ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

پرسشهای یک سنی مذهب و پاسخ های شیعه -بخش اول-

توضیح: این پرسشها از مجموعه ای شامل ۳۱ سوال که توسط یک پرسشگر سنی مذهب در سایت pasokhgoo.ir مطرح شده بود، به همراه پاسخ آنها، انتخاب شده است.


برای دسترسی به تمامی سوالات، می توانید به آدرس زیر مراجعه کنید:


http://www.pasokhgoo.ir/node/59074


پرسش ۱: (سوالات ۳ و ۲۴)
س۳- چگونه ممکن است که ائمه علم غیب بدانند در صورتی که انبیا علم غیب نمی دانستند حضرت یوسف چند شبانه روز در چاه کنعان بود حضرت یعقوب خبر نداشت و تمام دشت کوه و جنگل را دنبال او گشت و نتوانست که وی را پیدا کند؟


س۲۴ـ آیا اگر پیامبر و امامان علم غیب داشته اند چرا علم غیب بکار آنها نه آمد نابینایی برا ی پرسش مسئله ای پیش پیامبر در زمانی امد که پیامبر مشغول تبلیغ سران و بزرگان قوم ب
ود پیامبر از او روی می گرداند وحی میاید که چرا چنین کردی برمنافقی نماز می خواند وحی می آید که چرا بر منافقی نماز خواندی ایا اگر پیامبر غیب می دانست نباید می دانست که رضای خداوند در کدام عمل است حضرت علی در راه نماز شهید می شود نمی داند که کسی برای کشتن من در کمین است حضرت حسن مسموم می شود نمی داند ابی که میخورد در ان زهر ریخته شده حضرت حسین را مردم کوفه فریب میدهند و اورا بدام لشکر ابن زیاد می اندازند و او از مکر فریب آنها با خبر نبود تا منجر به شهادت او ۷۲ تن از یارانش شد بیشتر امامان یا مسموم شده اند و یا شهید شده اند فکر نمی کنم که هیچکدام از آنها قصد خودکشی داشته است همه این مصیبتها به این خاطر نبوده است که آنها علم غیب نداشته اند؟


پاسخ:


در مورد علم غیب نیز دچار مغالطه شده اید و به این نکته توجه نکرده اید که در فرهنگ اهل بیت، داشتن چنین مقامی که هم انبیاءالهی از آن برخوردار بودند و هم ائمه معصومین از اهل بیت پیامبر اسلام(ص) واجد آن بودند؛ به معنای داشتن بالفعل علم غیب به هر چیز نمی باشد. بلکه به معنای این است که این توانائی به اذن الهی در وجود آنها بود که اگر در مسیر انجام وظائف رسالت و یا امامت خود در برهه ای از زمان به هر دلیل (نظیر اثبات حقانیت خود و یا هدایت دیگران) به داشتن علم غیب و اخبار از غیب احتیاج داشتند و اراده می نمودند به امر الهی، متناسب با نیاز از علم غیب بهره مند می گشتند.(۱) و الا هرگز در مورد مسائل عادی زندگی خویش و حتی در مورد قضاوتها و برنامه ریزی های فردی و اجتم
اعی نه انبیاء الهی(ع) و نه ائمه اهل بیت(ع) دانستن و آگاه شدن و استفاده عملی از چنین علمی را اراده نمی کردند و دائما نیز به نداشتن بالفعل چنین علمی اعتراف می نمودند (۲) و خداوند نیز چنین علمی را مستقلا به آنها عطا نکرده بود (۳)بخصوص در مورد حوادثی که اراده الهی و رضایت الهی به جهت آزمایش و ابتلاء یکی از این بزرگواران در عدم آگاهی آنها از عاقبت یک حادثه قرار می گرفت و لذا عدم آگاهی حضرت یعقوب(ع) از وضعیت حضرت یوسف(ع) به معنای نفی اصل این مقام از ایشان و سایر انبیاء الهی و یا ناقص بودن مقام آنها نمی باشد،همانطور که عدم آگاهی پیامبر(ص) از منافق بودن فردی که بر اساس ظواهر مسلمان بوده است نه خللی به عصمت حضرت وارد می سازد و نه منافاتی با اصل چنین مقام و توانائی در حضرت دارد.
همین مطلب عینا در مورد علم غیب سایر ائمه اهل بیت نیز مطرح می گردد ،لذا بر فرض عدم داشتن علم بالفعل به مسموم بودن آب و یا کمین و توطئه دشمن برای آنها خللی به این مقام آنها وارد نیست،علی الخصوص که اگر آنها در همین موارد جزئی نیز از سرنوشت خود، با علم غیب نیز با خبر می شدند، باز هم مامور نبودند بر اساس آن علم وظایف ظاهری خود را تنظیم نمایند. بلکه همان علم ظاهری و طبیعی ملاک عمل آنها بود و الا پیامبر و یا امامی که رفتارش بر اساس آگاهی های غیر عادی است چگونه می تواند الگو و اسوه عملی برای دیگران باشد (۴). اما در مورد برخی حوادث نظیر حادثه کربلا و بی وفائی مردم کوفه، مسأله کاملا متفاوت است. زیرا اولا: مردم کوفه قصد فریب نداشتند، بلکه افراد ضعیف الایمانی بودند که علارغم تصمیم جدی و اقدام اولیه بر یاری و نصرت ولی خدا به محض تغییر شرایط و سخت شدن کار عهد و پیمان خود را رها کردند. ثانیا:نه تنها امام حسین (ع) بلکه بسیاری از افراد عادی نیز به بی وفائی و سست عنصر بودن مردم کوفه اطمینان داشتند و به همین دلیل بارها سعی کردند پیشوای خود را از حرکت به سوی کوفه بازدارند، ولی از دیدگاه ما همانطور که تاریخ نیز تایید می نماید، ایشان در هر شرایط و مکانی چه مدینه و چه در مکه باقی می ماندند و اگر به سوی کوفه حرکت نمی کردند، دو راه بیشتر نداشتند ؛یا قبول نماید بیعت ذلت بار با فردی که اصل دین را بر باد خواهد داد و یا با توطئه بنی امیه مظلومانه و بی سر و صدا کشته شود. (۵) لذا با توجه به هدف الهی که ایشان دارد حرکت به کوفه بهترین تصمیم در آن شرایط بود
ولو با علم به کشته شدن در این راه و قطعا انتخاب آگاهانه برای کشته شدن در شرایطی که اصل دین در خطر نابودی قرار می گیرد، خودکشی تلقی نمی گردد.(۶)
پی نوشت ها:
۱. آل عمران (۳) آیه ۱۷۹/ آل عمران(۳) آیه ۴۴/و…
۲. انعام (۶) آیه ۵۰.
۳. همان آیه ۵۹.
۴. ممتحنه (۶۰) آیه ۶.
۵. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۴۵، ص ۸، الوفاء بیروت،۱۴۰۴ق.
۶. آل عمران (۳) آیه ۱۵۷.


 


پرسش ۲:


س۵- شیعه و سنی این حدیث را قبول دارند که پیامبر فرموده امت من ۷۳ فرقه می شه که همگی به جهنم می روند جز از یک فرقه که به جنت می رود بدون از شک باید آن یک فرقه همان باشد که در زمان پیامبر خدا بوده و تا ?? سال فقط همان یک فرقه بود و اگر خلفا مذهب را تغییر می دادند و مذهبی دیگر را می آوردند غیر ممکن بود حضرت علی با آنها بیعت کند و پشت سر آنها نماز بخواند و اگر آنها دین خدا را تغییر دادند و حضرت علی باز هم سکوت کرد پس این بزرگترین ظلم و ستم است که حضرت علی نسبت به دین خدا روا داشته و پیامبر می فرماید کسیکه از گفتن حق سکوت کند او بما
نند شیطان گنگ است و مذهب شیعه که در آن زمان وجود نداشت. پس لابد جز ان ۷۲ فرقه است که به جهنم می روند.؟


پاسخ:


سخن در حقانیت شیعه بین فرق اسلامی مربوط به زمانی است که فرق اسلامی پدید آمده اند و گرنه در عصر رسالت نه شیعه اصطلاحی به وجود آمده بود و نه اهل سنت.
البته موجبات انحراف و مخالفت با دستورات رسول خدا و سیره پیامبر بعضا دیده می شد که همان موارد را می توان آغاز تحزب و تفرق دانست و امام علی نیز در مقابل اجتهادات برخی در برابر نصوص پیامبر به مخالفت برخاست که می توانید در این باره به کتاب و زین الاجتهاد والنص مرحوم شرف الدین مراجعه نمایید.
نه تنها در برابر تخلفات خلفا سکوت نکردو اعتراض نمود، بلکه نسبت به غصب خلافت هم وی در قالب‌های مختلف به دفاع از حق خود پرداخت: امام علی- طبق گفته «ابن قتیبه دینوری» – شب‌ها حضرت فاطمه را بر مر کب سوار می کرد و در مجالس انصار می گردانید. فاطمه(س) از آن‌ها می خواست از امام پشتیبانی کنند. آنان در پاسخ می‌گفتند: ای دختر رسول خدا !بیعت ما با ابوبکر انجام شده و کار از کار گذشته است. نمی‌توانیم نقض بیعت کنیم. اگر شوهر تو قبل از ابوبکر به سوی ما می آمد، به او مراجعه کرده و رهبری او رامی پذیرفتیم. (۱) حضرت بعد از بررسی‌های لازم به این نتیجه رسید که قیام وی به نفع جامعه اسلامی نیست. لذا سکوت نمود (۲). سکوت حضرت بدان معنا نیست که امام از حق خود دفاع نکرد و خلفا را تأیید می نمود، بلکه سکوت امام در راستای حفظ وحدت اسلامی،(۳) حفظ دین(۴) و فراهم نبودن
شرایط قیام بود.(۵) لذا خود امام بار ها به علل سکوت خود تصریح ویاد آور شد که حق وی را غصب نموده اند، اما جهت مصالح عمو می سکوت می نماید. در این جا به برخی سخنان امام علی (ع) مراجعه نمایید.(۶)
از این مطالب گذشته سخن در ۷۳ فرقه و فرقه ناجیه است. گر چه سر منشا آن به دوران پس از رحلت پیامبر بر می گردد. اما شیعه و اهل سنت اصطلاحی مدتها بعد خط و خطوط خود را مشخص نموده و از یکدیگر جدا شدند.
در این بین باید با بهره گیری از عقل فرقه حقه را یافت.
عقل بطور کلی چنین حکم می‏کند که هر مذهبی که امام و پیشوای آن از جانب وحی معرفی شده باشد، معصوم و به پیامبر نزدیک باشد مؤید به علم الهی و صالح برای امر امامت باشد. چنین مکتب و مذهبی بر حق است؛ این کبری کلی را قرآن کریم و روایات بسیاری از منابع اهل سنت و شیعه در مورد مذهب شیعه دوازده امامی تأیید می‏کنند: به تعدادی از آیات و روایاتی که حکم کلی عقل را منطبق بر عقیده شیعه در مورد امامت و پیروی از معصوم و اینکه پیشوایان این مذهب مورد عنایت خاص الهی و منصوص و معرفی شده از جانب وحی اند اشاره می‏شود و منابعی از اهل سنت در پاورقی جهت مطالعه و تحقیق مطلب ذکر می‏شود.
۱- “الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً”(۷)
۲- “یا ایّها الذین امنوا اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم. . . “(۸) فخر رازی از علمای معروف اهل سنت از این آیه معصوم بودن اولوالامر را استفاده کرده(۹) که کاملاً صحیح است؛ اما اینکه اولوالامر معصوم چه کسانی هستند قرآن و سنّت ائمه اهل بیت‏علیهم السلام را معرفی می‏کنند؛ اما قرآن آیاتی متعدد دارد که شأن نزول و یا مصداق آن ائمه اهل بیت‏(ع) است. به عنوان مثال “انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت. . . (۱۰) که به تفسیر ابن کثیر، ج ۳، ص ۴۹۱، شواهد التنزیل: حاکم حسکانی، ج ۲، ص ۱۸. المستدرک علی الصحیحین: حاکم نیشابوری، ج ۳، ص ۱۴۸ و. . . مراجعه فرمایید تا معلوم شود که امامان اهل بیت معصوم‏اند.
اما در سنت نیز روایات متعددی وارد شده است به عنوان مثال حدیث منزلت(۱۱)، حدیث اطاعت(۱۲) می‏گویند. علی‏(ع) به منزله هارون به موسی نسبت به پیامبرع(ص) است و اطاعت علی‏(ع) اطاعت از پیامبر و اطاعت از پیامبر اطاعت از خداست که مضمون آیه شریفه اطاعت را تفسیر و بیان می‏کند.
روایتی را فخر رازی
نقل می‏کند که بهترین شاهد و مؤید برای حکم عقل است که باید از علی‏(ع) پیروی و تبعیت کنیم چون مورد اطمینان و تأیید وحی است. “. . . فقد ثبت بالتواتر، و من اقتدی فی دینه بعلی بن ابیطالب فقد اهتدی و الدلیل علیه قوله (ص) اللهم ادر الحق مع علی حیث دار. . . و من اتخذ علیّاً اماماً لدینه فقد استمسک بالعروه الوثقی فی دینه و نفسه”(۱۳) یعنی. . . . به تواتر ثابت شده و هر کسی در امور دینش به علی بن ابی طالب اقتدا کند هدایت یافته است و دلیل این گفتار حدیثی از پیامبر(ص) است که فرمود: خدایا حق را به دور علی بچرخان هر جا علی‏(ع) بچرخد. . . و هر کسی که علی‏(ع) را امام و پیشوای دینی خود قرار دهد به ریسمان محکمی در دین و در نفسش چنگ زده است.
سبط بن الجوزی از ابی سعید خدری نقل می‏کند که پیامبر(ص) به علی‏(ع) نگاه می‏کرد و می‏فرمود: این مرد و شیعیان او در قیامت از نجات یافتگان هستند. (۱۴)
آیت الله جعفر سبحانی دو دلیل عقلی می‏آورند که پیامبر(ص) امام و پیشوای مسلمین را معرفی کرده است و حق انتخاب رهبر و پیشوا را به عهده مردم نگذاشته است و مسلم است که مذهبی بر حق خواهد بود که از شخصی معرفی شده از ناحیه وحی متابعت و پیروی کند.
عقل بدیهی حکم می‏کند که اگر فرد مصلحی با زحمات زیاد طرحی و روش جدیدی را برای جامعه بشری ابداع کند. حتماً برای حفظ و استمرار آن چاره می‏اندیشد. پیامبر که از بیان کوچکترین مسایل مربوط به سعادت بشر دریغ نکرده چگونه معقول است در مورد رهبری که سرنوشت ساز است سکوت کند (و یا اینکه انتخاب را به مردم واگذار کند در حالی که خودش از همه بهتر به شخص واجد شرایط آگاهتر است).
خطر سه گانه مثلث دوم، ایران و منافقین به اضافه نظام قبیله عرب متعصب به روشنی لزوم معرفی و نصّ منصب امامت را اثبات می‏کند. لذا بوعلی سینا(۱۵) می‏گوید: تعیین جانشین از طریق نص پیامبر بر آن به واقع نزدیکتر است چون با تعیین جانشین هر نوع نزاع و اختلاف ریشه کن می‏شود. (۱۶)
منابع جهت مطالعه بیشتر:
– راهنماشناسی آیت اللّه مصباح یزدی؛
– شناخت امام، فقیهی ایمانی، منشور جاوید بخش امامت، آیت اللّه سبحانی.
پی نوشت ها:
۱. ابومحمد عبداللّه بن مسلم قتیبه دینوری، الامامه و السیاسه، بیروت، لبنان ،دارالکتب العلمیه، ص۱۶.
۲. فیض الاسلام نهج البلاغه، تهران، چاب آفتاب خطبه ۳، ص۳۷.& lt;BR>3.همان، رک:مر تضی مطهری سیری در نهج البلاغه، صدرا، ص ۱۸۲.
۴. ابن أبی الحدید شرح نهج البلاغه، دار إحیاء الکتب العربیه، ۱۳۷۸ – ۱۹۵۹، چاپ اول، ج ۱۷ – ۱۸، ص ۱۰۷.
۵. دینوری ،همان، ص ۱۵.
۶. ابن ابی الحدید، همان ج ۱، ص ۳۰۸؛ فیض الاسلام، همان، ص ۱۰۳۹ .
۷. مائده: ۳. ابراهیم بن محمد مؤید جوینی: فرائد السمطین، ج ۱، ص ۳۱۲ (مؤسسه محمودی، بیروت) ایضاً ایضاح المکنون در ذیل کشف الظنون، اسماعیل پاشا، ج ۴، ص ۱۸۲ (دارالفکر).
مضمون حدیث از پیامبر چنین است: خداوند پیامبرش را امر فرمود تا مرا علی‏(ع) را در غدیر نصب کند و پیامبر(ص) فرمود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه. . . و آنگاه این آیه نازل شد که الیوم اکملت. . .
۸. نساء: ۵۹.
۹. التفسیر الکبیر: امام فخر رازی (چاپ دوم، دارالکتب العلمیه، تهران) ج ۱۰، ص ۱۴۴، سطر ۲.
۱۰. احزاب: ۳۳.
۱۱. شواهد التنزیل: حاکم حسکانی، ج ۲، ص ۱۹۰ (مؤسسه الطبع و النشر، حدیث منزلت را شیخ ما ابو حازم حافظ به پنج هزار سند تخریج کرده است).
۱۲. المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج ۳، ص ۱۹۵ (مؤسسه طبع و نشر).
۱۳. امام فخر رازی: تفسیر کبیر، طبع سوم، ذیل سوره حمد، ج ۱، ص ۲۰۵. ایضاً المستدرک علی الصحیحین: ابی عبداله حاکم نیشابوری (دار المعرفه، بیروت، کتاب معرفه الصحابه)، ج ۳، ص ۱۲۴. أیضاً سنن ترمذی: کتاب مناقب، ج ۵، ص ۶۳۳، ح ۳۷۱۴ (بیروت).
۱۴. نظر النبی (ص) الی علی بن ابیطالب فقال: “هذا و شیعته هم الفائزون یوم القیامه” تذکره الخواص: سبط ابن الجوزی (موسسه اهل بیت، بیروت، ۱۴۰۱ ه) ص ۵۶.
۱۵. شفاء، الهیات، مقاله دهم، فصل پنجم، ص ۵۶۵.
۱۶. منشور عقاید امامیه، آیت الله سبحانی (مؤسسه امام صادق‏علیه السلام، اعتماد، زمستان ۱۳۷۶) ص ۱۵۲.


 


پرسش ۳: (سوالات ۶، ۱۰، ۲۰ و ۲۱)
س۶ـ یا نساء النبی لستن کأحد من النساء إن اتقیتن ترجمه: ای همسران پیامبر! شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید اگر تقوا پیشه کنید./سوره احزاب /آیه۳۲ خداوند میفرماید:ای همسران پیامبر شما همچون یکی از زنان معمولی نیستید یعنی به مقام ومنزلت وفضیلت شما هیچ زنی در عالم چه در گذشته وچه در اینده نمی رسد ولی بشرط اینکه تقوا پیشه کنید سوال اینجاست ایا اگر زنان پیامبر ص تقوا پیشه نمی کردند ایا پیامبر ص حاضر بود که با انها زندگی کند به خدا من این را در باره یک مسلمان ومومن و متقی معمولی قبول ندارم که حاضر باشد با چنیین همسری زندگی کند، چه برسد به پیامبر خدا که او استاد ومعلم تمام بشریت است که باید الگو برای تمام انسانها تا قیامت باشد . اگر پیامبر خدا اخرین لحظه های زندگی خود را در کنار حضرت عایشه سپری کرد واین خود بر تقوا حضرت عایشه دلالت دارد . مقام ومنزلت وفضیلت همسران پیامبر ص از تمام زنان دنیا بیشتر است ودشمنی با انها دشمنی با خدا ورسول است.
س ۱۰- آیه ۲۶ سوره نور: الْخَبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَالْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ وَالطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَالطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ… معنی: زنان پلید برای مردان پلیدند و مردان پلید برای زنان پلید، و زنان پاک برای مردان پاکند و مردان پاک برای زنان پاک … فکر نمیکنم که ایه کریمه لازم به هیچ تفسیر مغرضانه ای داشته باشد یک کودک هم با خواند ترجمه اش منظور این ایه را خواهد فهمید اما چه کسی میتواند یک شیعه صفوی را که غرق در احساسات است به قران وعقل ومنطق کار ندارد قانع کرد پیامبر(ص) را جز پ
اکان میدانند نعوذ بالله و نعوذبالله دو همسرش را جز ناپاکان میدانند اما قران چیزی دیگر می فرماید که زن ناپاک لایق مرد پاک نیست. اگر پیامبر پاکترین انسان روی زمین است همسرانش هم پاکترین زنان روی زمین هستند. اما شیعه صفوی میگوید چونکه در شریعت حضرت نوح و لوط جایز بوده که مردان پاک با زنان ناپاک ازدواج کنند، شریعت محمد(ص) باید هم چنان باشد. اگر خدا هم بگوید زنان پاک برای مردان پاک هستند و مردان ناپاک برای زنان ناپاک هستند، ما قبول نمیکنیم، زیرا باید بپذیرم که همسران پیامبر هم پاکیزه و متقی بوده اند. ما انها را دوست نداریم. باید شریعت محمد(ص) همچون شریعت حضرت نوح و لوط باشد. انها زنان ناپاک داشته اند چه اشکالی دارد که پیامبر ص هم زنان ناپاک داشته باشد. اعوذ بالله من القوم الجاهلین. مثنوی الخبیثات لخبیثین را بخوان، رو و پشت این سخن را باز دان، ناصحان او را به عنبر یا گلاب، می دوا سازند بهر فتح باب، مر خبیثان را نسازد طیبات، در خور و لایق نباشد ای ثقات.


س ۲۰ـ ایا شما شیعیان دهها وبلکه صدها روایت ندارید که پیامبر(ص) و امامان توصیه کرده اند که فقط وفقط همسر با دین و با تقوا اختیار کنید چگونه خود پیامبر(ص) همسرانی را اختیار کرده است که بقول شما نه دین داشته اند و نه تقوا، نه صدق وامانت. مگر خداوند نهی نفرموده که چیزی را خود انجام نمی دهید به دیگران نگویید که فرموده لم تقولون مالا تفعلون وفرموده اتامرون الناس بالبر وتنسون انفسکم؟


س ۲۱ـ ایا
ازدواج پیامبر ص با عایشه وحقصه کار درستی بوده، یا خطا واشتباه بوده اگر کار درستی بوده به این معنی است که عایشه وحفصه زنان با دین وتقوا بوده اند ولیاقت همسر بودن پیامبر نیز داشته اند.


پاسخ:


گر چه در دوران و عصر آن حضرت اختلاف و تفرق در فرق وجود نداشت. اما این آینده منفی را پیش بینی نمود و راه مبارزه با آن را بیان نمود. مگر در دوران پیامبر فرق اهل سنت چه فرق کلامی و چه فرق فقهی که گاه و بی گاه یکدیگر را نیز تکفیر می کردند و می کنند، وجود داشتند!؟ اما دور اندیشی پیامبر و آگاهی آن حضرت از آنچه بر سر امت خواهد آمد آن بزرگوار را بر آن داشت تا در این باره توصیه هایی نمایند از این رو بر وحدت جامعه اسلامی توصیه می نمود، وحدت بر محور حق و حقیقت بود. همواره اهل بیت خود و به خصوص امام علی (ع) را تجلی حقیقت معرفی می نمود. از مردم می خواست که بر گرد این محور اجتماع کرده، وحدت داشته باشند. (۱) نه این که اگر اکثریت جامعه بر گرد باطل جمع شدند، دیگران هم به خاطر حفظ وحدت به سمت آنان بروند؛ این ادعایی است که نه با نقل جور در می‌آید و نه عقل .
لازم است توجه شما را به آنچه در متون و منابع مورد پذیرش تان است جلب نماییم در منابع شما اهل سنت آمده است که : پیامبر در تفسیر آیه «اولئک هم خیر البریه(۲) آن ها بهترین انسانها هستند »خطاب به علی(ع) فرمود: «انت و شیعتک یوم القیامه راضین مرضیین؛ (۳)تو و شیعیان تو در روز قیامت از خدا خشنودند و خدا از آنان خشنود است».
نیز با اشاره به علی (ع) فرمودند: «ان
هذا و شیعته لهم الفائزون یوم القیامه؛(۴) همانا او (علی) و شیعیانش در روز قیامت پیروز و سعادتمندند».
در این راستا نه فقط نیم نگاهی، بلکه نگاه گذرا به کتاب ینابیع الموده قندوزی گار گشا است شما را به مطالعه نمودن آن توصیه می نماییم.
پیامبر(ص)همانند دیگر مردم بودند و در رابطه با مردم و داد و ستد با آن‌ها به علم عادی رفتار می‌کردند و از علم غیب بهره نمی‌گرفتند. کارهای عادی و روزمره ایشان مانند دیگر مردم بود، خوردن و خوابیدن، ازدواج و …، آن حضرت تافته جدا بافته از مردم نبودند. افزون بر آن در آن زمان این گونه ازدواج­ها مرسوم بود.
وانگهی در آن عصر غربت اسلام، ابوبکر اسلام آورده و از شخصیت­های مهم عصر پیامبر بود. هنوز ولایت را غصب نکرده و نسبت به حضرت زهرا نیز اهانت نکرده بود. همچنین عایشه در آن عصر دچار مشکل نشده بود و مسایلی مانند جنگ جمل را به وجود نیاورده بود. در آموزه های دینی وضع فعلی انسان ها ملاک است.
دیگر این که ازدواج‌های پیامبر در راستای گسترش اهداف عالی اسلامی صورت می‌گرفت که از جمله ازدواج با دختر ابوبکر بود، و در رأس این اهداف، هدف سیاسی ـ تبلیغی بود، چون که ابوبکر که از طایفه بزرگ تیم بود. پیوند با این خانواده، گامی بزرگ در جهت تبلیغ اسلام به شمار می‌رفت. چرا که در آن فرهنگ پیوند ازدواج نقش به سزایی در پشتیبانی قبایل ایفا می‌کرد.
ابوبکر از جمله کسانی بود که در دوره غربت اسلام مسلمان شد و از خانواده آبرومندی بود، بنابر این بر حسب امور ظاهری، این ازدواج نه تنها جنبه منفی نداشت، بلکه در مسیرگسترش اسلام از نقش مثبتی بهره مند بود.
مردم.
بنا بر این زندگی آن حضرت با عایشه در آن زمان کاملا طبیعی بوده و مشکل خاصی نداشته و منافات باآیه مذکور ندارد.
آیه در مقام بیان قاعده کلی است که مردان پاک دقت کنند زنان پاکی را به همسری اختیار نمایند پیامبر نیز در این مسئله دقت لازم نموده وزنان پاکی را به همسری اختیار نموده، اما آیا این پاکی پس از رحلت باقی ماند!؟همان گونه که پیشتر گذشت میزان در حال افراد عاقبت و سرانجام شان است نسبت به آیه مربوط به همسران نوح و لوط و این نکته که شما گفتید از نخست زنان بدی بوده و نوح ولوط مجاز بودند با آنان ازدواج نماید آیه این مطالب را نمی رساند بلکه آنان ابتدا زنان نا پاکی نبوده اند همان گونه
که از کلمه خانتا استفاده می شود(۴)
توجه داشته باشید که اجماع علماى شیعه بر این است که هیچ زنى از زنان پیامبران و حتى زن نوح و لوط که خداوند صراحتا از خیانت آن‌ها سخن گفته است، در تمام عمرشان متهم به زنا نبوده‌اند.
علامه آلوسى از مفسران شهیر اهل سنت نیز با تأیید همین دیدگاه، سخن کسانى را که مى‌گویند شیعه اعتقاد به فاحشه بودن برخى از زنان پیامبر دارد، رد و آن را دروغ و شایعه مى‌داند.(۵) خیانت زن نوح این بوده که او به مردم مى‌گفت که او دیوانه است و خیانت زن لوط این بوده که او جاى مهمانان را به کفار نشان مى‌داده‌، با این بیان ممکن است که گاهی برخی از زنان پیامبر چنانچه از سری از اسرار پیامبر آگاه شدند به دیگران بگویند و امانت دار نباشند و در کتمان سر خیانت نمایند. و یا آنکه با دستور الهی وقرن فی بیوتکن (۶) عمل نکرده و به مصاف جنگ با برخی خلفا بیاییند.
سیاق آیات و روایات فریقین مربوط به آیه الخبیثات للخبیثین محدود بودن مفهوم آیه از جنبه های عفت و ناموسی را می رساند و امکان خطا در سایر موارد را نفی نمی کند و این از مشترکات همه همسران انبیاء است.
پی‌نوشت‏ها:
۱. به تفسیر آیه اطاعت، آیه محبت ذی القربی، و روایاتی چون روایت ثقلین، روایت سفینه، علی مع الحق و… مراجعه نمایید.
۲. بینه (۹۸) آیه ۷.
۳. الدر المنثور، تالیف سیوطی، انتشارات دار الفکر ، بیروت، ج ۸، ص ۵۳۸.
۴. همان.
۵. الآلوسی البغدادی الحنفی، أبو الفضل شهاب الدین السید محمود بن عبد الله (متوفای۱۲۷۰هـ)، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم والسبع المثانی، ج۱۸، ص ۱۲۲، ناشر: دار إحیاء التراث العربی ـ بیروت.
۶. الأحزاب :۳۳.


 


پرسش ۴:
س۱۱: ایا شما شیعیان صفوی در طول تاریخ کوچکترین خدمتی را برای اسلام انجام داده ای یک وجب به خاک اسلام افزوده اید و یا در مقابل لشکری از لشکریان کفر جنگیده اید؟ بلکه شما بزرگترین وبال مصیبت برای امت اسلام بودید. وحدت ویکپارچگی انها را از بین بردید و دهها فرقه ومذاهب بوجود اوردید، و انها را به جان هم انداختید، و جلوی فتح و پیروزیهای مسلمین را گرفتید. مدعی محبت علی واهلبیت بودید ولی علی(رض) از دست شما به فریاد امده بود. و در نهج البلاغه فرمود: «ای کاش که شما را نمیدیدم و هرگز شما را نمی شناختم. شما در لباس مردان هستید ولی مردنیستید» شما بودید که سبب شهادت حضرت حسین(رض) شدید. ??هزار نامه برایش فرستادید و به او قول شرف دادید که از او حمایت میکنید، ولی وقتیکه او را به دست لشکریان ستمگر ابن زیاد دادید کسی به یاری او نرفت. خاک شوم کربلا را میبوسید و می خورید، بخاطر مصیبتی که بر خاندان پیامبر بر این خاک شوم امد. ایا کسی مکانی که بر او یا خاندان یا دوستانش مصیبتی امده محترم میشمارد؟ انها را میخورد و.میبوسد؟ شما چرا این خاک شوم را محترم میشماری ؟


پاسخ:  


مصداق فرمایشات امام علی مردم و برخی از صحابه ای هستند که برخی اهل سنت در بست آنها را عادل می دانند.
جاه طلبی و مال پرستی بخشی از صحابه بود که علی (ع) را تنها گذاشتند. در ضمن بدانید علی مردم را به خاطر کوتاهی در نبرد با معاویه که از صحابه مورد اعتماد شماست سرزنش نمود نه به علت کوتاهی شیعیان.
اما در رابطه با نقش شیعیان در نهضت عاشورا باید بدانید که:
از رؤسای شیعه می‏توان از افرادی همچون سلیمان بن صرد خزاعی، مسیب‏بن نجبه فرازی، مسلم‏بن عوسجه، حبیب‏بن مظاهر اسدی و ابوثمامه صائدی نام برد که از یاران حضرت علی در صفین بودند(۳). این افراد عمیقا به خاندان اهل بیت عشق می‏ورزیدند. اینان شیعیانی بودند که نه تنها در قتل امام نقش نداشتند، بلکه تا آخرین لحظه با امام بودند. برخی به شهادت رسیدند.
عده دیگر جمعیت کوفه را طرفدارن خلفا و باند امویان تشکیل می دادند. هواداران بنی‏امیه که از آن ها با عنوان «باند اموی‏» یاد می‏کنیم، درصد قابل توجهی از مردم کوفه را تشکیل می‏دادند. در مدت بیست‏سالی که از حکومت ‏بنی‏امیه- بر کوفه – می‏گذشت، آن ها بسیار قوی شده بودند. افرادی همچون عمروبن حجاج زبیدی، یزیدبن حرث، عمروبن حریث، عبدالله بن مسلم، عماره ‏بن عقبه، عمربن سعد و مسلم‏بن عمر و باهلی را می‏توان از سران این باند به‏ شمار آورد. (۴)
اما در این میان برخی از مردم کوفه بی تفاوت بودند. شاید بتوان گفت ‏بیش ترین بخش جمعیت کوفه را افراد بی‏تفاوت و ابن‏الوقتی تشکیل می‏دادند که همتی جز پر کردن شکم و پرداختن به شهوات شان نداشتند. آن ها هنگامی که پیروزی مسلم را نزدیک دیدند، به او پیوستند، اما با ظهور آثار شکست ‏به سرعت صحنه را خالی کردند و فشار روانی فراوانی به طرفداران واقعی نهضت وارد آوردند. سپس به‏دنبال وعده و وعیدهای «ابن زیاد» به سپاه عمر سعد پیوستند و به جنگ با امام پرداختند، در صورتی که اگر نهضت مسلم به پیروزی می‏رسید، همین افراد بیش ترین طرفداری را از حکومت او می‏کردند . شاید همین ها باشند که فرزدق در ملاقات خود با امام چنین به معرفی آن ها می‏پردازد: «قلب های آن ها با تو است، اما شمشیرهای شان علیه تو کشیده شده است‏». (۵)
آری شیعیان کوتاهی نموده اند. اما کوتاهی در مقابله با خلفایی بوده که شما از آنها تمجید نموده اید.
از یک سو شما شیعه را مقصر
می دانید به آن جهت که حسین را تنها گذاشته و در برابر خلیفه مسلمانان ایستادگی نکردند و نجنگیدند. نیز اگر می جنگیدند باز زبان اعتراض شما گشوده می شد که چرا در برابر خلیفه به حق مسلمین ایستادگی نموده و طغیان و خروج نمودند این همان یک بام و دو هواست.
شما موضعتآن را روشن نفرمودید که شیعه بالاخره حسین را باید اطاعت می کرد یا یزید خلیفه المسلمین را؟،
این یادآوری لازم است که شیعه در برافراشتن بنای شکوهمند تمدن اسلامی نقش مؤثری داشت است، کافی است در اینجا کتابهای مربوط به علوم وتمدن اسلامی را ورق بزنیم که همه جا نام دانشمندان شیعه می‌درخشند.
در ادبیات و علوم ادبی، کافی است که پایه گذار آن امیرمؤمنان علی (ع) بوده و ادامه دهنده راه او و شاگردش ابوالاسود دوئلی، و پس از آن شخصیت‌های شیعی که غالباً‌در عراق می‌زیستند،‌ مانند: مازنی (متوفای /۲۴۸)، ابن سکیت (متوفای /۲۴۴) ابواسحاق نحوی از (یاران امام کاظم (ع)) خلیل بن احمد مؤلف کتاب «العین» (متوفای /۱۷۰ )، ابن درید مؤلف «الجمهره» (متوفای /۳۲۱)و صاحب بن عباد،‌مؤلف کتاب «المحیط»‌(متوفای /۳۸۶).
در علم تفسیر، اولین مفسر پس از رسول خدا(ص) امیر مؤمنان و ائمه اهل بیت(ع) و پس از آنان اصحاب و شاگردان آنان بوده‌اند. و در طول چهارده قرن، صدها تفسیر بر قرآن به صورتهای مختلف نوشته‌اند.
در علم حدیث شیعه بر دیگر فرق اسلامی تقدم داشته و سنت رسول خدا(ص) را، روزی که نوشتن حدیث در عصر خلفاء ممنوع بود، با نوشتن و مذاکره،‌حفظ کردند. در این باره می‌توان از «عبدالله بن ابی رافع» و «علی بن أبی رافع» از یاران امام علی (ع) و سپس شخصیت‌های از شاگردان امام سجاد و حضرت صادق و باقر (ع) یاد کرد.
رشد حدیث در عصر حضرت صادق (ع) به جایی رسید که حسن بن علی الوّشاء می‌گوید: و من در مسجد کوفه نهصد محدّث را دیدم که همگان می‌‌گفتند:‌ حدثنی جعفر بن محمد(ع)
در قلمرو فقه، در مکتب پیشوایان اهل بیت (ع) مجتهدان برجسته‌ای تریبت شده‌اند مانند:‌ ابان بن تغلب (متوفای /۱۴۱)، زراره بن اعین (متوفای /۱۵۰)، محمد بن مسلم (متوفای /۱۵۰)، صفوان بن یحیی بجلی مؤلف سی کتاب (متوفای /۲۱۰ه) و صدها مجتهد توانا و محقق مانند شیخ مفید، و سید مرتضی و شیخ طوسی و ابن ادریس و محقق حلّی و علامه حلّی که آثار گرانبهایی از خود به یادگار نهاده‌اند.
شیعه نه تنها در این علو
م تلاشگر و خدمتگزار بوده، ‌بلکه در دیگر علوم مانند تاریخ، رجال و درایه، شعر و ادب نیز خدمات شایانی را به جهان اسلام عرضه کرده است که ذکر نام و اسامی آنان در این مختصر نمی‌گنجد.
آنچه گفته شد مربوط به علوم نقلی است، ولی در علوم عقلی مانند کلام و فلسفه بر تمام مذاهب، تقدم داشته‌اند، زیرا شیعه، بیش از تمام فرقه‌های اسلامی به عقل بها داده است. و با الهام از گفتارهای امیر مؤمنان و فرزندان معصوم او (ع) در تبیین عقاید اسلامی بیش از حد کوشش کرده،‌و متکلمان عالیقدر و فلاسفه بزرگ به جهان اسلام تحویل داده است، و کلام شیعی یک از پربارترین مکاتب کلام اسلامی است که علاوه بر کتاب و سنت از عقل و خرد به نحو شایسته بهره می‌گیرد.
یکی از پایه‌های تمدن علمی، شناخت عالم طبیعت و قوانین آن است، و در عصر حضرت صادق (ع) شاگرد نامدار او جابربن حیان در علوم طبیعی به پایه‌ای رسید که او را امروز پدر شیمی می‌نامند.
و در تدوین علوم جغرافیا،‌ یعقوبی (متوفای/۲۹۰) نخستین جغرافی دان است که کتابی به نام «البلدان نگاشت. و دوره طلایی اسلام که قرن سه و چهار است بنا بر اعتقاد اندیشمندان میان پرده شیعی است. زیرا حکومتهای شیعی فاطمیان و بویهیان و حمدانیان بر دنیای اسلام حکم می راندند که درخشان ترین دوران تاریخ تمدن اسلامی را آفریدند.(۶)
این تلاش همه جانبه توسط دانشمندان شیعی از قرن نخست هجری تا به امروز ادامه داشته و در این راه حوزه‌ها و مدارس و دانشگاه‌های فراوانی تأسیس کرده اند که پیوسته در راه علم و دانش خدمتگزار بشریت بوده است. آنچه گفته شد اشاره‌ای گذرا به نقش شیعه در علم و تمدن اسلامی بود. برای آگاهی بیشتر به کتابهای مربوط به این موضوع رجوع فرمایید.
اکنون نیز بحمد الله گوی سبقت را در تولید علم و فن آوری از دیگر کشورهای اسلایم ربوده و پیشگام است.
پی نوشت ها :
۱. نهج البلاغه، خطبه۲۶.
۲. نهج البلاغه، خطبه شماره ۲۷.
۳. تاریخ الطبری، ج محمد جیر طبری، ج۴ ، ص‏۲۶۱، قاهره، مطبعه الا ستقامه بالقاهره، ۱۳۵۸ه.
۴. مقتل‏الحسین، (ع)، عبدالرزاق موسوی مقرم، چاپ پنجم،قم، دارالکتاب الاسلامی، ۱۳۹۹ ق، ص‏۱۴۹، حیاه‏الامام الحسین، (ع)، ج‏۳، ص‏۴۴۱.
۵. تجارب الامم، ابوعلی مسکویه رازی، ج‏۲، ص‏۵۷. تحقیق ابوالقاسم امامی، چاپ اول، تهران، دار سروش للطباعه والنشر، ۱۳۶۶.&l t;BR>6. دائره المعارف اسلام (انگلیسی) مدخل آل بویه.


پرسش ۵:


س۱۲- آیا انتظار امام مهدی انتظار دجال نیست. زیرا ظهور دجال قبل از ظهور امام مهدی است؟ آیا پیامبر (ص) به خدا از دجال پناه نمی خواست؟


پاسخ:


نه انتظار امام زمان (ع) انتظار دجال نیست، زیرا این امر برخلاف فلسفه ظهور می باشد، چون فلسفه ظهور منجی آن است که نیاز های مردم جهان را بر آورده و جهان را پر از عدل و داد کند، و حال
اینکه دجال در جامعه فساد و ظلم می کند و در روایات از دجال مذمت شده است. دجال، از ریشه «دَجل» به معنای دروغ‏گو و حیله‏گر است. از ظاهر روایات اسلامی استفاده می‏شود که دجال فردی است که درآخرالزمان و پیش از قیام حضرت مهدی (عج) خروج می‏کند و با انجام کارهای شگفت‏انگیز، جمع زیادی را فریب می‏دهد. می‏کند. این فرد سرانجام به دست حضرت عیسی مسیح به هلاکت می‏رسد. (۱) از پیامبر(ص) روایت شده : تمام پیامبرانی که بعد از نوح مبعوث شدند قوم خویش را از فتنه دجال می ترساندند.(۲ . آیا امکان دارد که انسان هامنتظر چنین موجودی باشند؟ از همه مهمتر اینکه اصل مسئله مهدویت اختصاص به مذهب شیعه ندارد، بلکه اعتقاد به ظهور منجی عقیده ای است که در ادیان یهودیت، زردشتی و مسیحیت پذیرفته شده است، با این تفاوت که در مصداق موعود اختلاف دارند.
اهل سنت نیز اصل مهدویت را قبول دارند، منتهی برخی از آنان تصور می کنند که امام زمان (ع) متولد نشده وبعد متولد خواهد شد. البته بعضی از آنان باور دارند که امام متولد شده است (۳). در این زمینه کتاب هایی نیز نوشته اند. آیت الله صافی در کتاب منتخب الاثر، تعدادی علمای اهل سنت- که قائل به حیات حضرت بوده اند-، را ذکر نموده . درکتاب” نوید امن و امان ” نیز یاداوری می نماید که برخی از علمای اهل سنت نیز ولادت حضرت و شرح تفصیلات آن را در کتاب‌های خود ذکر نموده اند..(۴) بدینسان می توان گفت: عمده اختلاف شیعه و اهل سنت در این است که شیعه معتقد هستند امام زمان (ع) به دنیا آمده ، ولی برخی اهل سنت معتقد هستند که حضرت آخرالزمان به دنیا خواهد آمد و قیام خواهد کرد.(۵)
در این جا نمونه هائی از روایات اهل سنت را بیان می‌کنیم که در کتاب ها ی مشهور و مورد اعتماد آنها آمده است:
۱- پیامبر فرمود: “اگر از عمر دنیا تنها یک روز مانده باشد ،حتماً خداوند آن روز را طولانی کند تا آن که مردی از خاندان مرا در آن برانگیزد که هم‌ نام من است” (۶)
۲- نیز فرمود: “مردی از خاندان من قیام می‌کند که در نام و سیرت شبیه من است. جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد همان گونه که از ظلم و ستم لبریز گشته است”.(۷)
۳- ابن خلکان در وفیات الاعیان می نویسد: «ابوالقاسم محمد فرزند حسن عسکری فرزند علی هادی فرزند محمدجواد…. دوازدهمین امام از ائمه ی دوازده گانه شیعه است که به «حجت» معروف است… ولادت او روز جمعه نیمه
شعبان سال ۲۵۵ هـ . ق است».(۸)
۴- ذهبی نیز در سه کتاب از کتاب هایش به ولادت امام مهدی (عج ) اشاره کرده و در کتاب العبر، و در حوادث سال ۲۵۶ هـ . ق می نویسد: «در این سال محمدبن حسن بن علی الهادی فرزند محمدجواد فرزند علی الرضا فرزند موسی الکاظم فرزند جعفر الصادق علوی حسینی به دنیا آمد. »(۹)
برخی از کتاب های اهل سنت- که مستقلا درباره امام زمان (ع) سامان یافته اند- عبارتند:
-اخبار المهدی، حماد بن یعقوب
– البرهان فی علامات مهدی آخر الزمان، متقی هندی
– البیان فی اخبار صاحب الزمان، محمد بن یوسف نوفلی گنجی شافعی
– المهدی، شمس الدین ابن قیم
– مناقب المهدی، حافظ ابو نعیم اصفهانی
– علامات المهدی، جلال الدین سیوطی
– نعت المهدی، حافظ ابو نعیم اصفهانی
پی نوشت ها:
۱.مجله حوزه – ویژه نامه امام زمان (ع) ش ۷۱ – ۷۰، ص ۲۶۲.
۲. داد گستر جهان ،ابراهیم امینی،قم ، انتشارات شفق ،۱۳۷۸، ص۲۲۵.
۳. آیت الله صافی، نوید امن و امان، قم، انتشارات حضرت معصومه (س) ،‌ ۱۳۷۵ هـ . ش.
۴. همان، ص ۲۳۸.
۵. شیخ کلینی، کافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ هـ . ش، ج ۱، ص ۳۲۹.
۶. أبوداود سلیمان بن الأشعث، سنن ابی داود، بیروت ،‌المکتبه العصریه، بی تا ، ج ۲، ص ۱۰۶، ح ۲۲۸۲.
۷. أبو القاسم الطبرانی، معجم کبیر، قاهره، مکتبه ابن تیمیه ، ۱۴۱۵ هـ.ق ، ج ۱۰، ص ۸۳، ح ۱۰۲۲۹.
۸. ابن خلکان، وفیات الاعیان، بیروت ، دار صادر، بی تا، ج۴، ص۵۶۲.
۹. شمس الدین أبو عبد الله الذهبی ، العبر فی خبر من غبر، بیروت ،‌دارالکتب العلمیه ، بی تا ، ج۳ ، ص۳۱.


 


پرسش ۶:
س۲۲- چرا همسران پیامبر طلب فدک نکردند و حضرت فاطمه(رض) طلب فدک نمود. مال میت تنها به دختر تعلق نمی گیرد، همسر هم ارث می برد. مگر دختر پیامبر(ص) مال دنیا را چنان دوست داشت که به خاطر ان با خلیفه مسلمین دعوا کند؟


پاسخ:


گرچه درخصوص واگذاری وسرنوشت فدک اختلاف نظر وجود دارد، ولی حق این است که فدک ارث نبود، بلکه رسول خدا(ص)آن را به حضرت زهرا (س) بخشید تا درمعاش خود وفرزندانش از آن استفاده نماید. (۱) به عبارت دیگر: فدک از اموالی بود که اختصاص به پیامبر اسلام داشت، که هر جا صلاح می‌دانست، به مصرف برساند. (۲) جهت آگاهی بیشتر درباره فدک می خوانیم: یهودیان خیبر حاضر شدند با پیامبر از در صلح وارد شوند. نیمی از اراضی فدک را در اختیار حضرت بگذارند. در برابر آن در انجام مراسم مذهبی خود کاملاً آزاد باشند . متقابلاً حکومت اسلامی امنیت منطقه آنان را تأمین کند. طبق صریح آیات و روایات این گونه سرزمین‏ها از اموال خالص حاکم اسلامی است. در آیه‏های ۶ و ۷ سوره حشر می‏خوانیم: آنچه را خداوند به رسولش از آن‌ها (یهودیان) باز گرداند، چیزی است که شما برای به دست آوردن آن زحمتی نکشیدید، نه اسبی تاختید و نه شتری… آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌چه
را خداوند از اهل این آبادی‏ها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان… او است (۳) مضمون آیه این است: اگر کفار، بدون جنگ چیزی را برای صلح و تسلیم شدن دادند، مانند سایر غنایم جنگی نیست که یک پنجم آن خمس و چهار پنجم آن میان مجاهدان تقسیم شود، بلکه آنان سهمی ندارند و همه آن‌ها در اختیار پیامبر قرار می‏گیرد.(۴) جمعی از مفسران شیعه وسنی شأن نزول آیه “فأتِ ذالقربی حقَّه …” را خویشاوندان پیامبر دانسته‏اند.(۵) برخی از عالمان اهل سنت نیز باور دارند که رسول خدا (ص) فدک را به حضرت زهرا (س) اعطا نمود ، سیوطی از ابوسعید خدری وابن عباس نقل می کند أخرج البزار و أبو یعلى و ابن أبى حاتم و ابن مردویه عن أبى سعید الخدری رضى الله عنه قال لما نزلت هذه الآیه وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ‏ دعا رسول الله صلى الله علیه و سلم فاطمه فأعطاها فدک. و أخرج ابن مردویه عن ابن عباس رضى الله عنهما قال لما نزلت وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ أقطع رسول الله صلى الله علیه و سلم فاطمه فدک(۶) حسکانی نیز به این مطلب تصریح می نماید (۷) خود حضرت زهرا (س) نیز در مقام احتجاج در برابر ابابکر یاد آورشد که فدک هبه ی رسول خدا می باشد. (۸)
بر این اساس فدک ارث نبود ،که دیگر همسران حضرت ادعای ارث می نمودند . افزون برآن کسی که فرزند داشته باشد، ارث به فرزند وی می رسد و همسر و یا همسران وی- یک هشتم- ارث می برند.
درخصوص درخواست فدک توسط حضرت زهرا (س) باید گفت : تاریخ زندگی پیامبر و خاندان او به خوبی گواهی می‏دهد که آنان هرگز دلبستگی به دنیا نداشته و چیزی که از نظر آنان ارزشی نداشت، مال دنیا بود، اما علت این که پیامبر فدک را به حضرت داد
ممکن است عوامل زیر باشد:
-۱- برای اینکه دودمان پیامبر پس از فوت حضرت به صورت آبرومندی زندگی کنند. حیثیت و شرف رسول اکرم و خاندان وی محفوظ بماند ،رسول خدا (ص) برای تأمین زندگی آنان فدک را به دختر خود بخشید.
۲- بی تردید اموال حضرت خدیجه در گسترش اسلام و روند زندگی شخصی پیامبر بسیار تأثیر گزار بود. پیامبر با اعطای فدک به حضرت زهرا (س)، زحمات و ایثارگری‏های خدیجه را خواست جبران کند. از این رو فدک را به فاطمه (س) بخشید.
۳- پیامبر می‏دانست که گروهی کینه حضرت علی (ع) را در دل دارند، زیرا بسیاری از بستگان ایشان با ش
مشیر وی در میدان‏های جهاد کشته شده بودند. یکی از راه‌های زدودن کینه‏ها این بود که امام از طریق کمک‏های مالی از آنان دلجویی کند تا آنان را به خود جلب نماید. از سوی دیگر با بهره‏گیری از درآمدهای فدک به حمایت از فقیران پرداخته ؛ از این طریق، موانع عاطفی که بر سر راه خلافت او بود، از میان برداشته شود. هرچند پیامبر فدک را به زهرا (س) بخشید، ولی درآمد آن در اختیار صاحب ولایت بود تا از آن، علاوه بر تأمین ضروریات زندگی خود، به نفع اسلام و مسلمانان استفاده کند.
۴- ممکن است اعطای فدک جنبه سیاسی داشته باشد، یعنی به گونه ای زمینه سازی برای امامت حضرت علی(ع) و فرزندان معصومش باشد، با این تحلیل فدک تنها در ارتباط با حضرت فاطمه(س) نبود، بلکه متعلق به فرزندانش نیز بود. برخورد حکومت‌ها، با مساله فدک این نظر را تقریب می‌کند که تعاملات در فدک به گونه‌ای رنگ سیاسی داشت، به همین خاطر برخی از حاکمان آن را به فرزندان حضرت فاطمه می‌دادند . برخی دیگر از دست آنان می‌گرفتند. بر این اساس درخواست فدک توسط حضرت زهرا (س) منطقی بود و رنگ دنیا گرایی و مال دوستی نداشت.
پی نوشت‏ها:
۱. ر.ک: کاظم موسوی بجنوردی، دایره المعارف بزرگ اسلامی، تهران ،۱۳۷۲ ه ش، چاپ اول، ج ۵، ص ۲۳۱.
۲. محمدباقر صدر، فدک فی التاریخ، مرکز الغدیر للدراسات الإسلامیه ، ۱۴۱۵ – ۱۹۹۴ م، ص ۳۶- ۳۵ .
۳. کاظم موسوی بجنوردی، همان .
۴. علی اکبر رشاد، دانشنامه امام علی (ع)، تهران، انتشارات فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۰، ج ۸، ص ۳۵۶
۵. ناصر مکارم شیرازی ، تفسیر نمونه، تهران ، دار الکتب الاسلامیه ،۱۳۷۴، ج ۱۶، ص ۴۴۱
۶. سیوطى جلال الدین، الدر المنثور، قم، کتابخانه آیه الله مرعشى نجفى، ۱۴۰۴، ج۴ ، ص۱۷۷.
۷. شواهد التنزیل لقواعد التفضیل، تهران، سازمان چاپ وانتشارات وزارت ارشاد اسلامى، سال چاپ: ۱۴۱۱، ج?، ص ۳۸?.
۸. کاظم بجنور دی، همان.


 &l t;/P>

پرسش ۷:
س۲۷- شیعه های صفوی میگویند دو دختر نبی اکرم(ص) که همسران حضرت عثمان بودند زیرشکنجه حضرت عثمان(رض) وفات یافتند اما نبی اکرم(ص) میفرماید انسان مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمیشود اگر دختر اول نبی اکرم(ص) زیر شکنجه حضرت عثمان(رض) وفات یافته چرا دختر دوم خود را به نکاح حضرت عثمان رض در اورد. ؟


پاسخ:


در ابتدا باید گفت: چنین مطلبی را مورخان و عالمان معروف شیعه ذکر نکرده و در منابع معتبر ما نیامده آست، اگر – احیانا – فردی این مطلب را گفته باشد، این امر نظرشخصی تلقی می شود نه دیدگاه شیعه ، چنانکه در میان اهل سنت، نیز نظر فرد، دیدگاه فرقه اهل سنت تلقی نمی گردد.
آنچه که در برخی منابع ما در این خصوص آمده این است: “رقیه دختر پیغمبر را نیز عتبه بن ابى لهب تزویج کرد و لیکن قبل از دخول وى را طلاق داد، و او را سخت در اذیت و فشار قرار می داد، حضرت رسول عتبه را نفرین کرد. پس از اینکه عتبه رقیه را طلاق داد عثمان بن عفان او
را بنکاح درآورد، و از وى فرزندى آورد بنام عبداللَّه، در نتیجه عبداللَّه مریض شد و از دنیا رفت، و براى دفن او عثمان در مدینه ماند و در جنگ بدر شرکت نکرد، و این رقیه به اتفاق عثمان به حبشه مهاجرت کرده بودند و اما امّ کلثوم را نیز عثمان بعد از وفات رقیه تزویج کرد و در منزل او از دنیا رفت،(۱) و ازدواج با دختران پیامبر به خودی خود فظیلتی نیست لذا برای مشرکانی چون فرزندان ابو لهب و ابوالعاص بن ربیع که جزء مشرکین بود و در بدر اسیر شد و بعدها مسلمان شد اهل سنت نیز برتری قائل نیستند.
پی‌نوشت‌:
۱. امین الاسلام، ابى على الفضل بن الحسن الطبرسى،(متوفی۵۴۸ )، اعلام الورى بأعلام الهدى، صحیح و تعلیق: على اکبر غفارى . بیروت، دارالمعرفه ، ص ۱۴۰.


ادامه دارد…

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید