مو داشته باشم. سؤال کردند: آن ویژگى‌ها کدامند؟ عمر گفت: ازدواج با دختر رسول خدا (ص)؛ سکونت با رسول خدا در مسجد و حلال بودن هر آن چه که براى رسول خدا (ص) حلال بود؛ دادن پرچم به دست على (ع) در روز خیبر.


عبد الله بن جعفرى که در سند روایت است، اگر عبد الله بن جعفر مخرمى باشد، از کسانى است که در نقل روایت، ستایش شده است؛ ولى اگر عبد الله بن
جعفر بن نجیج که همان على بن مدینى است باشد، هرچند که ارزش حدیث او به اندازه حدیث عبد الله بن جعفر مخرمى نیست؛ ولى روایتش مردود نیست، مردم از از او روایت نقل کرده‌اند که یکى از آن‌ها پسر اوست که او پیشواى اهل حدیث است.


الطحاوی، أبو جعفر أحمد بن محمد بن سلامه (متوفای۳۲۱هـ)، شرح مشکل الآثار، ج ۹، ص ۱۸۲، ح۳۵۵۱، تحقیق: شعیب الأرنؤوط، ناشر: مؤسسه الرساله – لبنان/ بیروت، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۸هـ – ۱۹۸۷م.


حاکم نیشابورى بعد از نقل این روایت مى‌گوید:


هذا حدیث صحیح الإسناد ولم یخرجاه.</P& gt;

این روایت صحیح است؛ ولى بخارى و مسلم نقل نکرده‌اند.


الحاکم النیسابوری، محمد بن عبدالله ابوعبدالله (متوفای ۴۰۵ هـ)، المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۳۵،‌ ح۴۶۳۲، تحقیق: مصطفی عبد القادر عطا، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت الطبعه: الأولی، ۱۴۱۱هـ – ۱۹۹۰م.


روایت پنجم: عبد الله بن عمر:



عبد الرحمن نسائى در خصائص على و سنن الکبرى و طبرانى در معجم الکبیر مى‌نویسند:


أخبرنا أحمد بن سلیمان الرهاوی قال حدثنا عبید الله قال حدثنا إسرائیل عن أبی إسحاق عن العلاء بن عرار قال سالت ابن عمر وهو فی مسجد رسول الله صلى الله علیه وسلم عن علی وعثمان فقال أما علی فلا تسألنی عنه وانظر إلى منزله من رسول الله صلى الله علیه وسلم لیس فی المسجد بیت غیر بیته وأما عثمان فإنه أذنب ذنبا عظیما یوم التقى الجمعان فعفى الله عنه وغفر له وأذنب فیکم ذنبا دون ذلک فقتلتموه.


علاء بن عرار گفت: از عبد الله بن عمر در مسجد رسول خدا نظرش را در باره عثمان و على (ع) سؤال کردم، گفت: در باره على از من نپرس، فقط به این نگاه کن که رسول خدا او را در مسجد منزل داد؛ در حالى که خانه‌اى غیر از خانه او در مسجد نبود؛ اما عثمان، او گناه بزرگى در جنگ احد انجام داد که خداوند آن را بخشید؛ اما در میان شما گناه کوچکتر از آن را انجام داد؛ ولى شما او را نبخشیده و کشتید.


النسائی، أحمد بن شعیب ابوعبد الرحمن (متوفای۳۰۳ هـ)، خصائص امیرمؤمنان علی بن أبی طالب، ج ۱، ص ۱۲۳، ح۱۰۶، تحقیق: أحمد میرین البلوشی، ناشر: مکتبه المعلا – الکویت الطبعه: الأولی، ۱۴۰۶ هـ؛


النسائی، أحمد بن شعیب ابوعبد الرحمن،(متوفای۳۰۳ هـ)، السنن الکبری، ج ۵، ص ۱۳۸، تحقیق: د.عبد الغفار سلیمان البنداری، سید کسروی حسن، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۱۱ – ۱۹۹۱.


الطبرانی، سلیمان بن أحمد بن أیوب ابوالقاسم (متوفای۳۶۰هـ)، المعجم الأوسط، ج ۲، ص ۳۸، تحقیق: طارق بن عوض الله بن محمد،‏عبد المحسن بن إبراهیم الحسینی، ناشر: دار الحرمین – القاهره – ۱۴۱۵هـ.


ابن حجر عسقلانى در فتح البارى مى‌نویسد:


ورجاله رجال الصحیح الا العلاء وقد وثقه یحیى بن معین وغیره.


راویان این روایت، راویان صحیح بخارى هستند؛ غیر از علاء که یحیى بن معین و دیگران او را توثیق کرده‌اند.


العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲ هـ)، فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج ۷، ص ۱۵، تحقیق: محب الدین الخطیب، ناشر: دار المعرفه – بیروت.


و در النکت على ابن الصلاح مى‌نویسد:


أورده النسائی فی الخصائص بسند صحیح عن أبی اسحاق عن العلاء بن عرار… والعلاء وثقه ابن معین.


این روایت رانسائى در کتاب «خصائص امیر مؤمنان (ع)» با سند صحیح از أبى اسحاق از علاء بن عرار نقل کرده است، ابن معین علاء را توثیق کرده است.


العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲هـ)، النکت على ابن الصلاح، ج ۱، ص ۴۶۴، طبق برنامه الجامع الکبیر.


و در القول المسدد مى‌نویسد:


وروى النسائی أیضا حدیث ابن عمر بسند آخر صحیح أورده من طریق أبی إسحاق السبیعی عن العلاء بن عرار… ورجاله رجال الصحیح إلا العلاء وهو ثقه وثقه یحیى بن معین وغیره.


نسائى نیز روایت عبد الله بن عمر را با سند صحیح از طریق أبواسحاق سبیعى از علاء بن عرار نقل کرده است، راویان این روایت، راویان صحیح بخارى هستند‌؛ غیر از علاء که او نیز مورد اعتماد است و یحیى بن معین و دیگران او توثیق کرده
است.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر ابوالفضل (متوفای۸۵۲هـ)، القول المسدد فی الذب عن مسند أحمد، ج ۱، ص ۱۸، تحقیق: مکتبه ابن تیمیه، ناشر: مکتبه ابن تیمیه – القاهره، الطبعه: الأولى، ۱۴۰۱هـ.


جلال الدین سیوطى نیز مى‌گوید:


وأخرج النسائی بسند صحیح عن ابن عمر أنه سئل عن علی فقال: انظر إلى منزله من رسول الله صلى الله علیه وسلّم فإنه سد أبوابنا فی المسجد وأقر بابه.


نسائى با سند صحیح نقل کرده است که از عبد الله بن عمر در باره على (ع) سؤال کردند، او گفت: نگاه کن به منزلى که رسول
خدا (ص) به او داده است؛ رسول خدا (ص) تمام درهاى ما را بست و تنها در خانه على (ع) را باز گذاشت.


السیوطی، جلال الدین عبد الرحمن بن أبی بکر (متوفای۹۱۱هـ)، الحاوی للفتاوی فی الفقه وعلوم التفسیر والحدیث والاصول والنحو والاعراب وسائر الفنون، ج ۲، ص ۱۵، تحقیق: عبد اللطیف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الکتب العلمیه – بیروت، الطبعه: الأولی، ۱۴۲۱هـ – ۲۰۰۰م.


در نتیجه روایت «سدوا الأبواب الا باب علی» با سند‌هاى صحیح نقل شده است و حتى طبق تصریح جلال الدین سیوطى، متواتر است.


www.valiasr-aj.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید