ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

ترسیمی از زندگی برزخی – بخش دوم-

ضرورت و لزوم عالم برزخ


در مورد فلسفه وجود عالم برزخ و ضرورت آن چند نکته وجود دارد: اولاً انسان تا دوران تکامل برزخ را سپری نکند ورود به عالم دیگر برای او میسر نمی‌شود آدمی برای نیل به بهشت و جهنم ابدی باید شرایط برزخی را بگذراند تا در سایه تکامل ذاتی و جوهری جسم و روح مناسب با ابدیت را احراز نماید. ثانیاً عالم برزخ فوایدی دارد که یکی از آنها جبران اعمالی است که از انسان فوت شده اگر کسی مدیون خدا و خلق باشد می‌تواند وصیت کند تا ورثه انجام دهند و از این طریق رفع عقاب از متوفی خواهد شد(۳۲) و عالمی نو ایجاد گردد و حیات نوین انسانها در آن عالم جدید صورت گیرد. با این حال راهی جز این نیست که در میان دنیا و آخرت برزخی باشد و ارواح بعد از جدا شدن بدنهای مادی عنصری به برزخ منتقل گردند و در آنجا بمانند و پس از پایان دنیا و آ
غاز قیامت همه با هم محشور شوند. زیرا ممکن نیست هر انسان برای خود مستقلاً قیامتی داشته باش چرا که قیامت بعد از فناء دنیا و تبدیل زمین و آسمانها به زمین و آسمانهای دیگر است.(۳۳) رابعاً از روایاتی استفاده می‌شود که در برزخ پاره‌ای از کمبودهای تعلیم و تربیت افراد مومن جبران می‌گردد درست است که آنجا جای انجام عمل صالح نیست ولی چه مانعی دارد که محل معرفت بیشتر و آگاهی افزونتر باشد؟ حدیثی از امام موسی بن جعفر (ع) می‌خوانیم: هر کس از دوستان و پیروان ما بمیرد و قرآن را بطور کامل فرا نگرفته باشد در قبرش به او تعلیم داده می‌شود تا خداوند به این وسیله درجاتش را بالا ببرد چون درجات بهشت به اندازه آیات قرآن است به اوگفته می‌شود بخوان و بالا رو او می‌خواند و بالا می‌رود.(۳۴)


ویژگیهای عالم برزخ


1ـ تکامل نفوس ناقصه در برزخ: در روایت است که چون رسول خدا (ص) به معراج رفتند به پیرمردی که در زیر درخت نشسته بود و در اطرافش کودکانی گرد آمده بودند برخورد کردند حضرت سوال کرد: ای جبرئیل این پیرمرد کیست؟ جبرئیل گفت این شیخ پدر تو ابراه
یم است حضرت سوال کرد: این اطفال در اطراف او چه کسانی هستند؟ جبرئیل گفت: اینها اطفال مؤمنان هستند که حضرت ابراهیم به آنها غذا می‌دهد.(۳۵)


و از حضرت صادق (ع) نقل شده که فرمود: اطفال شیعیان ما را از مؤمنین، حضرت فاطمه (ع) تربیت می‌کند.(۳۶)



2ـ رشد و تکامل: هر چند پس از مرگ در عالم برزخ توانایی بر خطا و ثواب وجود ندارد و آنجا دیگر عالم تکلیف نیست ولی به موجب روایاتی که از اولیاء اسلام رسیده پس از مرگ نیز انسان می‌تواند بواسطه داشتن سرمایه‌هایی از دنیا تغذیه کند و به تکامل و رشد برسد یکی از آنها سنّت حسنه و پی‌ریزی سیره خوب در جامعه است چنانکه امام حسین (ع) از نبی اکرم (ص) روایت کرده که فرمود: هر کس سیره و روش خوبی را در جامعه بنیان نهد اجر آن سیره و اجر کسانی که تا قیامت به آن سیره عمل می‌کنند برای او خواهد بود بدون آنکه از اجر عاملین به آن چیزی کاسته شود.(۳۷)& lt;/P>

یکی دیگر از آن اسباب صدقات جاریه است پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: هفت عامل است که اگر شخص یکی از آنها را بجا آورده باشد پس از مرگ ثوابش در پرونده عمل او ثبت می‌گردد کسی که درخت میوه داری را بکارد یا چاهی حفر کند یا قناتی را جاری سازد یا مسجدی را بنیان نهد یا قرآنی بنویسد و یا علمی از خو بجای بگذارد یا فرزند صالحی تربیت کند که برای او استغفار نماید.(۳۸)
در روایتی پیامبر (ص) فرموده: حضرت مسیح بر قبری گذر کرد که صاحب آن معذّب بود سال بعد از کنار همان قبر گذشت و صاحب قبر را معذّب نیافت از پیشگاه الهی درخواست نمود که او را از علت تغییر وضع آگاه سازد خداوند به حضرت مسیح وحی فرستاد که صاحب قبر فرزند صالحی از خود بجای گذارده بود او در این فاصله بالغ شد و به دو کار خیر دست زد یکی آنکه راهی را برای عبور مردم اصلاح نموده و دیگر اینکه یتیمی را مسکن داد و من گناه این پدر را به احترام عمل فرزند نیکوکارش بخشیدم.(۳۹)



3ـ تنزل و تغییرات دیگر: همانطوری سنت حسنه اثرش باقی است تاسیس سیره سیئه نیز اثرش ممتد و دامنه دار است و طبق روایات کسی که سنت بدی را در جامعه بنیان نهد و دیگران از او پیروی کنند هر بار که آن سیره مورد عمل واقع شود گناه تازه‌ای ثبت می‌شود امام باقر (ع) میفرماید: هر بنده‌ای از بندگان خدا روش گمراه کننده‌ای را بین مردم ایجاد کند برای او گناهی همانند گناه کسانی است که مرتکب آ
ن عمل شده‌اند بدون آنکه از گناه عاملین آن کاسته شود.(۴۰)
روایاتی وجود دارد که نارضایتی پدر و مادر و تأثیر آن را در سرنوشت فرزند بیان می‌کند اگر پدر و مادری فرزندشان را عاق کرده باشند پس از مرگ در صورتی که از اعمال خیر فرزندشان که در دنیاست برخوردار شوند ممکن است از او راضی گردند بنابراین یکی از تفاوتهای برزخ و آخرت در این است که پرونده انسان مرده در برزخ تغییر می‌کند ولی در آخرت چنین نیست؟



4ـ آگاهی و درک انسان در برزخ: از منابع موجود استفاده می‌شود که با فرا رسیدن مرگ نه تنها شعاع دید و درک انسان کمتر نمی‌شود بلکه بیشتر نیز می‌شود، پیامبر (ص) می‌فرماید: مردم خوابند همین که می‌میرند بیدار می‌شوند.(۴۱)
این جمله را به دو گونه می‌توان معنی کرد ـ ۱ـ منظور این است که در دنیا چیزهایی وجود دارد که انسان از آنها غافل است ولی پس از مرگ متوجه آنها می‌شود و کنایه از هوشیاری بعد از غفلت است. ۲ـ معنای دیگر که استاد شهید مطهری بیشتر بر آن تکیه دارد این است که درجه حیات بعد از مردن از پیش از مردن کامل‌تر و بالاتر است همان طور که انسان در حال خواب از درجه درک و احساس ضعیفی برخوردار است حالتی نیمه زنده و نیمه مرده دارد و هنگام بیداری آن حیات کاملتر می‌شود همچنین حالت حیات انسان در دنیا نسبت به حیات برزخی درجه‌ای ضعیف‌تر است و با انتقال انسان به عالم برزخ کاملتر می‌شود.(۴۲)


 


5ـ ارتباط ارواح با اهل دنیا در برزخ:


امام صادق (ع) می‌فرماید: هیچ مومن و کافری نیست مگر آن که در حین زوال شمس به دیدار اهل خود می‌رود و اگر دید که اهلش به اعمال نیکو اشتغال دارند سپاس و حمد خدا بجا می‌آورد و چون کافر ببیند که اهل او بر اعمال نیک مشغول‌اند برای او موجب حسرت و ندامت خواهد بود.(۴۳)


اسحاق بن عمار می‌گوید از امام کاظم (ع) در مورد ارواح در گذشتگان سووال کردم که آیا آنها اهل خود را ملاقات و دیدار می‌کنند؟ حضرت فرمود: بلی گفتم در چه مقدار از زمان دیدار می‌کنند؟ حضرت فرمود: در هر جمعه و در هر ماه و در هر سال یک بار بر حسب منزلت و مکانت مومن گفتم در چه صورتی آنها برای دیدار اهل خود می‌روند؟ حضرت فرمود: در صورت پرنده لطیفی که خود را به دیوارها می‌زند و بر آنها اشراف می‌نماید. پس اگر آنها را در خیر و خوبی مشاهده کند خوشحال می‌شود و اگر آنها را در بدی و اندوه بنگرد غمناک می‌گردد. (۴۴) البته این تمثیل است یعنی همان طور که مرغها بر روی دیوارهای شما خود را می‌اندازند و به آسانی رفت و آمد می‌کنند روح مومن هم از اهل خود و احوالات آنها اطلاع پیدا می‌کند.
مضمون و معنایی را که در روایات فوق وجود دارد ممکن است بتوان به نحوی از این سخن خدا فهمید که ارتباط شهدا و بازماندگان آنها را بیان می‌کند و می‌فرماید: یُسًتَبًشِرْونُ بِنِعًمُهٍ مِنُ اللهِ وُ فَضْلٍ وُ اللهُ لا یْضِیعْ اَجًرُ الْمْؤمِنِینُ (۴۵) کشته شدگان در راه خدا از این که افراد خانواده‌شان را بر نعمت و فضل می‌بینند خوشحال و شادان می‌گردند.


 


6ـ همدم انسان در عالم برزخ:


قیس بن عاصم می‌گوید: من و جمعی از بنی تمیم از راه دور به مدینه آمدیم و خدمت رسول اکرم (ص) رسیدیم من عرض کردم یا رسول الله ما را موعظه‌ای بفرمایید که همواره از آن استفاده کنیم چرا که ما بادیه نشین هستیم و کمتر به شهر دسترسی داریم حضرت فرمود: ای قیس با عزت ذلت و با حیات مرگ است و با دنیا آخرت… ای قیس ناگزیر برای تو همنشین و مصاحبی خواهد بود که با تو به خاک سپرده می‌شود موقع دفن تو او زنده است و تو مرده اگر همنشین تو بزرگوار و کریم باشد تو را اکرام می‌کند و اگر پست و فرومایه باشد آزارت می‌دهد.(۴۶)
علی (ع) می‌فرماید: شخص مسلمان دارای سه دوست است یکی از دوستانش به وی می‌گوید من در زندگی و مرگ با تو هستم و هرگز ترکت نمی‌کنم و آن عمل اوست دوست دیگر می‌گوید من فقط تا موقع مرگ با تو هستم آنگاه جدا می‌شوم و آن اموال او است آدمی به محض آن که می‌میرد اموالش به وراث انتقال می‌یابد دوست دیگر به او می‌گوید من تا قبر با تو هستم و تو را ترک می‌گویم و آن فرزند اوست.(۴۷)



7ـ ملاقات ارواح با یکدیگر در عالم برزخ: امام صادق (ع) می‌فرماید: ارواح در برزخ با یکدیگر ملاقات می‌کنند سووال کردند آیا واقعاً همدیگر را می‌بینند؟ فرمود بله می‌بینند و از همدیگر خبر می‌پرسند و سووال می‌کنند و همدیگر را آشنایی می‌دهند آن چنان آشنا می‌شوند که در آنجا می‌گویند این شخص فلانی است.(۴۸)
امام صادق (ع) می‌فرماید: ارواح در برزخ به شکل جسدهایی که دارند و با همان قیافه در درختهای بهشت می‌روند و یکدیگر را خوب می‌شناسند و از یکدیگر سووال می‌کنند و هنگامی که روح جدیدی بر آنان وارد می‌شود دیگران گویند رهایش کنید تا قدری استراحت کند چرا که او از یک مرحله سختی عبور کرده است بعد از آن که استراحت کرد از او می‌پرسند فلان کس چه شد؟ اگر این روح جواب داد که هنوز زنده است و در دنیا می‌باشد اینها منتظر و امیدوار می‌مانند که شاید نزد آنها بیاید و اگر گفت که مرده است می‌فهمند که وضعش بد است چون اگر آدم خوبی بود پس از مرگ نزد آنها می‌آمد پس می‌گویند از بین رفت حیف که اینطور شد.(۴۹)



8ـ پرسش و سووال در عالم برزخ: مطابق روایات و اخبار در عالم برزخ فقط مسایلی که انسان باید به آنها اعتقاد و ایمان داشته باشد مورد پرسش و رسیدگی واقع می‌شود و رسیدگی به سایر مسایل موکل به قیامت است.
امام صادق (ع) فرموده است: آن که پرستش قبر را انکار کند شیعه ما نیست(۵۰) امام صادق (ع) می‌فرماید: وقتی مومن از دنیا رود هفتاد هزا
ر فرشته او را تا قبرش تشییع می‌کنند وقتی وارد قبر شد منکر و نکیر به سراغ او می‌آیند و به او می‌گویند پروردگار تو کیست؟ دین تو چیست؟ پیغمبر تو کیست؟ پس می‌گوید خداوند پروردگار من است و محمد پیغمبر من و اسلام دین من است پس قبرش تا چشم کار می‌کند وسیع می‌شود و برای او طعام می‌آورند و روح و ریحان بر او وارد می‌شود.(۵۱) و در روایتی امام صادق (ع) می‌فرماید: میت در قبر از پنج چیز سووال می‌شود: از نماز و زکات و حج و روزه و ولایت.(۵۲)
از بعض روایات استفاده می‌شود که سووال در قبر اختصاص به کسانی دارد که ایمان خود را خالص نموده و از مومنین خالص یا از کفار خالص باشند و افراد دیگر از مواخذه و سووال آنان صرف نظر می‌شود. امام صادق (ع) می‌فرماید: در قبر از کسی سووال نمی‌شود مگر آن کسی که ایمان خود را کاملاً خالص نموده باشد و یا آن کسی که کفر خود را خالص نموده باشد و اما بقیه افراد از سووال قبر آنها صرف نظر می‌شود.(۵۳)
ممکن است تو هم شود با آن که خدا می‌داند چه کسی مومن و چه کسی کافر است پس چرا سووال می‌کنند؟ بعضی از بزرگان چنین فرموده‌اند که سووال و جواب در قبر مقدمه‌ای بر پاداش یا مجازات شخص سووال شده است مثل معلمی که محصلین خود را می‌شناسد که کدامیک از آنها زرنگ و کدامیک تنبل‌اند ولی با این حال از آنها امتحان می‌گیرد و آن کسی که نمره‌اش خوب است قبول می‌شود و دلیل دیگر این که خود سووال و جواب برای مومن لذت دارد. همان طوری که برای کافر ابتدای بدبختی و عذاب و شکنجه است.
دلیل سوم این که سووال و پرسش مقدمه نوید و بهشت و درآمدی بر عذاب است تا مومنان لذت ببرند و کافران گرفتار حسرت و ندامت و بدانند عذاب صبح و شام آنها به علت تمحیض آنها در کفر و نفاق است تا اعتراضی نداشته باشند.



9ـ کوتاهی عمر عالم برزخ در مقایسه با عمر قیامت:
قرآن در چند مورد
به کوتاهی عمر عالم برزخ اشاره کرده است و از زبان مجرمین که در مورد مقدار توقفشان در عالم برزخ یا دنیا به گفتگو می‌پردازند می‌فرماید:
یُتَخافَتُونُ بُیًنَهْمً اِنً لَبِسًتُمً اِلاّ عُشْراً بعضی به بعضی دیگر می‌گویند شما تنها ده شبانه روز در جهان برزخ توقف کرده‌اید(۵۴) ولی آنها که بهتر فکر می‌کنند می‌گویند شما به اندازه یک روز در برزخ درنگ کردید.(۵۵)
بدون شک مدت توقف آنها در عالم برزخ طولانی بوده است ولی در برابر عمر قیامت مدتی بسیار کوتاه به نظر می‌رسد و از آنجا که کوتاهی عمر دنیا یا برزخ در برابر عمر آخرت و همچنین ناچیز بودن کیفیت اینها در برابر کیفیت قیامت با کمترین عدد سازگارتر می‌باشد قرآن در مورد گوینده این سخن که مدت یک روز را مدت درنگ و توقف خود ذکر کرده‌اند تعبیر به امثلهم طریقه کرده است یعنی کسی که روش و فکر او بهتر است.
و این کوتاهی دوران برزخ را آنچنان درست و واقعی می‌پندارند که سوگند به خلاف می‌خورند و قرآن در این زمینه می‌فرماید: وُ یُوًمُ تَقُومْ الساعُهْ یْقْسِمْ الْمْجًرِمْونُ ما لَبِثُوا غَیًرُ ساعُهٍ.
روزی که قیامت بر پا شود مجرمان سوگند یاد می‌کنند که فقط ساعتی در عالم برزخ توقف داشتند.(۵۶) همان طور که اصحاب کهف که افرادی مومن و صالح بودند بعد از بیداری از خواب بسیار طولانی خود تصور کردند که یک روز یا بخشی از یک روز در خواب بوده‌اند و یا یکی از پیامبران الهی که داستانش در سوره بقره آیه ۲۵۹ آمده است بعد از آن که از دنیا رفت و پس از یکصد سال مجدداً به حیات بازگشت اظهار داشت که فاصله میان دو زندگی به یک روز یا بخشی از یک روز بوده است و مجرمان با توجه به حالت خاص برزخشیان چنین تصوری از روی عدم آگاهی پیدا می‌کنند.



10ـ مردود بودن شفاعت در برزخ:
امام صادق (ع) می‌فرماید: وُاللهِ ما أَخافْ عُلَیًکُمً اِلاّ الْبُرًزَخ فَأما اِذا صارُ الاَمًرْ اِلَیًنا فَنَحًنْ اَوًلَی مِنْکُمً بخدا قسم نمی‌ترسم بر شما مگر از برزخ و چون کار به ما رسد ما اولی و سزاوارتر از شما می‌باشیم.(۵۷)
در روایت دیگری عمرو بن یزید می‌گوید به امام صادق (ع) گفتم از شما شنیده‌ام که می‌فرمودید همه شیعیان ما با همه گناهانی که دارند بهشتی هستند فرمود: گفته تو را تصدیق می‌کنم بخدا قسم همه آنان در بهشت خواهند بود من گفتم فدایت گردم بسیاری از گناهان کبیره‌اند فرمود: به شفاعت پیامبر و وصی او در قیامت همه به بهشت می‌روند ولکن به خداوند سوگند از برزخ برای شما خوفناکم و می‌ترسم پرسیدم: برزخ چیست فرمود: قبر، از لحظه‌ای که می‌میرد تا روز قیامت(۵۸).
بنابراین می‌توان چنین استنباط کرد که موضوع شفاعت در عالم برزخ منتفی است و انسان با عمل خود دست به گریبان است و نتیجه عمل خوب یا بد خود را می‌بیند.



11ـ تجسم عمل در برزخ: به موجب بعضی از روایات اعمال هر انسان از لحظات بعد از مرگ یعنی در مراحل ابتدائی عالم برزخ تمثیل و تجسم می‌یابد و صاحب قبر در ملکوت قبر با چشم برزخی آن را می‌بیند و تا قیام قیامت با او خواهد بود. امام صادق (ع) میفرماید: وقتی شخص با ایمان را در قبرش می‌گذارند دری به رویش گشوده می‌شود و جایگاه خود را در بهشت می‌بیند از آن دری که به عالم غیب گشوده شده مردی با چهره زیبا خارج می‌شود شخص با ایمان به او می‌گوید تو کیستی که من از تو زیباتر ندیده‌ام پاسخ می‌دهد من نیت خوب تو هستم که در دنیا بر آن بودی و عمل خوب تو هستم که در دنیا انجام دادی وقتی شخص کافر را در قبرش می‌گذارند دری به رویش گشوده می‌شود و جایگاه خود را در آتش می‌بیند سپس از آن در مردی ز
شت رو خارج می‌شود امام فرمود: شخص کافر به او می‌گوید تو کیستی که من صورتی از تو قبیح‌تر ندیده‌ام؟ پاسخ می‌دهد من عمل بد تو هستم که در دنیا انجام می‌دادی و نیت ناپاک تو هستم که در دل داشتی.(۵۹)



12ـ عذاب برزخی: روایاتی که در باره عذاب قبر و ثواب قبر وارد شده است راجع به همان بدن برزخی است که به مناسبت ارتباط عالم برزخ هر کس به قبر آن کس از آن تعبیر به عذاب قبر شده است.
علی (ع) می‌فرماید: از بندگان خدا بعد از مرگ برای کسانی که آمرزیده نشده‌اند عذاب و درد قبر شدیدتر از مرگ است پس از تنگی و تاریکی و وحشت و غربت آن بهراسید همانا قبر هر روز ندا می‌کند منم خانه غربت منم خانه وحشت و منم خانه کرم, قبر برای مؤمنین همانند باغی است از باغهای بهشت و یا گودالی از گودالهای جهنم.(۶۰)
عذاب در قبر چنان وحشتناک است که در مقابل عذابهای آن مجرمین از وحشتهای دنیوی نمی‌ترسند چون در مقابله با آن وحشتها ناچیز است، علی (ع) میفرماید:
عذاب در قبر برای آنها به قدری شدید است که وقوع حوادث هراس انگیز و زلزله و اضطراب و وحشتهای دنیا آنها را به وحشت نمی‌اندازد.(۶۱)
از این جهت ائمه معصومین برای مردم از شدت برزخ احساس خطر کرده‌اند شخصی می‌گوید به امام صادق (ع) گفتم شنیده‌ام که گفته‌ای همه شیعیان ما در بهشت جای می‌گیرند حضرت فرمود: در قیامت همه شما بواسط شفاعت پیغمبر یا وصی پیغمبر به بهشت می‌روید اما بخدا قسم در مورد برزخ بر شما می‌ترسم.(۶۲)
رسول خدا (ص) فرموده‌اند که در زمان قبل از نبوت که به شتران و گوسفندان نظارت می‌نمودم و آنها در جایگاه خود مستقر و متمکن بودند و هیچ چیز در اطراف آنها نبود که آنها را تهییج کند و آنها را بترساند ناگهان می‌دیدم که آنها از جای خود حرکت کرده و به هوا می‌پرند با خود می‌گفتم این چه داستانی است و بسیار در شگفت می‌مان
دم تا آنکه جبرئیل (ع) برای من چنین گفت: چون کافر بمیرد چنان ضربه‌ای بر او زنند که تمام مخلوقات که خدا آفریده است از آن ضربه به وحشت و هراس شتران و گوسفندان در اثر همان ضربه‌ای است که به کافر خورده است پس پناه می‌برم به خداوند از عذاب قبر.(۶۳)
علی (ع) می‌فرماید: زندگی تاریکی که خداوند دشمن خود را از آن برحذر داشته است عذاب قبر است.(۶۴)


13ـ فشار قبر
موضوع دیگر فشار قبر است که فراگیرتر از عذاب قبر است و کم اتفاق می‌افتد که کسی فشار قبر نداشته باشد چون فشار قبر در اثر گناهان است شخصی می‌گوید به امام صادق (ع) عرض کردم آیا کسی از فشار قبر رهایی می‌یابد؟ حضرت فرمود: پناه به خدا از فشار قبر چقدر افرادی که از فشار قبر رهایی پیدا کنند کم هستند سپس فرمودند چون عثمان رقیه دختر رسول را کشت رسول خدا (ص) بر کنار قبر او ایستادند و در حالی که سر خود را به آسمان بلند نموده و اشک از چشمانشان جاری بود، به مردم فرمود: من رقیه دخترم را به یادآوردم آنچه را که به او رسیده است پس دلم شکست و خواستم که خدا او را از فشار قبر برهاند.
حضرت صادق (ع) به دنبال این قضیه فرمودند: رسول خدا (ص) برای تشییع جنازه سعدبن معاذ از منزل خارج شدند در حالی که هفتاد هزار فرشته جنازه وی را تشییع می‌نمودند و پس از دفن، حضرت رسول الله (ص) سر خود را به طرف آسمان بلند نموده و فرمودند آیا فشار قبر شخصی مانند سعد را با این سابقه درخشانش در اسلام می‌گیرد؟
ابو بصیر می‌گوید: عرض کردم فدایت
شوم ما چنین می‌پنداشتم که سعد از بول اجتناب کامل نمی‌کرد! حضرت فرمود: مُعاذَ الله اِنّما کانُ مِنً زَعارُهٍ فِی خُلْقِهِ عُلَی اَهًلِهِ پناه به خدا چنین نیست بلکه فشار قبر سعد به علت سوء خلقی بو که با اهل خانه خود داشت. امام صادق (ع) فرمودند: مادر سعد گفت: گوارا باد ای سعد بر تو در این بهشتی که وارد شدی رسول خدا فرمود: ای مادر سعد بر خدا حکم جز می‌منما،(۶۵) فشار قبر تنها در زمین نیست بلکه مرده هر کجا که باشد ولو اینکه بالای دار باشد فشار قبر می‌بیند و خدا امر می‌کند که هوا او را فشار دهد از حضرت صادق (ع) سوال شد در مورد کسی که او را به دار آویخته‌اند حضرت فرمود: برای خداوند زمین و هوا یکی است خداوند به سوی هوا وحی می‌کند که او را در فشار بگیرد و هوا چنان او را در فشار قرار می‌دهد که از فشار قبر سخت‌تر باشد(۶۶).


اسباب عذاب و فشار قبر


آنچه در روایات بعنوان اسباب و عوامل عذاب و فشار قبر ذکر شده است عبارتند از:
۱ـ سخن چینی ۲ـ عدم احتراز از بول ۳ـ بد رفتاری با خانواده ۴ـ کمک نکردن به هم نوع ۵ـ کفران نعمت ۶ـ غیبت ۷ـ سبک شمردن نماز ۸ـ بی اعتنایی به ضعیف
امام علی (ع) می‌فرماید: عُذابْ الْقَبًرِ یُکُونْ مِنُ النّمِیُهِ وُ الْبُوًلِ وُ عُزْبِ الرُجْلِ عُنً اَهًلِهِ عذاب قبر از سخن چینی و پرهیز
نکردن از بول و دوری مرد از زنش حاصل می‌شود.(۶۷)
ابن عباس روایت کرده است که عذاب قبر سه ثلث است یک سوم برای غیبت و یک سوم برای سخن چینی و یک سوم برای بی‌احتیاطی در تطهیر بول(۶۸).
امام صادق (ع) می‌فرماید: فشار قبر برای مؤمن کفاره تضییع نعمتهایی است که نموده است در مورد سعدبن معاذ که گرفتار فشار قبر بود دلیلش را پیامبر (ص) چنین ذکر فرمود که: همان سعد برای اهل خانه‌اش بد زبانی می‌کرد(۷۰).
امام صادق (ع) می‌فرماید: اگر مومنی توانایی بر آوردن حاجت مومنی را داشته باشد و بر نیاورد خداوند در قبر بر او مار عظیمی را که شجاع نام دارد مسلط می‌کند تا پیوسته انگشتان او را بگزد(۷۱).
امام صادق (ع) می‌فرماید: مردی از مردان خدا را در قبرش می‌نشانند و به او می‌گویند ما صد تازیانه به تو می‌زنیم می‌گوید من طاقت ندارم پس کم کردند تا رسیدند به یک تازیانه او می‌گوید به چه سبب مرا می‌زنید؟ می‌گویند به سبب آنکه روزی بدون وضو نماز خواندی و بر ضعیفی گذشتی و او را یاری نکردی پس او را یک تازیانه از عذاب خدا زدند که قبرش مملو از آتش شد(۷۲).


موانع فشار وعذاب قبر


آنچه می‌تواند از فشار و یا عذاب قبر جلوگیری کند اموری است که در روایات ذکر شده است که عبارتند از:
۱ـ اعمال صالح:
امام صادق
(ع) می‌فرماید: چون مومن وارد قبرش شود نماز در جانب راست و زکاه در طرف چپ او قرار می‌گیرد و نیکی بر او سایه می‌افکند و صبر در گوشه‌ای قرار گیرد هنگامی که دو فرشته برای پرستش بر او داخل شوند صبر به نماز و زکاه و نیکی گوید: مواظب صاحب خود باشید و اگر شما عاجز از مواظبت او هستید من از او مواظبت کنم.(۷۳)
۲ـ اتمام رکوع: امام باقر (ع) کسی که رکوعش را تمام کند وحشت قبر او را نمی‌گیرد(۷۴).
۳ـ کمک به همنوعان: امام صادق (ع) می‌فرماید: کسی که غم و اندوه مؤمنی را برطرف کند خداوند غم و غصه آخرت او را بر طرف می‌کند و از قبرش در حالی که دلی شاد دارد خارج می‌شود(۷۵).
۴ـ نماز شب: امام رضا (ع) می‌فرماید: مواظبت در انجام نماز شب کنید بنده‌ای که در آخر شب برخیزد و هشت رکعت نماز گذارد و دو رکعت نماز شفع و یک رکعت وتر را بجا آورد و در قنوتش هفتاد بار استغفار کند از عذاب قبر و آتش در پناه خدا باشد و عمرش طولانی و روزی او فراوان گردد(۷۶).
۵ـ پاشیدن آب بر روی قبر: از امام صادق (ع) در باره پاشیدن آب بر روی قبر پرسیده شد حضرت فرمود: تا وقتی که رطوبت در خاک قبر باقی است عذاب از میت کناره می‌گیرد(۷۷).
۶ـ مرگ هنگام نزول رحمت: امام صادق (ع) می‌فرماید: کسی که بین زوال شمس روز پنج شنبه تا ظهر روز جمعه بمیرد خداوند او را از فشار قبر محافظت می‌کند(۷۸).
۷ـ چهار بار به حج رفتن: امام صادق (ع) می‌فرماید: کسی که چهار حج بجا آورد هیچ گاه او فشار قبر نمی‌گیرد.(۷۹)
۸ـ تلاوت بعضی از سوره‌های قرآن مثل سوره زخرف و قرائت سوره نساء در هر جمعه و قرائت سوره قلم در نماز واجب یا مستحب چنان که در روایات ذکر شده است.(۸۰)
۹ـ ذکر لا اله الا الله: پیامبر (ص) می‌فرماید: هر کس در هر روز صد بار لا اِلهُ اِلاّ اللهُ الْمُلِکْ الْحُقًّ الْمْبِینُ بگوید برای او امان از تنگدستی و از ترس قبر خواهد بود و بی نیازی را برای وی جلب می‌کند و درهای بهشت را به روی او گشاده دارد.(۸۱)
۱۰ـ تلقین پس از دفن: امام صادق (ع) فرمود: چه چیز مانع است شما را از این که کاری کنید که میت شما از دیدن منکر و نکیر در امان باشد راوی می‌گوید گفتم چه کنیم؟ حضرت فرمود: چون میت دفن شد باید ولی او نزد قبرش بماند و دهان خود را نزد سمت سر آن میت نزدیک کند پس به صدای بلند تلقین بخواند پس منکر به نکیر می‌گوید برویم زی
را حجت را به او تلقین کردند.(۸۲)
۱۱ـ قرار دادن دو چوب با میت: امام باقر (ع) می‌فرماید: تا دو چوب تر باشند میت معذب نمی‌شود و بعد از خشک شدن آن دو چوب هم او را عذابی نیست ان شاء الله(۸۳)
۱۲ـ خیرات بازماندگان: امام صادق (ع) می‌فرماید: میت در فشار و رنج بسر می‌برد به خاطر نماز برادرش خداوند قبر او را وسعت می‌دهد(۸۴).
۱۳ـ گذاشتن تربت حضرت ابی عبد الله (ع) در قبر: روایتی نقل شده که زن بدکاره ای زنا می‌داد و اولاد خود را که از طریق زنا متولد شده بودند با آتش می‌سوزاند و غیر از مادرش از این ماجرا کسی خبر نداشت وقتی آن زن از دنیا رفت زمین او را قبول نمی‌کرد او را به جای دیگر منتقل کردند باز زمین او را نپذیرفت. جریان را به امام صادق (ع) گزارش دادند حضرت به مادرش فرمود: زمین این زن را قبول نمی‌کند چون خلق خدا را به عذابی که مختص خدا است عذاب کرده است در قبر او تربت امام حسین (ع) بگذارید پس چنین کردند خداوند عیب او را پوشاند و زمین او را پذیرفت.(۸۵)
۱۴ـ محبت اهل بیت (ع): پیامبر (ص) فرمودند: محبت و علاقه به من و اهل بیتم در هفت جای بسیار هولناک کار ساز و نجات بخش است: ۱ـ هنگام مرگ ۲ـ در قبر ۳ـ هنگام زنده شدن مردگان در قیامت ۴ـ هنگام باز شدن کتاب عمل ۵ـ هنگام حساب ۶ـ هنگام سنجش افکار و اعمال ۷ـ زمان عبور از صراط(۸۶)
۱۵ـ صلوات بر پیغمبر: پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: صلوات بر من سبب نور در قبر می‌شود.(۸۷)
۱۶ـ اخلاق پسندیده: پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمودند: سه گروه از زنان عذاب قبر ندارند و در قیامت هم با حضرت فاطمه (ع) محشور می‌شوند ۱ـ زنی که با فقر و تنگدستی شوهر خود بسازد. ۲ـ زنی که با بد اخلاقی شوهر صبر و بردباری خود را از دست ندهد. ۳ـ زنی که مهریه خود را به شوهر ببخشد(۸۸).
۱۷ـ زیارت قبر امام حسین (ع): در روایت است که یکی از پاداشهایی که خداوند به زایر قبر امام حسین (ع) می‌دهد آن است که از عذاب و فشارهای قبر او را نجات می‌دهد(۸۹).
۱۸ـ نماز و استغفار و صدقه بازماندگان:
پیامبر اکرم (ص) می‌فرماید: سخت‌ترین شبها شب اول قبر است که شما می‌توانید با پرداخت صدقه به مردگان خود ترحم کنید و اگر مالی برای صدقه نداشتید لااقل دو رکعت نماز بخوانید و به روح او هدیه کنید که خداوند از آن لحظه هزار فرشته‌ای به سوی قبرش می‌فرستد که با هر فرشته‌ای لباسی
است و قبر او را از تنگی و فشار رهانیده و وسعت می‌بخشد(۹۰).
امام صادق (ع) می‌فرماید: اِنُّ الْمُیِّتَ لَیُفْرُحْ بِالتَّرُحْمِ عُلَیًهِ وُالاْسًتِغْفارِ لَهْ کَما یُفْرُحْ الْحُیًّ بِالْهُدِیُهِ همانگونه که زندگان با هدایا شاد می‌شوند اهل قبر و برزخیان با ترحم و استغفاری که نسبت به آنان می‌شود شاد می‌گردند(۹۱).
پیامبر (ص) به قبری که روز گذشته انسانی در آن دفن شده بود عبور فرمود در حالی که بستگان او می‌گریستند حضرت فرمود: دو رکعت نماز سبک از آنچه شما سبک می‌شمارید در نزد صاحب این قبر از همه دنیای شما محبوب‌تر است(۹۲).
۱۹ـ زیارت قبور: امام صادق (ع) در باره زیارت قبرها می‌فرماید: اموات با شما انس می‌گیرند و چون از ایشان دور شوید دچار وحشت شوند(۹۳).
۲۰ـ ارشاد و هدایت جامعه: علی (ع) می‌فرماید: کسی که افراد مستضعف فکری را تقویت کند و او را در برابر مخالفان راه ما با اسلحه استدلال مجهز کند در برزخ مورد لطف مخصوص خداوند قرار می‌گیرد و خداوند عقاید حقه را به او تلقین می‌کند و قبر او را به صورت بهترین باغهای بهشتی در می‌آورد(۹۴).
۲۱ـ شاد کردن مومن: امام صادق (ع) می‌فرماید: هر که به مومنی شادی رساند خداوند از آن شادی مخلوقی آفریند که هنگام مرگ دیدارش کند و به او گوید: ای دوست خدا مژده باد تو را به کرامت و رضوان خدا پس همواره همراه او باشد تا داخل قبرش شود و به او همان سخن را گوید و چون از گور برخیزد به او همچنان گویند و همواره در کنار او باشد و هنگام هر ترسی او را مژده می‌دهد مومن به او می‌گوید: تو کیستی خدایت رحمت کند؟ گوید من آن شادی هستم که به فلانی رساندی(۹۵).


قیافه مجرمین در دوزخ


مجرمین در عالم برزخ از عذاب روحی و جسمی برخوردارند که نمونه‌ای از آنها را بیان می‌کنیم. پس از این که علی بن ابی حمزه که منکر امامت امام رضا بود از دنیا رفت حضرت رضا (ع) فرمود: او را در قبر نشاندند و از ائمه (ع) سووال کردند از اسم همه را برد تا به من رسید و توقف کرد و جوابی نداد پس آنچنان ضربتی بر سر او خورد که قبرش مملو‌ّ از آتش شد.(۹۶)
در آیه ۴۶ سوره مومن که می‌فرماید النّارْ یْعًرُضُونُ عُلَیًها غُد‌ّواً وُ عُشِیاً عذاب کافران را در عالم برزخ نشان می‌دهد.
امام سجاد (ع) می‌فرماید: ما نمی‌دانیم با مردم چگونه رفتار کنیم اگر آنچه از رسول خدا (ص) به ما رسیده است برای آنها بگوییم می‌خندند و اگر ساکت بمانیم طاقت نمی‌آورند ضمره بن سعید گفت برای ما بگو آنچه را که به تو رسیده است؟ حضرت فرمود: آیا می‌دانید در وقتی که دشمن خدا را روی سریر به سمت قبرستان برای دفن می‌برند چه میگوید؟ ضمره می‌گوید ما گفتیم نمی‌دانم حضرت فرمود: دشمن خدا به حمل کنندگان جنازه‌اش میگوید آیا نمی‌شنوید شکایتی را که من اکنون به شما می‌کنم از شیطان دشمن خدا مرا گول زد و در مهالک وارد کرد و دیگر دست مرا نگرفت و شکایتی به شما دارم از برادرانی که مرا بی یاور گذاردند و شکایتی دارم از خانه‌ای که آن را تهیه کردم و اینکه مسکن غیر من شده است پس قدری شما با من مدارا کنید و اینطور با عجله مرا نبرید ضمره گفت: ای ابوالحسن اگر مرده‌ای را که حمل می‌کنند که این سخن را بگوید ممکن است بپرد بر گردن حاملین خود و به آنان حمله ور شود. امام سجاد (ع) عرض کردند خدایا اگر ضمره این سخن را از روی استهزاء و تمسخر به حدیث رسول الله (ص) گفت او را به دست غضب واسف بار خود بگیر جابر می‌گوید چهل روز ضمره در دنیا درنگ کرد و سپس از دنیا رفت یکی از غلامان او که در تجهیزش حضور داشت خدمت حضرت سجاد (ع) رسید و پس از انجام دفن در حضور آن حضرت نشست حضرت فرمود: ای فلانی از کجا آمده‌ای؟ گفت: از جنازه ضمره همین که قبر را پوشاندند من صورت خود را روی
قبر گذاشتم سوگند به خدا صدایش را شنیدم به همان لهجه و لحنی که در دنیا داشت و من در حال حیاتش او را به آن صدا می‌شناختم و چنین می‌گفت: ای وای بر تو ای ضمره بن سعید امروز تمام دوستان تو را رها کردند و تنها گذاردند و عاقبت مصیر تو بسوی جهنم شد جابر گوید حضرت سجاد (ع) فرمود ما از خداوند طلب عافیت می‌کنیم این است پاداش کسی که حدیث رسول الله (ص) را مسخره کند.(۹۷)
اگر شخصی اهل عذاب و آتش باشد در مواردی عذاب روح به جسد نیز سرایت می‌کند همانطوری که در زمانی که بنی عباس بر بنی امیه غالب شدند و آنها را از بین بردند قبور آنها را هم خراب کردند و چون قبر یزید ملعون را شکافتند در آن جز یک خط خاکستری به مقدار جسد نحس او نیافتند(۹۸).
مرحوم عراقی در دارالسلام از قول بعضی از موثقین نقل می‌کند که در قبرستان امامزاده حسن در تهران رفتیم هنوز غروب نشده بود که یکی از رفقا روی سنگ قبری نشست یکمرتبه فریاد برآورد که مرا بلند کنید دیدیم سنگ مزار مثل آتش است روح چقدر معذب بوده که به این قبر و حتی سنگ قبر هم گرمی آتش سرایت کرده می‌گوید من صاحب قبر را شناختم اما برای اینکه رسوا نشود نامش را نمی‌بردم.(۹۹)


ادامه دارد…


واحد پاسخ به سوالات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید