ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

صلح امام حسن (ع) و قیام امام حسین (ع)

اسلام و جهاد


امام حسن علیه السلام، صلح کرد ولی امام حسین علیه السلام قیام کرد و به جهاد پرداخت. آیا اسلام دین صلح است یا جنگ؟


در برخی از آبات قرآن کریم دستور به جنگ و جهاد داده شده و در برخی دیگر دستور صلح. آیات زیادی به موضوع جنگ با کفار و مشرکین می پردازد، مانند «وقاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم » در راه خدا با کسانیکه با شما می جنگند بجنگید.» (۱) آیات دیگری نیز در باب صلح وارد شده است، مانند: «وان جنحوا للسلم فاجنح لها وتوکل علی الله انه هو السمیع العلیم »و اگر به صلح گراییدند، تو نیز بدان گرای و بر خدا توکل نما که او شنوای داناست.» (۲)


بنابراین اسلام، صلح را به معنای یک قانون ثابت نمی داند و در همه
شرائط سفارش به جنگ نمی کند، بلکه هر کدام را تابع شرایط خاصی می داند، لذا می بینیم پیامبر اکرم (ص) در بدر و احد و احزاب با مشرکین می جنگد و در حدیبیه با سرسخت ترین دشمنان اسلام یعنی مشرکین مکه، قرارداد صلح امضا می کند.


سیره سیاسی ائمه (ع) از نظر اعتقادی


اگر از جنبه اعتقادی به این مسئله معتقد باشیم که ائمه معصومین حجت الهی بر روی زمین هستند و هر حرکتی که از آنها صادر شده نیز الهی بوده، هر روشی که آن بزرگواران در پیش گرفته اند – اعم از صلح و جنگ – مورد قبول ما خواهد بود.


ائمه اطهار(ع)، معصومند و مرتکب خطا و اشتباه و گناه نمی شوند. هدف آنان نیز تنها یک چیز بوده و آن
عزت، اعتلاء و حفظ دین مبین اسلام می باشد، چنانکه پیامبر اسلام (ع) فرمودند: «لایزال الاسلام عزیزا الی اثنی عشر خلیفه ؛ اسلام مادام که در سایه وجود دوازده امام و خلیفه است عزیز و مقتدر است.»(۳)


ائمه هدی علیهم السلام به خاطر عصمت و علمی که دارند، همیشه نافع ترین و بهترین راه را برای حفظ اسلام و اعتلای کلمه حق در پیش می گیرند و تمام تلاش خود را در جهت رسیدن به این هدف مصروف می دارند. تمام دغدغه شان حفظ دین است؛ با شمشیر و گاه با تدبیر.


روش هر یک از امامان، تداوم و تکمیل سیره امام دیگر بوده است و همه بر طبق دستور خدا و رسولش عمل کرده اند.


ابو سعید عقیصا می گوید: به امام حسن مجتبی علیه السلام عرض کردم: چرا با معاویه صلح نمودی؟ آن حضرت فرمود: «یا ابا س
عید! الست حجه الله تعالی ذکره علی خلقه، واماما علیهم بعد ابی علیه السلام؟ قلت: بلی. قال: الست الذی قال رسول الله صلی الله علیه وآله لی ولاخی: الحسن والحسین امامان قاما او قعدا؟ قلت: بلی. قال: فانا اذن امام لو قمت وانا امام لو قعدت، یا ابا سعید عله مصالحتی لمعاویه عله مصالحه رسول الله صلی الله علیه وآله لبنی ضمره وبنی اشجع ولاهل مکه حین انصرف من الحدیبیه. اولئک کفار بالتنزیل ومعاویه واصحابه کفار بالتاویل، یا ابا سعید اذا کنت اماما من قبل الله تعالی ذکره لم یجب ان یسفه رایی فیما اتیته من مهادنه او محاربه، وان کان وجه الحکمه فیما اتیته ملتبسا؛


ای ابو سعید! آیا من حجت خدای تعالی بر خلقش نیستم و امام بعد از پدرم علی علیه السلام بر مردم نمی باشم؟ گفتم: چرا هستی. فرمود: آیا من آن کسی نیستم که رسول خداصلی الله علیه وآله درباره من و برادرم فرمودند: حسن و حسین امامند چه قیام کنند و چه صلح کنند؟ گفتم: چرا هستی. سپس فرمود: پس من چه قیام می کردم و چه صلح می نمودم، امام هستم. ای ابوسعید! به همان علتی که پیامبر با قبایل بنی ضمره و بنی اشجع و با اهل مکه زمانیکه از حدیبیه برمی گشت صلح نمود من هم با معاویه صلح نمودم، [با این تفاوت که] اهل مکه کفار به تنزیل [یعنی به تصریح قرآن] هستند و معاویه و یارانش کفار به تاویل می باشند. ای ابو سعید! زمانیکه من امام منصوب از طرف خدا هستم جایز نیست که در رای و نظرم اعم از اینکه صلح و یا جنگ باشد تخطئه شوم، اگر چه حکمت نظرم مشخص نباشد.»(۴)


با توجه به این حدیث، اگر پیامبر(ص) در موقعیت و شرایط امام حسن علیه السلام بود، همان راهی را در پیش می گرفت که امام حسن علیه السلام برگزید و اگر امام حسین علیه السلام هم در آن شرایط و موقعیت بود، تنها راه چاره را در صلح می دید.


شرائط سیاسی، اجتماعی دو امام


برای مشخص شدن چرائی روش امام حسن و امام حسین علیهم السلام در مقابل معاویه و یزید باید موقعیت و شرائط زمان آن دو امام بزرگوار روشن شود.


علت تفاوت شیوه این دو امام مسائل متعددی است که در اینجا به چند تفاوت عمده زمان امامت این دو بزرگوار می پردازیم:


– موقعیت اجتماعی دو امام


امام حسن علیه السلام در مسند خلافت مسلمین، جنگ با نیروی خارجی را به ضرر شیعیان می دید و کشته شدن ایشان نیز به معنای شکست مسلمین و مرکز قدرت بود، ولی در زمان امام حسین علیه السلام شرایط فرق می کرد. امام حسین علیه السلام یک معترض به حکومت موجود بود، اگر کشته می شد، این کشته شدنش شهادتی افتخارآمیز بود، که همانطور هم شد.(۶)


اگر امام حسن علیه السلام مقاومت می کرد، نتیجه نهائی آن – همان طور که ظواهر تاریخ نشان می دهد – این بود که کشته می شد و یا اسیر معاویه، و این یعنی کشته شدن یا اسارت خلیفه مسلمین در مسند خلافت که موجب شکست اسلام می شد، ولی کشته شدن امام حسین علیه السلام کشته شدن یک معترض به حکومت فاسد بود و این موجب از بین رفتن فساد، بیداری مردم وحرکت آنان در حفظ اسلام می شد که چنین نیز شد.


– موقعیت فرهنگی و افکار عمومی


روزی که امام حسن (ع) صلح کرد، هنوز اجتماع به آن پایه از فهم و بینش نرسیده بود که هدف امام را تأمین کند. در آن روز مردم کوفه تمایلی به جنگ نشان نمی دادند، بگونه ای که وقتی امام برای آنها خطبه ای خواند، آنان را به پایداری و استقامت تشویق کرد، روزها و خاطره های جنگ صفین را به یادشان آورد و به آنان چنین وانمود کرد که در مورد پیشنهاد (صلح) معاویه با ایشان مشورت می کند، در آخر خطابه اش فرمود: آگاه باشید معاویه ما را به کاری فراخوانده که در آن نه سربلندی هست و نه انصاف، اگر داوطلب مرگید سخن او را به خودش برگردانید و با زبانه شمشیر او را به محاکمه
خدایی بکشیم و اگر خواستار زندگی هستید پیشنهاد او را بپذیریم و خشنودی شما را طلب کنیم
، مردم از هر سو فریاد برآوردند: مهلت، مهلت، صلح را امضا کن.


مردم کوفه بیست سال طعم حکومت معاویه را چشیدند و برنامه های ضد انسانی تهدید و گرسنگی معاویه علیه خود را تحمل کردند، بگونه ای که ابن ابی الحدید معتزلی می گوید: در زمان معاویه شیعیان در هرجا که بودند به قتل می رسیدند، بنی امیه دست و پای اشخاص را به احتمال اینکه از شیعیان هستند بریدند، هر کس که معروف به دوستداری و دلبستگی به خاندان پیامبر بود زندانی شد و یا مالش به غارت رفت و یا خانه اش را ویران کردند. (۷)


ظلم و جور اموی مردم را بی تاب کرد و دنبال راه چاره بودند. از این رو حدود هیجده هزار نامه به امام حسین (ع) نوشته و برای همکاری با آن حضرت اعلام آمادگی کامل نمودند. از نظر تاریخی اگر امام به آن نامه ها ترتیب اثر نمی داد، در مقابل تاریخ محکوم بود و می گفتند زمینه مناسبی را از دست داد.


بنابراین مردم کوفه با امام حسین علیه السلام برای قیام اتمام حجت می کنند بگونه ای که امام نمی تواند آن را نادیده بگیرد، ولی در مورد امام حسن (ع) قضیه بر عکس است،اتمام حجت بر خلاف بود و مردم کوفه عدم آمادگی شان را اعلام کرده بودند.(۸)


– یاران دو امام


امام حسن (ع) با یاران بی وفایی روبرو بود که عده ای از آنها در مقابل تطمیع های معاویه خود را باخته، برق سیم و زر عقل از سرشان ربود و به لشکر معاویه ملحق شدند و جمعی دیگر از آنها برای معاویه نامه نوشتند که ما حاضریم حسن بن علی (ع) را تحویل دهیم.


امام حسن علیه السلام یارانی داشت که خود وبال آن حضرت شدند، بگونه ای که در اردوگاه آن حضرت به خیمه حضرت حمله کرده،  آن را غارت کردند و سجاده از زیر پایش کشیدند و با گستاخی، ردایش را از دوشش کشیدند.


در ساباط یکی از یاران امام، به نام «جراح بن سنان » جلو آمد و با وقاحت تمام آن حضرت و پدر گرامیش حضرت علی (ع) را متهم به شرک نمود و به پای آن حضرت با شمشیر ضربه ای زد که گوشت را شکافت و به استخوان رسید. (۹)


با چنین اصحابی امام چگونه می توانست در مقابل لشکر شام به جنگ ادامه دهد؟


امام (ع) در خطبه ای که معاویه هم در آن مجلس حضور داشت ف
رمود: «وقد هرب رسول الله من قومه وهو یدعوهم الی الله حتی فر الی الغار ولو وجد علیهم اعوانا ما هرب منهم ولو وجدت انا اعوانا ما بایعتک یا معاویه ؛ رسول خداصلی الله علیه وآله با اینکه قومش را به سوی خدا دعوت می نمود، مجبور شد از دست آنها فرار کند و به غار پناه آورد و اگر یارانی داشت هرگز از آنها فرار نمی کرد. من هم اگر یارانی داشتم هرگز با تو ای معاویه بیعت نمی کردم.» (۱۰)


آن حضرت در بیانی دیگر علت صلح خود را نداشتن یار و یاور بیان می کند: «والله ما سلمت الامر الیه الا انی لم اجد انصارا ولو وجدت انصارا لقاتلته لیلی ونهاری حتی یحکم الله بینی وبینه؛ به خدا سوگند من حکومت را به معاویه واگذار نکرم مگر بخاطر نداشتن یاران و اگر انصار و یارانی می داشتم، شبانه روز با او می جنگیدم تا اینکه خداوند بین من و او حکم کند.» (۱۱)


اما حضرت امام حسین (ع) یارانی داشت که اگر چه تعدادشان اندک بود ولی از نظر ایمان و استقامت و وفاداری نظیر نداشتند، به طوری که آن حضرت، آنان را چنین می ستاید: « من اصحابی با وفاتر از یاران خود سراغ ندارم و خاندانی نیکوتر و مهربانتر از خاندان خود نمی شناسم. خداوند از جانب من به شما پاداش نیک دهد.» (۱۲)</SPAN&gt ;


یاران حضرت ابی عبد الله الحسین (ع) حقیقتاً قابل ستایش بودند و با ایمان و وفادار، زیرا تا یک نفر از آنان زنده بود، نگذاشتند آسیبی به امام برسد.


– تفاوت معاویه و یزید


معاویه و یزید اگر چه در اصل هدف که همان از بین بردن اسلام و غصب حق اهل بیت (ع) بود، متحد بوده و هر دو یک هدف را دنبال می کردند ولی در رفتار و روحیه، با هم تفاوت عمده داشتند که این تفاوتها واکنش های خاصی را از ناحیه امامان (ع) می طلبید:


1- با تجربه بودن معاویه و خام بودن یزید: معاویه در حل مشکلات، مهارت خاصی داشت و کارآزموده بود و به همین دلیل وسیله توانسته بود مردم شام را با خود همراه و افکار عمومی را با حکومت خود هماهنگ کند، ولی یزید،جوانی خام و بی تجربه و فاقد مهارت بود.


2- نفاق معاویه و فسق علنی یزید:


معاویه اگرچه کینه اسلام و اهل بیت علیهم السلام را در دل داشت، به عنوان مثال در پاسخ «مغیره بن شعبه » که از او خواسته بود قدری درباره خاندان علی علیه السلام و شیعیانش به عدالت رفتار کند، گفته بود: « به خدا قسم هدفم دفن نام پیامبر و اسلام است.» اما تظاهر به اسلام و دین داری می کرد. او نقاب دین به چهره داشت و مردم را دچار تردید می کرد.


همانطور که پیامبر اکرم (ص) خبر داد، دین خدا را مایه فریبکاری و بندگان خدا را بردگانی حلقه بگوش و مال خدا را ملک اختصاصی خویش ساخته بود.


این روحیه معاویه، کار امام حسن علیه السلام را پیچیده تر کرده بود و باید سال ها می گذشت تا چهره منافق او برای مردم آشکار می شد. صلح امام (ع) چهره واقعی معاویه و بنی امیه را به مردم نشان داد.


به دلیل همین روحیه حیله گرانه معاویه است که امام حسین علیه السلام در مدت ده سال اول امامتش که در زمان معاویه بود قیام نکرد، اما با مرگ معاویه و شروع سلطنت یزید دست به قیام زد.


یزید در مقابل امام حسین علیه السلام جوانی عیاش، آلوده به گناه و سگ باز بود. او با شراب خواری علنی دستورات دین اسلام را زیر پا می گذاشت. اشعاری که از وی در کتب شیعه و سنی در این زمینه نقل شده، به وضوح نمایانگر اوج فساد و انحراف او می باشد.


امام حسن علیه السلام صلح نکرد، بلکه صلح را بر او تحمیل کردند، او در مقابل گروه یاغی شام ابتدا قیام کرد و در رویارویی با معاویه، نیروهایش را به منطقه «مسکن» گسیل داشت اما به خاطر عواملی که بیان شد، ناچار صلح را انتخاب کرد، معاویه در مقابل این تدبیر امام دو راه بیشتر نداشت، یا به مواد معاهده صلح عمل کند که در این صورت امام حسن علیه السلام به هدفش یعنی عمل به احکام اسلام طبق کتاب و سنت، حفظ خون شیعیان و گرفتن خلافت از دست غاصبان شام می رسید و یا اینکه مواد معاهده را زیر پا بگذارد – که معاویه این راه را برگزید – و در این صورت نقاب از چهره فریبکارانه معاویه کنار رفته و مردم با جنایت و فساد روحی او آشنا می شدند و زمینه برای قیام علیه بنی امیه فراهم می شد، که چنین هم شد.


در حقیقت، صلح امام حسن علیه السلام راه را برای به وجود آمدن نهضت عاشورا هموار ساخت.


&lt ;P style=”TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: 6.8pt 0in; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; BACKGROUND: #f2f2f2; mso-background-themecolor: background1; mso-background-themeshade: 242″ dir=rtl class=MsoNormal align=justify>مرحوم سید شرف الدین (ره) در این باره فرمود: «شهادت کربلا پیش از آنکه حسینی باشد حسنی بود. از نظر خردمندان، روز ساباط امام حسن علیه السلام به مفهوم فداکاری بسی آمیخته تر است تا روز عاشورای امام حسین (ع)، زیرا امام حسن (ع) در آن روز در صحنه فداکاری نقش یک قهرمان نستوه و پایدار را در چهره مظلومانه یک از پا نشسته مغلوب ایفا کرد.(۱۳)


پی نوشت:


1) قرآن کریم، سوره بقره، آیه ۱۹


2) سوره انفال، آیه ۶۱


3) محمد محمدی ری شهری، اهل البیت فی القرآن والسنه، ص۷۴


4) محمد باقر مجلسی، بحارالانوار،ج۴۴، ص۲


6) شهید مرتضی مطهری، سیری در سیره ائمه اطهار


7)  ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱، ص ۴۳


8) شهید مطهری، همان


9) شیخ مفید، الارشاد، المؤتمر العالمی لالفیه الشیخ المفید، تحقیق آل البیت، ج ۲، ص ۱۲


10) محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، جلد ۴۴، ص ۲۳


11) طبرسی، الاحتجاج، ج۲، ص۷۱


12) شیخ مفید، همان، ص۹۱


13) راضی آل یاسین، صلح الحسن علیه السلام، ترجمه آیت الله خامنه ای مد ظله العالی


www.emamhossein.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید