ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

ثمرات دستیابی به حالت توبه

توبه، آثار و برکات ارزشمند و فراوانی دارد. کسی که موفّق می‌شود به حالت نورانی توبه دست یابد، ثمرات بی‌نظیری در زندگی و نیز در سلوک معنوی خویش مشاهده می‌کند که بدون توبه امکان تحقّق آن وجود ندارد.


در ذیل به شرح برخی از آن آثار و برکات توبه، پرداخته می‌شود.


 


1) ج
ذب محبّت و توجّه الهی


پروردگار عالم به کسی‌ که توبه واقعی کند یا تصمیم آن‌ را داشته باشد، سلام می‌کند و رحمت خویش را شامل حال وی می‌نماید:


«وَ إِذا جاءَکَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیْکُمْ کَتَبَ رَبُّکُمْ عَلی‏ نَفْسِهِ الرَّحْمَهَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْکُمْ سُوءاً بِجَهالَهٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحیم» [۱]


و چون کسانى که به آیات ما ایمان مى‏آورند نزد تو آیند، بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر داشته، که هر کس از شما به
نادانى عمل بدى کند آن‌گاه بعد از آن توبه کند و به اصلاح (کار خود) پردازد، بى‏تردید خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.


خداوند‌ متعال بنده‌ای‌ که به‌سوی او باز گردد و پشیمان و سرافکنده باشد را دوست‌ ‌دارد و او را مطهّر می‌داند؛ یعنی‌ بهترینِ‌ درجات‌ را به‌ چنین بنده‌ای عطا می‌فرماید:


«ان‌ِّ اللهَ‌ یُحب‌ُّ التِّوّابین‌َ وَ یُحب‌ُّ الْمُتَطَهِّرین‌َ» [۲]


خداوند توبه‌ کاران‌ و پاکیزگان‌ را دوست‌ می‌دارد.


نکته ظریفی‌که در این آیه نهفته، این‌ است که خدای‌ سبحان، توبه‌کننده را پاک و پاکیزه می‌کند و آن‌گا
ه به او محبّت می‌ورزد و در واقع می‌توان گفت: کسی‌که توبه کند، محبوب خداوند تعالی می‌شود که این، مقام بسیار والایی است:
 


«إِذَا تَابَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ تَوْبَهً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عَلَیْهِ فِی الدُّنیَا وَ الْآخِرَه »


گناهان انسان هرچقدر هم که بزرگ و فراوان باشد، با توبه واقعی بخشیده می‌شود. مغفرت و رحمت الهی و آمرزش همه گناهان، در قرآن کریم به روشنی بیان شده و مورد تأکید قرار گرفته است :


«قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ» [۱]


بگو: اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‏روى روا داشته‏اید، از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.


سیری در سیره اهل بیت«علیهم السلام» و نگرشی به‌شیوه برخورد آن بزرگواران با گناه‌کارانِ نادم و پشیمان، به روشنی حاکی از بخشش و آمرزش گناهان انسان، پس از توبه است. روایات و حکایات فراوانی شاهد این ادّعا است:


به عنوان مثال، شخصی به نزد پیامبر اکرم«صل الله علیه و آله و سلم» آمد و گفت: زنی فرزند خود را کشته است، آیا راهی برای توبه او وجود دارد؟ پیامبر فرمودند: قسم به کسی که جان محمّد در دست او است، خداوند توبه او را قبول می‌کند و او را عفو می‌فرماید. سپس افزودند:


«إِنَّ بَابَ التَّوْبَهِ مَفْتُوحٌ مَا بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ إِنَّ التَّائِبَ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لَا ذَنْبَ لَه»[۲]


باب توبه از بین مشرق تا مغرب گشاده است و کسی که از گناه توبه کند، مانند کسی است که گناهی ندارد.


امام صادق«علیه السلام» نیز در روایتی ‌فرمودند:


«إِذَا تَابَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ تَوْبَهً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عَلَیْهِ فِی الدُّنیَا وَ الْآخِرَه»


زمانى که بنده‏اى «توبه نصوح» کند، خداوند او را دوست داشته و عیبش را در دنیا و آخرت‏ مى‏پوشاند.


راوی می‌گوید: به آن حضرت عرض کردم چگونه خداوند عیوب بنده را مى‏پوشاند؟ فرمودند:


در بسیاری از موارد، گرفتاری‌های دنیوی و مصائبی که برای انسان پدید می‌آید و گره‌های کوری که در زندگی ایجاد می‌شود و هیچ کس قادر به باز کردن آن گره‌ها نیست، ناشی از گناهانی است که خود انسان و یا اطرافیان و نزدیکان مرتکب شده‌اند.


توبه، قادر است گرفتاری و سختی زندگی را برطرف سازد و یک زندگی راحت و آسوده، جانشین زندگی مصیبت‌بار قبلی کند.


وقوع بلایای طبیعی نظیر سیل، زلزله و خشک‌سالی، علاوه بر عوامل طبیعی، از گناهان مردم نیز نشأت می‌گیرد:


«ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ» [۱]


تباهى در خشکى و دریا به سبب کرده‏هاى مردمان پدیدار شد تا [خداوند جزاى‏] برخى از آنچه کرده‏اند به آنها بچشاند، باشد که باز
گردند. 


توبه و بازگشت به سوی خداوند تعالی، از وقوع بلاهای طبیعی و حوادث غیر مترقّبه جلوگیری می‌کند یا دست کم از اثرات سوء آن می‌کاهد.


عدم بارش باران رحمت الهی، بلای بزرگی است که خطرات و خسارات فراوانی به جامعه انسانی و نیز به سایر جانداران و دیگر بخش‌های‌ طبیعت، تحمیل‌ می‌کند، ولی توبه از عواملی است که موجب نزول باران رحمت می‌گردد. قرآن‌کریم به‌صراحت بیان می‌دارد‌ که اگر مردم توبه کنند، خداوند ‌متعال، باران فراوانی‌ بر سر آنان نازل می‌فرماید:


«اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراًْ» [۲]


از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس، به سوى او بازگردید، تا ابر و باران را بر شما ریزان فرستد.


بیماری‌های ناعلاج، مرگ‌های ناگهانی و گرفتاری‌هایی از این قبیل، در اثر گناه و معصیت پدید می‌آیند و با توبه و انابه، رفع خواهند شد.


اثر مهمّ دیگری که توبه دارد، آن است که عذاب الهی را رفع می‌کند. قرآن شریف، دو عامل را مانع و رافع نزول عذاب می‌داند: یکی «وجود مبارک حضرت خاتم الانبیاء«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» در بین مردم» و دیگری «توبه»؛


&lt ;/SPAN>«وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فیهِمْ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ»[۱]


و خدا بر آن نیست که آنان را عذاب کند در حالى که تو در میان ایشانى، و خدا عذاب‏کننده آنان نیست در حالى که آمرزش مى‏خواهند.


این نوشتار، گنجایش تبیین برکات وجودی پیامبر اکرم«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» را ندارد و پرداختن به این موضوع مهم، کتاب مستقلی می‌طلبد؛[۲] امّا همین مقدار باید دانست که خداوند متعال، به احترام وجود آن نبیّ گرامی«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و به سبب آن‌که آن حضرت را ر
حمت جهانیان قرار داده است، مادامی که در قید حیات بودند، عذاب خویش را از امّت ایشان دور ساخت. امیرمؤمنان و مولای متقیّان علی«علیه السلام» فرمودند:


«کَانَ فِی الْأَرْضِ أَمَانَانِ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ وَ قَدْ رُفِعَ أَحَدُهُمَا فَدُونَکُمُ الْآخَرَ فَتَمَسَّکُوا بِهِ أَمَّا الْأَمَانُ الَّذِی رُفِعَ فَهُوَ رَسُولُ اللَّهِ «صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» وَ أَمَّا الْأَمَانُ الْبَاقِی فَالِاسْتِغْفَارُ»[۳]


و چیز در زمین مایه امان از عذاب خدا بود؛ یکى از آن دو برداشته شد، پس دیگری را دریابید و بدان چنگ زنید: امّا امانى که برداشته شد رسول خدا«صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم بود.


از دیدگاه قرآن کریم و روایات اهل‌بیت«علیه السلام» هر عملی که انسان انجام می‌دهد، سه گونه «تجسّم عمل» را برای وی در بر دارد. یک «تجسّم عمل» در دنیا و یک «تجسّم عمل» در آخرت و نوع سوّم آن، هم در دنیا و هم در آخرت وجود خواهد داشت.


نوع اوّل از تجسّم عمّل که مربوط به این دنیاست، آن است که تمام اعمال آدمی -خوب یا بد- در زندگی دنیایی او تأثیر دارد. کارهای نیک او موجب پیدایش حیات طیّبه یعنی زندگی سالم و با ارزش می‌شود و کارهای بد و ناشایست هر شخصی، حیات همراه با خباثت، یعنی زندگی ناسالم و بی‌ارزش برایش خواهد ساخت:


«مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُون» [۱]


هر کس از مرد یا زن، عمل نیک انجام دهد در حالى که ایمان داشته باشد، پس او را بى‏تردید (در دنیا) به زندگى پاکیزه‏اى زنده خواهیم داشت و (در آخرت) پاداششان را در برابر عمل‏هاى بسیار خوبشان خواهیم داد.


در حقیقت، زندگی سالم یا ناسالمی که آدمی در قیامت با آن مواجه است، بروز و ظهور اعمال او و به بیان دقیق‌تر «تجسّم عمل» او در این دنیاست؛ چنان‌که قرآن کریم می‌فرماید:


«وَ لَو أَنَّ اَهْلَ الْقُری امَنُوا وَ اتَّقَوا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْاَرْضِ وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَاَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ » [۲]    


«اگر اهل شهرها ایمان مى‏آوردند و تقوا پیشه مى‏کردند برکات آسمان و زمین را بر آنها مى‏گشودیم ولى (آنها حقّ را) تکذیب کردند، ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم»


 


توبه، عذاب جهنّم را‌ از آدمی دور می‌کند و او را مستحقّ بهشت و نعیم الهی می‌گرداند. انسانی که با کردار زشت خویش، جهنّم و عذاب آن را بر خویش واجب گردانیده است، با توب? واقعی می‌تواند ورود به بهشت و بهره مندی از نعمت های آن را برای خود رقم بزند.


آیات چندی از قرآن شریف،[۱] جایگاه آدمی را پس از توبه، بهشت می‌داند و اوصاف ترغیب کننده‌ای نیز برای جایگاه چنین کسانی برشمرده است:


«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَی اللَّهِ تَوْبَهً نَصُوحاً عَسی‏ رَبُّکُمْ أَنْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ‌ تَحْتِهَا الْأَنْه
ارُ
»[۲]  


اى کسانى که ایمان آورده‏اید، به سوى خداوند توبه کنید، توبه‏اى خالصانه، امید است پروردگارتان گناهان شما را بزداید و شما را به باغ‌هایى که از زیر [درختان‏] آن جویبارها روان است درآورد.


بر اساس گواهی قرآن کریم، تردیدی وجود ندارد که توبه، انسان را به بهشت رهنمون می‌شود. حتی اگر کسی گناهان بسیار بزرگی مرتکب شده باشد یا بسیار به خودش و دیگران ظلم نموده باشد، باید یقین داشته باشد که در صورت توبه حقیقی، جایگاه ابدی او بهشت خواهد بود. زیرا ذات باری‌تعالی به توبه کننده، وعده داده است که پاداش او را بهشت قرار دهد و هرگز از وعده خود تخلّف نخواهد کرد:


«وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللَّهُ وَ لَمْ یُصِرُّوا عَلی‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ یَعْلَمُون، أُولئِکَ جَزاؤُهُمْ مَغْفِرَهٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ جَنَّاتٌ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها وَ نِعْمَ أَجْرُ الْعامِلینَ»[۳]


و آنان که چون کار زشتى انجام دهند و یا بر خود ستم نمایند، خدا را به یاد آرند و براى گناهان خود آمرزش خواهند- و کیست جز خداوند که گناهان را ببخشد؟- و بر آنچه کرده‏اند در حالى که مى‏دانند اصرار نمى‏ورزند، آنها پاداششان آمرزشى است از جانب پروردگارشان و بهشت‏هایى که از زیر آنها نهرها جارى است، جاودانه در آن باشند، و خوب پاداشى است پاداش این عمل‏کنندگان.


در واقع می‌توان گ
فت: بعد از آن‌که گناهان بخشیده شود و انسان، طاهر شود، استحقاق ورود به بهشت را پیدا می‌کند. زیرا حق دارد که خداوند او را نجات دهد:


«کَذلِکَ حَقًّا عَلَیْنا نُنْجِ الْمُؤْمِنینَ»


شدّت مغفرت و رحمت پروردگار مهربان به بندگان خویش، تا حدّی است که علاوه بر بخشش گناهان و برخورداری از نعمت بهشت، اعمال زشت و معصیت‌های انسان، پس از توبه، به حسنات مبدّل می‌گردد و به صورت اعمال صالح، برای او مجسّم می‌شود:


«وَ الَّذینَ لا یَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا یَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتی‏ حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ لا یَزْنُونَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ یَلْقَ أَثاماً، یُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ یَخْلُدْ فیهِ مُهاناً، إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما»[۱]


و آنان که معبود دیگرى با خداوند نمى‏خوانند، و نفسى را که خدا محترم و مصون داشته، جز به حق نمى‏کشند، و زنا نمى‏کنند، و کسى که چنین کند به کیفرى  برخورد نماید، عذاب او در روز قیامت دو برابر شود و در آن عذاب همیشه به خوارى بماند، مگر کسانى که توبه کنند و ایمان آورند و عمل شایسته نمایند، پس آنهایند که خداوند گناهانشان را تبدیل به نیکى‏ها مى‏‌کند و همواره خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است.


این آیۀ شریفه، محو تجسّم عمل در آخرت را نیز آشکار می‌سازد. یعنی به بندگان می‌فهماند که اگر به توبه و انابه روی آورند و به سوی خداوند متعال باز گردند، عذاب الهی و دیگر آثار اخرویِ گناهان، محو و نابود می‌شود و افزون بر این، آثار سوء گناهان به آثار نیک محسّنات تبدیل می‌شود.


&l t;P style=”TEXT-ALIGN: justify; LINE-HEIGHT: 200%; MARGIN: 0in 0in 0pt; unicode-bidi: embed; DIRECTION: rtl; mso-pagination: none” dir=rtl class=MsoNormal align=justify> لعان


برخی از علماء دین و نیز برخی از فلاسفه، قائل به «لعان» هستند؛ یعنی بر این باورند که تجسّم اعمال بد انسان نابود نمی‌شود، بلکه حق‌تعالی بین شخص گنه‌کار و اثر گناه و تجسّم اعمال او، فاصله می‌اندازد.


بر اساس این اعتقاد، گناه و آثار آن نابود و محو نمی‌شود، بلکه موجود است و هیچ‌گاه معدوم نخواهد شد و پروردگار متعال از روی تفضّل، گناه را می‌آمرزد. یعنی تجسّم اعمال و رفتار ناپسند آدمی، پس از توبه بایگانی می‌شود و گناه‌کار از آن پس، آثار گناه خود را احساس نمی‌کند. در روز قیامت نیز با تجسّم اعمال بد، رسوا نمی‌شود و آن اعمال در پروندۀ او محاسبه نمی‌گردد. در واقع، طبق این نظریه، پروندۀ اعمال بد و تجسّم آن اعمال، پس از توبه وجود دارد، ولی بایگانی می‌شود و اثری ندارد.


استاد بزرگوار ما حضرت امام خمینی! می‌فرمودند: امر توبه بالاتر از «لعان» است. و اگر کسی از گناهان گذشتۀ خود توبه کند، پروندۀ آن گناهان صرفاً مختومه و بایگانی نمی‌شود، بلکه نابود می‌گردد.


آیۀ شریفۀ قرآن کریم نیز مؤیّد همین واقعیّت است؛ آنجا که می‌فرماید:


«…یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»[۲]


یعنی اعمال بد کسی که توبه کرده است، در اعمال نیکو و شایسته، بروز و ظهور می‌یابد. به عبارت روشن‌تر، توبه، علاوه بر اینکه محو کننده و نابود کنندۀ آثار گناهان گذشته است، موجب گشایش یک پروندۀ درخشان و نورانی در زندگی آیندۀ آدمی است. پرونده‌ای که در صفحۀ اول آن، ثواب توبه، که بالاترین و برترین عبادات و فضائل است، ثبت شده و در دنیا و آخرت درخشندگی دارد.


بنابراین، توبه، با تبدیل سیئات به حسنات، «هویّت حیوانی» و زشت را که در اثر ارتکاب گناه برای آدمی پدید آمده است، به «هویّت انسانی» و نیکو تبدیل می‌کند و در واقع شخصیّت او را تغییر می‌دهد.


اگر اهل معرفت و کسانی که مسیر تقرّب به سوی پروردگار رحمان را می‌پیمایند، پاداشی به جز گشایش صفحۀ نورانی در پروندۀ زندگی خود و تغییر هویّت و شخصیت درونی خویش، نمی‌یافتند، بس بود که قدم در راه سیر و سلوک گذارند و از منزل اوّل که منزل «توجّه» است به منزل دوّم یعنی منزل نورانی «توبه» برسند. به‌راستی منزل توبه، منزل درخشانی است و راه پر فراز و نشیب سالک را هموار می‌سازد.


توبه، باعث می‌شود نعمت‌های الهی مثل باران نازل شود. حضرت هود «علیه السلام» هنگام هدایت قوم عاد، پس از دعوت آنان به پرستش خداوند یکتا، از توبه، به عنوان سببی برای نزول فراوان باران و ازدیاد قوای مالی و نیروی انسانی یاد می‌کند و می‌فرماید:


«وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً وَ یَزِدْکُمْ قُوَّهً إِلى‏ قُوَّتِکُمْ»[۳]


و اى قوم من، از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس، به سوى او بازگردید، تا ابر و باران را بر شما ریزان فرستد و نیرویى بر نیروى (جانى و مالى) شما بیفزاید.


بنابر این آیۀ شریفه، جامعه‌ای که اهل توبه و اظهار پشیمانی به درگاه خداوند باشد، با فراوانی نعمت مواجه می‌شود. محصولات و تولیدات آن قوم یا جامعه مثمر ثمر می‌شود و بر ثروت و توانایی افراد می‌افزاید. همچنین فرزندانی توانمند و برخوردار از آینده‌ای روشن و نیکو در آن جامعه متولّد می‌شوند و اجتماع خود را از حیث نیروی بدنی و انسانی، قدرتمند و شکست ناپذیر می‌سازد.


قرآن کریم بر اینکه اولاد صالح و شایسته، در سایه توبه روزی انسان می‌گردد، تصریح می فرماید:


«وَ وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَیْمانَ نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ»[۴]


و سلیمان را به داوود بخشیدیم، نیکو بنده‏اى بود، حقّا که بسیار رجوع‏کننده (به سوى ما) بود.


حضرت داوود نبی «علیه السلام» علاوه بر فرزند شایسته، از قدرت علمی و جسمی مناسبی نیز برخوردار بود. علاوه بر اینکه پیامبر خدا بود و شخصیّت دینی و معنوی مطلوبی داشت، شخصیّت، ابهّت اجتماعی، و محبّتی‌ که مردم نسبت به او داشتند، موجب تبعیّت آنان از وی شده بود. قرآن شریف این نعمت‌ها را نیز مرهون‌ توبه‌های آن حضرت می‌داند:


«اصْبِرْ عَلی‏ ما یَقُولُونَ وَ اذْکُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَیْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ»[۵]


بر آنچه مى‏گویند صبر کن، و بنده ما داود را که داراى قدرت و نیرو بود (قدرت علمى، جسمى و سلطنتى) به یاد آر، زیرا او بسیار بازگشت‏کننده بود.


امام صادق «علیه السلام» نیز در روایتی، توبه را باعث هدایت، روشنایی دل و شفای بیماری‌های روحی و روانی می‌دانند:


«وَ فِی کِتَابِ اللَّهِ نَجَاهٌ مِنَ الرَّدَی وَ بَصِیرَهٌ مِنَ الْعَمَی وَ دَلِیلٌ إِلَی الْهُدَی وَ شِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ فِیمَا أَمَرَکُمُ اللَّهُ بِهِ مِنَ الِاسْتِغْفَارِ مَعَ التَّوْبَهِ»[
۶]


و در کتاب خداى تعالى نجات از هر پستى و بصیرت از هر کوردلى و شفا از هر بیمارى اخلاقى، وجود دارد، و شما آن را در آیاتى جستجو کنید که به توبه و استغفار امرتان مى‏کند.


فایدۀ مهم و اساسی دیگری که توبه، به همراه دارد، تأثیر برجسته در استجابت دعا است. پس از تحقّق توبه، به‌ سبب طهارت روحی‌ که نصیب تائب شده است، به خدای خویش نزدیک می‌گردد و می‌تواند خود را در مجاورت خداوند رحمان، حس نماید. خداوند هیچگاه از بندگان خود دور نمی‌شود و همواره از رگ گردن به آدمیان نزدیک‌تر است:


&nbsp
;
«َنحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرید»[۷]


یار نزدیک‌تر از من به من  است           این است عجب‌که‌من از‌وی‌دورم


با کـه این راز توان گـفت که او            در کـنــار مـن  و من مــهـجـورم


 ولی این گناهان و اعمال زشت آنهاست که بین آنان و خداوند فاصله می‌اندازد و حجابی ایجاد می‌کند که مانع استجابت دعا و بهره‌مندی از فیوضات ربّانی می‌شود.


هنگامی که حضرت صالح پیامبر «علیه السلام» برای هدایت قوم ثمود فرستاده شد، پس از دعوت به یکتاپرستی، آنان را به توبه و استغفار تشویق نمود و فرمود:


 «فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی قَریبٌ مُجیبٌ»[۸]


پس، از او آمرزش بخواهید، آن گاه به درگاه او توبه کنید، که پروردگارم نزدیک و  اجابت‏کننده است.


 در واقع هنر توبه در آن است که موانع مهم استجابت دعا را رفع می‌کند ـ موانعی که انسان را از دریافت رحمت بی‌منتهای پروردگار متعال محروم ساخته است ـ وگرنه خداوند متعال عهد فرموده است که دعای بندگان را اجابت نماید:


 «وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی‏ وَ لْیُؤْمِنُوا بی‏ لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»[۹]


 بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مانع استجابت دعا، گ
ناه است. از این‌رو قاطعانه می‌توان گفت: پس از توبه، یعنی هنگامی که انسان پاک و پاکیزه می‌شود و گناهی در پرونده اعمال او باقی نمی‌ماند، دعای او مستجاب است. معنا ندارد که گناه در زندگی آدمی نباشد و دعای او مستجاب نشود. عدم استجابت دعا پس از توبه، هم مخالف حکمت الهی است و هم با صراحت قرآن کریم مبنی بر اجابت قطعی دعا، منافات دارد.


در روایات آمده است که در زمان حضرت موسی «علیه السلام» خشکسالی شده بود. آن حضرت مردم را برای دعای باران در بیابانی جمع کرد. همه مشغول دعا، تضرّع و زاری شدند و از خداوند متعال طلب نزول باران کردند. خداوند سبحان به حضرت موسی «علیه السلام» وحی فرمود: من دعای تو و همراهانت را مستجاب نمی‌کنم؛ زیرا یک سخن‌چین در بین شماست که مانع استجابت دعای جمع می‌شود. حضرت موسی «علیه السلام» گفت: پروردگارا، او را به ما معرّفی کن تا از خود برانیم. پروردگار مهربان که در هر حالی ستّارالعیوب است و بندگانش را دوست دارد و مانع رسوایی آنان می‌شود، فرمود: وقتی من شما را از رذیله سخن‌چینی نهى می‌کنم، چگونه خود سخن‏چین شوم؟ حضرت موسی «علیه السلام» رو به جمعیّت کرده و فرمود: ای کسی که سخن‌چین هستی، تو مانع نزول رحمت حق‌تعالی شده‌ای! در این هنگام همه حضّار و به خصوص آن سخن‌چین توبه کردند و در پی آن، باران رحمت الهی نازل شد. [۱۰]


از این حکایت به روشنی می‌توان نتیجه گرفت که نزول رحمت خداوند و جاری شدن باران فراوان، مرهون توبۀ همان سخن‌چین بوده
است؛ زیرا حقیقتاً از گناه خویش پشیمان شده و توبه کرده و بعد از پاک شدن از آلودگی گناه سخن‌چینی، مانع اجابت دعا رفع گردیده و دعای او و جمع مستجاب شده است. به بیان دیگر، خداوند در قرآن‌ کریم امر به دعا می‌فرماید و اجابت دعا را نیز وعده فرموده است:


 «وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ»[۱۱]


 امر پروردگار حکیم نسبت به دعا، حاکی از اراده ذات بی‌همتای او بر اجابت دعا است؛ زیرا اگر چنین اراده‌ای نداشت، این گونه امر نمی‌فرمود و به بندگان خطاکار بی‌مقدار، چنین جرأتی نمی‌داد تا از آستان رحمت او تقاضایی داشته باشند.


هم دعا از تو اجابت هم ز تو               ایمنی از تو مهابت هم ز تو


پس اگر برخی دعاها مستجاب نمی‌شود، باید علّت را در عدم شایستگی دعا کننده جستجو کرد؛ زیرا خُلف وعده در درگاه خداوند سبحان جایگاهی ندارد. به‌عنوان مثال اگر شیشه در بسته‌ای سال‌ها در یک اقیانوس پر از آب بماند، قطره‌ای از آب اقیانوس در درون آن نفوذ نخواهد کرد، مگر اینکه آن شیشه، آمادگی جذب آب را پیدا کند.


چنانکه در روایتی آمده است: شخصی خدمت امام صادق «علیه السلام» عرض کرد: خداوند در قرآن می‌فرماید: «ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ»، ما او را می‌خوانیم امّا پاسخی نمی‌شنویم. آن حضرت فرمودند: آیا گمان می‌کنی خداوند خلف وعده کرده است؟ گفت: خیر. امام صادق «علیه السلام» فرمودند: علّت عدم دریافت پاسخ شما این است که: هرکس از دستورات خداوند متعال پیروی کند، سپس او را بخواند، خداوند پاسخش را می‌دهد:


 «تَذْکُرُ ذُنُوبَکَ فَتُقِرُّ بِهَا ثُمَّ تَسْتَعِیذُ مِنْهَا فَهَذَا جِهَهُ الدّ
ُعَا
»[۱۲]


گناهانت را یادآور می‌شوی و بدان‌ها اعتراف می‌کنی و از آنها به خدا پناه می‌بری، این است راه دعا کردن.


 بنابراین، استجابت دعا، در سایه توبه حقیقی تحقّق می‌یابد و به عبارت رساتر، دستیابی به حالت توبه، خودبه‌خود، استجابت دعا را به همراه دارد. وقتی بنده به درگاه خداوند متعال تضرّع و زاری کند و به گناهان خویش اعتراف نماید و از محضر پروردگار خویش عذرخواهی کند، قطعاً باید منتظر اجابت دعا باشد. اگر هم اجابتِ عینِ تقاضای بنده، فعلاً به مصلحت او نبوده، یا مطابق با حکمت الهی نباشد، خداوند متعال دعای او را بی‌پاسخ نمی‌گذارد و برتر از آنچه خواسته است را به او عطا می‌فرماید یا از وی دفع بلا می‌کند.


افزون بر این، تحقّق توبه و پس از آن، دعا به درگاه الهی، صرف نظر از بحث اجابت آن، یک زندگی سراسر نشاط و شادمانی و عاری از غم، غصّه، اضطراب، یأس و پریشانی برای انسان رقم می‌زند. آرامش و آسایش توأم با امنیّت روانی، در سایه توبه، دعا و ارتب
اط عاطفی با خداوند، جایگزین پژمردگی و افسردگی جسم و روح می‌شود و امراض روحی و روانی انسان را به خوبی درمان می‌کند.


 «فَأَیُّ الْفَریقَیْنِ أَحَقُّ بِالْأَمْنِ إِنْ کُنْتُمْ تَعْلَمُون، الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ»[۱۳]


پس کدام یک از دو گروه (موحّدان یا مشرکان) سزاوارتر به ایمنى است، اگر مى‏دانید؟! آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنى تنها از آن آنهاست؛ و آنها هدایت‏یافتگانند.


 چه کسی شایسته برخورداری از امنیّت و آبادانی روحی و یک دل منهای اضطراب خاطر، غم و یأس است؟ پاسخ این سؤال در آخر آیه بیان شده است.


اثر ارزشمند دیگری که توبه به همراه دارد، این است که عاقبت سوء گناه‌کار را به عاقبت خیر و حُسن خاتمت، مبدّل می‌کند. عاقبت بد و نافرجام، معمولاً از گناه آدمی سرچشمه می‌گیرد و از آنجا که توبه، آثار گناهان را نابود می‌کند، سرنوشت شوم گناه را نیز از بین خواهد برد:


 فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما [۱۴]


&nbs
p;حُسن عاقبت، یکی از نعمت‌های مهم است که به هرکسی عطا نمی‌شود، همچنان‌که سوء عاقبت یکی از نقمت‌های خوف ناک است که بسیاری از آدمیان به واسطه اعمال خود، بدان مبتلا می‌شوند.


در تبیین معنای سوء عاقبت، باید گفت که سوء عاقبت، سه قسم دارد:


اوّل: ذلّت بعد از عزّت یا رنج و سختی بعد از برخورداری از نعمت‌های دنیوی.


دوّم: کفر و فسق بعد و شرمندگی از ایمان و تقوی؛ یعنی بی‌دین شدن پس از دین‌داری.


سوّم: سرافکندگی به هنگام مرگ در خدمت امیرالمؤمنین «علیه السلام» و اولیاء معصومین.


انسان باید از شرّ نفس خودش که او را به سوء عاقبت گرفتار می‌سازد، به خداوند سبحان پناه ببرد. نفسی که در کمین اوست و هر لحظه برای گمراهی وی تلاش می‌کند. امام صادق «علیه السلام» فرمود:


 «إِنَّ الْعَبْدَ یُصْبِحُ مُؤْمِناً وَ یُمْسِیَ کَافِراً وَ یُصْبِحُ کَافِراً وَ یُمْسِیَ مُؤْمِناً وَ قَوْمٌ یُعَارُونَ الْإِیمَانَ ثُمَّ یُسْلَبُونَهُ وَ یُسَمَّوْنَ الْمُعَارِینَ» [۱۵]


بنده، شب را با ایمان به صبح می‌رساند و شب کافر می‌شود و شب را در حال کفر به صبح می رساند و شب مؤمن می‌شود، و گروهی ایمان را به عاریه می‌گیرند، سپس آن را از دست می‌دهند و به آنان عاریه گیرندگان گفته می‌شود. & lt;o:p>


 راهکار اصلی و اساسی رهایی از شرّ عاقبت سوء، بازگشت به سوی خداوند رحمان و رحیم و پناه گرفتن در زیر پرچم آن ذات کبریایی است. آیاتی از قرآن کریم به ناگواری سوء عاقبت اشاره کرده و گرفتار شدن به آن را ناشی از گناه انسان بر می‌شمارد. [۱۶] بر این اساس، گفته می‌شود که توبه، موجب عاقبت به خیری است.


در قرآن شریف، با ذکر یک حکایت آموزنده، سرنوشت کسی که دچار فسق بعد از ایمان شده است بیان گردیده تا بندگان، نیاز همیشگی به ارتباط با خداوند تعالی و نیز تلاش در جهت ریشه‌دار کردن ایمان خویش را احساس کنند:


 وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوینَ[۱۷]


و خبر آن کس را که آیات خود را به او داده بودیم براى آنان بخوان که از آن عارى گشت. آن گاه شیطان، او را دنبال کرد و از گمراهان شد.


 حضرت ثامن الائمّه امام
رضا
«علیه السلام» در خصوص معنای این آیه شریفه می‌فرمایند: این آیه، درباره مردی از بنی‌اسرائیل به نام بَلعَم باعورا نازل شد. او از بزرگان قوم بود که اسم اعظم را می‌دانست و با آن دعا می‌کرد و مستجاب می‌شد. پس از چندی او به سوی فرعون متمایل گشت. هنگامی که فرعون به‌دنبال حضرت موسی «علیه السلام» و یارانش رفت، به بلعم گفت: به درگاه خداوند دعا کن تا موسی و یارانش از ما دست بردارند. بلعم، سوار الاغ خود شد تا دنبال موسی برود. امّا الاغ از رفتن خودداری کرد، پس به زدن او پرداخت. خداوند الاغ را به سخن آورد و به بلعم گفت:‌ وای بر تو، چرا مرا می‌زنی؟ آیا می‌خواهی با تو بیایم تا پیامبر خدا و گروهی از مؤمنان را نفرین کنی؟ بلعم پیوسته الاغ را زد تا آن را از پای در آورد و اسم اعظم از زبانش افتاد.& lt;/SPAN> [18]


قصّه بلعم باعورا نکات عبرت‌انگیز دیگری نیز دارد که اکنون مورد بحث ما نیست، ولی آنچه باید از این حکایت آموزنده، مایه عبرت همگان شود، این است که یک انسان مستجاب الدّعوه در اثر لغزش و ضعف ایمان، به جایی رسید که پیامبر خدا را نفرین کرد و سرنوشت شومی برای خود فراهم آورد. حال اگر همین شخص توبه می‌کرد و به سوی خداوند تعالی باز می‌گشت، عاقبت به خیر می‌شد.


تاریخ نیز به روشنی گواهی می‌دهد که اگر کسی توبه کند و ضمن جبران گذشته، به اصلاح آینده بپردازد، آینده روشن و درخشانی در انتظار او خواهد بود. به عنوان مثال، علی‌‌بن‌ابی‌‌حمزه که از یاران امام صادق «علیه السلام» است، در روایتی چنین نقل می‌کند:


دوستی داشتم که از کاتبان دستگاه بنی‌امیّه بود. روزی به واسطه من، از امام ششم تقاضای ملاقات کرد و آن حضرت خواسته او را اجابت کردند. پس از ورود به محضر امام، سلام کرد و گفت:‌ فدایت شوم، من در دیوان بنی‌امیّه هستم و از اموال آنان به ثروت فروانی رسیده‌ام و در پرداخت حقوق واجب دارایی خود کوتاهی کرده‌ام.


امام صادق «علیه السلام» فرمودند: اگر امثال شما بنی‌امیّه را یاری نمی‌کردید، هرگز حقّ ما را سلب نمی‌کردند. جوان گفت: فدایت شوم، آیا برای من راه نجاتی هست؟ فرمودند: اگر بگویم انجام می‌دهی؟ گفت: آری انجام می‌دهم. فرمودند: پس، آنچه از دستگاه بنی‌امیّه به دست آورده‌ای، رهاکن. هر مالی غصب کرده‌ای، به صاحبش برگردان و اگر صاحب مال را نمی‌شناسی، از جانب او صدقه بده، من در پیش‌گاه خدای عزّوجل، بهشت را برای تو تضمین می‌کنم.


آن جوان پس از سکوتی طولانی گفت: فدایت شوم، آنچه فرمودی‌ انجام می‌دهم. سپس، مطابق آنچه عهد کرده بود، عمل کرد؛ یعنی از همه اموال خود و حتّی از لباس‌هایی که به تن داشت، دست شست، تا جایی که من برای اینکه عریان نباشد، برایش لباس خریدم. چند ماهی نگذشت که مریض شد. روزی به عیادت او رفتم و مشاهده کردم که در حال احتضار است. چشمانش را گشود و به من گفت:‌ سوگند به خدا که مولای تو، ‌به وعدۀ خود وفا کرد. این جمله را گفت و از دنیا رفت. آنگاه به حضور امام صادق «علیه السلام» رسیدم. آن حضرت چون به من نظر کرد، فرمود:‌ ای علی، سوگند به خدا، ما به وعده‌ای که به دوست تو دادیم، وفا کردیم. [۱۹]


شبیه این واقعه برای همسایۀ ابی‌بصیر، که او هم از یاران نزدیک امام صادق </SPAN&gt ;«علیه السلام» بوده، اتفاق افتاده است. [۲۰]


پی نوشت ها


1. فرقان / ۷۰- ۶۸


2. فرقان / ۷۰


3. هود / ۵۲


4. ص / ۳۰


5. ص / ۱۷


6. تفسیرالعیاشی، ج ۱، ص ۱۹۸


7- ق / ۱۶


8- هود / ۶۱


9- بقره / ۱۸۶


10- بحا
رالأنوار، ج ۷۲، ص ۲۶۸


11- غافر / ۶۰


12- الکافی، ج ۲، ص ۴۸۶


13- انعام / ۸۲-۸۱


&l t;/SPAN>14فرقان / ۷۰


15الکافی، ج ۲، ص ۴۱۸


16روم /۱۰؛ یونس / ۳۹؛ نحل / ۱۱۲


17اعراف / ۱۷۵


18تف
سیرالقمی، ج ۱، ص ۲۴۸


19الکافی، ج ۵، ص ۱۰۶


20ر.ک: الکافی، ج ۱، ص ۴۷۴


www.almazaheri.org

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید