ورود

ثبت نام

موسسه قرآن و نهج البلاغه
home-icone
Institute of Quran & Nahjul Balaghah

پیران بهشت !! (مناظره ای بین علمای اهل سنت و عالم شیعی،بخش دهم)

در سال ۱۳۴۵ هجری قمری در شهر پیشاور پاکستان مجلس مناظره ای بین تنی چند از علمای اهل سنت و عالم برجسته شیعی سلطان الواعظین شیرازی برگزار گردید که طی آن شش نفر از تجار سرشناس و خوانین با نفوذ پاکستان از عقائد باطل خود دست برداشته و به ریسمان محکم الهی چنگ زدند. این نوشتار بخشی از این واقعه است .

شیخ: آقای محترم ،ما منکر فضایل علی کرم الله وجهه نیستیم؛ ولی چنین نیست که فقط علی صاحب این کمالات باشد؛ بلکه خلفای راشدین هم دارای فضایل بی شماری بوده اند. شما یک طرفه صحبت می کنید و امر را بر آقایان مشتبه می کنید، به گونه ای که گمان می کنند حق با شماست!!


اگر اجازه دهید من هم شمه ای از فضایل خلفای راشدین را عرض کنم تا حق کسی ضایع نشود.


واعظ: خدا گواه است که من از روی تعصب جاهلانه صحبت نمی کنم. اگر فضیلتی وجود دارد حاضرم سراپا گوش باشم. البته لازم است طبق قراری که در جلسه ی اول گذاشتیم فقط به احادیث مورد اتفاق طرفین استناد شود.


شیخ: پس هدف حضرتعالی طفره رفتن است!!


واعظ: چرا؟!


شیخ: چون در کتاب های شما حتی یک حدیث هم در فضایل خلفا وجود ندارد.


واعظ: این شرطی بود که خودتان فرمودید و تاکنون من هم بر اساس همین شرط ارائه سند کرده ام؛ ولی چون خیلی علاقمند به ذکر فضایل خلفا هستید، سخت نمی گیرم.


شیخ: ابراهیم بن خالد نقل می کند که رسول خدا به عمویش فرمود: «ای عمو بدرستی که خدا ابوبکر را خلیفه ی من قرار داد. از او فرمان ببرید تا رستگار شوید».


واعظ: این حدیث کاملاً مردود است.


شیخ: چگونه مردود است؟ شما همه ی مطالب را می خواهید با حرف درست کنید!


واعظ: اشتباه نکنید. ما اهل حرف نیستیم. علمای خودتان ۱ احادیث ابراهیم بن خالد را غیر معتبر می دانند.


شیخ: ابوهریره نقل نموده است که جبرئیل بر پیامبر نازل شد و عرض کرد: «خدا تو را سلام می رساند و می فرماید؛ من از ابوبکر راضی هستم. تو از او بپرس که آیا او هم از من راضی است یا نه؟»


واعظ: بدیهی است که خدا بر تمام احوالات آدمی آگاه است و هیچ چیزی از او مخفی نیست. چگونه می شود خداوند نداند که آیا ابوبکر از او راضی است یا نه!! متاسفانه این حدیث هم از جعلیاتی است که توسط ابوهریره ساخته و پرداخته شده است. حتما می دانید که ابوهریره به خاطر مطامع دنیوی و به دستور معاویه، احادیثی را بر علیه امیرالمۆمنین (علیه السلام) جعل می کرد و راه را برای سب(دشنام) و لعن آن حضرت هموار نمود.۲


شیخ: چرا به اصحاب رسول خدا تهمت می زنید. گویا شما شیعیان منتها درجه ی هنرنمایی تان دشنام گویی به بزرگان است.


واعظ: خواهش می کنم تند نروید! ثابت می کنم که کدام یک از ما اهل دشنام گویی و تهمت زدن است. آیا ما اهل تهمت زدن هستیم یا آنهایی که کتاب های شان مملو از صدها تهمت و هزاران دشنام به شیعیان بی گناه است؟! چه کسی گفته است که شیعیان مثل یهودی ها به قانون سه طلاقه و عدّه ی طلاق اعتقاد ندارند؟ بگذارید جریانی را که برای خودم اتفاق افتاد را برایتان نقل کنم تا مسئله واضح تر گردد.


همراه عدّه ای از ایرانی ها بوسیله قطار از کاظمین به سامرا می رفتم. در کوپه ی ما دو نفر از علمای اهل تسنن بودند که پیوسته ما را به زبان عربی مسخره می کردند؛ غافل از اینکه من تسلط کامل به زبان عربی دارم. آنها می گفتند و ما سکوت می کردیم تا اینکه یکی از آنها گفت این رافضی ها اهل بدعت هستند. از جمله بدعت های اینان این است که بعد از سلام نماز، سه مرتبه دست ها را بلند می کنند و می گویند «خان الامین» اطرافیانش از معنای این جمله پرسیدند. گفت: شیعه می گوید رسول خدا و جعفر و علی در کوه حرا بودند؛ جبرئیل از طرف خدا مأمور شد نبوت را به علی برساند ولی خیانت کرد و به پیامبر رساند.


این دروغ شاخ دار را که شنیدم دیگر طاقت نیاوردم و رو به او کرده گفتم: جناب شیخ! آیا تهمت و دروغ از گناهان کبیره است یا نه؟ گفت: چرا؟ ، گفتم: شما الآن هم دروغ گفتید و هم به شیعیان تهمت زدید؛ با کمال پررویی گفت: مطلب همین است که گفتم! من هم ده دوازده نفر از شیعیان که در قطار بودند و از مطلب بی خبر بودند را صدا زدم و از ایشان پرسیدم که شما بعد از نمازتان چه می گویید؛ همگی گفتند سه مرتبه تکبیر می گوییم. به جوانان سنی که در کوپه ی ما بودند گفتم شما به کوپه های دیگر هم سری بزنید و از مردم روستایی و شهری شیعه بپرسید تا حقیقت فاش شود. آنها رفتند و پس از مدتی برگشتند و با ناراحتی رو به شیخ کرده و گفتند: چرا دروغ می گویی؟!! شیخ جواب داد: من این مطلب را در کتاب ها خوانده ام.


شیخ: آیا در این حدیث نیز تردید دارید که رسول اکرم فرمود: «به درستی که خدا برای همه به صورت عمومی جلوه می کند؛ اما برای ابوبکر به صورت خصوصی تجلی می کند» و همچنین فرمود: «ابوبکر و عمر بهترین اولین و آخرین و دو سید پیران بهشت هستند».


واعظ: این احادیث نه تنها از نظر ما بلکه از نظر علمای اهل سنت نیز ساختگی است؛ علاوه بر اینکه از لحاظ عقلی مخالف با مسلمات دین مبین اسلام است.


شیخ: کجای این احادیث با دین مخالفت دارد؟


واعظ: در حدیث اول خداوند متعال جسم فرض شده است؛ که کفر محض است. حدیث دوم نیز واضح البطلان است زیرا بهشتیان تماما جوان هستند و پیری وجود ندارد که سید پیران موضوعیت داشته باشد. محض اطلاع شما عرض کنم که دشمنان اهل بیت این حدیث را در مقابله با حدیث مشهوری که در مدح اهل بیت است جعل نموده اند.


نواب: محبت بفرمایید و این حدیث مشهور را بیان نمایید.


واعظ: رسول اکرم (صلیّ الله علیه وآله و سلم) فرمود: «حسن و حسین دو سید جوانان اهل بهشت هستند و پدر آنها افضل از آنهاست».۳ این حدیث را تمام علمای شما معتبر می دانند.


شیخ: دیگر فکر نمی کنم منکر این حدیث شوید که رسول خدا فرمود: «اگر ابوبکر در میان قوم باشد سزاوار نیست کسی بر او مقدم شود».


واعظ: برای شما بسیار متأسفم که هر خبری را بدون فکر می پذیرید. اگر این حدیث جعلی نیست؛ پس چرا خود نبی بزرگوار (صلیّ الله علیه وآله وسلم) با وجود ابوبکر حضرت علی علیه السلام را بر او مقدم شمرد؟


شیخ : در کجا رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) علی کرم الله وجهه را بر ابوبکر مقدم داشته است ؟


واعظ: در بسیاری از مواقع، به عنوان مثال در غزوه ی تبوک؛ در امر وصایت؛ در اعزام مبلغ برای تبلیغ سوره ی برائت و در شکستن بت هبل.


ادامه این مناظره در سلسله مقالاتی، طی روزهای آینده به شما دوست عزیز تقدیم می شود. امیدواریم این همراهی زمینه شناخت مذهب حق و گروه رستگاران را فراهم کند .


 پی نوشت ها:


1- میزان الاعتدال، ذهبی ۵/۲۱۷ ترجمه شاره ۶۰۵۰؛ و خطیب در تاریخ بغداد ۱۱/۲۰۲ ترجمه شماره ۵۹۰۵


2- ربیع الابرار، زمخشری ۳/۳۷۰- ۳۷۱، و مسلم در صحیح ۱/۶۰ ح ۵۲ کتاب الایمان


3- تذکره الخواص، سبط ابن جوزی، ص ۲۱۱ ، باب ۹؛ و احمد بن حنبل در مسند ۵/۳۹


بخش اعتقادات شیعه تبیان


منبع :شهابی درشب ، دکتر توحیدی، ص۵۰ – ۵۴

به این مطلب امتیاز دهید
اشتراک گذاری در telegram
اشتراک گذاری در whatsapp
اشتراک گذاری در facebook
اشتراک گذاری در email

فرصت ویژه برای علاقه مندان به نویسندگی

شما می توانید مقالات خود را با نام خود در وب سایت موسسه منتشر نمائید. برای شروع کلیک نمائید.

نویسنده مقاله باشید