ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

اختیار در انتخاب بهشت و جهنم!

تقسیم پایان قیامت به بهشت و جهنم در قرآن مجید، به این خاطر است که مردم در دنیا با اختیار و انتخاب خودشان به دو دسته تقسیم شده‏اند. زیرا در حساب پروردگار چنین تقسیمى وجود ندارد، او مردم را چنین تقسیم نکرده است، بلکه او با کتاب‏ها و پیغمبرانش مردم را به صراط مستقیم دعوت کرده، گروهى با اختیار خودشان، صراط مستقیم و گروهى نیز راه ضلالت را انتخاب کردند. & lt;/B>

اگر حرکت در صراط مستقیم به اجبار خدا بود، بهشت نباید به وجود مى‏آمد، چون مزد و پاداش معنا نداشت. همه پاداش پروردگار مربوط به آن انتخاب، نیت و خواست آزاد مردم است. اگر مردم را به اجبار در راه ضدّ صراط مستقیم مى‏انداخت، دوزخ و کیفر معنى نداشت، چون بشر در این زمینه مجرم و مقصِّر نبود. وقتى اراده‏اش را سلب کنند، بدون این که خودش دخالت داشته باشد، او را در زشتى بیاندازند، براى چه او را کیفر کنند؟


خداوند بزرگ در قرآن کریم خودش را حکیم معرفى مى‏کند. کیفر کسى که خودش در جرمش دخالت و اراده‏اى نداشته، بر حکیم، قبیح است و خدا کار قبیح نمى‏کند. همچنین پاداش به کسى که خودش در کار پاک، اراده‏اى نداشته است نیز صحیح نیست، پاداش چه چیزى را به او بدهند؟


«قُلْ فَلِلَّهِ الْحُجَّهُ الْبالِغَهُ فَلَوْ شاءَ لَهَداکُمْ أَجْمَعِینَ» «۱»بنابراین نه هدایت و نه گمراهى، هیچ کدام اجبارى نیست.


آیاتى که مى‏گوید:


«إِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی إِلَیْهِ مَنْ أَنابَ» «۲»


«فَیُضِلُّ اللَّهُ مَنْ یَشاءُ وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ» «۳»


طبقات آخر جهنم که متراکم‏ترین، سخت‏ترین و بدترین عذاب الهى را دارد، جایگاه منافقین است، آنهایى که در باطن دین ندارند، اما در ظاهر خودشان را دیندار نشان مى‏دهند


هر کسى را بخواهم هدایت مى‏کنم و هر کسى را بخواهم گمراه مى‏کنم، معنی آن هدایت وگمراهی اجبارى نیست. معنى آن این است که هر کسى خودش بخواهد و شایستگى نشان دهد، ما گوهر هدایت را به او مى‏دهیم تا جزء«یَهْدِی مَنْ یَشاءُ» شود و هر کسى نیز هدایت را نخواهد، من به اجبار گوهر هدایت را در دامن کسى نمى‏اندازم، چون خودش گمراهى را مى‏خواهد، او خودش به طرف گمراهى مى‏رود.


 


تفاوت طبقات بهشت و جهنم‏


چرا بهشت هشت طبقه و جهنم هفت طبقه دارد؟ علتش چیست؟ «۴» علت هشت طبقه بودن بهشت، تقسیم شدن مردم مۆمن به هشت قسمت است.


ایمان از نظر کیفیت داراى درجاتى است که ما این درجات را در امور مادى نیز زیاد مى‏بینیم؛ برق، برق است، از نیروگاه کابل کشیده و برق را از مولد آن مى‏آورند.


هدایت از منبع واحدى سرچشمه مى‏گیرد، آن هم خدا است. ولى مردم، به تناسب شدّت و ضعف وجود خود، نور هدایت را نشان مى‏دهند،فردی مى‏گوید: من نماز مى‏خوانم و روزه مى‏گیرم و سر سال اگر بدهکار شدم، بدهى‏ام را مى‏دهم، دیگر حوصله کار دیگرى را ندارم؛ زیارت نمى‏رود، اهل نماز شب، دید و بازدید و کار خیر نیست، اما دیگرى مى‏گو
ید: من نمازم را مى‏خوانم و روزه مى‏گیرم و هفته‏اى دو روز نیز براى خدا روزه مى‏گیرم، یا در صندوق قرض الحسنه مى‏نشینم و کمک مى‏دهم، نیم ساعت به اذان صبح نیز بلند مى‏شوم و یازده رکعت نماز مى‏خوانم
.


ما با تناسب ظرفیت وجودى که داریم با همان نورى که داریم وارد محشر مى‏شویم، ما را تقسیم مى‏کنند، مى‏گویند: شما چند میلیون به طبقه اول بهشت بروید، شما چند میلیون به طبقه دوم، تا برسد به آن درجه عالى و اعلى که آنجا دیگر مشترى‏هایش خیلى کم هستند؛ صد و بیست و چهار هزار پیامبر و دوازده امام علیهم السلام اولیاى خاص پروردگار هستند، یعنى آنهایى که به تعبیر علماء «الاقرب فالاقرب» بودند.


 


تقرب به پیامبر صلى الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام‏


اگر بتوانید «الاقرب فالاقرب» را رعایت کنید، یعنى از گروه اول در بیایید و به گروه دوم بروید و از گروه دوم به گروه سوم، تا آدم به آن گروه مقربین برسد. آن نیز شرایطى مى‏خواهد. پیغمبر صلى الله علیه و آله مى‏فرمایند: از جمله شرایطش:


«انّ أقربکم منى مجلساً یوم القیامه أحسنکم اخلاقاً» «۵» نزدیک‏ترینِ شما در روز قیامت از نظر جایگاه، به من کسى است که اخلاقش بهتر باشد، یعنى هر که تلاش بیشترى براى اصلاح درون خود کند، تا حسد، حرص، بخل و ریا در وجود او پیدا نشود، با مردم و خانواده خوش برخورد است ، البته این‏ها موردى از موارد «الاقرب فالاقرب» است.


هر کسى را بخواهم هدایت مى‏کنم و هر کسى را بخواهم گمراه مى‏کنم، معنی آن هدایت وگمراهی اجبارى نیست. معنى آن این است که هر کسى خودش بخواهد و شایستگى نشان دهد، ما گوهر هدایت را به او مى‏دهیم تا جزء«یَهْدِی مَنْ یَشاءُ» شود و هر کسى نیز هدایت را نخواهد، من به اجبار گوهر هدایت را در دامن کسى نمى‏اندازم


هر چه آدم بتواند جلوتر برود، تا به مقام انبیا و ائمه علیهم السلام نزدیک شود، در همان بهشتى مى‏رود که آنها را مى‏برند، البته با درجه نازل‏تر، یعنى به پیغمبران قصر مى‏دهند، به شما نیز قصر مى‏دهند، اما مصالح قصر شما با آنها کمى فرق مى‏کند.


 


طبقات جهنم از دید قرآن‏


جهنم نیز داراى طبقات است. این که مى‏گوید: دوزخ، نه این که هر کس که مجرم است، همگى را در یک جا ببرند، طبقات آخر جهنم که متراکم‏ترین، سخت‏ترین و بدترین عذاب الهى را دارد، جایگاه منافقین است، آنهایى که در باطن دین ندارند، اما در ظاهر خودشان را دیندار نشان مى‏دهند.


«إِنَّ الْمُنافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ» «۶». طبقه اول جهنم جاى مجرمین گدا و گرسنه است، این‏هایى که شاه، وزیر و شخصیت مهمى نبودند، بلکه آفتابه دزد بودند ، اما معاویه، در جرم مجرم بزرگى است که باید او را جایى ببرند که عذاب دردناک دارد، یعنى از شش طبقه دیگر عذابش سخت‏تر باشد.


جمع بندی:


پس علّت تقسیم پایان قیامت به بهشت و دوزخ، تقسیم شدن مردم در دنیا به دو راه هدایت و ضلالت است وعلت هشت طبقه بودن بهشت، تقسیم شدن مردم مۆمن به هشت قسمت است.


 پی نوشت ها:


& lt;P style=”TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl” dir=rtl class=MsoNormal align=justify>(1)- انعام (۶): ۱۴۹؛ «بگو: دلیل و برهان رسا [که قابل ردّ، ایراد، شک و تردید نیست‏] مخصوص خداست، و اگر خدا مى‏خواست قطعاً همه شما را [به طور جبر] هدایت مى‏کرد.»


(2)- رعد (۱۳): ۲۷؛ «بگو: مسلماً خدا هر کس را بخواهد [پس از اتمام حجت‏] گمراه مى‏کند و هر کس را که به سوى ا
و بازگردد، هدایت مى‏نماید
.»


(3)- ابراهیم (۱۴): ۴؛ «پس خدا هر کس را بخواهد [به کیفر لجاجت و عنادش‏] گمراه مى‏کند، و هر کس را بخواهد، هدایت مى‏نماید.»


(4)- بحار الأنوار: ۸/ ۱۲۱، باب ۲۳، حدیث ۱۲؛ «أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ إِنَّ لِلْجَنَّهِ ثَمَانِیَهَ أَبْوَابٍ، باب یَدْخُلُ مِنْهُ النَّبِیُّونَ وَ الصِّدِّیقُونَ وَ، باب یَدْخُلُ مِنْهُ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ خَمْسَهُ أَبْوَابٍ یَدْخُلُ مِنْهَا شِیعَتُنَا وَ مُحِبُّونَا فَلَا أَزَالُ وَاقِفاً عَلَى الصِّرَاطِ أَدْعُو وَ أَقُولُ رَبِّ سَلِّمْ شِیعَتِی وَ مُحِبِّیَّ وَ أَنْصَارِی وَ مَنْ تَوَالَانِی فِی دَارِ الدُّنْیَا فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکَ وَ شُفِّعْتَ فِی شِیعَتِکَ وَ یَشْفَعُ کُلُّ رَجُلٍ مِنْ شِیعَتِی وَ مَنْ تَوَلَّانِی وَ نَصَرَنِی وَ حَارَبَ مَنْ حَارَبَنِی بِفِعْلٍ أَوْ قَوْلٍ فِی سَبْعِینَ أَلْفاً مِنْ جِیرَانِهِ وَ أَقْرِبَائِهِ وَ، باب یَدْخُلُ مِنْهُ سَائِرُ الْمُسْلِمِینَ مِمَّنْ یَشْهَدُ أَنْ لَاإِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یَکُنْ فِی قَلْبِهِ مِقْدَارُ ذَرَّهٍ مِنْ بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ.»


 (5)- مستدرک الوسائل: ۱۷/ ۴۱۵، باب ۶، حدیث ۲۱۷۰۹؛ «جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله إِنَّ أَقْرَبَکُمْ مِنِّی مَجْلِساً یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَحْسَنُکُمْ أَخْلَاقاً وَ إِنَّ أَبْغَضَکُمْ إِلَیَّ وَ أَبْعَدَکُمْ مِنِّی وَ مِنَ اللَّهِ مَجْلِساً شَاهِدُ زُوْرٍ.»


(6)- نساء (۴): ۱۴۵؛ «بى‏تردید منافقان در پایین‏ترین طبقه از آتش‏اند.»


بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع:مرگ ها وفرصت ها،استاد انصاریان

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید