ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

نسیمی از آموزه های امام باقر علیه السلام

امام ابوجعفر باقرالعلوم، پنجمین پیشوای ما، جمعه نخستین روز ماه رجب سال پنجاه و هفت هجری در شهر مدینه چشم به جهان گشود. او را محمد نامیدند و ابوجعفر کنیه و باقرالعلوم به معنای شکافنده دانش ها، لقب آن گرامی است.


پیامبر(ص) خطاب به جابربن عبداله انصاری فرمود: ای جابر تو زنده می مانی و فرزندم باقر را در می یابی، آن هنگام سلام مرا بدو برسان. رسول خدا(ص) درگذشت و جابر عمری دراز یافت. بعدها روزی به خانه امام سجاد(ع) آمد و امام باقر(ع) را که کودکی خردسال بود، دید، به او گفت: پیش بیا… امام(ع) آمد. سپس گفت: برو. امام باقر(ع) بازگشت.


جابر اندام و راه رفتن او را تماشا کرد و گفت: به خدای کعبه سوگند آیینه تمام نمای پیامبر است. آن گاه از امام سجاد(ع) پرسید این کودک کیست؟ فرمود: امام پس از من فرزندم، محمدباقر است.


جابر برخاست و برپای امام باقر بوسه زد و گفت: فدایت شوم ای فرزند پیامبر(ص)، سلام و درود پدرت پیامبر خدا(ص) را بپذیر که او تو را سلام رسانده است. دیدگان امام باقر پر از اشک شد و فرمود: سلام و درود بر پدرم پیامبر خدا باد تا بدان هنگام که آسمانها و زمین پایدارند و بر تو ای جابر که سلام او را به من رساندی. (پیشوای پنجم ص ۳ و۴و۵)


آموزه اول:پرهیز از مقابله به مثل


امام(ع) در سفارش خود به جابربن یزید جعفی فرمودند: ای جابر در ارتباط با مردم پنج نکته زیر را آویزه گوش کن و آنها را غنیمت شمار.
۱) اگر به تو ستم کردند، تو به آنها ستم مکن.


۲) اگر درباره تو خیانت کردند، تو نسبت به آنان خیانت نکن.


۳) اگر دروغ گفتند، تو به آنان دروغ نگو.& lt;/o:p>


۴) اگر از تو تعریف و تمجید نمودند، شاد و مسرور نشو.


۵) اگر تو را سرزنش و نکوهش کرده و بدگویی از تو کردند، تو بد نگو و ناراحت مباش. زیرا ملامت و بدیهایی که مردم نسبت به تو می گویند از دو حال خارج نیست:


۱) یا آن عیبها واقعا در تو هست، در این صورت خوب فکر کن که از چشم خدا افتادن بسیار سخت تر از این است که از چشم مردم بیفتی. تلاش کن زشتی ها را از خود دورسازی.


۲) یا آن عیبها واقعا در تو نیست، در این صورت بدون تحمل زحمتی، ثواب بسیاری را برای خود اندوخته ای.


امام(ع) در ادامه می فرمایند:


ای جابر! تو دوست و پیرو ما نیستی مگر آنگاه که اگر همه شهروندان برضد تو همداستان شوند و بگویند: تو مرد بدی هستی، این سخن تو را اندوهگین نسازد و اگر بگویند: تو مرد خوبی هستی، این سخن شادمانت نگرداند. بلکه خود را با قرآن مطابقت بده، اگر پوینده راه آن بودی و به آنچه به بی اعتنایی بدان فرا خوانده است بی اعتنا بودی و به آنچه بدان ترغیب کرده است راغب بودی، پس پایداری کن و خوشحال باش. زیرا که آنچه درباره تو گفته شده به تو زیانی نرساند و اما اگر از قرآن جدا و دور بودی، چرا باید فریب حرفهای مردم را بخوری. (تحف العقول ص ۲۹۱-۲۹۲)


براساس این حدیث شریف یکی از بزرگ ترین فضایل اخلاقی، نیکی کردن در مقابل بدی است. از امام علی(ع) روایت داریم: از نشانه های کمال ایمان، این است که بدی کننده را به نیکی، پاداش دهی. آیت الله بهجت در دیداری این داستان را نقل کردند: معاویه شخصی را فرستاد که علی(ع) را بکشد و به او وعده داد که اگر کشتی، فلان مبلغ را به تو خواهم داد. آن شخص به کوفه آمد. ولی قبل از هرگونه اقدامی، امام، نیت او را گفت و او اظهار پشیمانی کرد. امام(ع) به قنبر دستور داد که زاد و راحله بازگشت او را بدهد. از این بالاتر، امام دستور دادند که نسبت به قاتلش (ابن ملجم) نیکی کنند. و فرمود: خوراکش را خوب و بسترش را نرم کنند. (زمزم عرفان ص ۹۶)


آموزه دوم: اطاعت، شرط ولایت


امام پنجم(ع) فرمودند: به خدا سوگند میان ما و خدای متعال، خویشی و قرابت نیست و ما را بر خدا حجتی نباشد و جز با طاعت، به خدا نزدیک نشویم. پس هر کدام از شما که فرمانبردار خدا باشد، ولایت ما به او سود رساند. و هر کدام از شما که خدا را نافرمانی کند، ولایت ما نفعی برای او نخواهد داشت.


وای بر شما، فریب نخورید، وای بر شما فریب نخورید. (میزان الحکمه ج۱ ص ۲۳۱)


از امام ششم(ع) در همین ارتباط وارد شده که: بدانید میان خدا و بندگانش نه فرشته مقربی واسطه شود و نه پیامبر مرسلی و نه هیچ کس دیگر، مگر اطاعتشان از خداوند. لذا در فرمانبرداری و تبعیت از خدا بکوشید. (همان ص۲۱۱)


آموزه سوم: کمال حقیقی


الکمال کل الکمال: التفقه فی الدین و الصبر علی الفائبه و تقدیر المعیشه


کمال حقیقی انسان عبارت است از: فهم در دین، صبر در برابر ناگواریها، اندازه گیری زندگی(تحف العقول ص۱۰۳)
۱) معنای دین در اینجا منظور همه معارف دینی، اعم از اعتقادات و اخلاقیات و احکام عملی است و نه فقط خصوص احکام فقهی که فقها از آن بحث می کنند. (المیزان ج۹ ص ۰۵۵)


۲) معنای تفقه در دین یعنی فهم عمیق و تفصیلی و اجتهادی نسبت به همه معارف دینی. بنابراین فهمیدن سطحی و اجمالی و تقلیدی را هر چقدر هم که گسترده باشد، تفقه در دین نمی گویند.


۳) تقدیر المعیشه : یعنی اندازه گیری میزان دخل و خرج، مدیریت زندگی در امور مالی و اقتصادی، مدیریت درآمدها و هزینه ها، کنترل و نظارت صحیح زندگی در عرصه های تولید، مصرف خرید، بدهی ها و طلب ها، تنظیم روابط صحیح برای انفاق، احسان، پرداخت خمس و زکات و صدقه و… در انفاق و احسان نیز باید حد و اندازه را رعایت کرد. تا از یک طرف آفت بخل د
امنگیر آدمی نشود و از طرفی نباید اسراف و زیاده روی کرد تا آفت نداری و فقر دامن انسان را بگیرد. (اسراء/۲۹)


۴) سعادت و کمال حقیقی انسان در گرو معرفت دینی و مدیریت صحیح زندگی است. اما در این میان موتور محرکه این چنین کمالی به طور قطع عامل تأثیرگذار «صبر و مقاومت» است. همه مدارج و کمالات دنیایی و آخرتی، مادی و معنوی، تنها در سایه صبوری، تحمل مشکلات، بردباری در برابر ناملایمات حاصل می شود. به فرمایش علی(ع): صبر ضامن پیروزی است. و نیز فرمودند:صبر پیشه کنید تا به موفقیت نائل شود. (غررالحکم ج۱ ص ۶۰۶-۹۰۶)


صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم اند      بر اثر صبر نوبت ظفر آید(حافظ)


صبر تلخ آمد ولیکن عاقبت                 میوه شیرین دهد پرمنفعت (سعدی)


آموزه چهارم: دشوارترین کارها


امام پنجم فرمود: سه چیز سخت ترین کاری است که بندگان انجام می دهند. ۱)انصاف (حق دادن مؤمن از طرف خود به دیگران) ۲)مواسات (همراهی کردن با برادران خود) ۳)به یاد خدا بودن در همه حال. انصاف یعنی: هر طور توقع داری مردم با تو رفتار کنند از نظر احترام، تکلم و گفت وگو، ادای حقوق، تو هم با مردم همان طور رفتار نمایی. هر چیزی را برای خود می پسندی برای مردم هم همان را پ
سند کن و هر چیزی را برای مردم نمی پسندی، برای خود هم پسند نکن.(خصال ج۱ ص ۵۴۱)


به فرمایش علی(ع) انصاف داشتن و حق قائل شدن به دیگران، از جمله برترین فضائل اخلاقی است.(غررالحکم ج۲ ص ۶۷۴)
مواسات یعنی: همراهی و یاری کردن و کمک رساندن به برادران دینی. امیرالمؤمنین(ع) تاکید می فرمایند: برادر حقیقی تو کسی است که در سختی و دشواری زندگی با تو همراهی و برابری داشته باشد.(همان ص۸۳۵)


دوست مشمار آنکه در نعمت زند                     لاف یاری و برادر خواندگی


دوست آن باشد که گیرد دست دوست                        در پریشان حالی و درماندگی(سعدی)


یاد و ذکر خدا در همه حال: منظور از آن صرف گفتن سبحان الله، الحمدلله، الله اکبر و… نیست، بلکه وقتی فرمان الهی به تو رسید، آن را جدی بگیری و به آن عمل کنی و از نهی او باز ایستی و آن را ترک نمایی. (خصال ص۱ ص ۱۴۵-۶۴۱)


آموزه پنجم: بازار، بدترین مکان


امام می فرمایند: بدترین جاهای زمین بازارهاست. بازار میدان شیطان است. اول صبح پرچم خود را در آنجا نصب می کند و تخت خویش را می گذارد و فرزندانش را به همه اطراف می فرستد. به طرف کسی که پیمانه را کم می دهد و یا آن کس که ترازو را سبک می گیرد و یا کسی که در متر کردن دزدی می کند و یا فردی که برای فروش کالایش به دروغ متوسل می شود.
او به فرزندانش می گوید: بر شما باد به فریب دادن انسانی که پدرش (حضرت آدم(ع)) مرده، در حالی که پدر شما (ابلیس) هنوز زنده است. ابلیس با همراه اولین کسی که به بازار می آید، وارد می شود و با همراه آخرین نفری که بازار را ترک می کند، برمی گردد.(میزان الحکمه ج۱ ص۹۱۵)
از پیامبر(ص) نقل است که: بازار سرای غفلت و بی خبری است. پس هر شخصی که در بازار بتواند یک تسبیح بگوید، خداوند یک میلیون ثواب برایش رقم می زند.
امیرالمؤمنین(ع) همواره وارد بازار می شد و می فرمود: ای بازاریان! از خدا بترسید و از سوگند خوردن دوری کنید، زیرا سوگند یاد کردن، کالا را رونق می دهد، اما برکت را از بین می برد. همانا کاسب و تاجر، گنه کار و فاجر است مگر آن کاسب و تاجری که در داد و ستد حق را رعایت کند. (همان)
تأکید می شود که بازاریان عزیز و مؤمن ما در طول تاریخ اسلام به ویژه در دوره شکوهمند انقلاب اسلامی همواره صبغه پررنگ اسلامی را حفظ نموده و عموماً در معاملات خود حدود و احکام شرعی را مراعات کرده و در انقلاب اسلامی نیز پیشقدم بوده اند.


آموزه ششم: نتیجه و
ره آورد عمل به دانسته ها


امام پنجم(ع) فرمودند: من عمل بما یعلم علمه الله ما لا یعلم. هر کس به آنچه می داند عمل کند، خداوند آنچه را نمی داند به او بیاموزد. (میزان الحکمه ج۲ ص۰۳۷) و نیز در جایی فرمودند: اگر یک حدیث از فردی راستگو فراگیری، برای تو بهتر از تمام دنیا است. (همان ج۱ ص۳۴۲)


مرحوم دولابی می گفتند: راه رسیدن به علم الهی دو چیز است: یکی: همان فرمایش امام است که بیان شد. دوم: زهد در دنیاست. در حدیث داریم که: «من زهد فی الدنیا علمه بغیر تعلیم» هر کس نسبت به دنیا بی رغبت باشد، خداوند بدون اینکه تعلیم ببیند، آگاهی به او می دهد. البته این راه مربوط به انبیاء و اولیاء و اشخاص برجسته است. یعنی اگر در دنیا یک کمی از خواسته هایت کوتاه بیایی و کمتر به دنیا آلوده شوی خداوند به تو علم لدنی می دهد. (مصباح الهدی ص ۳۴۵- ۳۴۶- ۴۵۴)
امام صادق(ع): دانش به آموختن نیست. بلکه نوری است که در دل هر کس که خدا بخواهد هدایتش کند، می اندازد. اگر خواهان علم هستی، ابتدا حقیقت بندگی را در جان خودت جویا شو و دانش را از طریق عمل به آن، پیدا کن و از خدا فهم و دانایی بخواه تا آن را به تو بدهد. (میزان الحکمه ج۲ ص۹۲۷)
ما بسیاری از امور را می دانیم. بیشتر موارد خوب و بد، حلال و حرام، مصلحت و مفسدت، زشت و زیبا را می شناسیم، اما همواره دنبال این و آن، این جلس
ه و آن جلسه، این کتاب و آن کتاب و… می گردیم. البته گفتنش خیلی آسان است، ولی از خدا توفیق عمل به برخی دانسته های خود را بخواهیم، تا دریچه های معرفت به رویمان گشوده شود: ان تتقواالله یجعل لکم فرقانا (انفال/۹۲)
آموزه هفتم: ره آورد بندگی


خداوند می فرماید: به عزت و جلال و عظمت و علو و بلندی مقامم سوگند که هیچ بنده ای خواست مرا بر خواست خودش برنگزیند، مگر این که شغل و زندگی او را روبه راه می کنم و آسمان ها و زمین را ضامن روزیش گردانم و در پس تجارت هر تاجری به فکر او باشم. (میزان الحکمه ج۲ ص۹۴۰۱)
از فاطمه زهرا(س) نقل است که: کسی که عبادت های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ، بهترین مصلحت او را به سویش فرو خواهد فرستاد. من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله الیه افضل مصلحته. (فرهنگ سخنان فاطمه(س) ص۶۳)
شیخ رجبعلی خیاط معتقد بود: راه رسیدن به خلافت الهی و نمایندگی خدا، فقط اطاعت از او و مخالفت با هوای نفس است و می گفت در حدیث آمده: بنده من، از من فرمان برداری کن، تا تو را مثل خود یا مثل خود بگردانم. رفقا! شما خلیفه الله هستید، شما گلابی شاه میوه اید. قدر خود را بدانید و از هوای نفس پیروی نکنید و فرمان خدا را ببرید. به جایی می رسید که می توانید کار خدایی بکنید. خدا، همه عالم را برای شما و شما را برای خودش آفریده است. ببینید که چه مقام و منزلتی به شما عطا فرموده است. (کیمیای محبت ص۳۱۱)
تکیه کلام شیخ این جمله بود: من کان لله، کان الله له، کسی که صددرصد برای خدا کار کند، خدا هم صددرصد در خدمت او خواهد بود. (بحار ج ۲۸ ص۷۹۱) و می فرمود: تو برای خدا باش، خداوند و ملائکه اش برای توست. (کیمیای محبت ص۷۷۱-۸۷۱)


آموزه هشتم: رابطه تکبر و عقل


امام باقر(ع) فرمودند: هیچ مقداری از تکبر به دل آدمی راه نیابد، مگر این که به همان اندازه کم باشد یا زیاد، از عقلش کاسته شود. (میزان الحکمه ج۲ ص۱۶۸)


پیامبر(ص) فرمودند: کبر آن است که حق را فروگذاری و به ناحق روی آوری و به مردم با این دید نگاه کنی که هیچ کس آبرویش چون آبروی تو و خونش چون خون تو نیست. (همان)


پیامبر(ص) از کنار گروهی می گذشت. از آنان پرسیدند: برای چه جمع شده اید؟ گفتند: ای
رسول خدا، این شخص دیوانه شده است. حضرت فرمود: او دیوانه نیست، مریض است. دیوانه کسی است که هنگام راه رفتن، خودنمایی و تکبر می کند، به راست و چپ نگاه می اندازد و شانه هایش را حرکت می دهد. او از خدا بهشت می خواهد در حالی که گناه می کند، کسی از شرش ایمن و به خیرش امیدوار نیست.(بحار ج۰۷ص۳۳۲ به نقل از داستان های روایی ص ۲۷۲)


این تکبر از نتیجه پوست است            جاه و مال آن کبر را ز آن دوست است


این تکبر چیست؟ غفلت از لباب          منجمد، چون غفلت یخ زآفتاب


(مثنوی دفتر پنجم- ۱۹۴۱-۰۴۹۱)


این تکبر، زهر قاتل دان که هست        از می پر زهرشد آن گنج، مست


(مثنوی، دفتر چهارم ۷۴۷۲)


آموزه نهم: رابطه بلاء و ایمان


امام علی(ع) می فرمایند: کلما ازداد العبد ایمانا ازداد ضیقا فی معیشته.


هرچه بر ایمان بنده افزوده شود، زندگی بر او سخت تر و تنگ تر می شود. آدمی به فراخور خدا دوستی اش بلا می بیند. یبتلی المرء علی قدر حبه. (میزان الحکمه ج۱ص۵۵۱)


البلاء للولاء: بلا برای دوستان است. ابتلائات مال اهل ایمان است و هرچه مراتب ایمان شخص بالا رود گرفتاری ها
یش هم بیشتر می شود.


هرکه دراین بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند


می گویند شخصی الاغی داشت و از قضا همین که او نمازخوان شد الاغش مرد. ناچار او الاغ دیگری خرید و به طویله برد که ببندد، الاغ به او لگدی زد. او هم به الاغ گفت: اگر از این کارها بکنی، دو رکعت نماز هم برای تو می خوانم.


پیامبراکرم(ص) فرمود: یا علی هر که تو را دوست بدارد دچار دشمن می شود. هرکه مرا دوست بدارد دچار فقر و هرکه خدا را دوست بدارد دچار بلا می گردد. (مصباح الهدی ص۷۴)


امام صادق(ع) فرمودند: روزی رسول خدا(ص) را برای صرف غذا دعوت کردند. وقتی وارد منزل میزبان شد، مرغی را دید که روی دیوار تخم می گذاشت. سپس تخم مرغ افتاد و روی میخی قرارگرفت. نه روی زمینی افتاد و نه شکست.


پیامبر(ص) از آن منظره شگفت زده شد. مرد گفت: تعجب نکن، سوگند به خدایی که تورا معبوث کرد، من هرگز بلایی ندیده ام. حضرت برخاست و غذا را نخورد و فرمود: کسی که بلایی نبیند، خداوند به او نیازی ندارد. (یعنی لطف و توجه به او نمی کند). (اصول کافی، ج۳ ص۵۵۳)


آموزه دهم: عوامل مهم پایداری و تداوم روابط اجتماعی


امام باقر(ع) می فرمایند: سه ویژگی اخلاقی در معارف اسلامی هست که خداوند فرصت انتخاب آنها را به انسان نداده است.


۱) امانتداری نسبت به همه انسانها اعم از نیکوکار و یا بدکار


۲) وفای به عهد و پیمان نسبت به همه انسانها اعم از نیکوکار و یا بدکار


۳) احسان و نیکی به پدر و مادر اعم از نیکوکار و یا بدکار (اصول کافی ج ۳ ص ۶۳۲)


اسلام دینی است که خیانت و خلف وعده و بی احترامی و بی ادبی به والدین را در هیچ عرصه ای به رسمیت نمی شناسد، حتی درباره دشمنان نیز آن را موجه نمی داند.
از امام صادق(ع) نقل است که: اگر قاتل علی(ع) نیز امانتی را به من بسپارد، حتماً آن را به او برمی گردانم. (میزان الحکمه ج ۱ ص ۷۱۱)


ابوثمانه می گوید: خدمت امام باقر(ع) رسیدم و عرض کردم: فدایت شوم، من می خواهم مجاور مکه شوم و به مرحبه (شخص منحرف از لحاظ عقیده) بدهکارم، چه می فرمایید؟ حضرت فرمودند: بدهی خود را بپرداز و مواظب باش که خدا را بدون آن که دینی به گردنت باشد، دیدار کنی، زیرا مؤمن خیانت نمی کند. (همان ص ۱۴۳)


درباره وفای به عهد و میثاق نیز اسلام به پیروان خود سفارش می کند که آن را محترم بشمارند، هرچند طرف مقابل دشمن باشد. امام صادق(ع) فرمودند: اسماعیل (فرزند حزقیل و نه فرزند ابراهیم) صادق الوعد نامیده شد، به خاطر اینکه با مردی در جایی وعده گذاشت و او یک سال در آنجا انتظار او را می کشید. وقتی مرد آمد، اسماعیل گفت، من همواره منتظرت بودم. (اصول کافی ج ۳ ص ۴۶۱)


این اصول ارزشمند اخلاقی از آنچنان اهمیتی برخوردار است که رسول خدا(ص)، خلف وعده، خیانت در امانت و دروغ را از نشانه های نفاق و دوروئی معرفی می کنند. (تفسیرالمیزان ج ۹ ص ۷۷۴) درباره نیکی به والدین مطلب آنقدر واضح است که نیازی به تاکید آن نیست.


پایداری روابط صحیح اجتماعی و استحکام ساختار جامعه، گرمی کانون خانواده ها، سلامت دیوارهای اعتماد فیمابین شهروندان در یک سیستم اجتماعی، بستگی کامل به این سه اصل حیاتی دارد. چنانچه اعتمادها از یکدیگر سلب گردد و رفتارهای عاطفی و فطری انسانها کمرنگ شود، قطعاً تعامل سازنده مردم رو به تیرگی گذاشته و کانون های همبستگی از هم پاشیده خواهد شد.


محمدمهدی رشادتی


فهرست منابع:


۱- قرآن کریم
۲- تحف العقول، شعبه الحرانی، ترجمه علی اکبر غفاری
۳- خصال، شیخ صدوق، ترجمه کمره ای، اسلامیه
۴- اصول کافی، کلینی، ترجمه سیدجواد مصطفوی، دفتر نشر فرهنگ اهل بیت(ع)
۵- غرر الحکم و دررالکلم، آمدی، سیدهاشم رسولی محلاتی، ۲ جلدی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی
۶- تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، دفتر انتشارات اسلامی
۷- منتخب میزان الحکمه ، محمدی ری شهری، سازمان چاپ و نشر دارالحدیث
۸- فرهنگ سخنان فاطمه زهرا(س)، محمد دشتی، انتشارات امیرالمومنین(ع)
۹- مثنوی معنوی، مولوی، انتشارات مولی
۰۱- کیمیای محبت، یادنامه شیخ رجبعلی خیاط، محمدی ری شهری، دارالحدیث
۱۱- مصباح الهدی، مهدی طیب، نشر سفینه
۲۱- زمزم عرفان، محمدی ری شهری، دارالحدیث
۳۱- داستانهای روائی، سیداحمد فاضلی بیارجمندی، نشر میثم تمار
۴۱- پیشوای پنجم، هیئت تحریریه موسسه در راه حق، موسسه در راه حق


http://shiaha.com

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید