ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

پروژه هدم بقیع و پرسش و پاسخهایی درباره وهابیت(مصاحبه استاد حسینی قزوینی با شیکه سلام

مصاحبه استاد حسینی قزوینی با شیکه سلام ، ۱۸/۰۷/۸۷)


موضوع: تخریب قبور بقیع   


آقای هدایتی :آغاز عملی پروژه هدم بقیع، در چه زمانی بوده و چه وقت شروع کردند به ویرانی حرم مطهر امامان معصوم (علیهم السلام) و مجریان اصلی این طرح چه کسانی بودند؟


 استاد حسینی قزوینی :  آنچه که به صراحت در تاریخ می خوانیم، عبارت صریح ابن تیمیه، تئورسین وهابیت و بزرگ نظریه پرداز آنان در کتاب منهاج السنه، ج۲، ص۴۳۷ است که می‌گوید:  فالمشاهد المبنیه على قبور الأنبیاء و الصالحین من العامه و من أهل البیت کلها من البدع المحدثه المحرمه فی دین الإسلام.  حرم های ساخته شده بر قبور انبیاء و صالحین و اهل بیت، تمامشان از بدعت های حرامی است که در دین اسلام ایجاد شده است و بر خلاف دین الهی است و نوعی شرک است.  این اولین جمله صریحی است که از منهاج السنه ابن تیمیه استخراج شده است.


 در حقیقت، بعد از آنکه افکار ابن تیمیه با هجوم گسترده علمای شیعه و سنی مواجه شد و بزرگان اهل سنت، مانند ذهبی و سُبکی، او را متهم به نفاق و زندقه و بی دینی کردند و محکوم کردند و به زندان انداختند و عاقبت هم در سال ۷۲۸ در زندان قلعه دمشق، پرونده حیاتش برای همیشه بسته شد، دیگر نامی از ابن تیمیه در کتاب ها و محافل علمی نمی بینیم، جز اینکه ابن قیم جوزیه که شاگرد او بود، مروج افکار ابن تیمیه بود. ایشان هم در کتاب زاد المعاد، ص۶۶۱ صراحت دارد:


 یجب هدم المشاهد التی بنیت على القبور التی اتخذت أوثانا و طواغیت تعبد من دون الله و لا یجوز إبقاؤها بعد القدره على هدمها و إبطالها یوما واحدا، فإنها بمنزله اللات و العزى أو أعظم شرکا عندها


 واجب است نابودی حرم هایی که بر قبور اولیاء بناء شده است و این حرم ها، نوعی بت پرستی و توجه به طاغوت و عبادت غیر خداوند است. حتی باقیماندن این حرم ها بعد از قدرت داشتن بر تخریب آنها، ولو برای یک روز، گناه بزرگی است.


 تعبیری وقیحانه بکار می برد و می‌گوید:


 این حرم ها، به منزله لات و عزی است، بلکه بزرگ تر ا
ز آنهاست.


 پناه می بریم به خدای عالم از این عبارت وقیح ضد قرآن و سنت.


 فتاوای دیگری هم از وهابیت هست و حتی قبل از ابن تیمیه، افرادی به صورت کنایه ای و اشاره ای فتاوایی داشته اند، ولی این دو، این را صراحتا اعلام داشته اند.


 اما اینکه این پروژه از چه زمانی آغاز شد؟ در دوره دوم تسلط آل سعود بر عربستان سعودی و حجاز است. در سال ۱۳۴۴ هجری قمری، یکی از مفتیان وهابی به نام بُلَیهِد، عبد الله بن سلیمان بن سعود، متوفای ۱۳۵۹ هجری قمری، علمای مدینه را جمع کرد و به زور و تهدید از آنها فتوا گرفت که نابودی حرم أئمه (علیهم السلام) واجب است، نماز در کنار قبر بزرگان حرام است و این
کاری که جاهلان در کنار ضریح بزرگان انجام می دهند، تماماً نوعی شرک و بت پرستی است، حتی:


 و ما یفعل عند هجره النبی (صلی الله علیه و سلم) من التوجه إلیها عند الدعاء و غیره و الطواف بها و تقبیلها و التمسح بها


 دستور داد که فتوا بدهید اینها غیر مشروع و شرک است. علمای مدینه هم با توجه به کشت و کشتاری که دودمان آل سعود از علماء در هنگام فتح مکه مکرمه و طائف داشتند و جنایاتی که در کربلاء و نجف داشتند، از ترس جانشان فتوا دادند بر اینکه نابودی حرم أئمه (علیهم السلام) و بزرگان دین واجب است و نماز خواندن در کنار حرم بزرگان، خلاف شرع است. در سال ۱۳۴۴ – ۸۵ سال قبل – این جنایت بزرگ و هولناک و ضربه بر پیکره اسلام و جریحه دار کردن عواطف میلیون ها مسلمان، توسط دودمان آل سعود انجام گرفت.


v       مزارها و مراقد چه کسانی در حرم بقیع ویران شد؟


عزیزان مستحضر هستند که یک ضرح فولادین در اصفهان برای أئمه بقیع (علیهم السلام) ساخته شد و حمل شد به مدینه و بالای قبر امام حسن (علیه السلام) و امام سجاد (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) و عباس عموی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بناء شد. اولین کاری که کردند، حرم أئمه (علیهم السلام) را ویران و این ضریح فولادین را نابود کردند. در کنار این، قبر فرزند نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) ابراهیم، قبر ام البنین، زنان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، اسماعیل پسر امام صادق (علیه السلام) را ویران کردند. بیت الاحزان – که امیرالمؤمنین (علیه السلام) برای حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) ساخته بود و بخاطر شکایت مردم مدینه از گریه های جانسوز حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها)، ایشان می رفت آنجا و گریه می کرد و این یادگار بزرگ فرزند نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، تا سال ۱۳۴۴ سالم بود، ولی آن – را هم ویران کردند
. قبر عبد الله، پدر نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را – که در مسیر شام بود – در همان سال ۱۳۴۴ ویران کردند.


 زادگاه امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام – تا آن زمان در مدینه بود – را ویران کردند. قبر حمزه سید الشهداء را – که در منطقه أحد بود – ویران کردند. قبر مالک بن انس، رهبر مالکی که که زیارتگاه مردم بود را ویران کردند. یعنی آنچه که مربوط به میراث فرهنگی صدر اول اسلام بود و یادآور نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت (علیهم السلام) و صحابه و تابعین بود، همه را ویران کردند به بهانه اینکه آثار بت پرستی را از میان ببرند.


 البته اینها تصمیم داشتند قبر نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را ویران کنند که دولت های اسلامی بویژه ایران، اولتیماتوم دادند که اگر دست به حرم مطهر نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و گنبد سبز آن بزرگوار بزنید، رسما اعلان جنگ می کنیم و مبارزه را با دولت سعودی آغاز می کنیم. با توجه به اینکه دولت عربستان سعودی در سال ۱۲۳۴ در اثر حمله دولت مصر پاشیده شد و اکثریت آل سعود کشته شدند و از بین رفتند و حدود ۸۰ سال زندگی مخفی داشتند و پناهنده شده بودند به کشورهای اسلامی، ترس و دلهره در دودمان آل سعود
بود و از ترس دولت های اسلامی، از تعرض به حرم پاک نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خودداری کردند.


v       آیا جدیدا فتواهایی صادر شده است مبنی بر هدم قبور پیشوایان دین و اماکن تاریخی؟ از طرف چه کسانی و کِی صادر شده است؟


بینندگان عزیز و همه مسلمانان و مذاهب چهارگانه و سایر مذاهب این را توجه کنند که بزرگترین آرزوی آنها این است که روزی بروند کنار حرم پاک و مطهر نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، همانند پروانه بر اطراف آن نازنین حرم بچرخند و اظهار عشق کنند و ارادت خود را نسبت به نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اظهار کنند و این ر
ا به عنوان یک ذخیره ای برای آخرت خود قرار دهند. اگر ترس از مسلمانان، در وهابیت نبود، یک آن و یک لحظه هم ضریح مطهر نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و حرم پاک آن حضرت و گنبد خضراء را نمی گذاشتند به این شکل بماند. دلیل من برای این قضیه، یکی از لیدرهای وهابیت به نام ناصر الدین البانی است که از او به بخاری دوران تعبیر می کنند. حتی بن باز، مفتی اعظم سابق عربستان سعودی گفته بود که باید به او بگوییم امام الحدیث. ایشان یک شخصیت تأثیر گذار است در میان وهابیت. کتابی دارد به نام تحذیر المساجد من اتخاذ القبور مساجد، در ص۶۹ – ۶۸ و می‌گوید:


 یکی از مسائلی که مایه تأسف است، این است که قرن های متمادی، این گنبد سبز عالی بر روی قبر شریف نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بناء شده و ضریحی که از آهن و مس و بعضی از زخارف است بر روی قبر آن حضرت است:


 ذلک مما لا یرضاه صاحب القبر نفسه.


 قطعا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر این گنبد خضراء و ضریح مطهر راضی نیست.


 ایشان آیا علم غیب دارد یا ملائکه به او فرموده اند که صاحب قبر راضی نیست؟


 ما یک جمله عرض می کنیم، شما که راست می گویید، بر دروغگو لعنت خدا و ملائکه و جمیع جن و انس که اینچنین از قول صاحب قبر إخبار می کنید. آن وقت می آیید نسبت به أئمه (علیهم السلام)، که ما معتقدیم به إذن الله و تفویض نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) از غیب خبر می دهند، ما مشرک هستیم ولی اگر البانی بیاید از غیب خبر بدهد و از قول نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مسئله قطعی بیان کند، این عین توحید است.


 ایشان می‌گوید:


 اعتقد أن هذا من الواجب علی الدوله السعودیه اذا کانت ترید أن تکون حامیه للتوحید حقا تحذیر المساجد من إتخاذ القبور.


 اگر واقعا دولت عربستان سعودی معتقد است که حامی و ناشر توحید است، واجب است اقدام کند برای نابودی این ضریح مطهر و گنبد خضراء.


 فتوای دیگر از لجنه عالی افتای عربستان سعودی است. بینندگان عزیزی که برنامه ما را دنبال می کنند، ما بارها عر
ض کردیم که در عربستان سعودی یک هیئتی است به نام هیئت عالی افتای عربستان سعودی. تمام فتاوای مربوط به وهابیت، توسط این هیئت صادر می شود. یک مفتی اعظم دارد و یک نائب رئیس و دو سه عضو دارد. حتی خود دولت عربستان سعودی اگر مسئله شرعی برایش پیش بیاید، ناگزیر است که از این هیئت عالی افتاء، مسئله را استفتاء کند و پاسخ بگیرد.


 در این لجنه، کل مطالبی که بحث شده، در ۲۰ جلد تحت عنوان فتواوا اللجنه الدائمه للبحوث العلمیه و الافتاء چاپ شده است. در ج۹، ص۷۹، فتوای شماره ۸۲۶۳ از این هیئت عالی سؤال کردند:


 اگر در کشورهای اسلامی یا در شهرهای مسلمان نشین، بر روی قبر بعضی از بزرگان و صالحین، ساختمان و حرم بنا کنند و استناد کنند به حرم نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، آیا این درست است یا خیر؟


 جواب:


 لا یصح الاحتجاج ببناء الناس قبه علی قبر النبی (ص) علی جواز بناء قباب علی قبور الاموات، صالحین او غیرهم. لأن بناء أولئک الناس القبه على قبره (ص) حرام یأثم فاعله.


 کسی حق ندارد به استناد حرم نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و گنبد خضراء نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بر روی قبر صالحین حرم و ضریح بناء کند. زیرا آنهایی که بر روی قبر نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اینچنین حرم و قُبّه ای بناء کرده اند، کار حرامی مرتکب شده اند و انجام دهندگان آن، گنه کار هستند.


 اینها علنا می گویند که سازندگان حرم و گنبد برای رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، کار حرام و خلاف شرع کرده اند.


 تقاضا می کنم که بینندگان عزیز توجه ویژه داشته باشند به این مسئله که اگر روزی وهابیت بر جهان اسلام مسلط شوند، چه بلائی بر سر مقدسات اسلام خواهند آورد. جالب اینکه فتوا داده اند:


 و یجب على ولی أمر المسلمین أن یهدم ما بنی على القبور من المساجد؛ لأنها أسست على غیر التقوى و أن ینبش مَن دُفن فی المسجد بعد بنائه و یخرج جثته من المسجد حتى عظامه و رفاته، لاعتدائهم بالدفن فیه و ینقل رفاته إلى المقبره العامه فی حفره خاصه یسوى ظاهرها کسائر القبور و بعد ذلک لا حرج فی الصلاه فی المسجد المذکور لزوال المحذور.


 بر ولی امر مسلمین (قبلا ملک فهد و فعلا ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودی و قبلا صدام در عراق و شاه و رئیس جمهور هر کشور … ) واجب است که تمام قبرهای در مساجد را تخریب کنند و نبش قبر کنند و بشکافند و جسد آنها را حتی اگر به صورت پودر یا استخوان پوسیده باشد، خارج کنند و در قبرستان عمومی، چاله ای حفر کنند و در آنجا دفن کنند.


 فتاوى اللجنه الدائمه للبحوث العلمیه و الإفتاء، ج۶، ص۲۷۰


 یعنی اگر آقایان وهابیت، ترس از مسلمانان نداشتند، اولین کاری که می کردند این بود که قبر حضرت اسماعیل (علیه السلام) و هاجر (سلام الله علیها) را در حجر اسماعیل بشکافند و اگر آثاری از استخوان های پوسیده آنها هست، از آنجا بیرون کنند و هزاران پیامبری که در اطراف بیت الله الحرام دفن است را، اگر اینها قدرت پیدا کنند، تمام آنها را نبش قبر می کنند و همه آنها را از آنجا بیرون می کنند. و همچنین نسبت به ساحت مقدس نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، إبائی ندارند که اینچنین کاری را نسبت به او مرتکب شوند. بنده بر این عقیده هستم که اگر اینها روزی قدرت پیدا کنند، حتی قبر خلیفه اول و خلی
فه دوم را خواهند شکافت و اگر استخوان های پوسیده ای از آنها پیدا کنند، به قبرستان های عمومی منتقل خواهند کرد.


 آخرین فتوایی که در سایت ها دیدیدم، فتوای بن جبرین و عبدالرحمن براج بود که دو تن از مفتیان عربستان سعودی هستند و فتوا دادند هرگونه حرم سازی و بنای مسجد یا بنای ضریح و گنبد بر روی قبور بزرگان حرام و خلاف شرع است و واجب است که حرم أئمه (علیهم السلام) – امیرالمؤمنین (علیه السلام) و امام حسن (علیه السلام) و امام حسین (علیه السلام) و حضرت عباس (علیه السلام) و حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) و … – را نابود کنند و جوانان را بر انجام اینکار تحریک کردند.


 قابل توجه عزیزان اهل سنت شافعی که برای آقای شافعی، حرم و گنبد و بارگاه ساخته اند، و حنبلی ها و حنفی ها که در بغداد بر روی قبر احمد بن حنبل و ابوحنیفه، گنبد و بارگاه ساخته اند و اموالی برای آن صرف کرده اند:


 آقای عبدالرحمن براج با کمال وقاحت فتوا داد:


 تمام کسانی که کمک می کنند برای ساختن قبور أنبیاء و اولیاء و صالحین و علماء:


 هؤلاء محادون لله و لرسوله و مخالفون لشریعته ،  اینها دشمن خدا و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هستند و مخالف شریعت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هستند.


 برای دیدن متن، سایت بن جبرین یا عبد الرحمن براج را در سایت گوگل ی
ا یاهو جستجو کنید و بنویسید:


 موقع عبدالرحمن براج یا موقع بن جبرین


v       آیا آیه ای از آیات قرآن داریم که دلالت داشته باشد بر جواز برپائی مزار و بارگاه بر روی قبور بزرگان دین؟


ما دو آیه در قرآن داریم. حتی بزرگان اهل سنت در کتاب های تفسیری خود صراحت دارند که این دو آیه، دلیل بر جواز مشروعیت جواز بناء بر روی قبور بزرگان و اولیاء است.


 آیه ۲۱ سوره کهف:


«إِذْ یَتَنَازَعُونَ بَیْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَیْهِمْ بُنْیَانًا رَبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیْهِمْ مَسْجِدًا »


 بعد از روشن شدن قضیه اصحاب کهف، مردم می آیند می بینند که اینها در درون
غار از دنیا رفته اند. کسانی که آنجا حاضر شدند، دو دسته بودند؛ یک دسته کفار و یک دسته مؤمنین. نزاعی در گرفت. یک عده گفتند که بر روی قبر اصحاب کهف، ساختمان یادبودی بناء می کنیم. عده ای که قدرت بیشتری داشتند و غلبه پیدا کردند بر دسته اول، گفتند که ما بر روی قبر آنها مسجد بناء می کنیم.


 کتاب تفسیر طبری – که آقای ابن تیمیه ارادت ویژه ای به ایشان دارد و می‌گوید این تفسیر از جعلیات و موضوعات برئ است- صراحت دارد:


 فقال المشرکون نبنی علیهم بنیانا، فإنهم أبناء آبائنا و نعبد الله فیها؛ و قال المسلمون: نحن أحق بهم، هم منا، نبنی علیهم مسجدا نصلی فیه و نعبد الله فیه.


 مشرکین
گفتند: ما بر روی قبر آنان ساختمان یادبودی بناء می کنیم، چون آنان فرزندان اجداد ما هستند.


 مسلمانان گفتند: ما سزاوارتریم، چون آنان مؤمن و موحد بودند و بر روی قبر آنها مسجد بناء می کنیم و در این مسجد عبادت می کنیم. ( جامع البیان طبری، ج۱۵، ص۲۷۸ – درالمنثور سیوطی، ج۴، ص۲۱۷ – فتح القدیر، ج۳، ص۲۷۷ )


 این صراحت دارد هم بر جواز بنای مسجد بر روی قبور، هم نماز خواندن و عبادت کردن.


 آقای زمخشری، یکی از استوانه های علمی اهل سنت در تفسیر این آیه تعبیری دارد و می‌گوید:


 لنتخذن على باب الکهف مسجدا، یصلی فیه المسلمون و یتبرکون بمکانهم


 بر درب غار، مسجدی بناء می کنیم تا مسلمانان در آنجا نماز بخوانند و به محل دفن اصحاب کهف تبرک بجویند.


 کشاف زمخشری، ج۲، ص۴۷۷ – تفسیر نسفی، ج۳، ص۸


 مسئله روشن و واضح است. این آیه صراحت دارد بر جواز بناء‌ بر قبور و نماز خواندن و عبادت در آنجا و تبرک جستن به قبور اولیاء الهی.


 آیه ۳۶ سوره نور:


«فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْآَصَالِ. »


 در خانه هایی که خداوند اجازه داده است تا این خانه ها برافراشته شود و نام خدا در این خانه ها برده شود و صبحگاهان و عصرگاهان، تسبیح خداوند در آنجا گفته شود.


 اولا مراد از بُیُوتٍ چیست؟


 در روایات داریم که وقتی این آیه نازل شد:


 فقام إلیه رجل، فقال: أی بیوت هذه یا رسول الله؟ قال: بیوت الأنبیاء. فقام إلیه أبو بکر، فقال: یا رسول الله! هذا البیت منها لبیت على و فاطمه؟ قال: نعم من أفاضلها.


 یکی از صحابه از نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال کرد: ای رسول خدا! مراد از این بیوت چیست؟ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: مراد، خانه های انبیاء است. آقای ابوبکر بلند شد و گفت: آیا خانه علی و فاطمه هم جزء خانه های أنبیاء هستند؟ پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بله، از افضل ترین آن خانه هاست.


 درالمنثور سیوطی، ج۵، ص۵۰ – تفسیر ثعلبی، ج۷، ص۱۰۷ – شواهد التنزیل حسکانی، ج۱، ص۵۳۳ – تفسیر آلوسی، ج۱۸، ص۱۷۴


 پس مراد از بیوت، بیوت أنبیاء است و خانه حضرت علی (علیه السلام) و حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) هم از برترین آن خانه هاست.


 مراد از تُرْفَعَ و برفراشتن چیست؟


 جناب ابن عباس و مجاهد، که از مفسران بنام اسلامی هستند، رأی داده اند که مراد از تُرْفَعَ یعنی:


 تُبنی و تُعلی


 ساختمان بناء شود و برافراشته شود. (تفسیر بحر المحیط، ج۶، ص۴۲۱ – زاد المسیر ابن جوزی، ج۵، ص۳۶۴ )


 برخی مانند حسن بصری و ضحاک گفته اند که مراد از آن، احترام و گرامی داشتن آن خانه هاست. (زاد المسیر ابن جوزی، ج۵، ص۳۶۴)


 هر مبنایی که بگیریم – چه بناء و چه برافراشته شدن و چه گرامی داشتن -، بناء بر قبور انبیاء و اولیاء و حرم سازی و گنبد سازی، یکی از مصادیق بارز گرامی داشتن بیوت أنبیاء و أئمه (علیهم السلام) است.


v       آیا برای ساختن حرم برای بزرگان دین، دلیلی از سیره صحابه داریم و زیارت قبور بزرگان دین در سیره صحابه و تابعین چگونه بوده است؟ در مورد زیارت قبور بزرگان دین، سیره علمای سلف از اهل سنت چگونه بوده است؟


 یکی از بهترین مصادیقی که نیاز به دلیل ندارد و:


 آفتاب آمد دلیل آفتاب


 قبر نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است که مربوط به قرن۷ و ۸ یا  11 و ۱۲ نیست؛ بلکه مربوط به عصر صحابه است. در زمان خود صحابه، اول کسی که برای قبر نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دیوار بناء کرد، شخص آ
قای عمر بن خطاب بوده است. (  وفاء الوفاء سمهودی، ج۲، ص۵۴۱ )


  همچنین:


  و بَنَت عائشه حائطا بینها و بین القبور و کانت تسکنها و تصلی فیها قبل الحائط و بعده


  خود أم المومنین عایشه در کنار قبر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، قبل از اینکه دیواری بر اطراف قبر نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بناء شود و بعد از بناء دیوار، در آنجا هم سکونت داشت و هم عبادت می کرد(وفاء الوفاء سمهودی، ج۲، ص۵۴۴)


عبدالله بن زبیر – که آقایان اهل سنت به او ارادت دارند – آمد این حائط را از بین برد و بناء جدیدی ساخت.


عمر بن عبدالعزیز آمد این بناء را از نو ساخت و توسعه داد.


جالب اینکه ولید بن عبدالملک، از خلفای اموی، به عمر بن عبدالعزیز که از طرف ایشان حاکم مدینه بود، دستور داد تا حرمی که بر روی قبر نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است را از بین ببرد و توسعه بدهد و حجرات زنان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را هم وارد حرم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) کند. ( البدایه و النهایه، ج۹، ص۸۹)


  آقایان صراحت دارند بر اینکه نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، فاطمه بنت اسد را در درون مسجد دفن کرد.(وفاء الوفاء سمهودی، ج۲، ص۵۱۷)


قبر آقا امیرالمؤمنین(علیه السلام) در زمان هارون بناء شد و مورد توجه تمام مسلمانان بوده است.(موسوعه العتبات المقدسه، ج۶، ص۹۷)


قبر آقا امام کاظم (علیه السلام) در قرن ۳ و ۴ هجری در بغداد بناء شد. (سیر اعلام النبلاء، ج۶، ص۲۷۴)


جالب اینکه قبر سلمان فارسی در مدائن، توسط صحابه و تابعین بناء شد.(تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۶۳ )


قبر طلحه و زبیر که در جنگ جمل کشته شدند و در بصره بود، بر روی قبر آن دو، توسط اهل سنت و تابعین، بناء و حرم ساخته شد.(رحله ابن بطوطه، ج۱، ۱۸۷ – المنتظم ابن جوزی، ج۴، ص۳۸۷)


  قبر ابو ایوب انصاری، صحابه نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) که در سال ۵۲ در جنگ روم به شهادت رسید، در ترکیه در شهر وان، دارای گنبد و زیارتگاه و بارگاه است.


  همچنین قبور
ائمه مذاهب اربعه کاملا روشن و واضح است:


  قبر آقای مالک در مدینه بوده و زیارتگاه عموم مردم بود.


  قبر محمد بن ادریس شافعی، الان در مصر زیارتگاه مردم است.


  قبر ابوحنیفه و احمد بن حنبل در بغداد مورد توجه اینها است.


  تقاضا دارم که حضرات اهل سنت شافعی مذهب که الان صدای ما را می شنوند یا تکرار برنامه را می بینند، به این عبارت توجه کنند:


  آقای خطیب بغدادی که از استوانه های علمی اهل سنت است، می‌گوید:


  سمعت الشافعی یقول: إنی لأتبرک بأبی حنیفه و أجئ إلى قبره فی کل یوم – یعنی زائرا – فإذا عرضت لی حاجه صلیت رکعتین و جئت إلى قبره و سألت الله تعالى الحاجه عنده، فما تبعد عنی حتى تقضى.


  شافعی، رهبر شافعی ها می گفت: من هر روز می رفتم کنار قبر ابوحنیفه و
به قبر او تبرک می جستم. وقتی مشکلی برای من پیش می آمد، کنار قبر او دو رکعت نماز می خواندم و متوسل می شدم و حاجتم برآورده می شد.


تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۳۵ – مناقب ابوحنیفه خوارزمی، ج۲، ص۱۹۹ – المنتظم ابن جوزی، ج۱۶، ص۱۱۰۰ – وفیات الاعیان ابن خلکان، ج۵، ص۴۱۴ – دول الاسلام، ص۹۲


  ابن حجر عسقلانی می‌گوید:


  امام شافعی در ایامی که بغداد بود:


  کان یتوسل بالامام ابی حنیفه


  به ابوحنیفه متوسل می شد. (الخیرات الحسان فی مناقب الامام ابی حنیفه النعمان، ص۹۴ – الدررالسنیه زینی دحلان، ص۲۸)


  در کتاب دُوَل الاسلام، ص۳۴۴، صراحت دارد که قبر محمد بن ادریس شافعی در مصر دارای گنبد و بارگاه بوده و مورد عنایت مردم است.


  ذهبی در مورد قبر ا
حمد بن حنبل در بغداد می‌گوید:


  ضریحه یُزار ببغداد


  ضریح احمد بن حنبل زیارتگاه مردم بغداد است. ( دول الاسلام، ص۱۰۳ )


  سخن در این موارد بسیار است؛ ولی بنده به اختصار این چند مورد را اشاره کردم.


  همچنین آقایان اهل سنت، نسبت به مراقد و مزار أئمه (علیهم السلام) ارادت ویژه ای داشتند.


  آقای ابو علی خلال، متوفای ۲۴۲ هجری که استاد و شیخ حنبلی های عصر خویش بود، می‌گوید:


  ما همنی أمر، فقصدت قبر موسى بن جعفر، فتوسلت به إلا سهل الله تعالى لی ما أحب.


  هرگاه مشکلی برای من پیش می آمد، کنار قبر موسی بن جعفر (علیه السلام) می رفتم و به او متوسل می شدم و مشکلاتم برطرف می شد. (تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۳۳ )  <o:p&g t;


محمد بن مأمل نقل می کند:


  ابن خزیمه که پیشوای اهل حدیث و مورد قبول تمام وهابی ها و حنبلی ها است، می‌گوید:


  بر سر قبر امام رضا (علیه السلام) می آمد و آنچنان در برابر قبر و ضریح مطهر ایشان تعظیم و تواضع می کرد که توجه همگان را جلب می کرد و همه حیرت و مبهوت بودند که این شخصیت اهل سنت، اینچنین در برابر قبر امام رضا (علیه السلام) تعظیم می کند. (تهذیب التهذیب ابن حجر، ج۷، ص۳۳۹ )


  این عبارت را بینندگان بارها از بنده شنیده اند که ابن حبان، از علمای مشهور و رجال نویس اهل سنت، می‌گوید:


  و ما حلت بی شده فی وقت مقامی بطوس، فزرت قبر علی بن موسى الرضا صلوات الله على جده و علیه و دعوت الله إزالتها عنى إلا أستجیب لی و زالت عنى تلک الشده و هذا شئ جربته مرارا فوجدته کذلک.


  من مدتی در طوس بودم و هر وقت برایم مشکلی پیش می آمد، کنار قبر علی بن موسی الرضا (صلی الله علی جده و علیه) می رفتم و مشکلم را می گفتم و برطرف می شد. من بارها این قضیه را آزمودم و تجربه کردم و هر وقت متوسل به قبر علی بن موسی الرضا شدم، بی نتیجه از کنار قبر او بیرون نیامدم. (الثقات ابن حبان، ج۸، ص۴۵۷ )


  از باب «ختامه مسک» هم این را بگویم:


  روایتی از امام جواد (علیه السلام) است که می فرماید:


  هر کس حاجت و گرفتاری داشته باشد و برود طوس و وارد حرم پدرم شود و او را زیارت کند و در بالای سر آن حضرت، دو رکعت نماز بگذارد، در قنوت نماز، هر دعائی بکند، به اجابت می رسد و هر حاجتی بخواهد، برآورده می شود.


 


  سؤالات بینندگان


Ø       کسانی که زیارت قبور را رد م
ی کنند، آیا دلائل قرآنی دارند؟


  خیر، هیچ دلیل قرآنی ندارند و فقط روایت جعلی که در صحیح بخاری و بعضی کتاب های دیگر آورده اند مانند حدیث ابوالهیاج و حدیث «اتخاذ الیهود قبور أنبیائهم مساجد» را که در جلسات قبل مفصل توضیح داده ایم. اینها می گویند پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) لعنت کرد یهودیان و مسیحیان را:


  لعنه الله على الیهود و النصارى اتخذوا قبور أنبیائهم مساجد (صحیح بخاری، ج۱، ص۱۱۲ )


  خود این روایت با قرآن منافات دارد. قرآن نسبت به أنبیاء بنی اسرائیل صراحت دارد و می‌گوید:

«وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِیَاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ»  (سوره آل عمران/آیه۱۸۱)


  بنی اسرائیل، أنبیاء خود را به ناحق می کشتند


  و:


«فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ» (سوره آل عمران/آیه۱۸۳)


  مگر می شود که بنی اسرائیل و یهود و نصاری، پیامبران را بکشند و برای آنها هم حرم و بارگاه و مسجد بسازند. مضافا اینکه ما در میان قوم یهود و نصاری، در هیچ جا نداریم که بر روی قبور أنبیاء و اولیاء الهی، مسجد بناء کرده باشند.


Ø       </SPAN&g t;نظر شما در مورد صلوات فرستادن هنگام شنیدن ذکر حضرت علی (علیه السلام) چیست؟


قطعا امر زیبنده ای است و رضای خداوند و آقا امام زمان (علیه السلام) در آن است؛ بلکه اگر نام هر یک از أئمه (علیهم السلام) که بیاید و ما صلوات بفرستیم، قطعا یک شعار قرآنی و اسلامی است. 


Ø       در مورد آیه ۶۲ سوره بقره که خداوند گفته ستار
ه پرستان نیز به اجر خداوند نائل می شوند، توضیح دهید.


«إِنَّ الَّذِینَ آَمَنُوا وَ الَّذِینَ هَادُوا وَ النَّصَارَى وَ الصَّابِئِینَ مَنْ آَمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآَخِرِ وَ عَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یَحْزَنُونَ» (سوره بقره/آیه۶۲)


  ما الان هم می گوییم که هر یک از یهود و نصاری که به خداوند و روز آخرت ایمان بیاورند و به حضرت موسی (علیه السلام) و حضرت عیسی (علیه السلام) که بشارت به آمدن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) داده اند ایمان بیاورند و عمل صالح داشته باشند، بله، اجرشان با خداوند است. اگر اینها ایمان به خدا و قول حضرت موسی (علیه السلام) و حضرت عیسی (علیه السلام) دارند، قطعا باید ملتزم به اسلام و
نبوت نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) باشند. عمل صالحی که می خواهند انجام بدهند، بالاترین مصداق عمل صالح، خضوع در برابر نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است که بشارت تورات و انجیل درباره او هست.


Ø       در حدیث منزل که شما گفتید امیرالمؤمنین (علیه السلام) غیر از نبوت، تمام مقام پیامبر را دارد، آیا نبوت زیر مجموعه امامت نیست؟ چون مقام امامت از نبوت بالاتر است.


  إن شاء‌الله چند جلسه مفصل در این باره باید صحبت کنیم. یکی از اساسی ترین ادله شیعه بر حقانیت مذهب شیعه و امامت حضرت علی (علیه السلام)، حدیث منزلت است که در صحیح
بخاری و صحیح مسلم هم آمده است و در طول تاریخ مورد توجه همه بزرگان بوده است. در برخی از روایات حدیث منزلت این تعبیر آمده است:


  پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:


  یا علی! أ ما ترضی أن تکون منی بمنزله هارون من موسی إلا أنک لست بنبی، إنه لا ینبغی أن أذهب إلا و أنت خلیفتی، أنت ولیی فی کل مؤمن بعدى.


  تو خلیفه من هستی و ولی کل مومنین بعد از من هستی.


  مسند احمد، ج۱، ص۳۳۱ – مجمع الزوائد هیثمی، ج۹، ص۱۲۰ – سنن کبرى نسائی، ج۵، ص۱۱۳ – خصائص أمیر المؤمنین (ع) نسائی، ص۶۴ – معجم کبیر طبرانی، ج۱۲، ص۷۸ – کتاب تخریج السنه بن أبی عاصم، البانی، ج۲، ص۳۳۷


Ø       وقتی زبیر در جنگ جمل کشته شد، چرا حضرت علی (علیه السلام) بالای سر زبیر گریه کرد؟


  یکی از بحث هایی که در رابطه با مذاهب اسلامی خواهیم داشت، مو شکافی جنگ جمل است که انگیزه جنگ جمل چه بود؟ چرا و به چه انگیزه ای عایشه را از مکه و طلحه و زبیر را و دسته ای دیگر را تحریک کردند و در برابر آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) قرار دادند؟ و نزدیک ۳۰ هزار نفر از صحابه کشته شد. بطوریکه وقتی عایشه متذکر جنگ جمل می شد، گریه می کرد و افسوس می خورد که ای کاش مرده بودم و قضیه جنگ جمل از طرف من صورت نمی گرفت.


Ø       چرا أئمه (علیهم السلام)، زیر پای عباس، عموی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دفن شده اند؟ با آنکه مقام آنان بالاتر عباس است.


 البته من احساس می کنم که سؤال ایشان اشتباه است؛ چون قبرستان بقیع یک قبرستان عمومی بوده و آنجایی که مخصوص اهل بیت (علیهم السلام) بوده است، آوردند او را دفن کردند. اگر این عزیز دقت کنند، قبر ۴ امام ما جلوتر از قبر عباس است نه زیر پای عباس.


Ø       تاریخچه مختصری از قبرستان بقیع را برای ما بیان کنید.


  تاریخچه قبرستان بقیع برای قبل از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است. مردم مدینه و اوس و خزرج و دیگران هم در آنجا اموات خود را دفن می کردند. بعد از اینکه ن
بی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به مدینه آمد، شهدای احد و بدر را در آنجا دفن کردند. نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هم رسما خودش به زیارت قبور می رفتند.


Ø       در اینترنت مطلبی درباره یزید دیدم و از او به امیرالمؤمنین (علیه السلام) تعبیر کرده بودند و نوشته بودند که اگر امام حسین (علیه السلام) در کربلاء شهید نمی شد، یزید جزء‌ خلفاء راشدین بود و امام حسین (علیه السلام) جزء خوارج. در این مورد توضیح دهید.


  الان یکی از اموری که وهابیت عنایت دارند امروز در عرصه بین المللی بزرگنمایی کنند، قضیه تکریم و تعظیم معاویه و یزید بن
معاویه است و ما هم در این زمینه صحبت کرده ایم و إن شاء‌الله در ماه محرم امسال، اگر خداوند توفیق دهد، در مورد تکریم و تعظیم وهابیت نسبت به یزید که اینهمه قلم فرسائی می کنند و کتاب تألیف می کنند و چه انگیزه ای دارند، صحبت خواهیم کرد. هیچ شبهه ای نداریم که هدف نهائی وهابیت از تکریم یزید، عبارت است از دهان کجی به نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و آقا امام حسین (علیه السلام).


 . . . . . . . . . . . . . . . . . ؟


  سؤال ناقص ماند و ظاهرا در مورد حوزه علمیه لوتک زاهدان بود. …


  یکی از اساتید
حوزه علمیه لوتک زاهدان چند هفته پیش زنگ زد و گفت:


  من مدارکی دارم بر اینکه صحبت های ما بر خلاف آن است.


  بنده در آن صحبت مطالبی را نقل کردم که در صدا و سیمای استان سیستان و بلوچستان پخش شده بود و بنده هیچگونه مسئولیتی در رابطه با آن قضیه ندارم. از این عزیز هم خواستم که اگر مطالب مستندی بر خلاف آنچه که من گفتم دارد، ارائه دهد و ما این شهامت را داریم که اگر خلاف گفته‌مان، مطلبی ثابت شود، با کمال شهامت مطلب خلاف آن را برای بینندگان عزیز نقل خواهیم کرد.


  عزیزان بدانند، آنچه که امروز در جامعه شایع شده و برخی هم اعتراف کرده اند و إن شاء‌الله هم که دروغ باشد، ولی اگر
راست باشد و برای اینکه چهره شیعه را مشوش کنند، بیایند قرآن را در زباله‌دان بیاندازند و از آن فیلمبرداری کنند و برای مشوش کردن چهره حکومت شیعی، در میان مردم پخش کنند و همان کاری را کنند که معاویه در جنگ صفین کرد را انجام بدهند، جسارت به قرآن مجید است. اگر واقعا آنطور که برای ما گفته شده باشد، برخی اعتراف کرده اند و سایر مستندات را می خواهند به صورت فیلم در بیاورند و من هم از آقای هدایتی مُصّرانه تقاضا می کنم که آن را چندین بار از شبکه سلام پخش کنند تا چهره کسانی که به وهابیت و عربستان سعودی متصل هستند، نمایان شود. اینها طرفدار قرآن نیستند و حاضرند برای رسیدن به اهدافشان، قرآن را به زباله‌دان بیاندازند و پاره پاره کنند و فیلم بگیرند و پخش کنند. البته ما آرزو می کنیم که این قضیه دروغ باشد و إن شاء‌الله که دروغ است. اما اگر راست باشد، باید گفت:


  ویل، ثم ویل، ثم ویل، ثم ویل.   برای آن کسانی که می گویند ما تابع کتاب خدا هستیم.


Ø       آیا شیعیان اعتقاد دارند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عالم الغیب بوده است؟ اگر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عالم الغیب بوده است، آیا نمی دانستند که بعد از ازدواج با عایشه، او فاسد از آب در می آید به قول شما؟ آیا پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نمی دانستند که بعد از وفاتش، بر سر دخترش حضرت فاطمه زهراء (سلام الله علیها) و دامادش حضرت علی (علیه السلام) و خاندانش چه بلاهائی درمی آورند؟ نمی توانستند به همان مسلمانان بگویند که جلوی آنها را بگیرید و از گروه من خارج کنید و آنها خیانت می کنند؟


خود شما هم فرمودید که خداوند در صلح حدیبیه به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود که من شما را نصرت خواهم کرد. پس اگر اینها خراب بودند، خداوند هم ایشان را نصرت می کرد.


چرا می گوئید پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با آن مکتب بزرگ و عظیم خود، فقط ۴ نفر از آنان باقی می مانند و بقیه مرتد می شوند؟


نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) همه این قضایا را گفته است و خودش هم مکلف نبوده که به علم غیب خودش عمل کند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مگر در هنگام رحلت خود نگفت که کاغذ و قلمی بیاورید و بنویسم برای شما چیزی را که بعد از من گمراه نشوید و همین صحابه ای که شما از آنها حمایت می کنید و آنها را ناشر فرهنگ اسلام می دانید، مگر نگفتند که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هذیان می‌گوید؟ این را جواب بدهید. حداقل سوره جمعه را که می خوانید، کمی تفکر کنید در آن:  


«وَ إِذَا رَأَوْا تِجَارَهً أَوْ لَهْوًا انْفَضُّوا إِلَیْهَا وَ تَرَکُوکَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ مِنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجَارَهِ وَ اللَّهُ خَیْرُ الرَّا
زِقِینَ
» (سوره جمعه/آیه۱۱)


  پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در داخل مسجد خطبه می خواند و صدای دوقل و تجارت آمد و همه رفتند به سراغ لهو و لعب و تجارت و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را در بالای منبر تنها گذاشتند.


  من از شما سؤال می کنم که اگر یک مولوی در مسجد مشغول خطبه خواندن است و مردم صدای تجارت یا طبل و دوقل را بشنوند و خطبه را رها کنند و بیرون بروند، این آقای خطیب درباره این مردم چه تعبیری بکار می برد و چه قضاوتی می کند؟ شما ببینید در صحیح بخاری، ج۱، ص۲۲۵ روایت می کند:


  وقتی این قضیه اتفاق افتاد، مسجد پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) مملو از جمعیت بود و جز ۱۲ نفر، ‌همه بیرون رفتند.


  شما ما را متهم می کنید که نسبت به صحابه چنین و چنان می گویید، حال آنکه این آیه قرآن است و شوخی بردار هم نیست.


  درباره مرتد شدن همه، غیر از ۴ نفر، شما از خود عایشه سؤال بفرمائید. آقای ابن کثیر دمشفی سلفی در کتاب البدایه و النهایه، ج۶، ص۳۳۶ از قول عایشه نقل می کند:


  لما قبض رسول الله صلى الله علیه و سلم ارتدت العرب قاطبه و اشرأبت ا
لنفاق.


 اگر در روایات ما آمده است که ۴ یا ۵ نفر ماندند، در روایات شما آمده که همه عرب مرتد شدند و یک نفر هم نماند.


 تاریخ دمشق ابن عساکر، ج۳۰، ص۳۱۴  – نیل الأوتار شوکانی،‌ ج۱، ص۳۶ – طبقات ابن سعد، ج۲، ص۱۹۱ – سنن کبری بیهقی، ج۸، ص۱۷۷ – مصنف ابن ابی شیبه، ج۱، ص۵۹ – تفسیر قرطبی، ج۸، ص۱۴۷ – مستدرک الصحیحین، ج۳، ص۲۶۰


 شما بروید از خود عایشه سؤال کنید که قضیه چه بوده است؟


 صحیح بخاری، ج۷، ص۲۰۸ صراحت دارد بر اینکه:


 پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: صحابه من وارد آتش می شوند و جز تعداد اندکی از آنها، خلاصی نمی یابند.


 چرا ما را متهم می کنید؟ شما آیات قرآن را ببینید که درباره صحابه چه حکم می کند؟ صحیح بخاری چه دارد؟ حدیث خود ام المومنین عایشه چه دارد؟


 البته ما معتقد نیستیم که تمام صحابه مرتد شدند. بارها گفته ایم که حدیث:


 ارتدت الصحابه بعد رسول الله الا ثلاثه او اربع.


 اولا سندا ضعیف است و ثانیا مراد از این ارتداد، ارتداد از کفر نیست و مخالفت با دستور مهم نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است و آن امر ولایت و امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام) است. ما معتقدیم که تعدادی از صحابه با ابوبکر مخالفت کردند و در رکاب امیرالمؤمنین (علیه السلام) بودند. صدها نفر از اصحاب بدر در جنگ جمل و صفین در رکاب امیرالمؤمنین (علیه السلام) بودند و … . اینها احتیاجی به اینگونه مؤاخذه از طرف شما ندارد. این تعبیری که شما بیان می کنید، ضمن اینکه به دور از شأن یک مسلمان است، به ضرر خود شما هم هست. شما هر چه فحش بدهید، مردم چهره شما را بهتر می شناسند.


Ø       در مورد کتابی که آقای دکتر ابراهیم رُحِیلی وهابی چاپ کرده و در بین منطقه استان سیستان و بلوچستان  پخش کرده است توضیحاتی بدهید.


 نام این کتاب «الانتصار للصحب و الآل من افترائات السماوی الضال» است: یعنی دفاع از صحابه و آل از افترائات دکتر تیجانی است. این کتاب، مفصلا جواب داده است. توصیه می کنم که اول کتاب «ثم اهتدیت» یعنی: آنگاه هدایت شدم دکتر تیجانی را بخوانید و بعد جوابی را که آقای ابراهیم رحیلی داده را هم بخوانید. من مخصوصا در این زمینه توصیه دارم که حتما این دو کتاب را بخوانید و بعدا هر قضاوتی کردید، قطعا مورد قبول است. البته کتاب دیگری هم آقای خالد عسقلانی در رد آقای دکتر تیجانی نوشته است به نام «بل ضللت» کشف أباطیل التیجانی فی کتابه ثم اهتدیت. حرف های خیلی بی خود و بی اساسی می زنند. جناب آقای دکتر تیجانی کسی است که سال ها مُبلّغ وهابیت بوده است و یک آدم ساده ای نبوده و تحقیقات گسترده ای داشته و نتیجه این تحقیقات، این می شود ک
ه به مذهب شیعه گرویده می شود و میلیون ها نفر به برکت تبلیغات و کتاب های آقای دکتر تیجانی به مذهب اهل بیت (علیهم السلام) کشیده شده اند


http://www.baghi.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید