ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

هشدار امیر مومنان به پیشه وران و بازرگانان

داود الهامی


امیرمؤمنان علی علیهِ‌السَّلام در دوران حکومتش برای نظارت و مراقبت، زیاد به بازار می‌رفت و بازاریان را از کارهای ناروا برحذر می‌داشت و آنان را موظف می‌نمود با خریداران و عرضه‌کنندگان کالا به خوبی معامله کنند و در همه حال راست بگویند.


روزی آن حضرت وارد بازار بصره شد دید مردم سرگرم خرید و فروش هستند، همین که غفلت آنها از یاد خدا و آخرت دید، گریه شدید کرد و خطاب به بازاریان فرمود:


یا عبید الدنیا و عمّال اهلها اذا کنتم بالنهار تحلفون و باللیل فی فراشکم تنامون و فی خلال ذلک عن الآخره تغفلون فمتی تجهزون الزاد و تفکرون فی المعاد “سفینه البحار، ج۱، ص ۶۷۴.” (۱)


ای بندگان دنیا و کارگزاران اهل آن ! در روز که سرگرم معامله و قسم خوردن هستید و در شب به استراحت و خوابیدن و در خلال این مدت از آخرت غافلید، پس کی در فکر معاد خواهید بود و برای این سفر طولانی زاد و توشه ت
هیه خواهید کرد.


ابواسحاق ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی، صاحب « الغارات » می‌نویسد:


کان علی علیهِ‌السَّلام یأتی السوق فیقول: یا اهل السوق اتقوا الله و ایاکم و الحلف فانه ینفق السلعه و یمحق البرکه فان التاجر فاجر الا من اخذ الحق و اعطاه “الغارات، ج۱، ص ۱۱۰.” (۲)


علی علیهِ‌السَّلام مکرر به بازار می‌آمد و می‌فرمود:


ای اهل بازار از خدا بترسید و از قسم بپرهیزید گرچه سوگند رواج کالاست ولی برکت آن را از بین می‌برد اصولاً تاجر، نابکار است مگر اینکه حق بگیرد و حق بدهد.


مرحوم صدوق در « امالی » به سند خود نقل کرده است که علی علیهِ‌السَّلام هر روز صبح بازارهای کوفه را یکی بعد از دیگری می‌گشت در حالی که تازیانه‌ای روی دوشش بود، در هر بازار خطاب به بازاریان می‌فرمود:


شما این بازرگانان از خدا بترسید (همین که صدای مبارک آن حضرت بلند می‌شد، همه دست از کار می‌کشیدند و با توجه به سخنان آن حضرت گوش می‌دادند) سپس می‌فرمود:


یا معشر التجّار قدموا الاستخاره و تبرّکوا بالسهوله و اقتربوا من المبتاع
ین و تزینوا بالحلم، و تناهوا، عن الکذب و الیمین و تجافوا عن الظلم و انصفوا المظلومین و لا تقربوا الربا و اوفوا الکیل و المیزان و لا تبخسوا الناس اشیاءهم و لا تعثوا فی الارض مفسدین “امالى صدوق، ص ۴۹۷.”(۳)


ای گروه بازاری !


از خدا طلب خیر کنید و به آسان گیری به مردم تبرّک جوئید و بدین وسیله به مردم نزدیک شوید و با حلم خود را زینت دهید و از سوگند دروغ و ظلم خودداری کنید و در معامله با مظلومین انصاف داشته باشید به ربا نزدیک نشوید و پیمانه و ترازو را تمام دهید و از حقوق مردم در پرداخت چیزی مکاهید و در زمین پس از اینکه اصلاح گشته، فساد نکنید.


سیمای یک تاجر مسلمان


تاجر و بازرگان مسلمان باید متدین، فقیه، امین، صدیق، درستکار و بردبار و خوش حساب باشد.


بازار محل تجارت و پول
و کالاست و سر و کار مردم در بازار با مادیات است، قهراً اشتغال به مادیات، بازاری را از معنویات دور می‌سازد و شخص را در معرض خطر قرار می‌دهد و خطرات گوناگون همیشه او را تهدید می‌کند به همین جهت امیرمؤمنان علی علیهِ‌السَّلام فرمود:


التاجر مخاطر “غرر و درر آمدى، ج۱، ص ۴۰.”(۴)


یعنی همیشه تاجر در خطر است. چون تاجر سر و کارش با پول است و پول علاقه و دلبستگی می‌آورد و لذا تاجر نوعاً به حرص و بخل و طمع و دنیازدگی مبتلا می‌شود. بازار اقامتگاه اهل غفلت و جفاست.


بدین جهت در کلمات پیشوایان دین از بازار به بدترین مکان روی زمین تعبیر شده است.


علی علیهِ‌السَّلام فرمود:


عربی از قبیله بنی‌عامر خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله رسید و از آن حضرت از بدترین و بهترین مکان روی زمین پرسید، رسول خدا صلی الله علیه و‌ آله فرمود:


شرّ بقاع الأرض الأسواق، و هى میدان ابلیس و یضع کرسیه و یثبت ذریته “الفقیه، ج۲، ص ۶۵ ـ وسائل، ج ۱۲، ص ۳۴۴.” (۵)


بدترین مکان روی زمین بازار است بازار محل اسب دوانی شیطان است.، شیطان تخت خود را در همانجا قرار می‌دهد و تمام بچه‌هایش را به دور خود جمع می‌کند.


از این روایت معلوم می‌شود، شیطان تمام نیروی خود را برای فریب بازاری بسیج می‌کند و بازاری در معرض هجوم و تاخت و تاز بی‌امان شیطان قرار می‌گیرد و اگر ایمان قوی و تقوای محکم نداشته باشد هرگز نمی‌تواند خود را از این مهلکه نجات بدهد.


و در روایت دیگر از امام باقر علیه السلام آمده است که رسول خدا از جبرئیل پرسید:


مبغوضترین مکان پیش خداوند، کدام مکان است؟


گفت: بازار است و مبغوضترین مردم کسی است که زودتر از همه به بازار می‌آید و دیرتر از همه از بازار خارج می‌شود “وسائل، ج ۱۲، ص ۳۴۵ ـ کافى، ج ۵، ص ۱۵۰. (۶)


به این معنی بازار مورد غضب خداست هر چه انسان کمتر بماند برای او بهتر است.


علی علیه السلام به « حارث همدانی » می‌نویسد:


و ایّاک و مقاعد الأسواق، فانها محاضر الشیطان و معاریض الفتن “نهج البلاغه، نامه شماره ۶۹(۷)


از مراکز نشستن عمومی در بازارها بپرهیز زیرا آنجا محل حضور شیطان و انگیزش فتنه‌هاست.


همچنانکه تاجر و بازاری سرمایه داشته باشد بدون سرمایه نمی‌تواند کار کند، بیش از آن تقوا لازم است که به روح او قدرت بدهد و او را از گناه و آلودگی محیط مصون بدارد.


به همین جهت طبق مقررات اسلامی کسی که متصدی امر فروش و داد و ستد می‌شود، باید متدین، امین و موثق باشد و بایستی قبل از اشتغال به کار، آداب داد و ستد و مقرّرات آن را از نظر دینی فراگیرد تا کار او موجب فساد در جامعه نشود و خودش هم گرفتار حرام نگردد


چنانکه امیرالمؤمنین علی علیه السلام بارها یادآوری می‌فرمود که الفقه ثم المتجر یعنی اول قوانین شرعی معاملات را فراگیرند پس از آن به بازار قدم بگذارند و به تجارت بپردازند. کارت و پروانه تجارت به کسی داده می‌شود که از قوانین تجارت و داد و ستد اطلاعات کافی داشته باشد.


علی علیه السلام فرمود: لا یقعدن فی السوق الا من یعقل الشراء و البیع “وسائل، ج ۱۲، ص ۳۸۳.” (۸)


یکی از شیعیان که می‌خواست تجارت کند، خدمت امام صادق علیه السلام آمد، گفت: ای پسر پیغمبر تصمیم گرفته‌ام برای تجارت سفر کنم و بر خود لازم دانستم قبل از شروع به تجارت به خدمتتان برسم و با شما مشورت کنم و از تو درخواست دعا نمایم. امام او را دعا کرد و فرمود:


علیک بصدق اللسان فی حدیثک و لا تکتم عیباً یکون فى تجارتک و لا تغبن المسترسل فان غبنه لا یحل و لا ترض للناس الا ما ترضى لنفسک و اعط الحق و خذه و لا تخف و لا تحن فان التاجر الصدوق مع السفره الکرام البرره یوم القیامه و اجتنب الحلف فان الیمین الفاجره تورث صاحبها النار و التاجر فاجر الا من اعطى الحق و اخذه “وسائل، ج ۱۲، ص ۲۸۵ و ۲۸۶.(۹)


توصیه می‌کنم که در گفتار راستگو باش، اگر در کالائی که می‌فروشی عیبی باشد، آن را کتمان نکن، خریدار را مغبون مکن، به مردم مپسند مگر آنچه را که به خود می‌پسندی، حق را بده و حق را بستان، نترس وقت را تلف مکن، زیرا تاجر راستگو روز قیامت با سفیران بزرگوار فرمانبردار الهی خواهد بود از قسم خوردن اجتناب کن زیرا قسم دروغ باعث به آتش رفتن صاحبش می‌شود، اصولاً تاجر، فاجر و نابکار است مگر اینکه حق بدهد و حق بگیرد.


امام صادق علیه السلام فرمود:


ثلاثه یدخلهم الله الجنه بغیر حساب و ثلاثه یدخلهم الله النار بغیر حساب اما الذین یدخلهم الله الجنه بغیر حساب فامام عادل و تاجر صدوق و شیخ افنى عمره فى طاعه الله عزوجل و اما الثلاثه الذین یدخلهم الله النار بغیر حساب فامام جائر و تاجر کذوب و شیخ زان “خصال صدوق، باب الثلاثه، حدیث شماره ۲۱۸.”(۱۰)


خداوند سه کس از مردم را بدون حساب به بهشت می‌برد و سه کس را به دوزخ. اما آنان را که به بهشت می‌برد: امام عادل، تاجر راستگوی و پیری که زندگی خود را در بندگی خدای عزوجل گذرانیده و اما آنان که بی‌حساب به دوزخ روند. امام ستمکار و تاجر دروغگو و پیر زناکار.


رسول اکرم فرمود:


اول من یدخل الجنه التاجر الصدوق “کنزالعمال، ج۴، ص ۱۱ حدیث ۹۲۴۵.(۱۱)


نخستین کسی که وارد بهشت می‌گردد، تاجر راستگو است.


باز می‌فرماید:


التاجر الصدوق بمنزله الشهید یوم القیامه “کنز العمال، ج ۴، ص ۱۱ حدیث ۹۲۴۶.(۱۲)


تاجر راستگو در روز قیامت در ردیف شهدا خواهد بود.


در روایت دیگر می‌فرماید:


یا معشر التجار ان الله باعثکم یوم القیامه فجاراً الامن صدق و برّ و ادّى الامانه “همان مدرک، حدیث ۹۳۳۶.(۱۳)


ای بازاریان خداوند شما را روز قیامت فاجر و نابکار مبعوث خواهد کرد مگر کسی که راستگو باشد و نیکی کند و ادای امانت نماید. </o:p&g t;


و نیز می‌فرماید:


یا معشر التجار: ان التجار یبعثون یوم القیامه فجّاراً الا من اتقى الله و برّ و صدق “همان، ج۴، ص ۴۶.(۱۴)


ای بازرگانان ! تجار روز قیامت فاجر و نابکار مبعوث می‌شوند مگر کسی که از خدا بترسد و نیکی کند و راستگو باشد.


امام صادق علیه السلام به « عبدالرحمن بن سیابه » ( که تاجر تازه‌کاری بود) توصیه کرد:


علیک بصدق الحدیث و اداء الامانه‌ تشرک ال
ناس فى‌ اموالهم هکذا ـ و جمع بین اصابعه “کافى، ج ۵، ص ۱۳۴.(۱۵)


راستگو و امانتدار باش تا در اموال مردم شریک باشی مثل این، ـ انگشتان خود را جمع کرد ـ. از اینجاست که پیامبر اکرم فرمود: الامانه تجلب الرزق و الخیانه تجلب الفقر “کافى، ج ۵، ص ۱۳۳.(۱۶)


امانتداری روزی را زیاد می‌کند و برعکس خیانت که موجب فقر می‌گردد


رسول اکرم فرمود:


التاجر الامین الصدوق المسلم، مع الشهداء یوم القیامه “کنز العمال، ج ۴، ص ۷.(۱۷)


تاجر مسلمان امین و راستگو روز قیامت با شهداء خواهد بود.


التاجر الصدوق الامین مع النبیین و الصدیقین و الشهداء “مدرک قبل.(۱۸)


تاجر راستگوی امین با پیامبران و صدیقین و شهداء خواهد بود.


التاجر الصدوق تحت ظل العرش یوم القیامه “مدرک قبل.(۱۹)


تاجر راستگو روز قیامت در زیر سایه عرش خدا خواهد بود.


التاجر الصدوق لا یحجب عن ابواب الجنه “کنزالعمال، ج ۴، ص ۸ ح ۹۲۱۹.(۲۰)


تاجر راستگو از درهای بهشت منع نمی‌شود.


پیامبر اکرم می‌فرماید:


الا ان خیر التجار من کان حسن القضاء حسن الطلب و شر التجار من کان سیّئى القضاء سیئی الطلب “نهج الفصاحه، ص ۹۰، شماره ۴۷۰.(۲۱)


بدانید که بهترین تاجران کسی است که خوش پرداخت و خوش طلب باشد (یعنی خوش حساب باشد) و بدترین تاجران کسی است که بدپرداخت و بد طلب (بدحساب) باشد.


در روایت جامعی فرمود:


ان اطیب الکسب کسب التجار الذین اذا حدثوا لم یکذبوا و اذا ائتمنوا لم یخونوا و اذا و عدوا لم یخلفوا و اذا کان علیهم دین لم یمطلوا و اذا کان لهم لم یعسروا و اذا باعوا لم یطروا و اذا اشتروا لم یذموا “نهج الفصاحه، ص ۱۱۸، شماره ۵۹۵.(۲۲)


بهترین کسبها کسب تجاری است که به هنگام سخن دروغ نگویند و در امانت خیانت نکنند و به وعده وفا کنند و در پرداخت قرض خود تعلل نورزند و در مطالبه سخت‌گیری ننمایند و به هنگام فروش در ستایش جنس خود مبالغه نکنند و به هنگام خرید از جنس دیگران بد نگویند.


باز فر
مود:


التاجر الجبان محروم و التاجر الجسور مرزوق “نهج الفصاحه، ص ۲۴۰ شماره ۱۱۹۹.(۲۳)


تاجر ترسو و کم‌دل محروم است و تاجر جسور و پر دل روزی خورد.


شایسته است تاجر و بازاری از دادن صدقه خودداری نکند.


رسول اکرم فرمود:


یا معشر التجار ان هذا البیع یحضره اللغو و الحلف فشوبوه با صدقه “کنز العمال، ج ۴، ص ۴۷.(۲۴)


ای بازاریان !


معمولاً داد و ستد با سخن بیهوده و قسم همراه است آن را با صدقه مخلوط کنید. & lt;/SPAN>


یا معشر التجار ان الشیطان و الاثم یحضران البیع، فشوبوا بیعکم بالصدقه “مدرک قبل.(۲۵)


ای بازاریان ! شیطان و گناه در هر معامله حاضر می‌شوند معامله خود را با صدقه آمیخته نمائید.


برای اینکه تاجر دچار مفاسد اخلاقی و اقتصادی نشود باید همیشه در یاد خدا باشد و سرگرمیهای تجاری نباید او را از یاد خدا غافل سا
زد زیرا غفلت از یاد خدا موجب هر نوع فلاکت و بدبختی است.


خداوند متعال می‌فرماید:


رجال لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصّلوه سوره نور، آیه ۳۷.(۲۶)


مردانی که نه تجارت آنها را از یاد خدا و بر پا داشتن نماز و ادای زکات باز می‌دارد و نه خرید و فروش.


از امام صادق علیه السلام درباره این گروه از مردان الهی سئوال شد و فرمود:


هم التجار الذین لا تلهیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله، اذا دخل مواقیت الصلوه ادوا الى الله حقه فیها “وسائل، ج ۱۲، ص ۲۹۷ـ تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۶۰۹.(۲۷)


آنها تاجرانی هستند که تجارت و بیع آنان را از یاد خدا غافل نمی‌سازد هنگامی که وقت نماز داخل می‌شود حق آن را اداء می‌کنند. اشاره به این است که آنها در عین فعالیتهای سازنده و مثبت اقتصادی، تمام کارهایشان تحت الشعاع نام خداست و چیزی را بر آن مقدم نمی‌شمارند.


«ابوبصیر» می‌گوید از امام باقر علیه السلام شنیدم که می‌فرمود: مرد مؤمنی بود در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله به نام « سعد » که بسیار فقیر و نیازمند و از اهل صفّه «جماعتی بودند که به جهت نداشتن منزل، در مسجد زندگی می‌کردند.»(۲۸) بود. او نمازهای یومیه را با پیامبر می‌خواند پیامبر به حال او دلش می‌سوخت، روزی به او فرمود: ای سعد اگر چیزی به دستم برسد ترا بی‌نیاز خواهم کرد، مدتی گذشت و چیزی به دست پیامبر نیامد. غم پیامبر به خاطر تنگدستی سعد شدید شد، در این هنگام جبرئیل نازل شد، در حالی که دو درهم با خود آورده بود.


جبرئیل به پیامبر گفت: خداوند می‌فرماید: ما از اندوه تو به خاطر تنگدستی سعد آگاهیم. اگر می‌خواهی او را بی‌نیاز کنی، این دو درهم را به او بده و بگو مشغول تجارت ش
ود.


پیامبر آن دو درهم را گرفت و وقتی به نماز ظهر از منزل خارج شد، دید، سعد به انتظارش بر درب حجرات ایستاده است به او فرمود: ای سعد می‌توانی تجارت کنی؟


سعد گفت: به خدا قسم که هیچ وقت سرمایه نداشته‌ام.


آنگاه پیامبر دو درهم را به او داد و فرمود: با این دو درهم تجارت کن، سعد دو درهم را گرفت و در خدمت پیامبر به مسجد رفت تا اینکه نماز ظهر و عصر را خواند، سپس پیامبر به او فرمود: بلند شو و حرکت کن برای طلب روزی.


سعد بیرون رفت و شروع به معامله کرد و چنان کارش گرفت که هر چه می‌خرید، سودآور بود، کم‌کم وضع مالی سعد بهتر شد و دنیا به او روی آورد و تجارتش توسعه پیدا کرد و در جنب مسجد مغازه‌ای باز کرد و کالا و اجناس خود را در آنجا می‌فروخت و رفته رفته کار تجارتش زیاد گردید، سرانجام چنان سرگرم تجارت شد که وقتی بلال اذان می‌گفت، و پیامبر برای نماز بیرون می‌آمد، سعد را می‌دید که هنوز خود را برای نماز آماده نکرده است با اینکه قبلاً پیش از اذان، مهیای نماز می‌شد.


پیامبر که این وضع را دید فرمود:


یا سعد شغلتک الدنیا عن الصلاه


ای سعد دنیا ترا مشغول کرده و از نماز اول وقت باز داشته است.&l t;/SPAN>


سعد گفت: چه کار کنم ؟ اموالم را بگذارم ضایع شوم ؟ به کسی جنسی فروخته‌ام می‌خواهم پول آن را بگیرم و از دیگری جنس خریده‌ام می‌خواهم قیمت آن را بپردازم.


پیامبر خدا صلی الله علیه و اله از وضع جدید سعد بیشتر از فقر و ناداریش متأثر و غمگین شد ناگهان جبرئیل نازل شد و عرض کرد‌ای ای رسول خدا خداوند از ناراحتی تو نسبت به سعد، مطلع است حال کدامیک برای تو بهتر است آیا وضع قبلی یا حال فعلی او ؟ پیامبر فرمود:


یا جبرئیل بل حاله الاولى قد اذهبت دنیاه بآخرته، فقال له جبرئیل ان حب الدنیا و الأموال فتنه و مشغله عن الآخره.


پیامبر فرمود: حال سابقش برای او بهتر است، زیرا زندگی دنیای او، آخرتش را بر باد می‌دهد.


جبرئیل گفت: آری علاقه به دنیا و ثروت انسان را از یاد آخرت غافل می‌کند. اگر وضع گذشته او را می‌خواهی آن دو درهمی را که به او داده بودی، پس بگیر، حضرت پیش سعد آمد و فرمود:


آن دو درهمی را که به تو داده‌ام آیا به من برنمی‌گردانی ؟


سعد گفت: اگر دویست درهم بخواهی می‌دهم،


پیامبر فرمود: خیر، همان دو درهم را به من برگردان، پیامبر آن دو درهم را گرفت، از آن پس دنیا به او پشت کرد و چیزی نگذشت که تمام اموالش از دستش رفت وضع او به حال اولش برگشت “وسائل، ج ۱۲، ص ۲۹۷ و ۲۹۸.(۲۹)


غرض اینها قسمتی از اوصاف یک تاجر و بازرگان مسلمان است و باید در بازارهای اسلامی کسانی تجارت و داد و ستد کنند که دارای این اوصاف باشند و گرنه باعث فساد اموال و جامعه خواهند بود.


در زمانهای گذشته که مسلمانان از معنویات چندان فاصله نگرفته بودند، بازارها وضع خاصی داشتند و بازاریان نوعاً آدمهای معتبر و مورد اعتماد و وثوق بودند و اغلب وکلا و نمایندگان امامان از بازاریان و کسبه بودند و در بازارها تاجران با ایمانی بودند که مردم آنها را عادل می‌دانستند و پشت سرشان نماز می‌خواندند و پرجمعیت‌ترین و با رونق‌ترین مساجد، مساجد بازارها بود که اهل بازار در اول وقت در مساجد حاضر می‌شدند، کثرت مساجد در بازارهای قدیم حکایت از این دارد که بازاریان متدین و نمازخوان بودند ولی افسوس بازارهای جدیدی که ساخته می‌شود شبیه بازار اسلامی نیست دیگر از مسجد خبری نیست و چه بسا به جای مسجد، مراکز فساد ساخته می‌شود


مکتب اسلام ـ ۱۴۷۵ ش: ۳، خرداد ۱۳۷۵



پی نوشت:


1- سفینه البحار، ج۱، ص ۶۷۴.اول صفحه


2- الغارات، ج۱، ص ۱۱۰.اول صفحه


3- امالى صدوق، ص ۴۹۷.اول صفحه


4- غرر و درر آمدى، ج۱، ص ۴۰.اول صفحه


5- الفقیه، ج۲، ص ۶۵ ـ وسائل، ج ۱۲، ص ۳۴۴.اول صفحه


6- وسائل، ج ۱۲، ص ۳۴۵ ـ کافى، ج ۵، ص ۱۵۰.اول صفحه


7- نهج البلاغه، نامه شماره ۶۹.اول صفحه


8- وسائل، ج ۱۲، ص ۳۸۳.اول صفحه


9- وسائل، ج ۱۲، ص ۲۸۵ و ۲۸۶.اول صفحه


10- خصال صدوق، باب الثلاثه، حدیث شماره ۲۱۸.اول صفحه


11- کنزالعمال، ج۴، ص ۱۱ حدیث ۹۲۴۵.اول صفحه


12- کنز العمال، ج ۴، ص ۱۱ حدیث ۹۲۴۶.اول صفحه


13- همان مدرک، حدیث ۹۳۳۶.اول صفحه


14- همان، ج۴، ص ۴۶.اول صفحه


15- کافى، ج ۵، ص ۱۳۴.اول صفحه


16- کافى، ج ۵، ص ۱۳۳.اول صفحه


17- کنز العمال، ج ۴، ص ۷.اول صفحه


18- مدرک قبل.اول صفحه


19- مدرک قبل.اول صفحه


20- کنزالعمال، ج ۴، ص ۸ ح ۹۲۱۹.اول صفحه


21- نهج الفصاحه، ص ۹۰، شماره ۴۷۰.اول صفحه


22- نهج الفصاحه، ص ۱۱۸، شماره ۵۹۵.اول صفحه


23- نهج الفصاحه، ص ۲۴۰ شماره ۱۱۹۹.اول صفحه


24- کنز العمال، ج ۴، ص ۴۷.اول صفحه


25- مدرک قبل.اول صفحه


26- سوره نور، آیه ۳۷.اول صفحه <o:p& gt;


27- وسائل، ج ۱۲، ص ۲۹۷ـ تفسیر نورالثقلین، ج ۳، ص ۶۰۹.اول صفحه


28- جماعتی بودند که به جهت نداشتن منزل، در مسجد زندگی می‌کردند.اول صفحه


29- وسائل، ج ۱۲، ص ۲۹۷ و ۲۹۸.اول صفحه


تبیان

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید