ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

حدیث ثقلین

الحمدلله ربّ العالمین، والصّلاه والسّلام على سیّدنا ونبیّنا محمّد وآله الطیّبین الطّاهرین، ولعنه الله على أعدائهم أجمعین من الأوّلین والآخرین.


بحثى که در پیش داریم در ارتباط با «حدیث ثقلین» است، حدیث شریفى که اگر بدان عمل مى شد و نیز اگر تطبیق بر مصادیق صحیحش مى گردید چنین اختلافى خانمانسوز
امّت مسلمان را فرا نمى گرفت.


نداى وحدت ندائى الهى است، و نداى اختلاف از شیطان است، خداوند متعال مى فرماید: (یَاأَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنْتُم مُسْلِمُونَ* وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعاً وَلاَ تَفَرَّقُوا وَاذْکُرُوا نِعْمَهَ اللهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَاناً)(۱): اى مؤمنان، بپرهیزید خدا را آنچنان که سزاوار است پرهیز کردن از او، و البتّه از دنیا بیرون نروید جز در حالیکه مسلمان باشید، و همگى به «ریسمان خدا» جنگ زنید و پراکنده نشوید، و به یاد آورید نعمت خدا را بر خودتان آنگاه که با هم دشمن بودید، پس خداوند میان دلهاى شما اُلفت و یگانگى قرار داد و به سبب نعمت پروردگار برادر گردید.


«ریسمان خدا» یعنى: حقیقتى که بندگان بوسیله آن با خداوند متعال ارتباط پیدا مى کنند و راه او را مى پیمایند. و از این آیات استفاده مى شود که: یگانه طریق ایجاد وحدت، چنگ زدن همگان است به «ریسمان خدا»، و در احادیث بسیارى که صحّت آنها مورد اتّفاق فریقین است، رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم فرموده اند: «ریسمان الهى» که مؤمنین بایستى به آن چنگ زنند، یکى کتاب خداوند متعال، و دیگرى خاندان نبوّت علیهم السّلام است، و این دو، وسیله هدایت و مانع از ضلالت بوده و تا روز قیامت از هم جدایى ندارند.


و البتّه زیان اختلاف در آخرت هویدا گشته، و جبران پذیر نیز نخواهد بود، و در حدیثِ اِخبار رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم به هفتاد و سه فرقه شدن امّت، و جهنّمى بودن هفتاد و دو فرقه(۲)، آن زیان بیان گردیده است.


و قرآن کریم، راه وحدت و طریق وصول به آن را در صورت وقوع اختلاف بیان فرموده است: (&lt ;B>قُلْ یَا أَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى کَلِمَه سَوَاء بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِنْ دُونِ اللهِ فَإِن تَوَلَّوا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ)(۳): (اى پیامبر) بگو: اى اهل کتاب، بیایید سوى کلمه اى که میان ما و شما یکسان است که نپرستیم جز خداى را و چیزى را شریک او قرار ندهیم، و برخى از ما جز خدا را ارباب نگیریم، پس اگر رو گردانیدند بگویید: گواه باشید که ما مسلمان هستیم.
روى سخن در این آیه کریمه با «اهل کتاب» است که خود را موحّد و پیرو پیامبران مى دانند.


و خلاصه سخن آنست که: رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم به فرمان خداوند متعال به آنان مى فرماید: براى اختلافاتى که در بین است دشمنى نکنید، بیایید در موارد توافق که خداپرستى و ترک شرک و ترک اطاعت از غیر خداوند متعال است با هم تفاهم کنیم و آن را مورد عمل قرار دهیم تا بتوانیم با منطق صحیح، موارد اختلاف را حلّ کرده، حقّ را معلوم نمائیم، پس اگر نپذیرفتند، به آنان بگوئید: ما مسلمان هستیم، یعنى: ما تسلیم فرمان خدا هستیم، و در خداپرستى و توحید راست مى گوییم، نه شما، زیرا حقّ جو و خداپرست در جهت خداپرستى با دیگر خداپرستان یگانگى مى کند و دشمنى و مخالفت نمى نماید، و در جهت مورد اختلاف نیز تفاهم مى نماید و حقّ را در میان اختلاف کنندگان روشن مى کند.


پس راه ایجاد وحدت (طبق تعلیم قرآن کریم) آنست که: اختلاف کنندگان (اگر راست مى گویند و قصد توافق و اتّحاد دارند) در آنچه توافق دارند معترف بوده و کتمان نکنند و آن را مسکوت نگذارند، و در آنچه اختلاف دارند تعصّب را رها نموده، حقّ جو باشند، و دانایان هر قومى با یکدیگر تماس گرفته و بدون مداخله نادانان و آشوب طلبان مراجعات داشته باشند، و با منطق استدلال صحیح، حقّ جویانه و منصفانه، حقّ را در میان آراء و نظریّات گوناگون روشن نمایند تا بندگان خدا از زیان اختلاف در امان باشند.
و البتّه اگر در موارد وحدت و توافق، سهل انگارى شود، و چیزى که اختلاف کنندگان آن را حقّ مى دانند، ترک نمایند، و براى احیاء و ترویج آن قیام و اقدام ننماید و در اختلافات با هم دشمنى و ستیزگى داشته باشند، نشانه آنست که حقّ جو نیستند، بلکه گرفتار بلاى تعصّب مى باشند.


و در امّت اسلام در زمانهاى گذشته و اکنون، بسیارى از چیزها که مورد توافق همگان است متروک مانده، و در پس پرده فراموشى نهان گشته، و چنان مشاهده مى شود که آنها را از دین محسوب نمى دارند.


و این راه صحیح ایحاد وحدت دینى است که خداوند کریم در کتاب مجیدش به بندگان تعلیم داده است.


و «حدیث ثقلین» یکى از بهترین دلائل مورد اتّفاق فریقین است که مى توان با چنگ زدن به مضامین نورانیش، و رها ساختن پرده هاى اوهام و تعصّب، راه پرمخاطره اختلاف در دین را مسدود نمود، زیرا همچنانکه خواهد آمد سند این حدیث شریف قابل تشکیک نبوده (کما اینکه صحّت سند و حتّى تواتر عند الفریقین نسبت به ادلّه اى که شیعه در اثبات مدّعایش بدان تمسّک مى جوید، در سرتاسر مباحث اثبات خلافت و جانشینى بلافصل امیرالمؤمنین علیه السّلام موجود است)، و دلالت آن نیز واضح و روشن است.


قبل از ورود در بحث، یکى دو لفظ از الفاظ «حدیث ثقلین» را مذکور مى داریم:


ترمذى در کتاب «صحیحش» به سند خودش از جابر بن عبدالله انصارى نقل مى کند که: رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم فرمودند: «یا أیُّهَا النَّاسُ، إنّی تَرَکْتُ فِیکُمْ ما إنْ أَخَذْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا: کِتابَ اللهِ وَعِتْرَتِی أهْلَبَیْتِی»(۴): اى مردم، من در میان شما چیزى گذاشتم که اگر تمسّک به آن جوئید هرگز گمراه نخواهید شد: قرآن و عترت من که خاندان نبوّت هستند.
و نیز ترمذى در «صحیحش» از زید بن ارقم چنین نقل مى کند که زید گفت: رسول خدا صلّى الله علیه وآله وسلّم فرمودند: «إنِّی تارِکٌ فِیکُمْ ما إنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدی، أَحَدُهُما أَعْظَمُ مِنَ الآخَرِ: کِتابُ اللهِ حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّماءِ إلَى الأرْضِ، وَعِتْرَتِی أهْلُبَیْتِی، وَلَنْ یَفْتَرِقَا حَتّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ، فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونی فِیهِما»(۵): بدرستى که من بجا مى گذارم در بین شما چیزى که اگر بدان چنگ بزنید بعد از من هرگز گمراه نخواهید شد، یکى از آن دو از دیگرى باعظمت ت
ر است، کتاب خدا که ریسمانى متّصل از آسمان به زمین است، و خاندان نبوّت، و این دو هرگز از یکدیگر جدا نمى شوند تا سر حوض کوثر بر من وارد شوند، پس دقّت نمائید که بعد از من در حقّ آن دو چگونه رفتار خواهید داشت.


این بود دو لفظ از الفاظ این حدیث شریف از دو نفر صحابى از کتاب «صحیح ترمذى».


آرى، پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله حدیث ثقلین را در موارد متفاوتى بیان فرموده است و مشهورترین جایگاه، در حجه الوداع در خطبه معروف غدیر است. همان جا که اُمّت را به کتاب و عترت سفارش فرمود و آنان را به پیروى از آن دو چیز خطیر امر نمود و از مخالفت با آن دو، بر حذر داشت.


پیامبر خدا صلى اللّه علیه وآله در ضمن سخنانى فرمود:


« . . . و قد ترکت فیکم ما إن أخذتم بهما لن تضلّوا بعدی: کتاب اللّه وأهل بیتی»(۶).


«من پس از خود براى شما چیزى را باقى گذاشتم که مادامى که پس از من به آن ها چنگ بزنید هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و اهل بیتم».


حضرتش در آن خطابه تأکید فرمود که مادامى که امّت به قرآن و عترت چنگ زنند گمراه نخواهند شد، و آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا کنار حوض بر پیامبر صلى اللّه علیه وآله وارد شوند.


 


پی نوشت:


(1) سوره آل عمران: ۳/۱۰۲ و۱۰۳.


(2) کنز العمّال: ج۱۱/۱۱۴ حدیث ۳۰۸۳۴ تا ۳۰۸۳۸، سبل الهدى والرّشاد: ج۱۰/۱۵۹، سنن ابن ماجه: حدیث ۱۷۵ و۳۹۹۳، مسند احمد: ج۳/۱۲۰
و۱۴۵.


(3) سوره آل عمران: ۳/۶۴.


(4) صحیح ترمذى: ج۵/۶۶۲، حدیث ۳۷۸۶ ـ چاپ دار احیاء التّراث العربى ـ بیروت.


(5) صحیح ترمذى: ج۵/۶۶۳، حدیث ۳۷۸۸.


(6) کنز العمّال: ۱۳ / ۱۴۰ حدیث ۳۶۴۴۱ .


 


http://www.al-milani.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید