ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

اسراف و تبذیر

پدید آورنده : حجه الاسلام ابوالقاسم یعقوبی ، صفحه ۲۰


«قَالَ اَبِی مُحَمَّدٍ الْحَسَنِ الْعَسْکَرِیِّ(ع): «عَلَیْکَ بِالِاقْتِصَادِ وَ اِیَّاکَ وَ الْاِسْرَافَ فَاِنَّهُ مِنْ فِعْلِ الشَّیْطَنَهِ؛ بر تو باد به میانه روی و پرهیز کن از اسراف زیرا اسراف از کارهای شیطان است.»(۱)


یکی دیگر از هشدارهای اجتماعی در فرهنگ دینی موضوع «اسراف» و «تبذیر» و ریخت و پاش ها و ولخرجی های بی حد و حساب است.


لغت شناسان در تعریف و ترسیم اسراف گفته اند:


«تجاوز الحد فی کل فعل یفعله الانسان و ان کان ذلک فی الانفاق اشهر و یقال تاره اعتبارا بالقدر و تاره بالکیفیه؛ خارج شدن انسان از حد و مرز در هر کاری که انجام می دهد را اسراف گویند گر چه این معنی در انفاق مشهورتر است و اسراف هم گاهی در اندازه و مقدار (یک چیز است) و گاهی در کیفیت و چگونگی آن.»(۲)


واژه «اسراف» و «تبذیر» در برابر واژه «اقتصاد» و «اعتدال» قرار دارند و با اندک تفاوتی یک مفهوم و پیام را می رسانند.


با در نظر گرفتن ریشه این دو لغت (اسراف و تبذیر) چنین به نظر می رسد که وقتی این دو در مقابل هم قرار می گیرند اسراف به معنی خارج شدن
از حد اعتدال، بی آن که چیزی را ظاهرا ضایع کرده باشد، مثل این که، ما لباس گرانقیمتی بپوشیم که بهایش صد برابر لباس مورد نیاز ما باشد یا غذای خود را آنچنان گرانقیمت تهیه کنیم که با قیمت آن بتوان عده زیادی را آبرومندانه تغذیه کرد. در این جا از حد گذرانده ایم ولی ظاهرا چیزی نابود نشده است اما:


«تبذیر» و ریخت و پاش، آن است که چنان مصرف کنیم که به اتلاف و تضییع بینجامد مثل این که برای دو نفر میهمان غذای ده نفر را تهیه کنیم آنگونه که بعضی از جاهلان چنین می کنند و به آن افتخار می نمایند و باقی مانده را در زباله دان می ریزند و اتلاف می کنند.»(۳)


البته گاهی هم می شود که در کاربردها، این دو واژه در یک معنی به کار می رود و به اصطلاح عطف تفسیری می شوند، امام علی(ع) در نهج البلاغه می فرماید:


«اَلَا وَ اِنَّ اِعْطَاءَ الْمَالِ فِی غَیْرِ حَقِّهِ تَبْذِیرٌ وَ اِسْرَافٌ وَ هُوَ یَرْفَعُ صَاحِبَهُ فِی الدُّنْیَا وَ یَضَعُهُ
فِی الآخِرَهِ وَ یُکْرِمُهُ فِی النَّاسِ وَ یُهِینُهُ عِنْدَ اللَّهِ؛ آگاه باشید مال را در غیر مورد استحقاق صرف کردن تبذیر و اسراف است. ممکن است این عمل انسان را در دنیا بلندمرتبه کند اما مسلما در آخرت پست و حقیر خواهد کرد. در نظر توده مردم ممکن است سبب اکرام گردد اما در پیشگاه خدا موجب سقوط مقام انسان خواهد شد.»(۴)


از حدیث آغاز نوشتار و این حدیث شریف معلوم شد که:


1ـ میانه روی و اقتصاد و اعتدال یک فضیلت انسانی و رفتار سالم اجتماعی است.


2ـ اسراف و تبذیر خارج شدن از حد و مرز فضیلت است و به عنوان رذیلت شناخته می شود.


3ـ اهمیت پرهیز از اسراف به اندازه ای است که امام معصوم(ع) با به کارگیری واژه «ایاک» و نیز کلمه «الا» هشدار می دهد و مردم را به آگاهی و بیداری فرا می خواند.


از آیات و روایات کاملاً این معنا به دست می آید که افراط و تفریط و خروج از خط اعتدال در هر کاری مذموم و ناپسند است. زیست شایسته در سایه معتدلانه حرکت کردن و مقتصد بودن امکان پذیر است. بی تردید نعمت ها و مواهب موجود در کره زمین از سوی خدای رب العالمین به گونه ای تنظیم و تقدیر شده است که برای ساکنان زمین کافی است و همه می توانند در سایه بهره گیری درست از آن مواهب استفاده بهینه ببرند، لیکن خرج های بیهوده و مصرف کردن های بی اندازه این نعمت را هدر می دهد و چه بسا اسراف و تبذیر در گوشه ای از جهان و منطقه ای از زمین دلیل محرومیت انسان های دیگری در منطقه ای از جهان گردد. و نیز بدمصرف کردن و بی رویه بهره برداری کردن از منابع طبیعی و نعمت های خدادادی نسل های آینده را دچار محرومیت و تهدید قرار می دهد.


به همین جهت قرآن کریم با عبارت های گوناگون، مسلمانان را از این بلای خانمانسوز و جهانسوز پرهیز داده و فرموده است:


«کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا اِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ و (از نعمت های الهی) بخورید و بیاشامید ولی اسراف نکنید که خداوند مسرفان را دوست نمی دارد.»(۵)


قرآن مسرفان را چهره های منفور پیش خداوند معرفی کرده زیرا آنان با این رفتار غیرانسانی و غیراسلامی از حد و حدودی که خداوند تعیین کرده و انبیای او اعلام کردند پا را فراتر نهاده و رهنمودهای حکیمانه و واقع بینانه را نادیده گرفته اند.


روشن است آن که قانون شکنی می کند و حرکت قوانین انسان ساز و جامعه ساز را رعایت نمی کند پیش قانونگذار عالم و عادل چهره ناپسند و مبغوضی خواهد داشت.


باز در قرآن مجید می
خوانیم:


«اِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِی الْاَرْضِ وَ اِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِین؛فرعون، برتری جویی در زمین داشت و از اسرافکاران بود.»(۶)


اسراف کاری را روش فرعون می شمارد و اسراف را یک برنامه فرعونی قلمداد می کند.


و در جای دیگر اسراف کاران و مبذّران را برادران شیطان می نامد:


«وَ آتِ ذَا الْقُرْبی حَقَّهُ وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذیرا؛ اِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا اِخْوانَ الشَّیاطینِ و
َ کانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ کَفُورا؛ و حق نزدیکان را بپرداز (و همچنین حق) مستمند وامانده در راه را و هرگز اسراف و تبذیر مکن چرا که تبذیرکنندگان برادران شیاطنند. و شیطان در برابر پروردگارش بسیار ناسپاس بود.»(۷)


گر چه اسراف به معنای گسترده هرگونه تجاوز از حد در هر کاری است که انسان انجام می دهد اما بیشتر در مورد هزینه ها و خرج های مالی گفته می شود و حتی انفاق و کارهای خوب را نیز شامل می شود. قرآن در سوره فرقان اسراف را در برابر سخت گیری و بخل و فشرده دستی قرار داده و می فرماید:


«وَ الَّذِینَ اِذا اَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواما؛(بندگان شایسته خداوند) کسانی هستند که به هنگام انفاق نه اسراف می کنند و نه سخت گیری و بخل می ورزند بلکه میان این دو حد اعتدال و میانه را می گیرند.»(۸)


مصادیق اسراف&l t;/P>

معمولاً هر کسی واژه «اسراف» را می شنود، موضوع ولخرجی، زیاده روی و تجاوز از حد و شأن اجتماعی به ذهن او می رسد، لیکن در لابه لای کلمات نورانی پیشوایان معصوم(ع) اشارات لطیفی به مصداق ها و موارد اسراف شده است که اشاره به آن در این بخش از نوشتار، خالی از فایده نیست و می تواند هشداری اجتماعی برای کسانی باشد که از این گونه اسراف ها غافلند یا این گونه امور را در ردیف معانی و مصادیق اسراف به شمار نمی آورند.


دورافکندن هسته خرما و…


بشر بن مروان گوید خدمت امام صادق(ع) رسیدیم، آن حضرت دستور داد مقداری خرما آوردند یکی از افراد پس از خوردن خرما هسته های آن را دور می انداخت، حضرت دستش را گرفت و فرمود:


«لَا تَفْعَلْ اِنَّ هَذَا مِنَ التَّبْذِیرِ وَ اِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَسَادَ؛ این کار را نکن، این حیف و میل است و خداوند تباهکاری را دوست ندارد.»(۹)


شاید آن روز این معنا در اندیشه افراد درست جا نمی افتاد. اما امروز بشر با پیشرفت علوم و زیادی جمعیت جهان، سخت به این موضوع توجه کرده تا آنجا که می کوشد از همه چیز استفاده بهینه کند و با بازیافت از زباله بهترین کود و از تفاله ها بهترین وسیله مورد نیاز و حتی از فاضلاب ها به وسیله تصفیه، آب قابل استفاده را برای کشاورزی به دست آورد.


یقینا از چیزهایی مانند هسته خرما با دستگاه ها و امکانات مدرن امروز می توان غذا برای دام ها و مرغ ها تهیه کرد که مواد غذایی آن به مراتب از علوفه ها و دانه های دیگر بیشتر و بهتر است.


آن روزی که امام صادق(ع) نسبت به دور ریختن هسته خرما هشدار داد ابزار و وسیله تبدیل آن به این گونه استفاده ها نبود اما امام(ع) با آگاهی همه جانبه از مسائل اجتماعی و انسانی و حتی طبیعی و تجربی این گونه رهنمود را با هشدار به هم آمیخته است.


در همین راستا امام(ع) از دور ریختن آب باقی مانده در ته ظرف نیز نهی کرده و آن را از مصادیق اسراف برشمرده و می فرماید:


«اَدْنَی الْاِسْرَافِ هِرَاقَهُ فَضْلِ الْاِنَاءِ وَ ابْتِذَالُ ثَوْبِ الصَّوْنِ؛ کمترین اندازه اسراف دور ریختن ته مانده ظرف (آب یا غذا) و تبدیل لباس بیرون به لباس خانه و دم دستی است.»(۱۰)


در نگاه امام صادق(ع) آن که از ظرف آب یا غذا زاید مقداری می نوشد و می خورد و باقیمانده آن را دور می ریزد مسرف است. زیرا با آن باقی مانده آب یا غذا می توان تشنه ای را سیراب و گرسنه ای را سیر کرد یا دست کم درخت و گیاه و گلی را شاداب کرد و حیوان
ی را از گرسنگی و تشنگی نجات داد.


نگاه ژرف امام(ع) در رابطه با پوشیدن لباس نیز قابل تأمل و دقت است کسی که بین لباس کار و لباس میهمانی فرقی نمی گذارد و هر کدام دم دست بود برای کار یا مثلاً نماز و مجالس می پوشد این هم به گونه ای گرفتار رذیلت اسراف شده است.


از امام کاظم(ع) سؤال شد که آیا داشتن ده پیراهن اسراف است؟ فرمود: «خیر، بلکه داشتن پیراهن زیاد باعث می شود که پیراهن هایش بیشتر عمر کند. اسراف آن است که لباس بیرونت را در جای کثیف بپوشی.»(۱۱)


بنابراین بسیاری از چیزهایی که به نظر ما اسراف به شمار نمی رود در نگاه پیشوایان دینی از مصادیق اسراف به حساب آمده است.


از جمله موارد اسرافی که در روایات دینی به آن اشاره شده می توان موارد ذیل را برشمرد:


هر چه دلت بخواهد خوردن(۱۲)


به بدن ضرر و صدمه وارد کردن(۱۳)


به هنگام وضو آب زیاد مصرف کردن(۱۴)


حلال ها را حرام شمردن و خون ریختن(۱۵)

&# x0D;

بیش از شأن و موقعیت اجتماعی مصرف کردن (در پوشیدن و خوردن و خریدن)(۱۶)


و به کارهای باطل نازیدن و به کار خیر بی رغبتی نشان دادن(۱۷)


عیب ملی


رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در خطبه های عید فطر سال ۸۶ ضمن شمارش درس های ماه رمضان یکی از درس ها را «سخت گرفتن بر خود و انفاق به دیگران» برشمردند و در ادامه به بلا و عیب بزرگ ملت ایران اشاره کردند و فرمودند:

&# x0D;

«ما مردم مسرفی هستیم، ما اسراف می کنیم، در آب، در نان، اسراف در وسایل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزین، کشوری که تولیدکننده نفت است واردکننده فرآورده نفت -بنزین- است. این تعجب آور نیست؟ هر سال میلیاردها بدهیم بنزین وارد کنیم یا چیزهای دیگری وارد کنیم برای این که بخشی از جمعیت و ملت ما دلشان می خواهد ریخت و پاش کنند. ما ملت به عنوان یک عیب ملی به این نگاه کنیم، اسراف بد است.»(۱۸)


در رساله «اجوبه الاستفتائات» سؤال ۱۴۶۹ از ایشان پرسیده شده: «گفته می شود که استفاده از نیروی برق برای روشنایی بیشتر از مقدار نیاز اسراف محسوب نمی شود آیا این سخن صحیح است؟»


ایشان جواب داده اند:


«شکی نیست که استفاده و مصرف هر چیزی حتی نیروی برق و نور و چراغ بیشتر از مقدار نیاز اسراف محسوب می شود. آنچه صحیح است سخن منقول از رسول اللّه(ص) است که می فرماید:«لا اسراف فی خیر». در کار خیر، اسراف وجود ندارد.»(۱۹)


از مصادیق اسراف که از گرفتاری های اجتماعی و آسیب ها و آفت های خانوادگی جامعه ما به شمار می رود و نوعی غرب زدگی و چشم و هم چشمی هم چاشنی آن شده است، موضوع و پدیده «تجمل گرایی» و «تشریفات» و رو آوردن به زندگی های پرزرق و برق و پرهزینه و خرج های اضافی است. به گونه ای که آن اندازه گرفتار شده ایم که:


جمال زندگی را با تجمل گرایی سودا کرده ایم و شرافت را قربانی تشریفات نموده ایم و بالاخره آنچه باید وسیله زندگی باشد را هدف زندگی قرار داده و درباره آن به مسابقه پرداخته ایم.


این اسراف ها و ر
یخت و پاش های جدید و مدرنی است که بسیاری از خانواده ها را فرا گرفته و سوگمندانه در رسانه ها به نمایش گذاشته می شود و فرهنگ رفاه زدگی و تجمل گرایی را عملاً رواج می دهد.


از مقام معظم رهبری در این رابطه پرسیده شده است که نظر حضرت عالی در مورد ترویج تجمل گرایی که مخصوصا طی ماه های اخیر توسط برخی رسانه ها دنبال می شود چیست؟ ایشان در جواب مرقوم داشته اند که:


«اینجانب از این کسانی که می کوشند تا در میان مردم ما رسم تجمل گرایی و اسراف و ولخرجی را شایع کنند شدیدا نگران و متأسفم و از این که مردم فداکار و انقلابی ایران در امور شخصی به مصرف گرایی سوق داده شوند و قناعت انقلابی را از یاد ببرند به خدا پناه می برم… برای متمکنین، میانه روی و برای قشرهای متوسط، قناعت در امور شخصی و برای همه تلاش و کار و تولید و رونق دادن به وضع عمومی فریضه ای انقلابی و رسمی اسلامی است.»(۲۰)


بار دیگر سخن آغازین این بخش از نوشتار را که از ام
ام حسن عسگری(ع) نقل کردیم مرور کنیم که هم رهنمود دادند و هم هشدار، رهنمودشان این بود که «بر شما باد به میانه روی» (و اقتصاد و اعتدال در زندگی) و هشدارشان این بود که: «پرهیز کنید از اسراف، زیرا اسراف از کارهای شیطان است.»


حسن ختام این فصل از این گفتار و نوشتار را با سخنی از امام پرهیزکاران و امیرمؤمنان علی(ع) زینت می بخشیم که به یکی از کارگزارانش نوشت:


«فَدَعِ الْاِسْرَافَ مُقْتَصِدا وَ اذْکُرْ فِی الْیَوْمِ غَدا وَ اَمْسِکْ مِنَ الْمَالِ بِقَدْرِ ضَرُورَتِکَ وَ قَدِّمِ الْفَضْلَ لِیَوْمِ حَاجَتِکَ اَ تَرْجُو اَنْ یُعْطِیَکَ اللَّهُ اَجْرَ الْمُتَوَاضِعِینَ وَ اَنْتَ عِنْدَهُ مِنَ الْمُتَکَبِّرِینَ وَ تَطْمَعُ وَ اَنْتَ مُتَمَرِّغٌ فِی النَّعِیمِ تَمْنَعُهُ الضَّعِیفَ وَ الْاَرْمَلَهَ اَنْ یُوجِبَ لَکَ ثَوَابَ الْمُتَصَدِّقِینَ وَ اِنَّمَا الْمَرْءُ مَجْزِیٌّ بِمَا اَسْلَفَ وَ قَادِمٌ عَلَی مَا قَدَّمَ وَ السَّلَامُ؛ اسراف را کنار بگذار و میانه روی را پیشه کن. از امروز به فکر فردا باش و از اموال دنیا به مقدار ضرورت برای خویش نگاهدار و زیادی را برای روز نیازت از پیش بفرست. آیا امید داری خداوند ثواب متواضعان را به تو بدهد در حالی که در پیشگاهش از متکبران باشی!؟ و آیا طمع داری که ثواب انفاق کنندگان را به تو عنایت کند در صورتی که در زندگی پرنعمت و ناز قرار داری و مستمندان و بیوه زنان را از آن منع می کنی؟ بدان
انسان به آنچه از پیش فرستاده پاداش داده می شود و به آنچه قبلاً برای خود ذخیره کرده وارد می گردد.»(۲۱) والسلام.


پی نوشت ها:


22. سفینه البحار، هشت جلدی، اسوه، ج ۴،ص ۱۳۲.


23. مفردات راغب، واژه سرف.


24. تفسیر نمونه، ج ۱۲،ص ۱۱۶و ۱۱۵.


25. نهج البلاغه،
خطبه ۱۲۶.


26. سوره اعراف، آیه ۲۱.


27. سوره یونس، آیه ۸۲.


28. سوره اسراء، آیات ۲۶و ۲۷.


29. سوره فرقان، آیه ۶۷.


30. میزان الحکمه، ری شهری، مترجم، ج ۵، ص ۲۴۶۲.


31. همان مدرک


32. همان، ص ۲۴۶۳.


33. همان


34. همان


35. همان


36. همان&lt ;o:p>


37. همان، ص ۲۴۶۰.


38. همان


39. سخنرانی ۲۱/۷/۸۶.


40. استفتائات، ص ۳۵۲.


41. به نقل از عبرت های عاشورایی، شماره ۹۴، ۱۳/۷/۸۶.


42. نهج البلاغه، نامه ۲۱.


www.hawzah.net

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید