ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

ویژگی های امام حسین(ع) در رابطه با قرآن- بخش دوم

منزلگاهها
اینک پس از ترسیم موقعیّت نور وجودش و مراحل مختلف آن، به ترسیم مصائب آن حضرت و منزلگاههایى که این مصائب و گرفتاریها، به خاطر دفاع از حقّ و عدالت و پیکار همه جانبه با بیداد و شقاوت، برآن حضرت روى آورد، مى پردازیم.



در منزلگاههاى گوناگون
۱- مدینه، منزلگاه اصلى آن حضرت بود که به خاطر مقاومت قهرمانانه در برابر بیداد و انجام مسئولیّتهاى تاریخى، زندگى در آنجا برایش بسیار سخت شد و سرانجام از وطن خویش رانده شد، آن گرامى رو به بارگاه خدا کرد و فرمود:
بار خدایا! ما خاندان پیامبر برگزیده تو هستیم که ما را از شهر و دیار خویش راندند.
و نیز به حرم مطهّر پیام آور خدا شتافت و بدو شکایت برد که: اى پیامبر خدا! من حسین هستم، فرزند دخت گرانمایه ات فاطمه علیها السلام که اینان در راه حقّ و عدالت دست از یاریم برداشتند و مرا تنها نهادند.
۲- دوّمین منزلگاه آن حضرت، حرم امن الهى در مکّه بود، همان مکان پراحترامى که براى همه موجودات، از انسان تا پرنده، حیوان، درخت و گیاه امن بود؛ امّا بر اثر بیداد رژیم اموى بر خاندان وحى و رسالت ناامن گردید؛ چرا که آنان در آن حرم مقدّس، نقشه ریختن خون حسین علیه السلام را کشیدند و او به فرمان خدا و پیامبر، ناگزیر از آنجا، در موقعیّت خاصّ و شرایط دردناکى، کوچ کرد.
۳- سوّمین منزلگاه او، میان مکّه و کوفه بود، در طىّ این مسیر در نقاط متعدّدى فرودآمد امّا همه جا براى او ناامن بود و همگان بر اثر سیاست شیطانى تطمیع و تزویر و فشار و ددمنشى حکومت وقت، او را تنها نهاده واز یارى حقّ و عدالت دست برداشته، گاه جرئت دیدار و سخن گفتن با او را نداشتند.
۴- منزلگاه چهارمین آن حضرت، کربلا بود. در آنجا به نیّت وطن گزیدن و ماندن، فرود آمد و به کاروان داران همراه خود فرمود: در همین دشت پر اسرار، بارها را بر زمین نهید و باز گردید؛ چرا که من از این سرزمین کوچ نخواهم کرد.
۵- پنجمین قرارگاه آن حضرت در میدان جهاد بود که هرگاه در عملیّات دفاعى خویش خسته مى شد، براى استراحت در آنجا فرود مى آمد و ضمن یاد خدا و نیایش با او بارها و بارها مى فرمود:
لاحول ولاقوّه الاّ باللّه
هیچ حرکت و نیرویى نیست مگر به قدرت خداوند بلند پایه وپرشکوه.
۶- منزلگاه ششم آن حضرت، شهادتگاه او بود که خود در مورد آن فرمود: براى من شهادتگاهى برگزیده شده است که با آن دیدار خواهم داشت. و در همانجا بود که پس از شهادت سه یا چهار روز پیکر به خون خفته اش بر روى خاک آن قرار داشت و آنگاه به درون آن خاک مقدّس یا قبر شریف خویش، کوچ کرد.
۷- هفتمین منزلگاه آن حضرت که ویژه سرمقدّسش بود در خانه خولى قرار داشت و شب یازدهم محرّم را در آنجا اقامت گزید در روایتى آمده است که: سر نورانى آن گرامى در این منزلگاه شبانگاه زیر طشت نهاده شد.
امّا مشهور این است که در میان تنور قرار داشت.
۸- منزلگاه هشتم آن گرامى باز هم ویژه سر مبارکش بود که در مجلس شوم ابن زیاد در برابر دیدگانش، در طبق نهاده شده بود و آن عنصر خون آشام از این فاجعه بزرگ شادمانى مى کرد فاجعه بارتر اینکه به هنگامى که طبق را در برابر او نهادند، لبخند مستانه زد که این عمل ننگین شاید از نواختن چوب بر چهره و بینى و چشمان فرزند پیامبر سهمگین تر و فاجعه بارتر بود.
۹-  منزلگاه نهم آن حضرت در کوفه بر فراز درختى بود. که دشمن پلید و زبون براى کاستن از عقده حقارت و شکست معنوى خویش در برابر قیام حسین علیه السلام و شکوه معنوى و الهى او، سر مقدّسش را به آن درخت نصب کرد.
۱۰- دهمین منزلگاه آن حضرت نقاط متعدّدى بود که سر نورانى اش میان کوفه و شام بر آنها فرود آمد، گاهى بر فراز نیزه هاى بیداد قرار داشت و گاهى در صندوق ویژه که از هرکدام از این منزلگاههاى متعدّد میان کوفه و شام، علائم و نشانه ها تاکنون مانده است
& lt;SPAN dir=rtl>
11- یازدهمین فرودگاه او، عبادتگاه راهب مسیحى بود، که سر مقدّسش مورد احترام و گرامیداشت قرار گرفت و با بوى خوش و گلاب عطرآگین تر شد.
عابد عارف، به پاس مقدم میهمان گرانقدر فرشهاى گرانبها گسترد و با مشک و کافور بدو درود و سلام عارفانه نثار کرد و پاداش ‍ خویش را دریافت و پاسخ گرفت.
۱۲- منزلگاه دوازدهم آن حضرت، در شام و بارگاه ستم اموى و مجلس شوم یزید بود که سر مقدّسش در میان طشت طلا فرود آمد. در این منزلگاه شوم، مصائب بسیارى که برخى تکرارى و برخى جدید بود بر او وارد آمد که در بحثهاى آینده ترسیم خواهدشد.
۱۳- سیزدهمین منزلگاه آن حضرت در کاخ بیداد دیکتاتور خودکامه اموى بود که سرمقدّس حسین علیه السلام را بر سر در آن نصب کردند، امّا همسر یزید، این جنایت ددمنشانه را تحمّل نکرد و با سر و پاى برهنه بر مجلس یزید وارد شد و فریاد کشید که: آیا سر مقدّس حسین علیه السلام فرزند دخت گرامى پیامبر را بر آستانه خانه ام نصب مى کنى ؟
یزید، برخاست سر و چهره او را پوشانید و به خانه اش بازگردانید و دستور داد آن سرمقدّس را پایین آوردند و خطاب به همسرش ‍ گفت: هان اى هند! اینک برو و بر شهادت جانسوز پسر پیامبر، شیون کنان سوگوارى کن.
۱۴- چهاردهمین منزلگاه سر مقدّس سالار شهیدان، دروازه شهر دمشق بود که به دستور رژیم اموى، بر آنجا نصب کردند و این جنایت به قدرى دردناک بود که امام سجّاد علیه السلام که دیدن چوب خیزران بر چهره را براى خدا تحمّل کرد و سخن نگفت و در برابر آن همه فشارها و صدمات و مصائب قهرمانانه شکیبایى ورزید و همه را به حساب خدا نهاد، امّا این جنایت کاسه صبر او را لبریز ساخت و بر سر یزید شهامتمندانه خروشید که:
آیا حیا نمى کنى که سر مقدّس فرزند فاطمه دخت گرامى پیامبر و امانت بزرگ او بر دروازه شهر شما نصب گردد؟
آرى ! براى آن حضرت بسان قرآن، منزلگاههاى دیگرى است؛ منزلگاههایى ویژه در شهادتگاهش، هنگام برانگیخته شدن روز رستاخیز به سبک ویژه اى که در روایات آمده است و در آخرین منزلگاه او، در باغها و بوستانهاى پرشکوه بهشت برین و درجاتى که نیاى گرانقدرش فرمود:
حسین جان ! براى تو درجات والایى است که تنها در پرتو شهادت به &lt ;SPAN style=”LINE-HEIGHT: 200%; FONT-FAMILY: ‘Tahoma’,’sans-serif’; FONT-SIZE: 9pt” lang=AR-SA>آنها دست خواهى یافت.
برترین آن درجات، در روایتى است که بیانگر این واقعیت است که خداوند آن گرامى را در درجات و مراتب والایى با پیامبر گرامى، همسان ساخته است.


 


قرآن و سوگوارى حسین علیه السلام
طبق روایاتى که در دست است، خداوند در قرآن شریف از امامت و ولایت و شخصیّت امامان نور و سیره و روش و مسئولیّت آنان در صیانت از دین و ارزشهاى آسمانى،… و از شهادت و سوگ حسین علیه السلام که در راه دین و قرآن حماسى ترین و شکوهمندانه ترین فداکارى را آفرید، سخن گفته است که برخى آیات در این مورد ترسیم مى گردد.
۱- در مورد دوران باردارى مادرش بر او و ولادتش مى فرماید:
وَوَصَّیْنَا الاْنْسانَ بِوالِدَیْهِ اِحْساناً اَشُدَّهُ وَبَلَغَ اَرْبَعینَ سَنَهً قالَ رَبِّ اَوْزِعْنى اَنْ اَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتى اَنْعَمْتَ عَلَىَّ وَعَلى والِدَىَّ وَاَنْ اَعْمَلَ صالِحاً تَرْضیهُ وَاَصْلِحْ لى فى ذُرِّیَّتى اِنّى تُبْتُ اِلَیْک وَاِنّى مِنَ الْمُسْلِمینَ.
ما انسان را به نیکى کردن به پدر و مادرش سفارش کردیم مادرش ‍ (بار) او را در دوران باردارى به دشوارى حمل کرد و نیز به دشوارى (بار) او را بر زمین نهاد و دوران باردارى و از شیر گرفتنش سى ماه است تا هنگامى که به مرحله کمال خود برسد و به چهل سالگى درآید مى گوید:
پروردگارا! به من الهام فرما تا سپاس نعمتى را که تو بر من و پدر و مادرم ارزانى داشتى، به جا آورم و تا کارهاى شایسته اى که تو آن را مى پسندى انجام دهم.
پروردگارا! نسل مرا برایم شایسته ساز، چرا که من به بارگاه تو روى آوردم و قطعاً از مسلمانان خواهم بود.
طبق اسناد معتبر روایت شده است که چون فاطمه علیها السلام به حسین باردار شد، فرشته وحى بر پیامبر نازل گردید و گفت: خداوند ضمن درود، شما را به ولادت فرزند گرانمایه اى از فاطمه، که ستمکاران امّتت، پس از شما او را به شهادت مى رسانند، مژده مى دهد.
پیامبر ضمن پاسخ سلام و درود الهى به وسیله فرشته وحى، گفت چنین فرزندى را با چنین رخدادى سهمگین و افتخارات بزرگ نمى طلبد.
فرشته وحى عروج کرد و بار دیگر فرود آمد که پیام همان بود و پاسخ نیز همان.
بار سوّم فرودآمد و گفت: خداوند مژده ات مى دهد که امامت و پیشوایى بشریّت را در نسل این فرزندت قرارمى دهم. و پیامبر رضایت خویش را اعلام کرد. سپس موضوع را با دخت گرانمایه اش در میان نهاد فاطمه علیها السلام نیز همانند پدرش پس از دریافت بشارت امامت و پیشوایى در نسل حسین علیه السلام بدان رضایت داد.
حَمَلَتْهُ اُمُّهُ کُرْهاً
آنگاه این مادر والا، دوران باردارى او را با آگاهى به این واقعیّت که او در راه حقّ و عدالت به شهادت خواهد رسید، به دشوارى و اندوه گذرانید.
وَوَضَعَتْهُ کُرْهاً
و او را با آگاهى به سرنوشت پرافتخارش به دشوارى و با اندوه به دنیا آورد
وَحَمْلُهُ وَفِصالُهُ ثَلثوُنَشَهْراً حتّى اِذا بَلَغَ اَشُدَّهُ وَبَلَغَ اَرْبَعینَ سَنَهً قالَ رَبِّ اَوْزِعْنى اَنْ اَشْکُرَ نِعْمَتَکَ الَّتى اَنْعَمْتَ عَلَىَّ وَعَلى والِدَىَّ وَاَنْ اَعْمَلَ صالِحاً تَرْضیهُ وَاَصْلِحْ لى فى ذُرِّیَّتى اِنّى تُبْتُ اِلَیْک وَاِنّى مِنَ الْمُسْلِمینَ
و دوران باردارى و از شیرگرفتنش سى ماه بود تا هنگامى که به مرحله کمال خود رسید و به چهل سالگى درآمد؛ گفت:
پروردگارا ! به من الهام فرما تا سپاس نعمتى را که تو بر من و پدر و مادرم ارزانى داشتى به جا آورم و کارهاى شایسته اى که تو آن را مى پسندى انجام دهم. پروردگارا! نسل مرا برایم شایسته ساز….
و اگر آن حضرت مى گفت: خدایا! همه نسل مرا شایسته ساز. به لطف خدا، تمامى نسل او امام و پیشواى انسانیّت مى شدند. حسین علیه السلام از فاطمه علیها السلام دخت گرامى پیامبر و هیچ بانوى دیگرى شیر ننوشید، بلکه پیامبر به اراده الهى، انگشت خویش را بردهان او مى نهاد و مى مکید و این براى دو یا سه روز او از نظر تغذیه کافى بود؛ بدینگونه گوشت و
خون و پوست او از پیامبر بود و جز حسین علیه السلام و یحیى بن
زکریا کودکى شش ماهه متولّد نشد.
آرى ! معناى آیه شریفه که مى فرماید:
حَمَلَتْهُ اُمُّهُ کُرْهاً وَوَضَعَتْهُ کُرْهاً….
بیانگر این مطلب
است که مادر گرامى حسین علیه السلام دوران باردارى او را با آگاهى به شهادت
پرافتخارش به دشوارى و اندوه و تاءسّف بسیار گذراند و به راستى هم دوران باردارى و به دنیا آوردنش، نگهدارى و دوران شیرخوارگى و تربیت و بازى و سرگرمى با او درکودکى اش، با غم و اندوه همراه بود.
و نیز دمیدن موج سرور و شادمانى بر قلب مصفّاى او از جانب پیامبر یا پدرش على و یا برادرش امام مجتبى علیهم السلام با اندوه قرین بود.
روزى که نیاى بزرگش با رحلت خویش او را ترک کرد و به دنبال آن مادر گرامى و پدر و برادر بزرگوارش علیهم السلام به شهادت رسیدند، همگى آنان در لحظات فراق بر او اندوهگین بودند و هر کدام به بیانى خاصّ در این مورد سخن گفتند و همچنین خواهر قهرمانش در لحظات آخرین، آن گرامى را با غم و اندوه در شهادتگاهش ترک کرد و با ناله و فریاد دردمندانه بر شهادت حسین علیه السلام
از قتلگاه به خیمه ها بازگشت.

۲- دوّمین آیه از قرآن در این مورد، این آیه شریفه است که مى فرماید:
اُذِنَ لِلَّذینَ یُقاتَلُونَ بِاَنَّهُمْ ظُلِمُوا یَقُولُوا رَبُّنَا اللّهُ.
به کسانى که به جنگ بر سرشان تاخته اند و مورد ستم قرار گرفته اند، رخصت داده شد (که قهرمانانه از خود دفاع کنند) و خداوند بر پیروز گردانیدن آنان به تجاوزکاران تواناست. آنانکه به ناحقّ از شهر و دیارشان رانده شده اند؛ جز آن نبود که مى گفتند: پروردگار ما خداى یکتاست.
از امام صادق علیه السلام روایت شده است که: این آیه شریفه در مورد امیرمؤمنان علیه السلام، جعفر طیّار و حمزه نازل شد و در مورد حسین علیه السلام و شهادت پرافتخار او نیز تفسیر و تطبیق گردید.
چرا که آن سه قهرمان بزرگ توحید از وطن خویش رانده و بدون هیچ گناه و ستم در حقّ فردى، تنها به جرم اینکه خداى خویش ‍ را یکتا و بى همتا مى شناختند و او را اینگونه سپاس و عبادت مى کردند و در راه او پایدارى مى ورزیدند به شهادت رسیدند.
امّا آیه شریفه در مورد حسین علیه السلام به گونه اى خاصّ تفسیر و تطبیق شد، چرا که او از وطن خویش و همه پناهگاهها رانده شد و در سراسر قلمرو گسترده اسلامى براى او نقطه امنى نگذاشتند، کار به جایى رسید که فرمود: بخداى سوگند! اگر من در لانه پرنده اى باشم مرا بیرون خواهند آورد تا با ریختن خون من به اهداف پلید و ظالمانه خویش برسند.
و بدینگونه او را کشتند و بر او ستم کردند و بر خاندان و کودکانش، ظلم کردند….
سوّمین آیه شریفه در سوگ حسین علیه السلام این آیه شریفه است که بدین واقعیّت اشاره دارد که آن حضرت در راه پرافتخار خویش تنها بود و یاران شهامتمند و پاکباخته همراه و همدل و هم سنگر او، اندک.
اَلَمْ تَرَ اِلَى الَّذینَ قیلَ لَهُمْ کُفُّوا یَخْشَوْنَ النّاسَ کَخَشْیَهِاللّهِ اَوْ اَشَدَّ خَشْیَهً وَقالُوا رَبَّنا لِمَ کَتَبْتَ عَلَیْنَا الْقِتالَ لَوْلا اَخَّرْتَنا اِلى اَجَلٍ قَریبٍ.
آیا ندیدى کسانى را که به آنها گفته شد که اکنون ازپیکار باز ایستید و نماز بخوانید و زکات بدهید، امّا هنگامى که جنگیدن بر آنان مقرّر شد گروهى چنان از مردم ترسیدند که باید ا
ز خدا مى ترسیدند یا ترسى بیشتر از ترس خدا. گفتند
: اى پروردگار ما! چرا پیکار را بر ما مقرّر فرمودى و به ما مهلت نمى دهى تا به مرگ خویش که نزدیک است، بمیریم ؟
در تفسیر آیه شریفه از حسن بن زیاد عطّار، روایت است که مى گوید:
از امام صادق علیه السلام در مورد این آیه شریفه پرسیدم. فرمود:
فراز نخست آیه، در مورد امام حسن علیه السلام است که خداوند او را به دست نگاه داشتن از پیکار فرا خواند،
اَلَمْ تَرَ اِلَى الَّذینَ….
آنگاه از فراز دوّم آیه شریفه پرسیدم:
فَلَمّا کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقِتالُ& lt;BR>که فرمود: در مورد امام حسین علیه السلام است و به همه مردم روى زمین که به همراه او در راه حقّ و عدالت، به جهاد برخیزند.
و نیز على بن اسباط گوید: یکى از شیعیان از امام باقر علیه السلام روایت کرده که فرمودند: اگر تمام اهل زمین در رکاب امام حسین علیه السلام جنگ مى کردند، همه کشته مى شدند.
در روایت دیگرى از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه آمده است که: آیا ننگریستى به کسانى که به آنان گفته شد: اینک به دستور امام حسن علیه السلام از جهاد مسلّحانه دست نگاهدارید و به جهاد فکرى و عقیدتى پرداخته و نماز را به پا دارید. پس ‍ هنگامى که پیکار در راه خدا بر آنان به همراه امام حسین علیه السلام مقرّر شد گفتند: پروردگارا ! چرا جهاد را بر م
ا مقرّر فرمودى ؟ چرا تا زمانى نزدیک تا ظهور و قیام آخرین امام نور به ما مهلت
ندادى ؟ چرا که قیام او همراه با پیروزى همه جانبه و غلبه کامل بر کفر و شرک و نفاق خواهد بود.
خداوند فرمود: اى پیامبر! به اینان بگو: بهره و برخوردارى دنیا اندک است و سراى آخرت براى کسى که پروا، پیشه نماید بهتر و زیبنده تر است.
۴- چهارمین آیه در اشاره به شهادت و شهادتگاه و شرایط و حالات جانسوز و پرافتخار آن گرامى است و آن نخستین آیه از سوره مریم است:
کهیعص
که در بخش گذشته در مورد زکریاى پیامبر و وحى الهى بر او در مورد کربلا و شهادت خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله به دستور دیکتاتور خودکامه اموى یزید و تشنگى و پایدارى قهرمانانه آنان در راه حقّ، روایت آن ترسیم شد.
۵- پنجمین آیه در اشاره به سوگ حسین علیه السلام آیه شریفه اى است که به هنگام شهادتش بدان ندا داده شد که:
یا اَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ
هان اى روح با آرامش (وبا ایمان)! پیش پروردگارت خشنود و پسندیده باز گرد و به جرگه پرستندگانم درآى و به بهشتم وارد شو.
امام صادق علیه السلام فرمود: صاحب روح بزرگ و آرام و خشنود و پسندیده حسین است و این آیه شریفه اشاره به روح بزرگ اوست.
چرا که هر کسى به راستى خداى را شناخت و بزرگش داشت او را دوست داشته و به هر آنچه از جانب او باشد خشنود مى گردد، هیچ گرفتارى و تزلزلى در برابر آنچه از جانب خدا بر او وارد گردد دامنگیر او نمى شود و در هنگامه هاى فرود سخت ترین گرفتاریها، بالاترین آرامش و اطمینان و عمیقترین خشنودى و رضایت خاطر براى آنان حاصل مى گردد و از بزرگترین مصادیق آن پیشواى شهیدان بود.
۶- ششمین آیه در سوگ حسین علیه السلام آیه شریفه اى است که اشار
ه به خونخواهى او به هنگام
رجعت دارد و مى فرماید:
وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً
هر کس که به ستم کشته شود به خونخواه او (براى خونخواهى) قدرتى دادیم.
امام باقر علیه السلام در تفسیر آغاز آیه شریفه فرمود: این اشاره به حسین علیه السلام است که مظلومانه به شهادت رسید.
آنگاه در مورد این جمله از آیه:
فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً
فرمود: این اشاره به دوازدهمین امام نور حضرت
مهدى علیه السلام است که خونخواهى خون پاک او را خواهد کرد
.
و در مورد این جمله از آیه که مى فرماید:
فَلا یُسْرِفْ فِى الْقَتْلِ
فرمود: قاتل او در کشتن، زیاده روى نکند که حسین علیه السلام پیروزمند است.
در برخى روایات آمده که: ضمیر یسرف به ولىّ برمى گردد، همینطور ضمیر انّه و این بیانگر این مطلب است که: جز قاتل او را نکشد.
روشن است که معناى ظاهرى آیه مبارکه، یک قانون جهان شمول، براى همه مردم قرون و اعصار است و بیانگر این پیام که هر کسى به ناروا کشته شد و حقّ حیات انسانى او پایمال گردید، حقّ خونخواهى از ظالم براى خاندان و کسان مظلوم محفوظ است، اما آنان
نیز نباید در انتقام، راه ستم درپیش
گیرند.
بنابراین، خونخواه حسین علیه السلام حقّ قصاص از قاتل او را دارد و هنگامى که بخواهیم قاتل آن پیشواى بزرگ انسانیّت را مشخّص سازیم باید پرسید:
قاتل او کیست ؟
یزید یا ابن زیاد؟
ابن سعد یا شمر؟
سنان یا عناصر پلیدى چون صالح بن وهب که آخرین ضربات ناجوانمردانه را بر او وارد ساختند.
یا آن کوردلى که با تیر سه شاخه، قلب مصفّاى حسین علیه السلام را که کانون عشق به خدا و خلق خدا بود نشانه رفت، که دیگر از مرکب، بر خاک گرم شهادتگاه &l t;/SPAN>افتاد و فرمود:
بسم اللّه وباللّه.
یا قاتل آن حضرت جز این سیاه رویان سیاهکارند؟
حقیقت این است که قاتل این شهید به خون خفته، دهها هزار نفر است آن هم نه مشترک، بلکه هر کدام به طور مستقلّ و جداگانه.
آرى ! او به دست یزید به شهادت رسید به همین جهت در زبان پیامبران قاتل آن حضرت یزید است.
او را فرزند مرجانه به خاک و خون کشید به همین جهت یزید پسر مرجانه را قاتل او معرّفى کرد.
او را ابن سعد به شهادت رساند به همین جهت یاران پیامبر هنگامى که او را در کودکى نظاره مى کردند مى گفتند: او قاتل حسین علیه السلام است.
آن پیشواى عدالت را، شمر و خولى و سنان و عنصر پلیدى که با تیر سه شاخه قلب پاکش را نشانه رفت به خاک و خون کشیدند و بالاخره تشنگى و غیرتمندى در دین و ارزشهاى انسانى.
و همانگونه که در روایت آمده است: کشته اشکهاست. دلیلى دارد، امّا شاید بهتر همان باشد که خودش بدان اشاره کرد و فرمود:
قتلت مکروباً
یعنى، غم و اندوه و رنج و گرفتارى سختى که (براى دین و جامعه از فتنه ها و بدعتهاى اموى پدید آمد) به قلب پاکش فشار مى آورد، او را از پا درآورد، به همین دلیل هم او را سالار کربلا نامیده اند که خود واژه کربلا اشاره بدین مطلب است.
علاوه بر آنچه در تفسیر آیه شریفه آمد، نکات دیگرى است که همه آنها بر آن حضرت تطبیق مى کند و او حقیقت آیه شریفه است که آن معانى و نکات عبارتند از:
۱- نخستین تفسیر و معناى قتل مظلوماً
عبارت است از کسى که مظلومانه کشته شد. بر او ظلم و بیداد رفت و همه چیز او ظالمانه گرفته شد، ثروتش، یارانش، برادرانش فرزندانش اعضا و پیوندهاى وجودش با ضربات ظالمانه سلاح دگرگون شد و بر هستى او ظالمانه تاختند و مسلط شدند و او از خانه و سرزمین خود رانده شد و غریب و تنها ماند و با این شرایط خون پاکش را ریختند و چنین مظلومى در همه ابعاد تنها حسین علیه السلام است، به همین جهت در روایات و دعاها مظلوم نامیده شد. و مظلوم با اینکه صفت است از نامهاى گرامى او شد همانگونه که در دعا آمده است که:
اءنشدک بدم المظلوم
و در روایات است که فرمود: زیارت مظلوم را رها مکن.
پرسیدند: مظلوم کیست ؟
فرمود: آیا نمى دانید که مظلوم حقیقى حسین است.
۲-  دوّمین معناى من قتل مظلوماً
این است که کسى بدون هیچ جرم و گناهى که مجوّز ریخته شدن خون او باشد، کشته شود نه درخور قصاص ‍ باشد و نه در خور حدّ و نه فسادى که مجوّز قتل او باشد و حسین علیه السلام آشکارترین چهره از این معنى است همانگونه که خود بارها میدان کربلا را به دادگاه تبدیل ساخت و فرمود:
واى بر شما ! آیا کسى از شما را کشته ام که خونخواهى اش ‍ مى کنید؟
یا ثروتى از شما برده ام که آن را مى طلبید؟
یا زخمى بر کسى بى دلیل وارد ساخته ام که مى خواهید قصاص ‍ کنید؟
یا در مقرّرات آسمانى تبدیل و تغییرى پدید آورده ام ؟
که پاسخ آنها منفى بود.
۳- سوّمین معناى آیه شریفه در چگونگى کشته شدن انسان مظلوم است. خداوند در همه ابعاد به احسان و نیکى دستور فرمود، حتّى در ذبح حیوانات و اجراى حدود بر افراد در خور کیفر؛</SPAN&gt ;
براى نمونه:
در قربانى حیوان توصیه شده است که کارد، تیز و تند باشد، کشته حیوان دیگرى از نوع خودش به قربانى نشان داده نشود.
حیوان به شدّت به بند کشیده نشود.
پس از بریدن رگهاى مخصوص گلو، حیوان را رها سازند تا به راحتى جان دهد.
کارد را به حیوان نشان ندهند.
حیوان را مثله ننمایند.
به هنگام قربانى سیرابش سازند و.
اینها هر کدام احسان و نیکى به هنگام ذبح قرب
انى است.

در مورد انسان نیز توصیه شده است که در صورت در خور کیفر بودن، باز هم با احسان و برخورد نیکو و انسانى با او رفتار گردد.
اوّلاً: بدون هیچ جرم و گناهى خونش مظلومانه ریخته نشود.
ثانیاً: بدون رعایت شئون و حقوق و برخورد انسانى با او عمل نشود.
امّا حسین علیه السلام هم مظلومانه کشته شد و هم با شیوه و سبکى ضدّ انسانى از سوى رژیم اموى با او رفتار شد.
۴- چهارمین معناى آیه شریفه این است که: آنکه مظلومانه کشته شد و به علاوه بر تجاوز به حقّ حیاتش، کلیّه حقوق انسانى و اسلامى او نیز مورد تجاوز قرار گرفت، تنها حسین است.
۵- آنکه مظلومانه کشته شد و بدن مطهّرش قطعه قطعه و پایمال گردید، آن حضرت بود. او بود که پیکرش چندین شبانه روز بر بستر خاک و خون ماند و پس از شهادت، همه لباسش، حتّى پیراهن پاره و قدیمى و فرسوده اى را که براى پوشیده ماندن بدنش بر تن کرده بود، ربودند.
۷- هفتمین آیه در اشاره به سوگ حسین علیه السلام آیه اى است که بیانگر انتقام از خون به ناحقّ ریخته شده او در روز رستاخیز است که مى فرماید:
وَاِذَا الْمَوْؤُدَهُ سُئِلَتْ
آنگاه که از دختر زنده به گور شده سؤ ال مى شود، به کدامین گناه کشته شدى ؟
از امام صادق علیه السلام است که فرمود: این آیه در مورد حسین علیه السلام نازل شده است.
به نظر مى رسد از آنجایى که این آیه شریفه در کنار آیاتى است که ترسیم کننده رخدادهاى سهمگین رستاخیز، همچون تیره و تار شدن خورشید و فروپاشى ستارگان، به حرکت آمدن کوههاست؛ ناگزیر باید سؤ ال پس از آنها نیز متناسب با آنها و دگرگونى حال مردم در صحراى محشر باشد تا مردم همانطورى که از تاریک شدن خورشید و فروریختن ستارگان و انهدام کرات سخت وحشت مى کنند از این سؤال نیز دلهایشان بلرزد که:
به کدامین گناه کشته شد و چرا بدون هیچ جرم و گناهى زنده به گور گشت؟
چرا که سؤال، از همه زنده به گورشدگان به دست ظالمان، سخت </SPAN&gt ;و سهمگین است.
امّا به نظر مى رسد سؤال از بزرگمردى که در محاصره قرار گرفت و بر او بى هیچ مجوّزى بسیار سخت گرفتند و در حقیقت در حالى که زنده بود، خود و فرزندان و خاندانش را به مرگ تدریجى محکوم ساختند.
آرى! سؤ ال از این قربانیان عدالتخواه، بسیار بزرگتر از زنده به گور شدگان است و با آیات صدر سوره متناسب تر که</SPAN& gt; حسین علیه السلام و یاران خداجویش به کدامین گناه کشته شدند؟ و شاید تناسب نزول آیه در مورد حسین علیه السلام که در روایت آمده است، از این دیدگاه باشد.
آرى ! حقیقت این است که حسین علیه السلام و خاندان و کودکانش روز عاشورا پیش از اینکه به شهادت برسند، حتّى راه تنفّس را بر آنها بستند درست همانند کسى که زنده به گور گردد، آن هم همین حالت از صبح عاشورا تا عصر آن روز و لحظات شهادت همچنان ادامه<SPAN dir=ltr&gt ;
داشت و فرصت شهادت و مرگ با آرامش ‍ را نیز از آنها گرفتند و این زنده به گورى است که در روز رستاخیز سؤال مى شود که: به کدامین گناه کشته شد؟
۸- هشتمین آیه در مورد آن حضرت این است که مى فرماید:
وَفَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظیمٍ
و در روایت آمده است که: ذبح عظیم حسین علیه السلام است.


ادامه دارد…


www.lailatolgadr.ir

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید